تپسی،بهشت مدیران و برده خونه کارمندان یکسال پشتیبانیش کار کردم قرارداد حداکثر سه ماهه و هیچ هیچگونه امنیت نداری مدیر و سوپروایزراش فقط شعار میدن و باهات باهاتون طرح رفاقت میریزن تا کار بیشتری ازت بکشن محیطشم پر زد و بند رسما جم تیویه همه باهمن اصلا توصیه نمیکنم بعضی سرپرستاش دید بالا به پایین دارن و شما براشون هیچ اهمیتی ندارید
آخرین تجربهها
من تازه با این شرکت قطع همکاری کردم،اولش که میخواستم استخدام بشم کامنت های این سایت رو خوندم ولی متاسفانه اعتماد نکردم، دقیقا تک تک کامنت های منفی رو تو رفتار و عملکرد مدیراش دیدم حتی بدتر، این خانم فکر میکنه چند سال دیگه عمر میکنه که اذیت کردن جوونای مردم و خوردن حقشون انقدر براش عادیه؟ ثمره کار کردن تو این شرکت ۲ تا چیزه: حقوق ناچیز، داغون شدن اعصاب و روان
محمدی زاده، همون نسبت های ناروایی که به آدم های شرکت میدادی به همدستی اون فرهانی و تفرشی، دودش از تو جفت چشای، دو تا دخترهات در می آد بیرون. حتی تصور نکن یادم میره چی بهم گفتی. اگر همون جا تو دهنت نزدم، فقط واسه این بود که ببینی دودی را که از جفت چشای، دو تا دخترات در میاد بیرون. شاهد خدا بود، وکیل هم خدا بود و هست دیدار به قیامت
هرکسی در هر جایگاهی اگه دنبال پیشرفت باشه این اتفاق براش میوفته و اگه دنبال تخریب خیر محیط کاری اجازه پیشرفت میده اگه کسی دنبالش باشه و آدم های سمی جایی در محیط کاری ندادن پس دنبال کار کردن اگه باشه جا برای کار کردن هست اما اگه دنبال چیزهای دیگه باشید قطعا باهاتون برخورد میشه تو همه جا مسائلی هست مهم آدمهای اونجا هستن
خلاقیتی دیگر از گروه تایگر؛ انتخاب پنجمین نام در کمتر از یک سال. شرکتی که پیشتر با نامهای تایگر، دی کامپیوتر، هوشمند نوین و پیشگام پردازش دی فعالیت میکرده و امروز با عنوان دیکامپیوتر نوین معرفی میشود. این تغییر نام ریشه در نارضایتی گسترده پرسنل و تجربههای کاری ناموفق دارد. در تایگر، موضوع حقوق همیشه با ابهام و نگرانی همراه است؛ به دلخواه جلوی حقوق ات را میگیرند! کسر از حقوق هایی می کنند که هرگز فکرش را هم نمی کردی شامل حالت شود! جریمههایی با دلایل مختلف و بعضاً سلیقهای اعمال می شود مثلا گفته می شود فلان روز از نظر ما کاری پیش نبرده ای پس جریمه می شوی، یا اینکه تماس تلفنی شخصی داشتی پس باید جریمه شوی (در قرارداد نوشته شده به صلاح دید کارفرما باید گوشی ات را هنگام ورود به شرکت تحویل دهی و موقع خروج تحویل بگیری) در این شرکت حتی اگر برای خودت صبحانه سفارش دهی هم مشمول جریمه می شوی بماند که فیش حقوقی ای نداری چون دو دفتره هستند و هیچ کجا نمی خواهند اقرار کنند حقوق واقعی شما چقدر است! پس آزادند هر چقدر خواستند از حقوق ات کم کنند! تو همیشه باید دلشوره داشته باشی که آیا حقوق کامل دریافت میکنی یا اصلا دریافت می کنی یا این ماه هم با مغایرت جدیدی مواجه میشوی؟ سنوات و حق ارتقای شغلی و وعده ارزاقی که دادند را هم انقدر نمی دهند که از درخواست کردنش خسته می شوی. در کنار این مسائل، انجام کارهای خارج از شرح شغل بدون هیچگونه جبران مالی امری عادی است. هر لحظه ممکن است بدون رضایت فرد، او را از جای خود بلند کرده و به سمتی دیگر منتقل کنند یا کاری را از او بخواهند که در شرح شغلی است نیست؛ تو باید برایشان کار کنی... نه بر اساس علاقه یا تخصص، بلکه صرفاً برای خواست مدیرعامل، آن هم با همان حداقل حقوق، در حالی که سطح مسئولیت بهمراتب بالاتر از توافق اولیه تان است. نپذیری، به معنای قطع همکاری است و بپذیری، یعنی پذیرش باری که هرگز انتخابش نکردهای. نکته مهمتر، وجود بند «وجه التزام» در قراردادهاست؛ بندی که به کارفرما این امکان را میدهد تا خسارت و غرامت را بهصورت یکطرفه مطالبه کند و نمونههای اجرای آن در مورد برخی کارکنان وجود داشته است. الکی اتهام ورود خسارتی را به تو می زنند و تو را مجبور به دادن خسارت می کنند، به همین دلیل، استعفا یا خروج امن عملاً ساده نیست. و اینکه برای ورود یک هفته تا ده روز باید بدون حقوق برایشان کار کنی و اکثر پرسنل را یکماه و یک هفته بعد از کار بیمه می کنند که این رسماً یک قانون شکنی علنی است. در صورت بروز اختلاف با مدیران، وابستگان مدیرعامل، یا وکیل شرکت، ممکن است با رفتارهایی مانند تهدید، ارعاب، فریاد، دعوا، تحقیر یا توهین مواجه شوید. چنین رفتارهایی در محیط شرکت گزارش شده و میتواند بخشی از فرهنگ کاری باشد. حتی دعوای فیزیکی! در خصوص پوشش کارکنان، قوانین به صورت سلیقهای اعمال می شود، به گونهای که لباس یک فرد رد می شود در حالی که لباس مشابه همکار دیگری پذیرفته می گردد، بدون دلیل منطقی مشخص. این امر میتواند منجر به فرستادن تو به منزل برای آن روز و ثبت غیبت در سوابق بیمه و حقوق ات شود، که نتیجه آن کسر از حقوق (چند برابر یک روز کاری) و تأثیر بر بیمه است.این منزل فرستادن ها و درج غیبت و کسر از حقوق برای چند دقیقه دیر آمدن هم به کارمندان اجبار می شود. در مورد کمیته انضباطی، کارکنان نقشی در انتخاب اعضای آن ندارند، و جلسات این کمیته بدون رعایت اصول قانونی تشکیل می شود. و جالب اینکه همین کمیته میتواند منجر به اخراج بدون پرداخت حقوق کامل گردد. در زمینه اضافهکاری، اگر کارفرما اجازه ندهد، کارکنان نمیتوانند در شرکت بمانند، حتی اگر وظایفی به ایشان محول شده که نیاز به زمان بیشتری دارد. اما اگر کارفرما درخواست ماندن زمان بیشتری کند، این یک دستور است و بدون کسب موافقت قبلی اعمال میشود. پرداخت اضافهکاری حتی برابر ساعات کاری در ۴۴ ساعت هفتگی هم نیست که طبق قانون باید ۴۰ درصد هم بیشتر هم باشد. پس از خروج، سفته و حقوق قانونی ات را تا شش ماه نگه می دارند، بدون اینکه این رویه به طور رسمی اطلاعرسانی گردد. پیگیری پس از این مدت با تأخیرها و پیچیدگیهایی همراه است که کارکنان را به سمت اختلافات قانونی سوق می دهد. در نهایت، امضای قرارداد دو ساله که شامل بندهایی کاملا به ضرر کارکنان است، تصمیمی است که بعدها پشیمانی به همراه خواهد داشت، کارکنان احساس می کنند در دام شرایطی افتادهاند که پیشبینی آن را نکرده بودند. و این تجربیات به منظور آگاهیبخشی و جلوگیری از این احساس برای دیگران به اشتراک گذاشته میشود. پیشنهاد میشود پیش از همکاری، قراردادها و شرایط کاری را با دقت بررسی و در صورت نیاز، از مشاوره حقوقی استفاده کنید. در ضمن در تایگر یک مرحله حقوق پایه وزارت کار و یک مرحله مازاد اون مبلغ پرداخت می شه که مرحله دوم نقد هست. حالا چرا؟ برای اینکه در لیست بیمه شما با عنوان کارمند حداقل رد شوید و سهم بیمه کارفرما کم شود، برای اینکه کلیه حقوق و مزایای شما از جمله اضافه کاری و عیدی و سنوات و مانده مرخصی مطابق پایه وزارت کار حساب شود و شما هم هیچ راهی در اداره کار برای اثبات مبلغ دقیق دریافتی نداشته باشید. شما لایق بهترین ها هستید پس خودتان را دست کم نگیرید.
خلاقیتی دیگر از گروه تایگر؛ انتخاب پنجمین نام در کمتر از یک سال. شرکتی که پیشتر با نامهای تایگر، دی کامپیوتر، هوشمند نوین و پیشگام پردازش دی فعالیت میکرده و امروز با عنوان دیکامپیوتر نوین معرفی میشود. این تغییر نام ریشه در نارضایتی گسترده پرسنل و تجربههای کاری ناموفق دارد. در تایگر، موضوع حقوق همیشه با ابهام و نگرانی همراه است؛ به دلخواه جلوی حقوق ات را میگیرند! کسر از حقوق هایی می کنند که هرگز فکرش را هم نمی کردی شامل حالت شود! جریمههایی با دلایل مختلف و بعضاً سلیقهای اعمال می شود مثلا گفته می شود فلان روز از نظر ما کاری پیش نبرده ای پس جریمه می شوی، یا اینکه تماس تلفنی شخصی داشتی پس باید جریمه شوی (در قرارداد نوشته شده به صلاح دید کارفرما باید گوشی ات را هنگام ورود به شرکت تحویل دهی و موقع خروج تحویل بگیری) در این شرکت حتی اگر برای خودت صبحانه سفارش دهی هم مشمول جریمه می شوی بماند که فیش حقوقی ای نداری چون دو دفتره هستند و هیچ کجا نمی خواهند اقرار کنند حقوق واقعی شما چقدر است! پس آزادند هر چقدر خواستند از حقوق ات کم کنند! تو همیشه باید دلشوره داشته باشی که آیا حقوق کامل دریافت میکنی یا اصلا دریافت می کنی یا این ماه هم با مغایرت جدیدی مواجه میشوی؟ سنوات و حق ارتقای شغلی و وعده ارزاقی که دادند را هم انقدر نمی دهند که از درخواست کردنش خسته می شوی. در کنار این مسائل، انجام کارهای خارج از شرح شغل بدون هیچگونه جبران مالی امری عادی است. هر لحظه ممکن است بدون رضایت فرد، او را از جای خود بلند کرده و به سمتی دیگر منتقل کنند یا کاری را از او بخواهند که در شرح شغلی است نیست؛ تو باید برایشان کار کنی... نه بر اساس علاقه یا تخصص، بلکه صرفاً برای خواست مدیرعامل، آن هم با همان حداقل حقوق، در حالی که سطح مسئولیت بهمراتب بالاتر از توافق اولیه تان است. نپذیری، به معنای قطع همکاری است و بپذیری، یعنی پذیرش باری که هرگز انتخابش نکردهای. نکته مهمتر، وجود بند «وجه التزام» در قراردادهاست؛ بندی که به کارفرما این امکان را میدهد تا خسارت و غرامت را بهصورت یکطرفه مطالبه کند و نمونههای اجرای آن در مورد برخی کارکنان وجود داشته است. الکی اتهام ورود خسارتی را به تو می زنند و تو را مجبور به دادن خسارت می کنند، به همین دلیل، استعفا یا خروج امن عملاً ساده نیست. و اینکه برای ورود یک هفته تا ده روز باید بدون حقوق برایشان کار کنی و اکثر پرسنل را یکماه و یک هفته بعد از کار بیمه می کنند که این رسماً یک قانون شکنی علنی است. در صورت بروز اختلاف با مدیران، وابستگان مدیرعامل، یا وکیل شرکت، ممکن است با رفتارهایی مانند تهدید، ارعاب، فریاد، دعوا، تحقیر یا توهین مواجه شوید. چنین رفتارهایی در محیط شرکت گزارش شده و میتواند بخشی از فرهنگ کاری باشد. حتی دعوای فیزیکی! در خصوص پوشش کارکنان، قوانین به صورت سلیقهای اعمال می شود، به گونهای که لباس یک فرد رد می شود در حالی که لباس مشابه همکار دیگری پذیرفته می گردد، بدون دلیل منطقی مشخص. این امر میتواند منجر به فرستادن تو به منزل برای آن روز و ثبت غیبت در سوابق بیمه و حقوق ات شود، که نتیجه آن کسر از حقوق (چند برابر یک روز کاری) و تأثیر بر بیمه است.این منزل فرستادن ها و درج غیبت و کسر از حقوق برای چند دقیقه دیر آمدن هم به کارمندان اجبار می شود. در مورد کمیته انضباطی، کارکنان نقشی در انتخاب اعضای آن ندارند، و جلسات این کمیته بدون رعایت اصول قانونی تشکیل می شود. و جالب اینکه همین کمیته میتواند منجر به اخراج بدون پرداخت حقوق کامل گردد. در زمینه اضافهکاری، اگر کارفرما اجازه ندهد، کارکنان نمیتوانند در شرکت بمانند، حتی اگر وظایفی به ایشان محول شده که نیاز به زمان بیشتری دارد. اما اگر کارفرما درخواست ماندن زمان بیشتری کند، این یک دستور است و بدون کسب موافقت قبلی اعمال میشود. پرداخت اضافهکاری حتی برابر ساعات کاری در ۴۴ ساعت هفتگی هم نیست که طبق قانون باید ۴۰ درصد هم بیشتر هم باشد. پس از خروج، سفته و حقوق قانونی ات را تا شش ماه نگه می دارند، بدون اینکه این رویه به طور رسمی اطلاعرسانی گردد. پیگیری پس از این مدت با تأخیرها و پیچیدگیهایی همراه است که کارکنان را به سمت اختلافات قانونی سوق می دهد. در نهایت، امضای قرارداد دو ساله که شامل بندهایی کاملا به ضرر کارکنان است، تصمیمی است که بعدها پشیمانی به همراه خواهد داشت، کارکنان احساس می کنند در دام شرایطی افتادهاند که پیشبینی آن را نکرده بودند. و این تجربیات به منظور آگاهیبخشی و جلوگیری از این احساس برای دیگران به اشتراک گذاشته میشود. پیشنهاد میشود پیش از همکاری، قراردادها و شرایط کاری را با دقت بررسی و در صورت نیاز، از مشاوره حقوقی استفاده کنید. در ضمن در تایگر یک مرحله حقوق پایه وزارت کار و یک مرحله مازاد اون مبلغ پرداخت می شه که مرحله دوم نقد هست. حالا چرا؟ برای اینکه در لیست بیمه شما با عنوان کارمند حداقل رد شوید و سهم بیمه کارفرما کم شود، برای اینکه کلیه حقوق و مزایای شما از جمله اضافه کاری و عیدی و سنوات و مانده مرخصی مطابق پایه وزارت کار حساب شود و شما هم هیچ راهی در اداره کار برای اثبات مبلغ دقیق دریافتی نداشته باشید. شما لایق بهترین ها هستید پس خودتان را دست کم نگیرید.
تجربه کار در این شرکت با چالشهای عمدهای همراه بود. مدیریت ضعیف و عدم شفافیت در تصمیمگیریها فضایی پر از بیثباتی ایجاد کرده بود. این موضوع همراه با امنیت شغلی پایین، استرس دائمی و افت شدید روحیه را در بین همکاران به وجود آورده بود. بسیاری از کارکنان با وجود توانایی، انگیزه خود را برای عملکرد بهتر از دست داده بودند و جابجایی پرسنل به امری عادی تبدیل شده بود. در نهایت این شرایط نه تنها بر رضایت فردی تأثیر منفی گذاشت، بلکه به وضوح بر بهرهوری و خروجی نهایی تیم نیز آسیب زد.
یک سازمان به شدت ناعادلانه کسی یک دهم شما کار نمیکنه ولی با قرارداد عالی پرداختی داره. کسی به راحتی یک هفته مرخصی سفر میگیره و شما حسرت یک روز مرخصی در یک فصل حتی بخاطر مشکل جدی به دلتون می ماند. هر اداره به صورت جزیره ای و بدون هیچ کنترلی مدیریت میشه. در حقیقت که رفیق بازی شدید هست. متاسفانه اصلا سازمان حس سلامت به ادم منتقل نمیکنه
ر اساس تجربهای که من در این مجموعه داشتم، فضای کاری شرکت بیشتر رابطهمحور و غیرسیستماتیک است تا مبتنی بر شایستهسالاری. احساس من این بود که میزان تلاش و عملکرد افراد لزوماً تأثیر مستقیمی در پیشرفت شغلی یا دریافت مزایا ندارد و در بسیاری از مواقع، روابط غیرکاری نقش پررنگتری ایفا میکند. در طول همکاری، امکان بیان نظر، انتقاد یا دفاع از خود برای من و برخی همکاران محدود بود و بازخوردها بیشتر بهصورت یکطرفه منتقل میشد. همچنین آموزش ساختارمند یا مسیر رشد مشخصی برای نیروها وجود نداشت و این موضوع باعث فرسودگی شغلی میشد. فشار کاری و جبران خدمات به نظر من تناسب مناسبی بین حجم مسئولیتها و میزان حقوق و مزایا وجود نداشت. فشار کاری بالا بود، اما نظام ارزیابی عملکرد شفاف و عادلانهای احساس نمیشد. پاداشها و مزایا نیز بیشتر سلیقهای به نظر میرسید و معیار مشخصی برای تخصیص آنها اعلام نمیشد. ساختار سازمانی و منابع انسانی هر واحد تا حد زیادی بهصورت مستقل عمل میکرد و هماهنگی بین واحدها محدود بود. در تعامل با واحد منابع انسانی، من تجربهی پاسخگویی مؤثر، پیگیری مناسب یا حمایت سازمانی کافی را نداشتم و فرآیندهای مرتبط با پرسنل شفاف و قابل پیشبینی نبود. قراردادها کوتاهمدت بودند و تمدید آنها بهصورت دورهای انجام میشد، اما امنیت شغلی و اطلاعرسانی شفاف درباره ادامه همکاری برای من احساس نمیشد. فرآیندهای مالی و رفاهی از نظر امکانات رفاهی، شرکت در سطح حداقلی قرار داشت. برخی فرآیندهای مالی و اداری زمانبر و پیچیده بودند و مسئولیتهایی که معمولاً بر عهده واحدهای پشتیبان است، در عمل به کارکنان محول میشد که این موضوع باعث فشار مضاعف میشد. فضای کلی کار در کنار تمام این موارد، لازم میدانم اشاره کنم که در مجموعه افراد حرفهای و خوشبرخورد هم حضور داشتند، اما بهنظر میرسید نرخ خروج نیروها بالا است و ثبات سازمانی کافی وجود ندارد. محیط کاری برای من از نظر روانی فرساینده بود و باعث شد ادامه همکاری را به صلاح ندانم. جمعبندی این تجربه، تجربهی شخصی من از همکاری با این مجموعه است و ممکن است دیگران برداشت متفاوتی داشته باشند. با این حال، بر اساس آنچه من تجربه کردم، این شرکت برای افرادی که به دنبال ساختار شفاف، امنیت شغلی، رشد حرفهای و محیط کاری حمایتی هستند، گزینهی مناسبی نیست.
سلام حدود ۸ساله که در مجموعه کلینیکی ایراننوین هستم وبا تیم ایراننوین مثل یک خانواده هستیم تاحالا هیچمشکلی نداشتیم باهم چه با همکارا چه کارفرما یکی از بهترین تجربه های کاری بنده هست که داشتم و برخلاف کامنتهای منفی که خواندم من تا کنون ندیدم که این مجموعه پول کسی را عودت نکرده باشد .این مجموعه در تمامی مقاطع زمانی و بحرانی در کنار کادر و مراجعنش بوده .
سلام الان نزدیکه شش ماه میشه در میاره فعال هستم.به جرات میگم جدید ترین و مدرن ترین روش برده داری است.گول تبلیغات شونو نخورین.من در یک هفته چالش تموم کردم بعد از یک ماه پولمو زدن با بدبختی. این وسط چهار بار هم جریمه شدم صد بار تیکت زدم آخرش هیچی به هیچی.پشتیبانی اصلا حرف پیک حالیش نیست کاره خودشو میکنه.هیچ راهی هم نیست که بخوای از دستشون شکایت کنی. وقتی شروع به کار میکنی فکر میکنی درامدت بالاست بعد چند وقت حساب کار دستت میاد با کیا طرف هستی خدارو شکر بیرون اومدم ازش.خیلی از دوستام گفتن ارزش نداره فقط دزدی میکنن گوش نکردم.خواهشا تبلیغ این برنامه رو نکنین تو این وضع اقتصادی به فکر هم باشیم خدانگهدار
درود رفقا این برنامه بر خلاف برنامه های دیگه داخل مایکت و بازار نیست یعنی نمیزاره سفیران دربارش نظر بدن.بنده نزدیک یک سال فعالیت داشتم وقتی به درامد برسید به بهانه های مختلف جریمه میکنن و اطلاع نمیدن یهو کسری میخوره درامدت.از طرف دیگه با کوچکترین اعتراضی تهدید میکنه به مسدودی دائم حساب و دستت به هیچ جا بند نیست سفیر اصلا براشون اهمیت نداره فقط به فکر جیبشون هستن.اینا روی هرچی دیکتاتوره سفید کردن! اینایی که کامنت مثبت میزارن از خودشونن منم گوله همینارو خوردم. اگه میخوای جوونی و موتور زیر پات نابود بشه تو این گرونی این برنامه حرف نداره.موفق باشید یاعلی
بعد از چند ماه جدایی از این شرکت، وقتی سابقه بیمهام در تأمین اجتماعی را بررسی کردم، متوجه شدم عنوان شغلی ثبت شده برای من کاملاً نامتعارف و با کاری که واقعاً انجام میدادم همخوانی نداشت. این موضوع باعث شد استعفا بدهم و دنبال فرصت شغلی جدید بروم. همچنین تجربه من نشان داد که تمام کارکنان به صورت شبانهروزی با دوربین رصد و مانیتور میشوند، چیزی که قبل از شروع کار به من گفته نشده بود و حس راحتی و اعتماد محیط کار را کاملاً از بین میبرد. من حقم را به خدا واگذار کردم، اما تجربهام یک تلنگر جدی است: همیشه سابقه بیمه و عنوان شغلیتان را بررسی کنید و در صورت مغایرت اعتراض کنید. توصیه من به دوستانی که دنبال کار هستند: از شرکتهایی که اینگونه عملکرد دارند فاصله بگیرید و قبل از پر کردن فرم استخدام، حسابی بررسی کنید.
من خواستم از دوران جنگ بگم بدیش این بود تیمی که ساعتی بود هیچ درآودی نداشت اما خوبیش هم این بود از روز اول به تیم دورکاری گفتند اجباری در کار نیست هر کس خواست داوطلبانه به کار ادامه دهد ولی امیتوانید کارتون رو به هم تیمی های دفتر ترکیه واگذار کنید و بعد از جنگ ادامه دهید ! اونایی که حضوری یا تمام وقت بودند حقوقشون رو کامل گرفتند و لی ساعتی هارو هیچی پرداخت نکردند
سلام مشکل این شرکت یکی دوتا نیست. خانه از پایبند ویرانست... مدیرعامل، اتوبوسی فامیلاشو از ولایتشون آورده، از خانم مدیر منابع انسانی(ام الفتنه) با لبخندهای فکاهی بگیر تا سایر بخشها و... مثلا در یه واحدی آقایی که 15 سال مدیر فنی بود رو اخراج کرد و یه خانم بی سواد،بی شخصیت، به شدت وقیح و..جایگزین کرد، که بعد از دو سال حضور این خانم و علیرغم استعفاهای متعدد نیروهای developer (به دلیل رفتارهای به شدت زشت و غیرحرفه ای این خانم)، بازهم جناب مدیرعامل حاضر به اخراج این خانم نیست!!!!!
سلام دوستان وقت بخیر در مورد شرکت توسن باید بگم این شرکت خیلی خوب و خیلی بد هست. اول می خوام در مورد ویژگی های مثبت بگم داشتن دورکاری حقوق به موقع وهم تیمی های خوب اما باید اینو بگم تمام این موارد زمانی خوب هستن که شما سرپرستت خوب باشه. اگر سرپرستتون بد باشه و مثل من رفتار بچه گانه داشته باشه خیلی جای خوبی نیست. من می خواستم نیروی انسانی شرکت را جز ویژگی های خوب این شرکت بیارم اما اتفاقاتی افتاد که در ادامه می گم باعث شد از این کار صرف نظر کنم. من روی محصولی کار می کردم که به بانک صنعت و معدن فروخته شده بود. این محصول اینقدر بی کیفیت بود که صدای بانک را درآورده بود. خلاصه توسعه محصول تقریبا متوقف شده اما ما یک محصول مشابه داشتیم که با دات نت نوشته شده بود. حالا نکته جالب اینجاست که من به عنوان برنامه نویس جاوا وارد شرکت شده بودم. بدون هیچ اعلام قبلی من را وارد تیم دات نت کردن و برای من جالب بود که منی به عنوان برنامه نویس جاوا وارد شرکت شده بودم حالا باید بشینم و دات نت یاد بگیرم. منابع انسانی نه تنها دخالتی نکرد بلکه با مدیران تیم همدست شد. اینجاست که اون نمایش های اولیه که منابع انسانی براتون می زاره و براتون اسلاید نمایش می ده , همه رنگ می بازه. نکته منفی بعدی اینه که محصولاتی که توسن می سازه اصلا کیفیت نداره. من به عنوان یه توسعه دهنده می گم اصلا برای مدیران کیفیت محصول مهم نیست. براشون فقط Done شدن تسک مهم هست. سرپرستم خودش به من گفت تسکی که انجام دادی اگر یه حالت رو پوشش می ده کافیه . تسک رو ببند بقیه اش رو تست باگ میزنه بنابراین تیم ها همه اش در حال انداختن توپ توی زمین یکدیگن. این رو هم همین جا اضافه کنم پس از هک شدن شرکت, شرکت به شدت به مسائل امنیتی اهمیت می ده و یکسری دسترسی ها رو گرفته. مثلا می خوای یک سری نرم افزار نصب کنی یهو مشکل امنیتی پیش میاد. اینجاست که تو به نرم افزار احتیاج داری ولی نمی تونی نصب کنی. بعد اصلا هیچگونه حمایتی از طرف مدیرت دریافت نمی کنی. باید خودت بیفتی دنبال کارت بری با تیم امنیت صحبت کنی آخرشم هیچی بعدش مدیرت فقط دنبال تسکشه . پس حواستون به این قضیه باشه که توانایی انداختن توپ توی زمین تیم های دیگه رو داشته باشید و البته دریافت. این برای همه تیم ها صادقه مثلا تحلیل توپ رو میندازه توی تیم تولید, تولید میندازه تو تست و همینجوری ادامه داره. نکته منفی بعدی شما به هیچ وجه نمی تونی روی حرف های منابع انسانی حسابی باز کنی. این شرکت دارای چند ساختمان هست. مثلا شما رفتی مصاحبه خیابان گاندی. بعد چند سال هم اونجا کار کردی بعد یهو میان می گن برو فلان ساختمان. کلا ساختمان جایی که کار می کنی رو تغییر میدن. تمام برنامه ریزی های زندگیت تغییر می کنه و اصلا برای شرکت مهم نیست. نکته منفی بعدی بحث ارتقا هست. دوستان شما توی این شرکت هر چند وقت یکبار مورد ارزیابی قرار می گیرید و ارتقا شغلی می گیرید. حالا شاید بگید این که خوبه ! نه ! کافیه توی این شرکت ارتقا بگیری. دیگه کوچکترین اتفاقی می افته سرپرستت همه اش اینو می کوبه توی سرت. جواب سوال های فنی تو نمی ده و یه دست آویزی می شه برای کوبیدنت. خلاصه سرتون رو درد نیارم همه چی به سرپرست و مدیر تیم ربط داره. اگر یه سرپرست حامی داشته باشید تا حدودی مشکلات شما کمتر می شه. سرپرست خود من توی هیچی حامی بچه ها نبود و فقط به فکر خودش بود. ازش سوال هم می پرسیدی توی چشمات نگاه می کرد و جوابی نمی داد. به هر حال شرکت خانوادگی هست و خود شرکت زیاد دنبال این نیست بچه ها با هم خوب باشن. دنبال یکسری سرپرست و مدیر فرمانبر هست. حالا خیلی ها این موضوع رو فهمیدن و شرکت با قرارداد امثال ما, یه قرار داد جدید عدم افشا اطلاعات امضا کرد. یکی از بندهای این قرار این بود که تو شبکه های اجتماعی بده مدیران شرکت را نباید بگیم و اگر نه شرکت می تونه از ما شکایت کنه و صد میلیون تومان وجه التزام (جریمه) بگیره. حالا شما خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. طلا که پاک چه منتش به خاکه! من خودم اول به توسن خیلی دید مثبتی داشتم. اما با گذشت زمان دیدم مشکلاتی که در شرکت های دیگه داشتم اینجا هم هست. فقط یه مقدار رنک ولعاب به ظاهر شرکت اضافه شده و این مسائل رقیق شده. حالا یه سری دوستان میان می گن بی انصاف نباشید. کاری نداره. اگر خواستید بیاید این شرکت حتما بگید توی قراردادتون نوع زبان نویسی که باهاش کار می کنید و ساختمانی که قرار هست کار کنید ذکر بشه. اون وقت مشخص می شه که شرکت و نیروی انسانیش چند چند هستن و من بی انصاف هستم یا نه.
من ۱۲ ساله اینجا کارشناسم و واقعیت اینه که اینجا پیشرفتی وجود نداره. برای کسی که تازه اومده باید صادقانه بگم: بدون پارتی هیچ کاری جلو نمیره. رییس گروهها شبکه روابط خودشون رو ساختن و اگه اهل زیرآبزنی نباشی، دیده نمیشی؛ متأسفانه این رفتار تبدیل به فرهنگ شده. یه عده واقعاً دارن زحمت میکشن ولی اصلاً به چشم نمیان. در مقابل، بعضیها یا مشغول وبگردی و کارای شخصیان یا دنبال کارای دانشگاه؛ بعد با چاپلوسی و زیرآبزنی، همون آدمهای پرتلاش رو خراب میکنن. چون هم رگ خواب رییس گروه رو بلدن، خیالشون از همهچی راحته. مشکل اصلی اینه که خیلی از رییس گروهها خودشون رو بالاتر از جایگاه واقعیشون میبینن. خیلیهاشون از دوره نجفی رییس شدن، بهخاطر رابطه و فامیل، و سالهاست همونجا موندن. آقای دکتر ب.د.ر، لطفاً یه مشاور حرفهای از بیرون بیارین؛ کسی که هم فنی بفهمه هم کسبوکار. مصاحبه با رییس گروهها باید از بیرون انجام بشه، نه داخلی، چون داخل همه با هم رودربایستی دارن و نتیجه همونه که بوده. چند تا رییس گروه درست و حسابی که از بیرون بیارین، معلوم میشه کی واقعاً کار میکنه و کی فقط ظاهرسازه. من خودم خانم هستم و رک میگم: متأسفانه بعضی خانمها هم اینجا رفتارهایی دارن که درست نیست و کسی هم جلویش رو نمیگیره. آقای دکتر ب.د.ر، نذارین حقخوری گردنتون بمونه؛ تاوان داره.
به عنوان کارشناس فروش مهاجرتی، زنگ میزنیم به شماره های کاملا رندوم مثلا پیرزن ۸۰ ساله برمیداره میگه مهاجرتم کجا بود دنبال شعر سنگ قبرمم. سرپرستا و مدیرا اکثرا به شدت عقده ای و روانی. حقوق به شدت پایین یعنی از شماره های رندوم نتونیم یکیو متقاعد کنیم مهاجرت کنه حقوقمون تو سال ۴۰۱ با دلار ۲۰۰ تومنی ، ۱۱ میلیون ناقابله و تازه اخراجم میشیم. ۲تا از مشتریای خودمو بهشون گفتم نیان چون فهمیدم کلاهبردارن. روز اول مصاحبه بهم گفتن پایه ۱۵ میلیونه وقتی واریز شد دیدم نه ۱۱ تومنه ماه اول قرارداد نداشتم کلی بد و بیراه و فحش شنیدم. مدیرمون از روز اول کاریم تا هفته بعد زندان بود بخاطر کلاهبرداری برگشت شروع کرد به ادامه کار واقعا خنده داره. کسی که مدیرمون بود خودش هیچی از مهاجرت حالیش نبود فقطططط دنبال پول بود فقط باید مشتریو میکشوندیم بیاد قرارداد امضا کنه .البته افراد حرفه ای و متخصص هم کم نیستن ولی به چشم نمیان بین اینهمه بدی متاسفانه
کارناوال تمام شد! بالاخره فرصت این مدیر عامل هم تمام شد و این حاج آقا به خوبی از فرصت خود برای رفیق بازی و نون رسانی به دوستان خود از همکاران قدیمی تا خیاط و نقاش محل استفاده کرد. از قدیم گفتن نون رسانی و دستگیری خوبه اما به دو شرط: از جیب خودت و نه از بیت المال و به آدم های نیازمند نه به یه مشت آقازاده و مدیران چند شغله و گردن کلفت و ملاک بانکی با انواع ماشین های هیبریدی و ... حاج آقا که به قول خودت چند نفر هم فامیلی خودت جمع شوند می شوند یکی تو (مثل حواس پرتیان که جمع چند حواس پرت هست!) ای کاش در این مدت محدود یک ساله کاری می کردی که صالحات و باقیات برای دنیا و آخرتت می شد. ای کاش به یک عده جوان بیکار و نا امید و سرخورده نون رسانی می کردی نه به یک عده گردن کلفت بیزینس بانکی متکبر بیسواد اما پر ادعا! لطفا داری میری اتوبوسی که از مشاوران فرصت طلب از بهسازان ملت و داده پردازی خوارزمی و ... با خودت آوردی را هم ببر تا ببینیم مدیر عامل جدید چه برنامه ای تو این شرایط سخت کشور برای ناواکو داره. من الله توفیق.
ناواکو به خصوص معاونت نرم افزار ، بدترین نقطه روی کر6 زمینه هست بنظرم برای افرادی با روحیه خلاق و باهاش و توانمند، چون ابدا اجازه بروز توانمندیها داده نمیشه ، براحتی افراد تحقیر میشن ، صرفا باید بازی، معرفی و سفارش شدنها مالک برخوردهای، افراد با رزومه ، صرفا بعنوان بایو کاری در دست صحنه با فشار روحی و افرادی شاید در این محیط ظالمانه ، با سرپیس واحد بسیار دیکتاتور و عقده ای و بد دهن و بینهایت بی سواد که صرفا با باندبازی سرکار آماده به هیچ عنوان اشتباه من رو مرتکب نشین ، عملا فرار کردم ، وقتی رزومه و دانشم قوی دارین سازمانی با فرهنگ کاری سالم رو انتخاب کنین نه شرکتی لی در ودیکر و بسیار فاسد
تپسی،بهشت مدیران و برده خونه کارمندان یکسال پشتیبانیش کار کردم قرارداد حداکثر سه ماهه و هیچ هیچگونه امنیت نداری مدیر و سوپروایزراش فقط شعار میدن و باهات باهاتون طرح رفاقت میریزن تا کار بیشتری ازت بکشن محیطشم پر زد و بند رسما جم تیویه همه باهمن اصلا توصیه نمیکنم بعضی سرپرستاش دید بالا به پایین دارن و شما براشون هیچ اهمیتی ندارید
من تازه با این شرکت قطع همکاری کردم،اولش که میخواستم استخدام بشم کامنت های این سایت رو خوندم ولی متاسفانه اعتماد نکردم، دقیقا تک تک کامنت های منفی رو تو رفتار و عملکرد مدیراش دیدم حتی بدتر، این خانم فکر میکنه چند سال دیگه عمر میکنه که اذیت کردن جوونای مردم و خوردن حقشون انقدر براش عادیه؟ ثمره کار کردن تو این شرکت ۲ تا چیزه: حقوق ناچیز، داغون شدن اعصاب و روان
محمدی زاده، همون نسبت های ناروایی که به آدم های شرکت میدادی به همدستی اون فرهانی و تفرشی، دودش از تو جفت چشای، دو تا دخترهات در می آد بیرون. حتی تصور نکن یادم میره چی بهم گفتی. اگر همون جا تو دهنت نزدم، فقط واسه این بود که ببینی دودی را که از جفت چشای، دو تا دخترات در میاد بیرون. شاهد خدا بود، وکیل هم خدا بود و هست دیدار به قیامت
هرکسی در هر جایگاهی اگه دنبال پیشرفت باشه این اتفاق براش میوفته و اگه دنبال تخریب خیر محیط کاری اجازه پیشرفت میده اگه کسی دنبالش باشه و آدم های سمی جایی در محیط کاری ندادن پس دنبال کار کردن اگه باشه جا برای کار کردن هست اما اگه دنبال چیزهای دیگه باشید قطعا باهاتون برخورد میشه تو همه جا مسائلی هست مهم آدمهای اونجا هستن
خلاقیتی دیگر از گروه تایگر؛ انتخاب پنجمین نام در کمتر از یک سال. شرکتی که پیشتر با نامهای تایگر، دی کامپیوتر، هوشمند نوین و پیشگام پردازش دی فعالیت میکرده و امروز با عنوان دیکامپیوتر نوین معرفی میشود. این تغییر نام ریشه در نارضایتی گسترده پرسنل و تجربههای کاری ناموفق دارد. در تایگر، موضوع حقوق همیشه با ابهام و نگرانی همراه است؛ به دلخواه جلوی حقوق ات را میگیرند! کسر از حقوق هایی می کنند که هرگز فکرش را هم نمی کردی شامل حالت شود! جریمههایی با دلایل مختلف و بعضاً سلیقهای اعمال می شود مثلا گفته می شود فلان روز از نظر ما کاری پیش نبرده ای پس جریمه می شوی، یا اینکه تماس تلفنی شخصی داشتی پس باید جریمه شوی (در قرارداد نوشته شده به صلاح دید کارفرما باید گوشی ات را هنگام ورود به شرکت تحویل دهی و موقع خروج تحویل بگیری) در این شرکت حتی اگر برای خودت صبحانه سفارش دهی هم مشمول جریمه می شوی بماند که فیش حقوقی ای نداری چون دو دفتره هستند و هیچ کجا نمی خواهند اقرار کنند حقوق واقعی شما چقدر است! پس آزادند هر چقدر خواستند از حقوق ات کم کنند! تو همیشه باید دلشوره داشته باشی که آیا حقوق کامل دریافت میکنی یا اصلا دریافت می کنی یا این ماه هم با مغایرت جدیدی مواجه میشوی؟ سنوات و حق ارتقای شغلی و وعده ارزاقی که دادند را هم انقدر نمی دهند که از درخواست کردنش خسته می شوی. در کنار این مسائل، انجام کارهای خارج از شرح شغل بدون هیچگونه جبران مالی امری عادی است. هر لحظه ممکن است بدون رضایت فرد، او را از جای خود بلند کرده و به سمتی دیگر منتقل کنند یا کاری را از او بخواهند که در شرح شغلی است نیست؛ تو باید برایشان کار کنی... نه بر اساس علاقه یا تخصص، بلکه صرفاً برای خواست مدیرعامل، آن هم با همان حداقل حقوق، در حالی که سطح مسئولیت بهمراتب بالاتر از توافق اولیه تان است. نپذیری، به معنای قطع همکاری است و بپذیری، یعنی پذیرش باری که هرگز انتخابش نکردهای. نکته مهمتر، وجود بند «وجه التزام» در قراردادهاست؛ بندی که به کارفرما این امکان را میدهد تا خسارت و غرامت را بهصورت یکطرفه مطالبه کند و نمونههای اجرای آن در مورد برخی کارکنان وجود داشته است. الکی اتهام ورود خسارتی را به تو می زنند و تو را مجبور به دادن خسارت می کنند، به همین دلیل، استعفا یا خروج امن عملاً ساده نیست. و اینکه برای ورود یک هفته تا ده روز باید بدون حقوق برایشان کار کنی و اکثر پرسنل را یکماه و یک هفته بعد از کار بیمه می کنند که این رسماً یک قانون شکنی علنی است. در صورت بروز اختلاف با مدیران، وابستگان مدیرعامل، یا وکیل شرکت، ممکن است با رفتارهایی مانند تهدید، ارعاب، فریاد، دعوا، تحقیر یا توهین مواجه شوید. چنین رفتارهایی در محیط شرکت گزارش شده و میتواند بخشی از فرهنگ کاری باشد. حتی دعوای فیزیکی! در خصوص پوشش کارکنان، قوانین به صورت سلیقهای اعمال می شود، به گونهای که لباس یک فرد رد می شود در حالی که لباس مشابه همکار دیگری پذیرفته می گردد، بدون دلیل منطقی مشخص. این امر میتواند منجر به فرستادن تو به منزل برای آن روز و ثبت غیبت در سوابق بیمه و حقوق ات شود، که نتیجه آن کسر از حقوق (چند برابر یک روز کاری) و تأثیر بر بیمه است.این منزل فرستادن ها و درج غیبت و کسر از حقوق برای چند دقیقه دیر آمدن هم به کارمندان اجبار می شود. در مورد کمیته انضباطی، کارکنان نقشی در انتخاب اعضای آن ندارند، و جلسات این کمیته بدون رعایت اصول قانونی تشکیل می شود. و جالب اینکه همین کمیته میتواند منجر به اخراج بدون پرداخت حقوق کامل گردد. در زمینه اضافهکاری، اگر کارفرما اجازه ندهد، کارکنان نمیتوانند در شرکت بمانند، حتی اگر وظایفی به ایشان محول شده که نیاز به زمان بیشتری دارد. اما اگر کارفرما درخواست ماندن زمان بیشتری کند، این یک دستور است و بدون کسب موافقت قبلی اعمال میشود. پرداخت اضافهکاری حتی برابر ساعات کاری در ۴۴ ساعت هفتگی هم نیست که طبق قانون باید ۴۰ درصد هم بیشتر هم باشد. پس از خروج، سفته و حقوق قانونی ات را تا شش ماه نگه می دارند، بدون اینکه این رویه به طور رسمی اطلاعرسانی گردد. پیگیری پس از این مدت با تأخیرها و پیچیدگیهایی همراه است که کارکنان را به سمت اختلافات قانونی سوق می دهد. در نهایت، امضای قرارداد دو ساله که شامل بندهایی کاملا به ضرر کارکنان است، تصمیمی است که بعدها پشیمانی به همراه خواهد داشت، کارکنان احساس می کنند در دام شرایطی افتادهاند که پیشبینی آن را نکرده بودند. و این تجربیات به منظور آگاهیبخشی و جلوگیری از این احساس برای دیگران به اشتراک گذاشته میشود. پیشنهاد میشود پیش از همکاری، قراردادها و شرایط کاری را با دقت بررسی و در صورت نیاز، از مشاوره حقوقی استفاده کنید. در ضمن در تایگر یک مرحله حقوق پایه وزارت کار و یک مرحله مازاد اون مبلغ پرداخت می شه که مرحله دوم نقد هست. حالا چرا؟ برای اینکه در لیست بیمه شما با عنوان کارمند حداقل رد شوید و سهم بیمه کارفرما کم شود، برای اینکه کلیه حقوق و مزایای شما از جمله اضافه کاری و عیدی و سنوات و مانده مرخصی مطابق پایه وزارت کار حساب شود و شما هم هیچ راهی در اداره کار برای اثبات مبلغ دقیق دریافتی نداشته باشید. شما لایق بهترین ها هستید پس خودتان را دست کم نگیرید.
خلاقیتی دیگر از گروه تایگر؛ انتخاب پنجمین نام در کمتر از یک سال. شرکتی که پیشتر با نامهای تایگر، دی کامپیوتر، هوشمند نوین و پیشگام پردازش دی فعالیت میکرده و امروز با عنوان دیکامپیوتر نوین معرفی میشود. این تغییر نام ریشه در نارضایتی گسترده پرسنل و تجربههای کاری ناموفق دارد. در تایگر، موضوع حقوق همیشه با ابهام و نگرانی همراه است؛ به دلخواه جلوی حقوق ات را میگیرند! کسر از حقوق هایی می کنند که هرگز فکرش را هم نمی کردی شامل حالت شود! جریمههایی با دلایل مختلف و بعضاً سلیقهای اعمال می شود مثلا گفته می شود فلان روز از نظر ما کاری پیش نبرده ای پس جریمه می شوی، یا اینکه تماس تلفنی شخصی داشتی پس باید جریمه شوی (در قرارداد نوشته شده به صلاح دید کارفرما باید گوشی ات را هنگام ورود به شرکت تحویل دهی و موقع خروج تحویل بگیری) در این شرکت حتی اگر برای خودت صبحانه سفارش دهی هم مشمول جریمه می شوی بماند که فیش حقوقی ای نداری چون دو دفتره هستند و هیچ کجا نمی خواهند اقرار کنند حقوق واقعی شما چقدر است! پس آزادند هر چقدر خواستند از حقوق ات کم کنند! تو همیشه باید دلشوره داشته باشی که آیا حقوق کامل دریافت میکنی یا اصلا دریافت می کنی یا این ماه هم با مغایرت جدیدی مواجه میشوی؟ سنوات و حق ارتقای شغلی و وعده ارزاقی که دادند را هم انقدر نمی دهند که از درخواست کردنش خسته می شوی. در کنار این مسائل، انجام کارهای خارج از شرح شغل بدون هیچگونه جبران مالی امری عادی است. هر لحظه ممکن است بدون رضایت فرد، او را از جای خود بلند کرده و به سمتی دیگر منتقل کنند یا کاری را از او بخواهند که در شرح شغلی است نیست؛ تو باید برایشان کار کنی... نه بر اساس علاقه یا تخصص، بلکه صرفاً برای خواست مدیرعامل، آن هم با همان حداقل حقوق، در حالی که سطح مسئولیت بهمراتب بالاتر از توافق اولیه تان است. نپذیری، به معنای قطع همکاری است و بپذیری، یعنی پذیرش باری که هرگز انتخابش نکردهای. نکته مهمتر، وجود بند «وجه التزام» در قراردادهاست؛ بندی که به کارفرما این امکان را میدهد تا خسارت و غرامت را بهصورت یکطرفه مطالبه کند و نمونههای اجرای آن در مورد برخی کارکنان وجود داشته است. الکی اتهام ورود خسارتی را به تو می زنند و تو را مجبور به دادن خسارت می کنند، به همین دلیل، استعفا یا خروج امن عملاً ساده نیست. و اینکه برای ورود یک هفته تا ده روز باید بدون حقوق برایشان کار کنی و اکثر پرسنل را یکماه و یک هفته بعد از کار بیمه می کنند که این رسماً یک قانون شکنی علنی است. در صورت بروز اختلاف با مدیران، وابستگان مدیرعامل، یا وکیل شرکت، ممکن است با رفتارهایی مانند تهدید، ارعاب، فریاد، دعوا، تحقیر یا توهین مواجه شوید. چنین رفتارهایی در محیط شرکت گزارش شده و میتواند بخشی از فرهنگ کاری باشد. حتی دعوای فیزیکی! در خصوص پوشش کارکنان، قوانین به صورت سلیقهای اعمال می شود، به گونهای که لباس یک فرد رد می شود در حالی که لباس مشابه همکار دیگری پذیرفته می گردد، بدون دلیل منطقی مشخص. این امر میتواند منجر به فرستادن تو به منزل برای آن روز و ثبت غیبت در سوابق بیمه و حقوق ات شود، که نتیجه آن کسر از حقوق (چند برابر یک روز کاری) و تأثیر بر بیمه است.این منزل فرستادن ها و درج غیبت و کسر از حقوق برای چند دقیقه دیر آمدن هم به کارمندان اجبار می شود. در مورد کمیته انضباطی، کارکنان نقشی در انتخاب اعضای آن ندارند، و جلسات این کمیته بدون رعایت اصول قانونی تشکیل می شود. و جالب اینکه همین کمیته میتواند منجر به اخراج بدون پرداخت حقوق کامل گردد. در زمینه اضافهکاری، اگر کارفرما اجازه ندهد، کارکنان نمیتوانند در شرکت بمانند، حتی اگر وظایفی به ایشان محول شده که نیاز به زمان بیشتری دارد. اما اگر کارفرما درخواست ماندن زمان بیشتری کند، این یک دستور است و بدون کسب موافقت قبلی اعمال میشود. پرداخت اضافهکاری حتی برابر ساعات کاری در ۴۴ ساعت هفتگی هم نیست که طبق قانون باید ۴۰ درصد هم بیشتر هم باشد. پس از خروج، سفته و حقوق قانونی ات را تا شش ماه نگه می دارند، بدون اینکه این رویه به طور رسمی اطلاعرسانی گردد. پیگیری پس از این مدت با تأخیرها و پیچیدگیهایی همراه است که کارکنان را به سمت اختلافات قانونی سوق می دهد. در نهایت، امضای قرارداد دو ساله که شامل بندهایی کاملا به ضرر کارکنان است، تصمیمی است که بعدها پشیمانی به همراه خواهد داشت، کارکنان احساس می کنند در دام شرایطی افتادهاند که پیشبینی آن را نکرده بودند. و این تجربیات به منظور آگاهیبخشی و جلوگیری از این احساس برای دیگران به اشتراک گذاشته میشود. پیشنهاد میشود پیش از همکاری، قراردادها و شرایط کاری را با دقت بررسی و در صورت نیاز، از مشاوره حقوقی استفاده کنید. در ضمن در تایگر یک مرحله حقوق پایه وزارت کار و یک مرحله مازاد اون مبلغ پرداخت می شه که مرحله دوم نقد هست. حالا چرا؟ برای اینکه در لیست بیمه شما با عنوان کارمند حداقل رد شوید و سهم بیمه کارفرما کم شود، برای اینکه کلیه حقوق و مزایای شما از جمله اضافه کاری و عیدی و سنوات و مانده مرخصی مطابق پایه وزارت کار حساب شود و شما هم هیچ راهی در اداره کار برای اثبات مبلغ دقیق دریافتی نداشته باشید. شما لایق بهترین ها هستید پس خودتان را دست کم نگیرید.
تجربه کار در این شرکت با چالشهای عمدهای همراه بود. مدیریت ضعیف و عدم شفافیت در تصمیمگیریها فضایی پر از بیثباتی ایجاد کرده بود. این موضوع همراه با امنیت شغلی پایین، استرس دائمی و افت شدید روحیه را در بین همکاران به وجود آورده بود. بسیاری از کارکنان با وجود توانایی، انگیزه خود را برای عملکرد بهتر از دست داده بودند و جابجایی پرسنل به امری عادی تبدیل شده بود. در نهایت این شرایط نه تنها بر رضایت فردی تأثیر منفی گذاشت، بلکه به وضوح بر بهرهوری و خروجی نهایی تیم نیز آسیب زد.
یک سازمان به شدت ناعادلانه کسی یک دهم شما کار نمیکنه ولی با قرارداد عالی پرداختی داره. کسی به راحتی یک هفته مرخصی سفر میگیره و شما حسرت یک روز مرخصی در یک فصل حتی بخاطر مشکل جدی به دلتون می ماند. هر اداره به صورت جزیره ای و بدون هیچ کنترلی مدیریت میشه. در حقیقت که رفیق بازی شدید هست. متاسفانه اصلا سازمان حس سلامت به ادم منتقل نمیکنه
ر اساس تجربهای که من در این مجموعه داشتم، فضای کاری شرکت بیشتر رابطهمحور و غیرسیستماتیک است تا مبتنی بر شایستهسالاری. احساس من این بود که میزان تلاش و عملکرد افراد لزوماً تأثیر مستقیمی در پیشرفت شغلی یا دریافت مزایا ندارد و در بسیاری از مواقع، روابط غیرکاری نقش پررنگتری ایفا میکند. در طول همکاری، امکان بیان نظر، انتقاد یا دفاع از خود برای من و برخی همکاران محدود بود و بازخوردها بیشتر بهصورت یکطرفه منتقل میشد. همچنین آموزش ساختارمند یا مسیر رشد مشخصی برای نیروها وجود نداشت و این موضوع باعث فرسودگی شغلی میشد. فشار کاری و جبران خدمات به نظر من تناسب مناسبی بین حجم مسئولیتها و میزان حقوق و مزایا وجود نداشت. فشار کاری بالا بود، اما نظام ارزیابی عملکرد شفاف و عادلانهای احساس نمیشد. پاداشها و مزایا نیز بیشتر سلیقهای به نظر میرسید و معیار مشخصی برای تخصیص آنها اعلام نمیشد. ساختار سازمانی و منابع انسانی هر واحد تا حد زیادی بهصورت مستقل عمل میکرد و هماهنگی بین واحدها محدود بود. در تعامل با واحد منابع انسانی، من تجربهی پاسخگویی مؤثر، پیگیری مناسب یا حمایت سازمانی کافی را نداشتم و فرآیندهای مرتبط با پرسنل شفاف و قابل پیشبینی نبود. قراردادها کوتاهمدت بودند و تمدید آنها بهصورت دورهای انجام میشد، اما امنیت شغلی و اطلاعرسانی شفاف درباره ادامه همکاری برای من احساس نمیشد. فرآیندهای مالی و رفاهی از نظر امکانات رفاهی، شرکت در سطح حداقلی قرار داشت. برخی فرآیندهای مالی و اداری زمانبر و پیچیده بودند و مسئولیتهایی که معمولاً بر عهده واحدهای پشتیبان است، در عمل به کارکنان محول میشد که این موضوع باعث فشار مضاعف میشد. فضای کلی کار در کنار تمام این موارد، لازم میدانم اشاره کنم که در مجموعه افراد حرفهای و خوشبرخورد هم حضور داشتند، اما بهنظر میرسید نرخ خروج نیروها بالا است و ثبات سازمانی کافی وجود ندارد. محیط کاری برای من از نظر روانی فرساینده بود و باعث شد ادامه همکاری را به صلاح ندانم. جمعبندی این تجربه، تجربهی شخصی من از همکاری با این مجموعه است و ممکن است دیگران برداشت متفاوتی داشته باشند. با این حال، بر اساس آنچه من تجربه کردم، این شرکت برای افرادی که به دنبال ساختار شفاف، امنیت شغلی، رشد حرفهای و محیط کاری حمایتی هستند، گزینهی مناسبی نیست.
سلام حدود ۸ساله که در مجموعه کلینیکی ایراننوین هستم وبا تیم ایراننوین مثل یک خانواده هستیم تاحالا هیچمشکلی نداشتیم باهم چه با همکارا چه کارفرما یکی از بهترین تجربه های کاری بنده هست که داشتم و برخلاف کامنتهای منفی که خواندم من تا کنون ندیدم که این مجموعه پول کسی را عودت نکرده باشد .این مجموعه در تمامی مقاطع زمانی و بحرانی در کنار کادر و مراجعنش بوده .
سلام الان نزدیکه شش ماه میشه در میاره فعال هستم.به جرات میگم جدید ترین و مدرن ترین روش برده داری است.گول تبلیغات شونو نخورین.من در یک هفته چالش تموم کردم بعد از یک ماه پولمو زدن با بدبختی. این وسط چهار بار هم جریمه شدم صد بار تیکت زدم آخرش هیچی به هیچی.پشتیبانی اصلا حرف پیک حالیش نیست کاره خودشو میکنه.هیچ راهی هم نیست که بخوای از دستشون شکایت کنی. وقتی شروع به کار میکنی فکر میکنی درامدت بالاست بعد چند وقت حساب کار دستت میاد با کیا طرف هستی خدارو شکر بیرون اومدم ازش.خیلی از دوستام گفتن ارزش نداره فقط دزدی میکنن گوش نکردم.خواهشا تبلیغ این برنامه رو نکنین تو این وضع اقتصادی به فکر هم باشیم خدانگهدار
درود رفقا این برنامه بر خلاف برنامه های دیگه داخل مایکت و بازار نیست یعنی نمیزاره سفیران دربارش نظر بدن.بنده نزدیک یک سال فعالیت داشتم وقتی به درامد برسید به بهانه های مختلف جریمه میکنن و اطلاع نمیدن یهو کسری میخوره درامدت.از طرف دیگه با کوچکترین اعتراضی تهدید میکنه به مسدودی دائم حساب و دستت به هیچ جا بند نیست سفیر اصلا براشون اهمیت نداره فقط به فکر جیبشون هستن.اینا روی هرچی دیکتاتوره سفید کردن! اینایی که کامنت مثبت میزارن از خودشونن منم گوله همینارو خوردم. اگه میخوای جوونی و موتور زیر پات نابود بشه تو این گرونی این برنامه حرف نداره.موفق باشید یاعلی
بعد از چند ماه جدایی از این شرکت، وقتی سابقه بیمهام در تأمین اجتماعی را بررسی کردم، متوجه شدم عنوان شغلی ثبت شده برای من کاملاً نامتعارف و با کاری که واقعاً انجام میدادم همخوانی نداشت. این موضوع باعث شد استعفا بدهم و دنبال فرصت شغلی جدید بروم. همچنین تجربه من نشان داد که تمام کارکنان به صورت شبانهروزی با دوربین رصد و مانیتور میشوند، چیزی که قبل از شروع کار به من گفته نشده بود و حس راحتی و اعتماد محیط کار را کاملاً از بین میبرد. من حقم را به خدا واگذار کردم، اما تجربهام یک تلنگر جدی است: همیشه سابقه بیمه و عنوان شغلیتان را بررسی کنید و در صورت مغایرت اعتراض کنید. توصیه من به دوستانی که دنبال کار هستند: از شرکتهایی که اینگونه عملکرد دارند فاصله بگیرید و قبل از پر کردن فرم استخدام، حسابی بررسی کنید.
من خواستم از دوران جنگ بگم بدیش این بود تیمی که ساعتی بود هیچ درآودی نداشت اما خوبیش هم این بود از روز اول به تیم دورکاری گفتند اجباری در کار نیست هر کس خواست داوطلبانه به کار ادامه دهد ولی امیتوانید کارتون رو به هم تیمی های دفتر ترکیه واگذار کنید و بعد از جنگ ادامه دهید ! اونایی که حضوری یا تمام وقت بودند حقوقشون رو کامل گرفتند و لی ساعتی هارو هیچی پرداخت نکردند
سلام مشکل این شرکت یکی دوتا نیست. خانه از پایبند ویرانست... مدیرعامل، اتوبوسی فامیلاشو از ولایتشون آورده، از خانم مدیر منابع انسانی(ام الفتنه) با لبخندهای فکاهی بگیر تا سایر بخشها و... مثلا در یه واحدی آقایی که 15 سال مدیر فنی بود رو اخراج کرد و یه خانم بی سواد،بی شخصیت، به شدت وقیح و..جایگزین کرد، که بعد از دو سال حضور این خانم و علیرغم استعفاهای متعدد نیروهای developer (به دلیل رفتارهای به شدت زشت و غیرحرفه ای این خانم)، بازهم جناب مدیرعامل حاضر به اخراج این خانم نیست!!!!!
سلام دوستان وقت بخیر در مورد شرکت توسن باید بگم این شرکت خیلی خوب و خیلی بد هست. اول می خوام در مورد ویژگی های مثبت بگم داشتن دورکاری حقوق به موقع وهم تیمی های خوب اما باید اینو بگم تمام این موارد زمانی خوب هستن که شما سرپرستت خوب باشه. اگر سرپرستتون بد باشه و مثل من رفتار بچه گانه داشته باشه خیلی جای خوبی نیست. من می خواستم نیروی انسانی شرکت را جز ویژگی های خوب این شرکت بیارم اما اتفاقاتی افتاد که در ادامه می گم باعث شد از این کار صرف نظر کنم. من روی محصولی کار می کردم که به بانک صنعت و معدن فروخته شده بود. این محصول اینقدر بی کیفیت بود که صدای بانک را درآورده بود. خلاصه توسعه محصول تقریبا متوقف شده اما ما یک محصول مشابه داشتیم که با دات نت نوشته شده بود. حالا نکته جالب اینجاست که من به عنوان برنامه نویس جاوا وارد شرکت شده بودم. بدون هیچ اعلام قبلی من را وارد تیم دات نت کردن و برای من جالب بود که منی به عنوان برنامه نویس جاوا وارد شرکت شده بودم حالا باید بشینم و دات نت یاد بگیرم. منابع انسانی نه تنها دخالتی نکرد بلکه با مدیران تیم همدست شد. اینجاست که اون نمایش های اولیه که منابع انسانی براتون می زاره و براتون اسلاید نمایش می ده , همه رنگ می بازه. نکته منفی بعدی اینه که محصولاتی که توسن می سازه اصلا کیفیت نداره. من به عنوان یه توسعه دهنده می گم اصلا برای مدیران کیفیت محصول مهم نیست. براشون فقط Done شدن تسک مهم هست. سرپرستم خودش به من گفت تسکی که انجام دادی اگر یه حالت رو پوشش می ده کافیه . تسک رو ببند بقیه اش رو تست باگ میزنه بنابراین تیم ها همه اش در حال انداختن توپ توی زمین یکدیگن. این رو هم همین جا اضافه کنم پس از هک شدن شرکت, شرکت به شدت به مسائل امنیتی اهمیت می ده و یکسری دسترسی ها رو گرفته. مثلا می خوای یک سری نرم افزار نصب کنی یهو مشکل امنیتی پیش میاد. اینجاست که تو به نرم افزار احتیاج داری ولی نمی تونی نصب کنی. بعد اصلا هیچگونه حمایتی از طرف مدیرت دریافت نمی کنی. باید خودت بیفتی دنبال کارت بری با تیم امنیت صحبت کنی آخرشم هیچی بعدش مدیرت فقط دنبال تسکشه . پس حواستون به این قضیه باشه که توانایی انداختن توپ توی زمین تیم های دیگه رو داشته باشید و البته دریافت. این برای همه تیم ها صادقه مثلا تحلیل توپ رو میندازه توی تیم تولید, تولید میندازه تو تست و همینجوری ادامه داره. نکته منفی بعدی شما به هیچ وجه نمی تونی روی حرف های منابع انسانی حسابی باز کنی. این شرکت دارای چند ساختمان هست. مثلا شما رفتی مصاحبه خیابان گاندی. بعد چند سال هم اونجا کار کردی بعد یهو میان می گن برو فلان ساختمان. کلا ساختمان جایی که کار می کنی رو تغییر میدن. تمام برنامه ریزی های زندگیت تغییر می کنه و اصلا برای شرکت مهم نیست. نکته منفی بعدی بحث ارتقا هست. دوستان شما توی این شرکت هر چند وقت یکبار مورد ارزیابی قرار می گیرید و ارتقا شغلی می گیرید. حالا شاید بگید این که خوبه ! نه ! کافیه توی این شرکت ارتقا بگیری. دیگه کوچکترین اتفاقی می افته سرپرستت همه اش اینو می کوبه توی سرت. جواب سوال های فنی تو نمی ده و یه دست آویزی می شه برای کوبیدنت. خلاصه سرتون رو درد نیارم همه چی به سرپرست و مدیر تیم ربط داره. اگر یه سرپرست حامی داشته باشید تا حدودی مشکلات شما کمتر می شه. سرپرست خود من توی هیچی حامی بچه ها نبود و فقط به فکر خودش بود. ازش سوال هم می پرسیدی توی چشمات نگاه می کرد و جوابی نمی داد. به هر حال شرکت خانوادگی هست و خود شرکت زیاد دنبال این نیست بچه ها با هم خوب باشن. دنبال یکسری سرپرست و مدیر فرمانبر هست. حالا خیلی ها این موضوع رو فهمیدن و شرکت با قرارداد امثال ما, یه قرار داد جدید عدم افشا اطلاعات امضا کرد. یکی از بندهای این قرار این بود که تو شبکه های اجتماعی بده مدیران شرکت را نباید بگیم و اگر نه شرکت می تونه از ما شکایت کنه و صد میلیون تومان وجه التزام (جریمه) بگیره. حالا شما خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل. طلا که پاک چه منتش به خاکه! من خودم اول به توسن خیلی دید مثبتی داشتم. اما با گذشت زمان دیدم مشکلاتی که در شرکت های دیگه داشتم اینجا هم هست. فقط یه مقدار رنک ولعاب به ظاهر شرکت اضافه شده و این مسائل رقیق شده. حالا یه سری دوستان میان می گن بی انصاف نباشید. کاری نداره. اگر خواستید بیاید این شرکت حتما بگید توی قراردادتون نوع زبان نویسی که باهاش کار می کنید و ساختمانی که قرار هست کار کنید ذکر بشه. اون وقت مشخص می شه که شرکت و نیروی انسانیش چند چند هستن و من بی انصاف هستم یا نه.
من ۱۲ ساله اینجا کارشناسم و واقعیت اینه که اینجا پیشرفتی وجود نداره. برای کسی که تازه اومده باید صادقانه بگم: بدون پارتی هیچ کاری جلو نمیره. رییس گروهها شبکه روابط خودشون رو ساختن و اگه اهل زیرآبزنی نباشی، دیده نمیشی؛ متأسفانه این رفتار تبدیل به فرهنگ شده. یه عده واقعاً دارن زحمت میکشن ولی اصلاً به چشم نمیان. در مقابل، بعضیها یا مشغول وبگردی و کارای شخصیان یا دنبال کارای دانشگاه؛ بعد با چاپلوسی و زیرآبزنی، همون آدمهای پرتلاش رو خراب میکنن. چون هم رگ خواب رییس گروه رو بلدن، خیالشون از همهچی راحته. مشکل اصلی اینه که خیلی از رییس گروهها خودشون رو بالاتر از جایگاه واقعیشون میبینن. خیلیهاشون از دوره نجفی رییس شدن، بهخاطر رابطه و فامیل، و سالهاست همونجا موندن. آقای دکتر ب.د.ر، لطفاً یه مشاور حرفهای از بیرون بیارین؛ کسی که هم فنی بفهمه هم کسبوکار. مصاحبه با رییس گروهها باید از بیرون انجام بشه، نه داخلی، چون داخل همه با هم رودربایستی دارن و نتیجه همونه که بوده. چند تا رییس گروه درست و حسابی که از بیرون بیارین، معلوم میشه کی واقعاً کار میکنه و کی فقط ظاهرسازه. من خودم خانم هستم و رک میگم: متأسفانه بعضی خانمها هم اینجا رفتارهایی دارن که درست نیست و کسی هم جلویش رو نمیگیره. آقای دکتر ب.د.ر، نذارین حقخوری گردنتون بمونه؛ تاوان داره.
به عنوان کارشناس فروش مهاجرتی، زنگ میزنیم به شماره های کاملا رندوم مثلا پیرزن ۸۰ ساله برمیداره میگه مهاجرتم کجا بود دنبال شعر سنگ قبرمم. سرپرستا و مدیرا اکثرا به شدت عقده ای و روانی. حقوق به شدت پایین یعنی از شماره های رندوم نتونیم یکیو متقاعد کنیم مهاجرت کنه حقوقمون تو سال ۴۰۱ با دلار ۲۰۰ تومنی ، ۱۱ میلیون ناقابله و تازه اخراجم میشیم. ۲تا از مشتریای خودمو بهشون گفتم نیان چون فهمیدم کلاهبردارن. روز اول مصاحبه بهم گفتن پایه ۱۵ میلیونه وقتی واریز شد دیدم نه ۱۱ تومنه ماه اول قرارداد نداشتم کلی بد و بیراه و فحش شنیدم. مدیرمون از روز اول کاریم تا هفته بعد زندان بود بخاطر کلاهبرداری برگشت شروع کرد به ادامه کار واقعا خنده داره. کسی که مدیرمون بود خودش هیچی از مهاجرت حالیش نبود فقطططط دنبال پول بود فقط باید مشتریو میکشوندیم بیاد قرارداد امضا کنه .البته افراد حرفه ای و متخصص هم کم نیستن ولی به چشم نمیان بین اینهمه بدی متاسفانه
کارناوال تمام شد! بالاخره فرصت این مدیر عامل هم تمام شد و این حاج آقا به خوبی از فرصت خود برای رفیق بازی و نون رسانی به دوستان خود از همکاران قدیمی تا خیاط و نقاش محل استفاده کرد. از قدیم گفتن نون رسانی و دستگیری خوبه اما به دو شرط: از جیب خودت و نه از بیت المال و به آدم های نیازمند نه به یه مشت آقازاده و مدیران چند شغله و گردن کلفت و ملاک بانکی با انواع ماشین های هیبریدی و ... حاج آقا که به قول خودت چند نفر هم فامیلی خودت جمع شوند می شوند یکی تو (مثل حواس پرتیان که جمع چند حواس پرت هست!) ای کاش در این مدت محدود یک ساله کاری می کردی که صالحات و باقیات برای دنیا و آخرتت می شد. ای کاش به یک عده جوان بیکار و نا امید و سرخورده نون رسانی می کردی نه به یک عده گردن کلفت بیزینس بانکی متکبر بیسواد اما پر ادعا! لطفا داری میری اتوبوسی که از مشاوران فرصت طلب از بهسازان ملت و داده پردازی خوارزمی و ... با خودت آوردی را هم ببر تا ببینیم مدیر عامل جدید چه برنامه ای تو این شرایط سخت کشور برای ناواکو داره. من الله توفیق.
ناواکو به خصوص معاونت نرم افزار ، بدترین نقطه روی کر6 زمینه هست بنظرم برای افرادی با روحیه خلاق و باهاش و توانمند، چون ابدا اجازه بروز توانمندیها داده نمیشه ، براحتی افراد تحقیر میشن ، صرفا باید بازی، معرفی و سفارش شدنها مالک برخوردهای، افراد با رزومه ، صرفا بعنوان بایو کاری در دست صحنه با فشار روحی و افرادی شاید در این محیط ظالمانه ، با سرپیس واحد بسیار دیکتاتور و عقده ای و بد دهن و بینهایت بی سواد که صرفا با باندبازی سرکار آماده به هیچ عنوان اشتباه من رو مرتکب نشین ، عملا فرار کردم ، وقتی رزومه و دانشم قوی دارین سازمانی با فرهنگ کاری سالم رو انتخاب کنین نه شرکتی لی در ودیکر و بسیار فاسد