در اینجا برخورد با بیثباتی و ناهماهنگی در فضای کار را تجربه کردم و در عین حال حس ناامیدی از کمبود فرصتهای رشد را هم احساس میکردم. محیط کار گاه نامنظم بود و اختلاف نظرها بین تیمها به شکل مداوم تکرار میشد. هیچ چشماندازی مشخص برای پیشرفت حرفهای وجود نداشت و بر خلاف انتظار، مسیر ارتقاء واضحی ارائه نمیشد. به اضافه، ارتباطات درون گروهی هم به طور مکرر دچار اختلال میشد و این مسائل باعث کاهش انگیزه و تمرکز من شد. در نتیجه، حس کردم جایگاهی برای بهبود مهارتها یا وصول به دستاوردهای بزرگ وجود ندارد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من در شرکت آی وحید کار میکردم و به عنوان تجربهی Front end آن را در ذهن دارم. واقعا به نظرم برای آغاز کار در حوزهی برنامهنویسی مناسب بود، چرا که مدیریت مجموعه نشان میداد فرصتهای پیشرفت چندان در دسترس نیستند. بنابراین پس از یک سال و با توجه به نکات منفی که در ادامه ذکر میکنم، تصمیم گرفتم همکاری را قطع کنم.
در این شرکت تجربهای واقعی از کار با پروژههای سنگین و بزرگ داشتم که در تمام واحدها به چشم میخورد. نیروی انسانی پویا و کارآمد بود و حقوق و مزایا به صلاحیت فرد بستگی داشت و قابل توجه بود. امکانات رفاهی نسبت به سایر شرکتها خوب بود؛ صبحانه، ناهار و شام با گزینههایی مانند بستنی، نوشابه، دلستر، شیر کاکائو و دیگر اقلام در دسترس بود. هر دپارتمان هم کف کار با میز پر از تنقلات داشت. ساختار شرکت سطحی سلسلهمراتبی داشت، اما ارتباطات میان همکاران صمیمی و دوستانه بود.
برای من تجربهای بود که با حضور توامان کارکردن و یادگیری رو توی شرکت تقویت کرد. محیط کار آرام و دوستانه است و همکاران همدلانه و سازندهاند. کدنویسی پایهای قوی دارن و میتونم از پروژههاشون مجموعهی خوبی از الگوها و روشهای تمیز نوشتن رو یاد بگیرم. با اطمینان میتونم بگم افرادی که میخوان عمیقتر آموزش ببینن و کدهای منظم بنویسند، اینجا فرصتهای زیادی برای پیشرفت دارن. اما نکتههایی هم وجود داره؛ حجم بالای پروژهها میتونه زمانبندی رو پیچیده کنه و شاید حقوق مناسب همه افراد نباشه، هرچند در کل وضعیت رضایتبخشی است.
در دوران جوانی برای مدتی طولانی به عنوان برنامهنویس سیشارپ در این شرکت فعالیت میکردم و با محدودیتهای تجربه کم، در آغاز مسیر کاریام دید روشن و دقیقی نسبت به شغل نداشتم. خلاصهای از نکاتی که منتشر میکنم: - دریافت سفته هنگام امضای قرارداد - فرهنگ سازمانی پایین و ناکارآمد - حضور اقوام در پستهای مدیریتی و ناعادلانه بودن فرصتهای پیشرفت - نبود شفافیت مالی و برخوردهای غیرشفاف با کارکنان - شعار ما خانوادهایم تنها زمانی مطرح میشود که مشکلاتی وجود دارد - بویژه حضور و لزوم دخالتهای غیرضروری برخی افراد کمتر مرتبط - سیاستهای مدیریتی نامناسب که مدیران سطح پایین برای مدیران سطح بالا اجرا میکردند تا خودشان در اجرای آنها دیده نشوند - فشار کاری بالا - روشهای انجام کار قدیمی و از رده خارج - فضای کاری با جو مذهبی غالب
تجربهام در شرکت خدمات بازرسی بین المللی بخرد با این احساس همراه بود که بیمه تکمیلی هیچ مزیتی برایم ندارد و فرهنگ سازمانی بهطور کامل از هم پاشیده به نظر میرسید. فضای کار تحت فشار است و به نظر میرسید مدیران به شکل آزاردهندهای قدرتمحور عمل میکنند.
باورت نمیکنم چه روزی بود که تصمیم گرفتم برای پشتیبانی هاست و دامنه از طریق جابیناجو درخواست بدهم، با رزومه سه صفحهای و توضیح مختصری از سابقهام در پاسخگویی به تیکتها. ضمن اینکه کمی افت شنوایی دارم و ورزشکار دوومیدانی هم هستم. دعوت به مصاحبه را دریافت کردم؛ آقای مسئول شرکت یک فرم داد که پرش کردم و چند سوال هم پرسیدند؛ یکی از سوالها را دقیق نفهمیدم و مجدد پرسیدم تا توضیح دقیق بدهند. روز بعد، ایمیلی رسید که وضعیت درخواست همکاری من برای فرصت پشتیبان سرویس میزبانی وب و دامنه در اصفهان، مربوط به شرکت نت افراز ایرانیان، به دلیل دلایل دیگر رد شده است. کارفرما هم توضیح داده بود که محدودیت جسمی من به خاطر شنوایی تأثیرگذار است. بعد از آن ایمیل، تقریبا دیگر برای هیچ شرکتی رزومه نفرستادم :(
در دوران همهگیری کرونا با استفاده از اسکایپ برای این شغل دعوت به مصاحبه شدم و مصاحبهکننده فردی حرفهای و بااستعداد بود. پذیرفته شدم و پنج روز با تیمی صمیمی و سطح بالا آموزش دیدم، و تا کنون در کنار همان گروه ماندم و از حضور در این شرکت خیلی خوشحال هستم.
سلام بعد اریسال رزومه حدود یک هفته بعد تماس گرفتند و زمانی رو برای مصاحبه اوکی کردند بعد از مصاحبه همونجا جواب رو گفتن و اعلام کردند از فردا یک دوره آموزش 30 روزه هست که باید تشریف بیارید از ساعت 8 تا 18 که حقوق هم نداره بعد از اون آزمونی گرفته میشه هرکی قبول شد وارد شرکت میشه به طور آزمایشی و بعد 3 ماه اگه همچی اوکی باشه قرارداد میبندید در این دوره آموزش حدود25 تا 30 نفر بودیم که داشتیم آموزش میدیدیم رفتار تیم آموزش بسیار زننده و بد بود به طوری که در حین آموزش چند نفر اعلام کردند که دیگه نمیان و تیم آموزش یاQA به طور دلبخواهی و کاملا سلیقه ای هرکیو دلش خواست قبول کردن از اون تعداد نفرات 5 نفر کلا قبول شدند و طبق گقته خودشون از نفراتی که در دوره قبلی آموزش میددیند که 40 نفر بودند هیچکس قبول نشده شرایط داخلی رفاهیش میشه گفت خوبه ولی خب پروسه استخدام بسیار پیچیده طولانی هست و تیمی که این کار رو انجام میده با نفراتی بد رفتار پرو به طوری که انگار ما برده این تیم بودیم و باید هرچی میگفتند میگفتیم چشم در کل اون نفراتی هم که وارد شرکت شدند به تعدیل علی بابا مواجح شدند واخراج شدند ضمنا علی بابا سفته 30 میلیون تومانی میگیره من به شخصه تجربه خوبی در کنار دوستانم که داشتیم اموزش میدیدیم داشتم ولی نفرات تیم آموزش شزکت اصلا خوب نیستند و پیشنهاد نمیکنم کسی رزومه بفرسته
در بداية به عنوان مدیر پروژه و برنامهنویس وارد این مجموعه شدم، اما هیچ راهکاری برای پیشبرد کار وجود ندارد. فضای کاری به هم ریخته است و روندهای کلان شرکت بهبود خاصی نمیبیند؛ هیچ چشماندازی از رشد شغلی برای آینده دیده نمیشود. ساختار شرکت بهگونهای است که شبهدولتی بودن و مدیریت سنتی و ضعیف خود را آشکار میکند.
تجربه من این بود که تیم همکاران خوبیه، اما مدیریت به شدت ضعیه. به مرور متوجه شدم همه تلاشهام به نام مدیرعامل تمام میشه و نتیجه، فقط به پرسونالبندینگ اون فرد مربوط میشه. با اینکه شرکت توکان تک وجود داره، اما به نظر میرسد همه چیز به نام مدیرعامل نوشته میشود.
میخواستم با تیمی کار کنم که در نگاه اول به نظر حرفهای میرسید، اما تجربه نشان داد که مواردی وجود دارد که نباید ساده از کنارشان گذشت. در طول همکاری با شرکت، با مدیر فنی تیم برخورد کردم که مشخص بود سطح کار با سطح انتظار من همخوانی ندارد و تمرکز روی ظاهر مسائل بود تا واقعیت کار. در جلسات فنی درباره ابزارها و محیط کار ارتباط برقرار نکردیم و طراحی وظایف بهگونهای بود که تایم پروژه برای انجام کارهای زیرساختی مانند داکرایزینگ حساب نشد، با این تصور که من بهعنوان یک کارشناس از قبل همه چیز را میدانم و نیازی به زمانبندی دقیق ندارم. در نهایت قراردادها به شکل رسمی بسته نمیشد و بهجای چارچوبهای روشن، تعامل بهطور بنیادی بر پایه اعتماد مطرح میشد که این رویکرد برای من قابل قبول نبود. بهطور کلی این تجربه را میتوانم بهعنوان نکتهای منفی در نحوه مدیریت پروژه و ارتباطات تیمی بنامم.
شرکت حامی سیستم شریف را تجربه کردم و میخواهم با صداقتی تازه، اما مبتنی بر واقعیتها، توضیح دهم که چگونه محیط کار آنجا بود. فضای کار خیلی پرتنش و پر توقع بود و رفتار مدیریتی به گونهای بود که حس میکردم فقط آزمایش میشوم. عیدها، سنوات و سایر مزایا معنای مشخصی نداشتند و پرداختها بیشتر به رفتار و چاپلوسی بستگی داشت. اگر به اندازه کافی خود را به مدیریت نزدیک نشان نمیدادم، توجهی به من نمیشد و برخوردها گاهی بیاحترامی هم میکردند. سفتههایی که میگرفتند، به اندازه حقوق یک سال تا دو سال پس از پایان همکاری به من بازگردانده نمیشد. انتظار از ما برای فداکاری و گذشت عادی تلقی میشد و اگر جمعه درخواستی برای ماندن تا نیمهشب داشتند و من قبول نمیکردم، برایم جلسهای با حضور همه تشکیل میدادند و به صورت غیرمستقیم مرا تخریب میکردند و با واژههای توهینآمیز چهبسا دیگران را نسبت به من بیاعتماد میکردند. حتی حالا هم نمیتوانم دشمنم را هم معرفی کنم چرا که سیستم مدیریتیشان به شدت سنتی است و ارزش حقیقی نیروی انسانی در آن معنا ندارد. خروج از شرکت هم نکتهای برای امضا بود تا ثابت شود تمامی حقوق و مزایا مانند عیدی، حقوق، سنوات، پاداش، بن و حق مسکن دریافت شده، در حالی که بسیاری از مزایا وعده داده شده بودند اما عملی نمیشدند و این تفاوتها تنها در همان روز خروج بهطور آشکار برایم مشخص میشد. میانگین خروج سالانه شرکت در صنعت IT حدود بیست درصد است و در اینجا شاید به چیزی بین هفتاد تا هشتاد درصد برسد. اگر بیش از شش ماه بمانید، تغییرات کل شرکت را با چشم خود میبینید.
در این شرکت تجربه کار واقعا ارزشمندی داشتم؛ حضور در روی خط مدیا باعث شد پروژههای باکیفیت زیادی را ببینم و روی آنها کار کنم. هر روز فرصت میکردم از فناوریهای تازه استفاده کنم و یادگیریم روندی پیوسته داشت. حضور در محیطی دانشبنیان این امکان را میداد که بهطور عملی با بهکارگیری ابزارهای مدرن، سطح حرفهایتر کدنویسی را بهبود بخشم و مهارتهایم را تقویت کنم. در مجموع، اینجا را فرصت مناسبی میدیدم تا دوران سربازیام را در قالب امریه سپری کنم و تجربهای مفید از کار تیمی و پروژههای واقعی به دست آورم.
در فرصتهای شغلی بعدی، احساس کردم شرکت اندیشه کامپیوتر با وجود تیمی با استعداد و توانمند، از نظر پرداختی ثبات کافی ندارد. به رغم وجود تیمهای قوی و پشتیبان، پرداختها نامنظم بود و وعدههای دادهشده بیشتر جنبهی زبانی داشتند. اگر تنها به دنبال یک شغل با ثبات مالی هستید، بهتر است از پذیرش موقعیت اینجا خودداری کنید؛ اما برای افراد مجرد و آمادهی پذیرش شرایط کار پیشنهاد میکنم از این شرکت دوری کنند تا وقتی منابع مالیشان تأمین است.
به عنوان یک تجربه کاربری از کار در جایگاهی پشتیبان و برنامه نویس بک اند، در اینجا با داستانی روبهرو میشوم که پر از ناامیدی است و نکات منفیای را بازتاب میدهد که به نظر میرسد از محیط شرکت میآیند. شرکت تجارت مجازی اوکسین به نظر میرسد پروژههایی داشته باشد که بیشتر جنبه وعدهها و تعهداتی برای انجام نشدن دارند تا کارهای مشخص و قابل اندازهگیری. در نگاه من، مدیران اینجا به راحتی احتمال رسیدن به منصبهای بالای دولتی را در قالبهایی همچون وزارت یا ریاست جمهوری در نظر میگیرند و این روند برایشان مسیری طبیعی به نظر میرسد. جایی که وعدهها بیشتر از انجامها است و وقتی هم اعتراضی میشود، با ادعای افتخار به رهبری و تشکر از همکاری، پاسخ داده میشود و اگر کسی هم بخواهد اعتراض کند، احساس میکند که باید با عذرخواهی و کنار رفتن همراه باشد. در یکی از بخشهای شرکت تابلویی با عنوان آئیننامه داخلی نصب شده بود. نخستین ورود و خواندنش این فکر را به ذهن میآورد که منظرهای مترقی و دمکرات در یک بهشت حقوقی برای کارکنان شکل گرفته است. اما اندکی که میگذرد، متوجه میشوی عنوان تابلو مطابق واقعیت نبود و به جای آئیننامه داخلی، باید گفت آئیننامه کارهایی که نباید انجام بدهند و نمیشود! مدیر تیم ما هم شخصا دو کسبوکار جداگانه داشت و بهطور میانوهنگ وقتی در شرکت حضور داشت تنها به امور خودش با تلفن میپرداخت. حقوق ابتدایی که توافق شده بود، نسبتا مناسب بود و در زمان مقرر پرداخت میشد، اما به مرور گفتند این رقم تغییر نخواهد کرد تا اطلاع ثانوی. خبری هم از اضافهکاری نبود و بیمه هم پس از چند ماه به کار میافتاد، اما به نظر میرسید برای کسانی که ماندند این تعهد واقعی نبود و غالبا دوام نمیآوردند. در نهایت تجربه کار کردن در این شرکت برای من فقط منجر به سرخوردگی و افسردگی شد.
شرکت روی خط مدیا را تجربه کردم و میتونم بگم فضای کاری اونجا برای من سطح بالایی از مهارتآموزی فراهم کرد. این شرکت پروژههای بزرگ و پرچالش زیادی در کارنامهاش داره و بدون شک در آینده هم از اهمیتش کم نمیشه، چون همکاران بااستعدادی در کنار همکاران بودن که میتونن سطح کاری رو به شکل قابل توجهی ارتقا بدهند. به دلیل نوع پروژهها و چالشهای موجود، تجربه برنامهنویسی من خیلی تقویت شد و با دامنهای از مباحث تازه آشنا شدم. یکی از نکات مثبت اینجا تمرکز بالای تیم روی کار بود و فاکتورهایی که ممکن بود حواسپرتی ایجاد کنن وجود نداشتند. همچنین پروژههای انجامشده تا کنون با استقبال خوبی از سمت مخاطبان روبهرو بودن که این موضوع انگیزه تیم را بیشتر میکرد.
به تجربهای اغلب با نقدهایی نسبتا صریح درباره محیط کار برخوردم که تلاش میکند تصویری واقعگرایانه از شرایط کار در بهسازان ملت ارائه دهد. از نظر حقوقی و مزایا، پرداختها و پاداشها نسبتا مطلوباند. فضای کاری از شدت حجم کارمند زیاد است و گاهی رفتارهای غیررسمی و ملاحظاتی بین همکاران دیده میشود. مشکلم اصلی این است که تفاوتهای قابل توجهی بین نیروهای جدید و قدیمی وجود دارد که به شکل ناخوشایندی حس میشود. مسیر پیشرفت در این شرکت همواره چالشی و دشوار به نظر میرسد. بهطور کلی، در طولانیمدت ممکن است فشار و اذیتهایی وجود داشته باشد، بنابراین این نکته را در نظر داشته باشید.
برای مدت حدود پنج سال در این شرکت حضور دارم و تا حالا اینجا رو به عنوان آخرین مقصد شغلیم میبینم؛ فرصتهای رشد، حقوق عادلانه و بهموقع، و پروژههای جالبی در سطح ملی مثل پیامرسان آی گپ، سامانه امتا و اپلیکیشن پزشکت از جمله دلایلی هستند که انگیزهام برای ادامه کار را تقویت میکنند. احساس میکنم در این مجموعه فرصتهای قابل توجهی برای پیشرفت وجود دارد و واقعا دلیلی برای ترک آن نمیبینم. با این حال، به دلیل شیوه کاری شرکت و قالب پروژههایی که رویشان کار میکنم، گاهی انجام کارها سخت میشود—اما با شخصیت و سبک کار من به عنوان یک توسعهدهنده فولاستک، این چالشها معمولا همسو و سازگار هستند و مشکلی از این بابت ندارم.
من تجربهای از کار در شرکت روی خط مدیا دارم که به شکل کاملا روشن و خودمانی بیان میکند چگونه یک تیم کوچک اما حرفهای شکل گرفته است. شرکت به نسبت اندازهاش دستاوردهای بزرگی داشته و توانسته پروژههای مهمی را به سرانجام برساند. مدیرعامل هم نقش همهکاره را در اختیار دارد و به عنوان نقطه اصلی تصمیمگیری عمل میکند. یکی از مزایای این مجموعه، حضور تیمی است که کاملا حرفهای و با تجربه است و اعضایش از سطح سواد و تخصص بالایی برخوردارند. در کل، فضای شرکت به صورتی است که هم تخصصی بودن اعضا و هم تجربهای که دارند، به شکل موثری حس میشود.
در اینجا برخورد با بیثباتی و ناهماهنگی در فضای کار را تجربه کردم و در عین حال حس ناامیدی از کمبود فرصتهای رشد را هم احساس میکردم. محیط کار گاه نامنظم بود و اختلاف نظرها بین تیمها به شکل مداوم تکرار میشد. هیچ چشماندازی مشخص برای پیشرفت حرفهای وجود نداشت و بر خلاف انتظار، مسیر ارتقاء واضحی ارائه نمیشد. به اضافه، ارتباطات درون گروهی هم به طور مکرر دچار اختلال میشد و این مسائل باعث کاهش انگیزه و تمرکز من شد. در نتیجه، حس کردم جایگاهی برای بهبود مهارتها یا وصول به دستاوردهای بزرگ وجود ندارد.
من در شرکت آی وحید کار میکردم و به عنوان تجربهی Front end آن را در ذهن دارم. واقعا به نظرم برای آغاز کار در حوزهی برنامهنویسی مناسب بود، چرا که مدیریت مجموعه نشان میداد فرصتهای پیشرفت چندان در دسترس نیستند. بنابراین پس از یک سال و با توجه به نکات منفی که در ادامه ذکر میکنم، تصمیم گرفتم همکاری را قطع کنم.
در این شرکت تجربهای واقعی از کار با پروژههای سنگین و بزرگ داشتم که در تمام واحدها به چشم میخورد. نیروی انسانی پویا و کارآمد بود و حقوق و مزایا به صلاحیت فرد بستگی داشت و قابل توجه بود. امکانات رفاهی نسبت به سایر شرکتها خوب بود؛ صبحانه، ناهار و شام با گزینههایی مانند بستنی، نوشابه، دلستر، شیر کاکائو و دیگر اقلام در دسترس بود. هر دپارتمان هم کف کار با میز پر از تنقلات داشت. ساختار شرکت سطحی سلسلهمراتبی داشت، اما ارتباطات میان همکاران صمیمی و دوستانه بود.
برای من تجربهای بود که با حضور توامان کارکردن و یادگیری رو توی شرکت تقویت کرد. محیط کار آرام و دوستانه است و همکاران همدلانه و سازندهاند. کدنویسی پایهای قوی دارن و میتونم از پروژههاشون مجموعهی خوبی از الگوها و روشهای تمیز نوشتن رو یاد بگیرم. با اطمینان میتونم بگم افرادی که میخوان عمیقتر آموزش ببینن و کدهای منظم بنویسند، اینجا فرصتهای زیادی برای پیشرفت دارن. اما نکتههایی هم وجود داره؛ حجم بالای پروژهها میتونه زمانبندی رو پیچیده کنه و شاید حقوق مناسب همه افراد نباشه، هرچند در کل وضعیت رضایتبخشی است.
در دوران جوانی برای مدتی طولانی به عنوان برنامهنویس سیشارپ در این شرکت فعالیت میکردم و با محدودیتهای تجربه کم، در آغاز مسیر کاریام دید روشن و دقیقی نسبت به شغل نداشتم. خلاصهای از نکاتی که منتشر میکنم: - دریافت سفته هنگام امضای قرارداد - فرهنگ سازمانی پایین و ناکارآمد - حضور اقوام در پستهای مدیریتی و ناعادلانه بودن فرصتهای پیشرفت - نبود شفافیت مالی و برخوردهای غیرشفاف با کارکنان - شعار ما خانوادهایم تنها زمانی مطرح میشود که مشکلاتی وجود دارد - بویژه حضور و لزوم دخالتهای غیرضروری برخی افراد کمتر مرتبط - سیاستهای مدیریتی نامناسب که مدیران سطح پایین برای مدیران سطح بالا اجرا میکردند تا خودشان در اجرای آنها دیده نشوند - فشار کاری بالا - روشهای انجام کار قدیمی و از رده خارج - فضای کاری با جو مذهبی غالب
تجربهام در شرکت خدمات بازرسی بین المللی بخرد با این احساس همراه بود که بیمه تکمیلی هیچ مزیتی برایم ندارد و فرهنگ سازمانی بهطور کامل از هم پاشیده به نظر میرسید. فضای کار تحت فشار است و به نظر میرسید مدیران به شکل آزاردهندهای قدرتمحور عمل میکنند.
باورت نمیکنم چه روزی بود که تصمیم گرفتم برای پشتیبانی هاست و دامنه از طریق جابیناجو درخواست بدهم، با رزومه سه صفحهای و توضیح مختصری از سابقهام در پاسخگویی به تیکتها. ضمن اینکه کمی افت شنوایی دارم و ورزشکار دوومیدانی هم هستم. دعوت به مصاحبه را دریافت کردم؛ آقای مسئول شرکت یک فرم داد که پرش کردم و چند سوال هم پرسیدند؛ یکی از سوالها را دقیق نفهمیدم و مجدد پرسیدم تا توضیح دقیق بدهند. روز بعد، ایمیلی رسید که وضعیت درخواست همکاری من برای فرصت پشتیبان سرویس میزبانی وب و دامنه در اصفهان، مربوط به شرکت نت افراز ایرانیان، به دلیل دلایل دیگر رد شده است. کارفرما هم توضیح داده بود که محدودیت جسمی من به خاطر شنوایی تأثیرگذار است. بعد از آن ایمیل، تقریبا دیگر برای هیچ شرکتی رزومه نفرستادم :(
در دوران همهگیری کرونا با استفاده از اسکایپ برای این شغل دعوت به مصاحبه شدم و مصاحبهکننده فردی حرفهای و بااستعداد بود. پذیرفته شدم و پنج روز با تیمی صمیمی و سطح بالا آموزش دیدم، و تا کنون در کنار همان گروه ماندم و از حضور در این شرکت خیلی خوشحال هستم.
سلام بعد اریسال رزومه حدود یک هفته بعد تماس گرفتند و زمانی رو برای مصاحبه اوکی کردند بعد از مصاحبه همونجا جواب رو گفتن و اعلام کردند از فردا یک دوره آموزش 30 روزه هست که باید تشریف بیارید از ساعت 8 تا 18 که حقوق هم نداره بعد از اون آزمونی گرفته میشه هرکی قبول شد وارد شرکت میشه به طور آزمایشی و بعد 3 ماه اگه همچی اوکی باشه قرارداد میبندید در این دوره آموزش حدود25 تا 30 نفر بودیم که داشتیم آموزش میدیدیم رفتار تیم آموزش بسیار زننده و بد بود به طوری که در حین آموزش چند نفر اعلام کردند که دیگه نمیان و تیم آموزش یاQA به طور دلبخواهی و کاملا سلیقه ای هرکیو دلش خواست قبول کردن از اون تعداد نفرات 5 نفر کلا قبول شدند و طبق گقته خودشون از نفراتی که در دوره قبلی آموزش میددیند که 40 نفر بودند هیچکس قبول نشده شرایط داخلی رفاهیش میشه گفت خوبه ولی خب پروسه استخدام بسیار پیچیده طولانی هست و تیمی که این کار رو انجام میده با نفراتی بد رفتار پرو به طوری که انگار ما برده این تیم بودیم و باید هرچی میگفتند میگفتیم چشم در کل اون نفراتی هم که وارد شرکت شدند به تعدیل علی بابا مواجح شدند واخراج شدند ضمنا علی بابا سفته 30 میلیون تومانی میگیره من به شخصه تجربه خوبی در کنار دوستانم که داشتیم اموزش میدیدیم داشتم ولی نفرات تیم آموزش شزکت اصلا خوب نیستند و پیشنهاد نمیکنم کسی رزومه بفرسته
در بداية به عنوان مدیر پروژه و برنامهنویس وارد این مجموعه شدم، اما هیچ راهکاری برای پیشبرد کار وجود ندارد. فضای کاری به هم ریخته است و روندهای کلان شرکت بهبود خاصی نمیبیند؛ هیچ چشماندازی از رشد شغلی برای آینده دیده نمیشود. ساختار شرکت بهگونهای است که شبهدولتی بودن و مدیریت سنتی و ضعیف خود را آشکار میکند.
تجربه من این بود که تیم همکاران خوبیه، اما مدیریت به شدت ضعیه. به مرور متوجه شدم همه تلاشهام به نام مدیرعامل تمام میشه و نتیجه، فقط به پرسونالبندینگ اون فرد مربوط میشه. با اینکه شرکت توکان تک وجود داره، اما به نظر میرسد همه چیز به نام مدیرعامل نوشته میشود.
میخواستم با تیمی کار کنم که در نگاه اول به نظر حرفهای میرسید، اما تجربه نشان داد که مواردی وجود دارد که نباید ساده از کنارشان گذشت. در طول همکاری با شرکت، با مدیر فنی تیم برخورد کردم که مشخص بود سطح کار با سطح انتظار من همخوانی ندارد و تمرکز روی ظاهر مسائل بود تا واقعیت کار. در جلسات فنی درباره ابزارها و محیط کار ارتباط برقرار نکردیم و طراحی وظایف بهگونهای بود که تایم پروژه برای انجام کارهای زیرساختی مانند داکرایزینگ حساب نشد، با این تصور که من بهعنوان یک کارشناس از قبل همه چیز را میدانم و نیازی به زمانبندی دقیق ندارم. در نهایت قراردادها به شکل رسمی بسته نمیشد و بهجای چارچوبهای روشن، تعامل بهطور بنیادی بر پایه اعتماد مطرح میشد که این رویکرد برای من قابل قبول نبود. بهطور کلی این تجربه را میتوانم بهعنوان نکتهای منفی در نحوه مدیریت پروژه و ارتباطات تیمی بنامم.
شرکت حامی سیستم شریف را تجربه کردم و میخواهم با صداقتی تازه، اما مبتنی بر واقعیتها، توضیح دهم که چگونه محیط کار آنجا بود. فضای کار خیلی پرتنش و پر توقع بود و رفتار مدیریتی به گونهای بود که حس میکردم فقط آزمایش میشوم. عیدها، سنوات و سایر مزایا معنای مشخصی نداشتند و پرداختها بیشتر به رفتار و چاپلوسی بستگی داشت. اگر به اندازه کافی خود را به مدیریت نزدیک نشان نمیدادم، توجهی به من نمیشد و برخوردها گاهی بیاحترامی هم میکردند. سفتههایی که میگرفتند، به اندازه حقوق یک سال تا دو سال پس از پایان همکاری به من بازگردانده نمیشد. انتظار از ما برای فداکاری و گذشت عادی تلقی میشد و اگر جمعه درخواستی برای ماندن تا نیمهشب داشتند و من قبول نمیکردم، برایم جلسهای با حضور همه تشکیل میدادند و به صورت غیرمستقیم مرا تخریب میکردند و با واژههای توهینآمیز چهبسا دیگران را نسبت به من بیاعتماد میکردند. حتی حالا هم نمیتوانم دشمنم را هم معرفی کنم چرا که سیستم مدیریتیشان به شدت سنتی است و ارزش حقیقی نیروی انسانی در آن معنا ندارد. خروج از شرکت هم نکتهای برای امضا بود تا ثابت شود تمامی حقوق و مزایا مانند عیدی، حقوق، سنوات، پاداش، بن و حق مسکن دریافت شده، در حالی که بسیاری از مزایا وعده داده شده بودند اما عملی نمیشدند و این تفاوتها تنها در همان روز خروج بهطور آشکار برایم مشخص میشد. میانگین خروج سالانه شرکت در صنعت IT حدود بیست درصد است و در اینجا شاید به چیزی بین هفتاد تا هشتاد درصد برسد. اگر بیش از شش ماه بمانید، تغییرات کل شرکت را با چشم خود میبینید.
در این شرکت تجربه کار واقعا ارزشمندی داشتم؛ حضور در روی خط مدیا باعث شد پروژههای باکیفیت زیادی را ببینم و روی آنها کار کنم. هر روز فرصت میکردم از فناوریهای تازه استفاده کنم و یادگیریم روندی پیوسته داشت. حضور در محیطی دانشبنیان این امکان را میداد که بهطور عملی با بهکارگیری ابزارهای مدرن، سطح حرفهایتر کدنویسی را بهبود بخشم و مهارتهایم را تقویت کنم. در مجموع، اینجا را فرصت مناسبی میدیدم تا دوران سربازیام را در قالب امریه سپری کنم و تجربهای مفید از کار تیمی و پروژههای واقعی به دست آورم.
در فرصتهای شغلی بعدی، احساس کردم شرکت اندیشه کامپیوتر با وجود تیمی با استعداد و توانمند، از نظر پرداختی ثبات کافی ندارد. به رغم وجود تیمهای قوی و پشتیبان، پرداختها نامنظم بود و وعدههای دادهشده بیشتر جنبهی زبانی داشتند. اگر تنها به دنبال یک شغل با ثبات مالی هستید، بهتر است از پذیرش موقعیت اینجا خودداری کنید؛ اما برای افراد مجرد و آمادهی پذیرش شرایط کار پیشنهاد میکنم از این شرکت دوری کنند تا وقتی منابع مالیشان تأمین است.
به عنوان یک تجربه کاربری از کار در جایگاهی پشتیبان و برنامه نویس بک اند، در اینجا با داستانی روبهرو میشوم که پر از ناامیدی است و نکات منفیای را بازتاب میدهد که به نظر میرسد از محیط شرکت میآیند. شرکت تجارت مجازی اوکسین به نظر میرسد پروژههایی داشته باشد که بیشتر جنبه وعدهها و تعهداتی برای انجام نشدن دارند تا کارهای مشخص و قابل اندازهگیری. در نگاه من، مدیران اینجا به راحتی احتمال رسیدن به منصبهای بالای دولتی را در قالبهایی همچون وزارت یا ریاست جمهوری در نظر میگیرند و این روند برایشان مسیری طبیعی به نظر میرسد. جایی که وعدهها بیشتر از انجامها است و وقتی هم اعتراضی میشود، با ادعای افتخار به رهبری و تشکر از همکاری، پاسخ داده میشود و اگر کسی هم بخواهد اعتراض کند، احساس میکند که باید با عذرخواهی و کنار رفتن همراه باشد. در یکی از بخشهای شرکت تابلویی با عنوان آئیننامه داخلی نصب شده بود. نخستین ورود و خواندنش این فکر را به ذهن میآورد که منظرهای مترقی و دمکرات در یک بهشت حقوقی برای کارکنان شکل گرفته است. اما اندکی که میگذرد، متوجه میشوی عنوان تابلو مطابق واقعیت نبود و به جای آئیننامه داخلی، باید گفت آئیننامه کارهایی که نباید انجام بدهند و نمیشود! مدیر تیم ما هم شخصا دو کسبوکار جداگانه داشت و بهطور میانوهنگ وقتی در شرکت حضور داشت تنها به امور خودش با تلفن میپرداخت. حقوق ابتدایی که توافق شده بود، نسبتا مناسب بود و در زمان مقرر پرداخت میشد، اما به مرور گفتند این رقم تغییر نخواهد کرد تا اطلاع ثانوی. خبری هم از اضافهکاری نبود و بیمه هم پس از چند ماه به کار میافتاد، اما به نظر میرسید برای کسانی که ماندند این تعهد واقعی نبود و غالبا دوام نمیآوردند. در نهایت تجربه کار کردن در این شرکت برای من فقط منجر به سرخوردگی و افسردگی شد.
شرکت روی خط مدیا را تجربه کردم و میتونم بگم فضای کاری اونجا برای من سطح بالایی از مهارتآموزی فراهم کرد. این شرکت پروژههای بزرگ و پرچالش زیادی در کارنامهاش داره و بدون شک در آینده هم از اهمیتش کم نمیشه، چون همکاران بااستعدادی در کنار همکاران بودن که میتونن سطح کاری رو به شکل قابل توجهی ارتقا بدهند. به دلیل نوع پروژهها و چالشهای موجود، تجربه برنامهنویسی من خیلی تقویت شد و با دامنهای از مباحث تازه آشنا شدم. یکی از نکات مثبت اینجا تمرکز بالای تیم روی کار بود و فاکتورهایی که ممکن بود حواسپرتی ایجاد کنن وجود نداشتند. همچنین پروژههای انجامشده تا کنون با استقبال خوبی از سمت مخاطبان روبهرو بودن که این موضوع انگیزه تیم را بیشتر میکرد.
به تجربهای اغلب با نقدهایی نسبتا صریح درباره محیط کار برخوردم که تلاش میکند تصویری واقعگرایانه از شرایط کار در بهسازان ملت ارائه دهد. از نظر حقوقی و مزایا، پرداختها و پاداشها نسبتا مطلوباند. فضای کاری از شدت حجم کارمند زیاد است و گاهی رفتارهای غیررسمی و ملاحظاتی بین همکاران دیده میشود. مشکلم اصلی این است که تفاوتهای قابل توجهی بین نیروهای جدید و قدیمی وجود دارد که به شکل ناخوشایندی حس میشود. مسیر پیشرفت در این شرکت همواره چالشی و دشوار به نظر میرسد. بهطور کلی، در طولانیمدت ممکن است فشار و اذیتهایی وجود داشته باشد، بنابراین این نکته را در نظر داشته باشید.
برای مدت حدود پنج سال در این شرکت حضور دارم و تا حالا اینجا رو به عنوان آخرین مقصد شغلیم میبینم؛ فرصتهای رشد، حقوق عادلانه و بهموقع، و پروژههای جالبی در سطح ملی مثل پیامرسان آی گپ، سامانه امتا و اپلیکیشن پزشکت از جمله دلایلی هستند که انگیزهام برای ادامه کار را تقویت میکنند. احساس میکنم در این مجموعه فرصتهای قابل توجهی برای پیشرفت وجود دارد و واقعا دلیلی برای ترک آن نمیبینم. با این حال، به دلیل شیوه کاری شرکت و قالب پروژههایی که رویشان کار میکنم، گاهی انجام کارها سخت میشود—اما با شخصیت و سبک کار من به عنوان یک توسعهدهنده فولاستک، این چالشها معمولا همسو و سازگار هستند و مشکلی از این بابت ندارم.
من تجربهای از کار در شرکت روی خط مدیا دارم که به شکل کاملا روشن و خودمانی بیان میکند چگونه یک تیم کوچک اما حرفهای شکل گرفته است. شرکت به نسبت اندازهاش دستاوردهای بزرگی داشته و توانسته پروژههای مهمی را به سرانجام برساند. مدیرعامل هم نقش همهکاره را در اختیار دارد و به عنوان نقطه اصلی تصمیمگیری عمل میکند. یکی از مزایای این مجموعه، حضور تیمی است که کاملا حرفهای و با تجربه است و اعضایش از سطح سواد و تخصص بالایی برخوردارند. در کل، فضای شرکت به صورتی است که هم تخصصی بودن اعضا و هم تجربهای که دارند، به شکل موثری حس میشود.