این شرکت برای من و تعدادی از همکاران مدت طولانی تجربهای بسیار مثبت بود؛ برعکس برخی نظراتی که از ورود اولیها و پروسه مصاحبه شنیده میشود، برای ما کار در یارا معنای تازهای داشت. اگر به کار جدی علاقه دارید و پایبند به جزئیات هستید، یارا جایی است که پایان ساعات کاری برایتان معنایی ندارد. خیلی از روزها بعد از ساعت شش عصر هم تیمیها حضور دارند و حس نمیکنی کار پایان یافته. اینجا سرمایههای انسانی ارزشمند محسوب میشوند و امکانات رفاهی چه داخل شرکت و چه خارج به حد امکان فراهم است. واحد منابع انسانی همیشه در دسترس است تا شنونده نظرات، پیشنهادها و حتا گاهی گلایههای ما باشد. مهمترین نکته این است که نگاه از بالا به پایین وجود ندارد؛ در هر واحدی که کار کنی، کارت همانجا مهم و ارزشمند است. همه چیز با تلاش ساخته میشود و به نتایج زحماتمان تعصب داریم. روزهای سخت و شیرین زیادی با هم داشتیم و یارا همواره به عنوان حامی خوبی برای کارمندان باقی ماند. در یارا چیزهای تازه یاد گرفتیم و با چالشها روبهرو شدیم، همیشه از ما حمایت شده تا بتوانیم وظایف را انجام دهیم. نکته کلیدی این است که به نیروها در بالاترین سطح کار اعتماد میشود و این اعتماد، باعث افزایش اعتمادبهنفس، قدرت تصمیمگیری و تمایل به ریسک میشود. اینجا یاد میگیری که پیشرفت نتیجه تلاش افراد است. با ارتباطی که اینجا برقرار میکنید، بدون دغدغه میتوانید مسائل را با مدیران ارشد و حتی مدیرعامل در میان بگذارید. جو کار بهطور کلی حس داشتن خانوادهای دوم را در شما ایجاد میکند که بخش عمده روزتان با آنها میگذرد. اگر دنبال چالش و تلاش هستید، اینجا قطعا برایتان خوشایند است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من حدود پنج سال است که در شرکت یارا مشغول به کارم و این تجربه برایم همچنان با طراوت است. جمعیتم از نیروها اغلب جوان هستند و فرصت دارند تا استعدادهایشان را به رخ بکشند؛ همهی همکاران در حوزهی کاری خودشان باسواد، پرانرژی و با پاسخگویی بالا هستند. این شرکت به جوانها چنین اجازهای میدهد تا در تخصص خود به پیشرفتهای قابل توجهی برسند و در محیطی گرم، صمیمی و بدون تنش به کارشان ادامه بدهند. از نظر من، همکاری میان اعضا از موارد برجستهی شرکت است و تجربههای قبلیم در موسسههای دیگر نشان میدهد که تنها جایی است که به کار قانونی و امنیت شغلی کارمندان توجه میشود، البته این را به گفتهی خودم میگویم و از این بابت بسیار خوشحال و قدردانم که عضوی از این مجموعهی بزرگ هستم و از مدیران و مسئولان شرکت یارا تشکر میکنم بابت محیط امن، باانگیزه و تخصصی که فراهم کردهاند.
وقتی وارد شرکت شدم، پیوستگی ساختار منابع انسانی به وضوح به چشم میخورد و تجربه خوبی از همگام بودن با فرایندها دارم. ستدهای تیمها و شرح وظایف هر کدام به وضوح مشخص شده و فضای کافی برای ارائه پیشنهادات و بیان رویکردها وجود دارد. جو کار گروهی مناسب است و احترام متقابل بین اعضا کاملا مشهود است، به طوری که طی این مدت با هیچیک از اعضا، تیم یا کل شرکت مشکلی نداشتم.
باور دارم شرکت ایده پردازان پاراکس ادعایش راجع به سابقهی ده ساله در طراحی محصولی که الان وجود ندارد هیچ پایه و اساسی ندارد. حقوق به صورت دو ماه تأخیر پرداخت میشود و مشکلاتی هم در بیمه وجود دارد. مسئولان شرکت، از جمله مدیر فنی و مدیر پروژه، هیچیک از وظایف خود را بر عهده نمیگیرند و همهی کارها و مسئولیتها، حتی ارتباط با مشتریان، به عهدهی توسعهدهنده است. در دوران دشوار مدیریتی شرکت که حقوقها پرداخت نمیشد، با وجود صبحانههای گوناگون و ولخرجیهای فراوان، به کارمندان کمترین توجه را نشان نمیدادند.
به نظر من این شرکت با وجود ادعای بزرگی و داشتن تیمهای مختلف، از داخل تفاوت زیادی با انتظارهای من دارد. محیط کار به نظر میرسید آرام و بیتحرک باشد و به نظر میآمد که همسویی واضحی بین واحدها وجود ندارد. فضای کار به گونهای بود که به جای کار تیمی، گمانهزنی و زیرآبزنی بیشتر رواج داشت و گاهی متخصصان قدرتمند هم احساس میکردند که موقعیتشان در معرض تهدید است و سریعتر از جایگاهشان کنار گذاشته میشدند. به طور کلی فضای شرکت مملو از حاشیهسازی و جانبداری بود و رفتارهای غیرشفاف مثل وعدههای پوچ پاداش و پاداشهای گاه و بیگاه وجود داشت. اگر دنبال محیطی برای تلاش و پیشرفت و برنامهریزی حرفهای بودم، فکر نمیکنم اینجا گزینه مناسبی باشد.
کار کردن در ایوند تجربهای نسبتا عجیب بود: آزادی عمل کامل داشتم تا هر کار را که دوست دارم انجام بدهم، اما گاهی ناگهان از من میخواستند کار را رها کنم و به کار دیگری بپردازم؛ گاهی این اتفاق برای چند کار پشت سر هم تکرار میشد. مدیریت در مجموعه چندان مطلوب نبود، هرچند همین وضع بهنوعی تبدیل به کلاس آموزشی مفیدی میشد که نکات مثبت و منفی سبک مدیریتی را بهطور عملی نشان میداد. مزیت دیگری که وجود داشت هم تیمیهای جوان و غالبا خوشبرخورد بودند. بهطور کلی حضور در ایوند برای من خوشایند نبود، اما تجربهای رو به رشد و آموزشی محسوب میشد.
با سلام خدمت همه دوستان شرکت هوژان ازون شرکت هاییه که هر وقت تو هر سالی بخوای بری اونجا میبینی نهایتا 4 یا 5 نفر مشغول بکار هستن و مدیر عامل به هیچ عنوان اجازه بزرگ شدن سازمان رو نمیده دلایلشم کاملا مشخصه و بیشتر بخاطر نپرداختن حق و حقوق اینکارو میکنه . یکی از چیزهایی که در ماه اول ورود به اون شرکت میفهمین اینه که مثلا اگه 4 تومن قرارداد بستین ( البته بگم قراردادی به شما داده نمیشه و سفته هم ازتون دریافت میشه) سرماه میبینین 2الی 2.5 میلیون برای شما واریز میشه البته که من در چند سالی که اونجا بودم هیچ وقت حتی یک بار سر وقت حقوق واریز نشد! بعد که به مدیریت مراجعه میکنین میبینین که ای دل غافل ایشون بشدت بلدن چجوری سرتون کلاه بذارن ! خیلی از همکارها همون ماه اول شرکت رو ترک میکردن و باید بهتون بگم که بعد از ترک سازمان هم در هیچ مقطعی حق و حقوقتون بهتون پرداخت نخواهد شد. 6 روز کاری در هفته عدم احتساب مرخصی های ماهانه عدم شناوری ساعت ورود و خروجتنها دو روز مرخصی و اجبار بر استفاده در همان ماه اصرار بر اضافه کاری بعد از ساعت 5 بعدازظهر و نبود هیچ گونه زمان استراحت بین ساعات کاریعدم پرداخت به موقع حقوق (حتی یک بار هم سر وقت پرداخت نشده)کم کردن بیش از 60 درصد حقوق در مرخصی عید نوروز بد دهن بودن تنها مدیر موجود درمجموعه (مدیر عامل)کنترل شدید با دوربین حتی جلو سرویس بهداشتی عدم امکان دورکاری (بخاطر کرونا لااقل) از دیگر معایب این شرکت کوچیکه فضای یادنگیرنده ! ( یعنی به محض اینکه بخواین چیز جدید یاد بگیرین بدلیل مانیتور شدن نمایشگرهاتون میان بهتون گیر میدن )سواستفاده از فضای دانش بنیان (به بهانه سرباز گرفتن حقوق اولیه فرد هم بهش تعلق نمیگیره)مهم نیست شما چقد زحمت میکشین مهم اینه شما چند ساعت در روز در شرکت حضور دارین !!! راستی یادم رفت بگم اگه تعداد تعطیلات ماهانه رسمی تو شرکت زیاد باشه شما مجبورین روزهای تعطیل رو برین شرکت و از طرفی هم هیچ مبلغ اضافی بهتون تعلق نخواهد گرفت !!! و خیلی چیزهای دیگه که بنظر من این شرکت مناسب حضور خانم ها در اون نیست خیلی حواستون جمع باش از ما گفتن بود !!!
مدت کوتاهی است که در این شرکت به عنوان برنامهنویس بکاند مشغول به کارم و میتونم بگم فضای کار و یادگیری نسبت به حوزه فنی و بیزینسی همزمان فرصت مناسبی به نظر میرسه. اگر دنبال محیطی با حداقل حاشیه و برخوردهای مثبت هستید، جای مناسبی میتونه باشه. همکاران فنی در آموزش دادن از هیچ دریغ نمیکنن و تکنولوژیهای نسبتا بهروز استفاده میشه که مسیر رشد رو هموار میکنه. با توجه به اینکه کار در حوزه پرداخت انجام میشه، تجربههای مرتبط با کار با کسبوکار هم برای من ایجاد شد. از نظر حقوق، گاهی محدودیت وجود داره اما حس همکاری تیمی و کار گروهی واقعا حس میشه.
تعادل خوبی بین کار و زندگی برقراره. ساعت کاری شناور داره و ملزم نیستی که راس ساعت خاصی کارت رو شروع کنی. اصل بر اعتماد هست و همه چیز با همین پیش فرض جلو میره. اگر ظرفیتش رو داشته باشی، خیلی استرسهای کاری تجربه شده در محیطهای قبلی رو نخواهی داشت. همه این امکان رو دارن که پرسش کنن و پاسخ بگیرن. خیلی کم پیش میاد که تصمیمی از راس گرفته بشه و افراد نتونن درگیرش باشن.
مدیران گروه فناوری مبتکر هیچ تخصصی در مدیریت ندارند و بار تمام مشکلاتی که از نبود این تخصص ناشی میشود را فقط به دوش توسعهدهندهها میگذارند. منابع انسانی و تیم محتوا و سایر واحدها هم هیچ تقصیری ندارند و تنها کسانی که کد میزنند مقصر دانسته میشوند. آنها با روشی ساده و دستمالبهدستی برای مدیریت کارمندان برخورد میکنند و به نظرشان این رویکرد، بهینه است. در این شرکت همه خانوادهاند و بهترین تجربه را تا آخر قضیه دنبال میکنند.
وقتی به تیم فنی گروه فناوری مبتکر ملحق شدم، با تیمی یکپارچه و همدل روبهرو شدم که همواره به یکدیگر کمک میکردند و پیشرفت قابل توجهی داشتیم. اما از طرف مدیریت، اوضاع خیلی بیثبات و پرتنش بود: فضایی ملتهب و منفی در شرکت ایجاد شده بود. وعدههای بیپایهای که داده میشدند، انگیزه را از تیم میگرفت و اعتماد را کاهش میداد. اگر کاری را در زمان مقرر انجام میدادم یا به موقع حضور داشتم، کار به مشکل میخورد و به من منتقل میشد که انگار از زیر کار در میروم. تاخیرها بهطور مکرر سه برابر میشد و فشار کاری به شدت بالا بود. قراردادها را به خودشان نگه میداشتند و تحویل نمیدادند. کل سیستمها پیوسته تحت نظارت دقیق بودند و جوی شدید از کنترل وجود داشت. نقطهی روشن و امیدبخش ما در آن فضا همواره تیم و کارکنان شرکت بودند که با وجود تمام مشکلات، تحمل میکردند. اما واقعا بهنظر میرسید این محیط برای ادامهی کار مناسب نیست و بسیاری از همکاران بالاجبار از شرکت جدا شدند.
شرکت فراکارانت را تجربه کردم و میخواهم از فضای کارش بگویم. مدیرعامل به ظاهر فردی تحصیلکرده است و شرکت را جزو قدیمیهای حوزه فناوری اطلاعات میدانم، اما به طور عمده ارتباطی پایدار با همکاران ایجاد نمیکند و بیشتر به دنبال کارآموزان هست تا کارشان را تداوم دهد. به همین دلیل مشتریها از خدمات راضی نبودند. برای حقوق و بیمهی کارمندان ارزش زیادی قائل نمیشدند و اگر دستمزدی هم پرداخت میکردند، به هر روشی و در هر زمان که میخواستند، مقداری را پرداخت میکردند. من یک سال هم دوام نیاوردم و به هیچکس توصیه نمیکنم. برای من این تجربه پر از خاطرات ناخوشایند بود.
شرکت رسا برگ های سبز و نقره ای را تجربه کردم. مدت حدود هفت ماه در بخش فرانتاند خدمت کردم و وضعیت شرکت نسبتا خوب بود. هر سه ماه تقریبا حقوقمون افزایش پیدا میکرد. تیمها وقتی که گاهی به خاطر کمبود وقت شبها هم کار میکردن، علاوه بر اضافهکاری پاداش هم دریافت میکردن. بیمه بهطور کامل پوشش داده میشد. دلیل خروجم، رفتار و کدهای پروژه قبلی توسعهدهنده قبلیم بود که خیلی ناقص نوشته شده بود و زیر بار ریفکتور نمیرفتند؛ به همین خاطر نتونستم تحمل کنم و از شرکت جدا شدم.
مدتها توی این مجموعه کار کردم و در روزهای اول احساس خوبی داشتم؛ به کارمندان بها داده میشد و صدای آنها تا حدی شنیده میشد. اما به مرور فهمیدم که حرفها فقط بهظاهر شنیده میشود و نشان میدهند که برایشان اهمیت وجود دارد، اما عمل کردند نه واقعا. بعد از یکی دو سال، بسیاری از همتیمها و مدیران واقعا مفید که از شیوهی مدیریتی ناراضی بودند، استعفا دادند و من به مشکلات اصلی شرکت پی بردم. فعلا مزایای قابل توجهی حس نمیکنم و مشکلات زیادی وجود دارد؛ مدیران از پذیرش اشتباه فاصله میگیرند که این روند ممکن است کل مجموعه را به مشکل بیندازد، هزینههای بیجا در مواردی که اصلا ضروری نیست انجام میشود و برای افرادی که اهمیت زیادی دارند در برابر هزینههای پایین برای کارکنان کلیدی تفاوت فاحشی وجود دارد. امیدوارم هر چه زودتر به اشتباهات خود پی ببرند، هرچند بارها و بارها توسط من و چند نفر دیگر به این مسئله هشدار داده شده اما نتیجهای مشاهده نشده. به دلیل محرمانه بودن اطلاعات شرکت، نمیتوانم بیشتر توضیح دهم.
مدت بیش از سه سال در حامی سیستم شریف حضور داشتم و طی این سالها نکات مثبت فراوانی دیدم؛ همانند هر جا، کاستیهایی هم وجود داشت، اما برای من نقاط مثبت ارزش بیشتری داشت. یکی از مهمترین نکاتی که در این شرکت حس کردم توجه مدیران به کارمندانی بود که واقعا زحمت میکشیدند؛ میشد مطمئن بود که اگر تلاشت را بهکار بگیری، رشد میکنی و فرصتهای خوبی در پروژههای بزرگ به تو میرسید. اعتماد مدیرعامل مجموعه به من و سپردن مسئولیتهای مختلف، باعث شد تا سطح خودم را بالا ببرم. از دیگر ویژگیهای مثبت، رفتار منظم و پرداخت منظم حقوق بود—حتی در شرایط مالی دشوار هم پرداخت حقوق به موقع در اولویت بود.
شرکت جابگای برای من تجربهای بود که در آن بهسمت کاملا جمعی شدن تصمیمها کشیده شد و همه در فرایندها نقش داشتند. هدف اصلیمان این بود که ویژگیها را سریع و با هزینه کمتر پیاده کنیم. اما از نظر حقوقی اوضاع خیلی خوب نبود؛ پرداخت حقوق به موقع انجام نمیشد و گاهی حتی از کارکنان برای هزینههای سرور درخواست میشد. این موضوع واقعا آزاردهنده بود. با این وجود بازخوردهای مثبتی از مخاطبان میشنیدم و امیدوار بودم اثر هرچند کوچک ما در بهبود فضای کار و شرایط کارکنان در شرکتها و شرکتکنندگان ایرانی دیده شود.
شرکت کوبل دارو تجربهای کارگاهی با فضایی مثبت و حرفهای ارائه میدهد. از همان آغاز حضور، جو دوستانه حاکم است و هر فرد با پشتیبانی تیم منابع انسانی با غرور وظایفش را دنبال میکند. مدیران ارشد شرکت که صاحبان کسبوکار هستند، با وجدان کاری بالا و نوعدوستی شناخته میشوند. پرداخت حقوق و پاداشهای مرتبط با عملکرد بهموقع انجام میشود و مزایای مناسبی در نظر گرفته شده است. توازن بین کار و زندگی نیز در سطح مطلوبی است و فضای کار برای کسانی که به دنبال پیشرفت هستند، فرصتهای گسترش زیادی فراهم میکند. در این محیط، هیچگونه رانتخواری یا باندبازی وجود ندارد و فضای کاری بهطور کل دوستانه و حرفهای است؛ اعضای تیم حرفهای و متخصص کنار هم مشغول به کارند.
کار کردن با این شرکت تقریبا به یک سال میرسد و وضعیت همکاری به نسبت قابل قبول است. نقاط قوت و ضعف هر دو دست کم در اینجا دیده میشود. اگر بخوام از خوبیاش بگم، پرداخت حقوق به صورت منظم انجام میشود هرچند معمولا یک ماه تاخیر وجود دارد که برای هممون آشناست و جزو قوانینشونه. بیشتر هزینه ناهار رو پوشش میدهند و برای کارمندان نوشیدنیهایی مثل قهوه و آبمیوه و شیرینی در دسترس است. از نظر تجهیزاتی و امکانات هم وضع خوب است و بدون اتلاف وقت میشود نیازهای ساده را برطرف کرد. فضای کار نسبتا زیباست و برای تفریح هم دکوریهایی مثل دارت و کنسول بازی فراهماند. همچنین دو ساعت شناور برای تنظیم رفتوآمد وجود دارد که آزادی عمل بیشتری در برنامهریزی روز میدهد. اما کاستیها هم به چشم میآید: نیروهای قدیمیتر تقریبا همهچیز را در اختیار دارند و تجربه و سابقه بیشتر از توان فعلی اهمیت پیدا میکند. این موضوع گاهی موجب میشود برخوردها و توزیع کار به نسبت نامتعادل به نظر برسد و در برخی مواقع پاسخها را خودشان میدهند. روند تسکها گاهی پیچیده است و گاهی وارد کردن یا استارتزدن کارها فراموش میشود که لازم است دوباره ویرایش یا اصلاح شوند. فضای کار رسمیتر از حد انتظار است؛ با وجود جوان بودن جمعیت، روابط به شکل رسمی اداره میشود. قوانین هم خیلی دقیقاند و قراردادها و ضوابط با جزییات زیادی ثبت میشود، شاید برای برخیها خیلی شبیهبه این سازوکارها دوستداشتنی نباشد.
من بیش از یک سال سابقه ی کاری توی این شرکت داشتم. محیط نسبتا خشکی داره. تو اکثر مواقع کسی صحبت نمیکنه ( بهتره بگم نمیتونه صحبت کنه!) و هندزفری توی گوششونه. با توجه به فشار کاری زیاد و نوع اجرای تسک ها فرد وقتی برای استراحت یا سرگرمی نداره. حقوق ماه اول رو نگه میدارن و توی ماه دوم پرداخت میکنن، یعنی مثلا حقوق فرودین رو آخر اردیبهشت میدن، ولی همیشه ۳۰ام پرداخت شده و از این لحاظ تاخیر نداشته. حقوق ها خیلی خیلی کم بالاتر از وزارت کاره !(اونم با کلی منت). پروژه های خوبی داره و اگهکسی میخوادفقط تجربه کسب کنه پیشنهاد میکنم.
بخش زیادی از تجربه کاریم رو در مدت کوتاهی که توی شیپور کار میکردم بدست آوردم کارمندهای متخصص، محصول جذاب و پر کاربر چالش هایی که توی این شرکت بهشون برمیخوریم کمتر شرکتی توی ایران هست که این فرصت رو به برنامه نویس ها بده که همچین چیزی رو تجربه کنن دوست داشتم مدت بیشتری با این تیم همکاری داشته باشم و اگه توی ایران میموندم یکی از گزینه های اصلیم بود شما توی این شرکت جو بسیار صمیمی رو تجربه میکنید حسابی به چالش کشیده میشید و در بالاترین سطح کار خواهید کرد رسیدگی به کارمند هم خوبه ولی میتونست بهتر از این باشه
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.