من در شرکتی کار میکردم که برای هر درخواست سادهای هم اجازه بدهید عوارضی مشخص دریافت میشد. هر کاری که لازم بود انجام بدهید، باید بهعنوان یک نوع شیرینی از جانب منابع انسانی پرداخته میشد تا فعالیت مربوطه انجام بشود؛ چه درخواست تایید مرخصی باشد، چه گواهی بانکی یا تسهیل سریعتر فرایندها. این پرداختها برای هر کارشناس مربوطه بود و بهطور کلی واحد منابع انسانی بهجای حمایت از پرسنل به گیت عوارض و مالیات تبدیل شده بود. اگر کسی از این پرداختها صحبت میکرد، با تهدید میگفتند که دیگر در دفعات بعد کارت را انجام نخواهند داد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت بهسا تجربهای را برای من رقم زد که برخلاف آنچه دیگران نوشتهاند واقعیت را به شکلی کاملتر روایت میکند. در اینجا میخواهم با صدای خودم بیان کنم که برای هر درخواست از سمت منابع انسانی باید چیزی فراتر از فرایندهای معمول بدهیم و به ازای هر خدمت، تعرفهای به نام شیرینی مصرف میشود. درخواست تایید مرخصی، گواهی بانکی یا سرعتبخشیدن به انجام کارها همه با این شیوه همراه است و کمترین حد رضایت هم تنها برای کارشناس مربوطه نیست و کل واحد مربوطه را در بر میگیرد. به جای پشتیبانی از پرسنل، منابع انسانی به نظر میرسد به نوعی چارچوبی از عوارض و مالیات تبدیل شده است. اگر صدای اعتراض شنیده شود، پاسخ تهدیدگونهای مطرح میشود که اگر شیرینی داده نشود، کار با تاخیر یا بینتیجه خواهد ماند.
شرکت آبگینه پرداز شرق را تجربه کردم. در جایگاهی مالی کار میکردم و با رفتاری برخورد کردم که بسیار نامشخص و نامطلوب بود؛ انگار در یک میدان نبرد کار میکردیم و برخوردها بیشتر با نگاه تهدیدآمیز بود تا حمایتی. گاهی احساس میکردم که احترام نسبت به کارکنان فقط وقتی وجود دارد که کارها به مذاق فرد مدیران خوش بیاید و به محض درخواست حق و حقوق، وضعیت تغییر میکند و آن میزان از تلاش که برای شرکت صرف میکنم، نادیده گرفته میشود. چنین برخوردی از بعضی مسئولان باعث میشد فهم و درک کافی نسبت به نیازها و مشکلات کارمندان وجود نداشته باشد.
برای اینجا کارکردن به نظر من فقط وقتی مفیده که هدف از کار بدون پیشرفت باشه و هیچ ارزش افزودهای تجربه نکرده باشید. پرداخت حقوق اغلب با تاخیر یکماهه انجام میشه و تیم اداری از نظر اخلاقی خیلی تحملناپذیاند و بیشتر به منافع خودشون توجه میکنن، به خصوص کارشناس مالی و مدیر منابع انسانی. از نظر مالی وضعیت شرکت ضعیف بهنظر میرسه و حقوقها پایینه و سیستم کاریشون کاملا بهطبق رفتار اربابرعیت پیش میره. به هیچ وجه این شرکت رو به عنوان محیط کاری مناسب توصیه نمیکنم، چون قدردانی از تلاش کارمندان رو انجام نمیدهند و نسبت به کارمند احترام چندانی قائل نیستند. هر وقت درباره حقوق و مزایا صحبت میشه، پاسخها اینطور بیان میشن که دستمز Char پرداخت شده و کسر کار رو با ظاهربرداری حساب میکنند اما اضافهکار و جبران اضافه حقوق وجود نداره، حتی اگر تا آخر شب کار کنید. واقعا حیفه وقت و انرژیتون رو صرف چنین سیستمی کنید.
من از این مجموعه جدا شدم بهدلیل مسائل شخصی، اما یاد و خاطرهش هنوز توی ذهنم زنده است. تیمی بینظیر، مدیریتی حرفهای و فضایی که در آن احساس امنیت و ارزش میکردم وجود داشت. حقوق همواره بهموقع بود و اخلاق حرفهای در سطح بالایی قرار داشت و همکارانFunctor همدلی و همدلی بالایی داشتن که کنار هم فضای فوقالعادهای ساخته بودیم. اگر دنبال جایگاهی هستید که هم کار و هم آرامش و احترام را کنار هم داشته باشد، این شرکت یکی از گزینههای خوب است. همکاری با آنها برای من تجربهای عالی بود که هرگز فراموش نمیکنم.
مصاحبه با ParsPack | پارس پک - PARSPACK SUPPORT یکی از بدترین و مزخرفترین و چرتترین مصاحبههای عمرم بود. یعنی فقط من موندم با این مغز کوچیکشون و ذهن بستهشون چطوری بیزینس رو دارن پیش میبرن. ۵ مرحله مصاحبه کردن (وقتم رو تلف کردند): ۱. منابع انسانیشون زنگ زده سوال کوبرنتیز از من میکنه، اونم از روی برگه و قطعا درست و غلط. یعنی اگه شما اون دستور مد نظر اینها رو اون لحظه یادت رفته باشه یا بلد نباشی مرحله بعد نمیری 😅😅😅 ۲. چند روز بعد یه تست مزخرف با کلی سوالهای چرت به زبان انگلیسی با تایم ۳۰ ثانیه گزاشتند جلوت که تا میومدی سوال رو بخونی وقت تموم میشد. چند روز بعدش منابع انسانی زنگ زده حالا با توجه به نتیجه تست بریم مرحله بعد (یعنی هر عددی بگی نصفشم نمیدیم بهت و دست بالا واسماس). ۳. بعد مصاحبه تکنیکال که از جزئیترین چیزها سوال میپرسید، مثل آرگومانهای ورودی فلان دستور. یعنی مغز آدم سوت میکشه از این همه جهل. یه بچه فکر کنم متولد ۸۰ هم گزاشته بودند برای این کار. ۴. مرحله چهارم هم یک تسک عملی بود که ۳ روز هم وقت براش در نظر گرفته بودند. همه رو با انسیبل انجام دادم در عرض یک روز و براشون فرستادم منتها یک اررور ساده داشت و به خاطر همون دیگه خبری نشد ازشون :))) یعنی این فکر رو نمیکنند کسی که تا اینجا رسیده قطعا اون رو هم میتونه حل کنه. ۵. تست هوش مسخرهشون فقط! - اگر بخوای کل پنجرههای تهران رو تمیز کنی چقدر دستمال و مایعتمیزکننده لازمه :)))) - بین ساعت ۱۵ تا ۲۴ عقربه کوچیکه با بزرگه با ثانیهشمار چندبار رو هم میافتند. - طرف ۲تا دختر داره ۳تا پسر، در مجموع چندتا بچه داره ؟😆 فقط سوالهای ترجمهش، فارسی به انگلیسی، انگلیسی به فارسی 😄 انگار میخوان مترجم استخدام کنند، خب برید چلنگر رو بیارید دیگه چرا وقت ما رو میگیرید. فکر کنم در جریان نیستند, بزار بگیم شاید فهمیدن! «ما رشتهمون کامپیوتره» اساتید!!!!!!! زنگ زدند تازه محبت کنند، لطف کنند، منت بزارن سرمون، باز وقت بدن برای رفع اون اررور تهش هم بگن کلی بهت فرصت دادیم تا اینجا رسیدی 😆 منم گفتم برید مزاحم نشید. خب بگو اگه مرحله ۴ پاس نشده دیگه برای چی انقدر سوال پرسیدید توو مرحله بعد، اصلا چرا میرید مرحله بعدی ؟؟؟ این مدل ترفندها و تیریکها دیگه کار نمیکنه سلاطین! وااااای حتی بهش فکر هم میکنم اعصابم خرد میشه. موندم این حجم از خزعبلات چطوری توو مغز به اون کوچیکی جا شده!!! به HRش هم توو لینکداین Leila Nedaee (همون خانمی که توو مرحله ۱و۲ زنگ زد) پیام دادم هیچ جوابی دریافت نکردم. خداییش مدیون منید 😀 ۱ دقیقه از وقت باارزشتون رو برای این شرکت مزخرف هدر بدید، یعنی حلالتون نمیکنم 😘 این هم لینک پست: https://www.linkedin.com/feed/update/urn:li:activity:7298268089169645569/ توصیه میکنم کامنتها رو بخونید حتما.
باورم نمیکنم که چنین رفتاری از مدیر گنجینه پاوان انتظار میرفت، اما این تجربه را با صداقت ثبت میکنم: مدیر این شرکت را فردی خودشیفته و بیثبات معرفی کردم که در مسیر کار و زندگی شخصی و خانوادگیاش بیپشتوانه و گاهی بیاساس به نظر میرسید. در این محیط، ادعاهای فنی داخلی یا بینالمللی با مستندات محکمی پشتیبانی نمیشدند و به نظر من تمام سخنان مطرحشده بیشتر شبیه خیالپردازی یا وعدههای خالی بود. نتیجهاش این بود که حس ناامنی و عدم اطمینان به دلیل نبود مدارک قابل اتکا برای ادعاهای فنی، بیش از پیش نمود پیدا میکرد.
من وقتی میخواستم وارد اونجا بشم دوستانم بهم میگفتن نرو اما من کله شقی کردم و رفتم و همون جوری بود که میگفتن. ساعت کاری زیاده و ساعت شیفتش بده و به کار های دیگت نمیرسی، اضافه کاری غذا نداره و میان وعده هم بهد نمیدن و خودت باید یک چیزی بگیری، وسیله ایمنی مثل دستکش نداره برای بار خالی کردن، کلی کار میندازن و سرت و آخر هم تو سرت میزنن، سالی دوبار انبار گردانی میشه و سالی دو برج حقوقتا ازت میگیرن، فیش حقوقی ببشترشون نداره، باید با مردم سر و کله بزنی، گوشتش سه روز مهلت داره و اگه کسی نبرد باید خودت ببری و ممکنه اگه سفارش گوشت را یادشون بره بزننن بار گوشت خیلی زیادی میاد ، حادثه هم ممکنه برات پیش میاد مثلا ترولی روت بیفته یا از موقع طی کشیدن ساختمون از پله ها بیفتی که انشالله این اتفاق نمی افته ولی باید هواست باشه و ...
در این شرکت فضای کار به شدت مخرب بود و جو منفی حاکم بود. افراد بسیاری به جای تمرکز روی وظایف مالی و حسابداری، بیشتر به شایعهپردازی و تخریب همتیمیها میپرداختند و از مسیر درست دور میشدند. ارزش قائل شدن برای کارکنانی که واقعا تلاش میکردن کم بود و کسانی که فعال نبودن، فقط با تظاهر و حرفدرمیانگذاشتن خود را جلوه میدادند. به خاطر این رفتارها، محیط برای افراد پرتلاش ناامن و ناخوشایند بود. خوشبختانه پس از ترک آنجا، آرامش را دوباره در زندگیام حس کردم.
یکی از بدترین ، بی اخلاق ترین ، وقت نشناس ترین و مزخرف ترین جاهایی بود که توش کار کردم. اقای مدیر عامل مطمئن باش خیلی ها از شما نمیگذرن بخاطر خودخواهی، کلاهبرداری و بی کفایتی شما در مدیریت یهو از خواب پا میشن تصمیم میگیرن یه بخش رو کلا منحل کنن کلی نیرو رو تعدیل میکنن یهو از خواب پا میشن میری سر کار میگن باهاتون حال نکردیم تعدیل شدین یا جایی که کار میکنین رو عوض میکنن یه مشت مدیر بی سواد به کفایت دیکتاتور گذاشتن راس کار که جز پول خوردن و بی لیاقتی کار دیگه ای نمیکنن عیدی نمیدن حقوق دیر میدن محیط بسیار غیر حرفه ای و بدتر از همه م عدم امنیت شغلی هست که شما در سفیر خواهید داشت حماقت محض کار کردن تو اون مجموعه نه تنها پاداش یا هدیه نمیدن به شما به عنوان کارمند بلکه دستی هم یه چیزی میگیرن🤣 کمدیه با دوربین هم کنترل میشین
با این مدیریت فکر کنم یکی دو سال دیگه یه آرندی داریم که فقط م.د و نوچه هاش هستن با یه بیزنس یونیت ۴۰۰ نفره با هر کی حرف میزنی میخواد بره بیزنس یونیت! ببین کار به کجا رسیده
من تجربهای از کار در بخش منابع انسانی شرکت صنایع غذایی برتر دارم که در قالب یک شرکت هئیتی اداره میشود و با وجود ادعاهای اخلاقی اولیه، رفتارها به شدت نامناسب بود. مدیران این شرکت با بیسوادی و بیادبی رفتار میکنند و رفتار سازمانی را نمیشناسند. حقوق و مزایا هم در پایینترین سطح قرار داشتند. رفتارهای نادرست و توهینآمیز شدت داشت و من که به عنوان فردی جوانتر در این مجموعه بودم، احساس کردم روح و روانم مورد بازی گرفته شده است. به دوستان و همکارانم توصیه میکنم از وقت و انرژیشان در این شرکتصرف نکنند و از حضور در چنین محیطی خودداری کنند.
شرکت بدی نبود ولی متاسفانه امسال بخاطر مدیریت ضعیف و خیلی خشک و وجود یکسری حرکات غیر ورزشی مثل گذاشتن گیت دچار یکسری مشکلات شده که فک نمی کنم تا چندین سال آینده این مشکلات و عوارض آن برطرف بشه. نیروی انسانی شرکت حدود ۱۲۰نفر هستش که انگشت شمار کار بلد هستن و کار شرکت رو جلو میبرن بقیه تماشاگر و نظاره گر پروژها هستن و عملا کاری انجام نمی دن . جدیدا هم شرکت وارد فاز اخراج نیروها شده که کلا فضای جالبی ایجاد نشده . خبری از کارانه هم نیست فقط موقع قرار داد جو رو میندازن ولی شرکت خشک ناخن تر و خسیس تر از اون هستن که بخوان به کارگرانشون کارانه و پول بدن .
باسلام بنده مدتی در این شرکت مشغول به کار بودم، امیدوارم با این نظر بتونم کمک کنم جلوی اتلاف وقت و عمر شما رو بگیرم و اشتباه من رو تکرار نکنید که هزینش رو با اتلاف عمرتون بدید از شما مبلغ زیادی سفته همراه با ضامن معتبر میگیرن و تا یک سااال بعد از خروج از شرکت پس نمیدن با اینکه شغل ۹۰درصد افراد از جمله من نیاز به سفته نداره و هیچ اموال و اسنادی از شرکت دست ما نیست که سفته بدیم و یک سری کار مشخص اداری هست که هرروز انجام میدیم! هر ۳ ماه قراردادی کاملا یک طرفه رو جلوتون میذارن امضا کنید و فقط هم شما امضا میکنید و هیچوقت قراردادو بهتون نمیدن! اکثریت قریب به اتفاق حقوق ها حقوق پایه وزارت کار هستن که در ابتدای ورود هم۳ تا ۴ ماه حقوق نمیگیرید!و این حقوق معوقه بعد از گذشت ۱سال از زمان ترک شرکت با پیگیری بسیار و احتمالا شکایت اداره کار وصول میشه که دیگه بی ارزشه،،اما همه این موارد رو در قرارداد قبلا از شما امضا گرفتن اگر به دادگاه یا اداره ی کار مراجعه کنید و نام این شرکت رو ببرید سریعا میشناسن،،به خاطر اینکه در همه ی زمینه ها ازشون شکایت میشه و بسیار کثیرالپرونده هستن! حق سنوات نمیدن،،ولی اگر برای مثال ۴سال در شرکت کار کنید در هنگام ترک کار سنوات رو نه به نرخ روز و به نرخ همون سالها پرداخت میکنن که دیگه ارزشی نداره! در واقع هیچ منافع مالی ای در کار برای این شرکت ندارید و اگر دنبال وقت گذرونی هستید همکارهای خوب و مهربونی دارید که تنها مزیت اونجاست در مقابل کار با ساعت کاری بالا، به غیر حقوق پایه اونهم با اوصاف مذکور هیچ مزایای خاصی مثل بیمه تکمیلی و ناهار و خوراکی و .... ندارید امیدوارم تونسته باشم به خواننده ی این نظر کمک کنم،،موفق باشید
باورم این بود که در کنار همکاران با انگیزه و اراده قدم برداریم تا در یک محیط امن و منصفانه پیش برویم، اما در شرکت گنجینه پاوان با مشکلات جدی مدیریتی و رفتاری روبهرو شدم. مدیر این شرکت از گفتن واقعیت سرباز میزد و به جای دفاع از حقوق کارکنان، با دروغگویی و بیتعهدی در مذاکرات حقوقی مواجه شدم. جو کاربرفته دارای فشار و استرس فراوان بود و اخلاق حرفهای در سطح پایینی اجرا میشد. برخی رفتارها به نظر من دور از انصاف و شایسته نبود و احساس ناسازگاری بین وعدههای مدیر و واقعیتهای کار روزمره داشتم. بهویژه در یک مقطع، پرداختی برای بیش از یک ماه انجام نشد و این تجربه را به یکی از تلخترین نمونههای کارآزمایی من بدل کرد. با این وجود، به یاد دارم که هر روز سعی میکردم از خودم و همکارانم حفاظت کنم، تا حد امکان حرفهای بمانم و در مسیر حفظ حقوق کارکنان گام بردارم. این تجربه برای من درسهای مهمی از مدیریت منابع انسانی و اهمیت صدای کارکنان به همراه داشت و باعث شد نگاه دقیقتری به فضای کاری و انصاف در قراردادها پیدا کنم. در نهایت پشیمانی از انتخابها و نحوهی رفتار مدیر، برایم درس عبرتی شد تا در محیطهای کاری آتی با دقت و ارزیابی بهتری عمل کنم.
فقط در یه کلام میتونم بگم: واقعا برات متاسفم ***** که فقط فکر پر کردن جیب خودتی نه ایجاد یه کسب و کار حال تموم ادمایی که تو این شرکت مزخرفت کار میکنن افتضاحه و بالاجبار اونجان روز پایان قرارداد واسه ادمای اونجا روز رهایی از ظلم و انزجار و بردگی مدرنه واقعا ادما رو تو یه برخورد نمیشه شناخت انسان به ظاهر فهمیده و با کمالات ولی در واقع خیلی ... امیدوارم همیشه با دروغ کارت پیش بره
شما که می گی هر کجا خوبی و بدیهایی داره می شه بدون دروغ چند تا از خوبیهای اونجا رو بگی؟ بعدش بفرمایید این پولها رو به لطف چه کسانی در اورده
اول از همه باید بگم که استعفام رو نوشتم و گذاشتم برای ۳۰ اسفند، همزمان با پایان قراردادم، که خداحافظی کنم. شاید ناگهانی به نظر بیاد، ولی وقتی میبینی چه فضایی حاکم شده، انتخابی جز این نمیمونه. متأسفانه اینجا برای بعضیها مهم نیست که کار چطور پیش بره، فقط به این فکر میکنن که چطور به دیگران ضربه بزنن. از یک طرف، به بعضیها پول میدن که زیر پستهای مدیران تپسل حاشیهسازی کنن، از طرف دیگه، حتی از داخل شرکت هم خبر میرسه که قراره کمپینی راه بندازن برای ایجاد جریان منفی علیه بورسی شدن یکتا. این سطح از رفتار غیرحرفهای واقعا ناامیدکنندهست—اینکه نهتنها جاسوس توی شرکت رقیب میذارن، بلکه تلاش میکنن مدیرانش رو تو لینکدین به حاشیه ببرن. حتی خودشون هم از خرید کافهبازار غافلگیر شدن و حالا عصبانیتشون رو سر کارمندان خالی میکنن. فضای اینجا از بالا به پایین پر از نگاه تحقیرآمیزه. اگر دانشجوی دانشگاه آزاد باشی، طوری باهات رفتار میکنن انگار اصلا چیزی نمیفهمی! شاید سهم بازارشون بزرگتر باشه، ولی از نظر اخلاقی واقعا سقوط کردن. بعد از رفتن آقای س.م، اینجا به سمت نابودی رفته، تا جایی که منابع انسانی خودش به دنبال ساختن رزومههای جعلی برای جابجایی مدیران مارکتینگ اون شرکت افتاده—به این امید که بتونه نیروهای کلیدی اونجا رو پراکنده کنه. حتی برای اپلیکیشنهایی مثل آ.پ پول میریزن که ضررهاشون رو جبران کنن، اما در عوض، به اونها مأموریت میدن که به بقیه آسیب بزنن. ما تمام تلاش خودمون رو کردیم که توجه داخلی رو جلب کنیم، ولی انگار اینجا فقط به فکر تخریب رقبا هستن. نگاهی به میانگین ماندگاری نیروها بنداز—زیر یک سال! نه صرفا به خاطر اینکه اینجا یک آژانسه، بلکه به خاطر فضای سمی، فشار بیحد و رفتارهای غیرحرفهای که برای خیلیها غیرقابل تحمله.
شرکت گروه توسعه سرمایه گذاری انتخاب اسنوا را تجربه کردم و به عنوان اپراتور در شغلم با چالشهایی روبهرو شدم. قراردادها برای آغاز دوره جدید بسته نشده بود و اوضاع خیلی سخت بهنظر میرسید؛ بههمین دلیل با وجود مجرد بودنم دلم خیلی بهتپش افتاد و اضطراب گرفتم. با این همه سعی کردم ناامید نشوم و امیدوارم روزهای دشوار هم سپری شود و این بحرانها به پایان برسد.
شرکت پرشیا خودرو جای کار مناسبی برای من نبود. این مجموعه یکی از پرحاشیهترین واحدهای ایران است و فضایش بینظم و بیطرف است. در آن جمعی از افراد کمسواد به هم پیوستهاند که فقط به قدرتنمایی با همدیگر موفق میشوند. مهم نیست چقدر تخصص دارید، در اینجا باید بتوانید در جریان حواشی گشت بزنید تا بتوانید در شرکت کار کنید.
من در شرکتی کار میکردم که برای هر درخواست سادهای هم اجازه بدهید عوارضی مشخص دریافت میشد. هر کاری که لازم بود انجام بدهید، باید بهعنوان یک نوع شیرینی از جانب منابع انسانی پرداخته میشد تا فعالیت مربوطه انجام بشود؛ چه درخواست تایید مرخصی باشد، چه گواهی بانکی یا تسهیل سریعتر فرایندها. این پرداختها برای هر کارشناس مربوطه بود و بهطور کلی واحد منابع انسانی بهجای حمایت از پرسنل به گیت عوارض و مالیات تبدیل شده بود. اگر کسی از این پرداختها صحبت میکرد، با تهدید میگفتند که دیگر در دفعات بعد کارت را انجام نخواهند داد.
شرکت بهسا تجربهای را برای من رقم زد که برخلاف آنچه دیگران نوشتهاند واقعیت را به شکلی کاملتر روایت میکند. در اینجا میخواهم با صدای خودم بیان کنم که برای هر درخواست از سمت منابع انسانی باید چیزی فراتر از فرایندهای معمول بدهیم و به ازای هر خدمت، تعرفهای به نام شیرینی مصرف میشود. درخواست تایید مرخصی، گواهی بانکی یا سرعتبخشیدن به انجام کارها همه با این شیوه همراه است و کمترین حد رضایت هم تنها برای کارشناس مربوطه نیست و کل واحد مربوطه را در بر میگیرد. به جای پشتیبانی از پرسنل، منابع انسانی به نظر میرسد به نوعی چارچوبی از عوارض و مالیات تبدیل شده است. اگر صدای اعتراض شنیده شود، پاسخ تهدیدگونهای مطرح میشود که اگر شیرینی داده نشود، کار با تاخیر یا بینتیجه خواهد ماند.
شرکت آبگینه پرداز شرق را تجربه کردم. در جایگاهی مالی کار میکردم و با رفتاری برخورد کردم که بسیار نامشخص و نامطلوب بود؛ انگار در یک میدان نبرد کار میکردیم و برخوردها بیشتر با نگاه تهدیدآمیز بود تا حمایتی. گاهی احساس میکردم که احترام نسبت به کارکنان فقط وقتی وجود دارد که کارها به مذاق فرد مدیران خوش بیاید و به محض درخواست حق و حقوق، وضعیت تغییر میکند و آن میزان از تلاش که برای شرکت صرف میکنم، نادیده گرفته میشود. چنین برخوردی از بعضی مسئولان باعث میشد فهم و درک کافی نسبت به نیازها و مشکلات کارمندان وجود نداشته باشد.
برای اینجا کارکردن به نظر من فقط وقتی مفیده که هدف از کار بدون پیشرفت باشه و هیچ ارزش افزودهای تجربه نکرده باشید. پرداخت حقوق اغلب با تاخیر یکماهه انجام میشه و تیم اداری از نظر اخلاقی خیلی تحملناپذیاند و بیشتر به منافع خودشون توجه میکنن، به خصوص کارشناس مالی و مدیر منابع انسانی. از نظر مالی وضعیت شرکت ضعیف بهنظر میرسه و حقوقها پایینه و سیستم کاریشون کاملا بهطبق رفتار اربابرعیت پیش میره. به هیچ وجه این شرکت رو به عنوان محیط کاری مناسب توصیه نمیکنم، چون قدردانی از تلاش کارمندان رو انجام نمیدهند و نسبت به کارمند احترام چندانی قائل نیستند. هر وقت درباره حقوق و مزایا صحبت میشه، پاسخها اینطور بیان میشن که دستمز Char پرداخت شده و کسر کار رو با ظاهربرداری حساب میکنند اما اضافهکار و جبران اضافه حقوق وجود نداره، حتی اگر تا آخر شب کار کنید. واقعا حیفه وقت و انرژیتون رو صرف چنین سیستمی کنید.
من از این مجموعه جدا شدم بهدلیل مسائل شخصی، اما یاد و خاطرهش هنوز توی ذهنم زنده است. تیمی بینظیر، مدیریتی حرفهای و فضایی که در آن احساس امنیت و ارزش میکردم وجود داشت. حقوق همواره بهموقع بود و اخلاق حرفهای در سطح بالایی قرار داشت و همکارانFunctor همدلی و همدلی بالایی داشتن که کنار هم فضای فوقالعادهای ساخته بودیم. اگر دنبال جایگاهی هستید که هم کار و هم آرامش و احترام را کنار هم داشته باشد، این شرکت یکی از گزینههای خوب است. همکاری با آنها برای من تجربهای عالی بود که هرگز فراموش نمیکنم.
مصاحبه با ParsPack | پارس پک - PARSPACK SUPPORT یکی از بدترین و مزخرفترین و چرتترین مصاحبههای عمرم بود. یعنی فقط من موندم با این مغز کوچیکشون و ذهن بستهشون چطوری بیزینس رو دارن پیش میبرن. ۵ مرحله مصاحبه کردن (وقتم رو تلف کردند): ۱. منابع انسانیشون زنگ زده سوال کوبرنتیز از من میکنه، اونم از روی برگه و قطعا درست و غلط. یعنی اگه شما اون دستور مد نظر اینها رو اون لحظه یادت رفته باشه یا بلد نباشی مرحله بعد نمیری 😅😅😅 ۲. چند روز بعد یه تست مزخرف با کلی سوالهای چرت به زبان انگلیسی با تایم ۳۰ ثانیه گزاشتند جلوت که تا میومدی سوال رو بخونی وقت تموم میشد. چند روز بعدش منابع انسانی زنگ زده حالا با توجه به نتیجه تست بریم مرحله بعد (یعنی هر عددی بگی نصفشم نمیدیم بهت و دست بالا واسماس). ۳. بعد مصاحبه تکنیکال که از جزئیترین چیزها سوال میپرسید، مثل آرگومانهای ورودی فلان دستور. یعنی مغز آدم سوت میکشه از این همه جهل. یه بچه فکر کنم متولد ۸۰ هم گزاشته بودند برای این کار. ۴. مرحله چهارم هم یک تسک عملی بود که ۳ روز هم وقت براش در نظر گرفته بودند. همه رو با انسیبل انجام دادم در عرض یک روز و براشون فرستادم منتها یک اررور ساده داشت و به خاطر همون دیگه خبری نشد ازشون :))) یعنی این فکر رو نمیکنند کسی که تا اینجا رسیده قطعا اون رو هم میتونه حل کنه. ۵. تست هوش مسخرهشون فقط! - اگر بخوای کل پنجرههای تهران رو تمیز کنی چقدر دستمال و مایعتمیزکننده لازمه :)))) - بین ساعت ۱۵ تا ۲۴ عقربه کوچیکه با بزرگه با ثانیهشمار چندبار رو هم میافتند. - طرف ۲تا دختر داره ۳تا پسر، در مجموع چندتا بچه داره ؟😆 فقط سوالهای ترجمهش، فارسی به انگلیسی، انگلیسی به فارسی 😄 انگار میخوان مترجم استخدام کنند، خب برید چلنگر رو بیارید دیگه چرا وقت ما رو میگیرید. فکر کنم در جریان نیستند, بزار بگیم شاید فهمیدن! «ما رشتهمون کامپیوتره» اساتید!!!!!!! زنگ زدند تازه محبت کنند، لطف کنند، منت بزارن سرمون، باز وقت بدن برای رفع اون اررور تهش هم بگن کلی بهت فرصت دادیم تا اینجا رسیدی 😆 منم گفتم برید مزاحم نشید. خب بگو اگه مرحله ۴ پاس نشده دیگه برای چی انقدر سوال پرسیدید توو مرحله بعد، اصلا چرا میرید مرحله بعدی ؟؟؟ این مدل ترفندها و تیریکها دیگه کار نمیکنه سلاطین! وااااای حتی بهش فکر هم میکنم اعصابم خرد میشه. موندم این حجم از خزعبلات چطوری توو مغز به اون کوچیکی جا شده!!! به HRش هم توو لینکداین Leila Nedaee (همون خانمی که توو مرحله ۱و۲ زنگ زد) پیام دادم هیچ جوابی دریافت نکردم. خداییش مدیون منید 😀 ۱ دقیقه از وقت باارزشتون رو برای این شرکت مزخرف هدر بدید، یعنی حلالتون نمیکنم 😘 این هم لینک پست: https://www.linkedin.com/feed/update/urn:li:activity:7298268089169645569/ توصیه میکنم کامنتها رو بخونید حتما.
باورم نمیکنم که چنین رفتاری از مدیر گنجینه پاوان انتظار میرفت، اما این تجربه را با صداقت ثبت میکنم: مدیر این شرکت را فردی خودشیفته و بیثبات معرفی کردم که در مسیر کار و زندگی شخصی و خانوادگیاش بیپشتوانه و گاهی بیاساس به نظر میرسید. در این محیط، ادعاهای فنی داخلی یا بینالمللی با مستندات محکمی پشتیبانی نمیشدند و به نظر من تمام سخنان مطرحشده بیشتر شبیه خیالپردازی یا وعدههای خالی بود. نتیجهاش این بود که حس ناامنی و عدم اطمینان به دلیل نبود مدارک قابل اتکا برای ادعاهای فنی، بیش از پیش نمود پیدا میکرد.
من وقتی میخواستم وارد اونجا بشم دوستانم بهم میگفتن نرو اما من کله شقی کردم و رفتم و همون جوری بود که میگفتن. ساعت کاری زیاده و ساعت شیفتش بده و به کار های دیگت نمیرسی، اضافه کاری غذا نداره و میان وعده هم بهد نمیدن و خودت باید یک چیزی بگیری، وسیله ایمنی مثل دستکش نداره برای بار خالی کردن، کلی کار میندازن و سرت و آخر هم تو سرت میزنن، سالی دوبار انبار گردانی میشه و سالی دو برج حقوقتا ازت میگیرن، فیش حقوقی ببشترشون نداره، باید با مردم سر و کله بزنی، گوشتش سه روز مهلت داره و اگه کسی نبرد باید خودت ببری و ممکنه اگه سفارش گوشت را یادشون بره بزننن بار گوشت خیلی زیادی میاد ، حادثه هم ممکنه برات پیش میاد مثلا ترولی روت بیفته یا از موقع طی کشیدن ساختمون از پله ها بیفتی که انشالله این اتفاق نمی افته ولی باید هواست باشه و ...
در این شرکت فضای کار به شدت مخرب بود و جو منفی حاکم بود. افراد بسیاری به جای تمرکز روی وظایف مالی و حسابداری، بیشتر به شایعهپردازی و تخریب همتیمیها میپرداختند و از مسیر درست دور میشدند. ارزش قائل شدن برای کارکنانی که واقعا تلاش میکردن کم بود و کسانی که فعال نبودن، فقط با تظاهر و حرفدرمیانگذاشتن خود را جلوه میدادند. به خاطر این رفتارها، محیط برای افراد پرتلاش ناامن و ناخوشایند بود. خوشبختانه پس از ترک آنجا، آرامش را دوباره در زندگیام حس کردم.
یکی از بدترین ، بی اخلاق ترین ، وقت نشناس ترین و مزخرف ترین جاهایی بود که توش کار کردم. اقای مدیر عامل مطمئن باش خیلی ها از شما نمیگذرن بخاطر خودخواهی، کلاهبرداری و بی کفایتی شما در مدیریت یهو از خواب پا میشن تصمیم میگیرن یه بخش رو کلا منحل کنن کلی نیرو رو تعدیل میکنن یهو از خواب پا میشن میری سر کار میگن باهاتون حال نکردیم تعدیل شدین یا جایی که کار میکنین رو عوض میکنن یه مشت مدیر بی سواد به کفایت دیکتاتور گذاشتن راس کار که جز پول خوردن و بی لیاقتی کار دیگه ای نمیکنن عیدی نمیدن حقوق دیر میدن محیط بسیار غیر حرفه ای و بدتر از همه م عدم امنیت شغلی هست که شما در سفیر خواهید داشت حماقت محض کار کردن تو اون مجموعه نه تنها پاداش یا هدیه نمیدن به شما به عنوان کارمند بلکه دستی هم یه چیزی میگیرن🤣 کمدیه با دوربین هم کنترل میشین
با این مدیریت فکر کنم یکی دو سال دیگه یه آرندی داریم که فقط م.د و نوچه هاش هستن با یه بیزنس یونیت ۴۰۰ نفره با هر کی حرف میزنی میخواد بره بیزنس یونیت! ببین کار به کجا رسیده
من تجربهای از کار در بخش منابع انسانی شرکت صنایع غذایی برتر دارم که در قالب یک شرکت هئیتی اداره میشود و با وجود ادعاهای اخلاقی اولیه، رفتارها به شدت نامناسب بود. مدیران این شرکت با بیسوادی و بیادبی رفتار میکنند و رفتار سازمانی را نمیشناسند. حقوق و مزایا هم در پایینترین سطح قرار داشتند. رفتارهای نادرست و توهینآمیز شدت داشت و من که به عنوان فردی جوانتر در این مجموعه بودم، احساس کردم روح و روانم مورد بازی گرفته شده است. به دوستان و همکارانم توصیه میکنم از وقت و انرژیشان در این شرکتصرف نکنند و از حضور در چنین محیطی خودداری کنند.
شرکت بدی نبود ولی متاسفانه امسال بخاطر مدیریت ضعیف و خیلی خشک و وجود یکسری حرکات غیر ورزشی مثل گذاشتن گیت دچار یکسری مشکلات شده که فک نمی کنم تا چندین سال آینده این مشکلات و عوارض آن برطرف بشه. نیروی انسانی شرکت حدود ۱۲۰نفر هستش که انگشت شمار کار بلد هستن و کار شرکت رو جلو میبرن بقیه تماشاگر و نظاره گر پروژها هستن و عملا کاری انجام نمی دن . جدیدا هم شرکت وارد فاز اخراج نیروها شده که کلا فضای جالبی ایجاد نشده . خبری از کارانه هم نیست فقط موقع قرار داد جو رو میندازن ولی شرکت خشک ناخن تر و خسیس تر از اون هستن که بخوان به کارگرانشون کارانه و پول بدن .
باسلام بنده مدتی در این شرکت مشغول به کار بودم، امیدوارم با این نظر بتونم کمک کنم جلوی اتلاف وقت و عمر شما رو بگیرم و اشتباه من رو تکرار نکنید که هزینش رو با اتلاف عمرتون بدید از شما مبلغ زیادی سفته همراه با ضامن معتبر میگیرن و تا یک سااال بعد از خروج از شرکت پس نمیدن با اینکه شغل ۹۰درصد افراد از جمله من نیاز به سفته نداره و هیچ اموال و اسنادی از شرکت دست ما نیست که سفته بدیم و یک سری کار مشخص اداری هست که هرروز انجام میدیم! هر ۳ ماه قراردادی کاملا یک طرفه رو جلوتون میذارن امضا کنید و فقط هم شما امضا میکنید و هیچوقت قراردادو بهتون نمیدن! اکثریت قریب به اتفاق حقوق ها حقوق پایه وزارت کار هستن که در ابتدای ورود هم۳ تا ۴ ماه حقوق نمیگیرید!و این حقوق معوقه بعد از گذشت ۱سال از زمان ترک شرکت با پیگیری بسیار و احتمالا شکایت اداره کار وصول میشه که دیگه بی ارزشه،،اما همه این موارد رو در قرارداد قبلا از شما امضا گرفتن اگر به دادگاه یا اداره ی کار مراجعه کنید و نام این شرکت رو ببرید سریعا میشناسن،،به خاطر اینکه در همه ی زمینه ها ازشون شکایت میشه و بسیار کثیرالپرونده هستن! حق سنوات نمیدن،،ولی اگر برای مثال ۴سال در شرکت کار کنید در هنگام ترک کار سنوات رو نه به نرخ روز و به نرخ همون سالها پرداخت میکنن که دیگه ارزشی نداره! در واقع هیچ منافع مالی ای در کار برای این شرکت ندارید و اگر دنبال وقت گذرونی هستید همکارهای خوب و مهربونی دارید که تنها مزیت اونجاست در مقابل کار با ساعت کاری بالا، به غیر حقوق پایه اونهم با اوصاف مذکور هیچ مزایای خاصی مثل بیمه تکمیلی و ناهار و خوراکی و .... ندارید امیدوارم تونسته باشم به خواننده ی این نظر کمک کنم،،موفق باشید
باورم این بود که در کنار همکاران با انگیزه و اراده قدم برداریم تا در یک محیط امن و منصفانه پیش برویم، اما در شرکت گنجینه پاوان با مشکلات جدی مدیریتی و رفتاری روبهرو شدم. مدیر این شرکت از گفتن واقعیت سرباز میزد و به جای دفاع از حقوق کارکنان، با دروغگویی و بیتعهدی در مذاکرات حقوقی مواجه شدم. جو کاربرفته دارای فشار و استرس فراوان بود و اخلاق حرفهای در سطح پایینی اجرا میشد. برخی رفتارها به نظر من دور از انصاف و شایسته نبود و احساس ناسازگاری بین وعدههای مدیر و واقعیتهای کار روزمره داشتم. بهویژه در یک مقطع، پرداختی برای بیش از یک ماه انجام نشد و این تجربه را به یکی از تلخترین نمونههای کارآزمایی من بدل کرد. با این وجود، به یاد دارم که هر روز سعی میکردم از خودم و همکارانم حفاظت کنم، تا حد امکان حرفهای بمانم و در مسیر حفظ حقوق کارکنان گام بردارم. این تجربه برای من درسهای مهمی از مدیریت منابع انسانی و اهمیت صدای کارکنان به همراه داشت و باعث شد نگاه دقیقتری به فضای کاری و انصاف در قراردادها پیدا کنم. در نهایت پشیمانی از انتخابها و نحوهی رفتار مدیر، برایم درس عبرتی شد تا در محیطهای کاری آتی با دقت و ارزیابی بهتری عمل کنم.
فقط در یه کلام میتونم بگم: واقعا برات متاسفم ***** که فقط فکر پر کردن جیب خودتی نه ایجاد یه کسب و کار حال تموم ادمایی که تو این شرکت مزخرفت کار میکنن افتضاحه و بالاجبار اونجان روز پایان قرارداد واسه ادمای اونجا روز رهایی از ظلم و انزجار و بردگی مدرنه واقعا ادما رو تو یه برخورد نمیشه شناخت انسان به ظاهر فهمیده و با کمالات ولی در واقع خیلی ... امیدوارم همیشه با دروغ کارت پیش بره
شما که می گی هر کجا خوبی و بدیهایی داره می شه بدون دروغ چند تا از خوبیهای اونجا رو بگی؟ بعدش بفرمایید این پولها رو به لطف چه کسانی در اورده
اول از همه باید بگم که استعفام رو نوشتم و گذاشتم برای ۳۰ اسفند، همزمان با پایان قراردادم، که خداحافظی کنم. شاید ناگهانی به نظر بیاد، ولی وقتی میبینی چه فضایی حاکم شده، انتخابی جز این نمیمونه. متأسفانه اینجا برای بعضیها مهم نیست که کار چطور پیش بره، فقط به این فکر میکنن که چطور به دیگران ضربه بزنن. از یک طرف، به بعضیها پول میدن که زیر پستهای مدیران تپسل حاشیهسازی کنن، از طرف دیگه، حتی از داخل شرکت هم خبر میرسه که قراره کمپینی راه بندازن برای ایجاد جریان منفی علیه بورسی شدن یکتا. این سطح از رفتار غیرحرفهای واقعا ناامیدکنندهست—اینکه نهتنها جاسوس توی شرکت رقیب میذارن، بلکه تلاش میکنن مدیرانش رو تو لینکدین به حاشیه ببرن. حتی خودشون هم از خرید کافهبازار غافلگیر شدن و حالا عصبانیتشون رو سر کارمندان خالی میکنن. فضای اینجا از بالا به پایین پر از نگاه تحقیرآمیزه. اگر دانشجوی دانشگاه آزاد باشی، طوری باهات رفتار میکنن انگار اصلا چیزی نمیفهمی! شاید سهم بازارشون بزرگتر باشه، ولی از نظر اخلاقی واقعا سقوط کردن. بعد از رفتن آقای س.م، اینجا به سمت نابودی رفته، تا جایی که منابع انسانی خودش به دنبال ساختن رزومههای جعلی برای جابجایی مدیران مارکتینگ اون شرکت افتاده—به این امید که بتونه نیروهای کلیدی اونجا رو پراکنده کنه. حتی برای اپلیکیشنهایی مثل آ.پ پول میریزن که ضررهاشون رو جبران کنن، اما در عوض، به اونها مأموریت میدن که به بقیه آسیب بزنن. ما تمام تلاش خودمون رو کردیم که توجه داخلی رو جلب کنیم، ولی انگار اینجا فقط به فکر تخریب رقبا هستن. نگاهی به میانگین ماندگاری نیروها بنداز—زیر یک سال! نه صرفا به خاطر اینکه اینجا یک آژانسه، بلکه به خاطر فضای سمی، فشار بیحد و رفتارهای غیرحرفهای که برای خیلیها غیرقابل تحمله.
شرکت گروه توسعه سرمایه گذاری انتخاب اسنوا را تجربه کردم و به عنوان اپراتور در شغلم با چالشهایی روبهرو شدم. قراردادها برای آغاز دوره جدید بسته نشده بود و اوضاع خیلی سخت بهنظر میرسید؛ بههمین دلیل با وجود مجرد بودنم دلم خیلی بهتپش افتاد و اضطراب گرفتم. با این همه سعی کردم ناامید نشوم و امیدوارم روزهای دشوار هم سپری شود و این بحرانها به پایان برسد.
شرکت پرشیا خودرو جای کار مناسبی برای من نبود. این مجموعه یکی از پرحاشیهترین واحدهای ایران است و فضایش بینظم و بیطرف است. در آن جمعی از افراد کمسواد به هم پیوستهاند که فقط به قدرتنمایی با همدیگر موفق میشوند. مهم نیست چقدر تخصص دارید، در اینجا باید بتوانید در جریان حواشی گشت بزنید تا بتوانید در شرکت کار کنید.