در ابتدای کار فهمیدم که فضای شرکت واقعا حرفهای و منسجم است و حمایت جدی از کارکنان را در اولویت میگذارد. آنها فرآیندهای استخدام را به شکلی کاملا متفاوت از هر چیزی که تا به حال دیده بودم تغییر دادهاند و با فراهم کردن محیطی کاری حرفهای، فرصتهای متنوعی برای توسعه و تجربههای مختلف ایجاد کردهاند. وقتی وارد میشوی، به محض پذیرش در یکی از بخشهای مالی، بازرگانی یا حقوق و دستمزد، یک میز و صندلی به تو داده میشود و بقیهی کار با خودت میافتد، که به نوعی نشان از اعتماد به کاربر و استقلال عمل است. حقوقها به نسبت مناسب است و در دو بخش، با رویکردی منظم و هماهنگ در قالب پرداختهای ماهانه تقسیم میشود تا هم تنوع تجربهها را پوشش دهد و هم هوش هیجانی را تقویت کند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سه ماه کارآموزی را در این شرکت تجربه کردم و در حالی که وضع من بهعنوان کارآموز بود، حقوق مناسبی میگرفتم و واقعا حیف شد که برای سال آخر تحصیل باید از پیمنتر جدا میشدم. با این حال اگر دوباره فرصتی شود حتما دوباره به این تیم ملحق میشوم، چون تجربههایی به دست آوردم که در هیچ جای دیگری مثلشان را پیدا نکردم.
درود چندین سال توی این شرکت کار میکردم. شرکت در بسیاری از نقاط ضعف داره که مهترین اون مدیریت ضعیف هستش و متاسفانه هیچ انتقادی رو هم قبول نمیکنند. شرایط توی شرکت برای خانم ها بسیار سخته و اصلا پیشنهاد نمی کنم که وارد شن. بنده خودم هم واقعا بعد از ورود بسیار سریع از قرار داد یک طرفه ای که نوشتم پشیمون شدم. محیط کاری بسیار غیرحرفه ای و پر سر و صداست و هیچ موقع تمرکز لازم رو پیدا نمیکنید. نکته منفی دیگه اینه که منابع انسانی شرکت اونطور که باید در حمایت از کارکنان نیستن و بیشتر در خدمت دستورات آقای رییس هستند. چه بسیار مواردی که بنده به خاطر یه هوا خوردن در پشت بام شرکت که توبیخ نشدم! فقط به خاطر چند دقیقه استراحت!! به هر حال اگر برای سلامتیتون ارزش قائلید و دوست ندارید که همیشه در محل کار زیر فشار باشید و ساعت به ساعت از طریق دوربین چک بشید، وارد این شرکت نشید. سپاس
از همان روزهای ابتدایی حضورم در شرکت اتصال یکپارچه حس کردم وارد گروهی فعال و متفاوت شدم. فضایی که با حرفهایگری و تمرکز عمیق بر کار تعریف میشود، فرصت داد مرا در پروژههای مهم مشارکت داده و تجربههای ارزشمندی به من بدهد. با این حال، تجربهام همراه با چند نکته قابل بهبود هم بود؛ برخی روالهای داخلی نیازمند بازنگریاند تا تیم کارآمدتر شود و توزیع وظایف میان اعضا هم میتواند به بهبود کارایی کمک کند. به طور کلی، تجربه من مثبت بود. نقاط قوتی که احساس میکنم از آنها بهره بردم عبارتند از رشد حرفهای که فراهم شد و امکاناتی که در اختیارم قرار گرفت، فرصتهای یادگیری فراوان در محیطی پویا، و برخورداری از فضایی سالم و دوستانه که حس راحتی و انس با تیم را به من القا میکند. اما ضعفهایی هم وجود داشت از جمله فشار کاری گاه سنگین که نیازمند مدیریت بهتری و تعادل میان کار و زندگی است، و برخی جنبههای محیط کار که به نظر رسمی میرسید و ممکن است برای برخی از اعضا احساس ناراحتی ایجاد کند. با همه این موارد، میتوانم بگویم تجربهام در این شرکت مثبت بوده و امیدوارم با تداوم رشد و پیشرفت، این سازمان بهترینها را هم برای تیم و هم برای مشتریانش فراهم کند.
6 ماه حضور در این مجموعه را تجربه کردم و متأسفانه نتایج مثبتی به دست نیامد. جلسات فاقد هدف مشخص و نقشه راه بود و به نظر میرسید که روند مدیریتی هم مشخص نیست. حقوق و دستمزد کارکنان در موعد مقرر و با تاخیرهای طولانی پرداخت میشد. مدیریت مجموعه نیز به نظر بیهدف میآمد.
۴ عصر تو راه ۴ صبح میرسیم خونه ۱۲ ساعت کاری حساب میشه مدریت صفر کاری که کشاورزا از الاغ میکشن اینجا از ما میکشن سرپرستای چاپلوس آدم فروش تایم استراحت تو ۱۰ ساعت خر حمالی ۴۵ دقه با شکم پر میفرستنت خاور پر کنی هرکی میاد یچی میگه میره حراست عقده ای
در ابتدای کار، مصاحبهای فنی با شرکت پرداخت اول کیش داشتم که بیشتر حول سابقه کاری من میگشت تا سوالات نظری. بعد از چند روز برای کدنویسی چالش به من زنگ زدند و من گفتنم به دلیل فشار کاری مقداری تاخیر دارم اما در نهایت قبول کردند. دو روز دیگر دوباره پیگیری کردند تا مطمئن شوند که کار چالش را انجام دادهام و صحت انجام آن را تأیید کردند. پس از مدتی با من تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه منابع انسانی بیایم. مصاحبه منابع انسانی حدود دو تا سه ساعت طول کشید و واضح بود که اخلاق و روحیه کارمندان برایشان اهمیت زیادی دارد. چند روز بعد خبر دادند که در فرایند استخدام تأیید شدهام و اکنون حدود شش تا هفت ماه است که در این شرکت مشغول کارم. در بخش فنی فضای کار واقعا آرام و بدون حاشیه است و امکان رشد وجود دارد. از نظر حقوق و مزایا به نسبت مناسب است و همواره به من و مدیرم گوش شنوا داده میشود تا در صورت وجود کمبودها آنها را برطرف کنند. هرچند هیچ شرکتی عاری از اشکال نیست، اما بهطور کل از نظر من، جیرینگ شرکت خوب و نسبتا بیدغدغهای است و تجربهاش نسبتا مثبت بوده است.
برای من که در بادبادک هفت آسمان کار میکردم، تجربهای کاملا ناامیدکننده بود. رفتار مدیران ناوناخت و بیادب بود و دائما حرفهایی زده میشد که حس بیاحترامی میداد. فضای کار پر از تنش و بیاعتمادی بود و بیشتر همکاران به مواد مخدر گرایش داشتند که اثر منفی روی محیط کار میگذاشت.
من در تجربهای کار میکنم که با وجود پول و رانت خانوادگی، مدیریت درستی ندارم؛ صاحب کارخانه که مردی به نام آ موجود است، بر همهچیز سلطه دارد و اجازه نمیدهد نظر بقیه به کرسی بنشیند. كسی که با پول پدرش چند کسبوکار راهاندازی کرده، اما هیچ آگاهی از مدیریت و صنعت ندارد و بیشتر کارهایش جنبه دلالی و ساختمانسازی دارد. توجه کافی به نیروی کار نمیشود و نتیجه این وضعیت گاهی به نزاع و برخورد فیزیکی در کارگاه منجر شده است. اگر تصمیم دارید بیایید، باید آماده باشید که چند ماه تاخیر در حقوق و فقدان اختیار عملی در کار برایتان آزاردهنده باشد و انتظار ندید که همهچیز براساس برنامه و نظم پیش برود. البته تجربهی من تنها بازتابی از رفتارهای داخلی این مجموعه است و لازم است با دید باز و تحقیق دقیقتر بررسی شود.
اگر بخواهم از این تجربه برداشت دقیق و تازهای ارائه کنم، باید بگویم رشد و یادگیری به شخصیت مدیر کارخانه بستگی زیادی دارد؛ بدون وجود مدیری با روحیه حمایتی، مسیر پیشرفت هموار نمیشود. مالک مجموعه که مدیریت پایه را در اختیار دارد، گاهی تأثیر منفی قابل توجهی بر فرایندها میگذارد و کار تیمی را دستخوش چالش میکند. پرداخت بهموقع حقوق از اهمیت بالایی برخوردار است و تأخیر در آن میتواند بار منفی بزرگی روی روحیه کارکنان بگذارد. در این محیط، هیچ مزیت واضحی به جز موارد ضروری دیده نمیشد و برای کوچکترین ابتداییات هم باید پیگیری و مقاومت کرد.
مالک مجموعه بسیار اهل دخالت در امور مدیران و میکرو منیجمنت هستند. در یک کلام شما به عنوان مدیر، مسئول بی اختیارید. چاپلوسی و موافقت با نظرات مدیرعامل(مالک مجموعه) شرط دوام شماست محیطی مناسب کارکنان تنبل و با عزت نفس پایین. کارمند قوی ، با سواد و تاثیر گذار در بلندمدت دوام نخواهد آورد. قدردانی وجود ندارد و همواره از حق شما دزدیده خواهد شد. مالک مجموعه علاقه ای به رشد پرسنل ندارد و بهترین و تاثیرگذار ترین همکاران که منجر به تغییرات و تحول در سیستم شده بودند نیز به مرور بدلیل عدم قدردانی و دیده نشدن زحمات، مجموعه را ترک میکنند. نگاه مدیریت از بالا به پایین بوده و حق خود میدانند تا جای امکان از حقوق شما بکاهند. علاقه به گماشتن نیروی انسانی جاسوس بوده و دهن بینی و توجه به شایعات در ایشان بسیار پر رنگ است. نقدینگی در مجموعه بسیار ضعیف بوده و عدم پرداخت و تاخیر پرداخت حقوق پرسنل را زرنگی تعبیر کرده و همیشه به دنبال استفاده از مبلغ حقوق در خرید مواد اولیه هستند و تا جای امکان این رویه را پیش میگیرند، مگر اینکه مدیر کارخانه قدرتنمد و شریفی باشد تا در برابر ایشان ایستاده و حق و حقوق پرسنل را بگیرد. که در این شرایط در بلند مدت دوام نخواهد آورد. بعد از 10 سال و تغییر 10 مدیر همچنان نتوانسته اند برای خود برندسازی داشته باشند. اگر شانس داشته باشید و در دوره حضور شما، مدیری قوی، باسواد و جنگنده در مجموعه حضور داشته باشد که بتواند مشکلات متاثر از مدیریت عامل را با مبارزه و سیاست تا حدی رفع کند، این مجموعه محل مناسبی برای یادگیری، رشد و سکوی پرتاب شما خواهد بود. شخص مالک دانش و تجربه لازم برای مدیریت مجموعه را ندارند اما متاسفانه اصرار بر دخالت در همه امور دارند. اخیرا از یک مجموعه مشاوره کمک گرفته اند، اما متاسفانه عدم آگاهی ایشان از روند های جاری در مجموعه و نداشتن دانش کافی برای کنترل عملکرد مشاورین، این راه نیز منجر به از دست رفتن منابع شرکت و حذف یا ترک بهترین نیروهای انسانی که در چند سال گذشته بیشترین اثر مثبت را با وجود همه موانع داشتند، شده است. تیم مشاور از ایشان به عنوان منبع خوبی برای کسب درآمد و ایجاد اشتغال برای افراد آشنای خود استفاده میکند. در مجموع شخصیتی بسیار سطح پایین و بخیل و کم بین بر این مجموعه مدیریت میکند ( مالک مجموعه)
در شرکت کوانتوم با تفاوتهای محسوس نسبت به تجربهای که در شرکت بیز داشتم، سعی کردم مسیر پیشرفت را به درستترین شکل طی کنم و تلاش خود را به کار بگیرم. فکر میکنم شبکهسازی را تا حدودی میدانم و اکنون به دنبال ارتقای توانمندیها در فضای شرکت کوانتوم هستم.
شرکت نوآوران پردازش گستر نصر تجربهای را از نگاه من روایت میکند که فرهنگ سازمانی و رفتارهای روزمره در ماه اول حضور را به وضوح نشان میدهد. اولین نکته مربوط به ساعات کار است؛ شرکت از ساعت هشت صبح تا شش عصر باز است و پایه بر هشت ساعت کار میچید. وقتی وارد مجموعه میشویم، نرمافزار تایمتراکسینگ روی سیستم نصب میشود و با ورود به محیط کار، باید آن را استارت کرد. در زمان ناهار یا هر گفتگوی غیرکاری، باید استاپ شود و فقط وقتی به سرویس میرویم، اجازه استاپ نداریم. در زمینه مانیتورینگ، تمامی میزها با دوربینهای سقفی به صورت صوتی و تصویری ثبت و بازبینی میشوند و ممکن است در حین کار پیامهایی درباره رفتارهای خارج از منشور شرکت دریافت کنیم. روی ویندوز، اپلیکیشن اسکرینشات نصب شده که بلافاصله پس از استارت تایم فعال میشود و به شدت بیشتر از استخراج تصاویر و لینکهای جستجو را ذخیره میکند. منشور سازمانی حاکم بر کار این است که استفاده از موبایل در محل کار ممنوع است مگر در زمان استاپ و خروج از شرکت. افشای نحوه همکاری و دیتای قراردادی با سایر همکاران هم ممنوع بوده و این موضوع در قرارداد ذکر میشود. گاه امکان صحبت غیرکاری در حین کار وجود ندارد و در صورت تکرار، تذکر میگیرم. تسکهای دستوری هم وجود دارد؛ پس از مدتی متوجه میشوم که تسکها به شکل دستوری طراحی شدهاند و برخی روندها هم ذکر میشود که گاهی اجازه استفاده از روشهای استاندارد را به من نمیدهد. آگهیهای استخدام شرکت همیشه باز هستند و این به دلیل ورود و خروج مداوم نیرو است. در مورد پروژه هم توضیح داده میشود که شرکت برای یک وبسایت آمریکایی ایجاد شده تا هزینهها کاهش یابد و به هیچ عنوان اجازه ندارم نام شرکت یا نامهای مرتبط را در رزومه یا هر جای دیگری به کار ببرم. در حقیقت من به عنوان نیرویی از نوآوران پردازش گستر نصر یا NPG Nasr شناخته میشوم. در مورد محیط کار نیز باید گفت فضای اغلب گفتوگو و شوخی کوتاه است و جو غالب کمی خشک است مگر در لحظات ناهار که اوضاع تغییر میکند. صندلی ماساژ وجود دارد که کاور شده و استفاده از آن ممکن نیست، اما چای و قهوه رایگان است. وعدههای نهار در روزهای مختلف سطوح متنوعی دارد و عموما کیفیت غذا متوسط است، گاهی بهتر میشود. زمان استیمنیتی که برای هر تسک در نظر گرفته میشود ۳۰ دقیقه است و اگر مطابق برنامه پایان نیابد، باید دوباره استیمنیت گرفته شود که برای من نکته منفی قابل توجهی محسوب میشود. تمامی تجربیات من را میتوان از همکاران فعلی و قدیمی سؤال کرد تا تصویر جامعتری به دست آید.
شرکت سافور/سافتور موشن (سوژو) من سعی میکنم جنبههای کلی و نکات غیرمستقل از ظاهر ماجراها را هم بیان کنم. روند مصاحبه مثل آنچه دیگران گفتهاند استاندارد است، شامل مصاحبه منابع انسانی، آزمون کتبی باز و در نهایت آزمون تخصصی، اما هیچ زمانبندی مشخصی ندارد. حقوق پیشنهادی کمتر از توصیفی است که در آگهی آمده بود و این موضوع ناامیدکننده است، که با نکات بعدی جدیتر هم میشود. از همان اول حقوق به طور عمده محور صحبت است و به توصیف شرکت مبنی بر پرداخت با معادل یوان بسیار توجه میشود، اما واقعیت این است که مبلغ دریافتی به ریال است و تورم روی پول شما تاثیر میگذارد. شرکت در ایران بهعنوان کارفرما ثبت نشده، بنابراین آنچه به حساب میآید میتواند زیر قوانین جدید مالیات سرمایه هم بیفتد و از طرفی هیچ بیمهای پرداخت نمیشود. سهم کارفرما از بیمه نسبت به کارمند بالاست، اما این پول در بازنشستگی به فرد به صورت حقوق ماهانه تعلق میگیرد و اکنون با پرداخت نکردن این سهم، انتظار میرفت حقوق افزایش یابد اما این اتفاق نیافتاده است. عدم اقدام شرکت برای ثبت در ایران باعث کاهش امنیت شغلی میشود و ممکن است بدون اطلاع قبلی همکاری را قطع کند یا حقوق ماه جاری را پرداخت نکند؛ در چنین وضعیتی بیمه بیکاری و سایر حمایتها برای فرد وجود ندارد، البته اگر حقوقها بالاتر بود این نکته کمتر اهمیت داشت. از نظر فرصتهای پیشرفت شغلی داخل شرکت وجود دارد، اما با توجه به نبود رقبای همطبقه در ایران، تجربه کارتان در صورت خروج از شرکت بهطور مستقیم مورد نیاز نخواهد بود. این شرط به سمت پوزیشن شما بستگی دارد، اما به طور کلی اسم شرکت تأثیری خاصی روی رزومه چه در داخل کشور چه خارج از آن نخواهد داشت. همچنین چون بیمه وجود ندارد، هنگام مذاکرات حقوقی شرکتهای دیگر ممکن است سابقه کار شما را مدنظر قرار ندهند. سطح یادگیری و تجربه در طول کار پایین است، زیرا اغلب باید روی نتیجه کار افراد دیگر حساب کنید و آزادی عمل کم است؛ دورههای آموزشی هم وجود ندارد. با وجود رفتار خوب مدیران چینی، در مسائل فنی دید مدیران به صورت بالا به پایین است و در زمان بحثهای فنی چنین نگاهی حس میشود. در دورکاری تا حدودی آزادی زمانی وجود دارد، اما برای سوژو این آزادی کمتر است و ساعات کاری شناور ندارد. اضافهکاری و مزایای جانبی مانند بن وجود ندارد.
بی رگو ریشه ترین افراد در سداد جمع شدند یعنی باور نکردنیه انقدر ادم چیپ و سراپا عقده یکجا جمع بشند.به نظر من که نمیتونه اتفاقی باشه مثلا ادم حقیری که خودش کد زدن بلد نبوده و نیست ولی گوش وایمیستاد حرف میبردو میاورد بعد چوو مینداخت که این خبرو فلانی اومده گفته و یه مدت ذوق میکرد مدیرش کردند بخاطر اینکه کف دستش پوست پوست شده بود انقد مالیده بوده برا همه ولی در نهایت با رفتن م.و کاهو یونجش اونجوری که برنامه ریزی کرده بود پروپیمون نشد.قیافه دهاتی و شخصیت لجنشو هم کشید رفت یه جای دیگه رو به گند بکشه بنده خدا مجبور شد بره از سداد .... خوریاشم جواب نداد و رفت خیلی بده سواد نداشته باشی.قیافه و شخصیت وشعور وخانوادهه نداشته باشی یه موجود تهی طلبکار
کار کردن در شرکت فرینه فناور تجربهای است که با ساعات کار شناور آغاز میشود؛ در واقع حساسیت چندانی نسبت به بدون تأخیر رسیدن به زمانهای کاری ندارند و بیشتر به مدل کارگزار تسکبیس متکیاند تا تفکر سنتی حضور تماموقت. در رابطه با تحصیل همزمان با کار، شرکت با برنامههای آموزشی افراد یا دورههای دیگری مانند کلاس زبان مشکلی ندارد و با آنها همراهی میکند. همکاران، در کل افراد فوقالعادهای هستند و فضایی دوستانه حاکم است. ارتباطها به واقع صمیمانه است و جو کار گروهی نسبتا خوب است. با این حال اخیرا حضور برخی از همکاران کاهش یافته است و جو دوستانه به شکل محدودتری میان پرسنل حفظ میشود.
با پیمنتر تجربهای دارم که واقعا رضایتبخش است و از آن هم از نظر رفتار تیمی و هم از نظر کارکرد سازمانی راضی بودهام. پرداختها بهطور دقیق انجام میشوند و علاوه بر هدایا، برای هر سفارش هم تمایل به دقت وجود دارد. حتی در زمانهای با حجم کار بالا، مدیریت حضوری میآید و برای تسریع کار و تقسیم وظایف کمک میکند. اضافهکاری هم حقوق جداگانهای دارد و مشخص و منظم پرداخت میشود.
اقا چرا خودتونو خسته میکنید یک کلام ((اگر پارتی داری برو سداد رشتتم نامرتبط باشه بهت حقوق خوب میدن لازمم نیست کار کنی)) اگر مدیرت مرده باهاش لاس بزن و از زیر میز پاتو بمال به پاش و...(یکی همینجوری مدیرشد) اگر زنه براش خبرچینی کن.سقف پاداش 3ماهه هم بهت میدن اگر پارتی نداری نرو چون کارت به قرص اعصاب میکشه طرف هیچی بارش نبود برای تولد بچه تیم لید و بچه ابدارچی کادو میخرید برا خودش سلطنت راه انداخته بود اون اقایی هم که authority نداشت رو ول کن طفلک همه جا با پارتی میره بعد چندماهم پرتش میکنن بیرون الانم به زباله دان تاریخ پیوسته.حیوونی فقط 4تا کلمه تونسته حفظ کنه انتظار بیشتری ازش نیست فقط مغز فندوقیایی که انتظار دارن مدیر عامل فعلی معجزه کنه ها ها ها واقعا با نمکید
تنها چیزی که میتونم بگم و به دردتون هزار درصد میخوره اینه که تو مدیریت کارت توسن (یعنی با مدیر فعلیش) به هیج عنوان نرید، مدیرش آدم درست و حسابی نیست، خیلی از بچه ها هم ازش شاکین، ولی خب دیگه .. ایشون در اصل گرافیک کار بوده، و تو توسن دات نت میزد! یهویی شد مدیر پروژه های جاوایی مثل ما، ما که سواد درست و حسابی ازش ندیدیم ولی برنامه نویس یک توسن هست! و باید توضیح بهش بدید کار رو !!! .. تا بفهمه .. (البته شاید چون بنده خدا جاوا کار نکرده بود) البته همون دات نت هم فکر نکنم درست بلد باشه .. با صدای بلند و تیز هم میاد باهاتون حرف میزنه هر وقت مودش بود و وقتی کم میاره و خییییلی به چشم گفتن علاقه داره .. جلوش خم بشید و قربان و سرورم بگید حال میکنه .. ولی انصافا حال گروه های دیگه مثل تست و گروه های دلوپ مدیریت های دیگه و تحلیل که کارتون وابسته هست بهشون و انجام ندادن و دور زدن و انداختن سمت شمل رو راحت میگیره، اینش خیلی خوبه! چون تو توسن خیلی از بچه ها فقط با رابطه و دوست بازی کارتو انجام میدن و بدون دلیل هم اگه کارشون رو درست انجام ندن میندازن تقصیر شما که گروه دیگه هستی، سرپرستتون هم اگه با سرپرست اون گروه رفیق باشه عملا طرف اون گروه رو میگیره! و شما میمونید و کار چند تا گروه رو انجام دادید و تهشم زیرتون کشیده شده! خیییلی دیدم اینو. خلاصه به خودتون رحم کنید و مدیریت کارت نرید .. یک خانومه اسمش شبنم ر. سرپرست همونجاست، کار تیمش به مدیریت کارت ربطی نداره ولی هیچ مدیریتی فکر نکنم قبول کنه خودشو تیمشو، این مدیره خودش هم کردتش سرپرست! مدیره خیلی هواشو داشت اون تیمه هم نرید به هیچ عنوان، کل توسن بپرسید بچه هایی که میشناسن حرف منو تایید میکنند. دختره پاچه میگیره و حمله میکنه و حسادت و زیر آب زنی رو به بهترین شکل ممکن بازی میکنه .. مدیره هم اینجور رفتارها رو انگار دوست داره!
نگرش اولیهام نسبت به بازار سرمایه، با تجربهای نسبتا خوب در این شرکت تغییر کرد و تصمیم گرفتم با وجود فشارها و توقعات متفاوت، مسیر خودم را ادامه بدهم. مدت کوتاهی در نقش برنامهنویس بودم و هرچند تجربه نسبتا مطلوبی کسب کردم، اما تصور من از بازار سرمایه چیز دیگری بود که خوشایندم نیفتاد. برای کسانی که قصد دارند تجربه بازار سرمایه را به دست بیاورند، این محیط میتواند گزینهای مناسب به نظر برسد.
در ابتدای کار فهمیدم که فضای شرکت واقعا حرفهای و منسجم است و حمایت جدی از کارکنان را در اولویت میگذارد. آنها فرآیندهای استخدام را به شکلی کاملا متفاوت از هر چیزی که تا به حال دیده بودم تغییر دادهاند و با فراهم کردن محیطی کاری حرفهای، فرصتهای متنوعی برای توسعه و تجربههای مختلف ایجاد کردهاند. وقتی وارد میشوی، به محض پذیرش در یکی از بخشهای مالی، بازرگانی یا حقوق و دستمزد، یک میز و صندلی به تو داده میشود و بقیهی کار با خودت میافتد، که به نوعی نشان از اعتماد به کاربر و استقلال عمل است. حقوقها به نسبت مناسب است و در دو بخش، با رویکردی منظم و هماهنگ در قالب پرداختهای ماهانه تقسیم میشود تا هم تنوع تجربهها را پوشش دهد و هم هوش هیجانی را تقویت کند.
سه ماه کارآموزی را در این شرکت تجربه کردم و در حالی که وضع من بهعنوان کارآموز بود، حقوق مناسبی میگرفتم و واقعا حیف شد که برای سال آخر تحصیل باید از پیمنتر جدا میشدم. با این حال اگر دوباره فرصتی شود حتما دوباره به این تیم ملحق میشوم، چون تجربههایی به دست آوردم که در هیچ جای دیگری مثلشان را پیدا نکردم.
درود چندین سال توی این شرکت کار میکردم. شرکت در بسیاری از نقاط ضعف داره که مهترین اون مدیریت ضعیف هستش و متاسفانه هیچ انتقادی رو هم قبول نمیکنند. شرایط توی شرکت برای خانم ها بسیار سخته و اصلا پیشنهاد نمی کنم که وارد شن. بنده خودم هم واقعا بعد از ورود بسیار سریع از قرار داد یک طرفه ای که نوشتم پشیمون شدم. محیط کاری بسیار غیرحرفه ای و پر سر و صداست و هیچ موقع تمرکز لازم رو پیدا نمیکنید. نکته منفی دیگه اینه که منابع انسانی شرکت اونطور که باید در حمایت از کارکنان نیستن و بیشتر در خدمت دستورات آقای رییس هستند. چه بسیار مواردی که بنده به خاطر یه هوا خوردن در پشت بام شرکت که توبیخ نشدم! فقط به خاطر چند دقیقه استراحت!! به هر حال اگر برای سلامتیتون ارزش قائلید و دوست ندارید که همیشه در محل کار زیر فشار باشید و ساعت به ساعت از طریق دوربین چک بشید، وارد این شرکت نشید. سپاس
از همان روزهای ابتدایی حضورم در شرکت اتصال یکپارچه حس کردم وارد گروهی فعال و متفاوت شدم. فضایی که با حرفهایگری و تمرکز عمیق بر کار تعریف میشود، فرصت داد مرا در پروژههای مهم مشارکت داده و تجربههای ارزشمندی به من بدهد. با این حال، تجربهام همراه با چند نکته قابل بهبود هم بود؛ برخی روالهای داخلی نیازمند بازنگریاند تا تیم کارآمدتر شود و توزیع وظایف میان اعضا هم میتواند به بهبود کارایی کمک کند. به طور کلی، تجربه من مثبت بود. نقاط قوتی که احساس میکنم از آنها بهره بردم عبارتند از رشد حرفهای که فراهم شد و امکاناتی که در اختیارم قرار گرفت، فرصتهای یادگیری فراوان در محیطی پویا، و برخورداری از فضایی سالم و دوستانه که حس راحتی و انس با تیم را به من القا میکند. اما ضعفهایی هم وجود داشت از جمله فشار کاری گاه سنگین که نیازمند مدیریت بهتری و تعادل میان کار و زندگی است، و برخی جنبههای محیط کار که به نظر رسمی میرسید و ممکن است برای برخی از اعضا احساس ناراحتی ایجاد کند. با همه این موارد، میتوانم بگویم تجربهام در این شرکت مثبت بوده و امیدوارم با تداوم رشد و پیشرفت، این سازمان بهترینها را هم برای تیم و هم برای مشتریانش فراهم کند.
6 ماه حضور در این مجموعه را تجربه کردم و متأسفانه نتایج مثبتی به دست نیامد. جلسات فاقد هدف مشخص و نقشه راه بود و به نظر میرسید که روند مدیریتی هم مشخص نیست. حقوق و دستمزد کارکنان در موعد مقرر و با تاخیرهای طولانی پرداخت میشد. مدیریت مجموعه نیز به نظر بیهدف میآمد.
۴ عصر تو راه ۴ صبح میرسیم خونه ۱۲ ساعت کاری حساب میشه مدریت صفر کاری که کشاورزا از الاغ میکشن اینجا از ما میکشن سرپرستای چاپلوس آدم فروش تایم استراحت تو ۱۰ ساعت خر حمالی ۴۵ دقه با شکم پر میفرستنت خاور پر کنی هرکی میاد یچی میگه میره حراست عقده ای
در ابتدای کار، مصاحبهای فنی با شرکت پرداخت اول کیش داشتم که بیشتر حول سابقه کاری من میگشت تا سوالات نظری. بعد از چند روز برای کدنویسی چالش به من زنگ زدند و من گفتنم به دلیل فشار کاری مقداری تاخیر دارم اما در نهایت قبول کردند. دو روز دیگر دوباره پیگیری کردند تا مطمئن شوند که کار چالش را انجام دادهام و صحت انجام آن را تأیید کردند. پس از مدتی با من تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه منابع انسانی بیایم. مصاحبه منابع انسانی حدود دو تا سه ساعت طول کشید و واضح بود که اخلاق و روحیه کارمندان برایشان اهمیت زیادی دارد. چند روز بعد خبر دادند که در فرایند استخدام تأیید شدهام و اکنون حدود شش تا هفت ماه است که در این شرکت مشغول کارم. در بخش فنی فضای کار واقعا آرام و بدون حاشیه است و امکان رشد وجود دارد. از نظر حقوق و مزایا به نسبت مناسب است و همواره به من و مدیرم گوش شنوا داده میشود تا در صورت وجود کمبودها آنها را برطرف کنند. هرچند هیچ شرکتی عاری از اشکال نیست، اما بهطور کل از نظر من، جیرینگ شرکت خوب و نسبتا بیدغدغهای است و تجربهاش نسبتا مثبت بوده است.
برای من که در بادبادک هفت آسمان کار میکردم، تجربهای کاملا ناامیدکننده بود. رفتار مدیران ناوناخت و بیادب بود و دائما حرفهایی زده میشد که حس بیاحترامی میداد. فضای کار پر از تنش و بیاعتمادی بود و بیشتر همکاران به مواد مخدر گرایش داشتند که اثر منفی روی محیط کار میگذاشت.
من در تجربهای کار میکنم که با وجود پول و رانت خانوادگی، مدیریت درستی ندارم؛ صاحب کارخانه که مردی به نام آ موجود است، بر همهچیز سلطه دارد و اجازه نمیدهد نظر بقیه به کرسی بنشیند. كسی که با پول پدرش چند کسبوکار راهاندازی کرده، اما هیچ آگاهی از مدیریت و صنعت ندارد و بیشتر کارهایش جنبه دلالی و ساختمانسازی دارد. توجه کافی به نیروی کار نمیشود و نتیجه این وضعیت گاهی به نزاع و برخورد فیزیکی در کارگاه منجر شده است. اگر تصمیم دارید بیایید، باید آماده باشید که چند ماه تاخیر در حقوق و فقدان اختیار عملی در کار برایتان آزاردهنده باشد و انتظار ندید که همهچیز براساس برنامه و نظم پیش برود. البته تجربهی من تنها بازتابی از رفتارهای داخلی این مجموعه است و لازم است با دید باز و تحقیق دقیقتر بررسی شود.
اگر بخواهم از این تجربه برداشت دقیق و تازهای ارائه کنم، باید بگویم رشد و یادگیری به شخصیت مدیر کارخانه بستگی زیادی دارد؛ بدون وجود مدیری با روحیه حمایتی، مسیر پیشرفت هموار نمیشود. مالک مجموعه که مدیریت پایه را در اختیار دارد، گاهی تأثیر منفی قابل توجهی بر فرایندها میگذارد و کار تیمی را دستخوش چالش میکند. پرداخت بهموقع حقوق از اهمیت بالایی برخوردار است و تأخیر در آن میتواند بار منفی بزرگی روی روحیه کارکنان بگذارد. در این محیط، هیچ مزیت واضحی به جز موارد ضروری دیده نمیشد و برای کوچکترین ابتداییات هم باید پیگیری و مقاومت کرد.
مالک مجموعه بسیار اهل دخالت در امور مدیران و میکرو منیجمنت هستند. در یک کلام شما به عنوان مدیر، مسئول بی اختیارید. چاپلوسی و موافقت با نظرات مدیرعامل(مالک مجموعه) شرط دوام شماست محیطی مناسب کارکنان تنبل و با عزت نفس پایین. کارمند قوی ، با سواد و تاثیر گذار در بلندمدت دوام نخواهد آورد. قدردانی وجود ندارد و همواره از حق شما دزدیده خواهد شد. مالک مجموعه علاقه ای به رشد پرسنل ندارد و بهترین و تاثیرگذار ترین همکاران که منجر به تغییرات و تحول در سیستم شده بودند نیز به مرور بدلیل عدم قدردانی و دیده نشدن زحمات، مجموعه را ترک میکنند. نگاه مدیریت از بالا به پایین بوده و حق خود میدانند تا جای امکان از حقوق شما بکاهند. علاقه به گماشتن نیروی انسانی جاسوس بوده و دهن بینی و توجه به شایعات در ایشان بسیار پر رنگ است. نقدینگی در مجموعه بسیار ضعیف بوده و عدم پرداخت و تاخیر پرداخت حقوق پرسنل را زرنگی تعبیر کرده و همیشه به دنبال استفاده از مبلغ حقوق در خرید مواد اولیه هستند و تا جای امکان این رویه را پیش میگیرند، مگر اینکه مدیر کارخانه قدرتنمد و شریفی باشد تا در برابر ایشان ایستاده و حق و حقوق پرسنل را بگیرد. که در این شرایط در بلند مدت دوام نخواهد آورد. بعد از 10 سال و تغییر 10 مدیر همچنان نتوانسته اند برای خود برندسازی داشته باشند. اگر شانس داشته باشید و در دوره حضور شما، مدیری قوی، باسواد و جنگنده در مجموعه حضور داشته باشد که بتواند مشکلات متاثر از مدیریت عامل را با مبارزه و سیاست تا حدی رفع کند، این مجموعه محل مناسبی برای یادگیری، رشد و سکوی پرتاب شما خواهد بود. شخص مالک دانش و تجربه لازم برای مدیریت مجموعه را ندارند اما متاسفانه اصرار بر دخالت در همه امور دارند. اخیرا از یک مجموعه مشاوره کمک گرفته اند، اما متاسفانه عدم آگاهی ایشان از روند های جاری در مجموعه و نداشتن دانش کافی برای کنترل عملکرد مشاورین، این راه نیز منجر به از دست رفتن منابع شرکت و حذف یا ترک بهترین نیروهای انسانی که در چند سال گذشته بیشترین اثر مثبت را با وجود همه موانع داشتند، شده است. تیم مشاور از ایشان به عنوان منبع خوبی برای کسب درآمد و ایجاد اشتغال برای افراد آشنای خود استفاده میکند. در مجموع شخصیتی بسیار سطح پایین و بخیل و کم بین بر این مجموعه مدیریت میکند ( مالک مجموعه)
در شرکت کوانتوم با تفاوتهای محسوس نسبت به تجربهای که در شرکت بیز داشتم، سعی کردم مسیر پیشرفت را به درستترین شکل طی کنم و تلاش خود را به کار بگیرم. فکر میکنم شبکهسازی را تا حدودی میدانم و اکنون به دنبال ارتقای توانمندیها در فضای شرکت کوانتوم هستم.
شرکت نوآوران پردازش گستر نصر تجربهای را از نگاه من روایت میکند که فرهنگ سازمانی و رفتارهای روزمره در ماه اول حضور را به وضوح نشان میدهد. اولین نکته مربوط به ساعات کار است؛ شرکت از ساعت هشت صبح تا شش عصر باز است و پایه بر هشت ساعت کار میچید. وقتی وارد مجموعه میشویم، نرمافزار تایمتراکسینگ روی سیستم نصب میشود و با ورود به محیط کار، باید آن را استارت کرد. در زمان ناهار یا هر گفتگوی غیرکاری، باید استاپ شود و فقط وقتی به سرویس میرویم، اجازه استاپ نداریم. در زمینه مانیتورینگ، تمامی میزها با دوربینهای سقفی به صورت صوتی و تصویری ثبت و بازبینی میشوند و ممکن است در حین کار پیامهایی درباره رفتارهای خارج از منشور شرکت دریافت کنیم. روی ویندوز، اپلیکیشن اسکرینشات نصب شده که بلافاصله پس از استارت تایم فعال میشود و به شدت بیشتر از استخراج تصاویر و لینکهای جستجو را ذخیره میکند. منشور سازمانی حاکم بر کار این است که استفاده از موبایل در محل کار ممنوع است مگر در زمان استاپ و خروج از شرکت. افشای نحوه همکاری و دیتای قراردادی با سایر همکاران هم ممنوع بوده و این موضوع در قرارداد ذکر میشود. گاه امکان صحبت غیرکاری در حین کار وجود ندارد و در صورت تکرار، تذکر میگیرم. تسکهای دستوری هم وجود دارد؛ پس از مدتی متوجه میشوم که تسکها به شکل دستوری طراحی شدهاند و برخی روندها هم ذکر میشود که گاهی اجازه استفاده از روشهای استاندارد را به من نمیدهد. آگهیهای استخدام شرکت همیشه باز هستند و این به دلیل ورود و خروج مداوم نیرو است. در مورد پروژه هم توضیح داده میشود که شرکت برای یک وبسایت آمریکایی ایجاد شده تا هزینهها کاهش یابد و به هیچ عنوان اجازه ندارم نام شرکت یا نامهای مرتبط را در رزومه یا هر جای دیگری به کار ببرم. در حقیقت من به عنوان نیرویی از نوآوران پردازش گستر نصر یا NPG Nasr شناخته میشوم. در مورد محیط کار نیز باید گفت فضای اغلب گفتوگو و شوخی کوتاه است و جو غالب کمی خشک است مگر در لحظات ناهار که اوضاع تغییر میکند. صندلی ماساژ وجود دارد که کاور شده و استفاده از آن ممکن نیست، اما چای و قهوه رایگان است. وعدههای نهار در روزهای مختلف سطوح متنوعی دارد و عموما کیفیت غذا متوسط است، گاهی بهتر میشود. زمان استیمنیتی که برای هر تسک در نظر گرفته میشود ۳۰ دقیقه است و اگر مطابق برنامه پایان نیابد، باید دوباره استیمنیت گرفته شود که برای من نکته منفی قابل توجهی محسوب میشود. تمامی تجربیات من را میتوان از همکاران فعلی و قدیمی سؤال کرد تا تصویر جامعتری به دست آید.
شرکت سافور/سافتور موشن (سوژو) من سعی میکنم جنبههای کلی و نکات غیرمستقل از ظاهر ماجراها را هم بیان کنم. روند مصاحبه مثل آنچه دیگران گفتهاند استاندارد است، شامل مصاحبه منابع انسانی، آزمون کتبی باز و در نهایت آزمون تخصصی، اما هیچ زمانبندی مشخصی ندارد. حقوق پیشنهادی کمتر از توصیفی است که در آگهی آمده بود و این موضوع ناامیدکننده است، که با نکات بعدی جدیتر هم میشود. از همان اول حقوق به طور عمده محور صحبت است و به توصیف شرکت مبنی بر پرداخت با معادل یوان بسیار توجه میشود، اما واقعیت این است که مبلغ دریافتی به ریال است و تورم روی پول شما تاثیر میگذارد. شرکت در ایران بهعنوان کارفرما ثبت نشده، بنابراین آنچه به حساب میآید میتواند زیر قوانین جدید مالیات سرمایه هم بیفتد و از طرفی هیچ بیمهای پرداخت نمیشود. سهم کارفرما از بیمه نسبت به کارمند بالاست، اما این پول در بازنشستگی به فرد به صورت حقوق ماهانه تعلق میگیرد و اکنون با پرداخت نکردن این سهم، انتظار میرفت حقوق افزایش یابد اما این اتفاق نیافتاده است. عدم اقدام شرکت برای ثبت در ایران باعث کاهش امنیت شغلی میشود و ممکن است بدون اطلاع قبلی همکاری را قطع کند یا حقوق ماه جاری را پرداخت نکند؛ در چنین وضعیتی بیمه بیکاری و سایر حمایتها برای فرد وجود ندارد، البته اگر حقوقها بالاتر بود این نکته کمتر اهمیت داشت. از نظر فرصتهای پیشرفت شغلی داخل شرکت وجود دارد، اما با توجه به نبود رقبای همطبقه در ایران، تجربه کارتان در صورت خروج از شرکت بهطور مستقیم مورد نیاز نخواهد بود. این شرط به سمت پوزیشن شما بستگی دارد، اما به طور کلی اسم شرکت تأثیری خاصی روی رزومه چه در داخل کشور چه خارج از آن نخواهد داشت. همچنین چون بیمه وجود ندارد، هنگام مذاکرات حقوقی شرکتهای دیگر ممکن است سابقه کار شما را مدنظر قرار ندهند. سطح یادگیری و تجربه در طول کار پایین است، زیرا اغلب باید روی نتیجه کار افراد دیگر حساب کنید و آزادی عمل کم است؛ دورههای آموزشی هم وجود ندارد. با وجود رفتار خوب مدیران چینی، در مسائل فنی دید مدیران به صورت بالا به پایین است و در زمان بحثهای فنی چنین نگاهی حس میشود. در دورکاری تا حدودی آزادی زمانی وجود دارد، اما برای سوژو این آزادی کمتر است و ساعات کاری شناور ندارد. اضافهکاری و مزایای جانبی مانند بن وجود ندارد.
بی رگو ریشه ترین افراد در سداد جمع شدند یعنی باور نکردنیه انقدر ادم چیپ و سراپا عقده یکجا جمع بشند.به نظر من که نمیتونه اتفاقی باشه مثلا ادم حقیری که خودش کد زدن بلد نبوده و نیست ولی گوش وایمیستاد حرف میبردو میاورد بعد چوو مینداخت که این خبرو فلانی اومده گفته و یه مدت ذوق میکرد مدیرش کردند بخاطر اینکه کف دستش پوست پوست شده بود انقد مالیده بوده برا همه ولی در نهایت با رفتن م.و کاهو یونجش اونجوری که برنامه ریزی کرده بود پروپیمون نشد.قیافه دهاتی و شخصیت لجنشو هم کشید رفت یه جای دیگه رو به گند بکشه بنده خدا مجبور شد بره از سداد .... خوریاشم جواب نداد و رفت خیلی بده سواد نداشته باشی.قیافه و شخصیت وشعور وخانوادهه نداشته باشی یه موجود تهی طلبکار
کار کردن در شرکت فرینه فناور تجربهای است که با ساعات کار شناور آغاز میشود؛ در واقع حساسیت چندانی نسبت به بدون تأخیر رسیدن به زمانهای کاری ندارند و بیشتر به مدل کارگزار تسکبیس متکیاند تا تفکر سنتی حضور تماموقت. در رابطه با تحصیل همزمان با کار، شرکت با برنامههای آموزشی افراد یا دورههای دیگری مانند کلاس زبان مشکلی ندارد و با آنها همراهی میکند. همکاران، در کل افراد فوقالعادهای هستند و فضایی دوستانه حاکم است. ارتباطها به واقع صمیمانه است و جو کار گروهی نسبتا خوب است. با این حال اخیرا حضور برخی از همکاران کاهش یافته است و جو دوستانه به شکل محدودتری میان پرسنل حفظ میشود.
با پیمنتر تجربهای دارم که واقعا رضایتبخش است و از آن هم از نظر رفتار تیمی و هم از نظر کارکرد سازمانی راضی بودهام. پرداختها بهطور دقیق انجام میشوند و علاوه بر هدایا، برای هر سفارش هم تمایل به دقت وجود دارد. حتی در زمانهای با حجم کار بالا، مدیریت حضوری میآید و برای تسریع کار و تقسیم وظایف کمک میکند. اضافهکاری هم حقوق جداگانهای دارد و مشخص و منظم پرداخت میشود.
اقا چرا خودتونو خسته میکنید یک کلام ((اگر پارتی داری برو سداد رشتتم نامرتبط باشه بهت حقوق خوب میدن لازمم نیست کار کنی)) اگر مدیرت مرده باهاش لاس بزن و از زیر میز پاتو بمال به پاش و...(یکی همینجوری مدیرشد) اگر زنه براش خبرچینی کن.سقف پاداش 3ماهه هم بهت میدن اگر پارتی نداری نرو چون کارت به قرص اعصاب میکشه طرف هیچی بارش نبود برای تولد بچه تیم لید و بچه ابدارچی کادو میخرید برا خودش سلطنت راه انداخته بود اون اقایی هم که authority نداشت رو ول کن طفلک همه جا با پارتی میره بعد چندماهم پرتش میکنن بیرون الانم به زباله دان تاریخ پیوسته.حیوونی فقط 4تا کلمه تونسته حفظ کنه انتظار بیشتری ازش نیست فقط مغز فندوقیایی که انتظار دارن مدیر عامل فعلی معجزه کنه ها ها ها واقعا با نمکید
تنها چیزی که میتونم بگم و به دردتون هزار درصد میخوره اینه که تو مدیریت کارت توسن (یعنی با مدیر فعلیش) به هیج عنوان نرید، مدیرش آدم درست و حسابی نیست، خیلی از بچه ها هم ازش شاکین، ولی خب دیگه .. ایشون در اصل گرافیک کار بوده، و تو توسن دات نت میزد! یهویی شد مدیر پروژه های جاوایی مثل ما، ما که سواد درست و حسابی ازش ندیدیم ولی برنامه نویس یک توسن هست! و باید توضیح بهش بدید کار رو !!! .. تا بفهمه .. (البته شاید چون بنده خدا جاوا کار نکرده بود) البته همون دات نت هم فکر نکنم درست بلد باشه .. با صدای بلند و تیز هم میاد باهاتون حرف میزنه هر وقت مودش بود و وقتی کم میاره و خییییلی به چشم گفتن علاقه داره .. جلوش خم بشید و قربان و سرورم بگید حال میکنه .. ولی انصافا حال گروه های دیگه مثل تست و گروه های دلوپ مدیریت های دیگه و تحلیل که کارتون وابسته هست بهشون و انجام ندادن و دور زدن و انداختن سمت شمل رو راحت میگیره، اینش خیلی خوبه! چون تو توسن خیلی از بچه ها فقط با رابطه و دوست بازی کارتو انجام میدن و بدون دلیل هم اگه کارشون رو درست انجام ندن میندازن تقصیر شما که گروه دیگه هستی، سرپرستتون هم اگه با سرپرست اون گروه رفیق باشه عملا طرف اون گروه رو میگیره! و شما میمونید و کار چند تا گروه رو انجام دادید و تهشم زیرتون کشیده شده! خیییلی دیدم اینو. خلاصه به خودتون رحم کنید و مدیریت کارت نرید .. یک خانومه اسمش شبنم ر. سرپرست همونجاست، کار تیمش به مدیریت کارت ربطی نداره ولی هیچ مدیریتی فکر نکنم قبول کنه خودشو تیمشو، این مدیره خودش هم کردتش سرپرست! مدیره خیلی هواشو داشت اون تیمه هم نرید به هیچ عنوان، کل توسن بپرسید بچه هایی که میشناسن حرف منو تایید میکنند. دختره پاچه میگیره و حمله میکنه و حسادت و زیر آب زنی رو به بهترین شکل ممکن بازی میکنه .. مدیره هم اینجور رفتارها رو انگار دوست داره!
نگرش اولیهام نسبت به بازار سرمایه، با تجربهای نسبتا خوب در این شرکت تغییر کرد و تصمیم گرفتم با وجود فشارها و توقعات متفاوت، مسیر خودم را ادامه بدهم. مدت کوتاهی در نقش برنامهنویس بودم و هرچند تجربه نسبتا مطلوبی کسب کردم، اما تصور من از بازار سرمایه چیز دیگری بود که خوشایندم نیفتاد. برای کسانی که قصد دارند تجربه بازار سرمایه را به دست بیاورند، این محیط میتواند گزینهای مناسب به نظر برسد.