در یک محیط کاری پرتنش تجربهای داشتم که نشان میداد سرمایه انسانی شرکت به عنوان دارایی اصلی در نظر گرفته نمیشود. درخواستهای کاری فراتر از توان فردی بود و با رفتارهای نامناسب مدیریت همراه میشد. گاهی شخصیت کارکنان از سوی مدیریت تخریب میشد و همکاران به دلیل دخالت در امور غیرمحوله و پروژههای شخصی مدیران مجبور به ورود میشدند. درخواست انجام کارهایی فراتر از چارچوب تعریفشده نیز شنیده میشد و نیروی کار به شکل کارگر ساده به کار گرفته میشد. در تامین نیازهای اداری و نیروی انسانی ضعف وجود داشت و جلسات معمولا خروجی مشخصی نداشتند. امنیت شغلی پایین بود و ارتقای شغلی یا پیشرفت حرفهای دیده نمیشد. گلایههای مربوط به افت بهرهوری بهطور غیرمستدل به نسبت به کارمندان منتقل میشد و گاه کارهای منطقهای یا خانوادگی در سطوح بالاتر سازمان ایجاد میشد. افزایش فشار برای سرعت بخشیدن به کارها بیش از توان فردی بود و کارهای روزانه بهطور غیرمنصفانهای از طریق تماشای(seconds) کوتاه مدت دوربینها ارزیابی میشد و این مجموعه به جای بررسی کلی ساعات اداری، به نتیجهگیری میانجامید. حقوق بهصورت سالیانه کاهش یا حداقل افزایش مییافت و نسبت به حقوق کارمندان در مرخصی، وام شرکتی یا تنخواههای موردنیاز احترام کمتری رعایت میشد. بیثباتی و چندگانگی در شیوههای مدیریتی، هماهنگیها و تصمیمگیریها را سخت میکرد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
با وجود تمام فراز و نشیبها، من به عنوان یک برنامهنویس تجربهای پربار از موفقیت و یادگیری داشتم
برای من تجربهای بود که با افزایش فشار و بیثباتی مواجه شدم؛ حقوق به موقع پرداخت نمیشود و این موضوع بار روانی زیادی ایجاد میکرد. رفتار مدیران شرکت نسبت به کارکنان مناسب نبود و از طریق تصمیمهای گاه و بیربط آنها گاهی از تجربههای همکاران سوءاستفاده میشد. به جای احترام به تجربههای کارکنان برای بهبود وضعیت، گاهی همان تجربههای قبلی دوباره به عنوان الگوی کار اجرایی میشد. شرایط کاری نامتعادل و فشار کاری غیرمنطقی از نقاط اصلی دردناک بود و به عدم رسیدگی به پیشنهادهای من و همکاران برای ارتقا سطح کاری منجر میشد.
در این شرکت وضع مدیریتی به قدری نابسامان است که برای کارکنان، هیچ وعده مثبتی وجود ندارد و آینده روشن به نظر نمیرسد.
باورم نمیشود چقدر چیز یاد گرفتم، از کارآموزی شروع کردم و اکنون به دستاوردهای زیادی رسیدهام و به مبلغ حقوقی که مد نظر داشتم رسیدم.
در شرکت ایدههای هوشمند هرمس شریف همیشه فضای کار دوستانه و پرجنبوجوش بود؛ کارمند جوانی با انرژی بالا همواره حضور داشت و هیچگاه یکنواختی یا تکرار روزمرگی حس نمیشد.
کار کردن در شرکت دانمارکی لین لینکینگ را قطعا به کسی پیشنهاد نمی کنم ولی در کل تجربه جالبی خواهد بود. دفتر اصلی این شرکت در یکی از روستا های دانمارک مستقر است. این شرکت نیروهای ایرانی را به دلیل هزینه ارزان استخدام میکند. نیروهای ایرانی این شرکت به صورت ریموت در اصفهان در یک محیط کار اشتراکی مشغول به کار هستند. رنج حقوقی شرکت از 3 تا 4 میلیون تومان می باشد. نکات مثبت: مکالمات روزمره به زبان انگلیسی می باشد هزینه ناهار تا مبلغ 25 هزار تومان توسط شرکت پوشش داده می شود نکات منفی: محیط شرکت به شدت سمی و غیر حرفه ای است. خبرچینی، زیرآب زدن، حسادت و رقابت امر عادی می باشد. مدیریت بی ثبات و عدم ثبات شغلی: هرگونه مخالفت و انتقاد به کادر مدیریت منجر به اخراج می شود. در سال 97 از پنج برنامه نویس 3 نفر اخراج و کل تیم مارکتینگ استعفا دادند. تکنولوژی های مورد استفاده در این شرکت بسیار قدیمی و غیر کاربردی می باشد. فرهنگ انتقاد ناپذیری مدیریت فنی به شدت ضعیف و فاقد دانش لازم برای هدایت پروژه شرکت می باشد. استفاده از روش های غیر مرسوم و منسوخ شده در بسیاری از موارد اجباری می باشد پروژه شرکت بدون ساختار و به صورت spaghetti code است. کار کردن روی پروژه طاقت فرسا و پر استرس می باشد قرارداد ها به صورت ساعتی می باشد و هیچگونه تعطیلی و مرخصی را شامل نمی شود
شرکت داده پردازی خوارزمی را تجربه کردم. محیط کار مانند بسیاری از شرکتهای متوسط ایرانی است و اگر حواسمان نبود، حاشیهها ممکن بود آرامش کار را به هم بزند. این شرکت از سهامداران بانک صادرات است و برخی همکاران آنجا ممکن است ارتباط یا سفارش خاصی داشته باشند. بههمان اندازه که رزومه و تخصص من را میسنجیدند، شرایط کار برای کسی که بهطور مستقیم با واحدها آشنا نیست دشوار بود و این موضوع بهشدت به خود فرد بستگی داشت. در عین حال اگر فردی انعطافپذیر باشد و کنجکاوی خاصی به امور دیگران نداشته باشد، کار در خوارزمی میتواند تجربهای جالب باشد. یادم میآید دورهای وجود داشت که حقوقها بهموقع پرداخت نمیشد، اما حالا دیگر چنین چیزی را بهچشم ندیدم. مدیریت شرکت را مدیران ارشد بازنشستهای از بانک صادرات بر عهده داشتند.
اگه به شغلتون خیلی علاقه ندارید و یا دنبال کار راحت هستید، به دردتون نمیخوره. اگه میخواهید دو شغله باشید و در کنار کار روی پروژه های شخصی هم کار کنید، همکاران سیستم رو به شما توصیه نمیکنم. اما، اگه خودتون رو آدم متعهدی میدونید و مطمئنید که میتونید با علاقه ساعات قابل توجه و مفیدی رو به کار اختصاص بدید، مطمئنا محیط مناسبی در همکاران سیستم منتظر شماست و میتونید اونجا پیشرفت کنید. معمولا در همکاران سیستم با آدمهایی با انگیزه ، سالم و مدیرانی با ارزش و در محیطی کم حاشیه همکار خواهید بود. برای این افراد کار کردن توی همکاران سیستم خیلی سخته و بعیده: آدمهایی که اهل گلایه کردن هستن. آدمهایی که زود از کوره در میرن. آدمهایی که از همه لحاظ با تیمشون همراه نباشن. آدمهایی که نسبت به کارشون کم علاقه هستن
دنبال کار با میلیاردرهای سرسخت نیستم؛ اینجا همان جایی بود که تصمیم گرفتم از تجربهام بنویسم و به خودم یادآوری کنم چه برداشت تلخی از شرکت آسو داشتم. کار کردن در این مجموعه را بهقدری بیثبات و بیانگیزه دیدم که هر ماه تغییر افراد به یک روال تبدیل شده بود. آنها فقط با دروغ و وعدههای بیپایان پیش میروند و برایشان ارزش واقعی کارمند معنا ندارد؛ هدفشان این است که فرد ه چند مدت با انگیزه کار کند، وقتی بفهمد چه گوهری از دست رفته، فرار میکند و نفر بعدی جای او را میگیرد. حقوقها هر ماه با ترس و نگرانی پرداخت میشد و مشخص نبود کی واریز میشود؛ در نبودن پرداخت منظم، مشکلات زیادی با اداره کار پیش میآمد. مدیریت هم جوان و بیتجربه بود و این موضوع به رشد شرکت ضربه میزد؛ هرگز فرصتی برای آموزش و یادگیری وجود نداشت. نه صبحانه بود، نه ناهار؛ حتی همین چای را هم با زور میدادند. فضای تفریحی وجود نداشت، اتاق بازی نبود، جشن سادهای هم برگزار نمیشد. در کل خیلی بیشتر از کار و بیحقوقی چیزی از آنجا دستگیرم نمیشد؛ همه بهطور مشترک از وضع موجود ناراضی بودند و با فشار کار میکردند. در یک کلام، بهدنبال کارمندانی مفت بودند که فقط کار را به جلو ببرند.
در جایی کار میکردم که فضای کار به شدت آشوبی بود و حقوقها با تاخیرهای چندماهه پرداخت میشد.
به مدت بیش از یک سال با تیم محترم بالوین در پروژههای وب همکاری کردم و به عنوان توسعهدهنده وب فعالیت داشتم.
با تجربهای پسیو شروع کردم، درگیر کارهای زیر بودم: دتای پسیو شبکه، نصب لینک و دوربین، و کابلکشی.
به عنوان کارمند مرکز تماس در یک محیط پر انرژی استارتاپی کار میکردم که هر روز با فشردگی بالای کاری و سروصدای زیاد روبهرو بودم. فضای کار برای هر کارمند بیش از حد کوچک بود و حریم شخصی معنی چندانی نداشت. با وجود جوانی و جو شاد اولیه، حقوق دریافتی به هیچ وجه با انتظارهایم همخوانی ندارد.
نگرانیهای اصلی را در کار با پرنیان پردازش پارس تجربه کردم؛ فشار کاری بالا، بیتوجهی به نیازهای پروژه و بروز بحثهای غیرسازنده بین افراد، بهعلاوه نبود هماهنگی مناسب میان تیمها از جمله نکات منفیای بود که شنیده میشد و در نهایت احساس میکردم از هم پاشیدهام.
بهعنوان کارشناس پشتیبانی فنی، از نزدیک دو ماهی میشود که در هلدینگ عصر فرا ارتباط فعالیت میکنم و مسئولیت شیفت عصر را بر عهده دارم. از همان نخستین روز مصاحبه با اعتماد به محیط حرفهای شرکت متوجه شدم جای خوبی برای کار است و واقعا فضایی مناسب برای رشد و یادگیری فراهم شده است. به قوت خاطر دارم از مدیرعامل شرکت تشکر کنم که فرصت آغاز کار را به من داد و از همکارانم هم تشکر میکنم که از روز اول با گرمی و حسن برخوردشان محیط کار را برایم آرام و بدون استرس کردهاند. همواره از همکارانم قدردانی میکنم که تحمل و همراهیشان استرس روز اول را از بین میبرد و در کنار هم کار گروهی را همواره بهجایی رساندهایم. در این شرکت فضای رقابتی سالم وجود دارد و با وجود چالشهای هیجانانگیز، همواره احساس میکنم کارها مطابق میل و انتظار پیش میرود. همچنین جایگاه ایدههای نو و کارهای داوطلبانه بهطور اصولی حمایت میشود و این رویکرد انگیزهبخش است. در کل با وجود جو مثبت و همکاری دلپذیر، همچنان حس میکنم جایگاه من در تیم رو به بهبود است و از هر فرصتی برای یادگیری و رشد استقبال میشود.
در ابتدا فکر میکنم که طراحی و برنامهی شرکت و اپلیکیشنش واقعا خوبه، هرچند در منطقه من هنوز فرصتهای ارجاع کمی وجود داشت. با این وجود تونستم در حین انجام وظایفم چند کار رو از طریق تیپ چین به انجام برسونم.
میخواهم بگویم که از نظر من شرایط شرکت چندان مطلوب نبود و کارفرما به دغدغههای من پاسخ نمیداد. به جای تلاش برای رفع مشکلات، شاهد بیتفاوتی بودم و احساس میکردم که پافشاری خاصی برای بهبود وضعیت وجود ندارد. تجربیاتی که داشتم در برابر کمبود انگیزه برای بهبود اوضاع، ناامید کننده بود. بهطور خلاصه، جا برای پیشرفت احساس نمیشد و عزم تیم هم برای رفع نقایص کم بود.
اسنپ متاسفانه میشد خیلی بهتر و بزرگتر از این حرفا باشه اما ساختار و مدیریت واقعا بده اونجا. مزایا هم کم نداره اسنپ و آدما اونجا خیلی صمیمی هستند و به آدم خوش میگذره ولی بخش منابع انسانی و مدیریت واقعا افتضاحی داره.
شب کار در شبکه اف استریم تجربهای پرتنش بود؛ فضایی که مدیران بهشکل بیحرمتی با افراد رفتار میکردند و به کار همکاران اهمیت نمیدادند. پرداخت حقوق بهسختی انجام میشد و اغلب از من میخواستند خروجی کارت را ابتدا نشان دهم، بدون اینکه مشخص کنند مدت اجرای پروژه چقدر است و آیا قرار است چیزی اضافه شود یا خیر. برای دریافت حقوق هم باید بسیار همسو با نظر آنها صحبت میکردم تا شاید بتوانند به پیگیری مزدی اقدام کنند. در اصل، تنها صحبت کردن خوب بود و از عمل یا نتیجه کار خبری نبود؛ طی سالها که در حوزه برنامهنویسی و طراحی وب فعال بودم، تجربههای فراوانی با شرکتهای گوناگون داشتم، اما چنین سطح بیاخلاقی و بیمنطقی از مدیران را تاکنون نچشیده بودم. همچنین از مزایاهایی مانند بیمه یا اضافهکاری خبری نبود و در صورت تمایل به پاداش، طبق نظر آنها میبایست رضایت بدهیم تا شاید پرداخت شود؛ ولی ما حتی همان مبلغ ثابت را هم دریافت نکردیم و تازه همان حقوق هم بهزعمشان زیادتر از حد لازم بوده است. ضمنا فردی که اکنون بهعنوان Full Stack در اینجا اطلاعات وارد کرده، احتمالا کارمند واقعی نیست یا خودشان چنین ادعایی را مطرح کردند؛ چون در محیطی که من حضور داشتم هیچکس غیر از من به کار فنی مشغول نبود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.