اگر دنبال یک حقوق بخور و نمیر هستی که امکان رشد شغلی نداری و فرهنگ سازمانی پایین و از دست دادن بار علمی خودت در شغل همراه با تحقیر و توهین کارمندان بانک در پروژه هایی که با بانکدر تماسی ناواکو حتما جای ایده الی هست . من ماندم چرا بانک مسکن بودجه بیت المان را هدر می دهد
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در ابتدای حرفهایم باید بگویم که از وقتی مدیرعامل جدید را به شرکت راهبرد هوشمند شهر آوردند، وضع خیلی سوت و کور شد. مدیرعامل جدید که از سمت قبلیاش به بانک رفت، در همان دوره، دفتر خودش را به یکی از همکاران قدیمیاش داد و در شرکت سابقش هم او را به معاونت سرمایه انسانی تبدیل کرد. سپس فرمان آمد و نفر جدیدی به نام آقایان با آمدنشان، مسیر شرکت را تغییر داد و تا امروز هم نیروهای قدیمی کنار رفتند و افراد تازهای جایگزین شدند که اغلب با سطح تحصیلی پایین و مشکلات خانوادگی روبهرو هستند. به وضوح میتوانم بگویم ماهیت شرکت به طور کامل به سمت دفترمحوری رفته؛ فارغ از مدرک، شما با یک پست مسئول دفتر راه میآیی و به ناچار یا ارتقا مییابی یا حقوقت به شکل غیرعادی بالا میرود. در تمامی واحدها هم چنین مواردی را دیدم که افراد با مدرک دیپلم یا کارشناس ارشد به سمتهای مدیریتی میرسند و حقوقها هم به طرز عجیبی بالا میرود. حقوقها خیلی ناگهانی افزایش پیدا میکند. سرمایه انسانی واقعا در وضعیتی غیرانسانی است؛ اتفاقی افتاد که یکی از همکاران واحد تست نرمافزار با کسی صحبت انسانی کرد و از طرف واحد سرمایه انسانی فشار آوردند تا موضوع را پیگیری کند؛ اما چون پشت این همکار، یک مدیر فنی قرار داشت، جریان را به گونهای مدیریت کردند که آن همکار باید استعفا میداد و میرفت. وضعیت واحد فنی هم خیلی ناسالم است. فردی از تیم خود را به واحد دیگر منتقل کردند، یک نفر با دیپلم به مدیریت رسیده و حقوق بالایی میگیرد. همچنین یکی دیگر از همکاران بیسواد است و دنبال پیدا کردن روابطی برای پیشرفت است. واقعا کادر فنی از بیرون واردشدی با رزومه به تیم آنها که بیایند، به هیچوجه موفق نخواهند شد و در نهایت تنها مشکلات را بهجا میگذارند. معاونت فنی واقعا از حد و اندازهش پایینتر است؛ از بیرون که بیایید با رزومه، موفقیتی نمیبینید و در نهایت همهچیز به این ختم میشود که من تنها یک کارمند با حقوقی که از وزارت کار میآید، باشم و باید کارهای بسیاری انجام دهم تا شرکت بتواند پیش برود. در مجموع، جایی است که فقط با روابط میشود وارد شد وگرنه به عنوان یک کارمند عادی با حقوقی که به همراه کارهای خیلی زیاد است، تنها میمانم.
من در وطن زرین با حس نگرانی از فضای کار گزارش میکنم: کلاسهای آموزشی فقط برای مدیران بیلیاقت منطقه است تا به شیوهای حرفهای مدیرعامل جوان را ویزیت کرده و تیم مارکتینگشان در تبلیغات و فرافکنی ماهر است. بقیه کارکنان انگار انسان نیستند. از دیدن مدیر ترسو و بزدل احساس خطر میکنم، انگار منافع خیلیها در گرو این عکسالعملهاست. میترسم پیام من به مدیرعامل بیتجربه برسد و منافع من هم به خطر بیفتد. به جای ترسیدن و نوشتن مطالب غیرواقعی، تلاش کنید تا کیفیت شرکت پنبهریز را بالا ببرید، نه اینکه از ترس خودتان مطلب بگذارید. پنبهریز برای عدهای مفتخور خوب است و سایرین بهشدت ناراضیاند. مدیران پنبهریز اکنون جایگاهشان به سطح مدیر شعبه و مدیر منطقه نیست، بلکه هماکنون تنها میتوانند در گروهها مطلب فیک بگذارند، زبانبازی و چاپلوسی کنند تا منافعشان حفظ شود چون این تنها کاری است که بلدند. بیسوادی گستردهای وجود دارد.
شرکت پارسترونیک تجربهای ناخوشایند را پشت سر گذاشت که از سال ۱۴۰۱ با تغییرات مدیریتی همراه شد و بعد از آن مدیرعامل سابق، به همراه همسرش، به دلیل اختلافات قانونی و بدهیهای سنگین از کشور گریخت. مدتهاست که به صورت تلفنی و از راه دور به کلاهبرداری مشغولاند و از افراد مختلف سوءاستفاده کردهاند. به چشمم خورد که بعضی شرکتها و حتی برخی ایرانیان در چین نیز با شیوههای مشابه مورد کلاهبرداری قرار گرفتهاند و اعضای هیئت مدیره پیگیر رسیدگیاند. به عنوان تجربهای شخصی، از همکاران و دوستان میخواهم هر تماس یا ارتباط از این شرکت با آنها برقرار شد، فورا گزارش پلیس بدهند تا از وقوع آسیبهای بیشتر جلوگیری شود.
بعد از نتیجه سنج تجربه کاری که مالی منفی ۴۵ شدیم اول با همه بچه ها خندیدیم الان معلومه م. ق و غ . م خیلی دارن ظاهر رو خوب میکنن ولی امیدی نیست معلوم هست از م . ر دیگه انتظاری ندارن بچه ها باز دم ن . ی گرم هوای بچه هاش رو داره. حالا با بیرون بردن اجباری تیم بیلدینگ میخوان فعلا دهنمون بسته بشه ولی معلومه برای مدیریت مهم نیست که فکری نمیکنه حتی اگر پاداش هم که با دروغ پیچوندن بعدا بدن ولی مالی دیگه جایی نیست بشه روش حساب کرد و موند خیلی ها دنبال مصاحبه و رفتنیم .گرچه اینجا یک سری چیزها یادگرفتم ولی موندن سخته بچه ها باهم خوب نیستن بخاطر مدیرهامون تفرقه افتاده بینمون تنش بالاست کار زیاده و بی نظم هست مدیران هم نه رفتاری نه کاری حرفه ای برخورد نمیکنن .خسته کننده و غیرقابل تحمله همه جا آواز دهل از دور خوشه فقط چون نیاز هست تا کاری پیدا بشه که از چاله توی چاه نیفتم از اجبار تحمل میکنم
برای رفع مشکل ثبت تجربه و عدم نیاز به لاگین: آدرس URL زیر و کپی کنید https://tajrobe.github.io/review/?slug=crouse&name=%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%B2 در قسمت آدرس بار وارد کنید و اینتر رو بزنید نکته ای که وجود داره اینه که بعد از زدن اینتر صفحه ثبت تجربه میاد ولی در زمان کوتاهی وارد لاگین میشه اما زمان کوتاهی به شما میده تا لود صفحه رو متوقف کنید. اینجا شما باید قبل اینکه اینتر رو بزنید موس خودتون رو روی آیکون ضربدر (برای متوقف کردن لود صفحه) قرار بدید تا قبل اینکه به صفحه لاگین منتقل بشید لود صفحه رو متوقف کنید. اینطوری در قسمت ثبت تجربه میمانید و میتوانید نظر خودتون رو بنویسید. موفق باشید مزایا: شرکت بزرگ معایب: سانسور اطلاعات و مشکل لود پیج تجربه کاری :)
در وطن زرین سالهاست که کار میکنم و واقعا رشد سازمان را از نزدیک لمس میکنم. هر دورهای که برای توسعه مهارتهایم درخواست میکنم، امکان حضور در کلاسها فراهم است. آنجا احترام و امنیت شغلی وجود دارد؛ اگر در کارم اشتباهی کنم، به جای اخراج، فرصت دوبارهای همراه با آموزش در اختیارم میگذارند. برخلاف گمانهزنیهای عمومی، این فضا برخورد خصمانه ندارد و به نظر من برخی دیدگاهها نسبت به محیط کار اغراقآمیز است.
بچه های سداد اینجا رو هم خراب میکنن دختره پسره رو برد سداد الان پسره دختره رو اورده علی بابا دوتا از بی وجدانترین و هرزه ترین و تن لششششششش ترین و بپیجونترین جونورهای روی زمینن اینجاست که روش جذب مشخص میشه ها که چقدر پارتی بازی جوابه؟ که ثابت شد در علی بابا پارتی بازی و بیسواد بودن شرط اصلی برا جذبه
اگه تجربه کاری ندارید برای یکی دو سال جای بدی برای کسب تجربه نیست اما برای مدت بیشتر خیر، ورودی شرکت گیت داره، ورودی غذاخوری گیت داره، گوشی هوشمند نمیتونید ببرید داخل مجموعه، اگه بخواهید کمی هوا بخورید یا ی سیگاری بکشید باید از گیت های مذکور عبور کنید و زمان این کار از مرخصی شما کسر خواهد شد همه جای شرکت دوربین داره و ان. مرخصی استعلاجی ندارین، کف حقوق کارگری براتون به عنوان بیمه رد میشه، به نسبت سطح پروژه ها پرسنل قوی زیادی نداره به همین دلیل معمولا با تاخیر پروژه ها انجام میشه یا اصلا پروژه کنسل میشه از طرف کارفرما. به غیر از حقوقی که به نسبت باقی شرکت های رقیبش معمولا پایینتر، پرداختی دیگری ندارند، خلاصه که نمیشه به عنوان شغل و منبع معاش بلندمدت بهش فکر کرد. مدیریت مجموعه به نسبت ضعیف و با وجود پرسنل حدود 150 نفر، مدیریت توسط مدیر فنی و به دور از هرگونه تفویض اختیار صورت میگیره به همین علت خیلی تصوری از مجموعه حرفه ای نداشته باشید.
به هیچ عنوان به هیچ عنوان برای این شرکت رزومه ندید چون همه آگهی هاشون Fake هست مصاحبه ها به معنی واقعی کلمه از لحاظ فنی افتضاح افتضاح #آسا_افتضاح
برای مدت شش ماه با این شرکت همکاری داشتم و تجربهام از آنجا منفی بود. در نخستین نگاه، فرصتهای رشد شغلی وجود ندارد و انجام کارها به نظارت ناهمگون و بینظم انجام میشود. پرداخت حقوق معمولا با تاخیر یک ماهه انجام میشود و فشار روانی زیادی به همراه دارد. برخورد کارکنان غالبا از روی نگاه بالابهبال است و این موضوع فضای کار را ناخوشایند کرده بود. بخش منابع انسانی بهویژه مدیریت مربوطه عملکرد قابل قبولی ندارد و به نظر نمیرسد برای بهبود وضعیتی که شعار تغییر آن را میدادند، گام موثری برداشته شود. تسویهحسابها بهطور معمول چهار تا پنج ماه طول میکشد و برای دریافت هر پرداخت باید پیگیری زیادی انجام داد؛ اضافهکاری هم پرداخت نمیشود. در کل این تجربه تجربهای منفی بود و به هیچوجه این شرکت را برای کار پیشنهاد نمیکنم.
تجربه من توی یه شرکت خانوادگی بود که قصدم فقط کار کردن بود و نه بازی با روابط خانی. وقتی وارد اونجا شدم فهمیدم که برخی افراد با family بودن شرکت رو تبدیل به یک محیط خانوادگی کردهبودن و این موضوع گاهی توی رفتارها اثر میگذاشت. با این حال، توی مدت زمانی که بودم نه رفتار توهینآمیز دیدم، نه بیاحترامی شد و نه اینکه پولم بهخاطر کارم کم بشه؛ از مدیرعامل و بخش منابع انسانی هم حمایت کافی دیدم و خودم هم حس رضایت داشتم و چیزهای زیادی یاد گرفتم. میدونم حقوقم پایین بود، اما از قدیم هر شرکتی نیست که به کارآموزها هم با حقوق مناسب کار بده؛ بعضی وقتها این کار رو میکنن تا تجربه کسب کنه. برای کسایی که سابقه ندارن یا تازه کار یاد گرفتهن میتونه جای خوبی باشه؛ اما با داشتن نیروهای خودشیفته و ناکارآمد که جو شرکت رو بد میکنن، فضا برای بقیه ناخوشایند میشه و انتظار میره مثل خونه خودشون رفتار کنن. در کل، اگر دنبال کسب تجربه و یه مقداری درآمد مختصر هستی، میتونی بروی کار کن. اما اگر پر توقع و سطح بالا به چیزها نگاه میکنی، احتمالا مناسب نیست. راجع به محصولات هم میشنیدم که همهش کپیاند، در عوض داشتن ایدههایی هم وجود داشت که به نوعی اجرا شده بود. به هر حال این تجربه برای من هم نقاط مثبت داشت هم محدودیتهاش بود.
فقط اینکه امیدوارم آنچه که ما تجربه کردیم در این شرکت تجربه هیچ انسان شریف دیگری نباشه و به قدری محیط و شرایط نامساعد هست که از خیابان وحدت اسلامی تا زنده هستم دیگر گذر نخواهم کرد
دوستان دقت کردید در این وبسایت تنها برای ثبت تجربه شرکت کروز درخواست لاگین گیت هاب میاد و برای مابقی شرکتها اینطور نیست! بعد هم که لاگین میکنید اصلا معلوم نیست چطوری میشه به نمایش گذاشتش جالبه نه؟ در ثبت تجربه بعدی همین جا به شما میگم که چطوری تجربه اتون و بدون لاگین ثبت کنید. این امتیاز ۱ که دادم به خود تجربه کاری بود :)
برای من تجربهای بود که واقعا ازش درس گرفتم؛ وقتی وارد این شرکت شدم، جو.workspace به کلی متفاوت از اون چیزی بود که فکر میکردم. گاهی حس میکردم وارد خونهای شدم که چند نفر رو بهعنوان بچههای کدنویسی میشناختن، اما فضای کلی شرکت اصلا منطبق با استانداردهای حرفهای نبود و فضای کار، به شدت سمی به نظر میرسید. فرهنگ سازمانی بهقدری ضعیف بود که نیاز به تعریف کردن یک واژه تازه در این زمینه احساس میشد. موضوع حقوق هم مشکل اصلی بود: هر چه مذاکره میکردیم، پرداختها مشخص نبود و گاهی بهجای پرداخت از طریق کانالهای منظم، نقلوانتقالها در مسیرهای گوناگون انجام میشد تا به شکل غیرشفاف مالیات فرار کنند. به نظر میرسید که بیمه هم شرایط مناسبی ارائه نمیداد و در صورت بروز حادثه، آخرین حقوقی که میگرفتیم برای حمایت کافی نبود. مدیرعامل مجموعه ظاهرا با تغییر حالتهای رفتاری مختلف ظاهر میشد. گاهی از گسترش پروژههای بزرگ صحبت میکرد و میگفت قصد داریم تیم را گسترش بدهیم و افراد در سطوح مدیریتی بالاتر قرار بگیرند؛ اما در روزهای دیگر با نگرانی از تعدیل نیرو و مشکلات مالی روبهرو میشدیم. گاهی بحثهای ساختاری درباره مکان شرکت مطرح میشد؛ اینکه ساختمان را بخریم یا به مکان دیگری جابجا شویم، و فاصلهها تا محلههای مختلف شهر هم واقعا زیاد بود. این ناپایداری در تصمیمگیریها به چشم میآمد. روحیه تیمی هم واقعا آزرده بود؛ اختلافات بین نیروها بهنوعی بود که برای گفتن چیزهایی به مدیرعامل هم احتیاط میشد. در نهایت، برخی جلسات آموزشی برای تیم فروش برگزار میشد که به نظرم سطح پایهای فروش را هم بهطور کامل پوشش نمیداد. از نظر قانونی هم برخی نظارتها وجود داشت، مانند ضبط صدا با استفاده از دوربینها، اما حضور مدیرعامل بهطور فیزیکی کمتر ملموس بود و قبلا هم درباره این موارد صحبت شده بود. اگر کسی به دنبال محیطی میگردد که در آن پرهیز از مشکلات و ثبات بیشتری وجود داشته باشد، شاید بهتر باشد به گزینههای دیگر فکر کند. در مورد محصولات هم نظرات منفی وجود داشت و برخی از آنها فیک به نظر میرسید؛ بنابراین توصیه میکردم قبل از هر خرید با دقت فکر کنید. در نهایت، چون ممکن است برای تصمیمگیریهای بعدی به منابع دقیق نیاز باشد، لینکهای فروشگاه و سایت شرکت را هم مینویسم تا با دید دقیقتری بررسی شوند: https://nikdiba.com/ https://nikgostaranarshdiba.com/
در این شرکت فضای کاری به شدت پرتنش است و علیرغم وعدههای اولیه، واقعیت با آنچه انتظار میرفت تفاوت زیادی دارد. من متوجه شدم که نام این واحد اغلب با شرکت ماموت همراه میشود، در حالی که کاربرد اصلی ارتباط با دنیای ماموت تنها به عنوان یک وابستگی نیرو انسانی است و بداخلاقیها یا خدمات مربوط به بن خرید و بن کالا در اینجا بهطور مشخص وجود ندارد. به مرور فهمیدم که ویرا دیزل فقط اسمش را یدک میکشد و فاصلهای با ماموت ندارد. اما مشکل اصلی از نگاه من عملیتر است: شرکت دو دسته نیرو دارد و مدیران منتخب از افراد فامیل یا دوستانی از شرکتهای دیگر جمعآوری شدهاند. تیم قطعات که شامل مهندسی، فنی، برنامهریزی و انبار میشود، با سایر بخشها بهشدت تبعیضآمیز رفتار میکند؛ با وجود اینکه کارشناس بودن در این تیم بهطور معمول با حقوق پایین همراه است، مانند کارگران عمل میکنیم و به جای توجه به تخصص، از ما انتظار انجام کارهای بیحد و حصر میرود. در مقابل، در بخش مدیرعامل افراد بهظاهر محترم هستند و برای هیچ کار فنی یا تخصصی ارزش قائل نیستند؛ فضای کاری به گونهای است که گویی پارتیبازی حکمفرماست. مدیران هم اغلب یا از اخراجشدگان شرکتهای دیگر هستند یا بازنشستههای بیحوصلهاند؛ صدای درگیری دائمیشان در محیط شنیده میشود یا از طریق تماسهای تلفنی با شرکتهای دیگر، با بینظمی و بیانضباطی روبهرو میشویم. محصولات ارائهشده هم از نظر کیفی مناسب نیستند و حتی خود سازندگان هم اذعان میکنند که این محصولات ساده و اقتصادیاند و بازارشان محدود است؛ با این حال به دلیل قراردادها و نیاز به ماندن در شرکت، مجبور به ادامه کار هستیم و بهعنوان مثال نظام پاسخگویی به ایمیلها بهخوبی انجام نمیشود و نیروها بهکرات از شرکت میروند. اگر بخواهید به واحد قطعات بروید، احتمالا با وضعیت فاجعهباری روبهرو میشوید و به همین دلیل پیشنهاد میکنم از ابتدا حقوق را بهدرستی مطرح کنید، زیرا منابع انسانی به صورت حد بالایی برای حقوق تعیین میکند اما این کار را به عنوان حد بالا نباید تلقی کرد. اگر تصمیم گرفتید همواره وظایف مشخصی را بخواهید، چون معمولا این واحدها وظیفه مشخصی ارائه نمیدهند و در انجام وظایف تعلل میکنند. بهطور کلی اگر اعصاب قوی ندارید، سمت ویرا دیزل نروید؛ جنگ اعصاب بهطور روزانه در جریان است و حتی مشتریان نیز در برخی مواقع با شدت و حدت برخورد میکنند. با وجود تمام این موارد، حقوق به موقع پرداخت میشود، بن کالا هر شش ماه یکبار ارائه میشود و جشنها یا پاداشهای مالی مناسبی در مناسبتهای مختلف برگزار میشود که گاهی بهطور ناگهانی قطع میشود. مدیران برخی مواقع با رفتار نسبتا خوب ظاهر میشوند اما موقع مشکلات، همان موقع فشارها افزایش مییابد. در کل، اگر به این شرکت وارد شدید، سعی کنید بهطور مشخص و قاطع درباره وظایف و حقوق خود صحبت کنید و از ورود به فضاهای بیثبات و کشدار اجتناب کنید. اگر واقعا لازم است، پیش از هر اقدامی سطح انتظار و مسیر ارتباطی با مدیریت را روشن کنید تا با کمترین فشار کار کنید.
در مصاحبه به شدت از حرفهای و مودب بودن تیم مقابل راضی بودم، هرچند فرایند ارزیابی طولانی شد و پنج ماه طول کشید. خوشحال بودم که پذیرفته شدم و به این مجموعه معتبر ملحق شدم. فضای کار بسیار خوب است و فرهنگ سازمانی عمیقا منطبق با ارزشهاست. مزایا عالی است، هرچند حقوق نسبت به جای دیگر عادی به نظر میرسد، ولی مزایا تا حدودی این تفاوت را جبران میکند. بیمه تکمیلی فوقالعاده است و سقف خدمات دندانی هم بالا بود. به مناسبتهای مختلف هدایا خوبی دریافت کردم؛ مخصوصا یکی از آخرینهایش یک دریل رونیکس بود که خیلی مرا خوشحال کرد. صبحانه و ناهار رایگان ارائه میشود و باشگاه رایگان هم هست که ساعات کاری را هم دربر میگیرد، این نکته واقعا عالیست. چکآپهای دورهای انجام میشود و پزشک سازمانی داریم. همچنین کمک هزینه سفر از طریق روشهای مختلف قابل دریافت است. برخلاف برخی صحبتها، محیط کار از نظر من خیلی سالم است، هرچند شنیدهام در بخشهای اداری استخدام به واسطه پارتیبازی میگویند که وجود دارد، حقیقتش را نمیدانم و من هیچ پارتیای نداشتم. امیدوارم روندی اتخاذ شود تا حقوق بر اساس تاریخ مشخص واریز شود و با درنظر گرفتن تورم بالای سال ۱۴۰۳، حقوقی مناسب در سال جاری افزوده شود. شنیدهام قبلا در میانه سال حقوق افزوده میشد اما امسال این اتفاق افتاد یا نه، برای من روشن نیست و با توجه به هزینهها، انتظار بیشتری از مپنا دارم. ممنون.
به عنوان گرافیست همکاری خوبی با هم داشتیم و چندین پروژه داخلی و خارجی رو با هم کار کردیم و اسمم هم روی نمونه کار هاشون توی سایت آکاف منتشر کردن ، خروجی کارم اونجا بصورت صفحه ای محاسبه می شد و تایم شیت هم بصورت صفحه ای بررسی می شد ک اوکی بودم
شرکت داروسازی دکتر عبیدی از نظر من سازمان منظمی است و افراد با تجربه و تحصیلکردهای در آن حضور دارند. حقوق مناسب و مزایای خوبی دریافت میکنم و بابت جایی که کار میکنم خدا را شاکرم. به نظر من جای خوبی است و آن دسته از افرادی که معتقدند همه چیز بد است، تا حالا وضعیت اینجا را با سایر شرکتها مقایسه نکردهاند. من از شرایط راضیام و با قلب و جان برای شرکت کار میکنم، خدا را شاکر.
حدود نیم سالی است که بهعنوان کارشناس فروش با این شرکت همراه شدهام و تجربهی بسیار خوبی را پشت سر میگذارم. از همان آغاز، روند کار منظم و دقیق بود: از ارسال رزومه تا امضای قرارداد بهطور پیوسته پیش رفت. بعد از یکی دو ماه، به دلیل داشتن فرزند، فرایند دورکاری آغاز شد و همین حالت دقیقا همان موقع اجرایی شد. سپس متوجه شدم گاهی دوست دارم در شرکت حضور فیزیکی داشته باشم، درخواست دادم و پذیرفتند. نکتهی جالب این است که از اول اعلام شده بود اضافهکاری نداریم، اما گاهی که خارج از ساعات کاری کار کردم، خودشان پرداخت کردند. این رفتار و نگرش آنها واقعا برایم ارزشمند بود.
اگر دنبال یک حقوق بخور و نمیر هستی که امکان رشد شغلی نداری و فرهنگ سازمانی پایین و از دست دادن بار علمی خودت در شغل همراه با تحقیر و توهین کارمندان بانک در پروژه هایی که با بانکدر تماسی ناواکو حتما جای ایده الی هست . من ماندم چرا بانک مسکن بودجه بیت المان را هدر می دهد
در ابتدای حرفهایم باید بگویم که از وقتی مدیرعامل جدید را به شرکت راهبرد هوشمند شهر آوردند، وضع خیلی سوت و کور شد. مدیرعامل جدید که از سمت قبلیاش به بانک رفت، در همان دوره، دفتر خودش را به یکی از همکاران قدیمیاش داد و در شرکت سابقش هم او را به معاونت سرمایه انسانی تبدیل کرد. سپس فرمان آمد و نفر جدیدی به نام آقایان با آمدنشان، مسیر شرکت را تغییر داد و تا امروز هم نیروهای قدیمی کنار رفتند و افراد تازهای جایگزین شدند که اغلب با سطح تحصیلی پایین و مشکلات خانوادگی روبهرو هستند. به وضوح میتوانم بگویم ماهیت شرکت به طور کامل به سمت دفترمحوری رفته؛ فارغ از مدرک، شما با یک پست مسئول دفتر راه میآیی و به ناچار یا ارتقا مییابی یا حقوقت به شکل غیرعادی بالا میرود. در تمامی واحدها هم چنین مواردی را دیدم که افراد با مدرک دیپلم یا کارشناس ارشد به سمتهای مدیریتی میرسند و حقوقها هم به طرز عجیبی بالا میرود. حقوقها خیلی ناگهانی افزایش پیدا میکند. سرمایه انسانی واقعا در وضعیتی غیرانسانی است؛ اتفاقی افتاد که یکی از همکاران واحد تست نرمافزار با کسی صحبت انسانی کرد و از طرف واحد سرمایه انسانی فشار آوردند تا موضوع را پیگیری کند؛ اما چون پشت این همکار، یک مدیر فنی قرار داشت، جریان را به گونهای مدیریت کردند که آن همکار باید استعفا میداد و میرفت. وضعیت واحد فنی هم خیلی ناسالم است. فردی از تیم خود را به واحد دیگر منتقل کردند، یک نفر با دیپلم به مدیریت رسیده و حقوق بالایی میگیرد. همچنین یکی دیگر از همکاران بیسواد است و دنبال پیدا کردن روابطی برای پیشرفت است. واقعا کادر فنی از بیرون واردشدی با رزومه به تیم آنها که بیایند، به هیچوجه موفق نخواهند شد و در نهایت تنها مشکلات را بهجا میگذارند. معاونت فنی واقعا از حد و اندازهش پایینتر است؛ از بیرون که بیایید با رزومه، موفقیتی نمیبینید و در نهایت همهچیز به این ختم میشود که من تنها یک کارمند با حقوقی که از وزارت کار میآید، باشم و باید کارهای بسیاری انجام دهم تا شرکت بتواند پیش برود. در مجموع، جایی است که فقط با روابط میشود وارد شد وگرنه به عنوان یک کارمند عادی با حقوقی که به همراه کارهای خیلی زیاد است، تنها میمانم.
من در وطن زرین با حس نگرانی از فضای کار گزارش میکنم: کلاسهای آموزشی فقط برای مدیران بیلیاقت منطقه است تا به شیوهای حرفهای مدیرعامل جوان را ویزیت کرده و تیم مارکتینگشان در تبلیغات و فرافکنی ماهر است. بقیه کارکنان انگار انسان نیستند. از دیدن مدیر ترسو و بزدل احساس خطر میکنم، انگار منافع خیلیها در گرو این عکسالعملهاست. میترسم پیام من به مدیرعامل بیتجربه برسد و منافع من هم به خطر بیفتد. به جای ترسیدن و نوشتن مطالب غیرواقعی، تلاش کنید تا کیفیت شرکت پنبهریز را بالا ببرید، نه اینکه از ترس خودتان مطلب بگذارید. پنبهریز برای عدهای مفتخور خوب است و سایرین بهشدت ناراضیاند. مدیران پنبهریز اکنون جایگاهشان به سطح مدیر شعبه و مدیر منطقه نیست، بلکه هماکنون تنها میتوانند در گروهها مطلب فیک بگذارند، زبانبازی و چاپلوسی کنند تا منافعشان حفظ شود چون این تنها کاری است که بلدند. بیسوادی گستردهای وجود دارد.
شرکت پارسترونیک تجربهای ناخوشایند را پشت سر گذاشت که از سال ۱۴۰۱ با تغییرات مدیریتی همراه شد و بعد از آن مدیرعامل سابق، به همراه همسرش، به دلیل اختلافات قانونی و بدهیهای سنگین از کشور گریخت. مدتهاست که به صورت تلفنی و از راه دور به کلاهبرداری مشغولاند و از افراد مختلف سوءاستفاده کردهاند. به چشمم خورد که بعضی شرکتها و حتی برخی ایرانیان در چین نیز با شیوههای مشابه مورد کلاهبرداری قرار گرفتهاند و اعضای هیئت مدیره پیگیر رسیدگیاند. به عنوان تجربهای شخصی، از همکاران و دوستان میخواهم هر تماس یا ارتباط از این شرکت با آنها برقرار شد، فورا گزارش پلیس بدهند تا از وقوع آسیبهای بیشتر جلوگیری شود.
بعد از نتیجه سنج تجربه کاری که مالی منفی ۴۵ شدیم اول با همه بچه ها خندیدیم الان معلومه م. ق و غ . م خیلی دارن ظاهر رو خوب میکنن ولی امیدی نیست معلوم هست از م . ر دیگه انتظاری ندارن بچه ها باز دم ن . ی گرم هوای بچه هاش رو داره. حالا با بیرون بردن اجباری تیم بیلدینگ میخوان فعلا دهنمون بسته بشه ولی معلومه برای مدیریت مهم نیست که فکری نمیکنه حتی اگر پاداش هم که با دروغ پیچوندن بعدا بدن ولی مالی دیگه جایی نیست بشه روش حساب کرد و موند خیلی ها دنبال مصاحبه و رفتنیم .گرچه اینجا یک سری چیزها یادگرفتم ولی موندن سخته بچه ها باهم خوب نیستن بخاطر مدیرهامون تفرقه افتاده بینمون تنش بالاست کار زیاده و بی نظم هست مدیران هم نه رفتاری نه کاری حرفه ای برخورد نمیکنن .خسته کننده و غیرقابل تحمله همه جا آواز دهل از دور خوشه فقط چون نیاز هست تا کاری پیدا بشه که از چاله توی چاه نیفتم از اجبار تحمل میکنم
برای رفع مشکل ثبت تجربه و عدم نیاز به لاگین: آدرس URL زیر و کپی کنید https://tajrobe.github.io/review/?slug=crouse&name=%DA%A9%D8%B1%D9%88%D8%B2 در قسمت آدرس بار وارد کنید و اینتر رو بزنید نکته ای که وجود داره اینه که بعد از زدن اینتر صفحه ثبت تجربه میاد ولی در زمان کوتاهی وارد لاگین میشه اما زمان کوتاهی به شما میده تا لود صفحه رو متوقف کنید. اینجا شما باید قبل اینکه اینتر رو بزنید موس خودتون رو روی آیکون ضربدر (برای متوقف کردن لود صفحه) قرار بدید تا قبل اینکه به صفحه لاگین منتقل بشید لود صفحه رو متوقف کنید. اینطوری در قسمت ثبت تجربه میمانید و میتوانید نظر خودتون رو بنویسید. موفق باشید مزایا: شرکت بزرگ معایب: سانسور اطلاعات و مشکل لود پیج تجربه کاری :)
در وطن زرین سالهاست که کار میکنم و واقعا رشد سازمان را از نزدیک لمس میکنم. هر دورهای که برای توسعه مهارتهایم درخواست میکنم، امکان حضور در کلاسها فراهم است. آنجا احترام و امنیت شغلی وجود دارد؛ اگر در کارم اشتباهی کنم، به جای اخراج، فرصت دوبارهای همراه با آموزش در اختیارم میگذارند. برخلاف گمانهزنیهای عمومی، این فضا برخورد خصمانه ندارد و به نظر من برخی دیدگاهها نسبت به محیط کار اغراقآمیز است.
بچه های سداد اینجا رو هم خراب میکنن دختره پسره رو برد سداد الان پسره دختره رو اورده علی بابا دوتا از بی وجدانترین و هرزه ترین و تن لششششششش ترین و بپیجونترین جونورهای روی زمینن اینجاست که روش جذب مشخص میشه ها که چقدر پارتی بازی جوابه؟ که ثابت شد در علی بابا پارتی بازی و بیسواد بودن شرط اصلی برا جذبه
اگه تجربه کاری ندارید برای یکی دو سال جای بدی برای کسب تجربه نیست اما برای مدت بیشتر خیر، ورودی شرکت گیت داره، ورودی غذاخوری گیت داره، گوشی هوشمند نمیتونید ببرید داخل مجموعه، اگه بخواهید کمی هوا بخورید یا ی سیگاری بکشید باید از گیت های مذکور عبور کنید و زمان این کار از مرخصی شما کسر خواهد شد همه جای شرکت دوربین داره و ان. مرخصی استعلاجی ندارین، کف حقوق کارگری براتون به عنوان بیمه رد میشه، به نسبت سطح پروژه ها پرسنل قوی زیادی نداره به همین دلیل معمولا با تاخیر پروژه ها انجام میشه یا اصلا پروژه کنسل میشه از طرف کارفرما. به غیر از حقوقی که به نسبت باقی شرکت های رقیبش معمولا پایینتر، پرداختی دیگری ندارند، خلاصه که نمیشه به عنوان شغل و منبع معاش بلندمدت بهش فکر کرد. مدیریت مجموعه به نسبت ضعیف و با وجود پرسنل حدود 150 نفر، مدیریت توسط مدیر فنی و به دور از هرگونه تفویض اختیار صورت میگیره به همین علت خیلی تصوری از مجموعه حرفه ای نداشته باشید.
به هیچ عنوان به هیچ عنوان برای این شرکت رزومه ندید چون همه آگهی هاشون Fake هست مصاحبه ها به معنی واقعی کلمه از لحاظ فنی افتضاح افتضاح #آسا_افتضاح
برای مدت شش ماه با این شرکت همکاری داشتم و تجربهام از آنجا منفی بود. در نخستین نگاه، فرصتهای رشد شغلی وجود ندارد و انجام کارها به نظارت ناهمگون و بینظم انجام میشود. پرداخت حقوق معمولا با تاخیر یک ماهه انجام میشود و فشار روانی زیادی به همراه دارد. برخورد کارکنان غالبا از روی نگاه بالابهبال است و این موضوع فضای کار را ناخوشایند کرده بود. بخش منابع انسانی بهویژه مدیریت مربوطه عملکرد قابل قبولی ندارد و به نظر نمیرسد برای بهبود وضعیتی که شعار تغییر آن را میدادند، گام موثری برداشته شود. تسویهحسابها بهطور معمول چهار تا پنج ماه طول میکشد و برای دریافت هر پرداخت باید پیگیری زیادی انجام داد؛ اضافهکاری هم پرداخت نمیشود. در کل این تجربه تجربهای منفی بود و به هیچوجه این شرکت را برای کار پیشنهاد نمیکنم.
تجربه من توی یه شرکت خانوادگی بود که قصدم فقط کار کردن بود و نه بازی با روابط خانی. وقتی وارد اونجا شدم فهمیدم که برخی افراد با family بودن شرکت رو تبدیل به یک محیط خانوادگی کردهبودن و این موضوع گاهی توی رفتارها اثر میگذاشت. با این حال، توی مدت زمانی که بودم نه رفتار توهینآمیز دیدم، نه بیاحترامی شد و نه اینکه پولم بهخاطر کارم کم بشه؛ از مدیرعامل و بخش منابع انسانی هم حمایت کافی دیدم و خودم هم حس رضایت داشتم و چیزهای زیادی یاد گرفتم. میدونم حقوقم پایین بود، اما از قدیم هر شرکتی نیست که به کارآموزها هم با حقوق مناسب کار بده؛ بعضی وقتها این کار رو میکنن تا تجربه کسب کنه. برای کسایی که سابقه ندارن یا تازه کار یاد گرفتهن میتونه جای خوبی باشه؛ اما با داشتن نیروهای خودشیفته و ناکارآمد که جو شرکت رو بد میکنن، فضا برای بقیه ناخوشایند میشه و انتظار میره مثل خونه خودشون رفتار کنن. در کل، اگر دنبال کسب تجربه و یه مقداری درآمد مختصر هستی، میتونی بروی کار کن. اما اگر پر توقع و سطح بالا به چیزها نگاه میکنی، احتمالا مناسب نیست. راجع به محصولات هم میشنیدم که همهش کپیاند، در عوض داشتن ایدههایی هم وجود داشت که به نوعی اجرا شده بود. به هر حال این تجربه برای من هم نقاط مثبت داشت هم محدودیتهاش بود.
فقط اینکه امیدوارم آنچه که ما تجربه کردیم در این شرکت تجربه هیچ انسان شریف دیگری نباشه و به قدری محیط و شرایط نامساعد هست که از خیابان وحدت اسلامی تا زنده هستم دیگر گذر نخواهم کرد
دوستان دقت کردید در این وبسایت تنها برای ثبت تجربه شرکت کروز درخواست لاگین گیت هاب میاد و برای مابقی شرکتها اینطور نیست! بعد هم که لاگین میکنید اصلا معلوم نیست چطوری میشه به نمایش گذاشتش جالبه نه؟ در ثبت تجربه بعدی همین جا به شما میگم که چطوری تجربه اتون و بدون لاگین ثبت کنید. این امتیاز ۱ که دادم به خود تجربه کاری بود :)
برای من تجربهای بود که واقعا ازش درس گرفتم؛ وقتی وارد این شرکت شدم، جو.workspace به کلی متفاوت از اون چیزی بود که فکر میکردم. گاهی حس میکردم وارد خونهای شدم که چند نفر رو بهعنوان بچههای کدنویسی میشناختن، اما فضای کلی شرکت اصلا منطبق با استانداردهای حرفهای نبود و فضای کار، به شدت سمی به نظر میرسید. فرهنگ سازمانی بهقدری ضعیف بود که نیاز به تعریف کردن یک واژه تازه در این زمینه احساس میشد. موضوع حقوق هم مشکل اصلی بود: هر چه مذاکره میکردیم، پرداختها مشخص نبود و گاهی بهجای پرداخت از طریق کانالهای منظم، نقلوانتقالها در مسیرهای گوناگون انجام میشد تا به شکل غیرشفاف مالیات فرار کنند. به نظر میرسید که بیمه هم شرایط مناسبی ارائه نمیداد و در صورت بروز حادثه، آخرین حقوقی که میگرفتیم برای حمایت کافی نبود. مدیرعامل مجموعه ظاهرا با تغییر حالتهای رفتاری مختلف ظاهر میشد. گاهی از گسترش پروژههای بزرگ صحبت میکرد و میگفت قصد داریم تیم را گسترش بدهیم و افراد در سطوح مدیریتی بالاتر قرار بگیرند؛ اما در روزهای دیگر با نگرانی از تعدیل نیرو و مشکلات مالی روبهرو میشدیم. گاهی بحثهای ساختاری درباره مکان شرکت مطرح میشد؛ اینکه ساختمان را بخریم یا به مکان دیگری جابجا شویم، و فاصلهها تا محلههای مختلف شهر هم واقعا زیاد بود. این ناپایداری در تصمیمگیریها به چشم میآمد. روحیه تیمی هم واقعا آزرده بود؛ اختلافات بین نیروها بهنوعی بود که برای گفتن چیزهایی به مدیرعامل هم احتیاط میشد. در نهایت، برخی جلسات آموزشی برای تیم فروش برگزار میشد که به نظرم سطح پایهای فروش را هم بهطور کامل پوشش نمیداد. از نظر قانونی هم برخی نظارتها وجود داشت، مانند ضبط صدا با استفاده از دوربینها، اما حضور مدیرعامل بهطور فیزیکی کمتر ملموس بود و قبلا هم درباره این موارد صحبت شده بود. اگر کسی به دنبال محیطی میگردد که در آن پرهیز از مشکلات و ثبات بیشتری وجود داشته باشد، شاید بهتر باشد به گزینههای دیگر فکر کند. در مورد محصولات هم نظرات منفی وجود داشت و برخی از آنها فیک به نظر میرسید؛ بنابراین توصیه میکردم قبل از هر خرید با دقت فکر کنید. در نهایت، چون ممکن است برای تصمیمگیریهای بعدی به منابع دقیق نیاز باشد، لینکهای فروشگاه و سایت شرکت را هم مینویسم تا با دید دقیقتری بررسی شوند: https://nikdiba.com/ https://nikgostaranarshdiba.com/
در این شرکت فضای کاری به شدت پرتنش است و علیرغم وعدههای اولیه، واقعیت با آنچه انتظار میرفت تفاوت زیادی دارد. من متوجه شدم که نام این واحد اغلب با شرکت ماموت همراه میشود، در حالی که کاربرد اصلی ارتباط با دنیای ماموت تنها به عنوان یک وابستگی نیرو انسانی است و بداخلاقیها یا خدمات مربوط به بن خرید و بن کالا در اینجا بهطور مشخص وجود ندارد. به مرور فهمیدم که ویرا دیزل فقط اسمش را یدک میکشد و فاصلهای با ماموت ندارد. اما مشکل اصلی از نگاه من عملیتر است: شرکت دو دسته نیرو دارد و مدیران منتخب از افراد فامیل یا دوستانی از شرکتهای دیگر جمعآوری شدهاند. تیم قطعات که شامل مهندسی، فنی، برنامهریزی و انبار میشود، با سایر بخشها بهشدت تبعیضآمیز رفتار میکند؛ با وجود اینکه کارشناس بودن در این تیم بهطور معمول با حقوق پایین همراه است، مانند کارگران عمل میکنیم و به جای توجه به تخصص، از ما انتظار انجام کارهای بیحد و حصر میرود. در مقابل، در بخش مدیرعامل افراد بهظاهر محترم هستند و برای هیچ کار فنی یا تخصصی ارزش قائل نیستند؛ فضای کاری به گونهای است که گویی پارتیبازی حکمفرماست. مدیران هم اغلب یا از اخراجشدگان شرکتهای دیگر هستند یا بازنشستههای بیحوصلهاند؛ صدای درگیری دائمیشان در محیط شنیده میشود یا از طریق تماسهای تلفنی با شرکتهای دیگر، با بینظمی و بیانضباطی روبهرو میشویم. محصولات ارائهشده هم از نظر کیفی مناسب نیستند و حتی خود سازندگان هم اذعان میکنند که این محصولات ساده و اقتصادیاند و بازارشان محدود است؛ با این حال به دلیل قراردادها و نیاز به ماندن در شرکت، مجبور به ادامه کار هستیم و بهعنوان مثال نظام پاسخگویی به ایمیلها بهخوبی انجام نمیشود و نیروها بهکرات از شرکت میروند. اگر بخواهید به واحد قطعات بروید، احتمالا با وضعیت فاجعهباری روبهرو میشوید و به همین دلیل پیشنهاد میکنم از ابتدا حقوق را بهدرستی مطرح کنید، زیرا منابع انسانی به صورت حد بالایی برای حقوق تعیین میکند اما این کار را به عنوان حد بالا نباید تلقی کرد. اگر تصمیم گرفتید همواره وظایف مشخصی را بخواهید، چون معمولا این واحدها وظیفه مشخصی ارائه نمیدهند و در انجام وظایف تعلل میکنند. بهطور کلی اگر اعصاب قوی ندارید، سمت ویرا دیزل نروید؛ جنگ اعصاب بهطور روزانه در جریان است و حتی مشتریان نیز در برخی مواقع با شدت و حدت برخورد میکنند. با وجود تمام این موارد، حقوق به موقع پرداخت میشود، بن کالا هر شش ماه یکبار ارائه میشود و جشنها یا پاداشهای مالی مناسبی در مناسبتهای مختلف برگزار میشود که گاهی بهطور ناگهانی قطع میشود. مدیران برخی مواقع با رفتار نسبتا خوب ظاهر میشوند اما موقع مشکلات، همان موقع فشارها افزایش مییابد. در کل، اگر به این شرکت وارد شدید، سعی کنید بهطور مشخص و قاطع درباره وظایف و حقوق خود صحبت کنید و از ورود به فضاهای بیثبات و کشدار اجتناب کنید. اگر واقعا لازم است، پیش از هر اقدامی سطح انتظار و مسیر ارتباطی با مدیریت را روشن کنید تا با کمترین فشار کار کنید.
در مصاحبه به شدت از حرفهای و مودب بودن تیم مقابل راضی بودم، هرچند فرایند ارزیابی طولانی شد و پنج ماه طول کشید. خوشحال بودم که پذیرفته شدم و به این مجموعه معتبر ملحق شدم. فضای کار بسیار خوب است و فرهنگ سازمانی عمیقا منطبق با ارزشهاست. مزایا عالی است، هرچند حقوق نسبت به جای دیگر عادی به نظر میرسد، ولی مزایا تا حدودی این تفاوت را جبران میکند. بیمه تکمیلی فوقالعاده است و سقف خدمات دندانی هم بالا بود. به مناسبتهای مختلف هدایا خوبی دریافت کردم؛ مخصوصا یکی از آخرینهایش یک دریل رونیکس بود که خیلی مرا خوشحال کرد. صبحانه و ناهار رایگان ارائه میشود و باشگاه رایگان هم هست که ساعات کاری را هم دربر میگیرد، این نکته واقعا عالیست. چکآپهای دورهای انجام میشود و پزشک سازمانی داریم. همچنین کمک هزینه سفر از طریق روشهای مختلف قابل دریافت است. برخلاف برخی صحبتها، محیط کار از نظر من خیلی سالم است، هرچند شنیدهام در بخشهای اداری استخدام به واسطه پارتیبازی میگویند که وجود دارد، حقیقتش را نمیدانم و من هیچ پارتیای نداشتم. امیدوارم روندی اتخاذ شود تا حقوق بر اساس تاریخ مشخص واریز شود و با درنظر گرفتن تورم بالای سال ۱۴۰۳، حقوقی مناسب در سال جاری افزوده شود. شنیدهام قبلا در میانه سال حقوق افزوده میشد اما امسال این اتفاق افتاد یا نه، برای من روشن نیست و با توجه به هزینهها، انتظار بیشتری از مپنا دارم. ممنون.
به عنوان گرافیست همکاری خوبی با هم داشتیم و چندین پروژه داخلی و خارجی رو با هم کار کردیم و اسمم هم روی نمونه کار هاشون توی سایت آکاف منتشر کردن ، خروجی کارم اونجا بصورت صفحه ای محاسبه می شد و تایم شیت هم بصورت صفحه ای بررسی می شد ک اوکی بودم
شرکت داروسازی دکتر عبیدی از نظر من سازمان منظمی است و افراد با تجربه و تحصیلکردهای در آن حضور دارند. حقوق مناسب و مزایای خوبی دریافت میکنم و بابت جایی که کار میکنم خدا را شاکرم. به نظر من جای خوبی است و آن دسته از افرادی که معتقدند همه چیز بد است، تا حالا وضعیت اینجا را با سایر شرکتها مقایسه نکردهاند. من از شرایط راضیام و با قلب و جان برای شرکت کار میکنم، خدا را شاکر.
حدود نیم سالی است که بهعنوان کارشناس فروش با این شرکت همراه شدهام و تجربهی بسیار خوبی را پشت سر میگذارم. از همان آغاز، روند کار منظم و دقیق بود: از ارسال رزومه تا امضای قرارداد بهطور پیوسته پیش رفت. بعد از یکی دو ماه، به دلیل داشتن فرزند، فرایند دورکاری آغاز شد و همین حالت دقیقا همان موقع اجرایی شد. سپس متوجه شدم گاهی دوست دارم در شرکت حضور فیزیکی داشته باشم، درخواست دادم و پذیرفتند. نکتهی جالب این است که از اول اعلام شده بود اضافهکاری نداریم، اما گاهی که خارج از ساعات کاری کار کردم، خودشان پرداخت کردند. این رفتار و نگرش آنها واقعا برایم ارزشمند بود.