در مصاحبه احساس کردم که با سایت فیک و دروغینی مواجه هستم که نقش گمراهکنندهای دارد و ظواهر آن با واقعیت شرکت تفاوت دارد. متوجه شدم که نظارت شدیدی روی کارمندان و گوشیهایشان وجود دارد و سوالات من دقیقا به گونهای طراحی شده بود که فقط جنبه تستی داشته باشند. در عین حال، پیشنهاد کردند سه ماه کارآموزی بدون حقوق انجام دهم و بعد از اتمام دوره کارآموزی امکان تصمیمگیری برای استخدام و دریافت حقوق دلخواه را بدهند که در واقع هیچ تضمین صریحی برای حقوق یا استخدام وجود ندارد. به نظر من رفتار شرکت بیاحترامیآمیز است و فضای حاکم بر آن پر از حضور نیروهای بسیجی است. اگر پاسخ یا پیام مذاکرهای از طرف آنها رسید، بهتر است به آن پاسخ نداد و رد کرد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
تقریبا 3 سال کار کردم. بزرگترین اشتباه کاریمو انجام دادم که سال دوم از شرکت درنیومدم بیرون. اونجا همه فامیل هستن و براساس روابط مسوولیت می گیرن. مدیران بجای اینکه کاری کنن که بچه ها همدل بشن، بجاش جاسوس پرورش میدادن. عکاس بانی مد که هنوزم هست چنان جاسوس و دروغگو هست و از اون بدتر که مدیر محتوا یه ادم دهن بین هستش. حتی جمعه ها هم سرکار بودیم و تایمی که ما اونجا بودیم عید هم حق مرخصی نداشتیم. به طور کل باید بگم اونجا کارمند زندانی و برده هست.
برایم تجربهی کار در این شرکت به گونهای بود که احساس میکردم محیط واقعا حرفهای نیست؛ فضای کار خشک و عاطفی نیست و رفتارها روتین و ماشینیاند. از نظر HR، فرآیندها به شکل کارآمد اجرا نمیشد و بیشتر جنبهی تنبیهی یا قهری داشتند. از همکاران تیم هم کمتر کسی را میشناختم که بیش از یک سال در شرکت باقی مانده باشد. اگر هدف شما از کار، همزمان با آرامش و رضایت مالی است، گزینهای مناسب به نظر نمیرسد.
بهزبان من نوشته میشود که برای فرصت شغلی تطبیق کامل با آگهی را داشتم و رزومهام را فرستادم، اما با رفتاری غیرحرفهای مواجه شدم. کارفرما در فرآیند گزینش بهطور مشخص واکنش غيرمنتظرهای نشان داد و توضیحی منطقی برای رد رزومه ارائه نکرد. مسئول گزینش که بدیهی است از طریق لینکدین پیگیری کردم، به من گفت با او تماس میگیرد، اما مصاحبه تلفنی کاملا غیرحرفهای بود و فقط قصد داشت دلایلی برای رد رزومه بیابد. وقتی گفتم برخی از پرسشها در آگهی ذکر نشده بود، ناچار گفت سیاست شرکت این است که… این تجربه مربوط به یک فرصت کارآموزی بود که در آگهی هیچ تجربهای از این نوع ذکر نشده بود، اما کارشناس مربوطه برای یافتن علت رد رزومه پافشارى کرد. سپس پرسیدند سطح زبان من چقدر است که پاسخ دادم مسلط هستم. در ادامه رفتند سراغ حقوق پیشنهادی و من گفتم همان مبلغی است که در آگهی قید شده بود؛ اما پاسخ آنها این بود که با سیاست شرکت همخوانی ندارد. سوال مضحکی به نظر میرسید، چراکه مبلغی که در آگهی درج شده بود با وضعیت شرکت همسویی ندارد. در نهایت گفتند که خبر میدهند، اما من برای پیگیری با مدیر مربوطه یک متن طولانی به انگلیسی فرستادم تا سطح زبانم و سابقه کارم روشن شود. مدیر هم به همان دو پاسخ سابق بسنده کرد که تجربه کاری ندارم و با رنج شرکت همخوانی ندارد. با این تجربه فهمیدم جو شرکت چگونه است. لازم است اشاره کنم که این شرکت در سایت خود تأکیداتی درباره تعهد اخلاقی و مسئولیتپذیری نوشته بود. از سه اتفاق مهم در بررسی رزومه من عبور کردند: نخست، رزومهای که بهطور کامل با شرایط آگهی مطابقت داشت رد شد؛ دوم، پیگیری من منجر به اصلاح درخواست نشد و به پاسخ اولیه پافشاری شد؛ سوم، قول داده بودند که درباره نتیجه مصاحبه اطلاع دهند اما اطلاعرسانی نکردند. بهقصد یادآوری حتما این تجربه را در نظر داشته باشید.
در قراردادی که با شما بسته میشه یک بخشی به عنوان مدادی داره که هرماه پرداخت میشه و حتی در بیمه شما هم لحاظ میشه ولی در محاسبه عیدی و سنوات این مبلغ لحاظ نمیشه. تازه موقع تسویه حساب متوجه میشید که چه اشتباهی کردید. مزایایی مثل پرداخت اعیاد و ... هیچی نداره.
حدود نه سال است که برای پایدار سامانه کار میکنم و همچنان از فضای دوستانه و انعطافپذیر آن لذت میبرم. اینجا فرصتهای رشد و ارتقاء بهطور کامل فراهم است و میتوانم مسیر حرفهایام را به راحتی پیش ببرم.
دورکاری برای شرکت بی اعتباری مثل ترجمیک بزرگترین اشتباه من بود. گول دانش بنیان و اسم دانشگاه شریف را خوردم. پیشنهاد می کنم یا اسم دانشگاه را برای حفظ شرافت آن عوض کنید یا ترجمیک را از آن محل اخراج نمایید. کار دقیق می خواهند و در قبال انجام وظایف متقابل خود هیچ دقتی را برای خود لازم نمی بینند. نفر دور کار هم ساعت کار دارد که این شرکت با تحمیل روش های خود این حق را نقض می نماید. زنانه بودن مدیریت و تصمیم گیری ها در این شرکت باعث تمامی این مشکلات است. ای کاش از اول اعلام می کردند که در این شرکت تصمیم گیری ها در عمل با زنهاست گرچه ظاهرا مرد را به عنوان مدیر و بنیانگذار معرفی می نمایند. تمام دوستان و آشنایان من، حتی زن های فامیل و دوست و آشنا، وقتی متوجه مدیریت و تحکم زنانه این محیط کار ترجمیک شدند همه یک صدا گفتند:《 مطمئن باش جای درهم و برهمی است》الآن متوجه می شوم که درست می گفتند. کلا این شرکت اسم دانشگاه شریف را هم بی اعتبار کرده است. کار برای این شرکت نه مزایایی دارد و بجز اتلاف وقت هیج سودی ندارد. بیشتر به کازینو ها و قمارخانه ها شبیه است. بسته به شانس کار به کسی تعلق می گیرد یا نمی گیرد. مزایا و امتیازی در این شرکت دیده نمی شود، مگر اینکه سوء استفاده از افراد دورکار را مزیت و نوعی امتیاز بدانیم. همین که شرکت به زور امتیاز می خواهد تا نظر را ثبت نماید نشان دهنده درستی مطالب ارائه شده می باشد.
روی کار این شرکت فکر میکنم از دیدگاه تجربهکاریم اینطور بود که سرعت پیشرفت توش به اندازهای که انتظار داشتم، نبود و فضای کاری سمی و پر تنش حاکم بود. مدیر شرکت با تمرکز زیادی روی ایجاد فضای کنترلشده و تصمیمهای از بالا به پایین کار میکرد و دید خیلی واضحی نسبت به تیم داشت، اما رفتارهای بعضی مدیران فروشگاهها و بازخوردهای منفی از طرف برخی همکاران باعث شد احساس کنم محیط کار بیثبات است و ارتباطات درونسازمانی به درستی حرفهای نیست. سختیهای عمده شامل نبود فرایندهای روشن برای قیمتگذاری و تصمیمگیریهای سلیقهای بود که باعث میشد معادلهای مشخص بین هزینه و محصول شکل نگیرد. در نتیجه فشار کاری بالا، ساعات کار طولانی و پاسخگویی مداوم به مدیران، حتی در زمان تعطیلی یا مرخصی، تجربه را خستهکننده میکرد. جو داخلی شرکت تا حد زیادی مسموم و سرد بود و منابع انسانی هم بهخوبی ساختار نداشت؛ بهطور کلی جای تعادل بین انگیزه و فشار کاری بههمخورده بود. در حالی که برخی از افراد تیم قدیمی بودند و تجربه زیادی داشتند، رفتارهای غیرحرفهای و دلالتهای منفی در برخی تعاملات وجود داشت که بر روحیه تیمی اثر میگذاشت. خروجی نیرو هم در این مجموعه بالا بود، بهطوری که به نظر میرسید افراد با پختگی و مهارتهای مشخص دوام بیشتری میآوردند و احتمال خروجشان پایینتر بود. در کل، داشتن تجربه کاری در چنین محیطی را برای کسانی که دنبال یک فضای حرفهای و شفاف با ساختار سازمانی روشن هستند، چندان توصیه نمیکنم؛ اگر دنبال محیطی با سیستمها و فرایندهای واضح و احترام متقابل هستید، شاید گزینههای دیگری بهتر باشند.
شرکت پرنیان داده نگار برای من تجربهای از نظر توسعه مهارتهای برنامهنویسی بود. محیط شرکت بهنوعی فراهم میکند تا نیروهای جوان را به کار بگیرند و فرصت رشد را در اختیارشان بگذارد. امکانات مناسب برای کارمندان فراهم میشود و شروع کار در این شرکت بسیار مطلوب است. با این حال، همین تکیه و اعتماد به نیروهای جوان گاهی به یک نقطه ضعف هم تبدیل میشود. در کل، این شرکت جای مناسبی برای رشد است و حقوق پایهاش با روال رایج حقوقهای برنامهنویسی همگام است.
برای من تجربهای بود که در مورد فردی در شرکت پارسترونیک دیدم. او را به نام دکتر امیری میشناسند و من درباره سابقه کار او سردرگمی زیادی دیدم. در نگاه من، این فرد سابقه تحصیلش را با جزئیات مبهمی بیان میکند؛ از دانشگاه تهران صحبت میکند اما واقعیت صحتشان زیر سوال است و به نظر میرسد که چند ترم در همدان بوده و بخشهایی از حضورش در تهران به عنوان مهمان بوده است. ادعا میکند که از تهران به دانشگاه ایالتی میشیگان رفته، اما به شکل عادی با هزینه بالا و بدون بورسیه تحصیل کرده و تنها سه ماه در دوره دکترا بوده و موفق به ادامه تحصیل نشده است. از نظر آکادمیک، تنها دو مقاله دارد که یکی با همدانشگاهیهای ایرانی و دیگری با یکی از همدانشگاهیهای همدان نوشته شده است؛ این موضوع ربطش به این دارد که چرا فردی از ایالات متحده با محققان ایرانی همکاری میکند و موضوعی است که به رشته برق قدرت مربوط میشود. در مورد تجربه کاری، ادعا میکند که پنج ماه در GM، شش ماه در Delphi و هفت ماه در US Hybrid کار کرده که به نظر میرسد جمع سابقهاش خیلی کمتر از دو سال است. گاهی اشاره میکند که در شرکتهای بزرگ خارجی خیلی سریع متوجه میشویم که کی کیست، اما به نظر میرسد فعالیتهایش بیشتر به عنوان کارآموز بوده تا حرفهای. همچنین میگوید در همه شرکتها منابع محرمانه مانند سورس کد و مستندات را از دست داده است. دلیل بازگشت به ایران را مریضی مادر میداند و این تصمیم را دلیل بودن در ایران معرفی میکند. او با تعداد زیادی از شرکتها در ایران ارتباط گرفته یا قصد ایجاد همکاریهایی را دارد، اما با شرکتهایی مثل کروز و ایرانخودرو و مکو به دلیل برخی محدودیتها همکاری نمیکنند. خودش برای شرکتش تلاش میکند تا حداقل یک پروژهای را کسب کند و از پژوهشگاه نیرو پروژهای با بودجه نسبتا کم میگیرد که کل مبلغ پروژه به سیصد میلیون تومان هم نمیرسد. در نهایت، من این فرد را مجموعهای از تجربهها و داستانهای متناقض میبینم که میتواند برای یک کتاب دویست صفحهای هم کافی باشد. اگر بخواهید از من یا همکاران سابق در شرکت، اطلاعات بیشتری بگیرید، میتوانید به همکاران سابق ما در شرکت پیام بدهید؛ تعداد زیادی از آنها آمدند و رفتند و میتوانید از هر کدام که مایل باشید، سوال کنید.
در یک کلام افتضااااح، انقدر نیرو اضافه کردن که همه اونجا بیکار هستند، و این بیکاری بسیار آزاردهنده هست چون شما بخاطر زیرنظر شدید هیچ کار دیگه ای هم نمیتونید انجام بدید و ساعت کاری خیلی بالا هست،حتی یک یخچال درست تو شرکت نیست، بین ۷ طبقه فقط یک مایکروفر هست با یه هیتر که اونم افتضاحهه، موقع گرم کردن غذا یک ساعت باید تو صف باشی، واقعا خیلی زشته انقدر کارمند استخدام کنند امکانات نذارند مگه مردم برده شما هستند، انقدر نیرو زیاده که تو یه سالن جای نفس کشیدن نیست، فقط نیروهای که یخورده سابقه دارند سرپرست کردند که اونجا بمونن، اونم هیچ سواد مرتبطی ندارند و همش تو رقابت و حسودی باهم هستند که فشار روحیش به کارمند وارد میشه
تجربه من در هاست ایران با فضای پرتلاطم و روابط غیرسازنده آغاز شد. برخلاف میل من به پیشرفت سریع، به خاطر اختلاف نظرها با مدیر اجرایی مجموعه و نوع رفتار او، احساس میکردم حضور قاطع و یکدستی مدیریت کمرنگ است و روابط گروهی و تبانی به جای حمایتی بودن، بر تصمیمگیریها سایه میانداخت. در محیط کار، گاه با صحبتهای منفی همکاران همراه میشد تا جو تیمی سمی و غیرهمکارانه تقویت شود. با وجود تمام تلاشها برای ایجاد همکاری مؤثر، دیده میشود تفاوتهای سلیقه و رفتارهای مدیریتی باعث کاهش اعتماد به یک فضای همکارانه میشد. به نظر میرسید برخی از اصولی که به ایجاد انگیزه و احترام متقابل کمک میکند، به دلیل چاپلوسی و رفتارهای سطحی یا دستبهدستی با مدیر اجرایی تضعیف میشود. در این شرکت تفاوت سطحها و رویکردهای مختلف به کار دیده میشد، به نحوی که برای ماندن و داشتن احترام ظاهری، فشارهای روانی و کنترلهای داخلی بیشتر میشد و به نظر میرسید که موقعیت افراد براساس ارتباطات و نزدیکی به مدیر مدیریت میشود، نه صرفا بر پایه عملکرد. با وجود حجم کار قابل توجه و تماسهای مکرر، پیشرفت دونمایه و بدون رعایت اصول حرفهای ممکن بود به توقف برخورد کند و فضا را گاهی سنگین و غیرانعطافپذیر کند. در کنار فشارهای روزمره، به نظر میرسید مدیریت واحد امکانات لازم برای تقویتسواد علمی و فنی تیم را ندارد و نه تنها شرایط گفتوگو و مذاکره برای بهبود عملکرد فراهم نیست، بلکه احتمال فرسودگی روانی نیز بالا بود. گاه در گفتارهای رسمی و غیررسمی دیده میشد که حقیقت به شکل اغراقآمیز یا گزینشی ارائه میشود و این موضوع میتواند باعث کاهش اعتماد به سیستم شود. در نهایت، با پایان دوره کاری، ممکن بود ارزیابی عملکرد به روشی واقعگرایانه انجام نشود و خداحافظی با رفتارهای تحقیرآمیز یا کنار گذاشتن به شکل غیرمنصفانهای اتفاق بیفتد. تجربه کار در این شرکت برای من با احساس ناامیدی نسبت به فضای کار سالم و پشتیبانی کافی همراه بود و توصیهام این است که گزینههای دیگری را بررسی کنید تا از اتلاف زمان و انرژی جلوگیری شود.
برای من تجربه اشنایی بوده جلسه اول جلسه فنی بود که قبول شدم میزان حقوق درخواستی و ... رو از همون اول در فرم درخواست پر کردم و قبل از اون هم وقتی رزومه ام رو فرستاده بودم داخلش نوشته شده بود این جلسه کوتاه بود یک ساعت جلسه طول کشید جلسه دوم جلسه با مدیر بود که تایید شد و گفتن که قراره کارشناس درجه 3 که بعد از اون میتونم کارشناس ارشد بشم رو بهم پیشنهاد کردن این جلسه هم کوتاه بود و حدودا یک ساعت وقتم رو گرفت جلسه سوم چند سری تست بود که حدودا 2 ساعت زمان گرفت و تعداد سوالات خیلی زیاد بود جلسه سوم با نیروی انسانی و مدیر نیروی انسانی بود که با 3 عضو نیروی انسانی جلسه برقرار شد و سوالات رو پرسیدن و بعدش قرار شد که با مدیر جلسه بزاریم که مدیر دیر اومد و باز هم 2 ساعت زمان گرفت و در نهایت مدیر وقتی اومد گفت که ما نمیتونیم این مبلغ رو پرداخت کنیم حداکثر نصف این مبلغ و کلی زمان مصاحبه و کلی رفت و برگشت توی ترافیک و گرما و ... اخر حرف این شد که ما نمیتونیم پرداخت کنیم یعنی کلی وقت ازم گرفتن و در نهایت شرکت توان پرداخت حقوق رو نداره!!!!!!!!! مزایای شرکت وام و پاداش ها و حقوق سر وقت بود که توجه داشته باشید حتما در مورد حقوق دقیق بپرسید که دریافتی که منظورشون هست اول ماه هست یا کلی میگن چون سیاستی که دارن اینه که میگن این پول رو پرداخت میکنیم و در کل سال یعنی شما یک دریافتی اول ماه دارید و یک کارانه که ضریبی بین 20 تا 35 داره در کل خواستم بگم اول از همه بپرسید که شرکت توان پرداخت حقوق شما رو داره بعد ادامه بدید که مثل من وقتتون رو هدر ندن
یک شرکت کلاهبردار که به بهانه آموزش و ماندن در شرکت از مردم پول میگیرن و به کارآموز ها وعده و وعید میدن که بهشون کار میدن و در آخر به بهانه های خیلی غیر منطقی کارآموز رو رد میکنن و در آخر هم پولی که ازتون گرفتن رو برنمیگردونن رییس شرکت ****** هست حتی در محیط کار به نوع پوشش کارمندها نظرهای بیخود میده درحالی که کسی ازش نظری نخواسته حتی از اسم دانشگاه شریف سوءاستفاد کردن رییس شرکت ادعا میکنه که متخصص هست درحالی حتی مسایل ایتدایی مربوط به طرای سایت و seo رو نمیتونه تشخیص بده حتی یک فرد متخصص در اون شرکت نیست که بخواد کاری انجام بده و پیش ببره
سلام من کلا چند روز وارد سازمان شدم اول بگم که این شرکت هیچ مزایای نداره به یک روز نرسید که منو برای استخدام تائید کردن و از من یک سفته 500ملیونی گرفتن در صورتی که داخل قرار داد این مبلغ درج نشده بود از نظر سوال فنی که هیچ مصاحبه ای صورت نگرفت و یک سری کارای سبک و الکی از من میخواستن من برای بخش فنی بودم و مدیریت اونجا طی جلساتی جوری از قسمت فنی بد گویی میکرد که انگار مجبور بوده باهاشون کار کنه وقتی امدم بخش فنی همه متعجب بودن از دیدن من گویا اطلاعی بهشون ندادن و کل کار من مخفیانه صورت گرفت که این از دید من نشون میده مدیریت شرکت پر حاشیه است از دختری که در بخش منابع انسانی هست نگم براتون یک ادم بسیار بی فرهنگ و بد برخورد. بود که توی این یک هفته بشترین عذاب رو برای من داشت.مشخص بود خودشو گم کرده و در اون جایگاه نیست همه چی رو به زور از شما میگیرن و خیلی سخت پس میدن مثلا نشسته بودم به من گفتن باید سفته 500ملیونی امضا کنی و نزاشتن از اتاق برای مشورت حتی بیام بیرون.به شدت هم با قسمت فنی شون مشکل داشتن دلیلشونم نفهمیدم.در صورتی که بخش فنی فقط از پرداخت نشدن حقوقشون که سه ماه گذشته گله داشتن . جالب اینه که هر طبقه از دست شرکت ناراحت بود و این میتونستی توی اسانسور متوجه بشیهمه گله میکردن شرکت جالبی نیست
گرچه دورکاری می کنم ولی قرارداد هم با من بسته اند. وقتی قراردادی بسته می شود کارفرما موظف به تامین کار برای طرف قرارداد خود می باشد ولی متاسفانه در این شرکت تازه انجام یک سفارش را به لاتاری می گذارند که شاید سفارش به درخواست کننده تعلق گرفت. دیگر به سر میز لاتاری رفتن قرارداد نمی خواهد. ساعات تحویل ۳۰٪ و ۶۰٪ و ۱۰۰٪ کار بیشتر شبیه ساعت تحویل و جابجایی اجناس قاچاق مثل شوتی های خلیج فارس است. ساعت ۳ صبح یا ۱۲ نیمه شب و مانند این ساعات عجیب. دورکاری به معنای ربات بودن نیست. افراد دورکار هم ساعت کار معین دارند و فقط تنها فرق آنها عدم رفت و آمد فیزیکی به محل کار است. مشکل اساسی این شرکت در عدم پذیرش تقصیرات خود و پرسنل آن می باشد و بجای قبول تقصیر و عذرخواهی معنوی و مادی از نفر دورکار طلبکار هم می شوند. بیشترین کار را در قبال کمترین درآمد از نفر می کشند. بی نظمی شدیدی در این شرکت حاکم است که بیشتر نشان از عدم اتفاق نظر در مدیریت دارد. خلاصه کنم، این محل برای توجیه کوتاهی ها و قصور خود در وظایفی که نسبت به پرسنل دارد از انواع ابزارهای قابل بهانه گیری مثل بکارگیری ماشین ترجمه و ... استفاده می نماید. در کوتاه سخن، این شرکت لیاقت لقب《دانش بنیان》را ندارد و حیف محیط و امکانات دانشگاهی که به این شرکت تخصیص داده شده است. نکته مثبتی در این شرکت نیست و بجز عدم جسارت در قبول اشتباهات و جبران خسارات وارده معنوی و مادی نکته مثبتی دیده نمی شود. البته این شرکت با شرایط عنوان شده لایق امتیاز نمی باشد ولی از روی اجبار نرمافزاری و از روی اکراه یک ستاره
تجربه کاری در پرشیا خودرو اصلا خوب نیست. حدود۳ سال در این شرکت بودم. دزدیهای زیاد،تغییرات زیاد،مدیریت بد،قراردادهای یکماه، زیراب زنی های زیاد،استرس و ناامیدی زیاد کارکنان و... شرکت را به مرکر تردیل به بدترین شرکت خودروسازی کرد.البته این شرکت ی گاراژ ماشینهای دسته دوم بی ام و هست و واردکننده و تولردکننده نیست و در حال ورشکسته شدن هست و فقط با وامهای بانکی سرپاهست
من به عنوان مشاور بخش تحصیلی مدت 7ماه تو هیوا کار کردم . مثل همه شرکت ها و اداره جات مزایا و معایبی داشت که البته طبیعیه و شما هیچ جارو نمیتونی پیدا کنی که 100 درصد همه چیش برات ایده ال باشه . ایراد اصلی هیوا این بود که از 9 ساعت تایمی که در طول روز اونجا بودی تو بعضی روزا بخاطر پر تماسی حدود 4 تا 5 ساعت با مشترکین صحبت میکردی و این منو خسته میکرد . ایراد دومش این بود که وقتی به عنوان یه تازه وارد میرفتی تو جمعشون کارمندای قدیمی خیلی روزای اول باهات گرم نبودن و یکی دو هفته زمان میبرد تا تورو تو جمع خودشون راه بدن و باعث میشد روزای اول اذیت بشی . ایراد بعدیشم این بود که یه نفر بعد من اومده بود ارتقاء درجه گرفت و مسئول شد ولی منی که قدیمی تر بودم هیچ ارتقائی نگرفتم . مزایاش رو هم بخوام بگم حقوقش خوب بود . حقوقارو سر وقت میدادن. بیمه بودیم . پاداش و جایزه ماهانه داشتیم و سبد کالا هم بهمون میدادن هر فصل . من اونجارو اکی بودم ولی بخاطر اینکه مشروط شدم خانواده نذاشتن کار کنم . سفته ام رو هم بعد دوماه رفتم گرفتم .
برای مصاحبه رفتم مصاحبه کننده بسیار انسان آروم و متین بود و خیلی سریع میشد باهاش اوکی شد بیشتر در مورد ماهیت کار صحبت کرد که خیلی رک فرمودند کار در انبار خیلی سنگین و فیزیکی میباشد و خیلی وقتها تکراری و خسته کننده فقط موردی که باعث شد بنده از این شغل و شرکت نامید بشم ساعات کاری خیلی بالا و اضافه کاری های زیاد حتی روزهای تعطیل رسمی سال که تعادل کار و زندگی رو بهم میریزد عملا کل زندگی فقط تو کار کردن خلاصه میشه شیفت های 12 ساعته روز و یا شب
پرداخت الکترونیک سداد با اینکه حراست داره و مصاحبه عقیدتی هم داره ولی بهشت آدمای *** است کساییکه هیچ حد و مرز اخلاقی ندارند دو مورد: *** سواد نوشتن یک خط کد رو نداشت اما مدیر شده بود چرا؟چون هنر لاس زدن داشت و با مدیریت ایشون و مدیریت برنامه ریزی **** با معاونت **** ،شرکت سداد رو ۹۰ میلیارررررررررررررد تومان جریمه کرد چون کارها طبق زمانبندی و درست انجام نمی شد *** دیگری که دادورزی سداد رو اباد کرد و الان اومده پرداخت الکترونیک رو اباد کنه *** هست خوشبختانه **** همچون یک دستمال مصرف شده دور انداخته شد و یک صبح اجازه ورود به ساختمان رو بهش ندادن توی واحدهای دیگه هم دزدیهای سننننگین میشه....کلا خیلی بی نظمه و هرجومرج غوغااااا میکنه
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.