روز اول به نظرم برخورد خوبی داشتم و سه مرحله مصاحبه برای مدیریت فروشگاه برگزار شد که سوالات تخصصی بود. شرکت از من خواست مدارک را ارسال کنم و آموزشهای مربوط را پیگیری کنم و از من پرسید چه زمانی میتوانم برای حضور در تهران آموزش حضور داشته باشم. من به دلیل مدیریت یک فروشگاه دیگر گفتم قراردادم باز است و تا یک هفته آینده میتوانم بیایم و آنها پذیرفتند که مشکلی نیست. بعد از چند روز با منابع انسانی شرکت تماس گرفتم و گفتم که به دلیل حضور در تهران و آموزش، ارتباط با فروشگاه قبلی قطع شد. نکته جالب این بود که خانمی که پیگیر کارهای مربوطه بود گفت از شرکت وال مارکت کار را ترک کرده و حالا در آنجا مشغول نیستم، و بعد از چند تماس و پیامک جز یک بار پاسخ مدیریتی داده نشد و قرار شد از طریق منابع انسانی فرایند استخدام پیگیری شود تا خبر بدهند؛ اما دیگر هیچ کس به تماس یا پیام من پاسخ نداد. اکنون به دلیل فرایند استخدام با فروشگاه قبلی قطع همکاری کردم و هیچ پاسخگویی نیست. احساس میکنم میتوانستند به وجهه شرکت و کسی که برای استخدام دعوت میشود، از نظر شان و احترام بیشتر توجه کنند، اما وضعیت چنین بود...
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در ابتدای ورود به شرکت احساس کردم فضای کار جالب است و با توجه به استانداردهای بهداشتی که رعایت میشد، از این منظر مثبت بودم. اما فرایند مصاحبه خیلی سریع پیش نرفت و با اینکه حالا به عنوان نفر استخدامی موقتی انتظار داشتم که مصاحبه آغاز شود، نزدیک به نیم ساعت طول کشید تا مصاحبهگر از جلسه قبلی فارغ شود و سپس با من نشست و مصاحبه را آغاز کرد. نکتهای که بیش از همه به چشم میخورد این بود که قرار بود رزومهام را هم همراه بیاورم و قبل از مصاحبه بخوانند، اما ظاهرا مطالعه نشده بود و نیز همراه من نبود. در نتیجه مجبور شدم فایل PDF رزومه را از طریق گوشی نشانشان بدهم.
به من گفتن که برای مدیر فروشگاه در نظر دارم، هرچند که انگار از کارهای مرتبط با این نقش خیلی مطلع نبودند. مصاحبه اول را با یکی از اعضای تیم انجام دادم و در پایان گفت که میتوانم برای مدیر فروشگاه مناسب باشم. چند روز بعد با مدیر مالی و بخش منابع انسانی صحبت کردم که آنها هم موافق بودن، اما در نهایت پیشنهاد من به عنوان سرپرستی یک بخش بود و این پیشنهاد را نمیپذیرفتم. دیگر تماسی از آنها نگرفتم. در کل به نظر میرسید که روند انتخاب و برنامهریزی برای مصاحبهها کامل نبوده است.
در ابتدای کار، با سه نفر مصاحبه شدم و بعد به دفتر مرکزی مراجعه کردم. رضایت شغلی را خواستند و من هم ارائه دادم. تیجه اینکه سفتهای به ارزش دویست میلیون، بدون تاریخ و بدون توضیح ضمانت حسن انجام کار، به من دادند و تعهدنامهای هم گرفتند. در قبال این موارد هیچ قرارداد یا حتی کپی سفته به من داده نشد و هیچ کدام از این جزئیات از همان جلسه اول یا تا پایان فرآیند مصاحبه توضیح داده نشد تا به جایگاه عملی برسیم و هزینهای بیهوده متحمل شویم.
مصاحبه برای کار در دفتر مرکزی واقع در سعادت آباد برام تجربهای منحصربهفرد بود؛ ساختمانی با طراحی شیک و تیمی منظم همراه با حراستی که روند حضور مهمانها را دقیق اجرا میکرد. در ورودی کارت ملی گرفتم و کارت مهمان دادند، و مشخص بود که نگاه حرفهای خاصی در شرکت حاکم است. فضایی اختصاصی برای مصاحبه داشت و من در مقابل چهار نفر مصاحبه شدم؛ فرآیند تقریبا دو ساعت طول کشید و سوالهای تخصصی بیشتر جنبه کتبی داشتند. تا جایی که امکان داشت پاسخ دادم و برخورد تیم، به نظرم مثبت بود. حتی با مدیر حراست هم صحبت کردم و گفتند که در آینده با من تماس میگیرند تا برای پیوستن به تیم بیایم. به این فکر کنید که با شرکتی قانونمند و با هدف مشخصی کار خواهید کرد، گرچه در نظر من ممکن است برخی مسائل استخدامی همراه با بندهای مالی همچنان وجود داشته باشد.
من با ویتانا وارد فرایند مصاحبه شدم و دو مرحله تجربه کردم. در مرحله نخست، مصاحبه تخصصی بود و پذیرفتند، اما حدود یک هفته بعد تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه دوم بیام. مرحله دوم جنبه اداری داشت و دقیقا سمتهای مورد بررسی را نفهمیدم؛ سه ساعتی پس از اعلام زمان آمدنم، به اتاق راهنمایی شدم. چند نفر دور میز نشسته بودند و فضای جلسه به گونهای بود که گویی کمیسیون معافیت تشکیل شده است. برخورد آنها مناسب نبود. در نهایت پس از چند هفته انتظار خبری نشد.
در دوران کارآموزی کوتاهی که در یک استارتاپ به نام ویرا برگ داشتم، فرصت یادگیری spanning چند ماهی را تجربه کردم و پایان دوره من در سال ۱۳۹۸ بود.
من به شرکت ویرا برگ رفتم و بعد از ظهر برای حضور در جلسه مصاحبه دعوت شدم. ورودی شرکت فضایی آرام با مبلمان راحت داشت و به من گفتند اینجا بنشینم و منتظر بمانم. در ادامه فردی آمد و روند مصاحبه به شکلی دوستانه ادامه یافت؛ اینقدر صمیمی بود که اصلا حس نمیکردم در حال مصاحبهام، و اختلاط پرسشها و پاسخها به شکلی روان انجام شد. سپس به یکی از بخشها فرستاده شدم تا با کامپیوتر یک آزمون بدهیم که کار سادهای بود و خیلی قابل قبول جلوه کرد. ظرف چند روز از طریق تماس تلفنی نتیجه را شنیدم و فردای آن روز کارآموزیام آغاز شد. انتظارم بیشتر از چیزی بود که تصور میکردم؛ شرکت پویا و هدفمند است و همهی افراد با اشتیاق برای توسعه و پیشرفت شرکت تلاش میکنند. من هم واقعا دوست داشتم در چنین محیط کاری جدی آموزشی ببینم و تجربه کنم. هر چیز جدیدی که یاد میگرفتم، بهعنوان یک کار عملی برایشان اجرا میکردم و به طور کلی احساس میکنم به فضای کار و حوزه دیجیتال مارکتینگ علاقهمندم و با شور و انگیزه پیگیرترش میشوم.
به سالهای طولانی کار کردن در وطن زرین افتخار میکنم، اما تجربهای که دارم را نمیتوانم به عنوان توصیهای مثبت بیان کنم. من به صورت تماموقت در گروه صنعتی وطن زرین مشغول به کار بودم و این همکاری بین یک تا سه سال به طول انجامید؛ آخرین سال همکاری من در سال ۱۴۰۰ بود.
در مصاحبهای که داشتم، به علت بینظمی و نبود پروتکلهای بهداشتی در محیط، احساس ناامیدی زیادی پیدا کردم. فضای کار بههمریخته و کارکنان کنار هم نشسته بودند و حتی در شرایط کرونا ماسک هم نبود. اگر صورتساده و راحت نبود، مینشستم و اعتراض میکردم، اما تصمیم گرفتم ادامه ندهم. مصاحبه تا حدی معمولی بود و سوالاتی در ارتباط با کارهای قبلیم و مسائل تخصصی مطرح شد که پاسخشان را دادم؛ هنوز نتیجهای به من اعلام نشده است، و اگر نتیجه مثبت هم باشد، به دلیل شرایط بهداشتی نامناسب و بینظمی، فرصت همکاری برایم قابل بررسی نیست.
برای مصاحبهای به عنوان برنامهنویس دعوت شدم که طبق آگهی سایت جاب ویژن برگزار شد. من هفت سال سابقه کاری دارم و با دریافت ایمیلی از واحد منابع انسانی، فرم پرسشنامهای شامل مشخصات، مهارتها و تحصیلات را تکمیل و ارسال کردم. در روز مصاحبه سه نفر مصاحبهکننده حضور داشتند و تمایل داشتند که دقیقا مراحل درخواست در MVC را گام به گام توضیح بدهم و از کاربرد فایل مشخصی در مسیر سیستمویندور با خبر باشم؛ سوالات مربوط به دیتابیس و سایر جزئیات هم مطرح شد. همچنین در طول مصاحبه به شدت سوالاتی به نظر بیربط و گاهی غیرمحور پرسیده میشد. در نهایت گفتند به دنبال فردی هستند که بتواند سایت شرکت را نگه دارد و نقش پشتیبان تمامکارهای که وب فرمها کار کند را ایفا کند. یکی از شرکتکنندگان نیز که از نیمه جلسه روی صندلی خوابیده بود، بهنظر میرسید در ماه رمضان فشار زیادی بر او وارد شده بود.
روز اول مصاحبه برای نقش دات نت در بورس تهران بود و سه نفر به عنوان مصاحبهکننده حضور داشتند: دو آقا و یک خانم که اعضای تیم منابع انسانی محسوب میشدند. به گفتههای کارشناسهای مربوطه، گویایی و سطح دانش آنها از حد انتظار پایینتر بود و فرآیند گزینش به نظر میرسید که بیشتر سلیقهای است تا مبتنی بر سابقه کار و مهارتهای برنامهنویسی. من سابقه کار در بانک کشاورزی را در حوزههای PC programming تا مین فریم دارم و تجربه کار در شرکتهای تابعه بانک مرکزی را نیز دارم. وقتی رفتارهای مختلف شرکتهای بزرگ را دیدهام، میتوانم بگویم که تجربههای زیادی کنار آنها داشتم و حتی برای برخی از آنها رضایتنامههای شغلی گرفتم. با وجود اینکه برای شغل برنامهنویسی اپلای کرده بودم، در مصاحبه سوالاتی درباره نگهداری سرور و Always On مطرح شد که ارتباطی به موقعیت شغلی من نداشت و خارج از حوزه تخصصی بود. در پایان، به نظر میرسید که اگر آشنایی مشخصی نداشته باشید و یا بدون علاقهای اپلای کنید، احتمال رد شدن وجود دارد.
در حال حاضر با تیمی پر جنب و جوش همکاری دوستانهای را در شرکت تریتا آغاز کردهام، به صورت تماموقت و کمتر از یک سال است که به عنوان توسعهدهنده وردپرس تجربه میکنم.
با سلام کلا در توسن خیلی ریز میشن توی مباحث پایه ای جاوا و خیلی تئوری میپرسیدن و با اینکه یک ساعت مصاحبه ما زمان برد و از multithreading , collection oop , JavaEE و تا اینجا کار من اوکی بودم بعد شروع کردن از hibernate که من بلد نبودم. یک سری از سوالات رو من یادم هست که به این صورت بود string builder vs string buffer , can we add an instance of parent class in the argument of child methods , how does arrayList store data in storage من در اخر مصاحبه پرسیدم که آیا اونجا از تکنولوژی های spring , docker , angular, elasticsearch هم آیا استفاده میکنید که جوابشون این بود که خیلی غیر مستقیم گفتن که نه در پیگیری هایی که بعد از یه مدت تقریبا یک ماهی که من از منابع انسانی این شرکت داشتم فهمیدم که به من level -5 دادن و در حال حاضر اون تیم به نیرویی با این level نیاز نداشته . در کل من خودمم در این مدت که طول دادن جای دیگه استخدام شدم. و دوستان من هم که برای جاوا به توسن رزومه دادن و رد شدن دقیقا توی همین مدت تونستن که در شرکت های مشابه مثل داتین استخدام بشن و توسن نه من بلکه همه رو رد کردن. من قبل تر از مصاحبه با یکی از مدیران تولید این شرکت توسن صحبت کرده بودم و گفته بودم که بیشتر spring , angular بلدم آیا اونجا به کارتون میاد که گفته بود اره قطعا. ولی در آخر مصاحبه سرپرست اون تیمی که با من مصاحبه میکرد غیر مستقیم گفت که نه . در کل این رو بگم برای تیم های جاوایی توسن یا داتین چون کارشون عمیقا روی کد های جاواست و فریمورکشونم javaEE خیلی خبری از تکنولوژی و چالش های فنی نیست. چالش دارن ولی بیشتر الگوریتمی و ساختمان داده ای هستش من خودم دوست داشتم توسن اوکی بشه ولی عجیب بود برام اینکه من همون موقع که توسن مصاحبه کردم توی یک شرکت دیگه با یه حقوق بیشتر داشتم کار جاوا میکردم و الان هم یک شرکت دیگه هستم برنامه نویسی ولی اینکه توسن ردم کرده بیشتر برام جذاب شده که روزی اونجا مشغول به کار بشم ولی اینم باید بپذیرم که توسن خبری از spring , angular , elasticsearch , apache kafka, spark , docker نیست و همچنین اگر علاقه به معماری microservice داشته باشین هم باز خبری نیست. عمیقا جاوا هستش ولی خب خیلی شرکت های دیگه هستن از جمله سحاب ، شاپرک ، همراه اول ، اسنپ و خدمات انفورماتیک که برنامه نویس جاوا میگیرن و روی تمام مباحثی که در بالا گفتم کار میکنن و کار برای آدم به شدت جذاب تر میشه و خیلی چالش های جذاب تری ادم میبینه. البته اینم در اخر بگم بعد گذشت سال ها کار توی توسن هم میدونم که وارد تیم هایی میشه شد که تمام مباحثی که گفتم رو کار میکنن ولی اگر بخواییم زودتر ببینیم نه. در کل اینو بگم خیلی عمیق باید جاوا رو خونده باشین قبل کمیته جذب و مصاحبه هاشون نمونه سوال های سایت هایjavatpoint, tutorialspoint میتونن خیلی کمک کنن. hibernate , javaEE هم اگر بلد باشین خیلی بهتون کمک میکنه برای استخدام. و راجبه حقوقه پیشنهادی هم که براشون زدم اینو بگم که من دقیقا این میزان رو برای جاوا دارم در شرکت فعلی میگیرم ولی توی توسن به من نگفتن در صورت استخدام چه میزانی هست حقوق ولی فک میکنم از ۸ میلیون شروع میشه اونجا
در مصاحبه آغازین با ترابی حدود یک ساعت زمان صرف شد و به خاطر بینظمی منابع انسانی، حدود نیم ساعت معطل شدم که ایشان بابت این تأخیر عذرخواهی کردند. برخوردشان محترمانه بود و در کل فضای مصاحبه خوب و مثبت پیش رفت.
فردای وقتی که فرم درخواست را در سایت شرکت پر کردم با من تماس گرفتند تا جلسه مصاحبه را تنظیم کنند. به نظرم تیم منابع انسانی توسن واقعا حرفهای و منظم بود و در کل فرایند مصاحبه هیچ نقصی از آنها ندیدم. جلسه اول درباره کارهایی که در گذشته انجام داده بودم صحبت کردیم و کمی روی آنها بحث شد. بعد بیشتر به جاوا core پرداختند و تقریبا تمامی مفاهیم مهم جاوا را از من پرسیدند و روی کاغذ مسئلهای مطرح کردند تا طراحی کنم. کمتر از یک هفته بعد با من تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه دوم که همان کمیته جذب است باید بیایم. به دلیل شیوع کرونا این جلسه با تاخیر به بعد از عید افتاد و اگر نبود این تأخیر، کل فرایند مصاحبهشان سه تا چهار هفته طول میکشید. تقریبا یک و نیم ماه بعد از طریق راه دور با سه نفر مصاحبه انجام شد که دو نفرشان مدیر فنی بودند و یکی از منابع انسانی بود. آنها هم از جاوا پرسشهای زیادی داشتند و درباره مدیریت تراکنشها در اسپرینگ و جاوا، و کمی هم در رابطه با دیتابیس و کوئری نوشتن. مفاهیم برای آنها اهمیت داشت ولی خیلی سختگیر و بدقول نبودند؛ افراد بااخلاق و خوشبرد نبودند. مدیر منابع انسانی هم سوالات معمولی مانند نقاط قوت و ضعف خودت را پرسید. در جلسه مشخص شد که سطح شغلی من تعیین میشود. روز بعد از طرف منابع انسانی گفتند اوکی هستی و برای دو روز بعد جلسه حقوق و مزایا را برایم تنظیم کردند تا درباره پیشنهاد شرکت صحبت کنیم. جلسه سوم تقریبا یک ساعت و نیم طول کشید؛ نیم ساعت درباره مسائل منابع انسانی و یک ساعت هم درباره نحوه محاسبه حقوق و سطحبندی کارمندان و مزایا توضیح دادند. واقعا مفصل و دقیق همه چیز را روی وایتبرد نشان دادند و من فهمیدم در چه سطحی از شغل قرار دارم. راستش حقوق و مزایا خیلی جذاب نبود و گفتند معمولا هر کس حدود بیست ساعت اضافهکار در ماه انجام میدهد (ساعتهای کاری از هشت و سی تا پنج بود با نیم یا یک ساعت شناوری). همچنین رفتن به مقطع تبدیل یا ترفیع برای من زمانبر بود. از طرفی با پنج سال سابقه کاری برایم با توجه به حقوق، مناسب نبود و ترجیحا دوست داشتم حقوقم بهطور نقدی پرداخت شود تا افزایش تدریجی در طول زمان. در مجموع با تحقیقاتی که انجام داده بودم جای خوبی به نظر میرسید اما با فاصلهای که تا محل کار داشتم، انگیزهام برای کارکردن در آنجا کمتر شد. برای افراد تازهکار هم خیلی مناسب است چون فرصت یادگیری زیادی وجود دارد و برای کسانی که سالها آنجا هستند، مزایای خوبی ارائه میدهند. سطح جاوا را کامل باید بلد باشند تا بتوانند بقیه چیزها را یاد بگیرند؛ اگر در جاوا مشکلی باشد، اینجا جای یادگیری نیست. البته شرکت با استعدادهای بالا هم جذب میکند که با پایینترین سطح آغاز به کار میکنند. ویژگیهایی که برای آنها مهم بود هم به اندازه سایرجاها عمومی بود؛ اینکه بتوانی با تیم همکاری کنی.
درود خدمت مهندیس و کارجویان محترم
شب تجربهام با طرفه نگار آغاز شد وقتی رزومهام را برای سمت Senior Asp.Net Developer از طریق یکی از سایتهای کاریابی فرستادم و فردای آن روز با من تماس گرفتند تا جلسه مصاحبه را هماهنگ کنند. با مدیر فنی شرکت صحبت کردم و مقداری گفتگو به زبان انگلیسی داشتیم؛ برای آنها زبان مطرح بود. درباره تجربههای کاری، شرکتها و پروژههایی که در آنها بودم، میزان موفقیتها و تعدادی کاربر که سرویسهایمان را دریافت میکردند صحبت کردیم و در کنار آن پرسشهای فنی درباره اصول و معماری نرمافزار و درک عمیقتر از برنامهنویسی مطرح شد. سوالاتی هم درباره دلیل ترک همکاری از شرکتهای قبلی پرسیدند؛ سابقه کاری و تعهد به کار در شرکتهای پیشین برایشان اهمیت داشت چون اینجا یکی از قدیمیترین شرکتهای نرمافزاری ایران است و نرمافزارهای حسابداری هلو و اسپاد مال در کنار دیگر پروژهها وجود دارد؛ همکارانشان هم بسیاری از سالها اینجا بودند و همکاری طولانیمدت برایشان ملاک است. مصاحبه بهطور محترمانه با چند پرسش شخصی درباره وضعیت خانوادگی و اعتقادات ادامه یافت و در کل روند مصاحبه خوب پیش رفت و پس از مدت کوتاهی تماس گرفتند و پذیرش شدم. برای کسانی که از نظر فنی و شخصیتی سازگار بوده و به محیطی آرام، دوستانه و با فرصت همکاری بلندمدت میاندیشند و نمیخواهند هر ساله با تغییر کارفرما روبهرو شوند، این شرکت گزینه مناسبی به نظر میآید.
شرکت طرفه نگار تجربهای بود که بعد از مصاحبه به من منتقل شد. در مراحل استخدام، خیلی از قوانین کاری مشخص نبود و به صورت شیفتهای پیوسته و روزهای تعطیل همراه با ساعات کاری طولانی مطرح میشد. حقوق ارائهشده نسبت به حجم کار خیلی پایین بود و هیچ فرصت مشخصی برای رشد و پیشرفت دیده نمیشد. برای کسی که به دنبال حقوق معمولی و کار ساده بدون خستگی باشد، ممکن است مناسب باشد، اما برای من که به دنبال چالش و نرخ مناسب برای تلاش روزانه بودم، احساس رضایت وجود نداشت.
در حال حاضر با تمام وجود در تیم بازاریابی و برندینگ تاپ مشغول به کارم و این موقعیت تا کنون کمتر از یک سال طول کشیده است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.