به نظرم یکی از بدترین تجربهها بود چون مدیران و همتیمیها بهطور واضح ناتوان بودند و من را با اشتباهات ناخواسته بهسختی روبهرو میکردند. به من میگفتند برای تغییر کار باید تصمیم بگیری و هیچ اعتراضی نباید داشتی، و برای دستیابی به حداقل حقوق هم باید ساعتها کار کنم تا شاید مقداری دستمزد بدهند. واقعا وضعیت آزاردهندهای بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
اونجا تقریبا همه با هم فامیلن زن و شوهر، خواهر و برادر بقیه هم که نسبت فامیلی ندارن دوست یا همشهری هستن. بردار مدیرعامل انگشتت توی تمام قسمت هاست. نمیدونی این مدیرعامله یا اون یکی. معاونت ها میشه گفت تنها تجربه کاریشون همین آسا بوده. چون از بدو تاسیس به عنوان جونیور بودن و الان مدیر و معاون شدن. برای همین از نظر مدیریتی بسیار ضعیفن و حتی بدیهی ترین مسائل که سالهاست در شرکتهای دیگه حل شده براشون تازگی داره. حقوق: حقوق توافق شده رو پایان ماه بصورت کامل بهت نمیدن میذارن سه ماه یه بار پرداخت میکنن اسمش رو هم میذارن کارانه! در صورتیکه فقط بخشی از حقوقه. بر اساس یه عدد کمتر برات بیمه رد میکنن و بازم هم از عدد بیمه کمتر برات سنوات محاسبه میکنن. در آخر شما نمیدونی داری چقدر میگیری، چقدر برات بیمه پرداخت میشه و وقتی از شرکت جدا شی قراره چقدر تسویه حسابت باشه. در بدو استخدام یه جلسه مسخره برات میذارن تمام بندهای قانون کار رو توضیح میدن اما اون سه مورد اصلی که بالاترگفتم رو بهت نمیگن. در کل مسیر شغلیت وظایفت و اختیاراتت مشخص نیست شرکت اصلا شفافیت نداره. در حوزه منابع انسانی هم در حد همون کلیشه ها کار راه میندازن مثلا آسایی های عزیز امروز حقوق پرداخت شد. آسامون تولدشه و …
متأسفم که این تجربه را اینطور گذراندم؛ اما از این پروژه انتظار پاسخ یا نتیجهای ملموس داشتم و دریافت نکردم. در واقع نمیدیدم که کار به نتیجه برسد و ارتباط با تیم پاسخگو نبود. این انتظار من از همکاری با آنها برآورده نشد و احساس ناامیدی داشتم. من از این رابطه کاری یاد گرفتم که در آینده دقیقتر درباره زمانبندی و پشتیبانی پروژهها با تیم مربوطه صحبت کنم.
این شرکت خانوادگی است و به قوانین کار پایبند نیست. سنوات پرداخت نمیشود و حداقل عیدی فقط به مقدار ناچیزی تخصیص مییابد و در طول سال هیچ مزیت یا امتیازی ارائه نمیشود. از نظر فرصتهای رشد هم شرایط مطلوبی ندارد، چون نرمافزارها با نسخههای قدیمی کار میکنند و امکان پیشرفت کم است. عدالت هم در اینجا وجود ندارد و اعتراض حقوقی برای هیچکس آزاد نیست. در کل، اینجا را به عنوان گزینهای نمیپسندم.
این مسئول منابع انسانی آقای.... چجوری روش میشه این کارارو بکنه. واقعا فکر میکنه داره نون حلال در میاره با این کاراش؟! عجب آدمیه..... آیا خودش میپسندید کسی مثل ایشون این کارها رو باهاش بکنه! متاسفانه مدیریت واقعا ضعیفففففف است.
سلام خدمت تمامی کارجوها و کارمندان عزیز یه داستان براتون نقل میکنم که دقیقا تجربه کاری توی شرکت سامانه پژوهان همگام رادین و سامانه پردازان همگام رادین رو براتون شفاف و با وضوح ترسیم میکنه . لطفا تا اخر داستان حوصله به خرج بدید و قضاوت نکنید و اما داستان ما .... مورچه کوچکی بود که هر روز صبح زود سرکار حاضر می شد و بلافاصله کار خود را شروع می کرد.مورچه خیلی پر انرژی بود و خوب کار می کرد و تولید زیادی داشت و از کارش راضی بود. سلطان جنگل (شیر) از فعالیت مورچه که بدون رئیس کار می کرد، متعجب بود. شیر فکر می کرد اگر مورچه می تواند بدون نظارت این همه تولید داشته باشد، به طور مسلم اگر رئیسی داشته باشد، تولید بیشتری خواهد داشت. بنابراین شیر یک سوسک را که تجربه ریاست داشت و به نوشتن گزارشات خوب مشهور بود، به عنوان رئیس مورچه استخدام کرد.سوسک در اولین اقدام خود برای کنترل مورچه ساعت ورود و خروج نصب کرد. سوسک همچنین به همکاری نیاز داشت که گزارشات او را بنویسد و تایپ کند... ... سوسک بدین منظور و همچنین برای بایگانی و پاسخگویی به تلفن ها یک عنکبوت استخدام کرد. شیر از گزارش های سوسک راضی بود و از او خواست که از نمودار برای تجزیه و تحلیل نرخ و روند رشد تولیدی که توسط مورچه صورت می گیرد، استفاده کند. تا شیر بتواند این نمودار ها را در گزارش به مجمع مدیران جنگل به کار برد. سوسک برای انجام امور یک کامپیوتر و پرینتر لیزری خریداری کرد... ... سوسک برای اداره واحد تکنولوژی اطلاعات یک زنبور نیز استخدام کرد. مورچه که زمانی بسیار فعال بود و در محیط کارش احساس آرامش می کرد، کاغذ بازی های اداری و جلسات متعددی که وقت او را می گرفت را دوست نداشت. این قضیه او را خیلی ازار میداد شیر به این نتیجه رسید که فردی را به عنوان مدیر داخلی واحدی که مورچه در آن کار می کرد، بکار گمارد.این پست به ملخ داده شد. اولین کار ملخ خریداری یک فرش و صندلی برای کارش بود.ملخ همچنین به کامپیوتر و کارمند نیاز داشت که آنها را از اداره قبلی خودش آورد تا به او در تهیه و کنترل بودجه و بهینه سازی برنامه ها کمک کند... محیطی که مورچه در آن کار می کرد، حال به مکانی فاقد شور و نشاط تبدیل شده بود. دیگر هیچ کس نمی خندید و همه غمگین و نگران بودند. با مطالعه گزارش های رسیده شیر متوجه شد که تولیدات مورچه کمتر از قبل شده است. بنابراین شیر یک جغد با پرستیژ را به عنوان مشاور عالی استخدام کرد و به او ماموریت داد تا امور را بررسی کرده، مشکلات را مشخص و راه حل ارائه نماید. جغد سه ماه وقت صرف کرد و گزارشی در چند جلد تهیه نمود و در آخر نتیجه گرفت که مشکلات پیش آمده ناشی از وجود تعداد زیاد کارمند است.و باید تعدیل نیرو صورت گیرد.و بنابراین ، شیر دستور داد که مورچه را اخراج نمایند زیرا مورچه دیگر انگیزه ای برای کار نداشت و دایم در حال شکوه و گلایه از سیستم بوجود امده بود.... و این هست حکایت این روزهتی شرکت رادین با سیستم اداری عریض و طویل ....
نه به کار در شرکت کارگری رادین به عنوان فردی که سابقه چندین سال کار در شرکتهای مرتبط و غیر مرتبط رو در کارنامه دارم ولی توی این یکی یا دوسالی که توی شرکت رادین بودم متاسفانه چیزی بجز دروغ و ریا ندیدم . موقع بستن قرار داد کلی بهت وعده میدن ولی همین که از اتاقشون میای بیرون فراموش میکنن و به وعده هاشون عمل نمی کنن.متاسفانه وعده خلاف واقع و من دراوردی زیاد میدن . مسول نیروی انسانی هم همش در حال پاچه خواری مسولین شرکته و گوش به فرمان ریس شرکت برای خوردن حق کارگران و کارمندان. کارگران تحصیل کرده ای که به لطایف الحیل حقوقشون پایمال شده. و فقط توی این اوضاع سخت اقتصادی برای دراوردن یه لقمه نون مجبور به تحمل این شرایط و حق خوری ها هستند. متاسفانه این شرکت با این مدیریت و وعده و وعید درست بشو نیست .
با سلام نیروی خانم بی ادب، بی شخصیت، بد دهن، بیسواد دیدید که یک پروژه زیر دستش باشه بعد گذشت پنج سال هنوزم تو مرحله تحقیق و تحلیل باشه و ماهی 100 میلیون جمع دریافتیه حقوقش باشه؟ جواب: اگر تشریف بیارید این شرکت می بینید ایشون مدیر فنی تشریف دارن تازه تو خودشون چیزهای زیادی هم می بینن که به کسی نمیگن که ریا نشه (ای هیچ برخود مپیچ) همین مشخصات ادم دیدید که از بانک کشاورزی نه سال پیش سه میلیارد وام گرفته و ماهانه یک میلیون یک میلیون برمیگردونه و موقعی که بازنشسته بشه همش بخشودگی میگیره؟؟؟؟ اینم تشریف بیارید شرکت میبینید همین لمپنها میان نظر میذارن که شرکت خیلی خوبه بی انصافی نکنید چشم نظر نمیذاریم لمپن مدیر فنی دیدید که دروغ گو و دزد باشه؟؟ حتی اینم اگه بیاید شرکت گسترش مشاهده میکنید. مدیرفنی دیدید که تو 8 ماه 9 تا نیروش از زیر دستش فرار کنن؟ اینم بیاید شرکت ما می بینید اینا که چیزی نیست بیاید شرکت ما یه چیزایی میبینید که پشماتون بریزه از ارتباطات و پروژه ها و فساد ها و فناوری پروژه ها و آدم های بیسواد بانکی و ارتباطات نامتعارف و و غیره و غیره
با سلام چندتا فکت بهتون میدم بعنوان کسی که 16 سال کارش برنامه نویسی بوده که واقعا به کارتون بیاد نه تنها تو این شرکت بلکه تو هر شرکت دیگه موقع مصاحبه به این فکت ها دقت زیادی کنید بعد ووارد اون شرکت بشید. و اگه این موارد رو داشتن اصلا وارد نشید. 1- هر جا گفتن بهتون که با اضافه کاری کمبود حقوقتو جبران کن. 2- پنچ شنبه و جمعه ها هر چقدر دلت بخاد میتونی اضافه کار بمونی. 3- نبود روال انجام کار و اسکرام مستر و جلسات مربوطه 3- مدیر فنی بیسواد. 4- پروژه ها ناموفق شرکت. 5- ترکیب کردن نیروهای فنی با نیروهای بی سواد سازمانی یا بانکی 6- وجود شبکه فساد داخل سازمانی . 7- نداشتن محصول درست و حسابی. 8- محیط محافظه کارانه و جاسوسی 9- تاکید بر فناوری های قدیمی . 10- هدهای بیسواد فنی. 11- مافوق در هر جایگاهی چه مدیر فنی و چه مشاور سازمانی اگر بی ادب و بی شخصیت بود فرار کن 12- بهداشت محیط. هر جا این 12 مورد رو دیدید فرار کنید. شرکت گسترش بدون شک همه این 12 مورد رو دارند و فسادهای کلانی داخلش انجام میشه در قسمت مدیریت پروژه با همکاری مشاوران فنی سازمان که قابل تامل است که مدیران شرکت که میان و میرن کسی حرفی نمیزنه یا دستشون تو کاسه است یا این چهار چشمی ها اینقد حرفه ای هستند که دکترین راس شرکت رو سرکار میذارن. مثال میزنم تا پشماتون بریز تو این شرکت پنچ سال پیش خواستن پروژه منابع انسانی رو استارت بزنن و بالا بیارن هنوزم تو مرحله تحقیق و تحلیل هستند. یا یکی از پروژه هاش توسط دادگاه 13 میلیارد خسارت زد به شرکت چون پروژه درست نرفته بود جلو.
در محیطی غیرحرفهای کار میکردم و مدیریت آنجا فردی کاملا عصبی بود که به طور منظم با همکاران و مراجعان درگیر میشد. گاهی اوقات با وجود درخواست من از همکاری، احساس میکردم حق و حقوقم پایمال میشود و اگر تصمیم میگرفتم به جای دیگری کار کنم، امکان ایجاد مشکلات و پیگیریهای سوالبرانگیز درباره من وجود داشت. رفتار همکاران و مدیران نسبت به مشخصات فردی من و دیگران به گونهای بود که تا حدودی سایهای از بیاعتمادی به وجود میآمد.
سلام با بنده تماس گرفتن که برای مصاحبه حضوری ساعت ۲ برم شرکت هرمس،وقتی رفتم یه آقا و یه خانم که وردستشون بود وارد اتاق شدن و آقا شروع کردن به سوال کردن،کاملااا رفتار مصاحبه کننده بی ادبانه بود و از همون اول قصد تخریب کردن آدم رو داشت،اول گفتن خودتو معرفی کن و همه چی از افراد خانواده و غیره رو بگو،ده بار وسط حرف میپرید،تا صحبت میکردم هی حرفمو قطع میکرد،میگفت معدلت چنده میگم ۱۸.۳۳ میگه نه جزئی نگر نباش درآینده دیوونه میشی همون ۱۸ رو بگو،گفتن درس رو حفظ میکنی یا یاد میگیری،بهشون گفتم بعضی از درسارو مثل دروس عمومی معارف که به کارم نمیاد رو حفظ میکنم ولی دروس تخصصی رو سعی ام اینه که یاد بگیرم تا حفظ کردن بعد وسط حرفم میگه نگاه کن رفتی جزئی نگری،خب پس من چیجوری حرفمو بزنم؟!نیومدم بازپرسی،وقتی سوال کلی پرسیده میشه نباید جواب جزئی بدم که سوء تفاهم ایجاد کنه،شما خودت سوال رو جزئی بگو،بگو دروس تخصصی رو حفظ میکنی یا یاد میگیری تا منم خیلی کوتاه بگم یاد میگیریم. من با شلوار جین و یه تیشرت آستن کوتاه طرح ساده رفتم،رو کردن با پرویی تمام به بنده گفتن یعنی این شرکت رو در جایگاه و هم عبای جای های رسمی ندونستی که شلوار پارچه ایی و لباس آستین بلند تن نکردی بیای؟!!!! اصلا مونده بودم چیجوری جواب این بی احترامی رو بدم،درحالی که کلیه پرسنل خانم این شرکت بی حجاب و با بلوز آستین حلقه ایی یا آستین کوتاه و شلوار تو شرکت بودن(البته مسئله حجاب به خودشون ربط داره و شکی توش نیس ولی وقتی میان میگن در جایگاه رسمی ندونستید که لباس رسمی بپوشید،باید اول در نظر بگیرن محیط شرکت رو که هیچیش به محیط رسمی نمیخوره بعد همچین حرف الکی بزنن) منم گفتم علاقه ایی ندارم به همچین لباس هایی،دیگه با عرق گیر و شلوارک که نرفتم یه تیپ معمولی داشتم. بعد به من میگن شعر اصلا بلدی؟عروض قافیه رو بگو؟! مگه من اومدم برای استخدامی دبیر فارسی؟ بعد به بنده میگن فرق مولانا سعدی چیه اصلا؟اصلا میدونی مولانا کیه؟این سوالات رو هرکسی مدرسه رفته باشه میدونه ولی من رشتم حقوقه،برم جلو قاضی تو دادگاه شعر بگم از عروض و قافیه صحبت کنم؟ بعد کلا یه سوال مرتبط کردن که مال مشاع چیه؟که گفتم مالی است که از نظر قانونی سهم شرکا معلوم و معین است،از حیث جغرافیا نه و از نظر قانونی شریک هم هستند. آخرم به من گفتن چرا رزومه فرستادی چی شد؟ گفتم تو اینترنت وقتی همچین موقعیت شغلی رو دیدم گفتم بزار رزومه ام رو بفرستم،دوباره حرفمو قطع کرد گفت تو خودت گفتی میام هرمس و ناهار میخورمو باد کولرو .... چرت و پرت هایی که اصلا نمیتونم حتی دربارش فکر کنم. واقعا متاسفم برای این شرکت که همچین آدم عقده ایی رو استخدام میکنه،من که نظرات بد زیاد ازشون دیدم و مصاحبه های زیادی رفتم ولی این یکی دیگه نوبرش بود از بی ادبی و گستاخی شدید.یه آدم شدیدا عقده ایی بی نزاکتی بودن،حتی خانمی که بغلش نشسته بودن هم ناراحت شده بودن از رفتار های این آقا. واقعا خدایا به داده هات و نداده هات شکر
روی همکاری با این تیم همیشه از رویکردی پر از احترام و فضایی صمیمی و حرفهای لذت بردم، چه بهعنوان مدیر گرافیست و چه در قالب پروژههای کوتاهتر. سالهای همکاری من به شکل تماموقت آغاز شد و سپس به صورت پروژهای ادامه یافت. نکته مثبت حضورم در این شرکت، رفتار حرفهای و فضاهای دوستانهای بود که باعث میشد کار با انگیزه و بدون استرس پیش برود.
به عنوان نخستین تجربهام توی کار، از کار در گام الکترونیک راضی بودم اما نکتههایی هم بود که خیلی به چشم میآمد. حقوق بهموقع پرداخت میشد، اما مقدار آن بهحدی نبود که انتظار داشتم؛ قراردادها طبق چارچوب وزارت کار بسته میشد و بخش حقوق را با محاسبه کارانه انجام میدادند که در نهایت مبلغ دریافتی پایین بود و انرژی روحی و جسمی را میگرفت. به علاوه، تازهکار که بودم یادگیری زیادی از فرایندهای مختلف شرکت نداشتم و بیشتر با محصولات خود شرکت سروکار داشتم. برای اخذ بعضی مزایا هم سفتهای از ما میگرفتند. در کل، اگر تجربه کاریتان نخستین تجربه باشد شاید خوب به نظر برسد، اما در غیراینصورت بهنظر من میتواند زمانبر و از نظر منفی زیاد باشد.
بعد مصاحبه، نیروی انسانی این شرکت گفت که من مورد قبول هستم، و خیلی با عجله و اصرار از من خواست که سریع ترین زمان ممکن برای حضور ر با شرکت فعلی خودم هماهنگ کنم. بعد اینکه به شرکت فعلی خودم گفتم که قصد ترک و شروع کار در جای دیگری دارم و خواستم به منابع انسانی آریا بنیز زمان اعلام کنم دیگر جواب تلفن و پیام من ر ندادند. بسیار رفتار زشت، زننده و غیر حرفه ای داشتن. اتفاقی با این سایت آشنا شدم و نظرات دوستان خوندم. خدا ر شکر می کنم که زود متوجه شدم و به چنین محیط کاری بدی وارد نشدم.
در این شرکت حق اشتباه کردن و کسب تجربه وجود داشت، به جای تمرکز بر سهلانگاری یا کمکاری. دورهمیهای ماهانه برگزار میشد و فضای فیزیکی کار هم مناسب بود. مدیرعامل و مدیر فنی هر دو فردی بسیار حرفهای بودند، بهویژه در مسائل فنی. دورهمیهای آموزشی هم برای تیم فنی و هم برای سایر تیمها برگزار میشد و چالشهای فنی زیادی وجود داشت که فرصت یادگیری و کسب تجربه را فراهم میکرد.
با سلام و درود به عنوان شخصی که چند سالی تجربه کار داره این شرکت فقط در مواردی که تجربه کاری نداشته باشید و تنها محلی باشه که شما را پذیرفته قابل قبول هست . روابط فامیلی در شرکت بر ضوابط ارجح هستند و متاسفانه رفتار بی ادبانه اقوام نزدیک به مدیر فنی مثل همسرشون باعث آزرده خاطر شدن نیروی انسانی هست. چرا که فکر می کنن حقوق و از جیب خودشون به پرسنل پرداخت می کنند. و کار پرسنل براشون ارزشمند نیست. منابع انسانی فوق العاده ضعیف هست و باید نام دیگری برایشان در نظر گرفت... محدودیت های بیش از اندازه و جو نامطلوب باعث شده اکثر نیروهای کارآزموده از شرکت برن و این گواه محکمی بر مدیریت غلط شرکت می باشد. (البته قوانین وضع شده به گفته همکاران سابق مدیر فنی ناشی از این هست که ایشون زمانی که خودشون کارمند بودند پروژه های دیگه ای انجام میدادن در محل کار سابق و راه در روی همه چیز رو ماشالله می دونن) خلاصه که تو این شرکت آب سربالا میره و قورباغه ابوعطا میخونه
در سطحی که من تجربه کردم، این شرکت به هیچ وجه گزینهای نبود و شرایط کار به طرز حیرتانگیزی نامناسب بود. حقوق به هیچ وجه منطبق نبود و خدمات بیمه هم به شکل صحیح ارائه نمیشد یا هرگز کامل نمیشد. با وجود همه فشارها، اوضاع به شدت تحت کنترل و نظارت بود و هر چیزی به صورت آزاردهندهای زیر ذرهبین بود. برای فرایند استخدام، از همان روز اول دروغهای زیادی مطرح میشد و در نهایت سفتههای گستردهای درخواست میکردند که به من پرداخت نشد. نتیجهای که داشتم این بود که از هیچی به هیچی رسیدم و به نظر میرسید هیچ حمایتی وجود ندارد.
یه مرض اصلی مثل سرطان توی این شرکت ریشه کرده و اونم توجیه کردنه . دولت کل کشور رو تعطیل میکنه ولی اینا میگن ما با دولت کاری نداریم و شروع میکنن توجیه کردن . انگار قوانینشون از قوانین کشور تبعیت نمیکنه برای خودشون قوانین مندرآوردی دارن . موقع بستن قرارداد دو نوع قرارداد باهات میبندن یکی رسمی و یکی کارگری . شما مجبوری برای اینکه بیمه تامین اجتماعی رد بشه قانون تامین اجتماعی و قرارداد اون رو امضا کنی تا از کف مزایای تامین اجتماعی بهره مند بشی . یه قرارداد داخلی هم دارن باهات میبندن تا مطابق اون حقوقشون رو پرداخت کنن که اونم قانونش مندرآوردی و از خودشونه و با امضای این قرارداد حقوقتون تیکه پاره و در چند مرحله واریز میشه . خلاصه شما حق هیچ اعتراضی نداری ولی همه میدونن برای فرار مالیاتی این کار رو میکنن فقط جالبه مسولین شرکت ادعای خدمت کردن به مملکت رو دارن ولی حق کارمند و کارگر رو اینجوری پایمال میکنن .....
من با سایر سایت های ترجمه کار نکردم اما به نظر من کار برای سایت، مخصوصا سایت ترجمیک بی فایده بود. به عنوان مرور و بازخوانی، ترجمه مترجم دیگری را به من داده بودند که کارفرما از کارش معترض شده بود. مترجم قبلی با استفاده از هوش مصنوعی متن را کوتاه و ترجمه کرده بود که زودتر تمام شود و بنده مجبور شدم آن قسمت ها را خودم ترجمه و اضافه کنم و تمام جملات خلاصه شده ی ایشان را عیب یابی کنم. قرار بود بابت آن قسمت ها هم به من پرداختی تعلق بگیرد. چندباری هم پیگیری کردم اما فهمیدم خود را به راه دیگر می زنند برای همین بیخیال شدم. در نهایت بیشتر پول متنی که بیشتر کارش را من کرده بودم، یا بابت جریمه کسر شده بود یا رفته بود به جیب همان مترجم اول که خرابکاری هایش را من جمع کرده بودم. در پرداختی هم اصلا به میزان کاری که یک متن طلب می کند توجه نمی شود. 4 ماه پیش ترجمه ای 22 هزار و 500 کلمه ای حقوقی انجام دادم. خود سایت ترجمیک برای این ترجمه حدود 3 میلیون 400 تخمین قیمت کرده. اما چیزی که به من اون موقع دادند 1 میلیون 100 بود. حالا بگوییم گرانی باعث شده 400 تومان گرانتر شود وآن موقع 3 میلیون قیمت اصلی بوده. آیا بازهم درست است که 3 میلیون بگیرند و 1 میلیون به مترجم پرداخت کنند؟؟؟ تازه بنده اگرچه مترجم سطح بالا حساب نمی شوم و دستمزد کمتری از این بابت به من داده می شود، اما زمانی که گذاشتم باعث شد کیفیت ترجمه ام حرفه ای باشد. الان در سایت برای ترجمه طلایی حرفه ای، 7 میلیون 700 می گیرد. یعنی اینجانب مستحق 7 میلیون 700 بودم ولی در آخر یک تومن دست من را گرفت. در نهایت دستشان درد نکند پلتفورمی برای کار جوانان دانشگاهی فراهم کرده اند، اما انصاف نیست جوان تحصیل کرده مملکت که از سر ناچاری به کار پاره وقت روی می آورد، برای ساعت ها چشم و گردن گذاشتن، چنین مبالغی بگیرد. یا باید فریلنسر باشی و خودت بازاریابی کنی یا اینکه با جایی کار کنی که دستمزدهای منصفانه تعیین کند یا کمیسیون منصفانه ای بگیرد. خلاصه اینکه اسنپ کار کنید از این کار بهتر است.
من 4سال توی شرکت هیوا کار کردم و مشاور بودم.میتونم بگم از نظر نظم کاری فوق العاده بود البته چون کار ما مشاوره بوده قطعا تایمایی که یه دفعه نتایج مثلا کنکو اعلام میشد ممکن بود برنامه هامون تغییر کنه ولی در کل یه چهارچوب خاص داشتیم که میدونستیم طبق اون کارمون پیش میره.هرماه اولین روز حقوقمون رو واریز میکردن و من یادم نمیاد توی اون مدت حتی یه روز هم دیر شده باشه.تیم فوق العاده حرفه ای مدیریت و مسئولین رو داشتیم که مدام درحال اپدیت اطلاعات خودشون و مشاورا بودن.من به دلیل حابه جایی و دوری مسیرم از کرج تا تهران نتونستم ادامه بدم ولی برای کسیکه ساکن تهرانه خیلی خوش مسیره و راحت میتونه با مترو رفت و امد کنه
به نظرم یکی از بدترین تجربهها بود چون مدیران و همتیمیها بهطور واضح ناتوان بودند و من را با اشتباهات ناخواسته بهسختی روبهرو میکردند. به من میگفتند برای تغییر کار باید تصمیم بگیری و هیچ اعتراضی نباید داشتی، و برای دستیابی به حداقل حقوق هم باید ساعتها کار کنم تا شاید مقداری دستمزد بدهند. واقعا وضعیت آزاردهندهای بود.
اونجا تقریبا همه با هم فامیلن زن و شوهر، خواهر و برادر بقیه هم که نسبت فامیلی ندارن دوست یا همشهری هستن. بردار مدیرعامل انگشتت توی تمام قسمت هاست. نمیدونی این مدیرعامله یا اون یکی. معاونت ها میشه گفت تنها تجربه کاریشون همین آسا بوده. چون از بدو تاسیس به عنوان جونیور بودن و الان مدیر و معاون شدن. برای همین از نظر مدیریتی بسیار ضعیفن و حتی بدیهی ترین مسائل که سالهاست در شرکتهای دیگه حل شده براشون تازگی داره. حقوق: حقوق توافق شده رو پایان ماه بصورت کامل بهت نمیدن میذارن سه ماه یه بار پرداخت میکنن اسمش رو هم میذارن کارانه! در صورتیکه فقط بخشی از حقوقه. بر اساس یه عدد کمتر برات بیمه رد میکنن و بازم هم از عدد بیمه کمتر برات سنوات محاسبه میکنن. در آخر شما نمیدونی داری چقدر میگیری، چقدر برات بیمه پرداخت میشه و وقتی از شرکت جدا شی قراره چقدر تسویه حسابت باشه. در بدو استخدام یه جلسه مسخره برات میذارن تمام بندهای قانون کار رو توضیح میدن اما اون سه مورد اصلی که بالاترگفتم رو بهت نمیگن. در کل مسیر شغلیت وظایفت و اختیاراتت مشخص نیست شرکت اصلا شفافیت نداره. در حوزه منابع انسانی هم در حد همون کلیشه ها کار راه میندازن مثلا آسایی های عزیز امروز حقوق پرداخت شد. آسامون تولدشه و …
متأسفم که این تجربه را اینطور گذراندم؛ اما از این پروژه انتظار پاسخ یا نتیجهای ملموس داشتم و دریافت نکردم. در واقع نمیدیدم که کار به نتیجه برسد و ارتباط با تیم پاسخگو نبود. این انتظار من از همکاری با آنها برآورده نشد و احساس ناامیدی داشتم. من از این رابطه کاری یاد گرفتم که در آینده دقیقتر درباره زمانبندی و پشتیبانی پروژهها با تیم مربوطه صحبت کنم.
این شرکت خانوادگی است و به قوانین کار پایبند نیست. سنوات پرداخت نمیشود و حداقل عیدی فقط به مقدار ناچیزی تخصیص مییابد و در طول سال هیچ مزیت یا امتیازی ارائه نمیشود. از نظر فرصتهای رشد هم شرایط مطلوبی ندارد، چون نرمافزارها با نسخههای قدیمی کار میکنند و امکان پیشرفت کم است. عدالت هم در اینجا وجود ندارد و اعتراض حقوقی برای هیچکس آزاد نیست. در کل، اینجا را به عنوان گزینهای نمیپسندم.
این مسئول منابع انسانی آقای.... چجوری روش میشه این کارارو بکنه. واقعا فکر میکنه داره نون حلال در میاره با این کاراش؟! عجب آدمیه..... آیا خودش میپسندید کسی مثل ایشون این کارها رو باهاش بکنه! متاسفانه مدیریت واقعا ضعیفففففف است.
سلام خدمت تمامی کارجوها و کارمندان عزیز یه داستان براتون نقل میکنم که دقیقا تجربه کاری توی شرکت سامانه پژوهان همگام رادین و سامانه پردازان همگام رادین رو براتون شفاف و با وضوح ترسیم میکنه . لطفا تا اخر داستان حوصله به خرج بدید و قضاوت نکنید و اما داستان ما .... مورچه کوچکی بود که هر روز صبح زود سرکار حاضر می شد و بلافاصله کار خود را شروع می کرد.مورچه خیلی پر انرژی بود و خوب کار می کرد و تولید زیادی داشت و از کارش راضی بود. سلطان جنگل (شیر) از فعالیت مورچه که بدون رئیس کار می کرد، متعجب بود. شیر فکر می کرد اگر مورچه می تواند بدون نظارت این همه تولید داشته باشد، به طور مسلم اگر رئیسی داشته باشد، تولید بیشتری خواهد داشت. بنابراین شیر یک سوسک را که تجربه ریاست داشت و به نوشتن گزارشات خوب مشهور بود، به عنوان رئیس مورچه استخدام کرد.سوسک در اولین اقدام خود برای کنترل مورچه ساعت ورود و خروج نصب کرد. سوسک همچنین به همکاری نیاز داشت که گزارشات او را بنویسد و تایپ کند... ... سوسک بدین منظور و همچنین برای بایگانی و پاسخگویی به تلفن ها یک عنکبوت استخدام کرد. شیر از گزارش های سوسک راضی بود و از او خواست که از نمودار برای تجزیه و تحلیل نرخ و روند رشد تولیدی که توسط مورچه صورت می گیرد، استفاده کند. تا شیر بتواند این نمودار ها را در گزارش به مجمع مدیران جنگل به کار برد. سوسک برای انجام امور یک کامپیوتر و پرینتر لیزری خریداری کرد... ... سوسک برای اداره واحد تکنولوژی اطلاعات یک زنبور نیز استخدام کرد. مورچه که زمانی بسیار فعال بود و در محیط کارش احساس آرامش می کرد، کاغذ بازی های اداری و جلسات متعددی که وقت او را می گرفت را دوست نداشت. این قضیه او را خیلی ازار میداد شیر به این نتیجه رسید که فردی را به عنوان مدیر داخلی واحدی که مورچه در آن کار می کرد، بکار گمارد.این پست به ملخ داده شد. اولین کار ملخ خریداری یک فرش و صندلی برای کارش بود.ملخ همچنین به کامپیوتر و کارمند نیاز داشت که آنها را از اداره قبلی خودش آورد تا به او در تهیه و کنترل بودجه و بهینه سازی برنامه ها کمک کند... محیطی که مورچه در آن کار می کرد، حال به مکانی فاقد شور و نشاط تبدیل شده بود. دیگر هیچ کس نمی خندید و همه غمگین و نگران بودند. با مطالعه گزارش های رسیده شیر متوجه شد که تولیدات مورچه کمتر از قبل شده است. بنابراین شیر یک جغد با پرستیژ را به عنوان مشاور عالی استخدام کرد و به او ماموریت داد تا امور را بررسی کرده، مشکلات را مشخص و راه حل ارائه نماید. جغد سه ماه وقت صرف کرد و گزارشی در چند جلد تهیه نمود و در آخر نتیجه گرفت که مشکلات پیش آمده ناشی از وجود تعداد زیاد کارمند است.و باید تعدیل نیرو صورت گیرد.و بنابراین ، شیر دستور داد که مورچه را اخراج نمایند زیرا مورچه دیگر انگیزه ای برای کار نداشت و دایم در حال شکوه و گلایه از سیستم بوجود امده بود.... و این هست حکایت این روزهتی شرکت رادین با سیستم اداری عریض و طویل ....
نه به کار در شرکت کارگری رادین به عنوان فردی که سابقه چندین سال کار در شرکتهای مرتبط و غیر مرتبط رو در کارنامه دارم ولی توی این یکی یا دوسالی که توی شرکت رادین بودم متاسفانه چیزی بجز دروغ و ریا ندیدم . موقع بستن قرار داد کلی بهت وعده میدن ولی همین که از اتاقشون میای بیرون فراموش میکنن و به وعده هاشون عمل نمی کنن.متاسفانه وعده خلاف واقع و من دراوردی زیاد میدن . مسول نیروی انسانی هم همش در حال پاچه خواری مسولین شرکته و گوش به فرمان ریس شرکت برای خوردن حق کارگران و کارمندان. کارگران تحصیل کرده ای که به لطایف الحیل حقوقشون پایمال شده. و فقط توی این اوضاع سخت اقتصادی برای دراوردن یه لقمه نون مجبور به تحمل این شرایط و حق خوری ها هستند. متاسفانه این شرکت با این مدیریت و وعده و وعید درست بشو نیست .
با سلام نیروی خانم بی ادب، بی شخصیت، بد دهن، بیسواد دیدید که یک پروژه زیر دستش باشه بعد گذشت پنج سال هنوزم تو مرحله تحقیق و تحلیل باشه و ماهی 100 میلیون جمع دریافتیه حقوقش باشه؟ جواب: اگر تشریف بیارید این شرکت می بینید ایشون مدیر فنی تشریف دارن تازه تو خودشون چیزهای زیادی هم می بینن که به کسی نمیگن که ریا نشه (ای هیچ برخود مپیچ) همین مشخصات ادم دیدید که از بانک کشاورزی نه سال پیش سه میلیارد وام گرفته و ماهانه یک میلیون یک میلیون برمیگردونه و موقعی که بازنشسته بشه همش بخشودگی میگیره؟؟؟؟ اینم تشریف بیارید شرکت میبینید همین لمپنها میان نظر میذارن که شرکت خیلی خوبه بی انصافی نکنید چشم نظر نمیذاریم لمپن مدیر فنی دیدید که دروغ گو و دزد باشه؟؟ حتی اینم اگه بیاید شرکت گسترش مشاهده میکنید. مدیرفنی دیدید که تو 8 ماه 9 تا نیروش از زیر دستش فرار کنن؟ اینم بیاید شرکت ما می بینید اینا که چیزی نیست بیاید شرکت ما یه چیزایی میبینید که پشماتون بریزه از ارتباطات و پروژه ها و فساد ها و فناوری پروژه ها و آدم های بیسواد بانکی و ارتباطات نامتعارف و و غیره و غیره
با سلام چندتا فکت بهتون میدم بعنوان کسی که 16 سال کارش برنامه نویسی بوده که واقعا به کارتون بیاد نه تنها تو این شرکت بلکه تو هر شرکت دیگه موقع مصاحبه به این فکت ها دقت زیادی کنید بعد ووارد اون شرکت بشید. و اگه این موارد رو داشتن اصلا وارد نشید. 1- هر جا گفتن بهتون که با اضافه کاری کمبود حقوقتو جبران کن. 2- پنچ شنبه و جمعه ها هر چقدر دلت بخاد میتونی اضافه کار بمونی. 3- نبود روال انجام کار و اسکرام مستر و جلسات مربوطه 3- مدیر فنی بیسواد. 4- پروژه ها ناموفق شرکت. 5- ترکیب کردن نیروهای فنی با نیروهای بی سواد سازمانی یا بانکی 6- وجود شبکه فساد داخل سازمانی . 7- نداشتن محصول درست و حسابی. 8- محیط محافظه کارانه و جاسوسی 9- تاکید بر فناوری های قدیمی . 10- هدهای بیسواد فنی. 11- مافوق در هر جایگاهی چه مدیر فنی و چه مشاور سازمانی اگر بی ادب و بی شخصیت بود فرار کن 12- بهداشت محیط. هر جا این 12 مورد رو دیدید فرار کنید. شرکت گسترش بدون شک همه این 12 مورد رو دارند و فسادهای کلانی داخلش انجام میشه در قسمت مدیریت پروژه با همکاری مشاوران فنی سازمان که قابل تامل است که مدیران شرکت که میان و میرن کسی حرفی نمیزنه یا دستشون تو کاسه است یا این چهار چشمی ها اینقد حرفه ای هستند که دکترین راس شرکت رو سرکار میذارن. مثال میزنم تا پشماتون بریز تو این شرکت پنچ سال پیش خواستن پروژه منابع انسانی رو استارت بزنن و بالا بیارن هنوزم تو مرحله تحقیق و تحلیل هستند. یا یکی از پروژه هاش توسط دادگاه 13 میلیارد خسارت زد به شرکت چون پروژه درست نرفته بود جلو.
در محیطی غیرحرفهای کار میکردم و مدیریت آنجا فردی کاملا عصبی بود که به طور منظم با همکاران و مراجعان درگیر میشد. گاهی اوقات با وجود درخواست من از همکاری، احساس میکردم حق و حقوقم پایمال میشود و اگر تصمیم میگرفتم به جای دیگری کار کنم، امکان ایجاد مشکلات و پیگیریهای سوالبرانگیز درباره من وجود داشت. رفتار همکاران و مدیران نسبت به مشخصات فردی من و دیگران به گونهای بود که تا حدودی سایهای از بیاعتمادی به وجود میآمد.
سلام با بنده تماس گرفتن که برای مصاحبه حضوری ساعت ۲ برم شرکت هرمس،وقتی رفتم یه آقا و یه خانم که وردستشون بود وارد اتاق شدن و آقا شروع کردن به سوال کردن،کاملااا رفتار مصاحبه کننده بی ادبانه بود و از همون اول قصد تخریب کردن آدم رو داشت،اول گفتن خودتو معرفی کن و همه چی از افراد خانواده و غیره رو بگو،ده بار وسط حرف میپرید،تا صحبت میکردم هی حرفمو قطع میکرد،میگفت معدلت چنده میگم ۱۸.۳۳ میگه نه جزئی نگر نباش درآینده دیوونه میشی همون ۱۸ رو بگو،گفتن درس رو حفظ میکنی یا یاد میگیری،بهشون گفتم بعضی از درسارو مثل دروس عمومی معارف که به کارم نمیاد رو حفظ میکنم ولی دروس تخصصی رو سعی ام اینه که یاد بگیرم تا حفظ کردن بعد وسط حرفم میگه نگاه کن رفتی جزئی نگری،خب پس من چیجوری حرفمو بزنم؟!نیومدم بازپرسی،وقتی سوال کلی پرسیده میشه نباید جواب جزئی بدم که سوء تفاهم ایجاد کنه،شما خودت سوال رو جزئی بگو،بگو دروس تخصصی رو حفظ میکنی یا یاد میگیری تا منم خیلی کوتاه بگم یاد میگیریم. من با شلوار جین و یه تیشرت آستن کوتاه طرح ساده رفتم،رو کردن با پرویی تمام به بنده گفتن یعنی این شرکت رو در جایگاه و هم عبای جای های رسمی ندونستی که شلوار پارچه ایی و لباس آستین بلند تن نکردی بیای؟!!!! اصلا مونده بودم چیجوری جواب این بی احترامی رو بدم،درحالی که کلیه پرسنل خانم این شرکت بی حجاب و با بلوز آستین حلقه ایی یا آستین کوتاه و شلوار تو شرکت بودن(البته مسئله حجاب به خودشون ربط داره و شکی توش نیس ولی وقتی میان میگن در جایگاه رسمی ندونستید که لباس رسمی بپوشید،باید اول در نظر بگیرن محیط شرکت رو که هیچیش به محیط رسمی نمیخوره بعد همچین حرف الکی بزنن) منم گفتم علاقه ایی ندارم به همچین لباس هایی،دیگه با عرق گیر و شلوارک که نرفتم یه تیپ معمولی داشتم. بعد به من میگن شعر اصلا بلدی؟عروض قافیه رو بگو؟! مگه من اومدم برای استخدامی دبیر فارسی؟ بعد به بنده میگن فرق مولانا سعدی چیه اصلا؟اصلا میدونی مولانا کیه؟این سوالات رو هرکسی مدرسه رفته باشه میدونه ولی من رشتم حقوقه،برم جلو قاضی تو دادگاه شعر بگم از عروض و قافیه صحبت کنم؟ بعد کلا یه سوال مرتبط کردن که مال مشاع چیه؟که گفتم مالی است که از نظر قانونی سهم شرکا معلوم و معین است،از حیث جغرافیا نه و از نظر قانونی شریک هم هستند. آخرم به من گفتن چرا رزومه فرستادی چی شد؟ گفتم تو اینترنت وقتی همچین موقعیت شغلی رو دیدم گفتم بزار رزومه ام رو بفرستم،دوباره حرفمو قطع کرد گفت تو خودت گفتی میام هرمس و ناهار میخورمو باد کولرو .... چرت و پرت هایی که اصلا نمیتونم حتی دربارش فکر کنم. واقعا متاسفم برای این شرکت که همچین آدم عقده ایی رو استخدام میکنه،من که نظرات بد زیاد ازشون دیدم و مصاحبه های زیادی رفتم ولی این یکی دیگه نوبرش بود از بی ادبی و گستاخی شدید.یه آدم شدیدا عقده ایی بی نزاکتی بودن،حتی خانمی که بغلش نشسته بودن هم ناراحت شده بودن از رفتار های این آقا. واقعا خدایا به داده هات و نداده هات شکر
روی همکاری با این تیم همیشه از رویکردی پر از احترام و فضایی صمیمی و حرفهای لذت بردم، چه بهعنوان مدیر گرافیست و چه در قالب پروژههای کوتاهتر. سالهای همکاری من به شکل تماموقت آغاز شد و سپس به صورت پروژهای ادامه یافت. نکته مثبت حضورم در این شرکت، رفتار حرفهای و فضاهای دوستانهای بود که باعث میشد کار با انگیزه و بدون استرس پیش برود.
به عنوان نخستین تجربهام توی کار، از کار در گام الکترونیک راضی بودم اما نکتههایی هم بود که خیلی به چشم میآمد. حقوق بهموقع پرداخت میشد، اما مقدار آن بهحدی نبود که انتظار داشتم؛ قراردادها طبق چارچوب وزارت کار بسته میشد و بخش حقوق را با محاسبه کارانه انجام میدادند که در نهایت مبلغ دریافتی پایین بود و انرژی روحی و جسمی را میگرفت. به علاوه، تازهکار که بودم یادگیری زیادی از فرایندهای مختلف شرکت نداشتم و بیشتر با محصولات خود شرکت سروکار داشتم. برای اخذ بعضی مزایا هم سفتهای از ما میگرفتند. در کل، اگر تجربه کاریتان نخستین تجربه باشد شاید خوب به نظر برسد، اما در غیراینصورت بهنظر من میتواند زمانبر و از نظر منفی زیاد باشد.
بعد مصاحبه، نیروی انسانی این شرکت گفت که من مورد قبول هستم، و خیلی با عجله و اصرار از من خواست که سریع ترین زمان ممکن برای حضور ر با شرکت فعلی خودم هماهنگ کنم. بعد اینکه به شرکت فعلی خودم گفتم که قصد ترک و شروع کار در جای دیگری دارم و خواستم به منابع انسانی آریا بنیز زمان اعلام کنم دیگر جواب تلفن و پیام من ر ندادند. بسیار رفتار زشت، زننده و غیر حرفه ای داشتن. اتفاقی با این سایت آشنا شدم و نظرات دوستان خوندم. خدا ر شکر می کنم که زود متوجه شدم و به چنین محیط کاری بدی وارد نشدم.
در این شرکت حق اشتباه کردن و کسب تجربه وجود داشت، به جای تمرکز بر سهلانگاری یا کمکاری. دورهمیهای ماهانه برگزار میشد و فضای فیزیکی کار هم مناسب بود. مدیرعامل و مدیر فنی هر دو فردی بسیار حرفهای بودند، بهویژه در مسائل فنی. دورهمیهای آموزشی هم برای تیم فنی و هم برای سایر تیمها برگزار میشد و چالشهای فنی زیادی وجود داشت که فرصت یادگیری و کسب تجربه را فراهم میکرد.
با سلام و درود به عنوان شخصی که چند سالی تجربه کار داره این شرکت فقط در مواردی که تجربه کاری نداشته باشید و تنها محلی باشه که شما را پذیرفته قابل قبول هست . روابط فامیلی در شرکت بر ضوابط ارجح هستند و متاسفانه رفتار بی ادبانه اقوام نزدیک به مدیر فنی مثل همسرشون باعث آزرده خاطر شدن نیروی انسانی هست. چرا که فکر می کنن حقوق و از جیب خودشون به پرسنل پرداخت می کنند. و کار پرسنل براشون ارزشمند نیست. منابع انسانی فوق العاده ضعیف هست و باید نام دیگری برایشان در نظر گرفت... محدودیت های بیش از اندازه و جو نامطلوب باعث شده اکثر نیروهای کارآزموده از شرکت برن و این گواه محکمی بر مدیریت غلط شرکت می باشد. (البته قوانین وضع شده به گفته همکاران سابق مدیر فنی ناشی از این هست که ایشون زمانی که خودشون کارمند بودند پروژه های دیگه ای انجام میدادن در محل کار سابق و راه در روی همه چیز رو ماشالله می دونن) خلاصه که تو این شرکت آب سربالا میره و قورباغه ابوعطا میخونه
در سطحی که من تجربه کردم، این شرکت به هیچ وجه گزینهای نبود و شرایط کار به طرز حیرتانگیزی نامناسب بود. حقوق به هیچ وجه منطبق نبود و خدمات بیمه هم به شکل صحیح ارائه نمیشد یا هرگز کامل نمیشد. با وجود همه فشارها، اوضاع به شدت تحت کنترل و نظارت بود و هر چیزی به صورت آزاردهندهای زیر ذرهبین بود. برای فرایند استخدام، از همان روز اول دروغهای زیادی مطرح میشد و در نهایت سفتههای گستردهای درخواست میکردند که به من پرداخت نشد. نتیجهای که داشتم این بود که از هیچی به هیچی رسیدم و به نظر میرسید هیچ حمایتی وجود ندارد.
یه مرض اصلی مثل سرطان توی این شرکت ریشه کرده و اونم توجیه کردنه . دولت کل کشور رو تعطیل میکنه ولی اینا میگن ما با دولت کاری نداریم و شروع میکنن توجیه کردن . انگار قوانینشون از قوانین کشور تبعیت نمیکنه برای خودشون قوانین مندرآوردی دارن . موقع بستن قرارداد دو نوع قرارداد باهات میبندن یکی رسمی و یکی کارگری . شما مجبوری برای اینکه بیمه تامین اجتماعی رد بشه قانون تامین اجتماعی و قرارداد اون رو امضا کنی تا از کف مزایای تامین اجتماعی بهره مند بشی . یه قرارداد داخلی هم دارن باهات میبندن تا مطابق اون حقوقشون رو پرداخت کنن که اونم قانونش مندرآوردی و از خودشونه و با امضای این قرارداد حقوقتون تیکه پاره و در چند مرحله واریز میشه . خلاصه شما حق هیچ اعتراضی نداری ولی همه میدونن برای فرار مالیاتی این کار رو میکنن فقط جالبه مسولین شرکت ادعای خدمت کردن به مملکت رو دارن ولی حق کارمند و کارگر رو اینجوری پایمال میکنن .....
من با سایر سایت های ترجمه کار نکردم اما به نظر من کار برای سایت، مخصوصا سایت ترجمیک بی فایده بود. به عنوان مرور و بازخوانی، ترجمه مترجم دیگری را به من داده بودند که کارفرما از کارش معترض شده بود. مترجم قبلی با استفاده از هوش مصنوعی متن را کوتاه و ترجمه کرده بود که زودتر تمام شود و بنده مجبور شدم آن قسمت ها را خودم ترجمه و اضافه کنم و تمام جملات خلاصه شده ی ایشان را عیب یابی کنم. قرار بود بابت آن قسمت ها هم به من پرداختی تعلق بگیرد. چندباری هم پیگیری کردم اما فهمیدم خود را به راه دیگر می زنند برای همین بیخیال شدم. در نهایت بیشتر پول متنی که بیشتر کارش را من کرده بودم، یا بابت جریمه کسر شده بود یا رفته بود به جیب همان مترجم اول که خرابکاری هایش را من جمع کرده بودم. در پرداختی هم اصلا به میزان کاری که یک متن طلب می کند توجه نمی شود. 4 ماه پیش ترجمه ای 22 هزار و 500 کلمه ای حقوقی انجام دادم. خود سایت ترجمیک برای این ترجمه حدود 3 میلیون 400 تخمین قیمت کرده. اما چیزی که به من اون موقع دادند 1 میلیون 100 بود. حالا بگوییم گرانی باعث شده 400 تومان گرانتر شود وآن موقع 3 میلیون قیمت اصلی بوده. آیا بازهم درست است که 3 میلیون بگیرند و 1 میلیون به مترجم پرداخت کنند؟؟؟ تازه بنده اگرچه مترجم سطح بالا حساب نمی شوم و دستمزد کمتری از این بابت به من داده می شود، اما زمانی که گذاشتم باعث شد کیفیت ترجمه ام حرفه ای باشد. الان در سایت برای ترجمه طلایی حرفه ای، 7 میلیون 700 می گیرد. یعنی اینجانب مستحق 7 میلیون 700 بودم ولی در آخر یک تومن دست من را گرفت. در نهایت دستشان درد نکند پلتفورمی برای کار جوانان دانشگاهی فراهم کرده اند، اما انصاف نیست جوان تحصیل کرده مملکت که از سر ناچاری به کار پاره وقت روی می آورد، برای ساعت ها چشم و گردن گذاشتن، چنین مبالغی بگیرد. یا باید فریلنسر باشی و خودت بازاریابی کنی یا اینکه با جایی کار کنی که دستمزدهای منصفانه تعیین کند یا کمیسیون منصفانه ای بگیرد. خلاصه اینکه اسنپ کار کنید از این کار بهتر است.
من 4سال توی شرکت هیوا کار کردم و مشاور بودم.میتونم بگم از نظر نظم کاری فوق العاده بود البته چون کار ما مشاوره بوده قطعا تایمایی که یه دفعه نتایج مثلا کنکو اعلام میشد ممکن بود برنامه هامون تغییر کنه ولی در کل یه چهارچوب خاص داشتیم که میدونستیم طبق اون کارمون پیش میره.هرماه اولین روز حقوقمون رو واریز میکردن و من یادم نمیاد توی اون مدت حتی یه روز هم دیر شده باشه.تیم فوق العاده حرفه ای مدیریت و مسئولین رو داشتیم که مدام درحال اپدیت اطلاعات خودشون و مشاورا بودن.من به دلیل حابه جایی و دوری مسیرم از کرج تا تهران نتونستم ادامه بدم ولی برای کسیکه ساکن تهرانه خیلی خوش مسیره و راحت میتونه با مترو رفت و امد کنه