به طور کلی فضای کار شرکت خیلی خانوادگی بود و با گویش محلی صحبت میکردن. من پنج ماه اونجا کار کردم، اما چهار ماهش بیمه رد نشده بود و فقط یه ماه بیمه رد شد. پرداخت دستمزد تا اون دوره نسبتا منظم بود، هرچند سابقهای وجود داشت که حقوق کارمندان تا شش ماه هم داده نشده باشه. جذب شرکت اغلب از طریق لینکدین بود و آگهی رسمی توی جاهای دیگه نمیزدن. مدیران شرکت از نظر دانش تخصصی و همچنین مهارتهای نرم و نگاه محصولمحور خیلی قوی نبودن. کار کردن توی شرکت حس میکرد که بیشتر به عنوان ابزار از نیروش استفاده میشه و کمترین اهمیت رو بهشون میدن. وقتی نیرو جدید به تیم اضافه میشد، جو منفی شد و از طرف نیروهای با سابقهتر فضا به صورت ناسالمی در میاومد. خیلی روزهای بد هم داشتم؛ یکی از بدترین روزها این بود که بدون هیچ هشدار قبلی، پنج نفر از کارمندانی که سابقهشون زیر یک ماه بود رو اخراج کردن. خیلی بیاحترامی بود و توهینآمیز رفتار میشد. از نظر حقوقی هم یک سابقه بد وجود داشت، شرکت برای مدت طولانی حقوق نمیداد و اوایل میگفتند قصد دارن از بیمه ازکی برای کارها استفاده کنند، اما این تنها ظاهر قضیه بود. در یک لحظه به نظر میرسید که نیروی انسانی فقط به عنوان ابزار دیده میشود و اهمیتی براش قائل نیستند؛ گاهی برای نشان دادن پویایی شرکت، فاند میگرفتند و ۱۵ نفر رو استخدام میکردند تا نشان بدهند شرکت فعال است، اما اگر اون فاند اوکی نبود، همه رو اخراج میکردند. به طور کلی اگر دوباره برگردم، مطمئنا دوباره به این تجربه فکر نمیکنم. حجم کار تیم معمولا زیاد نبود، چون معمولا پروژه مشخصی در حال انجام نبود که به صورت ثابت کارها رو اضافه کنه.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من به عنوان کارشناس پشتیبانی در ایمن افزار شایگان فعالیت میکردم و در فرآیند مصاحبه متوجه نبودم که همکاران پشتیبانی شیفتهای کاری هم دارن و در ماه سه روز باید به همراه ساعات اداری شیفت بمونن، حتی در روزهای تعطیل رسمی. مصاحبهکننده از مدیر شرکت گفته بود که تجربهی من در مصاحبه خوب نبود و وعدههای دادهشده بهطور دقیق محقق نشده است. در توصیف مدیر شرکت، بینظمی زیادی در رفتارها و تصمیمگیریهای لحظهای دیده میشد و مدیریت بحران بهطور موثری انجام نمیشد؛ گویی تنها از واژگان انگلیسی استفاده میکرد. احترام و ارزشگذاری برای پرسنل وجود نداشت و عملکرد هم به طور کامل دیده نمیشد؛ مدیر شرکت بیشتر به بانوان ارزش میداد و هدایا و مناسبتها مانند روز زن به خانمها اختصاص داشت، در حالی که برای مردان هیچ هدیهای در روز مرد در نظر نمیگرفت که این نشاندهندهی عدم رشد و قابلیت مدیر بود. بینظمی در کار بسیار مشهود بود و واحدهای مختلف با هم هماهنگ نبودند؛ واحد فروش با حرفی که میزد، واحد پشتیبانی در جریان نبود و این بینظمی نتیجهی مدیریت نادرست مدیر شرکت بود. از رفتارهای مدیر، گرایش به دو به هم زنی بین همکاران دیده میشد تا ایجاد روابط صمیمی و دوستانه با کارها و صحبتهایش؛ این رویکرد بر روی رفتارهای روزمره اثر میگذاشت. کارمندان معمولا وظایف خود را انجام میدادند، اما به صحبتهای مدیر پشتیبانی که فردی متعهد و سالم بود و به او احترام میگذاشتند، توجه کافی نمیشد. البته همه اینطور نبودند. پرداختها بهموقع انجام میشد و مدیر شرکت دخل و تصرفی در فرآیند پرداختیها نداشت. اگر به دنبال امنیت شغلی و فرصتهای رشد هستید، این شرکت را توصیه نمیکنم.
وقتی به عنوان بازاریاب در این شرکت کار میکردم، اوضاع خیلی ناپایدار بود. مزایای بیمه وجود نداشت و سنوات هم ارائه نمیشد. از پورسانتها هیچ حمایتی نمیشد و بخشی از حقوقوق من بهطور نامناسب پرداخت نمیشد. کار خیلی پر استرس بود و دورکاری اجباری همراه با بیانصافی در اضافهکاری وجود داشت. اگر دنبال پیشرفت شغلی و درآمد پایدار هستید، سرچ فن حداقل الزامات را هم فراهم نمیکند.
من در حین کار به عنوان بازاریاب با مشکلات جدی روبهرو شدم. با وجود قولهایی که درباره پورسانت مطرح شده بود، حقم به طور کامل پرداخت نشد و رفتار مدیریتی هم بسیار بیادبانه و غیرحرفهای بود. بیمه و سنوات هم فراهم نبودند. اگر به ارزشهای خود اهمیت میدهید، نباید در مکانی کار کنید که توهین میکند و حقوقها را پرداخت نمیکند؛ به خودتان احترام بگذارید و به دنبال جایگاهی باشید که شأن و حقوق شما را رعایت کند.
در واقعیت تجربهای که داشتم نشان میدهد تیم طراحی محصول در دکتر ساینا با وجود تمامی چالشها، محیطی صمیمی و محترمانه را ایجاد کرده است. من بیش از چهارده سال سابقه کار دارم و با وجود این مدت، چنین تیمی را رک و صریحتر از اینجا ندیدهام؛ فرهنگ ارتباطی اینجا نه تنها به رشد خودشان کمک میکند بلکه روی افراد هم اثر مثبت میگذارد. میدانیم برای انجام کارهای بزرگ به چنین تیمی نیاز داریم و این نکته کاملا مشهود است. گاهی صدای خندههای کوتاه مدیران در فضا شنیده میشود که به نظر میرسد موقعیت مدیریتی قدرتمند و جهانی دارا باشند. مدیر فنی با دیدی حرفهای و با گرمایی دوستانه حضور دارد که حس میکنم اگر به ایشان نگاه کنید، یاد ایموجیهای بوسه و محبت در ذهنتان تداعی میشود. با این حال، یکی از نکات منفی این تجربه این بود که طراحی بهطور کامل بهینه نشده و بیشتر به صورت سرهمبندی درآمده است و در کنار آن شرکت در حال تلاش برای پرداخت هزینههای معوق است تا بتواند آمادگی لازم برای رشد و گسترش را پیدا کند. این وضعیت برای خیلیها جذابیت ندارد.
من از کار در دکتر ساینا رضایت دارم چون رشد فنی همکاران برام اولویت است و فضای شرکت همواره برای پیشرفت فردی فرصت میدهد. در این مجموعه حس احترام متقابل وجود دارد و این جو مثبتاندیشی را تقویت میکند. البته هر کاری معایبی هم دارد و شرکتهای مختلف این نکات را به شکلهای گوناگون تجربه میکنند، اما به نظر من نکات بالا آنقدر خوب اجرا میشوند که باعث میشود انگیزهام برای ماندن در اینجا حفظ شود.
در دکتر ساینا بیشترین ارزش برای من، رشد و توسعه افراد در کنار پیشرفت سریع خودمان بود. ادارهی تیمی بزرگ و آماده به کار درست، کار دشواری است که من توانستم با موفقیت از پس آن بربیایم.
دکتر ساینا فضایی حرفهای و در عین حال دوستانه به من ارائه کرد که حس خوب همکاری با همکاران را برایم به وجود آورد. فضای کاری این شرکت از نظر حرفهای بودن و فرصتهای رشد، واقعا قابل توجه است و در زمینههای تکنولوژی و علم سعی میشود همواره در لبههای جدید فناوری حرکت کرد. مدیریت تیمی و تقسیم وظایف به شکلی کارآمد انجام میشود و هر روز با بهبودهای تازه روبرو هستیم. بازخورد گرفتن در اینجا باز است و در عین حال باید انعطاف لازم برای پذیرش بازخورد را هم داشته باشی.
شروط استخدام این شرکت: نماز خواندن 😁 حقوق اداره کار، که اون را هم بعد از ۷ ماه اصلا یک ریال ندادن، نام مدید عامل: سعید فرمان، اهل یزد سال ۹۱ در این شرکت مشغول کار شدم به عنوان کارشناس برنامه نویسی، حقوق پیشنهادی اداره کار، از این حقوق جریمههای دیر آمدن ( که جمعا با ۴ بار تاخیر شد ۷۰۰ هزار تومن سال ۹۱، 😳 ) کسر شد. برادر مدیرعامل هم ( سامان فرمان ) اونجا مشغول بود، و هر دو خسیس در ۷ ماه حضور یک ریال به من داده نشد، با شکایت و رفت و آمد به اداره کار، کلا ۵۰۰ تومن دادن 😳 سعید فرمان به شدت مذهبی، خسیس ساعت کار: نا مشخص، از ۷ صبح تا ۸ شب ( حتی جمعه ) لطفا خودتون را با رفتن به این شرکت بدبخت نکنین
شروط استخدام این شرکت: نماز خواندن 😁 حقوق اداره کار، که اون را هم بعد از ۷ ماه اصلا یک ریال ندادن، نام مدید عامل: سعید فرمان، اهل یزد سال ۹۱ در این شرکت مشغول کار شدم به عنوان کارشناس برنامه نویسی، حقوق پیشنهادی اداره کار، از این حقوق جریمههای دیر آمدن ( که جمعا با ۴ بار تاخیر شد ۷۰۰ هزار تومن سال ۹۱، 😳 ) کسر شد. برادر مدیرعامل هم ( سامان فرمان ) اونجا مشغول بود، و هر دو خسیس در ۷ ماه حضور یک ریال به من داده نشد، با شکایت و رفت و آمد به اداره کار، کلا ۵۰۰ تومن دادن 😳 سعید فرمان به شدت مذهبی، خسیس ساعت کار: نا مشخص، از ۷ صبح تا ۸ شب ( حتی جمعه ) لطفا خودتون را با رفتن به این شرکت بدبخت نکنین
در یک سال و دو ماه تجربه کار به عنوان فیشال بیوتی تراپیست دارم. با محیط کار سازگار، با روحیه همکارانه و تیمی، دلسوز و با درک بالایی از مواد و برندهای گوناگون کار میکنم. منظم و باانضباط هستم و اخلاق حرفهای را سرلوحه کارم قرار میدهم.
مدت یک سال و دو ماه در کار به عنوان بیوتی تراپیست فیشال کار کردم و تجربهای سازگار با فضای کار بود. با دلسوزی کار میکردم و با مواد و برندهای مختلف آشنا بودم. از نظر حرفهای منظم و منضبط بودم و روحیه تیمی بالایی داشتم، همچنین اخلاق حرفهای را همواره در اولویت قرار میدادم.
شرکت بهسا یا همون بهپرداز سامانه همراه اول یکی از بدترین تجربه های کاریم بوده ، شرکت به قول معروف پلاستیکی و دکوری که دست اوردی جز پول شویی و منبع درآمد نامشروع یه سری دوستان در همراه اول و شرکت بهپرداز جهان که شراکتی این دکور رو زدن تا بتونن به اسم برون سپاری کارها رقم های میلیاردی از حساب همراه اول خارج کنن ، از پلاستیکی بودن این شرکت همینقدر بگم که با نزدیک به ۱۵۰ نفر توی تیم اکانت به مدیریت آقای نکویی ( لقب مهندس براشون زیادیه ) نیروی به قول خودشون متخصص که اکثرا دوست و اشنا و فامیل مدیران هستن و بخشش BSS همراه اول رو مدیریت و نگهداریشون بعهدشون هست زمان بروز مشکل تنها کاری که میکنن گرفتن تیکت برای شرکت وندور یعنی هواووی هست و ارجاع مشکل به شرکت اصلی ! هزینه هر تیکت ۱۰۰ دلار هست ! حالا اون ۱۵۰ نفر این وسط چیکار میکنن رو خودتون پیدا کنید !! نیروهای متخصص و با تجربه رو بخاطر افزایش حقوق ندادن هر سال با نیرو های دانشجو و بدون تجربه که حاضرن مجانی کار کنن جایگزین میکنن ، منابع مالی شرکت رو بجای پرداخت تعهداتشون به کارمندانشان صرف سرمایه گذاری تو بازار ملک و ماشین و ارز میکنن ، محیط کار غیراستاندارد و بشدت شلوغ ، مدیران و پرسنل غیرخرفه ای و نکرده کار ! فقط با پاچه خواری امکان رشد هست تو این شرکت ، ابدارچی و نیروی خدماتی که دوستان تو بنگاه و نمایشگاه ماشینشون استخدام کرده بودن به اشارتی تبدیل میشه به مدیر امور رفاهی و بعد چپاول حق حقوق پرسنل و شکایت ۸۰٪ کارمندان مدیرعامل محترم لطف کردن ایشون رو به به سمت مدیریت دیگه منتقل کردن که از تجاربشون بی بهره نمونن ، قبل از اتمام قرارداد به پرسنل فشار میارن و تهدید میکنن و شرایط کاری رو براش جهنم میکنن که خودش استعفا بده و بره ، تسویه حساب با پرسنل معمولا کمتر از ۶ تا ۹ ماه بعد از قطع همکاری همچنان انجام نمیشه ، هیچ بار علمی و فنی نداره و تمام هنرشون گرفتن پروژه با رانت و پارتی بازی هست مه البته چیز جدیدی نیس صرفا بهسا نمونه ای از ده ها شرکت همراه اول هست ، تو تمام صنف مخابرات این شیوه تارعنکبوتی مرسوم شده ، حرف هم بزنی میگن دعوت نامه ندادیم که تشریف ببرین ! از عوام فریبی و دروغ گویی دوستان همینقدر بگم که یه سری گفتن میخوایم برای پرسنل خانه بطور سازمانی بسازیم و قسطی با تسهیلات بهتون بدیم و از پرسنل ثبت نام کردن و متراژ خونه ها رو انتخاب کردن ولی بعد یکسال فهمیدیم کلا بازی مدیرعامل بوده برای نگه داشتن پرسنل در سال بعد !! کلا جزو کثیف ترین شرکت هایی هست که توش عمرم رو هدر دادم ، هم از لحاظ بروکراسی اداری و سیاست های مدیریتی و هم از لحاظ مالی و فنی ! عامل بدبختی مردم ما وجود همچین شرکت هایی هست که با رانت پروژه رو میگیرن و گند میزنن توش با میلیاردی پول و سرمایه مردم ، البته این پول ها در مقابل پول هایی که همراه اول نفله میکنه چیزی حساب نمیشه ، فقط محض اطلاع همراه اول برای ساختن یه کافی شاپ و باشگاه بدنسازی تو محوطه ساختمان اصلیش چند صد میلیارد تومان هزینه رد کردن ! رقم دقیقش نزدیک به ۵۶۰ میلیارد بوده ، حالا شما اگه چند میلیون ازشون طلب داشته باشین باید یکسال دوندگی کنین بس که بدقول و دروغ گو هستن
میدیریت افتضاح محیط کاملا سمی رفتارا کاملا سمی و نگاه بالا به پایین پرداختی افتضاح به این صورت که پرداختی به قول خودشون تا 5ام انجام میشه ولی تا 15 ام حتی طول میکشید هر اپشنی که در حین قرار داد قول داده بودند به هیچ کدوم تعهدی نداشتن و حتی سیستم برای انجام کار به سختی میدادن
در این شرکت مدت کوتاهی کار کردهام و به عنوان برنامهنویس در تیمی مشغول بودم که تمرکز اصلیشان روی پنلهای پیامکی است. چند نکته را برخلاف تجربههایم در جای دیگر دوست داشتم: برای برنامهنویسها، ساعات کاری منعطفی وجود دارد و فضای کار دوستانه است. با این حال، برخی محدودیتها هم وجود دارد: سیستمها تحت پایش هستند، پورت USB قفل است و در تمامی بخشهای شرکت دوربین فعال است.
یکی از بدترین شرکتا و مسموم ترین فضاهایی که میتونید داخلش کار کنید. پرداختیا افتضاح طرز رفتار با پرسنل افتضاح سطح پروژه ها بسیار پایین اصلا توصیه نمیکنم
یکی از بدترین شرکت هایی که تجربه همکاری باهاشون رو داشتم مدیریت افتضاح و نا آشنا کلا با فضای بیزنسی که داخلش هستن مدیر فنی سطح دانش خیلی کمی داره محیط سمی و به شدت دولتی بعد از اتمام همکاری به هر شکلی متاسفانه تسویه با چک چندماه بعد انجام میشه و حتی مبلغی که در نظر میگیرن کمتر از خالص مبلغ دریافتی ای هست که توافق کردید پروژه هایی که در شرکت وجود داره فارغ از چالش و صرفا کلون سازیه متاسفانه هم تیم مدیریت و هم تیم حسابداری مدام به کارمندها دروغ میگن پرداختی ها اصلا منظم نیست
دو سالی بود که در کاوانو کار میکردم و تجربهام از بخش Devops نسبتا مثبت بود. حقوق نسبتا بالا نبود، اما فضای کار دوستانه و صمیمی بود. رفتوآمد برخی اوقات سختگیرانه نبود و با امکان دورکاری از طریق هماهنگی قابل انجام بود. کارها گاهی بینظم انجام میشد، اما قابل کنترل بود. در کل، تجربهام برای من خوب بود.
من در مجموعه آموزشی منتا کار میکنم و در این شرکت احساس رضایت دارم. محیط کاری خوب و دوستانهای دارم، حقوق هم نسبتا مناسب است و با تلاش، توانستهام از امکانات آموزشی و فرصتهای شغلی بهره ببرم.
2 سال در منابع انسانی این شرکت ملعون کار کردم (عمرم رو تلف کردم) و نفرت خودم رو از این شرکت پرسنل ستیز اعلام میکنم
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.