سابقه من در این شرکت چهارسال طول کشید و در نقش کارشناس IT بودم. از نظر من، مشکلات اصلی در مدیریت ناپایدار و پرداختیهای نامنظم حقوق است؛ همچنین اختلاف دستمزد بین همسطحها زیاد بود. ساعات کار طولانی است و اکثر روزها مجبور بودم بیش از ساعات معمول بمانم. با این حال، تمامی واحدها بد نیستند و واحد فنی با پرسنلش به خوبی رفتار میکند و به آنها اهمیت میدهد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
تجربهای که داشتم پر از بیثباتی و بیتجربگی بود؛ هیچوقت نمیشد روی قولی حساب کرد و حرفی بهخصوص قطعیت داشت. حجم خروجیها زیاد بود و مرتب افراد وارد و خارج میشدند. شرکت به صورت خانوادگی اداره میشد و فضای شعارزدگی حاکم بود. جای آرامی برای کار نبود.
باورم این است که تجربههای اول کار در فرادرس برای من با ترکیبی از نکات مثبت و چالشهایی همراه بود و میخواهم تصویر روشنتری ارائه کنم. ابتدا این را میگویم که پرداخت حقوق بهوقوع بود و بهطور منظم انجام میشد، اما برخی جزئیات محرمانه درباره سازوکار پرداخت وجود داشت که بیرون از سازمان به اشتراک گذاشته نمیشد. علاوه بر این، سطح حقوق نسبت به کارهای انجامشده پایینتر از حد انتظار به نظر میرسید و با وجود اینکه اغلب کارها از راه اینترنت انجام میشد، تأکید زیادی روی حضور فیزیکی در محل کار وجود داشت. در مقابل، نکات مثبت هم قابل توجه بود. روند پرداختها همواره بهموقع انجام میشد و کارها بهطور منظم و با برنامهریزی مشخص پیش میرفت. امکان اضافهکاری و افزایش درآمد وجود داشت و از ابتدا بیمه و بیمه تکمیلی ارائه میشد. پوشش طراحیشده اداری برای خانمها الزام مستقیمی نداشت و میشد از گزینههایی مانند شال و روسری و رنگهای شاد استفاده کرد.
دو ماه برای کار در این شرکت صرف کردم و متوجه شدم هیچ برنامهریزی مشخصی وجود ندارد و ثباتی در هیچکدام از موارد تجربه نکردم.
در این شرکت با فرصتهای روشن برای رشد روبهرو میشدم و شاهد نبودن موانع بروکراتیک بودم که جلوی پیشرفتم را بگیرند. هر مشکلم را با راهحل و آرامش خاطر پاسخ میدادند تا تمرکزم از دست نرود. شرکت مسیرهای مشخصی برای پیشبرد را هموار میکرد تا بتوانم قدم بردارم و به سمت رشد حرکت کنم. از مزایای واقعی که اغلب شرکتها به عنوان نکتههای جانبی مطرح میکنند، اینجا هم وجود داشتند: حقوق منظم، بیمه و بیمه تکمیلی، مرخصی، و ساعات کاری انعطافپذیر.
مدیریت این مجموعه به من فرصتهای زیادی داد و در طول دوسال و نیم حضورم، تجربههای ارزشمندی به دست آوردم. از نظر من یکی از مدیرانی بود که واقعا میدانست چه کار میکند و در طول بیست سال گذشته در جایگاهی نبودم که مثل او به عملکرد شرکت اعتماد کنم. این دوره برای من یکی از بهترین تجربههای کاری بود و حیف که مسیر طولانی و دشوار باعث جداییام شد. اگر قصد دارید در حوزه پلیمر و پلاستیکهای مهندسی مهارت کسب کنید و با یک شرکت حرفهای همکاری نمایید، به هیچ عنوان تردید نکنید.
حدود چهار تا پنج سالی میشود که در راژمان مشغولم و از روز اول با چالشهای تازه روبهرو شدم. هر بار که پیشرفتی حاصل شد، بدون حرف و طلبی ارتقا پیدا میکردم و این روند برای همتیمها هم خیلی واضح بود. رشد همهی اعضای تیم اینجا برایم ارزشمند است. فضای کاری و فرهنگ در راژمان یکی از بهترین جنبههاست که به چشم میخورد. احترام بین همکارها در تمام سطوح وجود دارد و یادگیری و انتقال دانش بهراحتی، بدون غرور یا منت انجام میشود.
در اینجا برخورد با بیثباتی و ناهماهنگی در فضای کار را تجربه کردم و در عین حال حس ناامیدی از کمبود فرصتهای رشد را هم احساس میکردم. محیط کار گاه نامنظم بود و اختلاف نظرها بین تیمها به شکل مداوم تکرار میشد. هیچ چشماندازی مشخص برای پیشرفت حرفهای وجود نداشت و بر خلاف انتظار، مسیر ارتقاء واضحی ارائه نمیشد. به اضافه، ارتباطات درون گروهی هم به طور مکرر دچار اختلال میشد و این مسائل باعث کاهش انگیزه و تمرکز من شد. در نتیجه، حس کردم جایگاهی برای بهبود مهارتها یا وصول به دستاوردهای بزرگ وجود ندارد.
من در شرکت آی وحید کار میکردم و به عنوان تجربهی Front end آن را در ذهن دارم. واقعا به نظرم برای آغاز کار در حوزهی برنامهنویسی مناسب بود، چرا که مدیریت مجموعه نشان میداد فرصتهای پیشرفت چندان در دسترس نیستند. بنابراین پس از یک سال و با توجه به نکات منفی که در ادامه ذکر میکنم، تصمیم گرفتم همکاری را قطع کنم.
در این شرکت تجربهای واقعی از کار با پروژههای سنگین و بزرگ داشتم که در تمام واحدها به چشم میخورد. نیروی انسانی پویا و کارآمد بود و حقوق و مزایا به صلاحیت فرد بستگی داشت و قابل توجه بود. امکانات رفاهی نسبت به سایر شرکتها خوب بود؛ صبحانه، ناهار و شام با گزینههایی مانند بستنی، نوشابه، دلستر، شیر کاکائو و دیگر اقلام در دسترس بود. هر دپارتمان هم کف کار با میز پر از تنقلات داشت. ساختار شرکت سطحی سلسلهمراتبی داشت، اما ارتباطات میان همکاران صمیمی و دوستانه بود.
برای من تجربهای بود که با حضور توامان کارکردن و یادگیری رو توی شرکت تقویت کرد. محیط کار آرام و دوستانه است و همکاران همدلانه و سازندهاند. کدنویسی پایهای قوی دارن و میتونم از پروژههاشون مجموعهی خوبی از الگوها و روشهای تمیز نوشتن رو یاد بگیرم. با اطمینان میتونم بگم افرادی که میخوان عمیقتر آموزش ببینن و کدهای منظم بنویسند، اینجا فرصتهای زیادی برای پیشرفت دارن. اما نکتههایی هم وجود داره؛ حجم بالای پروژهها میتونه زمانبندی رو پیچیده کنه و شاید حقوق مناسب همه افراد نباشه، هرچند در کل وضعیت رضایتبخشی است.
در دوران جوانی برای مدتی طولانی به عنوان برنامهنویس سیشارپ در این شرکت فعالیت میکردم و با محدودیتهای تجربه کم، در آغاز مسیر کاریام دید روشن و دقیقی نسبت به شغل نداشتم. خلاصهای از نکاتی که منتشر میکنم: - دریافت سفته هنگام امضای قرارداد - فرهنگ سازمانی پایین و ناکارآمد - حضور اقوام در پستهای مدیریتی و ناعادلانه بودن فرصتهای پیشرفت - نبود شفافیت مالی و برخوردهای غیرشفاف با کارکنان - شعار ما خانوادهایم تنها زمانی مطرح میشود که مشکلاتی وجود دارد - بویژه حضور و لزوم دخالتهای غیرضروری برخی افراد کمتر مرتبط - سیاستهای مدیریتی نامناسب که مدیران سطح پایین برای مدیران سطح بالا اجرا میکردند تا خودشان در اجرای آنها دیده نشوند - فشار کاری بالا - روشهای انجام کار قدیمی و از رده خارج - فضای کاری با جو مذهبی غالب
تجربهام در شرکت خدمات بازرسی بین المللی بخرد با این احساس همراه بود که بیمه تکمیلی هیچ مزیتی برایم ندارد و فرهنگ سازمانی بهطور کامل از هم پاشیده به نظر میرسید. فضای کار تحت فشار است و به نظر میرسید مدیران به شکل آزاردهندهای قدرتمحور عمل میکنند.
در دوران همهگیری کرونا با استفاده از اسکایپ برای این شغل دعوت به مصاحبه شدم و مصاحبهکننده فردی حرفهای و بااستعداد بود. پذیرفته شدم و پنج روز با تیمی صمیمی و سطح بالا آموزش دیدم، و تا کنون در کنار همان گروه ماندم و از حضور در این شرکت خیلی خوشحال هستم.
در بداية به عنوان مدیر پروژه و برنامهنویس وارد این مجموعه شدم، اما هیچ راهکاری برای پیشبرد کار وجود ندارد. فضای کاری به هم ریخته است و روندهای کلان شرکت بهبود خاصی نمیبیند؛ هیچ چشماندازی از رشد شغلی برای آینده دیده نمیشود. ساختار شرکت بهگونهای است که شبهدولتی بودن و مدیریت سنتی و ضعیف خود را آشکار میکند.
تجربه من این بود که تیم همکاران خوبیه، اما مدیریت به شدت ضعیه. به مرور متوجه شدم همه تلاشهام به نام مدیرعامل تمام میشه و نتیجه، فقط به پرسونالبندینگ اون فرد مربوط میشه. با اینکه شرکت توکان تک وجود داره، اما به نظر میرسد همه چیز به نام مدیرعامل نوشته میشود.
میخواستم با تیمی کار کنم که در نگاه اول به نظر حرفهای میرسید، اما تجربه نشان داد که مواردی وجود دارد که نباید ساده از کنارشان گذشت. در طول همکاری با شرکت، با مدیر فنی تیم برخورد کردم که مشخص بود سطح کار با سطح انتظار من همخوانی ندارد و تمرکز روی ظاهر مسائل بود تا واقعیت کار. در جلسات فنی درباره ابزارها و محیط کار ارتباط برقرار نکردیم و طراحی وظایف بهگونهای بود که تایم پروژه برای انجام کارهای زیرساختی مانند داکرایزینگ حساب نشد، با این تصور که من بهعنوان یک کارشناس از قبل همه چیز را میدانم و نیازی به زمانبندی دقیق ندارم. در نهایت قراردادها به شکل رسمی بسته نمیشد و بهجای چارچوبهای روشن، تعامل بهطور بنیادی بر پایه اعتماد مطرح میشد که این رویکرد برای من قابل قبول نبود. بهطور کلی این تجربه را میتوانم بهعنوان نکتهای منفی در نحوه مدیریت پروژه و ارتباطات تیمی بنامم.
شرکت حامی سیستم شریف را تجربه کردم و میخواهم با صداقتی تازه، اما مبتنی بر واقعیتها، توضیح دهم که چگونه محیط کار آنجا بود. فضای کار خیلی پرتنش و پر توقع بود و رفتار مدیریتی به گونهای بود که حس میکردم فقط آزمایش میشوم. عیدها، سنوات و سایر مزایا معنای مشخصی نداشتند و پرداختها بیشتر به رفتار و چاپلوسی بستگی داشت. اگر به اندازه کافی خود را به مدیریت نزدیک نشان نمیدادم، توجهی به من نمیشد و برخوردها گاهی بیاحترامی هم میکردند. سفتههایی که میگرفتند، به اندازه حقوق یک سال تا دو سال پس از پایان همکاری به من بازگردانده نمیشد. انتظار از ما برای فداکاری و گذشت عادی تلقی میشد و اگر جمعه درخواستی برای ماندن تا نیمهشب داشتند و من قبول نمیکردم، برایم جلسهای با حضور همه تشکیل میدادند و به صورت غیرمستقیم مرا تخریب میکردند و با واژههای توهینآمیز چهبسا دیگران را نسبت به من بیاعتماد میکردند. حتی حالا هم نمیتوانم دشمنم را هم معرفی کنم چرا که سیستم مدیریتیشان به شدت سنتی است و ارزش حقیقی نیروی انسانی در آن معنا ندارد. خروج از شرکت هم نکتهای برای امضا بود تا ثابت شود تمامی حقوق و مزایا مانند عیدی، حقوق، سنوات، پاداش، بن و حق مسکن دریافت شده، در حالی که بسیاری از مزایا وعده داده شده بودند اما عملی نمیشدند و این تفاوتها تنها در همان روز خروج بهطور آشکار برایم مشخص میشد. میانگین خروج سالانه شرکت در صنعت IT حدود بیست درصد است و در اینجا شاید به چیزی بین هفتاد تا هشتاد درصد برسد. اگر بیش از شش ماه بمانید، تغییرات کل شرکت را با چشم خود میبینید.
در این شرکت تجربه کار واقعا ارزشمندی داشتم؛ حضور در روی خط مدیا باعث شد پروژههای باکیفیت زیادی را ببینم و روی آنها کار کنم. هر روز فرصت میکردم از فناوریهای تازه استفاده کنم و یادگیریم روندی پیوسته داشت. حضور در محیطی دانشبنیان این امکان را میداد که بهطور عملی با بهکارگیری ابزارهای مدرن، سطح حرفهایتر کدنویسی را بهبود بخشم و مهارتهایم را تقویت کنم. در مجموع، اینجا را فرصت مناسبی میدیدم تا دوران سربازیام را در قالب امریه سپری کنم و تجربهای مفید از کار تیمی و پروژههای واقعی به دست آورم.
در فرصتهای شغلی بعدی، احساس کردم شرکت اندیشه کامپیوتر با وجود تیمی با استعداد و توانمند، از نظر پرداختی ثبات کافی ندارد. به رغم وجود تیمهای قوی و پشتیبان، پرداختها نامنظم بود و وعدههای دادهشده بیشتر جنبهی زبانی داشتند. اگر تنها به دنبال یک شغل با ثبات مالی هستید، بهتر است از پذیرش موقعیت اینجا خودداری کنید؛ اما برای افراد مجرد و آمادهی پذیرش شرایط کار پیشنهاد میکنم از این شرکت دوری کنند تا وقتی منابع مالیشان تأمین است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.