درست میگویم که حقوق را بهموقع میپردازند و تا الآن تاخیر ثبت نشده است. با این وجود، تجربهام از کار در سه کلیک نکتههای زیادی دارد که باید دربارهشان بدانید. تیم منابع انسانی این شرکت که بیش از پنجاه کارمند دارد، در عمل فقط دو نفر هستند که عنوان مدیر منابع انسانی را یدک میکشند، و نفر دیگر بیشتر نقش هماهنگی مصاحبه و امور مربوط به آن را به عهده دارد. مرخصی گرفتن بهسختی انجام میشود و به نوعی میشود گفت که اصولا وضعیت مرخصی مطلوبی وجود ندارد. شرایط کاری بسته به بخش مربوطه متفاوت است و گاهی ممکن است کمی بهتر به نظر برسد. بهطور مثال برخی واحدها همه تعطیلات را به صورت شیفت دارند در حالی که ممکن است هیچ نیازی به انجام کار در آن روز تعطیل احساس نشود. قبل از امضا یا پذیرش پیشنهاد، حتما قرارداد را به طور کامل بخوانید و با شرایط استعفا نیز آشنا باشید، زیرا قوانین خاص و عجیبی در این شرکت وجود دارد که باید دربارهشان آگاه باشید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
وقتی با دیدار مصاحبه کردم، تجربهای را پشت سر گذاشتم که هنوز هم برایم جالب است. در جلسه اول، مدیر آکادمی دیدار حضور داشت و به نظر من یکی از حرفهایترین گفتوگوهای شغلی بود که در بیست و پنج سال تجربهام دیدهام؛ مصاحبه از طریق گوگل Meet برگزار شد. چند روز بعد تماس گرفتند و از من خواستند برای دومین مصاحبه با مدیرعامل دیدار به دفتر آنها بیایم. مسیر طولانی بود؛ از شرق تهران تا منطقه شهرک غرب رفت و آمد کردم تا در آن جلسه حاضر شوم. مدیرعامل سوالاتی درباره وضعیت خانوادگی و والدین مطرح کرد؛ مدت زمان چند دقیقه بیشتر طول نکشید و گفتند فردا یا پس فردا با من تماس خواهند گرفت. من از این فاصله و روش پاسخدهی خیلی شگفتزده شدم و فکر نمیکردم چنین جلسهای در چنین سطحی باشد. پس از چند روز، تیم منابع انسانی از من خواستند برای بررسی سابقه کاری، با دو نفر از مدیران سابقم تماس بگیرند تا در مورد من پرسوجو کنند. این درخواست را واقعا غیرقابل قبول و تا حدی توهینآمیز دیدم؛ اگر مشکلی برای من وجود داشت که به تغییر شغل فکر نمیکردم، مخصوصا با چنین فضایی که در بسیاری از شرکتهای ایرانی مشاهده میکنم. به نظر من فرهنگ سازمانی دیدار چندان مناسب نیست و این تجربه برایم ناامیدکننده بود.
بیرون اومدن از پارمیس یکی از بهتربن اتفاق های زندگی من بود! بدترین روزهای کاری رو در این شرکت داشتم! مدیریتی فوق العاده غیرحرفه ای و کنترل گر داره که بیشتر وقتش به چک کردن دوربین ها میگذره. اونقدر دوربین برای دیدن و شنیدن تک تک کارهای افراد نصب هست که به خودت شک میکنی! همه چیز بر اساس عدم اعتماده و رفتارهای زننده و بی احترامی خیلی معموله. هیچ برنامه مدونی برای کار ندارن و هدفشون فقط سواستفاده و پول درآوردنه! هیچ احترامی برای مشتری قائل نیستند و حتی جوری سواستفاده گرانه بهش نگاه می کنن که تو به عنوان بخشی از مجموعه جلوی مشتری خجالت میکشی! محیط هم که چنان سمی هست که انتقال اطلاعات و دانش به هیچ وجه جایگاهی نداره و هرکسی فقط به فکر موندن توی جایگاه خودش (نه پیشرفت، موندن!!!) هست حتی به قیمت فروختن همکارش و همکاری نکردن و حتی کارشکنی به هر قیمتی! اول استخدام کلی وعده و وعید میدن و با امروز و فردا کردن همه رو به تعویق میندازن تا بالاخره به خودت بیای و بفهمی اینها فقط برای بهره کشی و استثمار نیروی کار هست! جالبه که با وجود حقوق بسیار پایین (در شغل بعدی که دقیقا موقع ترک شرکت مشغول شدم، خودشون حقوق سه برابر پیشنهاد کردن بهم!!!) ساعت کاریشون هم بیش از ساعات کاری معمول هست و وفتی صحبت میکنی خیلی حق به جانب میگن قانون اینجاست!!! نگاهشون کاملا از بالا به پایین هست به نیروی متخصص! توی این شرکت و بودن با این آدمای کاملا سطح پایین، غیرحرفه ای و کوچیک کار کردن فقط اتلاف وقته! هیچ پیشرفتی نداری و تازه وقتی میای بیرون می بینی آدمها اونقدر هم غیرقابل اعتماد و پست نیستند!
باور کنید من همواره از همراهی و تلاشهای همتیمیها قدردانی میکنم و هر تیمی با نقاط ضعفی روبهروست، اما وجود این مشکلات به ما فرصت میدهد بهتر شویم. از همان مدیر فنی که در دیدگاه دوست قبلی به او اشاره شد، این پیام را میگیرم که همدلی و همکاری بین اعضا هدف اصلی است. اگر در زمان حضور میگفتیم این مسائل را مطرح میکردیم، بیشک برای بهبود شرایط تلاش بیشتری میشد یا دستکم دلایل کارها روشن میکرد. به عنوان یک همتیم و به پاس زحماتی که کشیدهاید از شما سپاسگذارم و در صورت درست بودن ایرادها، عذرخواهی میکنم. اگر شما عضوی از تیم آوا نبودید و این تجربه به شما منتقل شده یا در مسیر انتقال است، توصیه میکنم بیایید و دوباره از نزدیک مواردی را که گفتید بررسی کنیم. دیدگاه مدیران آوا، همواره نبوده است و نیست؛ ما با هم و با کمک تمامی اعضا شرکت را میسازیم، رشد میکنیم و با اشتیاق کار میکنیم. امیدوارم روزهای پربار و پرنشاطی در پیش داشته باشید.
شرکت همراه کسب و کارهای هوشمند را در سروصدای اخیر پشت سر میگذارم و از زاویهی خودم روایت میکنم. گفتوگوهای کاربران در سایت مربوطه درباره وضعیت اخلاقی شرکت را دنبال میکنم و بهروز بودن خبرا را همچنان اهمیت میدهم. پرسشها و واکنشهای مدیران مجموعه را از زمانی که بحث فساد اخلاقی مطرح شد و PMO محبوب بیش از پیش به چشم میخوردند، دنبال کردم و واکنشهایشان را چنین دیدم: ۱) محدودسازی دسترسی اینترنت برای کارمندان. ۲) تهدید کارمندان به قطع حقوق و مزایای کارانه در صورت عدم معرفی افرادی که این نظرات را منتشر کردهاند. ۳) هماهنگی کامل با مدیر منابع انسانی، خانم بنفشه، برای لاپوشانی موارد اعلامشده تا جایی که مدیرعامل حتی به وجود مشکلات گمراهی را درک نکند. کشفیات تازه: PMO محبوب در طول روز پیوسته در راهروی طبقه هشتم دیده میشود که گاه مصرف گل میکند و گهگاهی مرتب از قطرههای چشم استفاده میکند. همچنین در اقدامی تازه، برای تولد CTO یک مراسم مفصل برگزار شد و تقریبا همه را وادار کرد در خرید هدیه مشارکت کنند. برای این کار، فایلی اکسل ساخته بود تا نام افراد و مبلغ هدیه را در آن ثبت کند و هدایا به سمت محبوب تحویل داده شود تا دربارهی افراد ناسپاسی که برای هدیه هزینه نکردهاند تصمیمگیری شود. نظر شخصی من: برخلاف دیدگاه برخی همکاران، معتقدم مدیرعامل کاملا از جزییات آگاه است؛ تنها از ترس، توان اعمال اقدام جدی ندارد. خانم بنفشه و آقای علیخانی نیز در جریان کامل این موضوع هستند و در گفتگوهای رو در رو هر دو به وجود این مشکلات اذعان کردهاند، اما ترجیح میدهند از شرایط منفعتی ببرند که فساد به وجود آورده. در نهایت پروژه با وجود چالشها به سمت زمینخوردن شرکت پیش میرود و نتایج نشان میدهد که تیمهای باهوش و قوی شرکت باید زودتر خودشان را از این محدودیتها آزاد کنند.
فضای شرکت به شدت پر از سروصدا و بینظمی بود و هیچ حس حریم خصوصی وجود نداشت. موقعیت دفتر در پارک وی بود و در ساعات پیک ترافیک، پارک جای مناسبی نبود. کارها بهطور کامل باید حضوری انجام میشد و حضور از ۹ صبح تا ۶ عصر انتظار میرفت، انگار کار هم همانند نگهبانی و بافت ژرفی از فشار بود. در کنار این روند، احساس فشار حقوقی وجود داشت و از پیامکهایی که به اسم اسنپ میآوردن سوءاستفاده میکردند. process مصاحبه هم بهنوعی عجیب آغاز شد؛ زنی به نام پرنیان امدادی با من تماس گرفت و گفت باید حضوری بیایم در ترافیک، و پس از دو ساعت رسیدم. وقتی وارد دفتر شدم گویی با فضایی همانند طویله روبهرو شدم که همه درگیر کار و سروصدایی بودند و فقط نام آنجا کار گذاشته شده بود. دو نفر برای مصاحبه آمدند و اتاقی با اسم اهواز بهعنوان اتاق جلسه بود و انگار اتاقی با نام شهرهای دیگر مانند قزوین وجود داشت. سؤالات مصاحبه شامل سه مسئله الگوریتم بود و یکی از آنها را جواب ندادم؛ قرار گذاشتم اگر کلا جواب منفی بدهند حتما بازخورد بدهند چون بالغ بر چهار ساعت برای این مصاحبه صرف کرده بودم. پس از حدود یک هفته با گذشتن از کارشکنیها و معطلی، پاسخ منفی گرفتم. شاید تصور کنید پررنگ نیست اما من با تمام وجود پیگیر شدم؛ به خانم پرنیان امدادی که قبل از این هر چه میخواستند میگفتند و به تماسها، پیامکها و ایمیلها جواب میدادم، اما جوابی دریافت نکردم. ضمن اینکه اشاره میکنم هیچ شرکت دیگری از من اینطور وقتگرفتن و insisting حضوری را نمیخواهد و سپس با بیادبی پاسخ میدهد. من با سابقهی شش ساله در کارهای مختلف از کار در کافه بازار تا شرکتهای کوچک، در هیچ جایی چنین بیاحترامی را تجربه نکرده بودم. معمولا حقوق را پرداخت میکنند یا ندادن آن بهانههای دیگری ندارد و حداقل با منطق پاسخ میدهند تا مردمی را سردرگم و بیاعتماد نکنند.
عدم امنیت شغلی و تعهد در پرداخت های حقوق بزرگ ترین ضعف این شرکت هستش و به ازای هر یک دولوپر داخلش 2 تا مدیر وجود داره که باعث عدم هماهنگی ها میشه و متاسانه مشکلات مالی خیلی شدیدی داره از مزایاشم اولی دانش بنیان بودش و دومی ناهار و صبحانه که میده و تیم صمیمی
تجربیات دو هفته کاری در جایگاه مدیریت منابع انسانی در ایران نوین: بعد از دو مرحله مصاحبه و کلی در باغ سبز نشان دادن توسط آقای رئیس در سعادت آباد، متوجه شدم که بشدت ماندگاری نیرو در این بنگاه تجاری کم است و نارضایتی پرسنل بشدت پایین. یکی از دلایلش هم عقب افتادن حقوق پرسنل گاهی چندین هفته و ماه هست. بعد از دو هفته بدلیل عدم انجام تعهدات، استعفا دادم و بر خلاف گفته مدیر مجموعه که اگر تو دوره آزمایشی به تفاهم نرسیدیم پرداختی رو تمام و کمال میدهیم، با وجودیکه برای حفظ ظاهر شماره حساب هم گرفتند ولی ریالی واریز نکردند و بی تعهدی و حرفه ای نبودشون رو به طور کامل به اثبات رسوندن . شرکتی که چون اولین بودند و بعضی از سلبریتی ها اونجا رایگان کار زیبایی کردند ،حسابی به پول رسیدند و انبوه مشتریان ناراضی اون رو با یک سرچ ساده تو نت میبینید.
من خیلی خلاصه اشاره میکنم : اول اینکه بدانید تو این شرکت مانیتورینگ سیستم حتما چک میشود و چیزی به عنوان حریم شخصی ندارید و تمام اتاق ها دوربین قرار داره که شنود هم میشود عملا تو محیط هم شما نمیتونید با شخصی خصوصی صحبت کنید حتی خود مدیرای شرکت به این موضوع کاملا اشاره میکنند و افتخار هم میکنند دوم اینکه در این شرکت میز های خود را خودتون باید نظافت کنید سوم اینکه عدم وجود شناوری بچه ها رو مخصوصا برنامه نویس ها رو اذیت میکنه چهارم عدم وجود رفتار مناسب و حرفه ای یکی از این رفتار ها برمیگرده به مدیر منابع انسانی شرکت که انگار مثل ناظم مدرسه میمونه شما مدام توسط ایشون با دوربین و سیستم چک میشید اگر کاری خارج از کار اصلی خودتون انجام بدید سریعا به سراغ شما خواهد آمد مثلا برای اشخاص برنامه نویس به دلیل اینکه در حال توسعه سیستم هستند این مورد طبیعی میباشد که در حال سرچ و جستجو و ارتقای پروژه و ارتقای فردی باشند و این موارد در این شرکت خیلی اهمیت داده نمیشود و مهمترین بخش اهمیت ندادن به تخصص شماست یعنی پاداشی برای انجام کاری دریافت نخواهید کرد ولی اگر دختر باشید در بعضی از مناسبت ها هدیه داده خواهد شد ولی اگر پسر باشید اصلا اهمیتی نداره این موضوع خلاصه بگم اگر از زندگیتون سیر شدید و دنبال اعصاب خوردی میگردید حتما در این شرکت مشغول به کار شوید :)
من خیلی خلاصه اشاره میکنم : اول اینکه بدانید تو این شرکت مانیتورینگ سیستم حتما چک میشود و چیزی به عنوان حریم شخصی ندارید و تمام اتاق ها دوربین قرار داره که شنود هم میشود عملا تو محیط هم شما نمیتونید با شخصی خصوصی صحبت کنید حتی خود مدیرای شرکت به این موضوع کاملا اشاره میکنند و افتخار هم میکنند دوم اینکه در این شرکت میز های خود را خودتون باید نظافت کنید سوم اینکه عدم وجود شناوری بچه ها رو مخصوصا برنامه نویس ها رو اذیت میکنه چهارم عدم وجود رفتار مناسب و حرفه ای یکی از این رفتار ها برمیگرده به مدیر منابع انسانی شرکت که انگار مثل ناظم مدرسه میمونه شما مدام توسط ایشون با دوربین و سیستم چک میشید اگر کاری خارج از کار اصلی خودتون انجام بدید سریعا به سراغ شما خواهد آمد مثلا برای اشخاص برنامه نویس به دلیل اینکه در حال توسعه سیستم هستند این مورد طبیعی میباشد که در حال سرچ و جستجو و ارتقای پروژه و ارتقای فردی باشند و این موارد در این شرکت خیلی اهمیت داده نمیشود و مهمترین بخش اهمیت ندادن به تخصص شماست یعنی پاداشی برای انجام کاری دریافت نخواهید کرد ولی اگر دختر باشید در بعضی از مناسبت ها هدیه داده خواهد شد ولی اگر پسر باشید اصلا اهمیتی نداره این موضوع خلاصه بگم اگر از زندگیتون سیر شدید و دنبال اعصاب خوردی میگردید حتما در این شرکت مشغول به کار شوید :)
من 6 سال در کندا کار کردم. اهمیت و سختگیری که شرکت و مدیراش به رشد شرکت و پرسنل داشتن را در جاهای قبلی و حتی در این جایی که الان هستم ندیدم و الان که به پشت سرم نگاه میکنم میبینم درسته بهم سخت گذشت ولی برای شخص خودم خیلی نتیجه داشت که در شرکت های بعدی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم اثرش و دیدم. در اون مدتی هم که کندا ایده بودم کسی و ندیدم که شرکت پولش و بخوره یا نده حتی برای خود منم شرکت طبق قولی که داده بود تمام و کمال با احترام کامل با من تصفیه حساب کرد. کلا حجم کاری بالاست و چون کیفیت خروجی ها مهم هستش به آدم سخت میکذره. بخوام جمع بندی کنم اگر میخواید پیشرفت کنید و معنی کار کردن و بفهمید حتما کندا ایده میتونه انتخاب خوبی باشه وگرنه بر خلاف شرکت های دیگه کندا ایده جای مناسبی برای کارمندی و وقت تلف کردن نیست.
ویستا سامانه ی آسا یعنی شعار،یعنی دروغ از کل پرسنل برید بپرسید همینو خواهید شنید یک فرمول برای پرداخت حقوق شما بعد از جذب بهتون توضیح میدن که خودشون هم نمیتونن قشنگ توضیح بدن و بعد میگن برای فرار مالیاتی هست و ما این پول رو میخواییم خرج خودتون کنیم.مثلا سه چهارم حقوق بهتون بدیم ولی همونم نمیدن.اضافه کاری نمیدن یک سامانه فود مود دارن که کلش جز ی توهین توسط عباس اسپید به پرسنل نیست که میگه با اون بودجه ای که تخضیص دادیم ی غذای ساده باید بخورید و یک تنقل خیلی سبک. بعد توی منوی غذاییشون اب دوغ خیار ۱۵۰ هزار تومنه و سر پرسنلشم کلاه میذاره.از یک طرف میوه فروشی راه انداختند و جلسه چند ساعته میذارن که برید از میوه فروشیمون خرید کنید به اشناهاتون بگید خرید کنند اوج وقاحته واقعا. ابتدا شیفته طرز فکر اسپید میشید اما بعدش متوجه میشید همش شعار و دروغ بوده. رفتار سازمانیشون رو که نگم برای هر کاری پاسکاری میکنن ی تیکت بزنی دوماه باید صبر کنی.نیایید گول بزرگی شرکتها رو نخوردید.آسا فقط به جونیور نیاز داره ولی مصاحبه در حد سنیور میکنه. ی وبسایت زدن تولد رو فقط اونجا تبریک میگن هیچ هدیه پاداش هیچی وجود نداره. اگر بیمه یا بیمه تکمیلی میخوای پولشو ازت میگیرن.
برای من تجربهی حضور در مصاحبه با افراد متخصص و تحصیلکرده واقعا ارزشمند بود، چرا که دیدم علمی که سالها برایش زحمت کشیده بودم با ارزیابی افراد مناسبی سنجیده میشود. فضای شرکت چندان خشک و رسمی نبود و این قضیه استرس را کم میکرد. در جلسه، هم پرسشهای شخصی و روانشناختی مطرح شد و هم بخشی از سوالات تخصصی مرتبط با رشتهام که نشان میدهد باید تسلط کامل به مراحل تصفیه فاضلاب داشت؛ امری که البته علمی نیست که یکشب بتوان یاد گرفت. به عنوان مهندس شیمی، دانش گستردهای از صنایع مختلف دارم و تصور میکنم این گستردگی در مصاحبهها به من کمک میکند، فقط قبل از مصاحبه حتما به نقش شغلی تسلط پیدا کنید تا بتوانید با اطمینان خودتان را ارائه دهید. باور دارم رزومهای هم که فرستادم برای اکثر پوزیشنها مناسب است و نباید از ترس فرستادن رزومه باز بماند. این موقعیت دقیقا همسو با رشتهام در گرایش بیوتکنولوژی بود و روی تصفیه فاضلاب کار کردهام. با وجود دعوت به مرحلهی دوم از بین سیوهفت نفر، فکر میکنم من در مصاحبه قبول نشدم؛ هرچند مرحلهی اول با استقبال زیادی روبهرو شد. مطمئن نیستم که چه کسی با کانکشنهای درون سازمانی بهتر عمل کرده و در مصاحبهی دوم که تخصصیتر بود، پاسخهای دقیقتر داده است. به هر حال تجربهی خوبی بود و من که بیش از یک سال است هر روز در سایتهای کاریابی دنبال کار میگردم، امیدوارم افراد بااستعداد همیشه در جایگاه مناسب باشند و جوانان از ادامه تحصیل پشیمان نشوند.
بخوام از تجربه استخدام بگم.اول مصاحبه با منابع انسانی انجام شد ک تأیید شدم بعد مصاحبه تخصصی با مدیر واحد مربوطه ک اون هم تایید شد . خیلی مشتاق بودم ک همکاری داشته باشم باهاشون ... جلسه حضوری گذاشتن و آموزش هم دادن و ی فرصت شغلیم هم از دست دادم بخاطر این شرکت .. متاسفانه بعد از جلسه اول قرار بود هفته بعد جلسه تکنیکال ناکام بشه ولی دیگه هیچ خبری ازشون نشد و حتی پیام هم دادم بهشون سین کردن و جواب ندادن... فقط وقت شما رو میگیرن و اوت چیزی ک اول میگن ب عنوان شرح وظایف تو جلسه های بعدی ک مطمین میشن طرف میخواد بیادکم کم اضافه میکنن بهتون... گول اسم بعضی از شرکت ها رو نخورید... حتی یادمه نیروی منابع انسانی وقتی داشت با من مصاحبه میکرد خیلی هول شده بود و جلسه رو نمیتونست کنترل کند.
من با درسا رسانه هوشمند کار کردم و تجربهام رو به زبان ساده و صریح تعریف میکنم تا نکات کلیدی روشن بشه. درسا تنها شرکتی بود که بدون وجود یک تیم برنامهنویسی فعال، ادعا میکرد پروژهها رو پیش میبره و کنترل کیفیت رو به طور کامل کنار گذاشت. به جای داشتن تیم با تجربه، با افراد بدون سابقه و بیتجربه در محل کارفرما همکاری میکردند و بار اصلی فشار کاری رو روی چند نفر از کارکنان قدیمی میگذاشتند. نتیجه این وضع، آسیب دیدن امنیت پروژهها و بیاعتمادی به سطح مدیریتی بود. در تجربه همکاری با این شرکت، بر خلاف انتظار، ممکن بود دانش من نسبت به دنیای اطراف تغییر کند و گاهی بیننده به یک رفتار غیرمعمول تبدیل شود. مدیریت و تیم مالی شرکت بارها تاخیر در پرداخت حقوق را تجربه میکردند و با ایجاد برخوردهای توأم با بیاحترامی، فضای کار را ناخوشایند میکردند. اخبار مربوط به تاخیر در ارائه خدمات به کارفرما هم از این جو پیوسته خارج نمیشد. روال جذب نیرو هم به گونهای بود که مدیران به دنبال افراد بیتجربه بودند و با وعدههای بیپایه و دروغهای متعددی از کارکنان سوءاستفاده میکردند. وجود باگها در نرمافزار بهخصوص به خاطر نبود تیم برنامهنویسی پایدار، گاهی به شکل نامتعارفی به نظر میرسید. به نظر من، در هر دو نوع همکاری با این شرکت، چه به عنوان کارمند و چه به عنوان کارفرما، احتمال ضرر وجود داشت. در پایان، نتیجهگیری من این است که تجربههایم نشان میدهد که این شرکت معمولا به نفع پروژهها و حقوق کارکنان عمل نمیکند و ممکن است با مشکلات عمدهای روبهرو شوید.
من بیش از ده سال هست که تو این شرکت در بخش تولید نرم افزاری مشغول هستم. مدل مدیریت شرکت از نوع مدل مدیریت قارچی است https://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Mushroom_management&oldid=777771303 عدم شفافیت در بخش های مختلف از پرداخت حقوق تا فعالیتهای جاری شرکت جز لاینفک شرکت است. شرکت به شدت بروکراتیک است و قوانین و شرایط جدید نیز به این بروکراتیک بودن دامن میزنند، پس اگر مثلا دریافت یک سرویس از گروه همکار یا گرفتن یک فایل از عملیات چندین هفته طول کشید نگران نباشید این روال طبیعی است. بخش هایی در شرکت وجود دارد که بدون فشار کاری فعالیت میکنند و بخشهایی کاملا پر فشار، ولی میزان اهمیت گروه شما در شرکت منوط به میزان قدرت چانه زنی رییس و مدیر شما دارد. پس سعی کنید جایی بروید که مدیر قوی داشته باشد. مدیر قوی میتواند حتی خارج از عرف از نظر مالی برای شما امتیاز هایی بگیرد. جمله یی منسوب به دکتر حسابی در مورد کشور های جهان سوم است که در مورد این شرکت صدق میکند. اگر میخوایی شرکت جای بهتری باشد خودت از بین میروی، اگر بخوایی خودت باقی باشی به کار شرکت کاری نداشته باش. پس اگر دیدید چیزی بد ، ناقص و غیر اصولی در شرکت انجام میشود، ولی همه راضی هستند ، یا دست کم میگویند کاری نمیشود کرد، شما هم به آنها ملحق شوید تا راحت تر شرایط را تحمل کنید. ( مثلا اگر تولید یک سیستم سه ماه زمان برد ولی آزمون امنیت آن یکسال سعی کنید این موضوع را بپذیرید ) بی برنامگی در بخش های مختلف شرکت وجود دارد، که به علت درامد بسیار بالای شرکت این بی برنامگی و هدر رفتن سرمایه نمودی ندارد گاهی نیز این تصمیمات در راستی مدیریت قارچی است. مثلا پروژه ایی در شرکت تعریف میشود و درجه اهمیت آن بالا معرفی میگردد، افراد و بخش های زیادی برای انجام آن گسیل میگردند، ولی بعد از مدتی بدون هیچ دست آوردی ، پروژه از بین میرود، یا کاملا از مسیر خود منحرف میگردد. یا مثلا بخش های بزرگی تحت عنوان های غلط انداز ( امنیت ، تحقیق و توسعه و ... ) تشکیل میشود بدون اینکه خروجی مناسبی داشته باشند و به نظر تنها برای بزرگ کردن شرکت و تولید کار برای توجیه هزینه ها تشکیل میگردند. اگر قصد دارید کارمند باشید، یک کارمند بی انگیزه، ولی مطمن از اینکه همیشه حقوق خود را به موقع میگیرید ( آب باریکه)، به خدمات خوش آمدید !! وگرنه احتمال رضایت شغلی شما در شرکت بسیار کم است در مورد حقوق و مزایا قبل از ورود حتما بررسی کنید، برخی قولهایی که داده میشود ، مثلا 24 پایه و غیره عملی نمیشود. شرکت گاهی پرداختهای مختلف نیز دارد ، ولی کلا حقوق دریافتی متوسطی در شرکت خواهید داشت و افزایش حقوق طبق قانون کار میباشد شرکت هیچ سخاوتی در این مورد ندارد. در شرکت وامهایی نیز وجود دارد، که بعد از گذشت زمان حضور شما در شرکت و به تدریج به شما پرداخت میگردد. این طمان انتظار برای وام مناسب تقریبا 5 سال است بعد از ورود به شرکت شما کارمند معمولی هستید و اگر قصد خروج داشته باشید ، برای شرکت اهمیتی نخواهید داشت. پس شما در شرکت نیروی انسانی هستید نه منبع انسانی. صمیم گیری در مورد کار در شرکت خدمات مثل تصمیم گیری دختری است که خواستگاری دارد، پیر و فرتوت که احتمالا ازدواج دختر با آن از نظر این پیرمرد خیلی هم مهم نیست، این نشد شخصی دیگر، ولی این پیر مرد پول دار است، با آن زندگی جاری شما نه زیاد ، ولی کم و مداوم تامین است! پس اگر در صنعت نرم افزار جوان هستید شرکت های دیگر ، که جوان و آینده دار هستند ، ولی طبیعتا در اول کار خیلی پولی ندارند، برای شما انتخاب مناسب تری است ، دست کم میتوانید یکی دو سال در محیط شاداب کار کنید و مزه واقعی کار در محیط فنی را بچشید.
شرکتی که در این تجربه ذکر میکنم اسنپ دکتر بود. فضای کار آنجا خیلی بسته بود و احساس میکردم فضای صحبت درباره شرایط کاری برای کارکنان به شدت محدود است. مدیران بیشتر به دنبال رابطههای غیرکاری با کارمندان بودند تا ایجاد محیطی حرفهای، و این جو سالمی به حساب نمیآمد. برای دختران هم به نظر میرسید کارفرما با وجود ادعای معمولی بودن فضای کار، راحت بودن را به شیوهای نامساعد به زبان میآورد و شرایط را برای آنان سختتر میکرد. به عنوان نمونه، گاهی رویکردها و رفتارها به زنان به شکلهای خارج از ساعات کاری و OnCall شدن تبدیل میشد و نظم اداری قابل قبولی وجود نداشت. حقیقتا شرایط کار افتضاح بود و شنیده بودم که این سبک مدیریتی در کل شرکت وجود دارد، اما انتظار داشتم اسنپ دکتر تفاوتی با سایر بخشهای اسنپ داشته باشد؛ در نهایت حس کردم همان تفاوتی که hoped بود، وجود ندارد. محله کار ما در ساختمانی واقع در نزدیکی زعفرانیه بود.
حقوق افتضاح 35 نفر توی مای تابه غذر گرم میکنن همه نیروها مشکلات معده پیدا کردند چون توی آشپزخونه 10 متری باید غذا خورد حقوق سه ماه یه بار میدن ناهار و صبحانه و میان وعده که اصلا نمیدونن چی هست مدیرشون منتظر نون تا پرسنل بخرن مصرف دستمال کاغذی هم چک میشه
من بیش از ۶ ماه هست که در آسا مشغول به کار هستم. قبل از ورودم به شرکت هم کامنت های این پیج رو خونده بودم. علت این که تصمیم گرفتم تجربیات و برداشت های شخصی خودم رو به اشتراک بذارم اینه که به نظرم خیلی از نکاتی که در کامنت ها گفته شده، با وجود این که درسته، اما غلط اندازه. به همین خاطر میخواستم به کسانی که توی فکر پیوستن به این مجموعه هستند کمکی کرده باشم. من فعلا تا اینجای کار از شرایطم در این شرکت راضی هستم. اما فکر میکنم علت این رضایت بیشتر این باشه که سطح توقعم از اول هم پایین بود و فکر میکنم بعضی از افرادی که تجربه بد داشتند، از این نظر رویکردشون اشتباه بوده. همونطور که احتمالا در جریان هستید شرکت آسا زیرمجموعه کارگزاری آگاه هست و مجموعه آگاه حدود ۱۵۰۰ نفر پرسنل داره. همین موضوع به تنهایی باید خیلی از مسائل رو برای شما روشن کنه. در تمام شرکت های بزرگ (منظورم از بزرگ، از نظر تعداد پرسنل هست) بدیهیه که شما با همه جور آدمی سر و کار دارید. با سواد، بی سواد، با اخلاق، بی اخلاق و غیره. بنابراین اگر دارید درباره یک شرکت بزرگ (چه آسا، چه مفید، چه علی بابا، چه اسنپ، چه دیجیکالا، ... ) تحقیق میکنید، تجربه من و دیگران در خصوص نحوه برخورد و رفتار همکاران به شما هیچ کمکی نمیکنه. مطمئنا در تمام این شرکت ها آدم خوب و بد وجود داره و تجربه هر کس در این شرکت ها محدود به تیمی میشه که توش فعالیت داشته. طبیعتا طبق تجربه ای هم که من تا حالا اینجا داشتم، آسا هم از این قضیه مستثنی نیست و توش آدم خوب و بد وجود داره. در مورد امکان پیشرفت و ارتقای شغلی، اینی که یک نفر فکر کنه مثلا با مطالعه و ارتقای سطح دانشش روز به روز مدارج ترقی رو طی میکنه و بلند بلند پرواز میکنه و ظرف چند سال روی کره ماه فرود میاد، طرز فکر خیلی بچگانه یی هست. وقتی شما در یک شرکت بزرگ مشغول به کار میشید کارمندید و به احتمال ۹۹ درصد (اگر اتفاق خیلی خاص و استثنا و عجیب غریبی نیفته) تا آخر هم کارمند باقی میمونید و یک حقوق ثابت ماهیانه دارید. بنابراین اگر کسی از ابتدا فکر های بزرگتر از کارمندی در سرش داره، نباید وارد اینجور شرکت ها بشه. برعکس، باید وارد شرکت های کوچکتر بشه و یا حتی اگر شرایطش رو داره خودش شرکت بزنه (که البته تو این اوضاع اقتصادی مملکت، این کار قطعا ریسک بالایی داره). شما در هر حوزه ای که مشغول به کار بشید، احتمالا بین ۱ تا ۳ سال بعد چند نفر زیرمجموعه خواهید داشت و باز هم چند سال بعد در بهترین حالت زیرمجموعه هاتون، زیرمجموعه خواهند داشت و این حداکثر اتفاقیه که میتونه بیفته. نه این که بخوام بگم این نوع پیشرفت ارزشی نداره یا کمه و غیره. منظورم اینه که کسی نمیاد مثلا چند درصد از سود شرکت روی فلان پروژه رو به پاس قدردانی از زحماتتون دو دستی به شما تقدیم کنه. این اتفاق در هیچ شرکت بزرگ و مطرحی نمیفته. اما اگر مثلا شما بتونید یک شرکت کوچیک رو از فرش به عرش برسونید احتمالا خیلی بیشتر از این ها رو هم برای شما به همراه خواهد داشت. بنابراین دوباره تاکید میکنم، سطح توقعتون رو از ابتدا مدیریت کنید. واقعا از بعضی کامنت ها تعجب میکنم. نوشتند بعضی افراد با پارتی بازی جایگاهشون رو در شرکت به دست آوردند. عزیز من مگه انتظاری غیر از این داشتی؟ کدوم شرکت بزرگ (یا حتی کوچیک) دیگه رو میشناسی که اینطوری نباشه؟ یا راجع به بعضی افراد نوشتند که با تملق و چاپلوسی تونستن پیشرفت کنن. نمیدونم افرادی که این ها رو نوشتند تا حالا کجا زندگی و کار میکردن که انقدر این مسائل براشون عجیب و غریبه. بنابراین به این حرف ها توجه نکنید. چیزی که باید درباره ش تحقیق کنید فرهنگ سازمانی شرکت به صورت کلی هست. اینجا هم مثل همه جای دیگه خوبی و بدی داره. موقعیت رو بر اساس شرایط شخصی خودتون بسنجید و ببینید کار کردن در اینجا به دردتون میخوره یا نه. نکات خوب و بدی که به طور کلی در مورد این شرکت به ذهنم میرسه اینا هستن: - حقوق هاش در مقایسه با شرکت های هم تراز خودش متوسط (یا شاید کمی کمتر از متوسط) هست. - پرداخت حقوق (و بیمه) از نظر زمانی کاملا منظم و به موقع هست. اما از نظر عددی، منظم نیست. برای این که مالیات و سایر هزینه هاشون رو کم کنن، حدود ۷۰-۸۰ درصد حقوق رو به صورت ثابت ماهیانه پرداخت میکنن و مابقیش رو نگه میدارن و اواسط هر فصل به تحت عنوان کارانه پرداخت میکنن. یعنی بخشی از حقوق رو دیرتر میدن و بخشی رو زودتر. - از نظر مزایا خوبه. صبحانه و ناهار و میان وعده رایگان هست، بودجه و وام های متنوع با شرایط خوب وجود داره که میتونید ازش استفاده کنید. اتاق بازی داره. در مجموع و به طور کلی در شرکت جو صمیمی هست و اصلا فضا سنگین و اذیت کننده نیست. ولی باز هم میگم، به طور خاص این که در چه تیم و با چه افرادی کار میکنید بیشتر تعیین کننده ست. - در مورد امضای قرارداد خیلی بد و نامنظم عمل میکنن. قرارداد ها با تاخیر چند ماهه امضا میشه و حتما باید پیگیرش باشید. البته متن قراردادهاشون منصفانه هست و اینطوری نیست که یکطرفه به نفع کارفرما باشه. سفته و اینجور چیز ها هم نمیگیرن. یه nda بهتون میدن که متن اون هم منصفانه ست و چیز عجیب غریبی نداره. - از نظر فنی، شرکت پروژه های خوب و سطح بالای زیادی داره که خیلی چیز ها میشه ازش یاد گرفت. اگر قصد مهاجرت نداشته باشید، خود اسم شرکت هم به تنهایی برای رزومه تون خیلی خوبه. اگر قصد مهاجرت داشته باشید، احتمالا تاثیر خاصی نداره.
متاسفانه شرکت پارمیس، یکی از افتضاح ترین تجربههای کاریام هست. به هیچ وجه هیچ رفتار سازمانی در این شرکت تجربه نکردم کاملا به سبک بدوی اداره میشه، با فشار بیمورد و کنترلگرهای شدید، اجبار به پذیرفتن ادلهی کاملا اشتباه، امکانات رفاهی خیلی ناچیز که بارها قطع میشد یا با تاخیر بهرهمند میشدم، رفتار و اخلاق و لحن صحبت کردن کودکانه رو بارها تجربه کردم. از نظر کیفیت برخورد کمترین از نظر میزان حرفهیی بودن (سواد تولید محصول و عرضه، سواد ارتباط اجتماعی) کمترین از نظر مدیریت بحران کمترین از نظر مدیریت زمان کمترین از نظر مدیریت منابع انسانی کمترین این شرکت صرفا یک شرکت فامیلی کوچک ست با سطح توقع بسیار بالا و پرداختی بسیار پایین و پرچالش. همکاران بسیار خوبی رو داشتم با مدیرانی کاملا نابلد و پرخاشگر
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.