من عاشق ایران نوین بودم بار اول با مدیر منابع انسانی دیدار کردم که به شدت مورد تاییدشون شدم و بهم گفت روی رزومه ات جوری کامنت میذارم که حتما قبولت کنن چون برای دفتر مدیر عامل میخواستم گفتن که باید بری با خانمی که اونجا دستیار مدیر عامله حرف بزنی و تاییدت کنه در واقع انگار قرار بود دستیار دوم مدیر عامل بشم من. وقتی با اون خانوم حرف زدم گفت ما از شرکت رغیب نیرو نمیگیریم (من توو یکی از شرکت های معروف کار میکنم) خلاصه اون خانم هم از من خوشش اومد و قرار شد با مدیر عامل جلسه بذاریم.مدیر عاملش بیشتر شبیه کسایی بود که ماشین خرید و فروش میکنن و یه جورایی بنگاهی بودانگار تا مدیر عامل.دفتر به شدت لوکس و قشنگی هم داشت.وقتی فهمید من با کارخونه های بزرگ دارم کار میکنم توو شرکتی که مشغول کار بودم درش گفت جای اینکه بیای مدیریت و دستیار بشی رو فروش چون با شرکتا اشنایی گفتم باشه.رفتم با مدیر فروششون حرف زدم گفتش ما اینجا یه سقفی رو تعیین میکنیم برای فروش وقتی مبلغت به اون سقف رسید بهت حقوق پرداخت میکنیم و اگه نرسید حقوقی نداری!!!!من شوکه شدم رسما..و اون خانم ادامه داد اگه برسی به قلان قدر دو برابر حقوقت رو بهت میدم اگه برسی به فلان قدر ۳برارش رو و….گفتم اگه نرسم چی ؟گفت دریافتی نداری. بهش گفتم من دارم جای خوبی کار میکنم الان و چون عاشق ایران نوینم دارم کارم رو ترک میکنم. مطمئن باشم که حقوقی دریافت می کنم گفت اره اصلا نگران نباش..و گفت برو اول اذر بیا سرکارت.رفتم پیش مدیر منابع انسانی شون و بهش گفتم .گفت چند ماه اول کلا جقوق نداری تا جا بیفتی… همونجا بود که عطاش رو به لقاش بخشیدم اما شرکت خیلی شیکیه نیروی جوان داره و کلا من دوسش داشتم . منتهی این داستان فروشش که سقف تعیین میکنن و اگه نرسی به اون سقف حقوق نداری یکم ترسناک بود برام بستگی داره که بخواین کار روتوو چه سمتی انجام بدید.واسه فروش هرم فروش دارن که خب توصیش نمیکنم.خیلی با انرژی برید اگهر واقعا اونجا رو دوست دارید
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سوال تخصصی پرسیده نشد کلا سوالات مرسوم ازم پرسیده شد یه کم از سابقه کاری و تحصیلاتم سوال کردند که جواب دادم ولی به نظرم خیلی براشون مهم نبوددد کلا وضعیت ظاهری و فن بیان براشون مهم بود که تونستم از پس سوالاتشن بر بیام ولی کلا یه نفر میخوان برای پوزیشن تله مارکتینگ امیدوارم هرچه زودتر یه همچین شخصی پیدا کنن
بار اول با تماس شخص مدبر منابع انسانی به مصاحبه دعوت شدم. دو ساختمان مدل مسکونی واقع در خ ولیعصر مقابل صدا و سیما در اختیار این شرکت است. ابتدا از من پرسیدند با کانون نوین ایران چقدر آشنایی ذارم و کلی از شرکت تعریف کردند و از من هم سوالات زیادی پرسیدند که مقبول افتاد و یکبار دیگر دو روز بعد برای مصاحبه پسر مدبر عامل و دو روز بعدش خیلی سریع بزای مصاحبه با خود مدیر عامل احضار شدم. شروع به کارم خیبی سریع بود و ولی از کرده ی خودم پشیمان شدم که پیشنهاد همکاریشون رو قبول کردم. رفتار بسیار غیر حرفه ای و پرخاشگرانه پسر مدیر عامل که جایگاه مدیر عاملیت داشت بقدری وحشیانه بود که باعث شد پابه فرار یگذارم. در اون چند روز همکاری متوجه شدم افراد زیادی در این شغل استخدام شدند و به دلایلی موفق نشدند دوام بیاورند. اصلا اصلا توصیه نمیکنم
کلا مصاحبه تو یه ساعت انجام شد،البته با یک ساعت و نیم معطلی!! معاونت بخش توسعه بازار با من مصاحبه کرد و چند تا سوال کلی پرسید.اینکه تا حالا چیکار کردم و انتظارم از اینا چیه.یکم از شرایط حقوقیش گفت که ما اینجا اصلا حقوق نمیدیم ولی کامیشنها عالین .یه سرس جزئیات هم در مورد کامیشنها گفتند که الان که اینجام میبینم خیلی هم درست نبود.دوباره بعد از یک ساعت معطلیه دیگه رفتم پیش مدیرعامل که فقط ازم پرسید چرا باید استخدامت کنم و همین! برای این پوزیشن کلا توصیه میکنم اینجا نیاید.فروش خدمات تبلیغاتیشون بسیار سخته چون همه از نظر قیمتی خیلی از رقباشون گرون تر هستند هم اینکه ضعف اجرایی زیاد دارن و خیلی از پروژهارو ما به خاطر بی مسئولیت بودن مدیران اجرایی از دست دادیم. الان من ۴ ماهه اینجام و از حقوق و کامیشن هم خبری نیست!!!!! ویژگیهایی که براشون مهم بود: هیچ ویژگی خاصی واقعا لازم نیست.
انتظار داشتم توی این روزهای کرونایی و هوای الوده حداقل جواب چند سوال پایه ای مصاحبه را پشت تلفن جواب گو بودند برای مثال پرسیدم حقوق وزارت کاری پرداخت میکنید گفتن باید حضوری تشریف بیارین
سوالات کلی در مورد سوابق شغلی و تحصیلی چیزی که توی مصاحبه مطرح شد، شرکت ما خیلی حرفه ای و به قولی خفنه، این حقوق که درخواست دارین زیاده، ما وزارت کار پرداخت میکنیم، اکثر شرکت ها تعدیل نیرو دارن درحالی که ما نیرو استخدام میکنیم!!!!! حجم کاریمون بسار بالاست، روزانه نیاز هست ۲-۳ ساعت اضافه تر شرکت باشین!!!! ویژگیهایی که براشون مهم بود: مسئولیت پذیری
اول رفتیم با یه آقایی صحبت کردم. محیط شرکت خیلی خوب و حرفه ای به نظر میرسید. بعد فرم استخدام دادند پر کردم. با منابع انسانی مصاحبه کردم و قرار شد که هفته بعدش هماهنگ کنم ۲ یا ۳ روز آزمایشی برم اونجا. عصر تماس گرفتند و گفتند یه دیزاین بزن. زدم . تشکر کردند .گفتند که با هاتون تماس میگیریم و نتیجه رو میگیم . اما دیگه خبری نشد. اینکه من رو رد یا قبول کنند حق شرکت هست اما انتظار میرفت که خیلی حرفه ای تر برخورد بشه و در غالب یک تماس و یا ایمیل این موضوع گفته بشه. نه اینکه بگن واسه هفته دیگه بیا اما دیگه خبری نشه اصلا اونجوری که نشون میدند نیستند . همش شوآف هست
از ساعت ۱۰ صبح تا ساعت ۱۳ اونجا بودم با ۴ نفر مصاحبه کردم ، بعد از کلی منتظر بودن نفر چهارم به من توضیح داد که همون فروش تلفنیه با اینکه من به نفر اول (مدیر فروش) گفتم که من علاقه ای به بازاریابی ندارم کارتون که بازاریابی نیست گفت نه!!! واقعا فقط از بیرون شرکت بزرگ و دوست داشتنی ای بود از درون شدیدا به هم ریخته و بی سر و سامون بود اصلا سمت قسمت فروشش نرین حتی اگر بازاریابین چون رسما با توضیحاتی که به من داد اگر فروشتون به تارگت نرسه حتی حقوق ثابتتون هم بهتون نمیدن
من در طی یک سال سه بار دعوت به مصاحبه شدم و هر بار نمیدونستن که من قبلا اونجا رفتم. کلا هیچ نظمی وجود ندارد. فقط اسم بزرگ کردن. هر کسی که براشون اپلای میکنه قبول میکنن. چون قرار نیست پول و بیمه ای بهش بدن. اگه چیزی فروخت یه پورسانتی بهش میدن. در واقع منظورشون بازاریاب تلفنیه. نرید واسه مصاحبه.از من به شما نصیحت
کلا دور ایران نوین برای استخدام خط بکشید. واقعا یک افتضاح به تمام معنی هستند. با من اول یک خانم تو منابع انسانی مصاحبه کرد. بعد خانم بعدی مدیر منابع انسانی بود که مصاحبه کرد و هیچی حالیش نبود. گفت می تونی بفروشی؟ گفتم ۸ سال کار من این هست. گفت فرق فروش ما با فروش شرکتهای دیگه چیه؟ گفتم شناخت زیادی ندارم از شرکتتون. لطفا توضیح بدید. گفت پس نمی تونی برید. همکاران تا یک هفته تماس می گیرن و نتیجه را اعلام می کنن. ۱ ساعت طول کشید تا مصاحبه بکنند ولی کلا مصاحبه یک ربع هم نشد.رد کردن و خوشحالم استخدام این شرکت نشدم چون خیلی بد میگن از کانون ایران نوین.قرارداد نمیدن و نیروها را راحت اخراج می کنن. ساعت کاری خیلی زیاد دارن. دو لیست هستند و فرار مالیاتی دارند. هیچ امتیاز مثبتی این شرکت نداره و در مصاحبه بی احترامی می کنند. این شرکت تو همه پخش شده که فقط براساس ظاهر و تیپ استخدام می کند و کاری به توانایی افراد نداره. خیلی خوشحالم که اینجا نرفتم.شما هم نرید.
۳ نفر با من مصاحبه کردن. یکیش مدیر دیجیتال کانون ایران نوین، یکیش متخصص سئو شون و یکی هم مسئول دفتر! هیچ کدوم ربطی به تخصص من (محتوا) نداشت. به نظرم خودشون هم نمیدونستن به چه نیرویی نیاز دارن. بعد از مصاحبه هم هیچ خبری ازشون نشد و خودم پیگیری کردم. البته به کرونا خورد ولی با پیگیری خودم فهمیدم که قبول شدم ولی بعد از دو ماه زنگ زدن گفتن قبول شدی. میای؟ منم گفتم نه. بیاید خیلی ساده شروع کنیم. چه چیزهایی باعث میشن که شما از استخدام شدن تو یجا منصرف بشین؟
در مصاحبه ویزیتوری با شرکت کاله، به این نکتهها توجه دارم که از فروش چه میدانم و چرا این شرکت را انتخاب کردم، با چه ویژگیهایی میخواهم خودم را نشان بدهم و چه سابقهای برایشان مهم است. روند مصاحبه معمولا کوتاه بود و باید در همان چند لحظه اول تواناییها و انگیزههایم را نشان میدادم. قبل از صحبت، بهتر است پژوهش دقیق انجام دهم تا با آمادگی علمی صحبت کنم و با نظر مشورت، نکات لازم را بیان کنم. مصاحبهکننده به حرکات بدن نگاه میکند، پس باید آرام و ثابت بایستم و با اعتماد به نفس برخورد کنم. در طول گفتگو از بیان ادعای زیاد یا چاپلوسی بیجا پرهیز کنم؛ به جای آن، نشان دهم که روابط عمومی بالایی دارم اما همچنان هر روز چیزهای تازهای میآموزم. پوشش مناسب اداری و شیک بود، از عطر تند استفاده نکردم و در طول جلسه آرام نشستم و لبخند زدم. همچنین، درباره مهارتهای مرتبط با فروش و نحوهی عملکرد در تیم صحبت کردم و تأکید کردم که سابقهام برای شرکت ارزشمند است و در هر موقعیت، به مرور و یادگیری ادامه میدهم. ویژگیهایی که برایشان مهم بود عبارت بودند از: الان نباید خجالتی باشم و از پررویی هم پرهیز کنم.
دنبال روال منظمتری بودند اما تجربهام از مراجعی که با من تماس گرفتند تا زمان مصاحبه حاضر نشدند همسو نبود. چند دقیقه قبل از زمان مقرر به دفتر رفتم و حضور داشتم، اما وقتی به واحد حراست مراجعه کردم خودم را معرفی کردم، گفتند مصاحبه یک ساعت قبل تمام شده است. در حالی که به گمانم مطابق تماس اداری با همان زمان مقرر آمده بودم و حتی یک ربع زودتر هم حاضر شدم، در کنار من چند نفر دیگر هم آمده بودند و آقا به آنها هم همین را گفت که روال به این شکل بوده است. وقتی قصد داشتم با واحد اداری که با من تماس گرفته بود صحبت کنم، فرمهای مربوط را به من دادند و من پر کردم؛ این باعث شد برای سایر شرکتکنندگان هم فرمها آماده شود. پس از دو ساعت تأخیر در آغاز مصاحبه، بالاخره همه را هماهنگ کردند تا جلسه برگزار شود. مصاحبه بیشتر حول سوابق من بود و همان سطحی بود که انتظارش را داشتم، اما گفتند حتما با مدیر عامل تماس میگیرند برای مرحله بعدی، و این تماس تا کنون انجام نشده است. چیزی که برایم جالب بود این بود که شرکتی با برند دلپذیر چنین بینظمی و هماهنگی پایین و رفتاری نامناسب با داوطلبان نشان میدهد.
شرکت جنگل با وجود زمان کوتاه حضور در مصاحبه، تجربهای کاملا روشن و منصفانه بود. فرد مصاحبهکننده آرامش و وقار خاصی داشت، توضیحاتش را به طور کامل درباره وضعيت شرکت، پروژههای جاری و آینده توضیح میداد و نکات کلیدی را به شکلی واضح پوشش میکرد تا دیدی جامع از مسیر شرکت به دست بیاورم. در گفتوگو محیطی محترمانه برقرار بود و هر نظر یا پرسشی را به راحتی میتوانستم مطرح کنم و پاسخ صریحی دریافت کنم. اعتماد میداد که عجلهای وجود ندارد و فرصت فکرم باز است تا نتیجهگیری صحیح انجام بدهم. او نسبت به بخشهای مختلف سازمان اشراف داشت و نیازهای هر بخش را میدانست. دید وسیعش تاحدی چشمگیر بود؛ با این حال با این که مدت زیادی مدیر منابع انسانی نبود، توانست از همه مصاحبههایی که داشتم، بهتر ارتباط برقرار کند و اجازه بدهد با صداقت کامل همهچیز را بیان کنم، و در عوض با صداقت خودش تمامی شرایط را توضیح بدهد. در کل تجربه جذاب و مطلوبی بود. توصیه میکنم حتما فرصت شرکت در چنین مصاحبهای را از دست ندهید. از لحاظ ارزشهای کاری، آنها به باورهای شخصی اهمیتی نمیدادند و خوشبختانه ورود به این حوزهها را بیاهمیت میدانستند.
اول خودم همه کارهایی رو کرده بودم توضیح دادم. بعد اونها درباره شرایط کار و نیازهاشون گفتن. نصف مصاحبه به انگلیسی بود. اهل کتاب بودن هم براشون مهم بود. از اونجایی که نیازهاشون با سوابق کاری من همپوشانی زیادی داشت و من بیشترش رو انجام داده بودم سوال فنی زیادی پرسیده نشد (لطفا کف ۹۰ کلمهای این بخش رو بردارین، خوب سوالات زیادی پرسیده نشد وقتی خودم همه چیز رو گفتم :)) ) درباره انتشارات جنگل باید بگم که طبق تجربهی همین ده روز، از دو بخش مدرن و سنتی تشکیل میشه که طبیعتا بخش محتوا توی واحد مدرنش قرار میگیره. مسئول دیجیتال مارکتینگ جنگل یکی از دوستان مورداعتماد من هستن که وقتی آگهی جذب نیرو رو گذاشتن، به خاطر حوزه جذاب کتاب براشون رزومه فرستادم. بنابراین نمیتونم بگم مصاحبهای که من داشتم میتونه نماینده تعداد زیادی از مصاحبهها باشه، اما خودمونیم، خیلی وقتها یکی از روشهای اصلی برای پیدا کردن نیرو، دوست و آشنا و همکارهاییه که توی مدتی که توی فضای کار بودی پیدا کردی. توضیه خاصی ندارم چون هر بخش مصاحبه خاص خودش رو داره. فقط میدونم جنگل توی حوزه دیجیتال آدمهای خبره رو جذب میکنه. (به خاطر مسئول دیجیتال مارکتینگش ???? ) ویژگیهایی که براشون مهم بود: اینکه چقدر اهل کتاب خوندنم و چقدر میتونم بیشتر سر کار بمونم وقتی کار زیاده.
در مصاحبه با شرکت جی تی آی، بیشترین تمرکز روی زبان انگلیسی بود. من بیشتر در حوزه اتوماسیون فعال بودم و از نظر تجربه مشکلی احساس نمیکردم؛ درخواستی برای نوشتن یک برنامه ساده داشتم و چند سوال درباره شبکه مطرح شد. در کنار آن از سطح آشنایی با نرمافزار آفیس هم سوال کردند. در کل فکر میکنم مصاحبه قابل قبول بود.
مصاحبه به زبان انگلیسی با کلن برگزار شد و ارزیابی نسبتا خوبی از فنی بودنم داشت. در ابتدای صحبت، خودم را معرفی کردم و سابقهام را شرح دادم. سپس به تجربههای مرتبط با برندینگ و حوزه FMCG و همچنین همکاران و شرکتهای مشابه پرداختم. سوالاتی هم مطرح شد که جنبه چالشی داشتند و از من خواسته شد به صورت بله یا خیر پاسخ دهم. مصاحبه با مدیر منابع انسانی و مدیر برندینگ انجام شد و حس مثبتی از جریان کار داشتم. قرار بود خبر بهم اعلام شود، اما تا حالا خبری دریافت نکردم.
ورودم به شرکت را با پرکردن فرم استخدام آغاز کردم و سپس در اتاق جلسه با مدیر منابع انسانی به نخستین مصاحبه رسیدم. در این گفتوگو، ابتدا خودم و سابقهها و تجربههای کاریام را بیان کردم و پس از آن با تمرکز بر تواناییها و کارهایی که شرکت به آنها نیاز داشت، سوالاتی درباره سوابق و تجربههایم مطرح شد. مصاحبه دوم دو یا سه روز بعد با مدیران شرکت برگزار شد. با توجه به نتیجه مصاحبه اول و تجربههای قبلیام، مقداری استرس داشتم، اما توانستم به خوبی با آن کنار بیایم و پاسخهای مناسبی ارائه کنم. در نهایت با تیم منابع انسانی تماس گرفتم و فردای همان روز استخدام شدم.
در حال حاضر بهطور تماموقت در واحد اداری شرکت ایدهپرداز ژوبین مشغولم و بیش از یک سال تا سه سال است که در نقش مسئول دفتر مدیرعامل فعالیت میکنم.
وقتی وارد شرکت شدم، با جوی صمیمی و فضایی دوستانه روبهرو شدم و پس از لغو روال معمول فرمها، طی ده دقیقه به مصاحبه دعوت شدم. در جلسه، ابتدا سوالات تخصصی و پس از آن سوالاتی درباره هوش و روانشناسی مطرح شد. فکر میکنی با ورود به محیطی تازه، همه چیز بهطور حرفهای، آرام و چابک به نظر میرسید؟
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.