در حال حاضر به صورت تماموقت در واحد ارتباط با مشتریان مغز رایانه مشغول به کارم و سابقهام بین یک تا سه ساله است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من اول از همه فهمیدم که شرکت لندو ظاهر خوبی ارائه میدهد و به نظر میرسد که جذب میکند؛ اما پس از طی یک ماه، به شکل ناگهانی با کنار رفتن از کار مواجه شدم و حقوقم هم تا حدی محقق نشد. جالب این است که از حقوق کسر میکنند مالیات و بیمه را، اما چون مدت حضور من فقط یک ماه بود، بیمه به من تعلق نگرفت و در نتیجه هزینههای مرتبط را نیز نپرداختم.
در شرکت مدیریت سرمایه کیان برای مدت سه تا پنج سال بهطور تماموقت حضور داشتم و بالاخره آخرین سال همکاریام برابر با سال ۱۳۹۸ بود.
برای مصاحبهای که داشتم، رزومهام را فرستادم و وقت مصاحبه گرفتند. در جلسه، فرمهای اداری را پر کردم و چند تست کار با آفیس، سرعت عمل و تایپ از من گرفته شد؛ سپس با دو نفر مصاحبه کردم. افراد مصاحبهکننده دقیقی به نظر میرسیدند اما سختگیر نبودند و پس از پایان کار گفتند در صورت نیاز باهاتون تماس میگیرن. دو روز بعد تماس گرفتند و گفتند از شنبه میتونم بیام سر کار و یک هفته بهصورت آزمایشی کار کنم تا تصمیم بگیرن که ادامه میدم یا نه. آن هفته سپری شد و حالا بیش از یک سال است که در این مجموعه مشغول به کارم و از محیط و شرایط کاری کاملا رضایت دارم. به خودم اطمینان دارم. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت عبارت بود از نحوه صحبت، اعتماد به نفس، رفتار با دیگران و قابلیت کار تیمی.
با شرکت کانون ایران نوین تجربهای کارمندی را داشتم که بسیار تفاوت داشت با انتظاراتم. چهار مرحله مصاحبه را پشت سر گذاشتم؛ دو جلسه اول تصور میکردم مستقیم با فردی که قرار است باهاش کار کنم مصاحبه دارم، اما بعد مشخص شد مدیر اصلی من را واقعا ملاقات نکرده بود. سومین مرحله با مدیر منابع انسانی بود که تقریبا چهل و پنج دقیقه از وقت من را گرفت و در نهایت حقوق را او مطرح کرد؛ حقوقی کمتر از خواستهام پیشنهاد شد و گفتند در سه ماه اول وضع همواره همینطور است و بعد از سه ماه تغییر میکند، اما حتی پس از گذشت این دوره هم بهرهای از ترمیم حقوق دیده نشدم. در نهایت جلسه با مدیرعامل برگزار شد و او از من خواست که تعهد بدهم تا مدت طولانی باقی میمانم و دیرتر جدا میشوم. برخوردش در جلسه خوشایند بود و به غیر از توصیهای که زد چیز منفی دیگری در رفتار او ندیدم. تصمیم به پذیرش گرفتم و رفتم سر کار، اما رفتار مدیریتی وی نسبت به همکاران بسیار سنتی و کاغذبازیهای بیجا بود. برای هدیههای تشویقی به کارمندان، دستور میدادند کارتها بسوزانند تا خرجی نداشته باشند. مدیرعامل برخوردی توأم با پرخاشگری داشت و بارها دیده میشد که به سایرین فریاد میکشید یا با زبان نامناسب با افراد صحبت میکند؛ از شنیدهها پروندههایی هم وجود داشت که به زبان ساده میگفتند برای ایشان کارمندان اهمیت ندارند و فقط باید فروخته شوند. همچنین از اطرافیان میشنیدم که به مشتریان قولهای دروغ میدهند تا قرارداد ببندند. ساعت کاری طولانی بود؛ چیزی حدود نه و نیم تا ده ساعت در روز، و گاه به خاطر رفت و آمدهای شبانه مدیرعامل، بچهها تا نزدیکی نیمهشب میماندند تا کار ناتمام را تحویل دهند. اعطای مرخصی و دورکاری هم به صورت غیرمنطقی و غیرقابل انعطاف بود. ظاهر شرکت شیک به نظر میرسید، اما روند کار بسیار سنتی و بیبرنامه بود و در نهایت حس خوبی از محیط نداشتم. به طور کلی توصیه نمیکنم مگر در شرایطی که لازم است برای مدت کوتاهی دنبال کار بگردید. به نظر میرسد صاحب شرکت بیشتر به منافع خود توجه دارد تا رفاه تیم.
در یک تجربه کاری تلخ با کانون ایران نوین شروع کردم و اوضاع بازار فروشی که با آن روبهرو شدم همواره چالشبرانگیز بود. من به طور تماموقت در واحد فروش و توسعه بازار کار میکردم و قرارداد من کمتر از یک سال به طول انجامید؛ آخرین سال همکاریام در سال ۱۴۰۰ بود.
عاشق کار کردن با تیمها و واحدهای مختلف نبودن، اما باید صبور میموندم و هر پروژهای که بهم میدادن رو با بخشهای متفاوت پیش میبردم. به شرط کنار اومدن با پرداختیها، چون فقط ماه اول رو پرداخت میکردن و ماههای بعدی تارگت بود و ممکن بود حقوق نباشه اگر باهاش جور درنیارم. از دیدشون باید سرمایهی مالی داشته باشی و برای شرکت سودآور باشی و جراتش رو داشته باشی که پروژهی خوب بهت بدن. در نگاه من ایران نوین خیلی منافعمحسوب بود و به حقوق کارمندها اهمیت کم میداد؛ واحد امور مشتریان و توسعه بازار رو هم به عنوان دو واحد بیارزش میدیدم، بهطرتی که هر دو را بیشتر کارشناس بازاریابی میدانستند. تفاوت این بود که امور مشتریان تماسهای دریافتی را بین مدیران و کارکنان قدیمی و نورچشمیها تقسیم میکردند و تازهواردها باید برندها را به دست میآوردند. اکثر افراد واحدها کار میکردند تا نیمهشب و حتی در ایام مرخصی هم باید پاسخگوی مشتریان میبودند چون خط ایرانسل با این شرکت بود. منطقشون قدری مزاحمت داشت و بهجز قدیمیها و نورچشمیها، بقیه را یا کنار میآمدند یا نمیتوانستند باهاش کنار بیایند. وقتگذرانی که پولش را نمیدادن یا به جان افراد میافتادند. ویژگیای که براشون اهمیت داشت این بود که فقط آوردهی مالی ملاک بود و اهمیت دیگری برای شخصیتشون قائل نبودند.
در این شرکت با تماموقت مشغول بودم و بین سه تا پنج سال سابقه کار داشتم؛ دوره آخر همکاری من در سال ۱۳۹۹ به پایان رسید.
من در حال حاضر در شرکت کانون ایران نوین بصورت تمام وقت و به مدت ۱ تا ۳ سال مشغول به کار هستم.
من در کانون ایران نوین بصورت تمام وقت و به مدت کمتر از یکسال کار کردم و آخرین سال همکاری من ۱۳۹۹ بوده.
کلا مصاحبه تو یه ساعت انجام شد،البته با یک ساعت و نیم معطلی!! معاونت بخش توسعه بازار با من مصاحبه کرد و چند تا سوال کلی پرسید.اینکه تا حالا چیکار کردم و انتظارم از اینا چیه.یکم از شرایط حقوقیش گفت که ما اینجا اصلا حقوق نمیدیم ولی کامیشنها عالین .یه سرس جزئیات هم در مورد کامیشنها گفتند که الان که اینجام میبینم خیلی هم درست نبود.دوباره بعد از یک ساعت معطلیه دیگه رفتم پیش مدیرعامل که فقط ازم پرسید چرا باید استخدامت کنم و همین! برای این پوزیشن کلا توصیه میکنم اینجا نیاید.فروش خدمات تبلیغاتیشون بسیار سخته چون همه از نظر قیمتی خیلی از رقباشون گرون تر هستند هم اینکه ضعف اجرایی زیاد دارن و خیلی از پروژهارو ما به خاطر بی مسئولیت بودن مدیران اجرایی از دست دادیم. الان من ۴ ماهه اینجام و از حقوق و کامیشن هم خبری نیست!!!!! ویژگیهایی که براشون مهم بود: هیچ ویژگی خاصی واقعا لازم نیست.
در حال حاضر بهطور تماموقت در واحد اداری شرکت ایدهپرداز ژوبین مشغولم و بیش از یک سال تا سه سال است که در نقش مسئول دفتر مدیرعامل فعالیت میکنم.
در اولین قدم فرم مشخصی را پر کردم و از همان ابتدا با این واقعیت روبهرو شدم که برای ورود به کانون تبلیغاتی ایران زمین لازم است حقوق پایین را بپذیرم، هرچند این سازمان در منطقه قم و اطراف آن نقش مهمی ایفا میکند و از لحاظ پیشرفت شغلی میتواند تاثیرگذار باشد. با وجود اینکه رفتار کارکنان شرکت همواره محترمانه بوده و بهطور منصفانه با پروندهها برخورد میشود، اما مشکل اصلی این است که حقوق پرداختی پایین است. اینکه به کدام بخش میخواهم وارد شوم به قالب بخشها و نیازهای آنها بستگی دارد؛ اما نکته کلیدی این است که مهارتهایی لازم است که آنها به آنها نیاز دارند و من باید از این تواناییها برخوردار باشم.
در حال حاضر بهطور تماموقت در ایران زاک و در حوزه سیستمها و روشها مشغول به کارم و این کار را طی پنج تا ده سال اخیر انجام میدهم.
در حال حاضر بهطور تماموقت در ایران زاک مشغول به کارم و کمتر از یک سال است که به این شرکت ملحق شدهام.
در این تجربه، احساس کردم که محیط کار دوستانه است اما بعضی رفتارها با باطن همخوانی ندارد و نگرشی که دیگران نسبت به من داشتند با آنچه در ذهنشان میپروراندند تفاوت داشت. وقتی برای موقعیتی که گفتند باز شده بودم پذیرفته میشدم و همکارانی خوب دستهجمعی پیدا کردم، اما گویی حقایق را درست بیان نمیکردند. از جمله این که روی همکاران گاه چنین بود که بعد از قبول شدنم دو ماه بعد گفتند قبول نشدی. فردی دیگر را هم آوردند و او کاری کرد که فرار کرد، دوباره با من تماس گرفتند که بیا، خیلی لازم داریم، اما وقتی رفتم من هم به نظر میرسید فراری میدادند. انتظار داشتند سطحی بالاتر از یک مدیر کاربلد را ارائه دهم در حالی که از من با همان رویه کارگر روزمزدی میخواستند هم کار کنم هم کراوات بزنم و اتوکشیده باشم؛ حقوق هم در حداقل بود و پاداشی هم اگر میدادند من آن را نگرفتم. به طور کلی محیط خوب و دوستانه است و اگر حرفهای و کاربلد باشید جذب میشوید، اما این جذب به میزان رقابتها، انگیزه و علاقهی شما هم بستگی دارد. فکر میکنم ظاهر و تیپ و رفتار هم برایشان خیلی اهمیت دارد.
در دفتر تبریز شرکت کارت اعتباری ایران کیش به صورت تماموقت کار کردم و دورهی همکاریام بین یک تا سه سال بود؛ آخرین سال حضور من در این شرکت سال ۱۳۹۹ بود.
شرکت فناوران اطلاعات خبره تجربهای بود که ازش چیزهای زیادی یاد گرفتم. در اولین گفتوگو، اول درباره دیتامدل سوال شد و بعد کوئرینویسی مطرح شد و در انتها با چالشی روبهرو شدم که از من خواستند تفکراتم را توضیح بدهم و در آن جلسه کوئری نوشتم. ملاقات دوم هم باز پرسشهای فنی داشت اما بخش دیگری از سوالات جنبههای منابع انسانی پیدا کرده بود و درباره آیندهام و برنامههای آیندهام سوال میکردند. وقتی به تیم ملحق شدم، در ابتدا چند روزی برای آشنایی با بیزنس بیمه صرف کردم و پس از آن حدود سه تا چهار هفته روی SQL کار کردم تا وارد وظیفه اصلی شوم. با توجه به این که شرکت بزرگی در حوزه نرمافزار است، فضای فرصتهای پیشرفت نسبت به شرکتهای صنعتی بیشتر است و کار تخصصیتر میشود. در کار قبلیم همه چیز را با توجه به مسائلی که برای پروژه پیش میآمد و درخواستهای کارفرما میخواست یاد بگیرم، اما اینجا برخی از همان موارد، در ابتدای کار باید آموزش داده شود که البته من قبلا خیلی از آنها را میدانستم.
به دلیل شرایط کرونا، شرکت سعی کرد مصاحبه از طریق تلفن و اسکایپ باشه. یک مصاحبه تلفنی با مدیر HR داشتم و چند روز بعد یک مصاحبه با مدیر اون تیمی که اعلام نیاز نیرو کرده بود از طریق اسکایپ. مصاحبه دوم خیلی طولانی بود و ایشون گفتند یک جلسه هم باید حضوری بیای. پس جلسه سوم هم چند روز بعد به صورت حضوری با مدیر پروژه تیم مربوطه داشتم. جلسه اول چند تا سوال از SQL و سوالات رایج در مصاحبه ها پرسیده شد. جلسات بعد هم همینطور. به نظرم شرکت خوبیه. رتبه یک انفورماتیک. از این شرکت ها کم پیدا میشه. من تا الان سه هفته تو این شرکت هستم و در مرحله آموزشی هستم. برای پشتیبان ها سه مرحله آموزش اولیه داره که یک ماه و نیم طول میکشه (با دریافت حقوق و بیمه). در پایان هر مرحله آزمون گرفته میشه. دوره آموزشی مفیده. مخصوصا SQL. شرکت برای این سمت ۲۰ میلیون سفته و تعهد کاری سه ساله میگیره که در همون تلفن اول به کارجوها میگن. سفته اکثر شرکت ها می گیرن پس مورد خاصی نیست. اما در مورد سه سال تعهد کار، نمی دونم اجرائیت قانونی داره یا نه، اما صرف نظر از بحث قانونی، اگر شرکت و کارتون خوب باشه دلیلی هم برای عوض کردن شرکت وجود نداره، بنابراین من قبول کردم.
مصاحبه من با شرکت فناوران اطلاعات خبره در اوج کرونا و در ۲جلسه به صورت مجازی برگزار شد. جلسه دوم با حضور مدیر عامل بود. در کل مدیر ارشد و مدیر بخش افراد منطقی و معقول بودند. بین این شرکت و یک شرکت دیگر که در همان بازه زمانی دعوت به کار شدم متاسفانه این شرکت را انتخاب کردم. البته اشتباهم این بود که به نصیحت چند نفری که قبلا از این شرکت استعفا داده بودند و در مورد جو نامناسب، زیرآب زنی و باندبازی های گسترده هشدار دادند، توجهی نکردم. از طرفی درخواست شرکت برای دادن تعهد برای کار طولانی مدت حداقل ۳ساله با ارائه سفته های۲۰تا۳۰ میلیونی هم موید وجود مشکلات در نگه داشت منابع انسانی احتمالا به دلیل موارد فوق الذکر بود که متاسفانه با خوش بینی از کنارش گذشتم. در بدو ورود به واحدی که اسمش جذب و آموزش هست وارد می شوید و ابتدا باید یک سری مفاهیم بیمه را آموزش ببینید البته فکر نکنید کسی به شما آموزش خاصی می دهد، شما پشت یک سیستم قرار میگیرید که یک سری فایل و پاورپوینت داخل اون هست و باید خودتون مطالعه کنید و یک سری داده داخل نرم افزار اختصاصی شرکت وارد کنید. البته به شما گفته می شود موارد را مطالعه کرده و اگر سوالی داشتید بپرسید، ولی اگر سوال شما از دانش محدود مدرس مربوطه بیشتر باشد، جواب ثابتی که می شنوید این است که این موارد در تیم به شما آموزش داده خواهد شد. ظاهرا بدین مفهوم است که در کل دوره ی آموزشی قرار نیست چیز خاصی آموزش داده شود و آموزش واقعی در تیم داده خواهد شد. حتما فکری در مورد سر و صدای محیط بکنید چون کسی که مثلا مدرس هست دائما با تلفن صحبت میکنه و تمرکزتون به شدت پایین میاد. قضیه به همینجا ختم نمیشه شما هم ممکنه مثل من که رتبه ۱۹ کنکور کارشناسی ارشد و فارغ التحصیل دوره روزانه یکی از تاپ ترین دانشگاه های تهرانم با چیزهای عجیب و غیر حرفه ای دیگه ای روبرو بشید. مثلا ممکنه برگه ای که به عنوان سوال امتحان بهتون داده میشه به شکل کاملا برنامه ریزی شده بارم برخی سوالاتش مشخص نباشه تا هرجوری دوست دارن نمره بدند و شما بیفتید! حتی ممکن است صورت سوال از شما چیزی نخاد ولی مدرس (به نظر من فقط مصحح!) تشخیص بده که شما باید بیشتر از صورت سوال بنویسید! البته این موضوع به این هم بستگی داره که چقدر بخواهند از شما استفاده ابزاری کنند و غرض ورزی های شخصیشون با مدیران اصلی شما و شخص شما چقدر باشد، چون موضوع رفتار غیر حرفه ای و شخصی و اصطلاحا زیرآب زنی، حداقل در واحد آموزش که من شاهد آن بودم، فراتر از حدی است که بتوانید تصور کنید و در این راستا هیچ گونه مرز انسانی- اخلاقی و حرفه ای برای خودشان قایل نیستند. و از این هم جالب تر اینکه شما ممکن است در مورد هر کدوم از بندهای قراردادتون با شخص مدیر عامل به توافق برسید ولی در واحد جذب و آموزش دایه های مهربان تر از مادری وجود دارند که نه تنها به توافق بالاترین مقام سازمان با شما احترام نمی گذارند بلکه اعتراض هم دارند و این موضوع را دستاویزی قرار می دهند که تا حد ممکن تنش ایجاد کنند و حس ریاست طلبی خودشون را ارضا کنند. ممکن است این موضوع برای شما عجیب باشد ولی در این صورت مثل من با این تذکر، که معمولا به شکل غیرمحترمانه و تندی داده می شود روبرو شوید که “اینجا ما رییس هستیم و شما حق صحبت با هیچ کس حتی مدیر مستقیم خودتان را هم ندارید!” در همین راستا مدیر آموزش آن طور که من بعدا متوجه شدم، از روز اول صراحتا اعلام کرده بوده قصد دارد که جلوی ورود من به سازمان را بگیرد، و از آنجایی که با روالهای موجود موفق به این کار نشده بود، مستقیما به مدیرعامل مراجعه کرده و سعی کرده بود با فرافکنی و ذکر مسایل غیرواقعی، نظر سازمان را نسبت به من آشفته سازد. روی هم رفته به نظر من اگر به سلامت خودتون و آرامش درمحیط کار اهمیت میدید و دنبال کار در یک محیط حرفه ای هستید، فناوران اطلاعات خبره را حتی از لیست جاهایی که رزومه میفرستید حذف کنید چه برسه به اینکه مصاحبه برید و جذب شوید و مثل من کار قبلیتونو به خاطر این شرکت از دست ندهید که ممئنا پشیمان خواهید شد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.