در این جا همکاران افرادی هستند که واقعا حرفهای و متخصصاند و تا حد ممکن به من کمک میکنند، بدون هیچ توقعی و با صمیمیت زیادی. همواره توان حل مسائل من در برخورد با چالشهای کاری به شدت افزایش پیدا میکند. روی ایدهها حمایت میشود و فقط در صورتی که خوب رویشان کار کرده باشید، امکان یادگیری وجود دارد؛ به شکل خلاصه، یاد میگیرید که چگونه طرحی را به سرمایهگذار ارائه بدهید. نمیتوانم بگویم شرکت از همه نظر عالی است، اما قطعا میتواند سکوی پرتابی برای رشد باشد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من مدتی حدود یک سال و نیم در شرکت رایان مبین ایرسا مشغول به کار هستم و این تجربه رو به شکل جدیدی بازگو میکنم. در ابتدای کار، وجود چند تیم قوی و مدیران اجرایی با تجربه و باانرژی، به همراه فضای باز برای رشد برای هر کدوم از اعضا، از نکات مثبت قابل توجهه. با این شرکت در طول سالها هر شش ماه حقوق بهطور منظم براساس پیشرفت فردی، فعالیت و نقش افراد در پروژهها افزایش پیدا میکنه، حتی بدون اینکه از من درخواست شود. تو قرارداد هم به صورت رسمی روی پاداش و سهم در تولید تاکید شده و اگر نقشمو در توسعه محصولی با فروش خوب احساس کنم، میتونم انتظار پاداشی فراتر از معمول داشته باشم. همکاری و رفاقت بین همکاران به گونهایه که ذهنیت زیرآب زنی یا رفتارهای منفی در فرهنگ سازمانی جایی نداره. مدیریت و مالک شرکت افراد با تجربه و کارکشتهای هستند که برای رشد شخصی و توسعه فردی ما ارزش قائلاند. فقط کافیست خواهان پیشرفت باشید و هر همکاری لازم با شما انجام میشه. از ابتدای شیوع کووید ۱۹، با همکاری کامل مدیریت، کل تیم دورکار شد و تجهیزات لازم از جمله لپ تاپ، کیس و مانیتور برای همه فراهم شد تا کار بدون وقفه ادامه پیدا کنه. جلسات پیشرفت شخصی و رفتارشناسی بهصورت داوطلبانه برگزار میشه و آموزشهای فنی با همکاری همکاران با تجربهتر انجام میگیره. در موارد حادثه یا مشکلات مالی و بیماریها، پشتیبانی لازم مثل وام و مرخصی ارائه میشه تا فشارها کم بشه. روشهای تولید نرمافزار مثل اسکرام و مفاهیم اجایل بهطور واقعی اجرا میشه و هر روز به بهبودش تلاش میشه. زبان انگلیسی جدی گرفته میشه و با توجه به تلاش شرکت برای حضور در بازارهای بینالمللی، جلسات زیادی به زبان انگلیسی برگزار میشه که خودش به رشد من کمک میکنه. نقاط منفی؟ قرارداد کاری بهصورت ساعتی بسته شده و اگرچه حقوق بهطور نسبی افزایش پیدا میکنه، اما در این نوع قرارداد خبری از سنوات و عیدی معمول نیست. هرچقدر کار کنید، درآمد همون مقدار ثابت خواهد بود، هرچند برنامههایی برای تبدیل قراردادها به قالبی مشابه قراردادهای سایر شرکتها وجود داره؛ اما تا سال ۱۳۹۹ غالبا همین قراردادهای ساعتی برای اکثر کارمندان برقرار بود.
در محیطی کار میکنم که از تکرار بیوقفه دور است و با اجرای چند پروژه متفاوت، ایدههای نو به جریان کار میآیند. فضای کاری به شدت دوستانه است و این نکته یکی از نقاط قوت شرکت محسوب میشود. به خاطر سطح مطلوب مدیریت و شرایط ساده، از سختگیریهای بیدلیل دیگر شرکتها خبری نیست و به راحتی میتوانم مرخصی بگیرم. امنیت شغلی را به میزان فعالیتی که انجام میدهم مرتبط میدانم و احساس میکنم وابستگیاش به نتیجههای کاری دیده میشود.
شرکت دادهپرداز پویای شریف محیطی آرام و منظم دارد؛ از همان ابتدا به من قولی واقعی داده شد و به آن عمل شد، بدون دبه و بدون وعدههای بیاساس. اکنون حدود شش ماه است که اینجا کار میکنم و از حضورم رضایتمندم. حقوق هم برایم مهم است و هرچقدر بهبود پیدا کند خوشحالتر میشوم. برای من خوب است که از خانه غذا نمیآورم و صبحانهام معمولا نان تازه با پنیر است و از این بابت راضیام. هنوز عقد قرارداد کامل نشده و باید ببینم که در پایان قرارداد حقوق چگونه خواهد بود. اتوماسیون اولیه کار کمی سخت بود اما حالا بهخوبی کار میکند و از مالیات هم خبری نیست که نسبت به حقوق کم شود. شرکت دارای چند تیم مستقل است که با هم همکاری میکنند و پروژههای بزرگ و خوبی را به انجام میرسانند. افراد با تجربه و سابقه طولانی در اینجا حضور دارند. مدیران شرکت هر هفته جلسه میگذارند، اما خروجی مشخصی از این جلسات وجود ندارد.
برای من حقیقتا تجربهای طولانی بود. در مدت یک سال، با تاخیرهای پی در پی برای حقوق مواجه شدم و حقوقها به صورت منظم واریز نمیشد. پرداخت حقوق به دو بخش صورت میگرفت و گاهی به دلیل مسائل مالیاتی این تقسیمبندی اتفاق میافتاد. وقتی کسی بدهی یا وامی داشت، باز هم قسطها عقب میافتاد و تاخیری وجود داشت. هر حسابداری که میآمد، معمولا بعد از حدود شش ماه دیگر حاضر نمیشد؛ دلیلش هم به نظر میرسید مدیریت ضعیف شرکت باشد. در زمان تسویه حساب هم مشکلات زیادی وجود داشت و کارمندان با ناراحتیهای متعددی روبرو میشدند.
نزدیک به دو سال هست که در این شرکت مشغول به کار هستم. خب من قبل از اینجا توی 3 شرکت دیگه کار کرده بودم و میتونم با قطعیت بگم که از هر 3 شرکت قبلی من بهتر هست. نکته ی خوبی که تو این شرکت دیده میشه ارزش و احترامی هست که از سمت مدیریت های ارشد به پرسنل داده میشه. بر خلاف شرکت های قبلی که اکثرا مدیرعامل ها بی سواد و از خود متشکر بودن، در داده ورزی سداد، مدیریت ها دست افراد با تجربه و کار درست داده شده. این شرکت همچنین حقوق و مزایای نسبتا خوبی داره، البته متاسفانه با ابر تورم بسیار وحشتناک سال 1399، هرچقدر هم که حقوق بگیری باز هم احساس میکنی زیر خط فقر داری زندگی میکنی ولی خب این مشکل رو نمیشه به پای شرکت نوشت. بر خلاف شرکت های قبلی من که در اونها منابع انسانی و بخش مالی هر روز به دنبال راهی برای ضدحال زدن به کارمندا میگشتن، در داده ورزی سداد به دنبال این هستن که به پرسنل خدمات واقعی داده بشه. مثل ساعت کاری منعطف، امکان دورکاری در زمان کرونا و دادن پاداش به دلیل حسن انجام کارها.
تجربه خوبی بود و من خیلی پیشرفت کردم به لحاظ فنی ولی علاقه به رشد غیر فنی تو مجموعه اشون نداشتم برای همین کار شخصی خودمو شروع کردم. به دوستان دیگه هم توصیه میکنم اگه خواستن تو این شرکت جای رشد زیاد فنی هست
من مدت هفت ماه توی این مجموعه کار کردم، که نه اسمش شرکت بود نه آژانس و… شرایط کاری به شدت غیرحرفهای و خانوادگی برخورد میکرد؛ افراد تصمیمگیر معمولا از اقوام و دوستای نزدیک مدیرعامل بودند و به نظرات دیگران توجهی نداشتند. ریسکهای مالی و پرداختیها هم مسئلهساز بود؛ آنها حسابی برای تسویه با افراد که استعفا دادهاند تعلل میکردند و معمولا از حد مقرر فراتر میرفتند. مشکلاتی در بخش مالی وجود داشت؛ مدیر مالی که سالخورده و بازنشسته است، از قوانین جدید به اندازهی کافی مطلع نبود و دیدگاه خودش در پرداختها غالب بود. وقتی به اداره کار شکایت کردم، با وجود حکم قطعی، گفتند باید به دادگاه مراجعه کنم و با مأمور بیایم؛ بیش از یک سال است که درگیر این روندم و هنوز نتیجهای نگرفتهام. این محیط فقط انگیزه را از بین میبرد؛ دانش و فناوری به اندازه کافی در آن وجود ندارد و کارکنان از لحاظ اخلاقی هم وضعیت مطلوبی ندارند. رفتار همکاران بسیار بیادب است؛ آنها در شبکههای اجتماعی شما را دنبال کرده و توهین میکنند، اگر بخواهی برای استخدام اقدام کنی، به بدترین وجه دربارهات صحبت میکنند و همه چیز را به مسائل اخلاقی نسبت میدهند. مدیریت هم سطحی و خودخواه است؛ دیدگاهی کوتاهمدت نسبت به کسب و کار و پرسنل دارد و پشت سر هم دنبال سود است؛ از فروش بیبطمن و پشت دوربین کنترل میکند و با ترساندن از طریق شنود، سعی میکند افراد را تحت کنترل نگه دارد. نگاهش تا حد زیادی ماشینی و به نیروی کار سرد است. مزایا یا امتیازات قابل توجهی وجود نداشت؛ حتی اضافهکار، عیدی یا سنوات، حقوق هم بر اساس میل مدیر مالی و با بیسوادی او پرداخت میشد. و از همه مهمتر، تعهداتش نسبت به کارکنان پایبند نبود. به همه توصیه میکنم برای اپلای اقدام نکنید
من حدود یک سال است که اینجا مشغولم و تجربهام را با شما در میان میگذارم، با اینکه هم نقاط مثبت دارم و هم نکات قابل توجهی که باید مد نظر باشد. منفیها زیاد هستند؛ محیط کار به شدت رسمی و تا حدی شبیه سازمانی دولتی است. قوانین employer نیمهدولتی حکم میکند که پوشش باید مطابق قوانین کشور باشد، ساعات نهار با همکاران زن جدا است، پوشیدن شلوار جین مجاز نیست و اضافهکاری طبق حقوق پایه محاسبه میشود. ارتباط میان بخشهای دیگر با واحد فناوری اطلاعات نسبتا خوب نیست و گاهی با آیتی مشکلاتی دیده میشود. مرخصیها کمی محدودترند و اگر جمعه یا چهارشنبه مرخصی بگیرید، دو روز برایتان محاسبه میشود. برای استخدام هم فرایند سختی وجود دارد که به اندازهی عبور از چندین مرحله است و آزمایشهای مختلفی از جمله اعتیاد و سوپیشینه و چکهای دیجیتالی و سفته لازم است. اما نکات مثبت هم هست: فضای کار بسیار دوستانه و صمیمی است و برای پیشرفت یک برنامهنویس فوقالعاده میتواند باشد. اضافهکار اضافی بهطور دقیق محاسبه میشود و اگر کسی قوانین شرکتهای دولتی را تحمل کند، فرصتهای خوب برای پروژههای جالب وجود دارد. مدیریت تیم آیتی با شما همدلی میکند و برای پیشرفت، دورههای آموزشی ارائه میدهد. در روز حمل و نقل کارت هدیه میدهند و بیمه تکمیلی و تامین اجتماعی فراهم است که امکان بیمهی اعضای خانواده را هم میدهد. در کدنویسی هم از شما حمایت میکنند؛ مدیر بخش آیتی بهطور منظم جلسات دوستانهای برگزار میکند و در کنار شماست. به طور کلی مکان مناسبی است، اما بسته به دید و تحمل شما نسبت به محدودیتهای قوانین دولتی، ممکن است تجربه متفاوتی داشته باشید. اگر دنبال پیشرفت و پروژههای چالشی هستید و مشکلی با چارچوبهای سختگیرانه ندارید، میتوانید به آنجا فکر کنید.
در برخورد با پروفایل، من تجربهای دوگانه را پشت سر گذاشتم؛ گویی یا همه چیز عالی است یا کامل نقص دارد. اما اجازه بده از نکات مثبت آغاز کنم. شرکت پروفایل یکی از بهترین و مجهزترین شرکتهایی است که دیدم و فضای ارتباطی آن به سبک خشک اداری نیست؛ با این وجود احترام همیشه رعایت میشود. برای تقویت روحیه تیمی، برنامههایی خارج از محیط کار در نظر گرفته میشود تا اعضا به هم نزدیکتر شوند. از آنجا که از جدیدترین فناوریها برای توسعه استفاده میشود، هر روز فرصت یادگیری موضوع تازهای برایم فراهم میشد. اما معایب جدی هم وجود دارد. در تصمیمگیریها، دو نفر کلیدی وجود دارند که هر نظر مخالف را نادیده میگیرند و نهایتا حرف خود را اجرا میکنند. مدیریت انتظار دارد محصولی بومی با ترکیبی از چند محصول بزرگ بینالمللی بسازند، اما بین کار و زندگی تعادل مناسبی وجود ندارد؛ حقوق پایه پرداخت میشود اما زمان کافی برای هماهنگی تیم با پروژه فراهم نیست و این مسئله تأثیر زیادی دارد. خروجی و ورودی هر تیم توسعه تا محصول از نظر کارایی بسیار بالا است و امنیت شغلی تا حد زیادی صفر است؛ حتی پرسنل با بیشترین تاثیر هم از دو ماه آینده خود اطمینان ندارند. روابط دوستانه و خانوادگی اغلب به شکل روابط مافیاگونه شکل میگیرد، بهویژه برای ورودیهای جدید. شنیده شده بود که از جذب سرباز صحبت میشود، اما درون سازمان که باشی متوجه میشوی بسیاری از معیارهای جذب سرباز رعایت نمیشوند. این نکته یا نشاندهنده آشنا نبودن با قوانین جذب نیروست یا توجیهی برای استخدام نیروی متخصص و بهکارگیری او با شرایط نامناسب است. احتمالا گزینه دوم درست است. به ادعای شرکت با شعار چابکی و همگامی با تغییرات، در واقع هیچ نظم و ثباتی در پروژهها وجود ندارد و بارها مدت زمان مشغول به کار تعینیافته کنار گذاشته شده و با برنامهای دیگر جایگزین شده است. در نهایت تجربه من از پروفایل ترکیبی از شیرینی و تلخی بود و امیدوارم مدیریت شرکت زودتر به این نتیجه برسد که تیم رویایی و متخصصی که انتظارش را دارند با تبلیغات برای جذب ارشد با حقوق کم و استخدام و اخراج در کمتر از یک سال هرگز عملی نخواهد شد.
من تجربه مدتی که اونجا بودم رو میگم نقاط ضعف: مدیریت بد و غیرقابل تحمل کسرکارای بی دلیل و زیاد توهر ماه سنواتتم ک پایه میدن جریمه های الکی.کارت هدیه اینام تعریف نشدس. موقع تسویه هم که یک کمی تیغتون میزنن مگه اینکه بری اداره کار که بخاطر پانصدهزار کسی تاالان نرفته دردسرش زیاده ، قوانینش هرکی هرکیه ،شهر هرت رو شنیدین؟وب وان همونه رفتار بدبا کارمند، روزکارگرشما کارمندین روز کارمند شما کارگر فقط یادتون باشه اگه الان وب وان هستین حتما قبل بیرون اومدن از شرکت درخواست عدم ادامه همکاری بنویسید و مهر شرکت بخوره وگنه به مشکل برمیخورین. تو یک ماه همیشه یکی دوتا کارمند عوض میکنه. حقوقا رو بخاطر فرار مالیاتی تو دوتا،پارت پرداخت میکنن، و روزشم مشخص نیست ،یکبار دهم پرداخت میشه یکبار ۱۵هم،تازه اونم پارت اولش اضافه کارم کمتر از یک ساعت کار حساب نمیشه ولی کسر کار یک ثانیم محاسبه میشه اون ماهایی که ۳۱روزن ،اون یک روز اضافه رو پایه حساب میکنن برات ولی ی سری نقاط مثبتم داره مرخصی راحت میده تایم نهارت زیاده برای یک نفر مبتدی جای خوبیه برای پیشرفت اگه نقاط ضعف بالا براش مهم نباشه
از تجربهی خودم میخواهم بگویم که کارکنان و فضای کاری اینجا من را واقعا ناامید کرد. در طی سالهایی که دارم کار میکنم، چنین محیطی را کمتر دیدهام و از شرایطی که وجود داشت بسیار ناراضی بودم. رفتارهای توهینآمیز و فشارهای بیمورد، جو کاری را به شدت منفی میکرد و احساس میکردم که به عنوان فردی با ارزش دیده نمیشوم. فضای کار از لحاظ بهداشتی هم مناسب نبود و نظافت به طور جدی نادیده گرفته میشد. در آن واحد کوچک و بدون تهویه مناسب، بیش از ده نفر کار میکردند که در دوران شیوع کرونا خطرناک به نظر میرسید. از تجربهام نتیجه میگیرم که چنین مشکلاتی میتواند اثرات منفی زیادی بر روی روحیه و انگیزه بگذارد.
اولین تجربه کاری من در حوزه نرمافزار خیلی خوب بود؛ تا به الآن پنج شرکتی که کار کردم را تجربه کردم و اینجا بیشترین آرامش را داشتم. واقعیت این است که در این شرکت هر کس مسیر رشد خودش را پی میگیرد و هیچکس نیست که جلوی تو را بگیرد. همچنین هیچکس نبوده که برایم مزاحمت ایجاد کند یا فشار روانی وارد کند. بنیان این شرکت بر دوستی، تعهد و اعتماد است.
باورم نمیشه که چنین رفتاری از مدیریت با پرسنل مثل برده صورت میگیره و ارزش و احترام زیادی برای کارکنان قائل نمیشه. حقوقی که از وزارت کار میگیرن، ده برابر انتظاره و از من انتظار دارن که بسیار بیشتر از حد کار کنم. متأسفم بر این که برای چنین مدیری بیلیاقت کار کردم.
تازهترین تجربهام از کار در شرکت توسعه ارتباطات الکترونیک تجارت ایرانیان را با حال و هوای مثبتی به خاطر میآورم، چون میخواهم صرفا از زاویهی دید خودم روایت کنم. از سالها پیش که وارد دنیای برنامهنویسی شدم، خیلی به تغییر شغل عادت داشتم و اغلب هر چند ماه یکبار مسیرم را عوض میکردم. در برخی تجربهها به دلیل حقوق نگرفتن یا محیطهای غیرپویا و بدون پیشرفت تصمیم به ترک گرفته بودم. اما این شرکت را دو سال قبل از طریق یکی از دوستانم شناختم و بهار ۹۹ برای مصاحبه آمدم. هم روند مصاحبه هم کار در تیم به نظر من عالی بود. مصاحبهها به طرز هنرمندانهای نبودند که از اینترنت سوال بپرسند یا بر مبنای کارهای غیرواقعی ارزیابی کنند؛ اتفاقا سوالها متناسب با دانستهها و کاربردشان در کار بود و با وجود اینکه به آنها بهطور کامل مسلط نبودم، دست رد نخوردم. اکنون همکاران فعلیم به خاطر روحیه و تحمل بالایم من را برای این کار مناسب دیدند، حتی با وجود این که سنم بالای ۴۰ است و به چشم خودم هم شاید در جایگاه فعلیم نبودم، اما آنها باور داشتند که میتوانم موفق باشم. طی حدود یکماه و نیم فرآیند مصاحبه انجام شد و در نهایت رضایت مثبت تیم را گرفتم؛ همکاری با تیمی که در آن هستم، یکی از بهترین تجربههای زندگیم است. همکارانی شاد، فعال و خودمانی دارم و سرپرستی هم داریم که گاهی با گویش دلنشینش از خاطرات جالب یا فیلمهایی که دیده تعریف میکند. در شش ماه گذشته خیلی چیزها یاد گرفتهام و احساس اعتمادی که نسبت به من شده برایم ارزشمند است؛ گاهی به خودم میترسم که مبادا کار ارزشمندم را خراب کنم. از همان روز اول به من گفتند تا زمانی که خودم تصمیم به رفتن ندهم، اینجا میمانم و تا بازنشستگی اینجا حضور دارم مگر اینکه خودم استعفا بدهم. از مزایا هم راضیام: هر سه ماه کارانه، پارکینگ طبقاتی رایگان نزدیک شرکت، پرداخت نصف حق بیمه تکمیلی، تا ساعت ۳ بعد از ظهر کار میکنم از آغاز شیوع کرونا تا امروز، دورکاری ۵۰ درصد، و فشار کمتر برای ثبت لاگهای کاری و مواردی اینچنینی. به خاطر این امکانات و فضای کار، قصد تغییر شرکت را ندارم.
در نخستین روزها فهمیدم که نوبیتکس، شرکتی در حال رشد با روند تقاضای بالا برای جذب نیروست. هر چه زمان میگذشت، تیمها افزایش پیدا میکردند و تعداد همکاران به مرور بیشتر شد. با وجود فشارها و استرسهای روزانه، برخورد دوستانه همکاران و مدیران همواره مشوقم بود و فضای کار، سرشار از انرژی مثبت به نظر میرسید.
سالها سابقه کار من در این شرکت بهعنوان توسعهدهنده شکل گرفت و تجربهی عجیبی بود. وقتی وارد شرکت میشدم، تصویری از دیوار میدیدم که عکس ۶۰ نفری از کارکنان پیشین آویزان بود و واقعا افراد بااستعداد زیادی در آنجا کار میکردند؛ اما مدیری که نتوانست تیم را بهبود دهد، باعث شد از ۶۰ نفر به حدود ده نفر تقلیل پیدا کنند. به باور من غرور کاذب و رانتهای پشت پرده سبب شد تا شرکت نتواند به مسیر درستی برسد و پولهای پشتش هم به شکل نامناسبی خرج شد. برای من و همکارانی که از آنجا رفتیم، تجربهای بود که در آغاز راه میتوانست نقطه پرتاب باشد و کاش این اتفاقها زودتر میافتاد تا چند سال زودتر از این تجربه گران بگذرد. با وجود همهچی، خیلی خوب بود که اکثر همتیمیهایمان بااخلاق و خوب بودن و همکاری بالا داشتند؛ اما به مرور کم شدند و ناگاه میدیدم که دیگر قرار نیست آنجا کار کنند؛ قراردادها و گارانتیها هم چندان معتبر نبود. بهطور صریح میتوان گفت که اگر در دوران بیکاری هستید، وارد چنین شرکتهایی نشوید، زیرا شأن یک نفر هم زیر سوال میرود. تصور کنید با کسانی کار میکنید که گاهی فقط با عنوانهای نامربوط مثل دکتر نام گذاشته میشوند و مدیر اصلی واقعا دانش لازم را ندارد، اما درباره همه چیز نظر میدهد.
به مدت یک ماه به عنوان کارآموز طراحی وب در اینجا مشغول بودم و واقعا فضای ناسالم و جو منفی شرکت هم برای من قابل تحمل نبود. مدیری پرادعا و بیادبی که بیشتر تنها کاری که بلده مقایسه تاریخ ثبت دامین با گوگل و به رخ کشیدن آن است، وجود داشت. شیوه کار اینجا طوری بود که همیشه کارآموزها میگرفتند و پروژهها را به رایگان و بدون حقوق ازشان میکشیدند، و ظاهرا الان هم وضع به همین منوال است چون دائم در حال آگهی برای جذب نیرو و کارآموز هستند و هیچکس برای مدت طولانی ماندگار نمیشود. کمتر از ده روز فهمیدم دیگر نمیتوانم در این فضای پراز کار و سمی باقی بمانم و به محض اتمام دوره کارآموزی از شرکت جدا شدم. یک نکته مثبت کوچیک هم داشت برایم: یکی از اعضای قدیمی شرکت در آن مدت حالم را داشت و در همان ماه کوتاه، از نظر کدنویسی فرانتاند پیشرفتم داد. همین.
شاتل برای شروع کار تجربه نسبتا مناسبی به نظر میرسد، اما بسته به ویژگیهای شخصیتیتون ممکنه در بلندمدت با مدیران و مجموعه دچار چالش بشین. از دید من، اونها دنبال کسانی هستند که به صرف تأیید نظراتشون بسنده کنن و نکات منفی یا نقاط ضعفشون رو بهرنگ مثبت نزارن؛ کوچکترین مخالفت هم تحمل نمیشن. حجم کار واقعا سنگین است و اگر بتونید دوستان و همکاران خوبی توی شرکت پیدا کنید، تحمل شرایط کار آسانتر میشه. واحدهای شاتل اضافهکار تعریف میکنن، اما توی بخش فروش اینطور نیست؛ پس اگر اضافهکار موندن، انتظار دریافت وجهی بابتش نداشته باشید. متأسفانه پیشرفت در شاتل به کندی صورت میگیره و ممکنه سالها طول بکشه تا به سرگروهی یا مدیریتی برسید. گاهی هم تصمیم میگیرن برای یک واحد از خارج شرکت افراد مدیریتی استخدام کنن که نتیجه سالها تلاش شما رو زیر سوال میبره. حقوق نسبت به حجم کار منصفانه نیست. در مواقعی که شرکت با بحرانهای مالی مواجه میشد، افراد با سابقه رو بهراحتی کنار میگذاشتن و ما بارها شاهد از دست رفتن همکارانی بودیم که سالها تجربه و دانش داشتن. شرکت برای جذب و استخدام کارشناسان زمان، انرژی و هزینه صرف میکرد، اما وقتی موضوع نگهداشتن اونها به میان میآمد، انگار هیچ تلاشی صورت نمیگرفت. نتیجه اون آگهیهای استخدام روشن و بیوقفه شاتل است؛ اگر توجه کنید همیشه بهنوعی در حال جستوجو برای پر کردن سمتهای مختلف هستن. تنها چیزی که میتونه تحمل تمامی نکات منفی شاتل رو توجیه کنه، داشتن دوستان خوبیه که اونجا پیدا کردیم. انصاف نیست اگر درباره سیستم و فرآیند داخلی سازمان صحبت نشه؛ روالهای مشخصی وجود دارن که حاصل تلاش سالهای افراد داخل سازمان است و باعث میشود همه چیز مستند باشه، چیزی که ممکن است توی سازمانهای دیگه کمتر دیده بشه. اگر مدیران شاتل در رفتار و عملکرد خودشون بازنگری میکردن، شاتل میتونست جای بهتری برای کار کردن باشه.
در دیتاک، یادگیری و رشد با سرعت بالایی اتفاق میافتد و همکاران نسبتا دوستانه و همراهاند. محیط کار ساده و بیحاشیه است و کسی که انتظار آرامش مطلق دارد، شاید با اینجا سازگار نباشد؛ باید روحیه کار تیمی و انگیزهای برای کار در فضای استارتاپی داشت. افراد اهل چالش و حل مسئله برای این شرکت مناسباند، اما بیحوصلگی و بیانگیزگی به کار پاسخ نمیدهد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.