بهخاطر این شرکت، تجربهام رو به گونهای بازنویسی میکنم که با واقعیت حس من جور باشه و بتونم به آدمهای دنبال کار توضیح بدم. داستان رو از یه نگاه کلی شروع میکنم و بعد جزییات رو به ترتیب میگنجونم. من برای بقیه کسانی که دنبال استخدام تو این شرکت هستند، با وجدان کامل توضیح میدم که وقتی رزومهام رو فرستادم، معمولا بیغربال با همه تماس میگیرن و برای مصاحبه وقت میذارن. در روز مصاحبه هم از من آزمون تخصصی و بخش فنی میخوان و اگر تأیید بشم، برای کار آزمایشی میرم. اعضای هیئت مدیره شرکت از دو مدیر اصلی، آقا و خانم، بهعلاوه سه مدیر میانی که اغلب آقا هستند، تشکیل شدهاند. در مورد مدیران بخشهای مختلف، بهطور واضح باید بگم که مدیر تولید فردی بیسواد، پرحرف، با نظرهای بیمبنا در هر حوزه و بیمسئولیت و بیادب است. مدیر بخشهای فروش و شیمی نسبت به بقیه، اخلاقمدار و مودبتر هستند و شاید تنها بخشی باشند که ارزش کارکردن در شرکت را دارند. مدیر بخش تحقیق و توسعه از نظر اخلاق اجتماعی فردی محترم است و از نظر فنی هم باسواد، اما مدیریتشان بسیار ضعیف است و بهطور کلی حاضر به پذیرش مسئولیت نیستند. هر کاری که با نظر ایشان انجام بدهید در نهایت بهعهدهی شماست و مسئولیت حرفی که زده میشود با شما است. این موضوع خیلی مهم است چون مدیران اصلی رفتارهایشون با کارمند وقتی خطا میکند، بهنظر نمیرسد که انتظار یک رفتار حرفهای از یکی کارمند داشته باشند. نام مدیر منابع انسانی از لحاظ اخلاقی معمولی هستند و بیشتر در حوزههای آرایشی و زیبایی تخصص دارند تا جایگاه خودشان. وظیفهشان عمدتا هماهنگیهای استخدام نیروهای جدید است و تصمیمگیری جدی ندارند؛ جایگاه نمایشی دارند و علاوه بر این، نظارت و پیگیری اطلاعات کارمندان با دوربینهای مداربسته و گزارش به مدیران اصلی از وظایف مهمشان است. مدیران اصلی که اغلب وقتشان را خارج از کشور میگذرانند و شرکت را بهصورت ریموت مدیریت میکنند، از نظر فنی نیروهای زحمتکش و باسواد هستند اما از لحاظ اخلاقی نمرهی بالایی نگرفتهاند. نگاه بالا به پایین کاملا صریح است و به کارمند میگویند وقت من ارزش دارد و باید با احترام کمترین سطح برخورد کرد. تصور کنید اگر در وظیفهای کوچک نقطه ضعفی پیدا شود، جلوی همکاران در محیط کار مشترک با صدای بلند شما را تحقیر میکنند و اتهام کمکاری میزنند. از نظر مدیریتی میشود گفت که مدیران اصلی سواد مدیریتی ندارند و سعی میکنند در همهی کارها حضور فیزیکی یا سرک بکشند. به این ترتیب هیچ سلسلهمراتبی مشخص نیست و مدیران فنی و میانی فقط نمادین هستند. از مزیتهای کار در این شرکت میتوان به اینها اشاره کرد: صبحانه در زمان مشخص، سرویس رفت و برگشت به تهران، پذیرش نیروهای کارآموز با حقوق، و بستههای مناسبتی. اما معایب شدید این شرکت خیلی فراتر از مزایا است. برای اکثر خانمها که از نظر ظاهر مورد توجه مدیر اصلی قرار بگیرند، ترفیع و افزایش حقوق سریعتر اتفاق میافتد؛ بقیه کارکنان حقوقشان طبق قانون کار است و در ابتدای استخدام همه پایه حقوق میگیرند. بعد از مدتی افزایش حقوق بر اساس توانایی شما صورت میگیرد اما باز هم خیلی کمتر از نرخ بازار است و چارچوبی مشخص برای حقوق ندارد؛ به
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سلام بر کسی که میخونی تا آگاهی پیدا کنی : حقوق حداقلی عدم آرامش محیط کاری تنش بین همکاران بسیار بالا استرس بالا مدیر ناکارآمد عدم پرداخت به موقع عدم پرداخت حق و حقوق اداره کار نقض قوانین اداره کار بدون تسهیلات و نکته مثبت مالی تبعیض بیش از اندازه عدم توازن حجم کاری و حقوق اینجا باید فضول خبرچین و زیرآب زن باشی تا بری بالا حق مردم ضایع کنی مهاجرت تمام افراد اصلی این مجموعه به خارج از کشور (مدیرعامل ، برنامه نویس اصلی،مدیران ارشد و میانی، مدیر مالی ، مدیر شهرنما ) و یکسری مدیران بدون سواد به جا مانده اند که بیشتر از این شهرداری و ارباب رجوع ها را به دردسر بیندازند . کل سن افراد این مجموعه به سه سال هم نمیرسه و تمام افراد خبره و قدیمی به خاطر محیط افتضاح و مدیریت نالایق از این دفتر خارج شدند. اینها تماما حقیقت هست و خدا جای حق نشسته است. اگه آرامش ذهن و روح تون مهم هست حتی برای مصاحبه هم اینجا پا نگذارید . مطمئن باشید همیشه انتخاب برتر هست . تا جایی که چند تا زن عقده ای و خاله زنک و زیرآب زن و خودشیرین اونجا را مدیریت کنند. برای خودت ارزش قائل شو بهترین ها میاد سمتت. موفق باشید
من سالها است که در این شرکت کار میکنم و با وجود مدت طولانی حضورم، احساس میکنم اوضاع به همان صورت راکد و نابسامان پیش میرود. در واحدهای مختلف بهوضوح ضعف در سطح دانش و تخصیص فرصتهای عادلانه دیده میشود و مدیران همواره با ادعاهای بالا سعی در پوشاندن نواقص دارند. با این حال من همچنان در کنار پروژهها میمانم و علاقهام به اپلیکیشن و کار تیمی دلیلی است که به ادامه کار پایبند بمانم، اگر تصمیم بگیرم کسی به جای من کارها را انجام دهد، انگار جایگزینی برای من وجود ندارد و نتیجه به اندازه کافی قابل اتکا نخواهد بود.
در این شرکت هیچ وقت احساس امنیت نکردم و روابطم با مدیرانش پر از فشار و رفتارهای ناپسند بود. کار به شکل خانوادگی پیش میرفت و توجهای به نیروها نمیشد. جلسات بیهدف زیادی برگزار میشد و به پروژهها به چشم یک اولویت حیاتی نگاه نمیشد. از فکریهای گسسته و نامنظم در مدیریت برخورد میکنم که نتیجهاش حاصلی نبود جز سردرگمی و ناامیدی. به هر اندازه که توضیح بدهم، باز هم کم است و به هیچ وجه توصیه نمیکنم که به این شرکت مراجعه کنید.
من واقعا تعجب میکنم که یک شرکت میتواند چند نام داشته باشد. در مصاحبه، دو نام دیدم و هر چه جستجو کردم تا جایگاهی را که رزومه فرستادهام نشان بدهد پیدا نکردم؛ الآن میفهمم دی کامپیوتر هم همان تایگر است. دوست ندارم به کارتان بیایند، اما کسانی که سابقه کار دارند، گرمی و سردی محیط را تجربه میکنند و در طول مصاحبه با مشاهده دقیق، همه نکات منفی که اینجا ذکر شده بود را تأیید میکنند. به برخیزان جوانان و کسانی که تازه وارد هستند بگویید: به عمرتان ارزش بدهید و شرکت یا درآمد وزارت کار را بیفایده نبینید. امنیت شغلی، آرامش محیط کار و عدم تنش و اضطراب در حین کار حق هر کارگری است که باید به رایگان در اختیارتان قرار بگیرد.
واقعا چرا الکی میگید کرایه اسنپ باکس بیشتره نسبت به مسافر .دروغ چرا میگید؟؟اسنپ مسافر خیلی بهترو راحت هستش با کرایه بیشتر ولی اسنپ باکس راننده باید همش پیاده بشه بره بگیره باز پیاده بشه بره درب واحد تحویل بده.امان از مدیریت بی سواد.
در زمان حضورم در آسه تجارت آسیا، تجربهای ناخوشایند از منابع انسانی داشتم که باعث کمبود کارایی تیم میشد. رفتارهای سازمانی نامناسب و نبود شناسایی دقیق تخصصها، به همراه کمبود اصول اولیه پیشنیازهای سازمانی، فضای کار را مشکل میکرد. حجم کار بالا و وجود تیم بازیگوش، نبود مهارتهای نرم و سخت کافی در مدیر فناوری اطلاعات را تشدید میکرد. به نظر میرسید تخصص لازم در حوزههای مربوطه وجود ندارد و برخورد با اعضای گروه احترامآمیز نبود.
در نخستین تجربهی من در حوزه کنترل پروژه، با دیدی خوشبین وارد شرکتی شدم که سابقهای درخور داشت و فکر میکردم با ورود به حوزه نفت و گاز، سرمایهگذاری در مسیر صحیحی انجام خواهد شد. اما به محض ورود پی بردم که چیزی از پروژههای نفت و گاز در کار نبود و بیشتر زمانها بیکار ماندم؛ در واقع نمیدانستم دقیقا باید چه کاری انجام بدهم. مدیریت هم حضور من در پنج ماه آنجا را بهطور منظم دنبال نمیکرد و هیچ نشانی از رهبری مشخص و سازنده ندیدم. از طرف همکاران پروژهها هم بارها شنیدم که مدیران با سبک مدیریتی سختگیر و گاهی توصیفهای ناسالمی را مطرح میکنند که با هر فردی سازگار نیست. حقوقی که به توافق رسیده بودیم، با واریزها تفاوت داشت و این مسئله در میان همتیمیها هم به چشم میخورد. با توجه به نبود کار مشخص، فقدان تخصص قابل یادگیری از مدیران و کمبود فرصتهای رشد، تصمیم گرفتم از شرکت خارج شوم؛ چرا که نه تنها کاری معنادار نبود بلکه هیچ چشمانداز روشنی برای پیشرفت هم وجود نداشت و بسیاری از امور به صورت بسته و بینظم دنبال میشد.
سلام! میخواستم تجربه خوبی که داشتم رو با شما به اشتراک بذارم. چند ماه پیش برای کاریابی به یک شرکت معتبر رفتم و واقعا از روند کار و خدماتی که ارائه دادند راضی بودم. تمامی مراحل توضیح داده شد و هزینهای به غیر از توافقات اولیه درخواست نکردن. حتی بعد از مصاحبه اول که موفق نشدم، آقای براری مشاور استرالیا به من کمک کردند تا رزومهام رو بهتر کنم و به مصاحبههای دیگه دعوت شدم. در نهایت، بعد از چندین تلاش، تونستم شغل دلخواهم رو پیدا کنم. این تجربه برای من خیلی مثبت بود چون هم از مشاوره حرفهای استفاده کردم، هم همه چیز شفاف و طبق برنامه پیش رفت. به همه پیشنهاد میکنم اگر دنبال شغل تو استرالیا میگردید، حتما از خدمات کاریابی کاربین استفاده کنید. چون در نهایت تلاش و پشتکار همیشه جواب میده!
من وقتی فهمیدم یکی از بهترین مسئولین انبار عبیدی، آقای عبادی، به سادگی کنار گذاشته شده، واقعا شوکه شدم. با نیروهای مختلف شرکتها کار کردم، اما هر بار که او میدید، لبخند مینشست روی صورتش و انرژی منفی از هیچکس نمیگرفت. از همکاری با او لذت بردم و ازش چیزهای زیادی یاد گرفتم، ولی حیف که مدیران انبار عبیدی به کارایی توجهی ندارند. شرکت عبیدی به دست افراد دیگری افتاده و نگرانیها هم زیاد شده؛ فقط برای آقای عبادی اعم از هر جا که باشد آرزوی موفقیت دارم.
فقط باید بگیم متاسفیم . حیف پول بیت المال که توی شرکتهای امثال شرکت همگام رادین اینجوری با بی کفایتی حروم میشه. صبح تا شب دم از بی پولی میزنن که پول ندارن . ولی یه دیوار رو چندین بار میسازن و کاشی میکنن و بعدش خراب میکنن دوباره میسازن کاشی میکنن و خراب میکنن . ادم یاد کارتون پت و مت میفته
به طور خیلی طولانی و پرتنش بود، اما در نهایت فهمیدم که بهتر است از همان اول با شرکت ارتباط درست را برقرار کنم و انتظار مناسب را داشته باشم. رزومهام که برای این شرکت فرستاده بودم، پس از مدت وقتی طولانی پاسخی نداد و در نهایت تنها از طریق گفتوگو با من به جلسهای دعوت شدن. جلسه مصاحبه برای من خیلی فراتر از حد انتظار بود؛ در اتاق، تعداد زیادی مصاحبهگر حضور داشتند و هرکدام در لحظهای از صحبت دیگری حرف میزد و سوال خودش را مطرح میکرد. این رفتار برایم کمی گیجکننده و ناخوشایند بود و به نوعی احساس بینظمی میکرد. در نهایت پس از جلسه احساس کردم دوست داشتم از آن محیط خارج شوم. تجربه برایم به شدت ناامیدکننده بود.
برای من تجربهی مصاحبه خیلی ناخوشایند بود؛ به نظرم روند کار درست نبود و انتظارها خیلی بالاتر از واقعیت بود. مصاحبهکننده تلاش میکرد خودش را خیلی باحال نشان بدهد اما در عمل مشکلاتی را با طرح سوالهای غیر مرتبط و گاه نامفهوم ایجاد میکرد. سوالات به شکلی کلی و طولانی ارائه شدند و به نظر میرسید بیش از اندازه به کارکرد واحد HR اشباع نشدهاند. بیش از سیصد سوال به شکل نظرخواهی دربارهی مسائل معمولی پرسیده شد که نتیجهاش سردرگمی بیشتر بود. همچنین فرآیند دعوت به مصاحبه و سایر مراحل بیش از دو ماه طول کشید و این زمان خاموشکنندهی انگیزه بود.
یکی از مزخرف ترین مصاحبه ها که رفتم. 2 نفر به عنوان مصاحبه کننده که به شدت از لحاظ فنی سطح پایینی داشتن، اومدن و حدود 4.5 ساعت مصاحبه کردن، خودشون گفتن ما دیگه خسته شدیم و سوالی نداریم! این چه تیپ مصاحبه مسخره ای آخه؟! الان سه ماه گذاشته هنوز هیچ خبری هم ندادن. برای داده ورزی سداد رزومه ندین چون کاملا اتلاف وقت و انرژی هست جای تاسف فراوان که کسی بره این شرکت دوزاری
وقتی وارد شرکت قاصدک سامانه شدم، فهمیدم در یک فضای خانوادگی نسبتا نامرتب کار میکنم که عموما از فضای حرفهای فاصله دارد. شرایط پذیرش نیروها به نظر میرسید که بیشتر به روابط خانوادگی بستگی دارد تا تخصص و تجربه واقعی افراد. حقوق، همینطور که انتظار داشتم، با استانداردهای معمول بازار فاصله داشت و گاهی پرداختها به موقع نبود. گاهی گفته میشد حقوق به شکل روزانه محاسبه میشود و در بعضی مواقع خبری از پرداخت بهموقع نبود. به نظر میرسید که تفکیک مسئولیتها و جایگاههای کاری به وضوح تعریف نشده و برخی از همکاران با روابط خانوادگی یا رانت به جای شایستگی ارتقا میکردند. فضای کاری پر از سروصدا و دعواهای خانوادگی بود که اغلب به شکل جلسات و گفتگوهای غیررسمی ادامه پیدا میکرد. از مزیتهای ظاهرا شرکت، نوشیدنیهای رایگان یا امکانات رفاهی کمو بیش مطرح میشد، اما اینها با جنبههای منفی کار مانند فشارکاری زیاد، کمبود قدران و طلبکاریهای برخی همکاران همراه بود. برخورد با درخواستها و انتقادات اغلب به شکل شخصی و با شدت بیان میشد و مدیریت به نظر میرسید که چندان ثابت و ساختارمند نیست. تعهدهای کاری هم به شکل سختگیرانهای اعمال میشدند؛ قراردادهای سهسالهای که به نظر میرسید با امنیت شغلی کمرنگی همراه است و پیوست فشارها و الزامات غیرواقعی را هم در بر میگرفت. سرویس رفت و آمد نیز به نظر میرسید که با اقداماتی غیربهینه اداره میشد و هیچوقت از دید کارمندانی که به آن احتیاج داشتند، بهطور کامل توضیح داده نمیشد. در نهایت با تمام این مسائل، تصمیم گرفتم از شرکت خارج شوم و از تجربهی آن درس بگیرم. به گفته من، اوضاع به دلیل نبود برنامهریزی دقیق و مدیریت حرفهای، به شکل قابل قبول پیش نمیرفت و احساس میکردم که هیچکس واقعا از حقوق و زمانبندی کاری دفاع نمیکند.
شرکت تهویه را تجربه کردم و به واقعیتهای تلخی از کار در چنین فضایی برخوردم. اوایل فکر میکردم امنیت شغلی وجود دارد، اما خیلی زود متوجه شدم که روابط خانوادگی بر همه چیز سایه میاندازد و گاه ترجیح میدهند به افراد فامیل امتياز بدهند تا به دیگران. حقوق هم بهطور منظم و عادلانه پرداخت نمیشود و گاهی حتی به موقع پرداخت نشده است. در محیطی که درآمدها پایین است، فشارهای خانوادگی و جدیتهای کمخطر بابت مزایا تبدیل به خوراک روزمره میشود؛ از جمله این که جایزهها یا نوشیدنیهای رایگان هم به شکل محدود و غیرمنصفانه ارائه میشود. تماسها با تیم به صورت گسترده خانوادگی است و صدای داد وزندگی در محیط کار شنیده میشود؛ مسائلی که به نظر من ریشههای رفتاری و مدیریتی نامطلوبی دارند. کارها به اندازه زیاد و با انتظاراتی غیرمنصفانه انجام میشود و از نیروهای بدون تشکرات کافی و بدون قدردانی مداوم انتظار دارند که هر طور شده کار را به پایان برسانند. به نظر میرسد برخی همکاران از موقعیت خود سوءاستفاده میکنند و با وجود ادعاهای بزرگ، نتایج واقعی چندان قابل دفاع نیست. در داخل مجموعه، ارتباطات به گونهای است که گمان میبرند با رانتی یا پشتیبانیهای خانوادگی میتوانند اوضاع را کنترل کنند. از لحاظ مدیریتی، قدیمیترین نیروها همچنان مدت طولانیای است که مدت زیادی نیستند و این نشان میدهد که ساختار شرکت خیلی پویاست نیست. حقوق روزانه به صورت دورهای پرداخت میشود و گاهی سابقهای از پرداخت بهموقع وجود ندارد. از طرفی، صحبت از نیروهای دارای ادعاهای اخلاقی یا دینی هم گویای سطوح بالای تنش و فشار است. حجم کار بالاست و از نظر من مسائل مربوط به رفتارهای طلبکارانه در بین برخی افراد مشاهده میشد. فضای کار بیشتر به سمت صرفهجویی در هزینهها و تمرکز بر جذب نیروهای فامیل با مزایا غیرمتوازن میرفت. حتی سرویس رفت و آمد هم به نظر میرسید که بیشتر برای خانوادهها و آشنایان باشد تا برای تیم کارآمد. تعهد سه ساله هم در کنار این مسائل، به نظر من بیشتر شبیه زنجیر باشد تا امنیت شغلی واقعی؛ به طوری که تاوان کوتاهی در آینده با خود بدهی، و این به اعتماد بین کارمند و کارفرما ضربه میزند. خوشبختانه تا الان از آنجا جدا شدم و به دنبال محیطی با شفافیت و انصاف بهتر هستم.
برای من محرز است که در این شرکت رفتارهای ناپسند و نامناسب زیادی وجود داشت و از همان ابتدا با وعدههای اغراقآمیز وارد شدم. انگیزهام را سعی میکردند با تبلیغی فریبنده بالا ببرند، اما پس از مدت کوتاهی به جای حمایت، با فشار و رفتارهای روانی ناسالم روبهرو شدم و احساس کردم که قصد دارند من را از زندگی کارمندی بیرون بکشند. در کنار این مشکلات، آشکار شد که یکی از همکاران آیتی با مشکلی جدی روبهروست و رفتارهای خطرناکی از او گزارش میشد، که به دلیل موقعیت و روابط داخلی، کسی جرئت حرف زدن در برابرش را نداشت. مدیر منابع انسانی هم به طور واضح بیرحم و خودخواه بود و به نظر میرسید از خودمحوری و پشتکار کمتری نشان دهد و اعتراضها را به شدت سرکوب میکرد. اگر برایتان محیط کار سالم، شفافیت و امنیت روانی اهمیت دارد، پیشنهاد میکنم در اینجا حضور پیدا نکنید.
من از حضور در وطن زرین به عنوان تجربهای واقعا تلخ یاد میکنم. در یک شرکت بازاریابی شبکهای، افراد با انگیزه و پرتلاش را میگیرند و غالبا با وعدههای واهی و انگیزههای سطحی آنها را به کار میگیرند. اول باعث میشند با هیجان جلو بیایند و سپس در محیطی ناسالم همان انگیزه را از بین میبرند و با رفتارهای نامناسب روانی فضا را برایشان دشوار میکنند تا جایی که نفر مقابل از شدت فشار بخواهد کنار بکشد. با وجود حاشیهها و شایعات، واقعا احساس میکردم که جو ناراحتکنندهای حاکم است. یکی از همکاران آی تی در این مجموعه به شدت نسبت به روابط جنسی نامناسب داشت و رفتارهای نامطلوبی از خودش نشان میداد که به لحاظ اخلاقی خطرناک است؛ اما به دلیل پارتی، جرات اعتراض وجود نداشت و مدیر منابع انسانی هم با بیتفاوتی و خودخواهی از این وضعیت حمایت میکرد. کسانی که قصد اعتراض داشتند هم به شدت سرکوب میشدند. اگر برای شما محیط کاری سالم اهمیت دارد، من اینجا را پیشنهاد نمیکنم.
وقتی وارد این شرکت شدم، با وعدههای جذاب و انگیزهبخش کار رو با انرژی بالا شروع کردم، اما خیلی زود متوجه شدم که پشت این ظاهر زیبا چیزهای ناخوشایند وجود دارد. از همان ابتدا فشارهای غیرواقعی و دروغهای پیاپی به من تحمیل شد تا جایی که روحیهام به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و احساس کردم تنها هدفشان اذیت و زیر سوال بردن افراد است. رفتارهای ناپسند و جنسی برخی همکاران به وضوح دیده میشد و معمولا به علت وجود روابط و پارتیها از پاسخگویی فرار میشد. مدیر منابع انسانی هم به شدت بیوجدان و خودخواه بود و از خودشیفتگی رنج میبرد؛ کسانی که قصد اعتراض داشتند با برخوردهای سخت و سرکوبگرانه روبهرو میشدند. اگر محیط کار سالم برایتان اهمیت دارد، توصیه میکنم به اینجا نروید.
برای یک پروژه یک ساله با من قرارداد بستند، اما پس از پنج ماه پروژه را لغو کردند و به راحتی از من و همکاران دیگر برای پروژه میخواستند استعفا بدهیم، بدون پرداخت حقوق ماه آخر و بدون تسویهحساب؛ حالا هم پس از یک سال هنوز تسویهای نکردند. عقد قرارداد هم با دریافت سفته همراه بود و شرکت نسبت به نیروی کار خیلی بیتوجه و بیمسئولیت به نظر میآمد.
بهخاطر این شرکت، تجربهام رو به گونهای بازنویسی میکنم که با واقعیت حس من جور باشه و بتونم به آدمهای دنبال کار توضیح بدم. داستان رو از یه نگاه کلی شروع میکنم و بعد جزییات رو به ترتیب میگنجونم. من برای بقیه کسانی که دنبال استخدام تو این شرکت هستند، با وجدان کامل توضیح میدم که وقتی رزومهام رو فرستادم، معمولا بیغربال با همه تماس میگیرن و برای مصاحبه وقت میذارن. در روز مصاحبه هم از من آزمون تخصصی و بخش فنی میخوان و اگر تأیید بشم، برای کار آزمایشی میرم. اعضای هیئت مدیره شرکت از دو مدیر اصلی، آقا و خانم، بهعلاوه سه مدیر میانی که اغلب آقا هستند، تشکیل شدهاند. در مورد مدیران بخشهای مختلف، بهطور واضح باید بگم که مدیر تولید فردی بیسواد، پرحرف، با نظرهای بیمبنا در هر حوزه و بیمسئولیت و بیادب است. مدیر بخشهای فروش و شیمی نسبت به بقیه، اخلاقمدار و مودبتر هستند و شاید تنها بخشی باشند که ارزش کارکردن در شرکت را دارند. مدیر بخش تحقیق و توسعه از نظر اخلاق اجتماعی فردی محترم است و از نظر فنی هم باسواد، اما مدیریتشان بسیار ضعیف است و بهطور کلی حاضر به پذیرش مسئولیت نیستند. هر کاری که با نظر ایشان انجام بدهید در نهایت بهعهدهی شماست و مسئولیت حرفی که زده میشود با شما است. این موضوع خیلی مهم است چون مدیران اصلی رفتارهایشون با کارمند وقتی خطا میکند، بهنظر نمیرسد که انتظار یک رفتار حرفهای از یکی کارمند داشته باشند. نام مدیر منابع انسانی از لحاظ اخلاقی معمولی هستند و بیشتر در حوزههای آرایشی و زیبایی تخصص دارند تا جایگاه خودشان. وظیفهشان عمدتا هماهنگیهای استخدام نیروهای جدید است و تصمیمگیری جدی ندارند؛ جایگاه نمایشی دارند و علاوه بر این، نظارت و پیگیری اطلاعات کارمندان با دوربینهای مداربسته و گزارش به مدیران اصلی از وظایف مهمشان است. مدیران اصلی که اغلب وقتشان را خارج از کشور میگذرانند و شرکت را بهصورت ریموت مدیریت میکنند، از نظر فنی نیروهای زحمتکش و باسواد هستند اما از لحاظ اخلاقی نمرهی بالایی نگرفتهاند. نگاه بالا به پایین کاملا صریح است و به کارمند میگویند وقت من ارزش دارد و باید با احترام کمترین سطح برخورد کرد. تصور کنید اگر در وظیفهای کوچک نقطه ضعفی پیدا شود، جلوی همکاران در محیط کار مشترک با صدای بلند شما را تحقیر میکنند و اتهام کمکاری میزنند. از نظر مدیریتی میشود گفت که مدیران اصلی سواد مدیریتی ندارند و سعی میکنند در همهی کارها حضور فیزیکی یا سرک بکشند. به این ترتیب هیچ سلسلهمراتبی مشخص نیست و مدیران فنی و میانی فقط نمادین هستند. از مزیتهای کار در این شرکت میتوان به اینها اشاره کرد: صبحانه در زمان مشخص، سرویس رفت و برگشت به تهران، پذیرش نیروهای کارآموز با حقوق، و بستههای مناسبتی. اما معایب شدید این شرکت خیلی فراتر از مزایا است. برای اکثر خانمها که از نظر ظاهر مورد توجه مدیر اصلی قرار بگیرند، ترفیع و افزایش حقوق سریعتر اتفاق میافتد؛ بقیه کارکنان حقوقشان طبق قانون کار است و در ابتدای استخدام همه پایه حقوق میگیرند. بعد از مدتی افزایش حقوق بر اساس توانایی شما صورت میگیرد اما باز هم خیلی کمتر از نرخ بازار است و چارچوبی مشخص برای حقوق ندارد؛ به
سلام بر کسی که میخونی تا آگاهی پیدا کنی : حقوق حداقلی عدم آرامش محیط کاری تنش بین همکاران بسیار بالا استرس بالا مدیر ناکارآمد عدم پرداخت به موقع عدم پرداخت حق و حقوق اداره کار نقض قوانین اداره کار بدون تسهیلات و نکته مثبت مالی تبعیض بیش از اندازه عدم توازن حجم کاری و حقوق اینجا باید فضول خبرچین و زیرآب زن باشی تا بری بالا حق مردم ضایع کنی مهاجرت تمام افراد اصلی این مجموعه به خارج از کشور (مدیرعامل ، برنامه نویس اصلی،مدیران ارشد و میانی، مدیر مالی ، مدیر شهرنما ) و یکسری مدیران بدون سواد به جا مانده اند که بیشتر از این شهرداری و ارباب رجوع ها را به دردسر بیندازند . کل سن افراد این مجموعه به سه سال هم نمیرسه و تمام افراد خبره و قدیمی به خاطر محیط افتضاح و مدیریت نالایق از این دفتر خارج شدند. اینها تماما حقیقت هست و خدا جای حق نشسته است. اگه آرامش ذهن و روح تون مهم هست حتی برای مصاحبه هم اینجا پا نگذارید . مطمئن باشید همیشه انتخاب برتر هست . تا جایی که چند تا زن عقده ای و خاله زنک و زیرآب زن و خودشیرین اونجا را مدیریت کنند. برای خودت ارزش قائل شو بهترین ها میاد سمتت. موفق باشید
من سالها است که در این شرکت کار میکنم و با وجود مدت طولانی حضورم، احساس میکنم اوضاع به همان صورت راکد و نابسامان پیش میرود. در واحدهای مختلف بهوضوح ضعف در سطح دانش و تخصیص فرصتهای عادلانه دیده میشود و مدیران همواره با ادعاهای بالا سعی در پوشاندن نواقص دارند. با این حال من همچنان در کنار پروژهها میمانم و علاقهام به اپلیکیشن و کار تیمی دلیلی است که به ادامه کار پایبند بمانم، اگر تصمیم بگیرم کسی به جای من کارها را انجام دهد، انگار جایگزینی برای من وجود ندارد و نتیجه به اندازه کافی قابل اتکا نخواهد بود.
در این شرکت هیچ وقت احساس امنیت نکردم و روابطم با مدیرانش پر از فشار و رفتارهای ناپسند بود. کار به شکل خانوادگی پیش میرفت و توجهای به نیروها نمیشد. جلسات بیهدف زیادی برگزار میشد و به پروژهها به چشم یک اولویت حیاتی نگاه نمیشد. از فکریهای گسسته و نامنظم در مدیریت برخورد میکنم که نتیجهاش حاصلی نبود جز سردرگمی و ناامیدی. به هر اندازه که توضیح بدهم، باز هم کم است و به هیچ وجه توصیه نمیکنم که به این شرکت مراجعه کنید.
من واقعا تعجب میکنم که یک شرکت میتواند چند نام داشته باشد. در مصاحبه، دو نام دیدم و هر چه جستجو کردم تا جایگاهی را که رزومه فرستادهام نشان بدهد پیدا نکردم؛ الآن میفهمم دی کامپیوتر هم همان تایگر است. دوست ندارم به کارتان بیایند، اما کسانی که سابقه کار دارند، گرمی و سردی محیط را تجربه میکنند و در طول مصاحبه با مشاهده دقیق، همه نکات منفی که اینجا ذکر شده بود را تأیید میکنند. به برخیزان جوانان و کسانی که تازه وارد هستند بگویید: به عمرتان ارزش بدهید و شرکت یا درآمد وزارت کار را بیفایده نبینید. امنیت شغلی، آرامش محیط کار و عدم تنش و اضطراب در حین کار حق هر کارگری است که باید به رایگان در اختیارتان قرار بگیرد.
واقعا چرا الکی میگید کرایه اسنپ باکس بیشتره نسبت به مسافر .دروغ چرا میگید؟؟اسنپ مسافر خیلی بهترو راحت هستش با کرایه بیشتر ولی اسنپ باکس راننده باید همش پیاده بشه بره بگیره باز پیاده بشه بره درب واحد تحویل بده.امان از مدیریت بی سواد.
در زمان حضورم در آسه تجارت آسیا، تجربهای ناخوشایند از منابع انسانی داشتم که باعث کمبود کارایی تیم میشد. رفتارهای سازمانی نامناسب و نبود شناسایی دقیق تخصصها، به همراه کمبود اصول اولیه پیشنیازهای سازمانی، فضای کار را مشکل میکرد. حجم کار بالا و وجود تیم بازیگوش، نبود مهارتهای نرم و سخت کافی در مدیر فناوری اطلاعات را تشدید میکرد. به نظر میرسید تخصص لازم در حوزههای مربوطه وجود ندارد و برخورد با اعضای گروه احترامآمیز نبود.
در نخستین تجربهی من در حوزه کنترل پروژه، با دیدی خوشبین وارد شرکتی شدم که سابقهای درخور داشت و فکر میکردم با ورود به حوزه نفت و گاز، سرمایهگذاری در مسیر صحیحی انجام خواهد شد. اما به محض ورود پی بردم که چیزی از پروژههای نفت و گاز در کار نبود و بیشتر زمانها بیکار ماندم؛ در واقع نمیدانستم دقیقا باید چه کاری انجام بدهم. مدیریت هم حضور من در پنج ماه آنجا را بهطور منظم دنبال نمیکرد و هیچ نشانی از رهبری مشخص و سازنده ندیدم. از طرف همکاران پروژهها هم بارها شنیدم که مدیران با سبک مدیریتی سختگیر و گاهی توصیفهای ناسالمی را مطرح میکنند که با هر فردی سازگار نیست. حقوقی که به توافق رسیده بودیم، با واریزها تفاوت داشت و این مسئله در میان همتیمیها هم به چشم میخورد. با توجه به نبود کار مشخص، فقدان تخصص قابل یادگیری از مدیران و کمبود فرصتهای رشد، تصمیم گرفتم از شرکت خارج شوم؛ چرا که نه تنها کاری معنادار نبود بلکه هیچ چشمانداز روشنی برای پیشرفت هم وجود نداشت و بسیاری از امور به صورت بسته و بینظم دنبال میشد.
سلام! میخواستم تجربه خوبی که داشتم رو با شما به اشتراک بذارم. چند ماه پیش برای کاریابی به یک شرکت معتبر رفتم و واقعا از روند کار و خدماتی که ارائه دادند راضی بودم. تمامی مراحل توضیح داده شد و هزینهای به غیر از توافقات اولیه درخواست نکردن. حتی بعد از مصاحبه اول که موفق نشدم، آقای براری مشاور استرالیا به من کمک کردند تا رزومهام رو بهتر کنم و به مصاحبههای دیگه دعوت شدم. در نهایت، بعد از چندین تلاش، تونستم شغل دلخواهم رو پیدا کنم. این تجربه برای من خیلی مثبت بود چون هم از مشاوره حرفهای استفاده کردم، هم همه چیز شفاف و طبق برنامه پیش رفت. به همه پیشنهاد میکنم اگر دنبال شغل تو استرالیا میگردید، حتما از خدمات کاریابی کاربین استفاده کنید. چون در نهایت تلاش و پشتکار همیشه جواب میده!
من وقتی فهمیدم یکی از بهترین مسئولین انبار عبیدی، آقای عبادی، به سادگی کنار گذاشته شده، واقعا شوکه شدم. با نیروهای مختلف شرکتها کار کردم، اما هر بار که او میدید، لبخند مینشست روی صورتش و انرژی منفی از هیچکس نمیگرفت. از همکاری با او لذت بردم و ازش چیزهای زیادی یاد گرفتم، ولی حیف که مدیران انبار عبیدی به کارایی توجهی ندارند. شرکت عبیدی به دست افراد دیگری افتاده و نگرانیها هم زیاد شده؛ فقط برای آقای عبادی اعم از هر جا که باشد آرزوی موفقیت دارم.
فقط باید بگیم متاسفیم . حیف پول بیت المال که توی شرکتهای امثال شرکت همگام رادین اینجوری با بی کفایتی حروم میشه. صبح تا شب دم از بی پولی میزنن که پول ندارن . ولی یه دیوار رو چندین بار میسازن و کاشی میکنن و بعدش خراب میکنن دوباره میسازن کاشی میکنن و خراب میکنن . ادم یاد کارتون پت و مت میفته
به طور خیلی طولانی و پرتنش بود، اما در نهایت فهمیدم که بهتر است از همان اول با شرکت ارتباط درست را برقرار کنم و انتظار مناسب را داشته باشم. رزومهام که برای این شرکت فرستاده بودم، پس از مدت وقتی طولانی پاسخی نداد و در نهایت تنها از طریق گفتوگو با من به جلسهای دعوت شدن. جلسه مصاحبه برای من خیلی فراتر از حد انتظار بود؛ در اتاق، تعداد زیادی مصاحبهگر حضور داشتند و هرکدام در لحظهای از صحبت دیگری حرف میزد و سوال خودش را مطرح میکرد. این رفتار برایم کمی گیجکننده و ناخوشایند بود و به نوعی احساس بینظمی میکرد. در نهایت پس از جلسه احساس کردم دوست داشتم از آن محیط خارج شوم. تجربه برایم به شدت ناامیدکننده بود.
برای من تجربهی مصاحبه خیلی ناخوشایند بود؛ به نظرم روند کار درست نبود و انتظارها خیلی بالاتر از واقعیت بود. مصاحبهکننده تلاش میکرد خودش را خیلی باحال نشان بدهد اما در عمل مشکلاتی را با طرح سوالهای غیر مرتبط و گاه نامفهوم ایجاد میکرد. سوالات به شکلی کلی و طولانی ارائه شدند و به نظر میرسید بیش از اندازه به کارکرد واحد HR اشباع نشدهاند. بیش از سیصد سوال به شکل نظرخواهی دربارهی مسائل معمولی پرسیده شد که نتیجهاش سردرگمی بیشتر بود. همچنین فرآیند دعوت به مصاحبه و سایر مراحل بیش از دو ماه طول کشید و این زمان خاموشکنندهی انگیزه بود.
یکی از مزخرف ترین مصاحبه ها که رفتم. 2 نفر به عنوان مصاحبه کننده که به شدت از لحاظ فنی سطح پایینی داشتن، اومدن و حدود 4.5 ساعت مصاحبه کردن، خودشون گفتن ما دیگه خسته شدیم و سوالی نداریم! این چه تیپ مصاحبه مسخره ای آخه؟! الان سه ماه گذاشته هنوز هیچ خبری هم ندادن. برای داده ورزی سداد رزومه ندین چون کاملا اتلاف وقت و انرژی هست جای تاسف فراوان که کسی بره این شرکت دوزاری
وقتی وارد شرکت قاصدک سامانه شدم، فهمیدم در یک فضای خانوادگی نسبتا نامرتب کار میکنم که عموما از فضای حرفهای فاصله دارد. شرایط پذیرش نیروها به نظر میرسید که بیشتر به روابط خانوادگی بستگی دارد تا تخصص و تجربه واقعی افراد. حقوق، همینطور که انتظار داشتم، با استانداردهای معمول بازار فاصله داشت و گاهی پرداختها به موقع نبود. گاهی گفته میشد حقوق به شکل روزانه محاسبه میشود و در بعضی مواقع خبری از پرداخت بهموقع نبود. به نظر میرسید که تفکیک مسئولیتها و جایگاههای کاری به وضوح تعریف نشده و برخی از همکاران با روابط خانوادگی یا رانت به جای شایستگی ارتقا میکردند. فضای کاری پر از سروصدا و دعواهای خانوادگی بود که اغلب به شکل جلسات و گفتگوهای غیررسمی ادامه پیدا میکرد. از مزیتهای ظاهرا شرکت، نوشیدنیهای رایگان یا امکانات رفاهی کمو بیش مطرح میشد، اما اینها با جنبههای منفی کار مانند فشارکاری زیاد، کمبود قدران و طلبکاریهای برخی همکاران همراه بود. برخورد با درخواستها و انتقادات اغلب به شکل شخصی و با شدت بیان میشد و مدیریت به نظر میرسید که چندان ثابت و ساختارمند نیست. تعهدهای کاری هم به شکل سختگیرانهای اعمال میشدند؛ قراردادهای سهسالهای که به نظر میرسید با امنیت شغلی کمرنگی همراه است و پیوست فشارها و الزامات غیرواقعی را هم در بر میگرفت. سرویس رفت و آمد نیز به نظر میرسید که با اقداماتی غیربهینه اداره میشد و هیچوقت از دید کارمندانی که به آن احتیاج داشتند، بهطور کامل توضیح داده نمیشد. در نهایت با تمام این مسائل، تصمیم گرفتم از شرکت خارج شوم و از تجربهی آن درس بگیرم. به گفته من، اوضاع به دلیل نبود برنامهریزی دقیق و مدیریت حرفهای، به شکل قابل قبول پیش نمیرفت و احساس میکردم که هیچکس واقعا از حقوق و زمانبندی کاری دفاع نمیکند.
شرکت تهویه را تجربه کردم و به واقعیتهای تلخی از کار در چنین فضایی برخوردم. اوایل فکر میکردم امنیت شغلی وجود دارد، اما خیلی زود متوجه شدم که روابط خانوادگی بر همه چیز سایه میاندازد و گاه ترجیح میدهند به افراد فامیل امتياز بدهند تا به دیگران. حقوق هم بهطور منظم و عادلانه پرداخت نمیشود و گاهی حتی به موقع پرداخت نشده است. در محیطی که درآمدها پایین است، فشارهای خانوادگی و جدیتهای کمخطر بابت مزایا تبدیل به خوراک روزمره میشود؛ از جمله این که جایزهها یا نوشیدنیهای رایگان هم به شکل محدود و غیرمنصفانه ارائه میشود. تماسها با تیم به صورت گسترده خانوادگی است و صدای داد وزندگی در محیط کار شنیده میشود؛ مسائلی که به نظر من ریشههای رفتاری و مدیریتی نامطلوبی دارند. کارها به اندازه زیاد و با انتظاراتی غیرمنصفانه انجام میشود و از نیروهای بدون تشکرات کافی و بدون قدردانی مداوم انتظار دارند که هر طور شده کار را به پایان برسانند. به نظر میرسد برخی همکاران از موقعیت خود سوءاستفاده میکنند و با وجود ادعاهای بزرگ، نتایج واقعی چندان قابل دفاع نیست. در داخل مجموعه، ارتباطات به گونهای است که گمان میبرند با رانتی یا پشتیبانیهای خانوادگی میتوانند اوضاع را کنترل کنند. از لحاظ مدیریتی، قدیمیترین نیروها همچنان مدت طولانیای است که مدت زیادی نیستند و این نشان میدهد که ساختار شرکت خیلی پویاست نیست. حقوق روزانه به صورت دورهای پرداخت میشود و گاهی سابقهای از پرداخت بهموقع وجود ندارد. از طرفی، صحبت از نیروهای دارای ادعاهای اخلاقی یا دینی هم گویای سطوح بالای تنش و فشار است. حجم کار بالاست و از نظر من مسائل مربوط به رفتارهای طلبکارانه در بین برخی افراد مشاهده میشد. فضای کار بیشتر به سمت صرفهجویی در هزینهها و تمرکز بر جذب نیروهای فامیل با مزایا غیرمتوازن میرفت. حتی سرویس رفت و آمد هم به نظر میرسید که بیشتر برای خانوادهها و آشنایان باشد تا برای تیم کارآمد. تعهد سه ساله هم در کنار این مسائل، به نظر من بیشتر شبیه زنجیر باشد تا امنیت شغلی واقعی؛ به طوری که تاوان کوتاهی در آینده با خود بدهی، و این به اعتماد بین کارمند و کارفرما ضربه میزند. خوشبختانه تا الان از آنجا جدا شدم و به دنبال محیطی با شفافیت و انصاف بهتر هستم.
برای من محرز است که در این شرکت رفتارهای ناپسند و نامناسب زیادی وجود داشت و از همان ابتدا با وعدههای اغراقآمیز وارد شدم. انگیزهام را سعی میکردند با تبلیغی فریبنده بالا ببرند، اما پس از مدت کوتاهی به جای حمایت، با فشار و رفتارهای روانی ناسالم روبهرو شدم و احساس کردم که قصد دارند من را از زندگی کارمندی بیرون بکشند. در کنار این مشکلات، آشکار شد که یکی از همکاران آیتی با مشکلی جدی روبهروست و رفتارهای خطرناکی از او گزارش میشد، که به دلیل موقعیت و روابط داخلی، کسی جرئت حرف زدن در برابرش را نداشت. مدیر منابع انسانی هم به طور واضح بیرحم و خودخواه بود و به نظر میرسید از خودمحوری و پشتکار کمتری نشان دهد و اعتراضها را به شدت سرکوب میکرد. اگر برایتان محیط کار سالم، شفافیت و امنیت روانی اهمیت دارد، پیشنهاد میکنم در اینجا حضور پیدا نکنید.
من از حضور در وطن زرین به عنوان تجربهای واقعا تلخ یاد میکنم. در یک شرکت بازاریابی شبکهای، افراد با انگیزه و پرتلاش را میگیرند و غالبا با وعدههای واهی و انگیزههای سطحی آنها را به کار میگیرند. اول باعث میشند با هیجان جلو بیایند و سپس در محیطی ناسالم همان انگیزه را از بین میبرند و با رفتارهای نامناسب روانی فضا را برایشان دشوار میکنند تا جایی که نفر مقابل از شدت فشار بخواهد کنار بکشد. با وجود حاشیهها و شایعات، واقعا احساس میکردم که جو ناراحتکنندهای حاکم است. یکی از همکاران آی تی در این مجموعه به شدت نسبت به روابط جنسی نامناسب داشت و رفتارهای نامطلوبی از خودش نشان میداد که به لحاظ اخلاقی خطرناک است؛ اما به دلیل پارتی، جرات اعتراض وجود نداشت و مدیر منابع انسانی هم با بیتفاوتی و خودخواهی از این وضعیت حمایت میکرد. کسانی که قصد اعتراض داشتند هم به شدت سرکوب میشدند. اگر برای شما محیط کاری سالم اهمیت دارد، من اینجا را پیشنهاد نمیکنم.
وقتی وارد این شرکت شدم، با وعدههای جذاب و انگیزهبخش کار رو با انرژی بالا شروع کردم، اما خیلی زود متوجه شدم که پشت این ظاهر زیبا چیزهای ناخوشایند وجود دارد. از همان ابتدا فشارهای غیرواقعی و دروغهای پیاپی به من تحمیل شد تا جایی که روحیهام به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و احساس کردم تنها هدفشان اذیت و زیر سوال بردن افراد است. رفتارهای ناپسند و جنسی برخی همکاران به وضوح دیده میشد و معمولا به علت وجود روابط و پارتیها از پاسخگویی فرار میشد. مدیر منابع انسانی هم به شدت بیوجدان و خودخواه بود و از خودشیفتگی رنج میبرد؛ کسانی که قصد اعتراض داشتند با برخوردهای سخت و سرکوبگرانه روبهرو میشدند. اگر محیط کار سالم برایتان اهمیت دارد، توصیه میکنم به اینجا نروید.
برای یک پروژه یک ساله با من قرارداد بستند، اما پس از پنج ماه پروژه را لغو کردند و به راحتی از من و همکاران دیگر برای پروژه میخواستند استعفا بدهیم، بدون پرداخت حقوق ماه آخر و بدون تسویهحساب؛ حالا هم پس از یک سال هنوز تسویهای نکردند. عقد قرارداد هم با دریافت سفته همراه بود و شرکت نسبت به نیروی کار خیلی بیتوجه و بیمسئولیت به نظر میآمد.