امسال شش ماهی میشود که در میاره مشغول به کارم و واقعا میفهمم که جدیدترین و مدرنترین شیوههای کارآموزی و فریب در این جا اجرا میشود. تبلیغاتشان را فریبنده ببینید و گولشان را نخورید؛ من در عرض یک هفته از چالش عبور کردم اما پس از ماهی پولم را با سختی به حسابم واریز کردند. میان این مسیر چهار بار جریمه شدم، بارها تیکت زدم و در نهایت به نتیجهای که خواستم نرسیدم. پشتیبانی به اندازهی انتظار کارش را انجام نمیدهد و هیچ راهی برای شکایت وجود ندارد. وقتی وارد کار شدی به نظر میرسی درآمد بالایی دارد، اما بعد از مدتی متوجه میشوی با چه کسانی روبهرویی. به لطف خدا از اینجا جدا شدم. خیلی از دوستانم گفتند ارزش ندارد و فقط دزدی میکنند اما به حرفشان گوش نکردم. خواهش میکنم تبلیغ این برنامه را نکنید؛ در این وضعیت اقتصاد هم به فکر هم باشیم. خداحافظ.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سلام دوستان، تجربهام از کار با این پلتفرم رو میخواهم به اشتراک بگذارم. مدت تقریبی یک سال باهاش کار کردم و بعد از رسیدن به درآمد، به بهانههای گوناگون جریمه میکنند و بهطور ناگهانی خبر نمیدهند که کسری در درآمد وجود دارد. از طرف دیگر با کوچکترین اعتراض، حساب کاربری را به حالت مسدودی دائمی میبرند و دسترسی به هیچ جایی ندارم. برای سفیران هم اهمیتی قائل نیستند و هدف اصلی فقط سود خودشان است. به نظر میرسد مسائل بهنوعی دیکتاتوری و سفیدسازی میچرخد. کسانی که کامنتهای مثبت میگذارند از خودشان هستند و من هم فریب این رفتارها را خوردم. اگر میخواهی جوانی و انگیزهی زیر پایت در این گرانی از بین برود، این برنامه حرفی برای گفتن ندارد. موفق باشی.
مدتها پس از جدایی از شرکت، وقتی پرونده بیمهام را در تأمین اجتماعی بررسی کردم، متوجه شدم عنوان شغلیم با کار واقعیام تفاوت زیادی دارد و این ناسازگاری خیلی برایم ناخواسته بود. این مسئله باعث شد تصمیم به استعفا بگیرم و به دنبال فرصت جدیدی باشم. علاوه بر این، تجربهام نشان داد که همهی کارکنان به صورت شبانهروزی تحت نظارت هستند و دوربینها روی همهجا فعالاند، چیزی که پیش از استخدام به من نگفته بودند و این موضوع حس امنیت و آرامش در محیط کار را بهشدت مخدوش کرد. به خدا واگذار کردم حقم را، اما این تجربه یک زنگ خطر جدی بود: حتما سابقه بیمه و عنوان شغلیتان را بررسی کنید و اگر مغایرتی دیدید، اعتراض کنید. به دوستانی که دنبال کار هستند توصیه میکنم از شرکتهایی که چنین رویکردی دارند دوری کنند و پیش از پر کردن فرم استخدام، دقیقا شرایط را بررسی نمایند.
وقتی وارد پروژه شدم، اوضاع تیم خیلی بیثبات بود. از روز اول گفتند که دورکاری اجباری نیست و هرکس دوست داشت میتواند به صورت داوطلبانه ادامه بدهد یا نه. تنها تفاوت این بود که میتوانستی کارها را به همتیمیهای تیم دفتر ترکیه واگذار کنی و بعد از جنگ دوباره کار را پی بگیری. اما برای کسانی که حضوری یا تماموقت بودند، حقوقشان کامل پرداخت شد، در حالی که همان افراد ساعاتی که کار کرده بودند را دریافت نکردند.
به یک شرکت در زمینه مدیریت و توسعه فناوری اطلاعات رفتم اما تجربهام پر از مشکلات بود. با وجود اینکه شرکت ادعا میکرد محیطی حرفهای دارد، واقعیت چیز دیگری بود. مدیرعامل به صورت خانوادگی اقدام به برقراری ارتباط میکرد و اعضای تیم را از اقوام و آشنایان به جاهای مختلف منتقل میکرد. از منابع انسانی که وقتی با لبخندهای ظاهرا دوستانه صحبت میکرد، گاهی رفتارهای غیرحرفهای و گاه توهینآمیز داشت، تا سایر واحدها، همگی تحت نفوذ فضای غیررسمی و بیقاعده قرار داشتند. در یکی از واحدها، انسانی که بیست سال سابقه داشت به عنوان مدیر فنی کنار گذاشته شد و فردی تازهکار و بیتجربه در جایگاه او نشست که برخوردهای گستاخانه و بیادبی زیادی داشت. با وجود استعفاهای پی در پی از سوی نیروهای توسعهدهنده به دلیل رفتارهای خیلی نامناسب این فرد، مدیرعامل حاضر به اخراج او نشد. این ترکیب رفتارها و عدم رعایت اصول حرفهای باعث شده بود جو کار بسیار نامطلوب و کمانگیزهای حاکم باشد.
سلام دوستان وقت بخیر در مورد شرکت توسن باید بگم این شرکت خیلی خوب و خیلی بد هست. اول می خوام در مورد ویژگی های مثبت بگم داشتن دورکاری حقوق به موقع وهم تیمی های خوب اما باید اینو بگم تمام این موارد زمانی خوب هستن که شما سرپرستت خوب باشه. اگر سرپرستتون بد باشه و مثل من رفتار بچه گانه داشته باشه خیلی جای خوبی نیست. من می خواستم نیروی انسانی شرکت را جز ویژگی های خوب این شرکت بیارم اما اتفاقاتی افتاد که در ادامه می گم باعث شد از این کار صرف نظر کنم. من روی محصولی کار می کردم که به بانک صنعت و معدن فروخته شده بود. این محصول اینقدر بی کیفیت بود که صدای بانک را درآورده بود. خلاصه توسعه محصول تقریبا متوقف شده اما ما یک محصول مشابه داشتیم که با دات نت نوشته شده بود. حالا نکته جالب اینجاست که من به عنوان برنامه نویس جاوا وارد شرکت شده بودم. بدون هیچ اعلام قبلی من را وارد تیم دات نت کردن و برای من جالب بود که منی به عنوان برنامه نویس جاوا وارد شرکت شده بودم حالا باید بشینم و دات نت یاد بگیرم. منابع انسانی نه تنها دخالتی نکرد بلکه با مدیران تیم همدست شد. اینجاست که اون نمایش های اولیه که منابع انسانی براتون می زاره و براتون اسلاید نمایش می ده , همه رنگ می بازه. نکته منفی بعدی اینه که محصولاتی که توسن می سازه اصلا کیفیت نداره. من به عنوان یه توسعه دهنده می گم اصلا برای مدیران کیفیت محصول مهم نیست. براشون فقط Done شدن تسک مهم هست. سرپرستم خودش به من گفت تسکی که انجام دادی اگر یه حالت رو پوشش می ده کافیه . تسک رو ببند بقیه اش رو تست باگ میزنه بنابراین تیم ها همه اش در حال انداختن توپ توی زمین یکدیگن. این رو هم همین جا اضافه کنم پس از هک شدن شرکت, شرکت به شدت به مسائل امنیتی اهمیت می ده و یکسری دسترسی ها رو گرفته. مثلا می خوای یک سری نرم افزار نصب کنی یهو مشکل امنیتی پیش میاد. اینجاست که تو به نرم افزار احتیاج داری ولی نمی تونی نصب کنی. بعد اصلا هیچگونه حمایتی از طرف مدیرت دریافت نمی کنی. باید خودت بیفتی دنبال کارت بری با تیم امنیت صحبت کنی آخرشم هیچی بعدش مدیرت فقط دنبال تسکشه . پس حواستون به این قضیه باشه که توانایی انداختن توپ توی زمین تیم های دیگه رو داشته باشید و البته دریافت. این برای همه تیم ها صادقه مثلا تحلیل توپ رو میندازه توی تیم تولید, تولید میندازه تو تست و همینجوری ادامه داره. نکته منفی بعدی شما به هیچ وجه نمی تونی روی حرف های منابع انسانی حسابی باز کنی. این شرکت دارای چند ساختمان هست. مثلا شما رفتی مصاحبه خیابان گاندی. بعد چند سال هم اونجا کار کردی بعد یهو میان می گن برو فلان ساختمان. کلا ساختمان جایی که کار می کنی رو تغییر میدن. تمام برنامه ریزی های زندگیت تغییر می کنه و اصلا برای شرکت مهم نیست. نکته منفی بعدی بحث ارتقا هست. دوستان شما توی این شرکت هر چند وقت یکبار مورد ارزیابی قرار می گیرید و ارتقا شغلی می گیرید. حالا شاید بگید این که خوبه ! نه ! کافیه توی این شرکت ارتقا بگیری. دیگه کوچکترین اتفاقی می افته سرپرستت همه اش اینو می کوبه توی سرت. جواب سوال های فنی تو نمی ده و یه دست آویزی می شه برای کوبیدنت. خلاصه سرتون رو درد نیارم همه چی به سرپرست و مدیر تیم ربط داره. اگر یه سرپرست حامی داشته باشید تا حدودی مشکلات شما کمتر می شه. سرپرست خود من توی هیچی حامی بچه ها نبود و فقط به فکر خودش بود. ازش سوال هم می پرسیدی توی چشمات نگاه می کرد و جوابی نمی داد. به هر حال شرکت خانوادگی هست و خود شرکت زیاد دنبال این نیست بچه ها با هم خوب باشن. دنبال یکسری سرپرست و مدیر فرمانبر هست. حالا خیلی ها این موضوع رو فهمیدن و شرکت با قرارداد امثال ما, یه قرار داد جدید عدم افشا اطلاعات امضا کرد. یکی از بندهای این قرار این بود که تو شبکه های اجتماعی بده مدیران شرکت را نباید بگیم و اگر نه شرکت می تونه از ما شکایت کنه و صد میلیون تومان وجه التزام (جریمه) بگیره. حالا شما خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. طلا که پاک چه منتش به خاکه! من خودم اول به توسن خیلی دید مثبتی داشتم. اما با گذشت زمان دیدم مشکلاتی که در شرکت های دیگه داشتم اینجا هم هست. فقط یه مقدار رنک ولعاب به ظاهر شرکت اضافه شده و این مسائل رقیق شده. حالا یه سری دوستان میان می گن بی انصاف نباشید. کاری نداره. اگر خواستید بیاید این شرکت حتما بگید توی قراردادتون نوع زبان نویسی که باهاش کار می کنید و ساختمانی که قرار هست کار کنید ذکر بشه. اون وقت مشخص می شه که شرکت و نیروی انسانیش چند چند هستن و من بی انصاف هستم یا نه.
من سالهاست اینجا هستم و بهعنوان کارشناس، واقعیتها را بدون اغراق توضیح میدهم: پیشرفتی که انتظار داشتم نصیبم نشده است. برای تازهواردها صریحا بگویم که بدون ارتباطات و پارتی کارها بهکندی پیش میرود. گروهها روابط خودشان را ساختهاند و اگر زیرآبزن نباشی، دیده نمیشوی؛ متأسفانه هرچهقدر تلاش میکنی، به چشم نمیآیی. در برابر، برخی یا به وبگردی و کارهای شخصی میپردازند یا به دنبال کارهای دانشگاهیاند و با چاپلوسی و زیرآبزنی، افراد پرتلاش را کنار میگذارند. چون به رگ خواب رییس گروهها آشنایی دارند، از همهچیز مطمئناند. مشکل اصلی این است که خیلی از رییس گروهها جایگاه واقعیشان را بالاتر از حد میبینند. بسیاری از آنها از دورهای که با نجفی آغاز شد بهخاطر رابطه خانوادگی یا آشنایی سالها در همانجا ماندهاند. از ایشان خواهش میکنم یک مشاور حرفهای خارج از مجموعه بیارید که هم دانش فنی را بشناسد و هم جنبه کسبوکار را بفهمد. مصاحبه با رییس گروهها باید از بیرون انجام بشود تا رودربایستی داخلی حل نشود و نتیجه همانی باشد که باید باشد. اگر چند نفر از بیرون بیاورید، روشن میشود کی واقعا تلاش میکند و کی فقط ظاهر میسازد. البته من همواره صریح هستم و باید بگویم بعضی از همکاران خانم هم اینجا رفتارهایی دارند که مناسب نیست و کسی هم جلویش را نمیگیرد. از آقای دکتر ب.د.ر میخواهم که از حقخوری جلوگیری کنند، چون پیامدهایی دارد.
به عنوان کارشناس فروش مهاجرتی در این موسسه، با هر تماس، شمارههای تصادفی را میگرفتیم و پاسخها معمولا بدون هیچ توضیح مشخصی بود؛ پیشنهادات ما برای مشتریان اغلب بیربط و نامطمئن بود. اکثر سرپرستان و مدیران با رفتاری تند و پر از فشار کار میکردند و فضای کاری به لحاظ اخلاقی چندان سالم نبود. حقوقها خیلی پایین بود و به همین خاطر شاید نتوانیم کسی را متقاعد به مهاجرت کنیم؛ درآمدها در زمانهای قدری نامشخص و با نرخهای نامتعارف بود و ممکن بود در پایان دوره با مشکلاتی روبهرو شویم. در یکی از موارد، دو تا از مشتریان را به دلیل پیشداوری و نبود شفافیت مطمئن نکردم که بیایند؛ بعد از مصاحبه اول، شرایط پایه برای مبلغی متفاوت از آنچه گفته شده بود ارائه شد و با ورود به قرارداد، گاهی احساس میکردم که روند کار منجر به ناسازگاری و فحاشی میشود. در طول مدت کار، مدیر مجموعه به طور مداوم در حال تغییر وضعیت بود و به نظر میرسید تمرکز اصلی روی سود بوده تا مهاجرت اصولی و درست. با وجود این، برخی افراد حرفهای و متخصص هم وجود داشتند که متأسفانه در میان این جو منفی چندان به چشم نمیآمدند و موفقیتهایشان گاهی به دلیل شرایط محیطی کمرنگ میماند.
شرکت ناواکو در دوران اخیر با تغییراتی همراه بود و من هم دیدگاه خود را درباره اتفاقاتش پذیرفتهام. در مجموع، با وجود فرصتهای کم، مدیرعامل سابق به شکل قابل توجهی از روابط دوستانه و رفیقبازی برای تامین منافع برخی اطرافیان استفاده کرد؛ از همکاران قدیمی تا افراد غیرمرتبط مانند خیاط و نقاش محل. این رفتارها را بهویژه با شعار نونرسانی و کمک به نیازمندان مطرح میکرد، اما شرط اصلی را دست کم گرفتن بیتالمال و کمک به افراد نیازمند واقعی میدانست، نه به کسانی که به ظاهر دارای سهمهای بالاست و با مدلهای مدیریتی و ماشینهای گرانقیمت جلوه میکردند. با وجود اینکه عدهای از فامیلها و دوستانش در جمع شرکت کردند، بهنظر میرسید نقش او در یک سال اخیر بیشتر به حواشی و ارتباطات شخصی متمایل باشد تا به بهبود کارایی و سودآوری برای ناواکو. امیدوارم مدیرعامل جدید بتواند با استراتژی روشن و مسیر شفاف، به کارآمدی واقعی شرکت کمک کند و از منابع به درستی استفاده نماید. امیدوارم در این شرایط دشوار کشور، رویکردی مبتنی بر کارآمدی و انصاف محقق شود.
من به عنوان تجربهای از یک فرصت کاری در ناواکو برخوردهایی را تجربه کردم که در نگاه من نشان از محیطی با فرهنگ کاری ناسالم داشت. از نظر من، معاونت نرمافزار این شرکت بیشترین فشار را به افراد با خلاقیت و توانمندی وارد میکند، چون اجازهی بروز توانمندیها به آنها داده نمیشود و افراد به سادگی تحقیر میشوند. افراد با رزومههای خوب صرفا به عنوان ابزار معرفی و سفارش به چشم میآیند و با فشار روحی مواجه میشوند. در چنین فضایی، گروهی با رفتاری دیکتاتورگونه، عقدهای و بیسواد به کار میپردازند و تنها با اتحادهای خاندانی و باندبازی صاحب نظرند. من تجربه کردم و از روی تجربهام فرار کردم؛ اگر رزومه و دانش دارید، بهتر است به دنبال سازمانی با فرهنگ کاری سالم باشید تا به چنین محیطی که به نظر من فاسد است وارد نشوید.
شرکت سفیر گفتمان، شعبه اصفهان، محیطی بود که برخلاف انتظارها نتوانست رضایت من را جلب کند. مدیران آنجا اصلا نسبت به کار منظم نبودند و تصمیمات ناگهانی و بیپشتوانهای درباره بخشها اجرا میکردند. یک روز به من گفتند در پروندهها تغییری ایجاد میکنند و بخشی را به طور کامل منحل و نیروها را تعدیل میکنند، بدون توضیح روشن. دستمزدها به موقع پرداخت نمیشد و خبری از عیدی یا پاداش نبود. فضای کار از منظر حرفهای تا حد زیادی پایین بود و امنیت شغلی نیز کمرنگ به نظر میرسید. روابط داخلی هم به نحوی بود که به نظر میرسید تلاشهای افراد پرثمر چندان ارزشمند نیست و گاه به جای حمایت، با وجود همکاران، به عقب رانده میشدند. به طور کلی اولویت توجه به زبانآموختگان و کیفیت آموزشی نسبت به مسائل مالی کمتر در نظر گرفته میشد و تمرکز اصلی بر پر کردن کلاسها و افزایش درآمد بود تا بهبود واقعی یادگیری کاربران.
کار کردن با میزبان فا برای من تجربهای ناامیدکننده بود. پشتیبانی ضعیف و سرویس نامطلوبی دریافت کردم. وقتی اینترنت بینالملل وصل شد، تماس گرفتند و گفتند یکی از همکاران دست به کار شده تا هارد را از آلمان بیاورد ایران بدون اینکه به من اطلاع دهند و سرور خارجی را به طور ناگهانی خاموش کردند. بخشی از پیام ارسالی نشان میدهد که تصمیم گرفتهاند سرورهای خارج از کشور را موقتا خاموش کنند و در همان لحظه که این تیکت را میخوانم، سایت من روی سرور خارج از کشور خاموش است، با این توضیح که آخرین نسخه پشتیبان کامل از سایت تهیه شده و در حال انتقال است؛ پشتیبان از طریق هارد فیزیکی و با پرواز از برلین به تهران در حال جابهجایی است. با وجود این، هیچ اطلاعرسانی دقیقی به من نشده و حتی نگفتند که اگر قصد بکآپگیری وجود دارد باید قبل از خاموشی اقدام کرد. بیش از یک هفته گذشته و هنوز انتقال اطلاعات از سرور خارجی به ایران کامل نشده و تمام سرویسها در خارج قطعاند؛ فقط میگویند در صف انتقال هستید و زمان مشخصی اعلام نمیکنند. تماسها هم قطع است و میگویند نمیتوانند پاسخ دهند. اینترنت کشور سه هفته از دسترس خارج بود و حالا حداقل یک هفته است که همکاریهای میزبان فا قطع است. از این شرکت کیلومترها فاصله بگیرید تا متضرر نشوید.
شما گفتین "اسم افراد حقیقی رو ننویس اگه مسئله شخصیای وجود داره، تخریب فردی راهش نیست" چند وقت قبل بحث این صفحه بین منو شوهرم بود اونم از وقتی صحبتای اینجا رو خونده بیشتر سوال میکنه اومدم ببینم اصلا چه خبره که اون اینطوری میپرسه اومدن در رابطه با مدیر و رئیسها و باندبازی نوشتن اوکی تا اینجا شاید بگیم برداشت شخصیه ولی تو رو خدا با آبروی آدما اینطور بازی نکنین نگین کروز فاسدخونهست نگین فلانی اون کاره است نگین... یا یه خانمی رو گفتن،اسمشو نگفتن ولی آدرس و نشونی دادن خودمو گذاشتم جای ایشون تحمل کردنی نیست تهمت سنگینی زدن که تو دادگاه هم ثابت کردنش کار مشکلیه. انسانیت و اصول اخلاقی جایی تو مرام شما نداره!؟ قبل اینکه یه چیزی بنویسین لطفا عواقب حرفتون رو بسنجین به این فکر کنین که چی به سر زندگی طرف میارین ولی اگه اینکارو کردین باید منتظر برگشتش به زندگی خودتون هم باشید من از صاحب tajrobe این صفحه درخواست دارم لطفا اینجور موارد غیراخلاقی و ناجوانمردانه که قابل دفاع نیست پاک کنن و خودشونو بذارن جای اون شخص غایب اینجور موارد کاملا مشخصه فقط قصد نویسنده تخریب و تهمته و لاغیر https://github.com/tajrobe/tajrobe.github.io/blob/master/_data/review/crouse/entry1769164166.yml
تو توسن بعضی از سرپرست ها رو خیییلی مواظب باشید، خیییلی سال موندن، سرپرستایی که بچه ها رو تو کار راه نمیدادن البته بچه های قوی روو کارهای ساده بهشون اساین میکردند و جلسه هم نمیبردنشون خدای نکرده یک چیزی یاد بگیرند!!! البته مدیرای بالاسری میشناختن و شانس می اورد مدیر بالاسری از لحاظ شخصیتی قوی بود و سازمان براش مهم بود، یا کاری میکرد سرپرست کوتوله میرفت یا گروه رو دو تیکه و سه تیکه میکرد یا تجربه داشتیم یکی از همین داغونها رو مشاور کردند که البته فقط مفت بخوره!!! از بس مونوپلی کرده بود. ولی اگه مدیر اقتدار نداشته باشه و خودش پایه خاله زنکی باشه دیگه فاتحه مدیریت و بچه ها رو باید خوند! که البته معاون این وسط دیدم حرکت زده و طرف هم رفته. ولی این وسط خیییییلی از بچه های خوب سر این سرپرست ها و مدیرای داغون تیکه پاره شدند و رفتند !! که جاشون رو هیچ کس نتونست بگیره. جدای از اینا گیر آدم خوب و گروه خوب بیوفتید توسن و کارش خوبه.
مدتهاست که اینجا حضور دارم و چیزهای تازهای یاد گرفتم. با وجود اینکه یکی از جاهای خوب برای کار در ایران به شمار میره، بخش تحقیقات الکترونیک شرکت کروزه تجربههای خوبی به آدم میده. اگر مدیریت شرکت دقیقتر و بهروزتر بود، فکر میکنم جزو ده شرکت برتر ایران میشد. از جمله مشکلاتی که اینجا وجود داره مربوط به حرفها و شایعات بیاساس است که روی تمرکرم تأثیر میذاره و این هم به دلیل برخی افراد ناموفقه است. اگر دنبال یادگیری و کسب تجربه در یک شرکت معتبر هستید، اینجا میتونید حداقل چهار تا پنج سال با نگاه بهروز، چیزهای تازهای یاد بگیرید. ضمن این که ساعات کار بعضی روزها دو ساعت صبح به صورت شناور است و پنجشنبهها هم تعطیل نیست؛ میتونید برای اضافهکاری بیایید.
من 10 سال تو واحد تحقیق و نوآوری کروزم بزرگترین مشکلم کار زیاده با اینکه از کارم راضیم. بعصی موقعها آدم میمونه چی بگه لول یه سری حرفا رو بررسی کن انگار اومدی نی نی سایت نخبه این نیست که فقط تحصیلات خوب از دانشگاههای برتر داشته باشی طرف خودشو نخبه میدونه بعد رفرنس همه حرفاش شنیدههاشه که بری تهش میبینی چند نفر بیشتر نیستن که برداشتن توهمات ذهنی خودشونو پخش کردن نخبه عزیز حداقل از هوش سرشارت اینجا استفاده کن کامنت تکراری نذار طرف گیر میده به ادبیات مدیر که منم از این حرف زدن دفاع نمیکنم ولی تو واحد دکتری داریم که یه جمله نمیتونه مودب حرف بزنه توصیه آخرم به اون عزیزی که میخوای بیای R&D شما خودت با عقل خودت تصمیم بگیر با نظرات اینجا که خیلیاش با قصو نیت نوشته شده چیزی بدتر گیج میشی اگه دنبال کار تو یه شرکت بزرگ با آدمای حرفهای هستی کروز به دردت میخوره
از وقتی اختیارات مدیر کارخانه به شکل نامناسبی گسترش پیدا کرد، بحث تعدیل تنها چیزی بود که مطرح میشد و تلاشهای سازمان در مسیر نابودی رفت. فردی که حتی قادر به مدیریت ده نفر هم نبود و فقط با دستپاچهکردن صدای کارخانه را به دفتر میرساند، حضور داشت. رشد کارخانه بیش از همه به نام برادرانی نسبت داده میشود که هیچ نقش عملی در پیشبرد امور نداشتند و تنها با سیاستبازی، پنهانکاری، و دفاترزدایی به روندها ضربه میزدند. به مرور، رفتارهای مختلف ایشان برای همه روشن شد.
در این شرکت با وجود تمام تلاشم، سرانجام به دلیل اتفاقی که در آن دوران افتاد از کار بیکار شدم و با وجود شکایتی که مطرح کردم، به تعهداتشان عمل نکردند و از آنها هیچ قرارداد کتبی یا کپی به من داده نشد. هر چیزی که خواستیم، ادعا میکردند که باید مدرک ارائه بدهیم و چیچی در دست نبود تا بتوانیم از حقمان دفاع کنیم. با وجود این مشکلات، برای حفظ آرامش روحیام، به مبلغ ناچیزی رضایت دادم؛ اما دربارهی ضرر مالی که متقبل شدیم، هنوز احساس میکنم به طور عادلانه جبران نشده و از مدیریتی که آن زمان وجود داشت و همچنین از کارکنانی که امور اجرایی کارها را در دست داشتند، دلگیرم. شخصا حتی برای یک تومان هم که از دست رفت، راضی نیستم و نمیتوانم آن را بخشیده تصور کنم. اکنون میفهمم چه اشتباهی کردم که در آن وضعیت ماندم و زمانم را از دست دادم؛ با این فرض که در جایی روزی پاسخ این ضررها را خواهند داد.
برای من این شرکت واقعا فرق میکند که دربارهی مدیران چه میشنوم؛ آنها با شخصیت و خوشمشرب بودن شناخته میشوند و در مسائل فنی هم هر زمان نیاز باشد بهصراحت نظر میدهند. وقتی با همکاران صحبت میکنم، شنیدههایم را با دقت میشنوند و کمک میکنند. در دو سال گذشته تنها چیزی که دیدهام تخصص و راستگویی بوده است و هیچ ادعای غیرواقعی دربارهی کارها ندیدهام. مدیرعامل جدید هم واقعا با شخصیت و همدردی است و برای تیم بیشتر از هرکس وقت و هزینه میگذارد. از همگیشان سپاسگزارم.
به نظراتی که از تجربهی من میگوید، شرکت میزبان فا را با مشکلاتی جدی روبهرو دیدم. اوایل تجربه با قطع اینترنت داخلی، سرعت سایتهای وردپرسی به شدت کاهش پیدا کرد؛ دلیلش این بود که برخی لینکها از خارج از ایران به هاست و قالب وصل بودند. کارفرما برای مشکلات، راهکارهایی ارائه داد که بهنظر من کارآمد نبودند و حتی توصیه کردند افزونهها فعال و غیر فعال شوند؛ همین موضوع باعث بههمریختگی بیشتر سایت شد. بحث اصلی برای من زمانی اهمیت پیدا کرد که فهمیدم باید از سیپنل با استفاده از جت بکاپ رستور کنم، کاری که معمولا توسط کاربر انجام میشود. دو مرتبه این کار را انجام دادم اما بار دوم دیدم که ریکاوری دیگر امکانپذیر نیست. از طرف تیم پشتیبانی پیام گرفتم و گفتند که آن کار را خودشان انجام میدهند و اختلالی وجود دارد، اما باز هم تأکید کردند افزونهها را فعال و غیر فعال کنم. این کار را انجام دادم و همچنان سایت بههم ریخت. بعد از اینکه دوباره گفتم باید رستور کنم و اکنون سیپنل در حال اختلال است، آنها گفتند که باز هم خودشان انجام میدهند؛ اکنون سه روز است که پشتیبانی پیگیر مشکل است اما هیچ ریکاوری انجام نشده است. خلاصه اینکه تجربه نشان میدهد با وعدههای تخفیف و پشتیبانی دروغین، مردم را فریب میدهند. در حال حاضر فقط بازدیدها به سمت سایت میرفتند و اعتبار شرکت خدشهدار شد. اگر دوره آموزشی یا چیز دیگری بود، احتمالا آسیب کمتر بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.