سلام،این تجربه چندساله من از شرکت عبیدی هست،جایی هست ک مدیرانش بیش ازحد مغرور م متکبر هستند و ب زیر دستاشون بعنوان ابزار پیشترفت خودشون نگاه میکنن،واقعا همه چی پول نیست انسان شخصیت حتی کارگرش.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این شرکت هیچ آرامشی پیدا نکردم؛ ظاهر فریبنده و باطن شکنندهای دارد. هر چند سریعا به نظر خوب میاد، اما هر ماه تعدادی از همکاران جایشون رو به افراد تازه میدن و جو صمیمیای هم وجود نداره؛ همش رفتارهای تخریبی بین همکاران دیده میشد. من برای کار در بخش IT رفتم و شش ماه بعد از شرکت جدا شدم، دلیل اصلی هم این بود که حقوق کافی نمیدادند.
من ۴ سال اخیر کار کردم تو وب وان وقتی ایران بودم به نظرم همه چی خوب بود نددیدم کسی هم حقوقش عقب بیفته یا چیزی! محیط پویای و فعالی داره مدیریت با انصافی داره
در این شرکت کار میکردم و با صداقت میگویم هیچ ترسی از بازگو کردن واقعیت ندارم، حتی اگر عواقب ناخوشایند داشته باشد؛ چون به نظر من انجام کار درست مهمتر است. یا هف هشتاد خودش را اصلاح میکند یا من برای رفتن سایر همکاران و تجربهاندوزی به این شرکت را به عنوان تجربهای تلخ معرفی میکنم؛ در هر دو حالت، نتیجهای حاصل میشود. شرکت را از بدترین جایگاهها در کار در ایران میدانم و به هیچ وجه چیزی که در اینجا میگذارند را باور نکنید. رفتار آنان گاه دروغپردازی و بیاخلاقی را به همراه دارد؛ شرکت بهنوعی خانوادگی به نظر میرسد که از افراد برای رسیدن به اهداف خودش استفاده میکند. اگر به اندازه کافی کار کنید و حقوق کم بخواهید و تو سر بروید، بهترین نیرو برای کار کردن در این مجموعه خواهید بود. وضعیت این شرکت آنقدر وخیم است که هنگام خروج از شما تعهد میگیرند که درباره آن در شبکههای اجتماعی چیزی نیاورید. وقتی وارد میشوید، همتیمیهایتان تنها یک ماه پیش استخدام شدهاند و باقی افراد رفتهاند؛ حتی تاریخ خروج شما هم مشخص نیست. گاهی به شما میگویند دو هفته بیشتر نیستید. سنوات و اضافهکاری در اینجا معنایی ندارد؛ به شما میگویند باید نه ساعته کار کنید؛ اگر کم کار کنید با شما برخورد میشود. اگر بخواهید پس از نه ساعت از شرکت خارج شوید، اغلب اجازه نمیدهند. در عین حال بابت کار اضافه هم پولی پرداخت نمیشود. اگر جزو کسانی باشید که از دستورهای وقیحانه سرپیچی میکنید و دنبال گرفتن حقوقتان هستید، خیلی زود با شما خداحافظی میکنند. این شرکت به شدت به دنبال جذب دختران است و مدیران بیفرهنگ و بیادب آنان دخترها را نیروهای ارزان و تو سریخور میدانند. روز زن برای دختران شرکت خرج کردند، اما روز مرد و حتی تبریک گفتن به امام علی نداشتند؛ مردان هم در عمل کنار گذاشته میشوند. فلوها در این شرکت غیرقدرتمند و childish هستند. برای نمونهای، یکی از پروایدرهای پرواز داخلی پس از آمادهسازی برای محیط پروداکشن به دلیل بیتوجهی به امنیت، سرویس را در اختیار کاربران گذاشت و سه روز بعد فهمیدند که کاربران از این سرویس استفاده میکنند. مسئولان تازه بیدار شدند و قصد تست و بازگشایی سرویس را داشتند که دیدند کاربران سه روز است سرویس را استفاده میکنند. این شرکت یک CTO با رفتار بد، بیاحترامی، دروغگویی و غرور دارد که همه نقصهای شرکت را به گردن میکشد و کارهای عجیبی انجام میدهد. مدام میبینید که یا دیتابیس کل هف هشتاد پاک میشود یا به مدت دو ساعت در دسترس نیست؛ چون مدیر فنی پیشنیازهای قدیمی را برای بازگردانی دیتاها کنار میگذارد و یک نیروی تازهوارد بیخبر را مسئول این کار میکند. قبل از هر خرابکاری هم خیلی شانسی پیدا میشود که از قبل بکآپ گرفتند؛ تیم DEV به این رفتارها مشکوک است و درباره بازیها و شعبدههای مدیر فنی حتما باید پرسوجو کرد. اول هر فصل وعده پاداش میدهند اگر خوب کار کنید، اما پس از فصل با وجود تعدادی ایراد، شما حق دریافت پاداش را ندارید یا بهانهای میآورند که حقوق شما را پرداخت نمیکنند. با وجود تلاش بالای تیم، رسیدن به اهداف بسیار سخت میشود و معمولا یک ماه دیگر برای پرداخت پاداش اعلام میگردد. بعد از یک ماه هم میگویند دوباره تا ماهی دیگر پرداخت میشود و این چرخه آنقدر تکرار میشود که یا فراموش میکنید
در شرکت تهران اینترنت (هف هشتاد) تجربه کاركدی من به عنوان برنامهنویس بکاند را به شیوهای تازه و طبیعی بازگو میکنم. من باور دارم کار درست را باید انجام داد، حتی اگر نتیجهاش دردسر باشد. هف هشتاد یا تصمیم میگیرد خودش را اصلاح کند یا جلوی دیگران را برای آمدن به این شرکت بگیرد تا تجربهها تلخ شود؛ در هر دو حالتظلةای وجود دارد. این شرکت را به عنوان یکی از نقطههای منفی میشناختم که ارزش زیادی برای صداقت و احترام قائل نیست و از آنها انتظار دروغ و بیفرهنگی میرفت. کسبوکاری خانوادگی است که از نیروهایش برای رسیدن به اهداف استفاده میکند. اگر زیاد کار کنید، حقوق کم بگیرید و به حرف مدیران سادهلوحانه گوش بدهید، تبدیل به نیروی خیلی خوب برای کار کردن میشوید. وضعیت شرکت بهقدری وخیم است که در زمان خروج از شما میخواهند درباره شرکت هیچ صحبت نکنید و تعهد میگیرند. وقتی وارد میشوید، همکاران اطرافتان ممکن است فقط یک ماه قبل جذب شده باشند و بسیاری از همکاران قبلا رفتهاند. گاهی حتی تاریخ خروج شما هم مشخص نیست و میگویند دو هفته بیشتر نیستی. سنوات و اضافهکاری در اینجا معنایی ندارد. به شما میگویند باید تا نه ساعت در روز کار کنید و اگر کمتر کار کنید با شما برخورد میشود. اگر بخواهید پس از نه ساعت شرکت را ترک کنید، معمولا اجازه نمیدهند و در ازای کار بیشتر هم پرداختی ارائه نمیشود. اگر جزو آن دسته باشید که از دستورات وقیحانه سرپیچی کنید و بخواهید حقوقتان را بگیرید، بهزودی با شما خداحافظی میکنند. شرکت به شدت به جذب دختران علاقه دارد و از نظر مدیران بیفرهنگ و بیعاطفه، دخترها نیروهای ارزانی و تابع محسوب میشوند. روز زن برای دختران شرکت با هدایا و تشویقات کوچک همراه بود، اما روز مرد را هیچیک از مدیران به یاد امام علی یا دیگر نمادها نبردند. فلوهای این شرکت از نظر ساختاری معیوب و کودکانهاند. بهعنوان نمونهای از مشکلات، یکی از پروایدرهای پرواز داخلی پس از آمادگی برای ورود به محیط پروداکشن متوجه شد که کاربران به سرویس دسترسی پیدا کردهاند و از آن استفاده میکنند. سه روز بعد، تیمهای مسئول تازه از خواب بیدار شدند و برای تست و باز کردن سرویس به کار افتادند که فهمیدند سرویس سه روز است که توسط کاربران استفاده میشود. در شرکت یک CTO با رفتار ناسالم وجود دارد که مسبب نقایص است. گاهی با من بهطور مستقیم یا غیرمستقیم برخورد میکند که گاهی دیتابیس کل شرکت پاک میشود یا بهطور موقت وجود ندارد. در چنین مواقعی، نیروهای تازهکار مطلع میشوند که دادهها ذخیره یا بازیابی میشوند؛ پیش از این خرابکاری، بکآپهایی وجود داشت که به کمک آن شرکت دوباره به کار افتاد. تیم DevOps هم از منظورهای شعارتهای پنهان دربارهی مدیر تیم فنی صحبت میکند و میتواند تفاوتهای زیادی را آشکار کند. هر فصل با قول پرداخت پاداش آغاز میشود؛ اما معمولا پس از تلاش فراوان، با موانعی مواجه میشوید که میگویند پاداش را محقا شما دریافت نمیکنید یا برای فصل بعد پرداخت میشود. این چرخه ادامه دارد تا اینکه با تأخیرهای مکرر، پرداختها به تاخیر میافتد؛ پاداش پاییز سال ۱۴۰۱ هنوز در اردیبهشت ۱۴۰۲ پرداخت نشده است.
من تجربهی کاریام را در یکی از کارفرماهای وزارت اطلاعات تعریف میکنم که به ظاهر یک پژوهشگاه فناوریهای پیشرفته است. محیط کار خیلی خشک و ادعای حرفهای بودن ندارد؛ در واقع فضا تنها پوششی است و اوضاع اداری خیلی غیرحرفهای و به نظر میرسد که مدیریت کماهمیت است. سالها به اجبار برای آنها کار کردم و میدانم که برایشان اهمیت چندانی قائل نیستند. اگر به نحوهی خودنمایی و داشتن معرف اهمیت بدهی، میشود کنارشان بود، اما مصاحبهی فنی ندارند و به جای آن مصاحبهی عقیدتی سختی برگزار میکنند؛ حتی دربارهی موضوعات بیربط مثل سخنان امام جمعه و سخنان بیربط دیگر سوال میکنند. این مکان از نظر منابع خیلی ضیعف است و اگر به حساسیتهای خاصی اهمیت بدهی، در زمان کوتاهی فشار عصبی زیادی تحمل میکنی. نکته این است که کار خیلی مهم نیست و معمولا افراد بدون تخصص آنجا جمع هستند؛ تنها چند نفر بهطور اتفاقی تخصصی دارند و تلاش میکنند کار افراد کماستعداد را خنثی کنند. پول زیادی در اینجا تلف میشود و گاهی حقوق کارمندان به دلیل کمبود بودجه کاهش پیدا میکند. در پروژههای مختلف فشار زیادی تحمل شد و به جای اینکه تشویق یا مرخصی بدهند یا ساعات اضافهی بدون حقوق را جبران کنند، به کارمندان فقط تصویری ثابت از مدیران داده میشد که قاب شده بود. همان زمان به خودم فحش دادم که چرا با این شرایط ادامه دادم. اگر قصد رفتن به اینجا را دارید، باید بدانید که علاوه بر از دست رفتن زمان، حقوق با توجه به مدرک و پایهی کارگری محاسبه میشود، مستقل از سمت یا کار فعلی. در نهایت: اگر دنبال پیشرفت حرفهای و تعهد واقعی نیستید، یا حقوق نسبتا کم را میپذیرید و با اینکه برای افرادی با ظلم رفتار میشود مشکلی ندارید، اینجا میتواند جای مناسبی باشد تا زندگی بیدغدغهای بدون تلاش صنعتی را تجربه کنید.
با منبعی که در تجربه آمده، چهار سال همکاری بهعنوان توسعهدهنده فرانت دارم. مجموعه، ویژگیهای مثبت زیادی داره از جمله امکان امریه سربازی که در طول دوران خدمت ۱۲۰ تا ۱۳۰ ساعت به عنوان سربازی محاسبه میشود و مابهالتفاوت اون با حقوق توافقی برای ساعات همکاری پرداخت میشود. تیمهای مختلفی وجود دارد که بهخاطر همین روابط در هر گروه ممکن است تفاوتهایی احساس شود، اما بهطور کلی خوب نیستند. با نیمهدولتی بودن، شرایط شرکتهایی با ماهیت دولتی از نظر پوشش و رفتوامد تا حدی مشابه است. برای تازهکارها که دنبال کسب تجربهاند، جای مناسبی به نظر میرسد، اما اگر حرفهای باشید توصیه نمیکنم. با تغییر مدیریت، سیاستها تا حد زیادی دستخوش تغییر میشوند و بسیاری از امور مثل پرداخت پاداش و کارانه بهصورت سلیقهای اداره میشود. فضای کار از نظر جو عمومی کمی مذهبی است.
من چند سال پیش توی این شرکت مشغول کار بودم، در واقع team lead داشت یک تیم جمع میکرد و حدودا ۵ نفر جدید رو به تیم اضافه کرد، تکنولوژی که استفاده میشد توی پروژه چیز خیلی جدیدی نبود ولی چون پروژهای روش کار میکردیم چند سال بود لانچ شده بود نمیشد بهشون خرده گرفت، (ولی توی پرانتز بگم که توی شرکت قبلی که بودم یه پروژه اصلیش عمر بیشتری از این پروژه داشت، ولی تکنولوژی استکاش زمین تا آسمون با این پروژه فرق داشت و جدید بود). خلاصه حدودا ۳ ماهی مشغول بودیم که یه دفعه دیدیم جناب team lead کلا تسویه کرد و رفت به یه شرکت معروفتر! خیلی از بچهها تا مدتها برای انجام تسکها به مشکل خوردن و مجبور میشدن باهاش تماس بگیرن؛ درنهایت هم اکثر اون نفرات جدید که ذکر کردم هر کدوم در بازهی زمانی چند ماهه از شرکت جدا شدند و آخرین نفرشون هم من بودم...
دورانی که در شبکه بانان پاژ کار میکردم با مدیریت سطح بالا و دیدگاه از بالا به پایین همراه بود. مدیران به اشتباهات و مشکلات فنی فکری نمیکردند و پذیرش نمیکردند. برای ورود به شرکت سفته گرفته شد و قرارداد بلندمدت منعقد شد. برخورد با پرسنل از نظر اصول اخلاقی مطلوب نبود و فضای کار در این زمینه چالشزا بود. انتظار حضور در محیط کار بیش از ساعات استاندارد بود و اضافهکاری پرداختی نبود. دستمزدها رضایتبخش نبود و به اندازه کافی پروژه وجود نداشت.
اصلا گول ساختمان شیک و اتاقهای رنگی کاریزما رو نخورید. چون مدیران این شرکت اصل عقل هر انسانی به چشمش هستش رو خوب میدونند و سعی میکنند با جلوهای رنگی شمارو گول بزنند. سعی میکنند خودشون پولدار نشون بدن ولی اضافه کاری ها رو پرداخت نمیکنند. مثلا ناهار و صبحانه میدن اونم با کیفیت بسیار پایین و حجم غدای بسیار کم. در حقیقت قیمت تمام شده براشون بسیار کمتر در میاد در مقابل اینکه اگر بخواهند پولشو به شما پرداخت بکنند. پول اسنپ رو از طریق کیف شرکتی پرداخت میکنند ولی در حقیقت با توجه به تخفیفی که از اسنپ گرفتند بسیار براشون به صرفه تر درمیاد اگر بخواهند هزینه ایاب و ذهاب رو به شما پرداخت بکنند. سطح فرهنگی این شرکت در حد بسیار پایینی هستش یکسری لیدری که فکر میکنند خیلی بارشون هستش ولی در حد یک برنامه نویس میدلول هستند. موقع عقد قرارداد مواظب باشید که چطوری قرارداد میبندید چون به بهانه هایی که در داخل قراردادتون هستش میان پولتون رو میخورند. امسال فقط نزدیک به 30 تا برنامه نویس رو اخراج کردند که اونم کاملا بی دلیل هستش و بازم دارن توی سایتهای مختلف جذب نیرو میکنند. مراقب باشید که شما هم به سرنوشت برنامه نویسهای قبلی دچار نشید. جو شرکت کاملا خاله زنک بازی هستش الکی براتون برنامه های شعر خوانی , فوتبال دستی و... میزارن بعد که توی بازی ها شرکت میکنید همون رو بهانه برای کار نکردنتون میکنند. پروژهاشون کاملا فیک هستش و برای پولشویی دارن الکی یکسری محصول ناقص ارایه میدن الکی برای رزومه سازی توی این شرکت نرید که خودشون هیچ تحلیلی برای کار کردن با بورس ندارن حتی PO ها و PM هایی که مربوط به این کار باشند رو هم ندارن الکی یک چیزی مینویسند بعدش که دیدن درست نیست چندتا برنامه نویس رو قربانی میکنند اخراج میکنند دوباره شروع میکنند به نوشتن اشل حقوقیشون به شدت پایین هستش تازه همون رو هم به بهانه های مختلف پرداخت نمیکنند. توی این شرکت مراقب باشید که براتون حرف در نیارن و یک پرونده فساد اخلاقی براتون ایجاد نکنند. خیلی از بچه هارو امسال باهاشون همین کار رو کردند.
من مدت 9 ماه تو مجموعه هیوا تو بخش فناوری اطلاعات کار کردم از دی 1400 تا شهریور 1401 ، که بخاطر ادامه تحصیل ارشد تو یه شهر دیگه موقتا باهاشون قطع همکاری کردم که بخاطر اینکه رتبه ام خوب شده بود و مسئولای همونجا برای انتخاب رشته کمکم کردن و میدونستم قبول میشم یه ماه قبل اطلاع و استعفا دادم و مشکلی برای رفتنم هم نبود . در مورد هیوا باید بگم تیم جوان و پر انرژی و فضایی برای رشد ، من خیلی چیزا ازشون یاد گرفتم ، کارمون از این بابت سخت بود که باید اپدیت میبودیم و در جریان رویداد و اطلاعیه های کشور قرار میگیرفتیم تا بتونیم جواب سوالای مشترکین رو بدیم که البته مسئول آموزش داشتیم که بهمون آموزش میداد . ساعت کاریش یه خورده بنظرم زیاد بود که 8 تا 5 عصره که البته فک کنم خیلی جاها همینجوریه و اینکه بعضی مشترکین بد اخلاق بودن و فک میکردن ما رباتیم ، البته مشترک خوب هم خیییییییلی داشتیم ! از حسناش بخوام بگم ، حقوق ها به موقع واریز میشد ، بیمه بودیم و در کنارش به ما پاداش و سبد کالا هم میدادن . در کل با اینکه شرکت خصوصی بود رسیدگی به نیرو خوب بود و من به عنوان اولین تجربه کاری از اینکه تو هیوا کار کردم خوشحال ام .
بهطور کلی تجربهی من در این شرکت خیلی ناخوشایند بود. گروهی از همکاران با رفتاری ناپسند و پر از خودبرتربینی کار میکردند، بهویژه مدیر سئو که نامبردن از او باعث شرمساری است. این افراد با تهدید و فشار سعی میکردند از من و تیم امتیاز بگیرند؛ مثلا میگفتند اگر ده دقیقه دیرتر به کار شروع کنید، فورا جریمه میشوند. آنها دائما با هر مشکلی در گروه حضور پیدا میکردند و با لحن منتگذاشتن به کارمندان میگفتند حقوق ثابت میگیرند و باید خیلی خوب کار کنیم در غیر این صورت نویسندههای خارج از شرکت با مبالغ بالاتر برای ما خواهند نوشت. حقوق پایه بر اساس نرخهای وزارت کار بود و پرداختها هم خیلی بدون نظم انجام میشد؛ گاهی بهروز نبودن یا تاخیری دو ماهه در پرداختها وجود داشت و گاهی تا ۷۵ روز هم طول میکشید. من خودم هم تنها یک ماه پس از قطع همکاری با پیگیری دقیق، تسویه دریافتم.
شرکت همکاران سیستم فرهنگ سازمانی بسیار خوبی دارد و برخورد بین پرسنل بسیار خوب است اما خب پس از مدت بسیار کمی بعد از ورود متوجه فشار زیاد کاری و عدم دریافت حقوق مکفی میشوید و از شما انتظار اضافه کاری میرود ولی در قبال آن پولی به شما پرداخت نمیشود و از طرفی پیشرفت کاری نخواهید داشت زیرا به عنوان برنامه نویس فقط کپی پیست میکنید بنابراین پیشنهاد من این است هیچ وقت بیشتر از یکسال در این شرکت نمانید اما اگر دنبال کارمند بودن هستید جای مناسبی میباشد اما قید پیشرفت را بزنید
محیط شرکت سمی هست همه با هم دشمن هست من تو تیم آقای علی مقدس زاده بودم. ایشان متاسفانه پرسنل خودشو مرتب تحقیر میکنه و با هم مقایسشون میکنه رفتارهاشون مناسب نبود و توقعات به نظر نابه جا داشتن کار تیمی و همدلی تو این شرکت وجود نداره و همه یکجوری با هم بد برخورد میکنند. یعنی فرهنگ سازمانی شرکت این طور هست. وقتی مشکلی پیش میومد همه گردن هم مینداختن و یک محیط سمی و بدی وجود داشت. علی مقدس زاده ما رو مجبور میکرد تا 9 شب تو شرکت بمونیم که طبیعتا کارایی افراد از شدت خستگی پایین میاد. حقوق هم کم بود و واقعا دیگه ارزش موندن نداشت. واقعا ای کاش تو این شرکت نمیرفتم.
خیلی بد بعد از چند روز تصمیم گرفتم بیام بیرون واقعا افتضاح و بی ادبن نگاه بالا ب پایین دارند و حالم ازشون بهم میخوره.واقعا اگه یه بمب داشتم مینداختم تو ساختمان روز اول!
سلام دوستان میخوام تحربمو از فعالیت در کار گزاری آگاه براتون به اشتراک بذارم مورد اول اینکه تو آگاه هر قسمت به نوع خاص خودش اداره میشه و خودمختاره مثلا کالسنتر کرج یه دنیای دیگه هست که ربطی به آگاه نداره یا ویستا سامانه آگاه و یا سایر موارد فقط تنها چیزی که مشترک هستن اینکه سیاست پرداخت حقوق حداقل مبلغ هستش و صحبت از حقوق یه تابو و خط قرمز حساب میشه ، از کالسنتر کرج براتون بگم تقریبا ۱۵۰ تا نیرو داره ماهانه ۴۰ نفر خروجی داره که مدام در حال جذب نیرو هستن مدیریت پادگان طوره مدیر یه بت هستش که باید پرستیده بشه اینجوری دوست داره شرط میبندم حالتون بد بشه از اینهمه تملق سیستمی دارن که یه عده کم سن و سال که از اینجا رونده از اونجا مونده رو دور خودشون جمع کردن بهشون بهایی دادن فراتر از تصور خود اونا دادن تا وفادارانه کار کنن برای مجموعه و چرخ رو بچرخونن شما فرض کن معتبر بشه گدا ، این موارد رو تشریح کردم بدونید خروجی ماهانه ۴۰ نفر فقط بخاطر حجم کار نیست بیشتر بخاطر رفتار های کودکانس نداشتن آموزش های لازمه و عقده گشایی آدمای بیسواده بطور مثال شما برای مرخصی باید کلی دلیل بیاری دلشون بسوزه شاید در سال از ۳۰ روز استحقاق ۱۰ روز استفاده کنی و مابقی میسوزه و مبلغی پرداخت نمیشه طبق رویه من درآوردی ، به صورت تیم بندی اداره میشه در روز حداقل ۷ ساعت با تلفن یک ریز صحبت کنی و بیشتر این مکالمات بازاریابی برای کارگزاری هستش که در روز کلی حرف رکیک یاد میگیری برای دستشویی رفتن باید اجازه بگیری یک دقیقه دیر بیای سرکار برخورد زشتی باهات میشه انتظارات خیلی بالایی دارن اگر هم خیلی خوب باشی و عذرتون مبخوان اضافه کار اجباریه ولی پولشون نمیدن میگن کار خودت عقب مونده حتی پول پارکینگ هم ازت میگیرن نگاه از بالا به پایین هست مدام دار حال اتو گرفتنن و از حداقل چیزی که گیرشون بیاد برای زدنت استفاده میکنن حتی یک دقیقه تاخیر اصلا دنبال نیروی متخصص و کارآمد نیستن دنبال آدمای میگردن که مثل خودشون باشن هیچ وقت یادم نمیره که یکی از همکارا که نیروی خیلی خوب و کار بلدی بود باردار شد و به بدترین شکل باهاش رفتار کردن و اخراج شد ، در کل جدا از آگاه مرکز تماس آگاه جای خوبی برای توقف نیست پیشرفت نداره هیچ تخصصی بهت اضافه نمیشه چیزی رو بهت آموزش میدن که فقط به درد آگاه میخوره گول هزینه آموزش هم نخورید که یه دروغه . امیدوارم موفق باشید.
در محیطی ناسالم کار میکردم که فضای آن به شدت مسموم بود و از نگاه بالا به پایین مدیران تغذیه میشد. مدیران به کارمندان با رفتار تحقیرآمیز و توهینآمیز و با نگاهی سرافکنده اما هدفدار نگاه میکردند و زبان نامناسب و رکیک بین همکاران رایج بود. به حریم خصوصی افراد بیاحترامی میشد و گاهی تعرضی غیرحرفهای به حریمها صورت میگرفت. مدیران ناکارآمد اغلب بر پایه رابطه خانوادگی یا دوستی با مدیرعامل منصوب میشدند و دانش لازم را در حوزه مربوطه نداشتند. انتظار برای ماندن در شرکت بیشتر از ساعات کاری بود، در حالی که اضافهکاری یا کار مرتبطی ارائه نمیشد و حقوق و مزایا هم به اندازه کافی نبود. از کارمندها سفتههای سنگین اخذ میشد بدون ارائه سند قرارداد یا کپی از سفتهها با عنوان حسن انجام کار، و برخی پروژههای کافی برای یادگیری نیروها در بازار کار وجود نداشت.
انتشارات خیلی سبز جای مناسبی برای یک کارشناس نیست. برعکس ظاهر جذاب و پویایی که از خودشون نشون میدند به هیچ عنوان ارزشی برای افراد قائل نیستند. روز مصاحبه که دقیقه بعد از یک ساعت معطلی به من گفتند که به فلان ساختمون مراجعه کنید و اونجا مصاحبه بشید. بعد از استخدام هم اصلا اهمیت نداره که چقدر قوی عمل کنید و چه دستاوردی داشته باشید. کافیه مدیر بالادستی (که خیلی هاشون اصلا شباهتی به مدیر ندارند) از شما خوشش نیاد. منابع انسانی این سازمان اسمش اشتباهه، کلا منابع هر چی باشه انسانی نیست. کافیه یک مدیر میانی و سرپرست به همون دلیل که گفتم از شما خوشش نیاد و بگه ایشون نباشه. حتی سوال نمی پرسند که جریان چیه و بدون دلیل می گند خداحافظ. دلیل هم بپرسید می گند ما باید هوای مدیرامون رو داشته باشیم و این حرفا. در کل مدتی که تو خیلی سبز بودم جزء بدترین تجربه های کاری من بود.
من دوسال در شرکت هیوا کار کردم و چون مجبور بودم شهر دیگه ای برم دیگه نتونستم کارم رو ادامه بدم ولی اگه برگردم عقب بازهم هیوا رو بزای کار انتخاب میکنم♥️این مدت بهترین تحربیات کاری رو داشتم.بهمون موضوعات مختلف تحصیلی رو اموزش میدادن و در مورد همون موضوع مشاوره میدادیم و همیشه مسئول اموزش کنارمون بود که موردی رو اشتباه به مشترک توضیح ندیم چون خیلی براشون مهم بود.محیط کارمون واقعا نظم داشت و رعایت مسائل اخلاقی خیلی مهم بود و ارتباط خوبی بین مسئولین و مشاورا بود.فقط حجم اطلاعاتی که باید یاد میگرفتیم بخاطر مدل کارمون گسترده بود که با برنامه ریزی قابل حل بود.همیشه حقوقا به موقع پرداخت میشد و تلاش مشاور همیشه قدردانی میشد.
من از بچگی دانش اموز سفیر بودم و بعد ۵سالی مدرس و مترجم و تولیدمحتواگر سفیر شدم. با اینکه به زعم حقوق کم مدیر فرهنگی نشد که واقعا ادامه بدم اما حقیقا محیط به این منظمی، دوستانه و جذاب هیچ جای ایران پیدا نمیشه. حقیقتا به شخصیت تو اهمین داده میشه و همه چیز صرفا برای پیشرفت تو و در نهایت پیشرفت موسسه طراحی شده و تو حس پله بودن بهت دست نمیده.
سلام،این تجربه چندساله من از شرکت عبیدی هست،جایی هست ک مدیرانش بیش ازحد مغرور م متکبر هستند و ب زیر دستاشون بعنوان ابزار پیشترفت خودشون نگاه میکنن،واقعا همه چی پول نیست انسان شخصیت حتی کارگرش.
در این شرکت هیچ آرامشی پیدا نکردم؛ ظاهر فریبنده و باطن شکنندهای دارد. هر چند سریعا به نظر خوب میاد، اما هر ماه تعدادی از همکاران جایشون رو به افراد تازه میدن و جو صمیمیای هم وجود نداره؛ همش رفتارهای تخریبی بین همکاران دیده میشد. من برای کار در بخش IT رفتم و شش ماه بعد از شرکت جدا شدم، دلیل اصلی هم این بود که حقوق کافی نمیدادند.
من ۴ سال اخیر کار کردم تو وب وان وقتی ایران بودم به نظرم همه چی خوب بود نددیدم کسی هم حقوقش عقب بیفته یا چیزی! محیط پویای و فعالی داره مدیریت با انصافی داره
در این شرکت کار میکردم و با صداقت میگویم هیچ ترسی از بازگو کردن واقعیت ندارم، حتی اگر عواقب ناخوشایند داشته باشد؛ چون به نظر من انجام کار درست مهمتر است. یا هف هشتاد خودش را اصلاح میکند یا من برای رفتن سایر همکاران و تجربهاندوزی به این شرکت را به عنوان تجربهای تلخ معرفی میکنم؛ در هر دو حالت، نتیجهای حاصل میشود. شرکت را از بدترین جایگاهها در کار در ایران میدانم و به هیچ وجه چیزی که در اینجا میگذارند را باور نکنید. رفتار آنان گاه دروغپردازی و بیاخلاقی را به همراه دارد؛ شرکت بهنوعی خانوادگی به نظر میرسد که از افراد برای رسیدن به اهداف خودش استفاده میکند. اگر به اندازه کافی کار کنید و حقوق کم بخواهید و تو سر بروید، بهترین نیرو برای کار کردن در این مجموعه خواهید بود. وضعیت این شرکت آنقدر وخیم است که هنگام خروج از شما تعهد میگیرند که درباره آن در شبکههای اجتماعی چیزی نیاورید. وقتی وارد میشوید، همتیمیهایتان تنها یک ماه پیش استخدام شدهاند و باقی افراد رفتهاند؛ حتی تاریخ خروج شما هم مشخص نیست. گاهی به شما میگویند دو هفته بیشتر نیستید. سنوات و اضافهکاری در اینجا معنایی ندارد؛ به شما میگویند باید نه ساعته کار کنید؛ اگر کم کار کنید با شما برخورد میشود. اگر بخواهید پس از نه ساعت از شرکت خارج شوید، اغلب اجازه نمیدهند. در عین حال بابت کار اضافه هم پولی پرداخت نمیشود. اگر جزو کسانی باشید که از دستورهای وقیحانه سرپیچی میکنید و دنبال گرفتن حقوقتان هستید، خیلی زود با شما خداحافظی میکنند. این شرکت به شدت به دنبال جذب دختران است و مدیران بیفرهنگ و بیادب آنان دخترها را نیروهای ارزان و تو سریخور میدانند. روز زن برای دختران شرکت خرج کردند، اما روز مرد و حتی تبریک گفتن به امام علی نداشتند؛ مردان هم در عمل کنار گذاشته میشوند. فلوها در این شرکت غیرقدرتمند و childish هستند. برای نمونهای، یکی از پروایدرهای پرواز داخلی پس از آمادهسازی برای محیط پروداکشن به دلیل بیتوجهی به امنیت، سرویس را در اختیار کاربران گذاشت و سه روز بعد فهمیدند که کاربران از این سرویس استفاده میکنند. مسئولان تازه بیدار شدند و قصد تست و بازگشایی سرویس را داشتند که دیدند کاربران سه روز است سرویس را استفاده میکنند. این شرکت یک CTO با رفتار بد، بیاحترامی، دروغگویی و غرور دارد که همه نقصهای شرکت را به گردن میکشد و کارهای عجیبی انجام میدهد. مدام میبینید که یا دیتابیس کل هف هشتاد پاک میشود یا به مدت دو ساعت در دسترس نیست؛ چون مدیر فنی پیشنیازهای قدیمی را برای بازگردانی دیتاها کنار میگذارد و یک نیروی تازهوارد بیخبر را مسئول این کار میکند. قبل از هر خرابکاری هم خیلی شانسی پیدا میشود که از قبل بکآپ گرفتند؛ تیم DEV به این رفتارها مشکوک است و درباره بازیها و شعبدههای مدیر فنی حتما باید پرسوجو کرد. اول هر فصل وعده پاداش میدهند اگر خوب کار کنید، اما پس از فصل با وجود تعدادی ایراد، شما حق دریافت پاداش را ندارید یا بهانهای میآورند که حقوق شما را پرداخت نمیکنند. با وجود تلاش بالای تیم، رسیدن به اهداف بسیار سخت میشود و معمولا یک ماه دیگر برای پرداخت پاداش اعلام میگردد. بعد از یک ماه هم میگویند دوباره تا ماهی دیگر پرداخت میشود و این چرخه آنقدر تکرار میشود که یا فراموش میکنید
در شرکت تهران اینترنت (هف هشتاد) تجربه کاركدی من به عنوان برنامهنویس بکاند را به شیوهای تازه و طبیعی بازگو میکنم. من باور دارم کار درست را باید انجام داد، حتی اگر نتیجهاش دردسر باشد. هف هشتاد یا تصمیم میگیرد خودش را اصلاح کند یا جلوی دیگران را برای آمدن به این شرکت بگیرد تا تجربهها تلخ شود؛ در هر دو حالتظلةای وجود دارد. این شرکت را به عنوان یکی از نقطههای منفی میشناختم که ارزش زیادی برای صداقت و احترام قائل نیست و از آنها انتظار دروغ و بیفرهنگی میرفت. کسبوکاری خانوادگی است که از نیروهایش برای رسیدن به اهداف استفاده میکند. اگر زیاد کار کنید، حقوق کم بگیرید و به حرف مدیران سادهلوحانه گوش بدهید، تبدیل به نیروی خیلی خوب برای کار کردن میشوید. وضعیت شرکت بهقدری وخیم است که در زمان خروج از شما میخواهند درباره شرکت هیچ صحبت نکنید و تعهد میگیرند. وقتی وارد میشوید، همکاران اطرافتان ممکن است فقط یک ماه قبل جذب شده باشند و بسیاری از همکاران قبلا رفتهاند. گاهی حتی تاریخ خروج شما هم مشخص نیست و میگویند دو هفته بیشتر نیستی. سنوات و اضافهکاری در اینجا معنایی ندارد. به شما میگویند باید تا نه ساعت در روز کار کنید و اگر کمتر کار کنید با شما برخورد میشود. اگر بخواهید پس از نه ساعت شرکت را ترک کنید، معمولا اجازه نمیدهند و در ازای کار بیشتر هم پرداختی ارائه نمیشود. اگر جزو آن دسته باشید که از دستورات وقیحانه سرپیچی کنید و بخواهید حقوقتان را بگیرید، بهزودی با شما خداحافظی میکنند. شرکت به شدت به جذب دختران علاقه دارد و از نظر مدیران بیفرهنگ و بیعاطفه، دخترها نیروهای ارزانی و تابع محسوب میشوند. روز زن برای دختران شرکت با هدایا و تشویقات کوچک همراه بود، اما روز مرد را هیچیک از مدیران به یاد امام علی یا دیگر نمادها نبردند. فلوهای این شرکت از نظر ساختاری معیوب و کودکانهاند. بهعنوان نمونهای از مشکلات، یکی از پروایدرهای پرواز داخلی پس از آمادگی برای ورود به محیط پروداکشن متوجه شد که کاربران به سرویس دسترسی پیدا کردهاند و از آن استفاده میکنند. سه روز بعد، تیمهای مسئول تازه از خواب بیدار شدند و برای تست و باز کردن سرویس به کار افتادند که فهمیدند سرویس سه روز است که توسط کاربران استفاده میشود. در شرکت یک CTO با رفتار ناسالم وجود دارد که مسبب نقایص است. گاهی با من بهطور مستقیم یا غیرمستقیم برخورد میکند که گاهی دیتابیس کل شرکت پاک میشود یا بهطور موقت وجود ندارد. در چنین مواقعی، نیروهای تازهکار مطلع میشوند که دادهها ذخیره یا بازیابی میشوند؛ پیش از این خرابکاری، بکآپهایی وجود داشت که به کمک آن شرکت دوباره به کار افتاد. تیم DevOps هم از منظورهای شعارتهای پنهان دربارهی مدیر تیم فنی صحبت میکند و میتواند تفاوتهای زیادی را آشکار کند. هر فصل با قول پرداخت پاداش آغاز میشود؛ اما معمولا پس از تلاش فراوان، با موانعی مواجه میشوید که میگویند پاداش را محقا شما دریافت نمیکنید یا برای فصل بعد پرداخت میشود. این چرخه ادامه دارد تا اینکه با تأخیرهای مکرر، پرداختها به تاخیر میافتد؛ پاداش پاییز سال ۱۴۰۱ هنوز در اردیبهشت ۱۴۰۲ پرداخت نشده است.
من تجربهی کاریام را در یکی از کارفرماهای وزارت اطلاعات تعریف میکنم که به ظاهر یک پژوهشگاه فناوریهای پیشرفته است. محیط کار خیلی خشک و ادعای حرفهای بودن ندارد؛ در واقع فضا تنها پوششی است و اوضاع اداری خیلی غیرحرفهای و به نظر میرسد که مدیریت کماهمیت است. سالها به اجبار برای آنها کار کردم و میدانم که برایشان اهمیت چندانی قائل نیستند. اگر به نحوهی خودنمایی و داشتن معرف اهمیت بدهی، میشود کنارشان بود، اما مصاحبهی فنی ندارند و به جای آن مصاحبهی عقیدتی سختی برگزار میکنند؛ حتی دربارهی موضوعات بیربط مثل سخنان امام جمعه و سخنان بیربط دیگر سوال میکنند. این مکان از نظر منابع خیلی ضیعف است و اگر به حساسیتهای خاصی اهمیت بدهی، در زمان کوتاهی فشار عصبی زیادی تحمل میکنی. نکته این است که کار خیلی مهم نیست و معمولا افراد بدون تخصص آنجا جمع هستند؛ تنها چند نفر بهطور اتفاقی تخصصی دارند و تلاش میکنند کار افراد کماستعداد را خنثی کنند. پول زیادی در اینجا تلف میشود و گاهی حقوق کارمندان به دلیل کمبود بودجه کاهش پیدا میکند. در پروژههای مختلف فشار زیادی تحمل شد و به جای اینکه تشویق یا مرخصی بدهند یا ساعات اضافهی بدون حقوق را جبران کنند، به کارمندان فقط تصویری ثابت از مدیران داده میشد که قاب شده بود. همان زمان به خودم فحش دادم که چرا با این شرایط ادامه دادم. اگر قصد رفتن به اینجا را دارید، باید بدانید که علاوه بر از دست رفتن زمان، حقوق با توجه به مدرک و پایهی کارگری محاسبه میشود، مستقل از سمت یا کار فعلی. در نهایت: اگر دنبال پیشرفت حرفهای و تعهد واقعی نیستید، یا حقوق نسبتا کم را میپذیرید و با اینکه برای افرادی با ظلم رفتار میشود مشکلی ندارید، اینجا میتواند جای مناسبی باشد تا زندگی بیدغدغهای بدون تلاش صنعتی را تجربه کنید.
با منبعی که در تجربه آمده، چهار سال همکاری بهعنوان توسعهدهنده فرانت دارم. مجموعه، ویژگیهای مثبت زیادی داره از جمله امکان امریه سربازی که در طول دوران خدمت ۱۲۰ تا ۱۳۰ ساعت به عنوان سربازی محاسبه میشود و مابهالتفاوت اون با حقوق توافقی برای ساعات همکاری پرداخت میشود. تیمهای مختلفی وجود دارد که بهخاطر همین روابط در هر گروه ممکن است تفاوتهایی احساس شود، اما بهطور کلی خوب نیستند. با نیمهدولتی بودن، شرایط شرکتهایی با ماهیت دولتی از نظر پوشش و رفتوامد تا حدی مشابه است. برای تازهکارها که دنبال کسب تجربهاند، جای مناسبی به نظر میرسد، اما اگر حرفهای باشید توصیه نمیکنم. با تغییر مدیریت، سیاستها تا حد زیادی دستخوش تغییر میشوند و بسیاری از امور مثل پرداخت پاداش و کارانه بهصورت سلیقهای اداره میشود. فضای کار از نظر جو عمومی کمی مذهبی است.
من چند سال پیش توی این شرکت مشغول کار بودم، در واقع team lead داشت یک تیم جمع میکرد و حدودا ۵ نفر جدید رو به تیم اضافه کرد، تکنولوژی که استفاده میشد توی پروژه چیز خیلی جدیدی نبود ولی چون پروژهای روش کار میکردیم چند سال بود لانچ شده بود نمیشد بهشون خرده گرفت، (ولی توی پرانتز بگم که توی شرکت قبلی که بودم یه پروژه اصلیش عمر بیشتری از این پروژه داشت، ولی تکنولوژی استکاش زمین تا آسمون با این پروژه فرق داشت و جدید بود). خلاصه حدودا ۳ ماهی مشغول بودیم که یه دفعه دیدیم جناب team lead کلا تسویه کرد و رفت به یه شرکت معروفتر! خیلی از بچهها تا مدتها برای انجام تسکها به مشکل خوردن و مجبور میشدن باهاش تماس بگیرن؛ درنهایت هم اکثر اون نفرات جدید که ذکر کردم هر کدوم در بازهی زمانی چند ماهه از شرکت جدا شدند و آخرین نفرشون هم من بودم...
دورانی که در شبکه بانان پاژ کار میکردم با مدیریت سطح بالا و دیدگاه از بالا به پایین همراه بود. مدیران به اشتباهات و مشکلات فنی فکری نمیکردند و پذیرش نمیکردند. برای ورود به شرکت سفته گرفته شد و قرارداد بلندمدت منعقد شد. برخورد با پرسنل از نظر اصول اخلاقی مطلوب نبود و فضای کار در این زمینه چالشزا بود. انتظار حضور در محیط کار بیش از ساعات استاندارد بود و اضافهکاری پرداختی نبود. دستمزدها رضایتبخش نبود و به اندازه کافی پروژه وجود نداشت.
اصلا گول ساختمان شیک و اتاقهای رنگی کاریزما رو نخورید. چون مدیران این شرکت اصل عقل هر انسانی به چشمش هستش رو خوب میدونند و سعی میکنند با جلوهای رنگی شمارو گول بزنند. سعی میکنند خودشون پولدار نشون بدن ولی اضافه کاری ها رو پرداخت نمیکنند. مثلا ناهار و صبحانه میدن اونم با کیفیت بسیار پایین و حجم غدای بسیار کم. در حقیقت قیمت تمام شده براشون بسیار کمتر در میاد در مقابل اینکه اگر بخواهند پولشو به شما پرداخت بکنند. پول اسنپ رو از طریق کیف شرکتی پرداخت میکنند ولی در حقیقت با توجه به تخفیفی که از اسنپ گرفتند بسیار براشون به صرفه تر درمیاد اگر بخواهند هزینه ایاب و ذهاب رو به شما پرداخت بکنند. سطح فرهنگی این شرکت در حد بسیار پایینی هستش یکسری لیدری که فکر میکنند خیلی بارشون هستش ولی در حد یک برنامه نویس میدلول هستند. موقع عقد قرارداد مواظب باشید که چطوری قرارداد میبندید چون به بهانه هایی که در داخل قراردادتون هستش میان پولتون رو میخورند. امسال فقط نزدیک به 30 تا برنامه نویس رو اخراج کردند که اونم کاملا بی دلیل هستش و بازم دارن توی سایتهای مختلف جذب نیرو میکنند. مراقب باشید که شما هم به سرنوشت برنامه نویسهای قبلی دچار نشید. جو شرکت کاملا خاله زنک بازی هستش الکی براتون برنامه های شعر خوانی , فوتبال دستی و... میزارن بعد که توی بازی ها شرکت میکنید همون رو بهانه برای کار نکردنتون میکنند. پروژهاشون کاملا فیک هستش و برای پولشویی دارن الکی یکسری محصول ناقص ارایه میدن الکی برای رزومه سازی توی این شرکت نرید که خودشون هیچ تحلیلی برای کار کردن با بورس ندارن حتی PO ها و PM هایی که مربوط به این کار باشند رو هم ندارن الکی یک چیزی مینویسند بعدش که دیدن درست نیست چندتا برنامه نویس رو قربانی میکنند اخراج میکنند دوباره شروع میکنند به نوشتن اشل حقوقیشون به شدت پایین هستش تازه همون رو هم به بهانه های مختلف پرداخت نمیکنند. توی این شرکت مراقب باشید که براتون حرف در نیارن و یک پرونده فساد اخلاقی براتون ایجاد نکنند. خیلی از بچه هارو امسال باهاشون همین کار رو کردند.
من مدت 9 ماه تو مجموعه هیوا تو بخش فناوری اطلاعات کار کردم از دی 1400 تا شهریور 1401 ، که بخاطر ادامه تحصیل ارشد تو یه شهر دیگه موقتا باهاشون قطع همکاری کردم که بخاطر اینکه رتبه ام خوب شده بود و مسئولای همونجا برای انتخاب رشته کمکم کردن و میدونستم قبول میشم یه ماه قبل اطلاع و استعفا دادم و مشکلی برای رفتنم هم نبود . در مورد هیوا باید بگم تیم جوان و پر انرژی و فضایی برای رشد ، من خیلی چیزا ازشون یاد گرفتم ، کارمون از این بابت سخت بود که باید اپدیت میبودیم و در جریان رویداد و اطلاعیه های کشور قرار میگیرفتیم تا بتونیم جواب سوالای مشترکین رو بدیم که البته مسئول آموزش داشتیم که بهمون آموزش میداد . ساعت کاریش یه خورده بنظرم زیاد بود که 8 تا 5 عصره که البته فک کنم خیلی جاها همینجوریه و اینکه بعضی مشترکین بد اخلاق بودن و فک میکردن ما رباتیم ، البته مشترک خوب هم خیییییییلی داشتیم ! از حسناش بخوام بگم ، حقوق ها به موقع واریز میشد ، بیمه بودیم و در کنارش به ما پاداش و سبد کالا هم میدادن . در کل با اینکه شرکت خصوصی بود رسیدگی به نیرو خوب بود و من به عنوان اولین تجربه کاری از اینکه تو هیوا کار کردم خوشحال ام .
بهطور کلی تجربهی من در این شرکت خیلی ناخوشایند بود. گروهی از همکاران با رفتاری ناپسند و پر از خودبرتربینی کار میکردند، بهویژه مدیر سئو که نامبردن از او باعث شرمساری است. این افراد با تهدید و فشار سعی میکردند از من و تیم امتیاز بگیرند؛ مثلا میگفتند اگر ده دقیقه دیرتر به کار شروع کنید، فورا جریمه میشوند. آنها دائما با هر مشکلی در گروه حضور پیدا میکردند و با لحن منتگذاشتن به کارمندان میگفتند حقوق ثابت میگیرند و باید خیلی خوب کار کنیم در غیر این صورت نویسندههای خارج از شرکت با مبالغ بالاتر برای ما خواهند نوشت. حقوق پایه بر اساس نرخهای وزارت کار بود و پرداختها هم خیلی بدون نظم انجام میشد؛ گاهی بهروز نبودن یا تاخیری دو ماهه در پرداختها وجود داشت و گاهی تا ۷۵ روز هم طول میکشید. من خودم هم تنها یک ماه پس از قطع همکاری با پیگیری دقیق، تسویه دریافتم.
شرکت همکاران سیستم فرهنگ سازمانی بسیار خوبی دارد و برخورد بین پرسنل بسیار خوب است اما خب پس از مدت بسیار کمی بعد از ورود متوجه فشار زیاد کاری و عدم دریافت حقوق مکفی میشوید و از شما انتظار اضافه کاری میرود ولی در قبال آن پولی به شما پرداخت نمیشود و از طرفی پیشرفت کاری نخواهید داشت زیرا به عنوان برنامه نویس فقط کپی پیست میکنید بنابراین پیشنهاد من این است هیچ وقت بیشتر از یکسال در این شرکت نمانید اما اگر دنبال کارمند بودن هستید جای مناسبی میباشد اما قید پیشرفت را بزنید
محیط شرکت سمی هست همه با هم دشمن هست من تو تیم آقای علی مقدس زاده بودم. ایشان متاسفانه پرسنل خودشو مرتب تحقیر میکنه و با هم مقایسشون میکنه رفتارهاشون مناسب نبود و توقعات به نظر نابه جا داشتن کار تیمی و همدلی تو این شرکت وجود نداره و همه یکجوری با هم بد برخورد میکنند. یعنی فرهنگ سازمانی شرکت این طور هست. وقتی مشکلی پیش میومد همه گردن هم مینداختن و یک محیط سمی و بدی وجود داشت. علی مقدس زاده ما رو مجبور میکرد تا 9 شب تو شرکت بمونیم که طبیعتا کارایی افراد از شدت خستگی پایین میاد. حقوق هم کم بود و واقعا دیگه ارزش موندن نداشت. واقعا ای کاش تو این شرکت نمیرفتم.
خیلی بد بعد از چند روز تصمیم گرفتم بیام بیرون واقعا افتضاح و بی ادبن نگاه بالا ب پایین دارند و حالم ازشون بهم میخوره.واقعا اگه یه بمب داشتم مینداختم تو ساختمان روز اول!
سلام دوستان میخوام تحربمو از فعالیت در کار گزاری آگاه براتون به اشتراک بذارم مورد اول اینکه تو آگاه هر قسمت به نوع خاص خودش اداره میشه و خودمختاره مثلا کالسنتر کرج یه دنیای دیگه هست که ربطی به آگاه نداره یا ویستا سامانه آگاه و یا سایر موارد فقط تنها چیزی که مشترک هستن اینکه سیاست پرداخت حقوق حداقل مبلغ هستش و صحبت از حقوق یه تابو و خط قرمز حساب میشه ، از کالسنتر کرج براتون بگم تقریبا ۱۵۰ تا نیرو داره ماهانه ۴۰ نفر خروجی داره که مدام در حال جذب نیرو هستن مدیریت پادگان طوره مدیر یه بت هستش که باید پرستیده بشه اینجوری دوست داره شرط میبندم حالتون بد بشه از اینهمه تملق سیستمی دارن که یه عده کم سن و سال که از اینجا رونده از اونجا مونده رو دور خودشون جمع کردن بهشون بهایی دادن فراتر از تصور خود اونا دادن تا وفادارانه کار کنن برای مجموعه و چرخ رو بچرخونن شما فرض کن معتبر بشه گدا ، این موارد رو تشریح کردم بدونید خروجی ماهانه ۴۰ نفر فقط بخاطر حجم کار نیست بیشتر بخاطر رفتار های کودکانس نداشتن آموزش های لازمه و عقده گشایی آدمای بیسواده بطور مثال شما برای مرخصی باید کلی دلیل بیاری دلشون بسوزه شاید در سال از ۳۰ روز استحقاق ۱۰ روز استفاده کنی و مابقی میسوزه و مبلغی پرداخت نمیشه طبق رویه من درآوردی ، به صورت تیم بندی اداره میشه در روز حداقل ۷ ساعت با تلفن یک ریز صحبت کنی و بیشتر این مکالمات بازاریابی برای کارگزاری هستش که در روز کلی حرف رکیک یاد میگیری برای دستشویی رفتن باید اجازه بگیری یک دقیقه دیر بیای سرکار برخورد زشتی باهات میشه انتظارات خیلی بالایی دارن اگر هم خیلی خوب باشی و عذرتون مبخوان اضافه کار اجباریه ولی پولشون نمیدن میگن کار خودت عقب مونده حتی پول پارکینگ هم ازت میگیرن نگاه از بالا به پایین هست مدام دار حال اتو گرفتنن و از حداقل چیزی که گیرشون بیاد برای زدنت استفاده میکنن حتی یک دقیقه تاخیر اصلا دنبال نیروی متخصص و کارآمد نیستن دنبال آدمای میگردن که مثل خودشون باشن هیچ وقت یادم نمیره که یکی از همکارا که نیروی خیلی خوب و کار بلدی بود باردار شد و به بدترین شکل باهاش رفتار کردن و اخراج شد ، در کل جدا از آگاه مرکز تماس آگاه جای خوبی برای توقف نیست پیشرفت نداره هیچ تخصصی بهت اضافه نمیشه چیزی رو بهت آموزش میدن که فقط به درد آگاه میخوره گول هزینه آموزش هم نخورید که یه دروغه . امیدوارم موفق باشید.
در محیطی ناسالم کار میکردم که فضای آن به شدت مسموم بود و از نگاه بالا به پایین مدیران تغذیه میشد. مدیران به کارمندان با رفتار تحقیرآمیز و توهینآمیز و با نگاهی سرافکنده اما هدفدار نگاه میکردند و زبان نامناسب و رکیک بین همکاران رایج بود. به حریم خصوصی افراد بیاحترامی میشد و گاهی تعرضی غیرحرفهای به حریمها صورت میگرفت. مدیران ناکارآمد اغلب بر پایه رابطه خانوادگی یا دوستی با مدیرعامل منصوب میشدند و دانش لازم را در حوزه مربوطه نداشتند. انتظار برای ماندن در شرکت بیشتر از ساعات کاری بود، در حالی که اضافهکاری یا کار مرتبطی ارائه نمیشد و حقوق و مزایا هم به اندازه کافی نبود. از کارمندها سفتههای سنگین اخذ میشد بدون ارائه سند قرارداد یا کپی از سفتهها با عنوان حسن انجام کار، و برخی پروژههای کافی برای یادگیری نیروها در بازار کار وجود نداشت.
انتشارات خیلی سبز جای مناسبی برای یک کارشناس نیست. برعکس ظاهر جذاب و پویایی که از خودشون نشون میدند به هیچ عنوان ارزشی برای افراد قائل نیستند. روز مصاحبه که دقیقه بعد از یک ساعت معطلی به من گفتند که به فلان ساختمون مراجعه کنید و اونجا مصاحبه بشید. بعد از استخدام هم اصلا اهمیت نداره که چقدر قوی عمل کنید و چه دستاوردی داشته باشید. کافیه مدیر بالادستی (که خیلی هاشون اصلا شباهتی به مدیر ندارند) از شما خوشش نیاد. منابع انسانی این سازمان اسمش اشتباهه، کلا منابع هر چی باشه انسانی نیست. کافیه یک مدیر میانی و سرپرست به همون دلیل که گفتم از شما خوشش نیاد و بگه ایشون نباشه. حتی سوال نمی پرسند که جریان چیه و بدون دلیل می گند خداحافظ. دلیل هم بپرسید می گند ما باید هوای مدیرامون رو داشته باشیم و این حرفا. در کل مدتی که تو خیلی سبز بودم جزء بدترین تجربه های کاری من بود.
من دوسال در شرکت هیوا کار کردم و چون مجبور بودم شهر دیگه ای برم دیگه نتونستم کارم رو ادامه بدم ولی اگه برگردم عقب بازهم هیوا رو بزای کار انتخاب میکنم♥️این مدت بهترین تحربیات کاری رو داشتم.بهمون موضوعات مختلف تحصیلی رو اموزش میدادن و در مورد همون موضوع مشاوره میدادیم و همیشه مسئول اموزش کنارمون بود که موردی رو اشتباه به مشترک توضیح ندیم چون خیلی براشون مهم بود.محیط کارمون واقعا نظم داشت و رعایت مسائل اخلاقی خیلی مهم بود و ارتباط خوبی بین مسئولین و مشاورا بود.فقط حجم اطلاعاتی که باید یاد میگرفتیم بخاطر مدل کارمون گسترده بود که با برنامه ریزی قابل حل بود.همیشه حقوقا به موقع پرداخت میشد و تلاش مشاور همیشه قدردانی میشد.
من از بچگی دانش اموز سفیر بودم و بعد ۵سالی مدرس و مترجم و تولیدمحتواگر سفیر شدم. با اینکه به زعم حقوق کم مدیر فرهنگی نشد که واقعا ادامه بدم اما حقیقا محیط به این منظمی، دوستانه و جذاب هیچ جای ایران پیدا نمیشه. حقیقتا به شخصیت تو اهمین داده میشه و همه چیز صرفا برای پیشرفت تو و در نهایت پیشرفت موسسه طراحی شده و تو حس پله بودن بهت دست نمیده.