هر کی که دوست داره، بدترین تجربهی کتری رو داشته باشه بره تایگر، دی کامپیوتر و یا پیشگام پردازش دی! بله، به این فکر کردی چرا به سه اسم رزومه میدن؟ چون همهجا کامنت منفی دارن! اینجا اول که میری همهچی، فکر میکنی رو اصول و سواد شکل گرفته! اما پس از مدتی میبینی که ۱.مدیرعامالان که پر از ادعاهای همه فن حریف هستن! طبل تو خالی بیش نیستن! آدمهای دهن بین، بیسواد! چون بازاری هستن، از هر کاری کاسبی کردن بلدن، نه توسعه بلدن و نه ساختن! ۲.سرپرستها، بدبختای چون دست مال هستن که فقط با آتو گرفتن از پرسنل، دنبال خودشیرینی برای عزیز سرکردهشون هستن! وقتی مدیرعاملت بیسواد باشه، اونا هم از اون چیزی کم ندارن! به چشم دیدم فقط یکی توشون خوب بود که فروش و مارکتینگ دستش بود و هم سابقهی بالایی داشت. انقدر اونو اذیت کردن، یه روز اومد وسایلشو جمع کرد رفت! از اون روز شرکتشون کلا بهم ریخت! همه پاچهی همو میگیرن، انگار همهکارهی شرکت فقط این بنده خدا بود! فریب مدیر منابع انسانی رو نخورید، یه آدم دروغ گو، دورو و بی همهچیزه! به همه میگه من از دیجی کالا اومدم بیرون! انقدر خنگ و دست و پا چلفتیه که قشنگ معلومه با تیپا اومده تو این خراب شده! اینا فقط یه ذره شه! دوست دارید بیاید تا باهاتون یه جور قرارداد ببندن که نتونی فرار کنی! قراردادشون کاری نیست، حقوقیه! تمدید هم نکنی ازت شکایت میکنن! ساعت کاریشون زیاده! با موبایل حرف بزنی بهت گیر میدن! تازه با دوربین گوش میدن که چی داری میگی! توی وزارت اطلاعات انقدر شنود نیست که اینجا هست! دقیقه به دقیقه تاخیرتو حساب میکنن راه در رو نداری! به من گفتن ارزاق میدیم، همین که فحش نمیدن بهم باید بگم خداروشکر چون یه سرپرست دارن فقط داد و فحش بلده! توی ماشینشم تبر داره معلومه شرخره شرکت بی پرستیژیه! من روم نمیشه بگم اینجا دارم کار میکنم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای تجربهای که داشتم، با دیدن نمونههای مختلف شرکتها فهمیدم مشکلات اکثرشون مشابه است و این نکته روی تصمیم من تاثیر داشت. راستش پرداختها موقعی که اینجا بودم منظم بود و حقوق بهموقع میرسید. فرآیند بیمه و امور اداری هم بدون مشکل بود و دغدغهای نداشتم. اضافهکاری در اینجا اجبار نبود و برخلاف جاهای دیگر که تا دیر وقت نگه میداشتند، اینجا چنین فشاری نبود. جای کار نسبتا متوسط و قابل قبول بود و از نظر من چیزی فراتر از این نبود، اما نکته مثبت این است که وسط سال حقوق را گاهی افزایش میدهند که باعث میشود حقوق در مقایسه با سایر مدتها تغییر کند. در نهایت به نظر من، این شرکت در وضعیت فعلی تا حدودی با شرایط تورمی کنار میآید و کمک میکند. خلاصه اینکه نسبت به تجربههای دیگر، این شرکت در سطح متوسطی قرار میگیرد و از نظر من مزایا و معایب مشخصی دارد.
وقتی وارد این شرکت شدم فهمیدم که وضعیت حقوقی و کار متزلزل است و باید خیلی محتاط بود. فضای کار نامنظم است و از نظر فرهنگ سازمانی مشکلات زیادی دیده میشود؛ بیاعتمادی بین تیمها وجود دارد و گاه با وعدههای بیپشتوانه روبهرو شدم. حقوق گاهی به صورت قابل توجهی متفاوت از وعدههای اولیه اعلام میشود و تفاوت نرخها ممکن است کار را سخت کند. در کل احساس ناامیدی و بیثباتی داشتم و دیدم که به جای توجه به تخصص و کار تیمی، به پول و روابط پشت صحنه اهمیت داده میشود. اگر دنبال محیطی با ثبات و سفارشهای روشن هستی، اینجا احتمالا جای مناسبی برای ادامه نیست.
وقتی وارد این شرکت شدم، تصورم از محیط کار پرانرژی بود اما خیلی زود دیدم اوضاع فرق میکند. من به عنوان کارآموز تجربه عجیب و گاهی ناخوشایندی داشتم؛ در کنار کارهای یادگرفتهشده، فشارها و رفتارهای غیرحرفهای هم وجود داشت. از ابتدا به من گفتند که برای استخدام سفته میخواهند و برخی افراد قدیمیتر هم خاطر نشان کرده بودند که ممکن است برخی از همکاران از این موضوع بهره بگیرند. جو محیط به شدت ناسالم بود و روابط بین افراد اغلب تحتتأثیر روابط قدرت بود. به وضوح حس میکردم هرچه قدر بعضیها پررنگتر از دیروز باشن، جایگاه بهتری هم میگیرند. مسیر کاری شرکت هم خیلی معمولی بود و رفتوآمد از طریق مترو برایم خستهکننده میشد. مدت کوتاهی که آنجا بودم دائما احساس ارزیابی و کنترل داشتم و دسترسی به فضاهای ساده مانند سرویس بهداشتی همیشه بهخاطر کمبود منابع دشوار بود. در برخوردهای روزمره چای با طعم ناخوشایند کارخانهای احساس میشد و استراحتی در نظر نمیگرفتند؛ کارها اغلب باید کامل و بیوقفه انجام میشد و گاهی نرمافزارهایی که بهعنوان کارآموز مینوشتم، به تست نهایی نمیرسیدند. برخی روزها بوی نامشخصی از محیط به مشام میرسید و در کل با دیدن بعضی رفتارها، احساس میکردم محیطی که باید آرامشبخش باشد، حس زندان میدهد. در ابتدا گفته میشد شرکت خوب و پرانرژی است، اما بعدها واقعا چنین فضایی را تجربه کردم.
با تعجب و ناامیدی زیادی کار خود را در شرکتی آغاز کردم که مدیریت آن به نظر میرسید گرفتار عقدههای فراوانی باشد و تنها به فکر منافع شخصی خودش بود. مالک شرکت هم به گونهای بود که از او هیچکس تعریف نمیکرد و به جز دوستدخترش که نقش کارمند واحد جاسوسی را داشت و از قول خودش دست راست مدیرعامل بود، دیگران از او اصلا رضایت نداشتند. پس از شکایت به اداره کار، تقریبا چهارده ماه پس از پایان کارم موفق شدم حقوقم را از طریق نامههای قانونی و فشارهای مالی که راه به حساب شرکت میبرد، بگیرم؛ اقداماتی که در نهایت منجر به وصول مبالغ معوق شد، اگرچه با کار و پیگیری فراوان همراه بود. این تجربه نشان داد که رفتارهای شرکتی اینچنینی چقدر میتواند بیانصافانه و زیرپوستی باشد. مراقب باشید به چه جایی و با چه کسی اعتماد میکنید و قبل از هر تعهد، تحقیقات کافی انجام بدهید.
شرکت طرح پردازان آذرخش متأسفانه در شرکتی کار میکردم که دروغ، کلک، حقهبازی، رانت و لابیگری در آن وجود دارد. آقای شیبانی جز دروغ گفتن به واحدهایی که از او نرمافزار خرداری میکنند، کار دیگری نمیکند. نرمافزاری که اصلاً وجود ندارد را ادعا میکند که داریم ومیفروشد به دورغ به هر کسی که دلشان بخواهد حقوق میدهند؛ به بعضی گروهها افزاریش حقوق واریز میشود، اما به گروههای دیگر هیچ افزاریشی انجام نمیدهند. در این شرکت پارتیبازی بیداد میکند؛ هر کسی مثل گروه زیرساخت و پرسنلی وتحلیل، پاچهخواری بلد باشد، حقوقش را بالا میبرند. افرادی که برای آقای شیبانی پاچهخواری میکنند، حتی اگر تخصص فنی نداشته باشند، مورد حمایت قرار میگیرند. سیستم گرمایشی و سرمایشی هم به هیچ عنوان وجود ندارد. به هیچ وجه وارد این شرکت نشوید.
چرت ترین ادمایی که تو عمرم دیدم اصلا پیشنهاد نمیکنم همکاری با این مجموعه رو چرت ترین ادمایی که تو عمرم دیدم اصلا پیشنهاد نمیکنم همکاری با این مجموعه رو چرت ترین ادمایی که تو عمرم دیدم اصلا پیشنهاد نمیکنم همکاری با این مجموعه رو چرت ترین ادمایی که تو عمرم دیدم اصلا پیشنهاد نمیکنم همکاری با این مجموعه رو
من در دفتر مرکزی واقع در خیابان شریعتی مشغول به کار بودم و فضای کار بسیار پرتنش و فشار بالایی داشت. از نظر اخلاقی و رفتاری مدیرعامل، نقدهایی جدی دارم؛ به نظر من هماکنون ارزش و جایگاه نیروهای انسانی برایشان چندان اهمیتی ندارد. محیط کار به دلیل ارتباط برخی از همکاران با مدیرعامل به شدت پرتنش بود. خلاصه اینکه تجربه من از این شرکت خیلی ناخوشایند بود و معتقدم هر کسی که وارد این مجموعه میشود، به خاطر این شرایط، بیش از شش ماه در واحد فروش دوام نمیآورد.
روزهای اولی که با این شرکت آشنا شدم، از همهجا بیشتر نگران این بود که ثبت نام کنان تازهکارها به دردسر بیفتند. من تجربهام رو حول محور این بود که با کاهشهای نامشخص وجه رو دریافت میکردم و به هیچوجه اطلاعی از دلیل این کار نمیگرفتيم. در نتیجه پیامهای پی در پی و فشار برای بازگشت وجه رواج پیدا میکرد. متأسفانه این رفتار باعث میشد احساس کنم که پول من بیدلیل از حسابم خارج شده و هیچ توضیح قانعکنندهای ارائه نمیشد. در مجموع، وجود چنین مواردی باعث شد که وقت زیادی تلف شود و نکات مثبتی از شرکت ملموس به نظر نرسد؛ درد دل من این بود که تنها یک امید باقی میماند و آن هم چیزی نبود که بتوان به آن تکیه کرد.
ورودم به این شرکت همانند گام گذاشتن در باتلاق بود و به محض این که به خودم آمدم فهمیدم تصمیمم اشتباه بوده و سرمایه و زمانم را هدر دادهام. کارخانه در شیراز قرار دارد اما مدیرعامل شیرازی نیست و نکتهی مهم این است که او اهل دیزج از توابع شبستر است و به نحوی صرفهجویی زایدالوصفی دارد؛ به طوری که در هیچ مناسبتى حتی روز زن هم خبری از هدیه نیست و حتی یک شیرینی یا شاخه گل هم نمیدهند. اینها در کنار اینکه حقوق متعهد به پرداخت را هم نمیپردازند، مزایای جانبی را که بندهای قرارداد میطلبند هم در اختیار نمیگذارند. توافقات ارائهشده به تامین اجتماعی با حقوق دریافتی تفاوت دارد و در نتیجه عیدی، سنوات (که تا زمان خروج تسویه نمیشود)، اضافهکاری و سایر مأخذی که بر پایهی پایه حقوق محاسبه میشود تحتتأثیر قرار میگیرند و در نتیجه مدت همکاریام به زیان کامل تبدیل شد. به هیچ وجه همکاری با این شرکت را توصیه نمیکنم.
من چندین سال هست تو سداد هستم و صرفا جهت انتخاب درست افرادی که دوست دارن در این شرکت استخدام بشن این کامنت رو میذارم. اول بگم که سداد تیم های متفاوتی داره با پروژه های متفاوت مالی و غیر مالی شما مراحل استخدام رو خواستید طی کنید از مصاحبه کنندگان درباره تیم و فرهنگ تیم و همچنین پروژه بپرسید و اطلاعات بگیری به طریقی که می تونید بعد استخدام شما می تونید شبیه به کارمند اداری باشید و قصد پیشرفت علمی نداشته باشید و کسی هم با شما کار نخواهد داشت و صد در صد امنیت شغلی دارید تا بازنشستگی می تونید شخصی باشید کنار تایم کاری از تایم آزاد که خیلی هم زیاد هست استفاده کنید آموزش های خوب ببنید و دوره های آنلاین بردارید و پیشرفت کنید و به شرکت های مد نظر با بیزینس های متفاوت و حقوق های بهتر برید یا پروژه های خارج از شرکت به صورت فریلنس بگیرید حقوقتون رو افزایش بدید اگر حاشیه هم دوست دارید فراوووووون تو این شرکت پیدا میشه و می تونی تو خرد کردن سبزی بهشون کمک کنید و لذت ببرید
با کسی که خود را مدیر خدمات معرفی کرده بودم، حرفی روشن میگویم: نکته اول این است که دادههای ارائهشده از طرف او درست نیست و او همچنان در سازمان مشغول به کار است. نکته دوم از من همعرصه با سازمان آروا این است که به عنوان کسی که حدود یک سال است در شرکت هستم و از آروا رضایت زیادی دارم، اجازه نمیدهم نفرات شرکت تخریب شوند. اگر نقدی درباره سطح سواد ایشان دارید، در یک جلسه حضوری با حضور سایر مدیران آروا بررسی خواهیم کرد تا سطح سواد و عملکرد شما و او بهطور روشن ارزیابی شود. حتی اگر فرصت حضور ندارید، نامتان را بفرمایید تا بتوانیم عملکرد شما را بررسی کرده و در همین فضا به اشتراک بگذاریم. من خودم کارهای زیادی با ایشان دارم و به تجربه سایر افراد بیرونی حاضر در شرکت آروا همواره این تصور وجود دارد که او رزومهی خوبی قبل از ورود به آروا داشته و هم از نظر سواد و هم از نظر عملکرد، متوسط یا مطلوب ارائه کرده است.
من تجربهای ناخوشایند از کار در شرکت ارم نوش (آکوافینا) دارم که در فضای پشتیبانی شکل گرفت. در این مدت، عمرم را صرف زمانهایی کردم که نتیجهای جز سردرگمی و اتلاف وقت نداشت و با افرادی روبهرو شدم که رفتارهای غیرمنصفانه و گاه روانناشمار داشتند. با وجود تلاش برای یادگیری، با موقعیتهایی رو به رو شدم که اطلاعات دیگران بهطور غیرمجاز از سیستمها خارج میشد و این تجربه، من را با روشهای غیرقانونی فروش و سوءاستفاده آشنا کرد. همچنین با ترفندهایی برای غیبت و تهمت در میان همکاران مواجه شدم و مشاهده کردم که برخی افراد از وکلای ناایمن و شیوههای ناامن برای فرار از مسئولیتهای کاری استفاده میکنند. در طول دوره کاری، از ارز و دلار با مدارک پرسنلی شرکت برداشت میشد، که این موضوع من را به شدت نگران کرد. در نهایت با حضور افرادی که بهرهبرداری از موقعیت شغلی و جیب بری را تبدیل به روال کار میکردند، روبهرو شدم و تجربهای شد که به نظر میرسید پایههای اخلاقی در شرکت رعایت نمیشد. همچنین آگاهی یافتم از وجود همکاریهای مخفیانه و پرداختهای پنهانی که به کارمندان تعلق میگرفت یا از دست میرفت. این مجموعه تجربهها برای من روشن کرد که در چنین فضایی نمیتوان به تعهدات حرفهای پایبند بود و شیوههای رفتاری غالب، به توسعه حرفهای من آسیب میرساند.
به نظرم هر کار با هر موقعیتی بهتر از اینجا است؛ حتی پیدا کردن شغل دیگری هم شرف دارد. اینجا فضای کار خیلی توأم با تشبیه و تحقیر است و از هر حرکت ساده هم به چشم نقص نگاه میشود. وقتی قدم میگذاری یا با همکاران حرف میزنی، به آرامی شخصیتت توسط فضایی ناسالم خرد میشود و دیدگاه مدیران نسبت به کارکنان بیشتر به نگاه اقتصادی و ابزارگونه میماند تا انسان. نتیجه اینکه تجربه کار در این شرکت برای من به سختی قابل تحمل بود و احساس میکردم بیانگیزه و بدون احترام بودن بخش جداییناپذیر محیط است.
یه پروژه طراحی سایت همکاری داشتیم پروژه مربوط به خودشون نبود درواقع خودشون از یک شرکت دیگه پروژه گرفته بودند و مشکل خاصی نبود و همانطور که خواسته بودند تحویل دادم ولی از زمانی که تایید شد کاری که تحویل دادم تا پول به حساب بنشیند تقریبا ۵ روز طول کشید که ۵ روز هم کاری بود به هر حال آرزوی موفقیت دارم براشون
برای من تجربهای بود که یاد گرفتم گاهی پشت صحنهها هیچکس بیدست و پا نیست جز تیمی که واقعا تلاش میکند تا شرکت زنده بماند و کارها پیش برود. از همان ابتدای کار فهمیدم که دوستان سوییچ با عشق و انگیزه دقیقا همان چیزی هستند که سداد را به مسیرش نگه داشتهاند و برای تأمین زندگی کارمندان بانک ملی، زحمات زیادی میکشیدند. هر چند همچنان برخی لحظات به نظر میرسید که کارها خیلی سخت است، اما با حمایت همدیگر و پشتکارشان توانستند موانع را پشت سر بگذارند و ما را به جلو برانند. در نهایت فهمیدم که ادامهی این مسیر نیازمند تلاش و همدلی تیمی است تا بتوانیم از پس چالشهای پیش رو برآییم و به مسیر رشد ادامه بدهیم.
سلام دوستان شرکت خوبی بود ولی متاسفانه طی یکی دوسال گذشته سیاست هایی رو در پیش گرفته که بیشتر به سمت ریزش نیرو رفته تا توسعه و پیشرفت. پرداخت حقوق از حساب های متفرقه صورت میگیره . چند مرحله ای واریز کردن حقوق . حساب کتاب نا منظم اضافه کار و ماموریت و حقوق . پرداخت ماموریت با تاخیر بسیار زیاد . و یکسری قوانین من درآوردی که بیشتر برای محدود کردن هستش تا افزایش کارایی و بهره وری . با وجود نفرات زیاد ولی ساختار اداری بسیار ضعیفی داره . در یک کلام جای فقط برای کارآموزی یک یا دو ساله یا برای انجام خدمت سربازیه و موندن بیشتر از اون گین خاصی برای طرف نداره و بیشتر مشغول گذران روزگار و عمره متاسفانه سر قرارداد هم یه سری قول ها میدن که یا عمل نمیکنن یا انقد دیر عمل میکنن تا صدای پرسنل در بیاد .
در این تجربه، من به عنوان مدرس در موسسه زبان سفیر گفتمان احساس کردم که نظرات منتشر شده درباره چند نفر از همکاران به شدت ناعادلانه و تحریفشده است و به نظر من بعضی از این افراد کار درست و حرفهای انجام نمیکردند. من سالهاست در شعب مختلف این مجموعه کار میکنم و تصور میکنم افرادی که همان نظرات را نوشتهاند، جزو اساتیدی بودهاند که به وظایفشان درست عمل نمیکردند و این موضوع باعث پیدایش کینه و تنش شده است. علاوه بر بحث عیدی که دو سال پشت سر هم با تاخیر پرداخت شد، و حقوقی هم داشتیم که تنها یکبار در طول تاریخ سفیر با تاخیر حدود ده روز پرداخت شد (در زمان جنگ هفده روزه)، میتوانم بگویم اکثر نظراتی که منتشر شدهاند واقعیت ندارند. هر چند مهرماه امسال پرداختی به اساتید به دو برابر افزایش یافت و وضعیت مسابقهگونهای ایجاد شده است. لازم به ذکر است که من هیچ رابطه نزدیکی یا کانکشنی با دفتر مرکزی یا دیگر افراد برقرار ندارم و حقیقت را همانطور که میبینم بیان میکنم.
یه دور همکاری داشتیم و متاسفانه موقع جدایی سوء تفاهماتی با مدیریت داشتم اما الان بعد از دو سال برگشتم و همکاری جدیدی شروع کردیم و فعلا مشکل خاصی ندارم ! البته کامنت منفی که گذاشته بودم دسترسی برای حذفش نداشتم اما با مدیر شرکت صحبت کردیم و الان موضوعات قبلی حل شده برای هر دو طرف! الان با قرارداد یکساله شروع کردیم
با بیمه بازار تجربه کاری من از عنوان Product manager آغاز شد و باید بگویم تغییراتی که بعدش رخ دادند، باعث شدند اهمیت تجربه و اشخاص از بین برود و به راحتی همه از تیم جدا شوند. دیگر افراد قدیمی و با تجربه در تیم نیستند و همه جدیدند، حتی خبر چندانی از کارهای گذشتهشان ندارند. در حال حاضر رقابت برای رسیدن به لیدری بین همتیمیها وجود دارد، بدون توجه به این که اکنون چه نتیجهای به دست میآید یا حقوق چه مقدار افزایش پیدا میکند یا مزایایی مثل کاپ به چه کسی میرسد. رفتار مناسب از سوی منابع انسانی برای من و همکاران قابل لمس نبود و به نظر میرسید دلیل رفتن افراد، فشارهای داخلی و بیتوجهی به آنهاست. تعدادی از همکاران نیز همین تجربه را تأیید میکنند. حقوق بهموقع پرداخت میشود، اما هیچ اضافهحقوق یا پاداش مشخصی دریافت نمیکنیم؛ به همین دلیل فقط روی عدد خالص دریافتی تمرکز میکنم و یک هدف مالی مشخص را در نظر میگیرم. سایر آفرهایی که ارائه میشود، شفافیت کافی ندارد و مشخص نیست چه کسی چه مقدار گرفته است. مشکلات در تمامی تیمها وجود دارد و به نظر میرسد مشکل از سطح سازمانی است و نه فقط یک تیم خاص. سیلولها هم به نظر میرسد بهجز منافع خودشان به چیز دیگری توجهی ندارند. تنها نکته مثبت، امکان دورکاری بود که من از آن رضایت داشتم و با وجود آن مشکلی با دورکاری نداشتم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.