مدت هفت ماه با این امید که شرایط بهتری رقم بخورد تحمل کردم، اما در پایان حقوق و مزایایم را کامل به من پرداخت نکردند. فقط با وعدههای شیرین و نرم یاوهسازیها است که میگویند همه چیز خوب میشود و در نهایت آنها حق من را نصفه و با وضعیتی شرمآور میدهند و طلبکارند. اعتماد به نفس من را هم تخریب کردند. به واقع پیشنهاد میکنم به جای این شرکت، در یک استارتاپ تازهکار تجربه کنید؛ اما اینجا واقعا وضعیتش خوب نیست.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من در پروفایل تجربهای همسو با رشد حرفهای خود داشتم و از حضور در این شرکت استارتاپی سود بردم. به نظر من شفافیت بالای مدیران و همکاران یکی از ویژگیهای بارزش بود که در نهایت موجب آگاهی همه از جزئیات میشد؛ هر زمان که مدیری صلاح میدید چیزی روشن نبود، انتظار شفافسازی از سطح تیم وجود داشت. فضای کار با نشاط بود و امکانات سرگرمی مانند فوتبال دستی و کتاب در دسترس همکاران قرار داشت. در اینجا حس تفاوتی میان بالا و پایین وجود نداشت و با نگاه مساوی به همهکس برخورد میکردم.
در کیان دیجیتال، تجربهای پر از یادگیری داشت که فرصتهای رشد را برایم فراهم کرد. روالهای اجرایی کار و فرهنگ سازمانی، بهبود پیدا کردند و ارتباط میان اعضای تیمها به مرور بهتر شد. اکنون با وجود چنین محیطی، مشکل قابل توجهی نمیبینم و احساس میکنم مسیر حرفهایام رشد کرده است.
در حال حاضر در این شرکت مشغول به کار نیستم و تجربهام مربوط به هفت سال پیش است. کادر فنی و مدیریتی شرکت کاملا حرفهای با تفکری نوین هستند و انسانهای بااخلاقی هستند. وقتی وارد مجموعه شدم، تازهکار بودم و حمایتی که از طرف آنها و راهنماییهایشان دریافت کردم، موجب شد در مدت کوتاهی بهطور قابل توجهی پیشرفت کنم و به سطح حرفهای در کارم برسم. فضای کار شرکت و همکاران نیز بسیار مطلوب بود. این همه خوبی سبب شد که انتظارهایم بالا رود و پس از ترک شرکت آفتاب، نتوانم با قوانین بردهداری و قرونوسطایی که در بسیاری از شرکتهای دیگر حاکم است، کنار بیایم. به دلیل مسائل شخصی از این مجموعه جدا شدم. برای آنها آرزوی موفقیت دارم.
من سه سال برای یکی از شرکتهای تابعه پارس حیات به نام اورست مدرن پارس کار کردم، مجموعهای که شعبههایی چون جانبو را در بر میگرفت. فضای کار در این مجموعه واقعا فاقد شایستهسالاری بود و من با این شرایط روبهرو بودم. ساعات کاری غیرحضوری از عصر تا شب بود و اضافهکاری برای تعطیلات یا جمعهها پرداخت نمیشد. وقتی از شرکت شکایت کردیم، به ظاهر مجبور به پرداخت شدند. برای ماموریتهای خارج از شهر و راهاندازی سیستمهای فروشگاههای شهرستانها حق مأموریت در نظر گرفته نمیشد. امنیت پرسنل و تردد در جادههای بینشهری در شرایط بد جوی برای انجام کارها اولویت نبود و دائم میگفتند باید بروید. با شکایتهای خارج از سازمان، ظاهرا تغییراتی تحمیل شد. مسئول مستقیم من فردی بود نامنظم و بیاحترامی، که با پشتیبانی مدیران از سایر بخشها به این سمت رسیده بود و فشار کاری عمدتا روی پرسنل بود. تلاشهایمان به چشم نمیآمد و رویکرد غالب به کار به شکل طلبکاری بود؛ تقدیرها و تشکرها غالبا به سهم همان مسئول بخش میرسید. کار در این مجموعه را به هیچ وجه پیشنهاد نمیکنم. ارتقاءهای شغلی نبودند و معیارهای عادلانهای پشت آن نبود. روابط فامیلی و حمایتهای غیرصحیح از افراد نزدیک به تیمها رایج بود. احترامی برای افراد تحصیلکرده دیده نمیشد و ممکن بود با پاسخ دادن به کارکنان فروش سطح پایین شرکت هم روبهرو شوید چون نگاه شرکت به فروش محور است. برای من که متأهل بودم، مجموعه مناسبی نبود. خوشحالیام از تغییر شغل به دلیل احساس دوباره ارزش و احترام بود که به دست آوردم.
به رغم بینظمیهای ناخواسته این شرکت، فرصت یادگیری و تجربه دادن برای کارجوهای تازهکار رو در خودش جای میده. اینجا گاهی با تغییرات پی در پی در برنامهها مواجه میشید و انتظار دارن همون سریع، با کیفیت مطلوب این تغییرات توی کارتون لحاظ بشه. از طرفی، ادعای بهروز بودن و استفاده از روشهای جدید رو میتونید بشنوید، اما بهنظر میرسه واقعا پروسهای که اجرا میشه خیلی ساده و ابتداییه، و استقلال کامل در فرایندها کمتر به چشم میخوره. در چند سال تجربهام، رفتارهای منابع انسانی رو اینطور دیدم که بعضی موقعیتها از نظر سازمانی آگاهی کمی دارن و هماهنگی لازم بین بخشها وجود نداره. از نظر تعادل کاری هم وضعیتی آشفته داره، کارمندا ساعات طولانی کار میکنن، موقع مکالمه و سیگار کشیدن، و خارج از ساعات کاری یادشون میوفته کارها رو انجام بدن. تعطیلی رسمی و ساعات غیرکاری به اندازهای نیست که بهطور منظم توازن برقرار بشه. اگر بخوام از جنبههای مثبتش نگاه کنم، یکی اینه که زمینه و اعتماد برای انجام کارهای جدید و یادگیری فراهم میشه و با تجربهای که مدیران ازش دارن، ذهن بازی در کار وجود داره و گاهی تمایل دارن فقط نظر خودشون رو القا کنن.
تنها نقطه مثبتش اینه که متوجه میشی هنوزم شرکت هایی ایرانی فقط ظاهر میسازن و نه چیز بیشتری عدم تخصص و صداقت در کار عدم صداقت با مشتری عدم رعایت حقوق کارمند و مشتری کارمند=برده (در شرایط هفته اول اوج کرونا مدیر بزرگوار کانون بدون ماسک تردد میکرد اولین نفری هم که کرونا گرفت خودشون بودن و 2 هفته نبودن) ......... کلام اخر؛ در اخرین تلاشم داشتم این موضوع که سئو جزوی از بازاریابی دیجیتال هست رو به مدیر دپارتمان دیجیتال مارکتینگ تفهیم میکردم.
بیشتر از هر چیز، فضای کار این شرکت را به شدت پایین میدانم و این نظر را به عنوان نقطهی ضعف اصلی تجربهام مطرح میکنم. از نظر من فرهنگ سازمانی آنچنان حرفهای وSupporting نیست و این موضوع به وضوح حس میشود. به علاوه، کارهای جانبی یا خارج از ساعات کاری به هیچ عنوان مورد توجه یا ارزشگذاری قرار نمیگیرد و این رفتار باعث کمرنگ شدن سهم شخصی و حرفهای ما میشود. در نهایت، برای حفظ شخصیت و کرامت خود حاضر نبودم با هر قیمتی از رویهای که به نظر من توهینآمیز بود گذشت کنم.
شرکت پاکران الکترونیک برای من تجربهای نسبتا دوستانه بود؛ جو شرکت همواره صمیمی است و جلسات صبحگاهی با طراوت و پرانرژی برگزار میشود که به ذهن آماده و انگیزه میدهد. سطح علمی و فنی پروژهها خیلی بالا بود و فضای یادگیری همچنان باز و فراخ به نظر میرسید. اما تأکید میکنم که اگر هدف کسی صرفا پیش رفتن در یک تخصص محدود و کارکردن فقط روی یک حوزه است، جای کار مناسبی در اینجا نیست؛ چون همواره باید در کارهای گوناگون مشارکت داشت و مدارک دانشگاهی تأثیر چندانی روی حقوق یا موقعیت شغلی ندارد. به طور کلی پرداخت حقوق در موعد مقرر گاهی بیثباتتر است، اما از تجربهی من چنین نیست که حقوق افراد نادیده گرفته شود یا شرکت پولی داشته باشد و بدهی را پرداخت نکند. تجربه من در کل بسیار خوب بود و اکثر همکاران اینجا باورهای مشابهی دارند؛ اگر از نظر دینی خیلی محافظهکار هستید، بهتر است به اینجا نیایید.
به باور من این شرکت بیشتر به روابط و ریشههای خانوادگی تکیه میکند تا شایستگی واقعی. اگر آدم باتجربهای هستی و به دنبال کار میگردی، شاید جای بهتری برای تو باشد کارهای دیگری رو ترجیح بده تا از ناعدالتیهای داخلی دقیقا سرخورده نشی. چنانچه ارتباطی با افراد مورد اعتماد یا اعضای خانواده یا همسر یکی از اعضای هیئت مدیره داری، احتمالا حقوق و مزایا به طور قابل توجهی فرق میکند و اعتبار شایستگی کمتر ملاک میشود. بهطور خلاصه هر چه فشار کار و استرس بیشتر باشد، اعصاب آدم بیشتر خورد میشود و توصیهام این است که اگر گزینه بهتری داری به سمتش بروی. در سالهای اخیر تعدادی از نیروهای با انگیزه و توانمند از شرکت رفتند و ظاهرا تجربهی زیادی برای پیشرفت نصیبت نمیشود. میانگین سن کارکنان بالا است و اکثر مدیران هم به روزرسانیهای علمی و عملی جدید را دنبال نمیکنند. از همراهی جابگا سپاسگزارم؛ با دیدن تجربههای زیادی که در این سایت منتشر میشود، معمولا تصمیم میگیرم به چه شرکتی بروم یا نرو.
با وجود تازهکاری من، کار در یک موسسه حقوقی فرصت خوبی بود تا با فضای فعالیت حقوقی آشنا شوم و نکتههای عملی را لمس کنم. امکان پیشرفت تا حدی وجود دارد، هرچند حقوق، پاداش و مزایا و امنیت شغلی در سطح مناسبی نیستند.
با تشکر از فرصت حضور در ایران سایت، تجربهام همراه با تیم حرفهای این مجموعه شکل گرفت و از همکاری با آنها خرسندم. برایشان آرزوی پیشرفت روزافزون دارم.
مدت کوتاهی اینجا کار میکنم و تنها مزیتش رو به موقع پرداخت شدن حقوق میدونم. مدیران میانی و سرپرستان غالبا بیاخلاق و ناکارآمدن، و مدیرعامل و پسرانشون شخصا در مسائل مربوط به کارمندها ورود میکنن و بازخواست میکنن. اینجا به من یادآوری میشه که چون قدرتی نداری و فقط یک نفر یه کارمند محسوب میشوی، باید همیشه زیر سایه حصار حرفهای دیگران باشی و به حرفشان لبخند بزنی. واحد منابع انسانی همواره در رفتوآمد بین طبقات و واحدهای مختلف است و از هر فرصتی استفاده میکند تا با طرح محبت با تو صحبت کند یا از تو حرف بکشد و برای خود یا دیگران حاشیه درست کند. در این محیط نباید به لبخند افراد اعتماد کرد؛ هیچکدام از همکاران به هم اطمینان ندارند و همگی به دنبال فرصت هستند تا از یکدیگر استفاده کنند. همگی به نوعی برای بقا در شرکت رقابت میکنند.
به مدت بیش از پنج سال در این شرکت مشغول به کار بودم و اگر تصمیم به استعفا میگرفتم فقط برای رسیدن به گامهای بالاتر در مسیر شغلم است. مزایای خوبی داشت و عامل اصلی پیشبرد من خود فرد است؛ هر کاری نقاط ضعفی هم دارد. در سطح مدیر میانی جای نظرهای سلیقهای و شخصی به سختی جایگاهی پیدا میکند و استرس کار بیشترین فشار را میآورد. حقوق نسبتا مناسب بود، با رقمی که بالاتر از میانگین بازار بود، و با امتیازهایی مانند بیمه تکمیلی، سرویس رفتآمد، پاداش سالیانه و افزایش حقوق خارج از افزایش سنواتی، همچنین وعدههای ناهار و مدیریت نسبتا کارآمد.
برای حدود یک سال در اینجا کار کردم و تجربهام از کار کردن در این شرکت نسبتا رضایتبخش بود. مدیر داخلی با درک خوب حال پرسنل به صحبتهای آنها توجه میکرد و کنار آنان مینشست. پرداختها بهموقع انجام میشد و افزایش حقوق هم داشتیم. ناهار رایگان ارائه میشد و این مسئله برایم خوشایند بود. اما تنها نکته منفی این بود که مدیر مستقیم من شخصیتی خشک و بیروح داشت و با صمیمی شدن محیط، چندان همآهنگی حس نمیشد. مشکل دیگر اینکه پنجشنبهها انتظار میرفت یکی از برنامهنویسها تا پایان کار آنجا بماند تا در صورت بروز کاری اضافه بتوان پاسخگو بود، که برای من خوشایند نبود.
وقتی به یاد آن ایام میافتم، خوشحال میشوم که از آنجا جدا شدم و حالا شاهد آرامش بیشتری هستم. فضای کار در آن مجموعه بیثبات و پر از بیانضباطی بود؛ رابطهها کاملا آشوبناک و تجربهای بهظاهر غیرقابل تحمل بود تا حدی که هیچوقت به حتی دشمنم هم توصیه نمیکنم حضور در چنین ساختاری را.
شبکه حقوقی اینجا خیلی پایین است و در واقع هیچ حقوق و مزایایی انتظار ندارید. وعدههای زیاد شنیده میشود اما عمل نمیشود و فضای کار اغلب بیتحرک است. حقوقها به شدت پایین است و پیش از این تیمی با دانش بالا در اینجا حضور داشت، اما مدیرانی آمدهاند که به نظر میرسد مسیر شرکت را به دشواری کشاندهاند. اگر تازهکار هستید و به دنبال یادگیری هستید، این محیط بهویژه برای شروع کار توصیه میشود.
با وجود اینکه فرصت رشد در این مجموعه محدود بود و فضا کمی خشک بود، اما محیط کار از لحاظ تنش آرام بود و کارکردن در آن بدون فشار بود. با این حال، چالشهای قابل توجهی وجود نداشت و ریتم کار بهطور کل یکنواخت بود.
دو سالی بود که با این تیم کار میکردم و ارتباط خوبی با کل مجموعه داشتم. یسناتیم شرکتی است که از سالهای گذشته در مسیر توسعه حرکت کرده و مدیرانش انعطافپذیر هستند؛ بهعلاوه با مدیر فنی هم رابطه دوستانهای پیدا کردم. اینجا سیستم انگیزشی مشخصی وجود دارد و همهی کارکنان میتونن دیدگاه خودشون رو بیان کنن و تصمیمگیری نهایی از طریق رأیگیری انجام میشه. در تجربهام از یسناتیم، احترام زیادی بین مدیران و کارکنان مشاهده میشد و همواره روی کیفیت کار تأکید میشد تا استانداردها حفظ بشه. افرادی رو دیدم که با مشکلات روبهرو بودن؛ اکثرشون یا دانش فنی کافی نداشتن یا به لحاظ رفتاری و اخلاقی مشکلی داشتن که باعث جداییشون از تیم فنی میشد. هیچوقت بهصورت سلیقهای با کسی برخورد نشده و نه تنبیهای غیرمنصفانه دیدم و نه تشویقی سطحی. حقوق همواره منظم پرداخت میشد، حتی بعد از شیوع کرونا که با اونها همکاری کردم و حقوقم نسبتا منظمتر از برخیجاهای دیگه بود. بهنظر من یسناتیم برای آدمهایی که دنبال رشد و کار سالم هستند، محیط خیلی خوبی است. یکی از ویژگیهای خوبشون قابلیت «زمان دارک زون» بود؛ در این بازه تقریبا دو ساعت به موبایل دسترسی نبود و همدیگرو بالای سر کارمون نمیبردیم تا تمرکز کنیم. این رفتار، جای خالی امروزی این کار در کار فعلیم و اعتراض مدیران رو در پی داشت، اما به نظر من ارزش داشت. قطعا دلم برای این تیم تنگ میشود چون چیزهای زیادی یاد گرفتم و امیدوارم دوباره فرصت همکاری باهاشون پیش بیاد.
من دو ماه در این شرکت کار کردم ولی به دلایل مالی بعد از دوره آزمایشی بیرون اومدم. متاسفانه توافق مالی حاصل نشد. از نظر فنی میتونم بگم در حد متوسط بودن و تیم خیلی جوان بود و جز مدیر فنی و هدهای تیم سایرین در حد متوسط رو به پایین بودند. پروژه ها خیلی طول میکشه انجام بشه و یه شرکت خصولتی هست که خیلی هم نیاز به خروجی نیست! از نظر مدیریت همه چی خوب بود، هدیه تولد و جشن تولد و حتی لیگ پینتبال بودش و در اتاق مدیر همیشه به روی شما باز بود و حرفاتون رو میتونستید راحت بزنید. سیگار هم پشتبام آزاد بود، من ندیدم کسی رو با دوربین چک کنن که سایر دوستان میگن، ولی دوربین باید باشه که اگر اتفاقی افتاد، چه کارمند و چه شرکت بدونه چه اتفاقی افتاده. حساب کتاب مالیشون دقیق بود، البته بعد 8 ماه سنوات من رو دادن ولی عیدی رو همون اول اسفند دادن. دیگهههههه کلا ارتباط دختر و پسر هم خیلی رایج بود (البته حمایت نمیشد ولی اوکی بود)، از نظر امکانات و احترام هم واقعا خوب بود. برای من ناهار مهم نبود ولی ناهار نمیدادن. من به دلیل اینکه حقوقم کم بود اومد بیرون که برای خیلی از کارمندهای اونجا اون حقوق خوب هم بود، که بعدش رفتم شرکتی که 30% تقریبا حقوق بالاتری میگرفتم با توجه به تجربه کاریم. آهان راستی روز اول یه لپتاپ و مانیتور و... بهتون میدن و سرعت اینترنت روی 1mb محدود شده، از من سفته 7 میلیونی گرفتن که من گفتم باید روش بنویسم برای تجهیزات و حسن انجام کار که مدیریت بدون بحث پذیرفتن. در دوران اوایل کرونا هم دورکار شدیم و مشکلی نبود. تیم ها خیلی با هم صمیمی بودن و حمایت میکردن از همدیگه. در کل اگر در سطح متوسط میخواید جایی برید اینجا خیلی خوبه (تجربه من برای سال 98 هست). امیدوارم که تجربیاتم به کارتون بیاد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.