من در شرکت خلاق برهان تجربهای ناخوشایند داشتم: با وجود ادعای رعایت حقوق کارکنان، به طور ناخواسته احساس میکردم که حقوق ما پامال میشود، پاداش کافی نمیگرفتیم و حقوقی که حقمان بود را دریافت نمیکردیم. از طرفی برای نگهداشت تیم نیرو میگرفتند بدون اینکه منابع مناسب مالی در اختیار باشد. با وجود استفاده از جدیدترین فناوریها و رشد نسبی پروژهها، در نهایت شرکت تعطیل شد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت رو به رشدی است. محیطی بسیار خوبی برای یادگیری و مواجهه با مطالب جدید هست. تیمهای فنی شامل تیمهای متنوع از طراحی صنعتی، نرمافزار سیستمی، نرمافزار کاربری، سیستم عامل و پشتیبانی هست. با توجه به اینکه تنها تولید کننده محصولات ذخیره ساز در کشور هست، آینده بسیار خوبی دارد. مزایا: - حقوق به موقع - محیط کاری مناسب - ترکیب نیروهای جوان و با تجربه - یادگیری زیاد - پرداخت کارانه و پاداش - جو دوستانه معایب: - حجم کار زیاد و چالشی
در این شرکت، انتخاب معاونان به اندازهای بیدقت بود که واقعا فکر میکردم موقعیتهای مدیریتی را بدون توجه به تواناییها میگیرند. معاونان به گونهای تکلیفشان را انجام میدهند که نه سواد عملی دارند، نه درک درستی از وظایفشان، و هیچکس هم به دنبال تغییرشان نیست.
در محیط این شرکت با مدیرعاملی روبهرو شدم که از پرداخت حقوق و معوقات سرباز میزد و به هیچ عنوان توصیه نمیکنم در آینده با ایشان همکاری کنم. تجربهی من نشان میدهد که مدیریت حقوق و تعهدات به درستی انجام نمیشود و به همین دلیل از هرگونه ارتباط کاری با این فرد خودداری کنید.
شرکتی بی در و پیکر بهتره آدم کار نکنه ولی اونجا هم نره مدیریت افتضاح از اون مدیرکل گند دماغ تا مدیران ارشد یه روز دیدم مدیر ارشدش رو گفتن جمع کن برو!!! آخرش هم با همین روش منو اخراج کردن گفتن یا بیا خودت استعفا بنویس و پولات رو راحت بهت بدیم یا اینکه شکایت کن و حالا حالاها بدو... با اینکه استعفا نوشتم هنوز صفته منو ندادن زنگ هم میزنی میپیچونن.
شرکت پرسا (پردازش و ذخیره سازی سریع داده) یک شرکت فعال در حوزه ذخیرهسازی دادههای عظیم به شمار می رود و در حال حاضر در حال رقابت با برندهای خارجی مستقر در بازار ایران می باشد البته نه در تمامی نیازمندی ها و رده ها . شرکت رو به رشد می باشد و به نظر بنده می تواند برای فعالین و افرادی که تمایل دارند برای تولید یک محصول حرفه ای مشارکت داشته باشند، این شرکت گزینه بسیار مناسبی می باشد . می توان بیان کرد این شرکت جز شرکت های رده میانی از نظر حقوق و مزایا، خدمات رفاهی و سطح کیفی کار و دانش فنی می باشد . از نقاطی که باید در این شرکت تقویت شود و در واقع جزو نقاط ضعف بوده و اگر اصلاح نشود به نظر بنده و خیلی از همکاران پیشین در شرکت پرسا که از این مجموعه جدا شدند که می تواند هزینه های سنگینی را در بر داشته باشد ، برخورد مدیریتی دولتی، عدم تعامل دوستانه، نگاه بالا به پایین و دستوری در برخی سطوح معاونتی و مدیریتی و همچنین استفاده از افراد غیر متخصص و پا به سن گذاشته در برخی از همین سمت ها بوده که برای یک شرکت خصوصی با این توان، با یک اصلاح سازمانی می تواند رشد رو به جلوی سریع تر ی داشته باشد .
در این شرکت نگاه مدیران به کارمندها از بالا به پایین است و به نوعی سیستم ارباب رعیتی حاکم است؛ توصیه میکنم قبل از پیوستن به مالتینا با چند نفر از کارمندهای سابق صحبت کنید. فامیلهای مدیریت حضور دارند و تصور میشود که آنها هرگز تعدیل نمیشوند و تنها افراد عادی چنین اتفاقی را تجربه میکنند. حقوق نسبت به میانگین بازار پایینتر است و سفته بدون امکان پشت نویسی از افراد گرفته میشود. مدیریت و فامیلها ارزش بالایی برای خود قائلاند و باید از بحث و اعتراض پرهیز شود.
سختیهای مدیریت و فضای کار نامناسب باعث شده بود احساس کنم مدتهاست با چالشهای عدیدهای روبهرو هستم. مدیرانی با سطح معلومات پایین و اختلافهای فراوان بین معاونتها فضای کار را پرتنش کرده بود و مشکلات روانی معاونتها و خود مدیران ارشد به گونهای بود که به نظر میرسید علاجناپذیر باشد. این وضعیت در نهایت به چشماندازی با احتمال کاهش کارآمدی و رونق شرکت منجر میشد.
عمرت وقتت هدفت پولت مغزت آیندت تجربه ات پیشرفتت همه اش به فنا میره اگه بیای رجا مدیر یه آدم بیشعور زبون نفهم که فقط با آشنا بازی از این بانک و بانک پروژه میگیره مزایا نداره این شرکت ولی تا صبح معایب داره
اگر به دنبال یادگیری چالش هستید در نوع خود بهترین است با توجه به اینکه معمولا چند تا پروژه همزمان دارند در مدت کوتاه و خیلی سریع میشه رشد کرد مدیران خوب و حرفه ای داره و کلا نحیط حرفه ای و دوستانه است
رویایت از تجربهام این بود که به عنوان کارآموز وارد NOC شرکت افرانت بشم؛ جایگاهی که فقط به آدمهای بدون سابقه کار میخورد و کمتر دنبال افراد با تجربه بود. اونجا برخورد با نظم شدید و استرس بالا بود و فرصت برای آرامش یا تفنن وجود نداشت. من بین سالهای هشتاد و هشت تا نود اونجا بودم و هنوز امیدوارم شرایطش بهتر شده باشه. در اون زمان حقوقمون هم تابع وزارت کار بود.
شنیدم شرکت زیرمجموعه مستقیم بیمه مرکزی است و چند شرکت کوچکتر هم دارد که حالا به پارک فناوری پردیس منتقل شدند و محل کار آنجا است. اولا از جنبههای خوبش حرف میزنم: حقوق و مزایا نسبتا خوب است و دولتها برای ایاب و ذهاب کمک میدهند؛ پرداخت حقوق عمدتا بهموقع است، هر چند گاهی تاخیرهای کوتاه وجود دارد. بیمه تکمیلی ارائه میشود، صبحانه و ناهار داده میشود، زمانهای استراحت و بازی هم در نظر گرفته شده و اضافهکار با تأیید مدیران واحدها پرداخت میشود. اما مشکلاتی هم وجود دارد که باید به آنها اشاره کرد: اکثر نیروها با واسطه یا آشنا وارد شرکت شدهاند، خواه از بیمه یا از طریق معرفی در شرکت. حقوق با توجه به نزدیکی شما به معرف یا به مدیرعامل تفاوت چشمگیری دارد. کارها بهطور واقعی تخصصی و دقیق به نیروها سپرده نمیشود و بینظمی در شرکت به وضوح دیده میشود؛ به نظر من دلیلش این است که استخدامها بیشتر بر پایه روابط شخصی با مدیرعامل است تا صلاحیت علمی. روال کارها مشخص نیست و سلیقه در انجام کارها پررنگ است و از باندبازی و لجاجت میان کارکنان هم زیاد میگویند. تقریبا نیمی از نیروها در شرکت مدیر یا معاون هستند و گاهی مشاهده شده مدیر حتی کارشناس ندارد و فقط عنوان مدیر را یدک میکشد. این وضعیت باعث حاکم شدن حاشیهها و حواشی بیشتر میشود.
در شرکت پردازشگر تراز سامانه، نزدیک به یک سال و چهار ماه به عنوان کارشناس فروش خدمت کردم. فضای کاری واقعا دوستانه و دلنشین بود و مدیران عالیرتبهای داشتیم که به کارکنانشان اهمیت میدادند. زمانی که مجبور شدم به خاطر شرایط کاری همسرم از کشور خارج شوم، با اشک از شرکت جدا شدم. با این حال هنوز هم ارتباطم با آنها حفظ است و اگر روزی به ایران برگردم، با خوشحالی دوباره در تراز سامانه مشغول به کار خواهم شد.
شرکت کارگزاری سهام بارز محیطی خشک و کنترلگر دارد که به کارمندان اجازه رشد نمیدهد. مدیر پذیرش آنلاین به شدت نظارت تصویری میکند و ارتباط خوب بین همکاران را محدود میسازد. باورم این است که جو هدفمند این شرکت تقسیم و حکومت است و تجربهای شبیه بازداشتگاهی با مدیری آنلاین و بیسواد بر شعبهها حاکم است. به نظر من شایستهسالاری وجود ندارد و پیشرفتها بیشتر به رابطهها بستگی دارد. cons: فضای کاری دشوار شبیه پادگان، مدیریت بیدرایت و بیسوادی مدیر.
در یک دوره یکماهه کارآموزی آغاز شد و مربی دوره واقعا الهامبخش بود، اما پس از آن اوضاع تغییر کرد. ما را با وعدههای پرشمار به عنوان کارآموز جذب کردند و سه ماه بدون حقوق برای شرکت کار کردیم، در حالی که قول استخدام داده میشد اما به واقع به آن تعهدی عمل نشد. روزی فرا رسید که نه تنها همکاری با ما به عنوان کارآموزان تمام شد، بلکه تعدادی از کارکنان شرکت هم از کار اخراج شدند.
از این همه نظر منفی تعجب میکنم. قبول دارم که زاویه دید آدم ها متفاوته و هر کس برای خودش در محیط کار اولویت هایی داره اما کسی که این حجم از نظرات منفی رو میخونه، چارگون رو یک زندان مخوف و ترسناک تصور میکنه که در اون انواع و اقسام شکنجه ها برای پرسنل وجود داره! نخیر... اینجوری نیست. من 2 سال هست که با افتخار برای چارگون کار میکنم. در تیم خودم و سایر تیم ها (تا حدی که متناسب با کار روزانه باهاشون برخورد داشتم) پرسنل و مدیران فهمیده و باشعوری رو دیدم که باعث شده از کار روزانه در این شرکت کاملا راضی باشم. البته که بازه حقوقی چارگون به نسبت بعضی شرکت ها پایین تره و من هم با مبلغی حدودا 30 درصد کمتر از مبلغ پیشنهادی خودم شروع به کار کردم. اما مزایای واریز بدون تاخیر حقوق (حتی 1 روز)، بیمه (که امسال معادل مبلغ حقوق رد میکنن)، بیمه تکمیلی رایگان بعد از دوسال، برگزاری کلاس های آموزشی (با پرداخت اضافه کاری)، هدایای مناسبتی (تولد، یلدا، عید و ...) و مهمتر از همه این ها، امنیت شغلی و آسایش فکری و روانی، مواردی هست که در کمتر شرکتی پیدا میشه. در مورد نرم افزار و کار با پلتفرم های قدیمی هم، طبیعیه که شرکتی با این سابقه و پروژه بزرگ، به این راحتی نمیتونه هر سال به ورژن های جدیدتر .net مهاجرت کنه! و شما نمیتونی وقتی وارد همچین شرکتی میشی، انتظار داشته باشی کل معماری پروژه رو بر اساس نظر و سلیقه شما از اول بنویسن! در مورد حجم و فشار کاری، مثل هر شرکتی که مشتری های بزرگ و مهمی داره، در روزهایی از ماه با فشار کاری مواجه هستیم و بعضا مواردی بسیار ضروری پیش میاد که ممکنه حتی جمعه هم مجبور به کار باشیم، اما این فشار کاری همیشگی نیست و تعادل وجود داره. در کل بگم اگر کسی دنبال یک محیط کاری مطمئن و امنیت شغلی میگرده چارگون بهترین شرکته. اما اگر با تغییر 6 ماه یکبار محیط کار مشکلی ندارید و فقط عدد حقوق آخر ماه یا استفاده از تکنولوژی های آخرین روز براتون مهمه، جای مناسبی برای شما نیست.
دانشکار شرکت جوان و پرانرژیای است که هر روز با انگیزهتر از قبل کار میکند. من تجربه کارشناس دیجیتال مارکتینگ را داشتم و باور دارم تیم این مجموعه با پشتکار بالا روی پروژهها کار میکند. اگر دوست دارید، صفحات وب ما را حتما بررسی کنید: https://daneshkar.net/tests/neo/1/%D8%AA%D8%B3%D8%AA-%D9%86%D8%A6%D9%88 https://daneshkar.net/tests/iq/1/IQ-%D8%AA%D8%B3%D8%AA
سلام این دوستمون که با عنوان کارشناس توسعه تجربه خودشون به اشتراک گذاشتن دقیقا حق مطلب ادا کردن،من میتونم به توضیحاتشون این موارد اضافه کنم آمیتیس یک شرکت از هلدینگ سامانه نگار حامی بیمه هست که در واقع تحت مالکیت بیمه مرکزی قرار داره و وظیفه توسعه سامانه های مورد نیاز اونجارو بر عهده دارد یه مشکل خیلی جدی که به چشمتون میاد هم اینه که اونجا فامیل بازی بی داد میکنه،این دوستمون گفتن که مدیر منابع انسانی عوض شده ولی مدیر جدید فامیل یکی از مدیرایه هلدینگ هست،مدیرایی که اغلب سن بسیار پایینی دارن و به واسطه رانتی که تو خود بیمه مرکزی یا سامانه نگار دارن پست گرفتن و این باعث شده میشه شما با یه سری آدم بی سواد سر و کله بزنید که چون جای پای خودشون سفت هست براشون مهم نیست شما چی میگید
در نهایت فهمیدم که اوضاع پرداخت حقوق شرکت چندان پایدار نبود و از نظر حقوقی هم در وضعیت مطلوبی بهنظر نمیرسید. حقوق بهموقع از جمله مزیتهای قبلیش بهشدت کاهش پیدا کرد و در دو سال اخیر حتی پرداختهای باقیمانده هم بهدلیل مشکلات مالی به تعویق افتاده بود. همچنین بهروایت تجربه، در سال هزار و چهارصد و یک هنوز گروهی از کارکنان از سالهای پیش با شرکت تسویه نشدهاند و هر بار با بهانههایی مانند نیاز به جذب پول پروژههای مشخص، تلاش میشد تا پرداختی به کارکنان سابق اختصاص یابد. اوضاع شرکت بهقدر زیادی بیثبات بوده و گاه تیم مدیریتی با فاصله زمانی کوتاه چندین بار تغییر کرده است. از چنین شرایطی نتیجه میگیرم که اگر دنبال کار در محیطی پایدار هستید، معمولا بهتر است از این شرکت دوری کنید؛ زیرا توانایی پرداخت به کارکنان فعلی هم بهراحتی فراهم نیست. اگر هم در حال حاضر داخل شرکت هستید و قصد خروج دارید، به یاد داشته باشید تنها از طریق پیگیری قانونی و شکایت میتوان به پول خود رسید.
به نظر من تیم دیجیتال مارکتینگ شرکت زینو دیجیتال واقعا به سمت هدفش حرکت نمیکرد و رفتار بعضی از اعضا با توجه به موقعیت شغلیشون، فاصله زیادی با احترام و همدلی داشت. برخوردها خیلی از بالا به پایین بود و گاهی احساس میشد که ارزش و توان افراد دیگر برایشان چندان مهم نیست. محصول تازه عرضهشده هم به دلیل مشکلاتی که وجود داشت، به نظر میرسید در همان ابتدای کار با چالشهای زیادی روبهرو باشد و به خاطر تحریمها، دسترسی به مشتریان مطلوب هم محدود بود. این تجربه نشان میدهد که در تیم مدیریت دیجیتال مارکتینگ، اخلاق حرفهای و تعامل مؤثر با همکاران و مشتریان از اهمیت زیادی برخوردار است تا بتوان به نتایج مطلوب رسید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.