مدتهاست در پارمیس مشغولم و تجربهام نسبتا مثبت بوده است. قطعا کار در برخی مواقع چالشبرانگیز است، اما در تیمی که با آن همکاری میکنم، یادگیری و پیگیری مسائل همواره وجود دارد. چیزی که برای من ارزشمند بوده این است که افراد با تجربه کنار نیروهای تازهکار مینشینند و فرصت یادگیری از پروژههای واقعی فراهم است. محیط کار مطلوب و مدرن، فضای کار شیک، فرهنگ سازمانی مناسب و حمایتکننده، عدم تعدیل در شرایط بحرانی، امکان دورکاری در دوران بحران، پرداخت حقوق سر وقت، و دورههای آموزشی توسعه فردی از جمله مزایایی است که پارمیس به چشم من میآید و برایم ارزشمند است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من تپسل تجربهای بود که با مرور زمان سعی کردم دید بهتری ازش بگیرم و حالا با صراحت بیشتری بازگو میکنم. در مجموع کار خوب بود، اما به دلیل مدیریت نامناسب در برخی مواقع و اینکه صدای کارکنان به خوبی شنیده نمیشد، تصمیم گرفتم مسیرم را تغییر بدهم. فضای کار پر از حواشی ناخواسته و روابط نامناسب بود که در نهایت به شکلگیری رفتارهایی منجر شد که انصافا جای تأسف دارد. یکی از همکاران، با رفتارهای باورنکردنی و آوردن موارد شرمآور برای پیشبرد خودش و کنار زدن سایرین، به وجود آمد. این حالت شاید تنها نمونهای از مشکلات بود و احتمالا بدترین آنها هم محسوب میشد. نتیجه این برخوردها این بود که جایگاه او بهدرستی تثبیت شد و به همکاران دیگر آسیب زد.
برای مصاحبه به این شرکت رفتم و چیزی که در آگهی نوشته بودم با واقعیت تفاوت زیادی داشت. بحث ناهار و میانوعده مطرح شد، اما به واقع چنین امکانی وجود ندارد و تنها چیزی که داده میشود، حق ناهار است که هیچ چیزی را شامل نمیشود. زمانی که به محل مراجعه کردم، ساعات کاری هم با آنچه منابع انسانی اعلام کرده بود تفاوت داشت و پروسه استخدامی که چند هفته طول میکشید، در عمل موقعیتهای تعطیلی زیادی به همراه داشت. در کل آنچه در متن آگهی قول داده شده بود، با واقعیت خیلی تفاوت داشت و به نظر من سازمانی که از همان ابتدا با نیرو صداقت ندارد، در ادامه هم با مشکل مواجه میشود.
در یک فضای آشفته از نظر ارتقای شغلی مواجه بودم؛ به نظر من سازوکار روشن و عادلانهای برای پیشرفت وجود ندارد و مسیر ارتقا برای برخی همکاران به سلیقه مدیران داده میشود. از طرفی، معاون گروه بیشتر به منافع خودش توجه دارد و به نظر میرسد از همکارانش چندان اهمیت نمیدهد. حقوقها از شرکتهای رقیب پایینتر است و نکته مثبتی که میتوان اشاره کرد این است که روابط میان همکاران با هم خوب است و پرداخت حقوق به موقع انجام میشود.
بر خلاف تصورم، از دید من سروشان با حجم مشتریان بزرگ و معتبر روبهرو بود و این موضوع به فشار زیادی روی تیم پشتیبانی منجر میشد. به نظرم نیروهای عملیاتی با این سطح از کار همخوانی نداشتند و به همین دلیل کار ما دچار فشار مداوم بود. پرداخت حقوق همواره به صورت چندمرحلهای انجام میشد و تسویهها غالبا کار زمانبری داشتند. مدیریت به رضایت مشتری اهمیت میداد، اما احساس میکردم رفاه و فشاری که روی تیم وجود داشت، گاهی به اندازه رضایت مشتری در اولویت نبود.
در این شرکت احساس کردم جایگاه من ارزشمند است و میشد به پیشرفت فردی و تیمی دست یافت. اولویت اصلی تیم، پیادهسازی دقیق فرآیندها و حفظ منطق کار بود، هرچند گاهی به دلیل فشار زمان، برخی تصمیمها با تأخیر انجام میشد. محیط کار تا حدودی فشرده بود اما همافزایی بالای تیم، من را به سمت بهبود مستمر تشویق میکرد. درک من از نحوه ارتباط با سایر واحدها و مدیریت پروژه تا حدی روشن بود، هرچند گاه نبود راهکارهای مشخص برای برخی مسائل، چالشهایی ایجاد میکرد. با وجود این، فرصتهای یادگیری خوبی وجود داشت و میتوانستم مهارتهای فنیام را بهطور عملی تقویت کنم. بهرهگیری از ابزارهای داخلی برای پیگیری کارها به نسبت مطلوب بود، اما مستندسازی بهتر برای جلوگیری از سردرگمی تیمی نیاز احساس میشد. در کل احساس میکردم تواناییهایم با کارکرد گروهی همسو میشود و میتوانستم در زمینههای فنی و حرفهای به رشد ادامه دهم.
من اوایل سال ۱۴۰۴ وارد هاست ایران شدم و با نگاهم به حرفها و نظراتی که شنیده بودم، با ترس و تردید کار رو شروع کردم؛ اما بهخاطر نیاز شدید به کار، تصمیم گرفتم ادامه بدم. در گذشته به نظر میرسید که شخصی بهعنوان مسئول همهکاریها اینجا حضور داشته و همگان ازش ناراضی بودن؛ شرکت هم در مقطعهایی با چالشهای جدی روبهرو بود و تعدیلات زیادی انجام داده بود. در این مدت که من حضور دارم احساس میکنم مشکلات قدیمی به سمت حل شدن رفته و آن فردی که قبلا مسئولیتها رو به عهده داشت، اینجا حضور نداره. تجربه کاری من تا اینجا مثبت بوده هرچند کارها زیاد است چون تعداد همکاران کم است، اما جو شرکت نسبتا خوب است و همکاران باهم در هماهنگی هستند و فضای دوستانهای حکمفرماست. حقوقها بهموقع پرداخت میشود و پکیج حقوقی شرکت، آپشنهای متنوعی دارد. امیدوارم اوضاع به همان صورت فعلی پایدار بماند. فعلا از کار راضی هستم.
در مدت کمی بیش از یک سال با دفراز همکار بودم و از این تجربه رضایت داشتم، فضایی صمیمی و پراحترام داشت که همکاران تحصیلکردهای در آن حضور داشتند. شرکت مشتریان بزرگ متعددی داشت و حقوقها تقریبا بهموقع پرداخت میشد. با این حال تصمیم گرفتم برای سال ۱۴۰۵ درصد افزایش حقوقی بالاتر از پیشنهاد شرکت دریافت کنم، اما به توافق نرسیدیم و از مجموعه جدا شدم. با وجود این، دوره کاریم تجربه ارزشمندی بود و برای پیشبرد مسیر حرفهایشان آرزوی موفقیت دارم.
در جلسه نخست یک مصاحبه، حضور سه نفر از تیم مدیران و کارشناسان منابع انسانی احساس پررونق اما کمی سردی میداد. در نخستین رویداد، هیچ مدرکی برای پر کردن ارائه نشد و رزومه کفایت میکرد. از همان ابتدای کار مشخص شد که وظیفه بهصورت چرخشی در واحدهای پردیس، مرزداران و ونک خواهد بود و جابهجایی محل کار محتمل است. در آگهی، سرویس رفت و آمد ذکر شده بود اما در مصاحبه گفتند که بهطور دائم تضمین نمیشود. روند مصاحبه نسبتا آرام بود اما بیشتر به نوعی گفتوگو برای استخراج اطلاعات از شرکتهای قبلی شبیه بود تا ارزیابی دقیق دانش فنی. بیشترین پرسشها از جانب مدیر IT حول استخراج اطلاعات درباره شرکتهای پیشین بود تا بررسی تخصصی و مهارتهای فنی متقاضی. نظرات شخصی من درباره هر کدام از اعضا به این شکل بود: مدیر IT خندههای سردی داشت، به نظر میآمد که وظیفهای برای جمعآوری دادههای مربوط به تجهیزات، بودجه و تجربههای شرکتهای قبلی بهعهده اوست و پرسشهای فنی چندانی مطرح نکرد؛ شاید تنها حدود ده درصد از کل مصاحبه به مباحث فنی اختصاص یافت. از طرف دیگر، مدیرعامل تا پایان جلسه مشغول نگه داشتن با گوشی بود و همچنان به سوالاتی درباره بودجههای شرکتهای پیشین پاسخگویی خواستار میشد. تیم منابع انسانی با گرمی و حرفهای بودن، جو کاری را همسو با نقش شغلیشان میکردند.
با وجود اینکه همکاری با سروشان یکی از بهترین تجربههایم بود، فضای کاری اینجا با نظم بالا و جو دوستانهای که حاکم است، واقعا پر انرژی است. مدیران با احساس مسئولیت و پیگیری بالا همواره پشت تیم هستند و این موضوع کار را برای من و همکاران لذتبخش میکند. شرایط کاری خوب و حمایتهای مستمر گروه، فضایی حرفهای ایجاد کرده که آن را به دوستانههای حرفهای توصیه میکنم.
من چند سالی است که در این شرکت مشغول به کارم و تغییر نگاه به شرکتهای بزرگ را میدانم، اما تصمیم با شماست که بخواهید بیایید یا نه. اگر دوست دارید در شرکتی کار کنید که ادعا میکند برای نهادهای بالا دستی پولشویی میکند، بنظرم داتین یکی از بهترین گزینهها برای این کار در ایران است، به جز ویپاد، هیچ پروژهای به نتیجه نمیرسد، اما حقوقتان به موقع پرداخت میشود. این مجموعه پر از مدیران ناکارآمد است که تنها میخواهند نقصهای خودشان را اینجا جبران کنند. پس از هک شدن سپه و پاسارگاد، بسیاری از شرکتها رابطهشان را با اینجا قطع کردند و در نتیجه داتین دیگر نتوانست به خوبی با شرایط کنار بیاید و مشکلات مالی کمکم ظاهر شد. از نظر فنی هم سطح کار شرکت پایین است، اکثر نیروهای فنی که به حد خوب میرسند اینجا را ترک میکنند. نکتهای هم که برای جاواکارها بگویم اینکه اینجا خیلی از فریمورکهای رایج را استفاده نمیکنند؛ با سپرینگ و هایبرنیت خداحافظی کنید و مطمئن باشید بعد از داتین اگر بخواهید به جایی بروید، باید دوباره زمان بگذارید تا دوباره روی این فریمورکها کار کنید.
بعد از کشف تجربهای که از هر نظر پر از ناامیدی بود، میخواهم با زبانی تازه و صریح ماجرا را بازگو کنم. به رغم نوشتن ده هزار خط کد و این که خودم را کسی میدانستم که میتواند بهترین کد را بنویسد، با وجود سه مصاحبه، هیچ دلیلی نمیدیدم که رد شوم. مصاحبه کننده زن دیگری بود که در تیم لید بکاند بازار فعالیت میکرد و به وضوح معلوم بود که در زمینه کدنویسی دانش کافی ندارد. در طول جلسه حتی حرکتهایش میلرزید و فقط به دنبال این بود که بفهمد تسکی که خودش پیاده کرده چگونه کار میکند و بتواند از کارجو به عنوان ابزار استفاده کند.
جزئیات تجربهام از کار در کاراشاب، با عنوان کارشناس کنترل پروژه را به شیوهای تازه و طبیعی بازنویسی میکنم. در اینجا احساس ناامیدی نسبت به ثبات شغلی و فضای کاری به وضوح حس میشود اما به طور دقیق بازگویی میکنم و هیچ ادعای غیرمجاز یا مطلقی درباره قانونی بودن یا کلاهبرداری مطرح نمیکنم. تعداد آگهیهای منتشرشده از این شرکت خودش گواهی روشن بر نرخ خروج بالای نیروهاست. واقعا هیچکس دوست ندارد به طور مداوم محل کارش را تغییر بدهد و هر کسی که اینجا کار میکند، در نهایت به آیندهای نامشخص خواهد انجامید. اینکه عمر حضور قدیمیترین نیروی اینجا به دو سال هم نمیرسد، نشان میدهد محیط کار چندان قابل تحمل نیست. بدون اغراق، تجربهی من از کار برای کاراشاب یکی از بدترین تجربههای شغلیام بود. امیدوارم مدیران به فکر بهبود شرایط بیفتند، هرچند بعید میدانم...
دوست دارم transparent بگم که ورود افراد بدون توانمندی تنها به دلیل ارتباطات به سازمان، نه تنها کار حرفهای را پایین میآورد بلکه انسانیت را هم در محیط کار نابود میکند. در تجربه من به عنوان مدیر سرمایه انسانی، وقتی مدیرعامل در کوچکترین کارکردها هم دخالت میکند و اجازه میدهد مشکلات ساختاری رشد کنند، نشان میدهد که مهارت مدیریتی کافی وجود ندارد، حتی اگر فرد هم استاد دانشگاه باشد. مجموعه حراست و حضور گسترده و نظرهای متعدد در این حوزه همواره دیده میشود؛ اما با وجود این ظرفیتها، سؤال این است که بازرسی بانک چرا ورود نمیکند؟ وقتی یک نفر فکر میکند از همه رشتهها سر در میآورد، واقعا به این نتیجه میرسی که هیچچیز را به درستی نمیداند و همدستش هم در کار است.
شرکت توسعه ارتباطات الکترونیک تجارت ایرانیان (تاتا) را برایم فرصت تجربهای در نقش Dev به وجود آورد، اما متن تجربهای که میگوید درباره چه کاری انجام دادهام اصلا ملموس نیست و بیشتر به نمونهی متنی ساختگی شباهت دارد. به عبارت دیگر، محتوای ارائهشده پر از توضیحات عمومی و بدون جزئیات واقعی است و هیچ اشارهای به وظایف مشخص یا دستاوردهای من ندارد. با این حال، از نگاه یک داوطلب یا کارمند، احساس میکنم برای درک بهتر محیط کار و نحوهی کار در تیم، به دنبال توضیحی روشنتر از پروژههای عملی و نقشهای اجرایی هستم. در این تجربه هیچ جزئیات قابلاطمینانی درباره مسئولیتها یا پروژههای واقعی وجود ندارد، فقط ادعایی کلی دربارهی تاریخچه و گسترش نوع متنهای نمایشی در صنعت چاپ و نشر. به عنوان کسی که این شرکت را تجربه کرده، ترجیح میدهم با توضیحی واقعیتر و دقیقتر از کارهای روزانه و چالشهای فنی مواجه شوم تا بتوانم ارزیابی صادقانهای پیشنهاد کنم. با وجود ضعفهای متن، نکتهای که احساس میکنم برجسته است، تمایل به استفاده از ابزارهای نشر دیجیتال و مدیریت محتواست، اما بدون voorbeelden یا اندازهگیریهای مشخص.
من با ورودم به شرکت تایگر، قصد داشتم فقط جوی سلام و خداحافظی کوتاهی با وفایی و همسرش و همچنین CTO طبقه چهارم داشته باشم؛ اما به سرعت احساس کردم بازخوردها و رفتارهای برخی همکاران بهگونهای است که انگار اتفاقی نامتعارف و غیر حرفهای رخ داده است. در حالی که دیدم چقدر جهان ممکن است فریبنده باشد، با وفایی در دفترش آمدم تا درباره یک کامنتی که گذاشته بودم صحبت کنم و صحبتهای من و او به برخوردی فیزیکی کشیده شد. اکنون از خودم میپرسم چه تجربهای از محیط کار دارم و چه چیزهایی میتواند به بهبود رفتارها و فضای کاری کمک کند. همچنین توصیه میکنم در محیطهای کاری از خرید بادی اسپلش یا هر محصول مشابه برای جلوگیری از بوی نامطلوب در نزدیکی خانوادهها پرهیز شود تا فضایی آرام و محترمانه حفظ شود. از همه سپاسگزارم.
شرکت دی رایانه نوین را به هیچوجه پیشنهاد نمیکنم، چون انتظارهای سختگیرانه و ناامیدکنندهای در انتظارم بود و واقعا بهتر است که دورش را خط بکشید. ساختمان شرکت حتی یک تابلو هم ندارد و این خودش نشانی از وضعیت داخلی است. مدیریتی برخاسته از نفرهای چاپلوس و مادی، واقعا رفتارهای آزاردهندهای از خود نشان میدهند و گاهی زندگی کاری را به شکل نومیدکنندهای تحتالشعاع قرار میدهند. فرهنگ کاری اینجا هم با آنچه در دیگر اماکن تجربه میشود تفاوت زیادی دارد و به نظر میرسد از سطحیترین مسائل تا سختیهای کار به طور مداوم مشهود باشد. از نظر من، حضور در چنین محیطی بهویژه برای حرفهایها مناسب نیست و بهتر است نگاه کنید و دیگران را هم بررسی کنید؛ چراکه تعداد زیادی نام و عنوان در این شرکت وجود دارد که باعث سردرگمی میشود و همه چیز را روشن نمیکند.
به نظر من بهتر است در اینجا کار نکنی زیرا اوضاع این محیط را خیلی خشک و بیروح میدانم. فضایی که بیش از هر چیز شبیه پادگان است و کنترلها روی پوشش بسیار بالاست. مدیریتی که کارآمد به نظر نمیرسد و رفتارهای حزبی و زیرآبی در رفتارش مشهود است. این جا به خاطر وجود وابستگیهای بیواسطه با نهادهای خاص، فضای حرفهای واقعی کم است و تحویل پروژه برایشان اولویت ندارد. در کل این شرکت را محیطی بسیار نامناسب میدانم و توصیه میکنم به خاطر اعتبار و آیندهت از اینجا دوری کنی. اگر لازم شد، اطلاعرسانی کنم تا دیگران هم حضور نداشته باشند.
وقتی وارد سایت میشدم، دیدم برخی آگهیها به نظر میرسید واقعی نیستن یا اطلاعاتشون کامل نیست. این موضوع خیلی باعث هدر رفتن زمان و انرژی میشه و گاهی اوقات هزینه هم روی دوش کاربر میذاره. فکر میکنم اگر قبل از انتشار آگهیها با دقت بیشتری بررسی بشن، هم اعتماد کاربران بالاتر میره و هم اعتبار سایت تقویت میشه. بعضی شرکتها مدام آگهی تبلیغاتی میذارن تا برند خودشونو توی سرچها بالا بیارن و همیشه آگهی دارن اما استخدامی وجود نداره یا کم هست. لطفا این موضوع رو جدی بگیرین و آگهیهای مشکوک رو بررسی یا حذف کنید تا تجربه بهتری برای کاربران فراهم بشه.
برای بیش از دو دهه بهعنوان همکار با شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی همکاری داشتم و در نه ماه اخیر نیز فرصت حضور و همکاری نزدیک در این مجموعه را یافتهام، و در این فرصت میخواهم برخی تجربیات و مشاهداتم را بازگو کنم. شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی با داشتن بیش از هزار و هصد نفر نیروی متخصص و متعهد در سراسر کشور، یکی از نامهای شناختهشده و اثرگذار در عرصه پشتیبانی ابزارهای پرداخت است. حضور کارشناسان کارآمد، پشتیبانان پرتلاش و مدیران جوان، آگاه و مسئولیتپذیر، همراه با معاونتهای توانمند در حوزههای منابع انسانی، مالی، فناوری اطلاعات، طرح و برنامه و عملیات، بستری را ایجاد کرده که سازمانی پویا، حرفهای و مبتنی بر تعامل و همافزایی شکل بگیرد. در بیش از بیست سال فعالیت این شرکت، همیشه جایگاه قابلقبولی در صنعت پرداخت کشور داشته و با اتکا به سرمایه انسانی خود، از چالشهای متنوع عبور کرده و مسیر رشد را ادامه داده است. از منظر توسعه فردی نیز، این مجموعه برای جوانان جویای کار، زمینهای ارزشمند فراهم کرده تا تجربههای حرفهای کسب کنند، فرآیندهای سازمانی را بیاموزند و ایدهها و طرحهای نوآورانه را عملی کنند. دوست دارم کسانی که در فضای مجازی نظر میدهند، بیش از هر چیز به وجدان حرفهای و انصاف پایبند باشند و ضمن نقد و بیان دغدغهها، واقعیتها، دستاوردها و نقاط قوت سازمان را نیز منعکس کنند. همچنین شایسته است که نقدها و گلایهها در فضایی تعاملی و سازنده مطرح شود تا امکان بررسی و پاسخگویی فراهم باشد. با وجود دشواریهای اقتصادی کشور و حتی در مقاطع بحرانی، این شرکت با همدلی کارکنان و تدبیر تیم مدیریتی نهتنها مسیر تعدیل نیرو را در پیش نگرفته، بلکه موفق شده مأموریتهای جدید و مسئولیتهای گستردهتری را در حوزه پشتیبانی تجهیزات سختافزاری شعب بانکها در سراسر کشور عهدهدار شود. هماکنون نیز با دفاتر و نمایندگیهای متعدد در سطح کشور، شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی میتواند محیطی مناسب برای رشد، یادگیری، کسب تجربه و شکوفایی استعدادهای فردی جوانان و علاقهمندانی باشد که به فعالیت حرفهای در این حوزه علاقهمندند.
مدتهاست در پارمیس مشغولم و تجربهام نسبتا مثبت بوده است. قطعا کار در برخی مواقع چالشبرانگیز است، اما در تیمی که با آن همکاری میکنم، یادگیری و پیگیری مسائل همواره وجود دارد. چیزی که برای من ارزشمند بوده این است که افراد با تجربه کنار نیروهای تازهکار مینشینند و فرصت یادگیری از پروژههای واقعی فراهم است. محیط کار مطلوب و مدرن، فضای کار شیک، فرهنگ سازمانی مناسب و حمایتکننده، عدم تعدیل در شرایط بحرانی، امکان دورکاری در دوران بحران، پرداخت حقوق سر وقت، و دورههای آموزشی توسعه فردی از جمله مزایایی است که پارمیس به چشم من میآید و برایم ارزشمند است.
برای من تپسل تجربهای بود که با مرور زمان سعی کردم دید بهتری ازش بگیرم و حالا با صراحت بیشتری بازگو میکنم. در مجموع کار خوب بود، اما به دلیل مدیریت نامناسب در برخی مواقع و اینکه صدای کارکنان به خوبی شنیده نمیشد، تصمیم گرفتم مسیرم را تغییر بدهم. فضای کار پر از حواشی ناخواسته و روابط نامناسب بود که در نهایت به شکلگیری رفتارهایی منجر شد که انصافا جای تأسف دارد. یکی از همکاران، با رفتارهای باورنکردنی و آوردن موارد شرمآور برای پیشبرد خودش و کنار زدن سایرین، به وجود آمد. این حالت شاید تنها نمونهای از مشکلات بود و احتمالا بدترین آنها هم محسوب میشد. نتیجه این برخوردها این بود که جایگاه او بهدرستی تثبیت شد و به همکاران دیگر آسیب زد.
برای مصاحبه به این شرکت رفتم و چیزی که در آگهی نوشته بودم با واقعیت تفاوت زیادی داشت. بحث ناهار و میانوعده مطرح شد، اما به واقع چنین امکانی وجود ندارد و تنها چیزی که داده میشود، حق ناهار است که هیچ چیزی را شامل نمیشود. زمانی که به محل مراجعه کردم، ساعات کاری هم با آنچه منابع انسانی اعلام کرده بود تفاوت داشت و پروسه استخدامی که چند هفته طول میکشید، در عمل موقعیتهای تعطیلی زیادی به همراه داشت. در کل آنچه در متن آگهی قول داده شده بود، با واقعیت خیلی تفاوت داشت و به نظر من سازمانی که از همان ابتدا با نیرو صداقت ندارد، در ادامه هم با مشکل مواجه میشود.
در یک فضای آشفته از نظر ارتقای شغلی مواجه بودم؛ به نظر من سازوکار روشن و عادلانهای برای پیشرفت وجود ندارد و مسیر ارتقا برای برخی همکاران به سلیقه مدیران داده میشود. از طرفی، معاون گروه بیشتر به منافع خودش توجه دارد و به نظر میرسد از همکارانش چندان اهمیت نمیدهد. حقوقها از شرکتهای رقیب پایینتر است و نکته مثبتی که میتوان اشاره کرد این است که روابط میان همکاران با هم خوب است و پرداخت حقوق به موقع انجام میشود.
بر خلاف تصورم، از دید من سروشان با حجم مشتریان بزرگ و معتبر روبهرو بود و این موضوع به فشار زیادی روی تیم پشتیبانی منجر میشد. به نظرم نیروهای عملیاتی با این سطح از کار همخوانی نداشتند و به همین دلیل کار ما دچار فشار مداوم بود. پرداخت حقوق همواره به صورت چندمرحلهای انجام میشد و تسویهها غالبا کار زمانبری داشتند. مدیریت به رضایت مشتری اهمیت میداد، اما احساس میکردم رفاه و فشاری که روی تیم وجود داشت، گاهی به اندازه رضایت مشتری در اولویت نبود.
در این شرکت احساس کردم جایگاه من ارزشمند است و میشد به پیشرفت فردی و تیمی دست یافت. اولویت اصلی تیم، پیادهسازی دقیق فرآیندها و حفظ منطق کار بود، هرچند گاهی به دلیل فشار زمان، برخی تصمیمها با تأخیر انجام میشد. محیط کار تا حدودی فشرده بود اما همافزایی بالای تیم، من را به سمت بهبود مستمر تشویق میکرد. درک من از نحوه ارتباط با سایر واحدها و مدیریت پروژه تا حدی روشن بود، هرچند گاه نبود راهکارهای مشخص برای برخی مسائل، چالشهایی ایجاد میکرد. با وجود این، فرصتهای یادگیری خوبی وجود داشت و میتوانستم مهارتهای فنیام را بهطور عملی تقویت کنم. بهرهگیری از ابزارهای داخلی برای پیگیری کارها به نسبت مطلوب بود، اما مستندسازی بهتر برای جلوگیری از سردرگمی تیمی نیاز احساس میشد. در کل احساس میکردم تواناییهایم با کارکرد گروهی همسو میشود و میتوانستم در زمینههای فنی و حرفهای به رشد ادامه دهم.
من اوایل سال ۱۴۰۴ وارد هاست ایران شدم و با نگاهم به حرفها و نظراتی که شنیده بودم، با ترس و تردید کار رو شروع کردم؛ اما بهخاطر نیاز شدید به کار، تصمیم گرفتم ادامه بدم. در گذشته به نظر میرسید که شخصی بهعنوان مسئول همهکاریها اینجا حضور داشته و همگان ازش ناراضی بودن؛ شرکت هم در مقطعهایی با چالشهای جدی روبهرو بود و تعدیلات زیادی انجام داده بود. در این مدت که من حضور دارم احساس میکنم مشکلات قدیمی به سمت حل شدن رفته و آن فردی که قبلا مسئولیتها رو به عهده داشت، اینجا حضور نداره. تجربه کاری من تا اینجا مثبت بوده هرچند کارها زیاد است چون تعداد همکاران کم است، اما جو شرکت نسبتا خوب است و همکاران باهم در هماهنگی هستند و فضای دوستانهای حکمفرماست. حقوقها بهموقع پرداخت میشود و پکیج حقوقی شرکت، آپشنهای متنوعی دارد. امیدوارم اوضاع به همان صورت فعلی پایدار بماند. فعلا از کار راضی هستم.
در مدت کمی بیش از یک سال با دفراز همکار بودم و از این تجربه رضایت داشتم، فضایی صمیمی و پراحترام داشت که همکاران تحصیلکردهای در آن حضور داشتند. شرکت مشتریان بزرگ متعددی داشت و حقوقها تقریبا بهموقع پرداخت میشد. با این حال تصمیم گرفتم برای سال ۱۴۰۵ درصد افزایش حقوقی بالاتر از پیشنهاد شرکت دریافت کنم، اما به توافق نرسیدیم و از مجموعه جدا شدم. با وجود این، دوره کاریم تجربه ارزشمندی بود و برای پیشبرد مسیر حرفهایشان آرزوی موفقیت دارم.
در جلسه نخست یک مصاحبه، حضور سه نفر از تیم مدیران و کارشناسان منابع انسانی احساس پررونق اما کمی سردی میداد. در نخستین رویداد، هیچ مدرکی برای پر کردن ارائه نشد و رزومه کفایت میکرد. از همان ابتدای کار مشخص شد که وظیفه بهصورت چرخشی در واحدهای پردیس، مرزداران و ونک خواهد بود و جابهجایی محل کار محتمل است. در آگهی، سرویس رفت و آمد ذکر شده بود اما در مصاحبه گفتند که بهطور دائم تضمین نمیشود. روند مصاحبه نسبتا آرام بود اما بیشتر به نوعی گفتوگو برای استخراج اطلاعات از شرکتهای قبلی شبیه بود تا ارزیابی دقیق دانش فنی. بیشترین پرسشها از جانب مدیر IT حول استخراج اطلاعات درباره شرکتهای پیشین بود تا بررسی تخصصی و مهارتهای فنی متقاضی. نظرات شخصی من درباره هر کدام از اعضا به این شکل بود: مدیر IT خندههای سردی داشت، به نظر میآمد که وظیفهای برای جمعآوری دادههای مربوط به تجهیزات، بودجه و تجربههای شرکتهای قبلی بهعهده اوست و پرسشهای فنی چندانی مطرح نکرد؛ شاید تنها حدود ده درصد از کل مصاحبه به مباحث فنی اختصاص یافت. از طرف دیگر، مدیرعامل تا پایان جلسه مشغول نگه داشتن با گوشی بود و همچنان به سوالاتی درباره بودجههای شرکتهای پیشین پاسخگویی خواستار میشد. تیم منابع انسانی با گرمی و حرفهای بودن، جو کاری را همسو با نقش شغلیشان میکردند.
با وجود اینکه همکاری با سروشان یکی از بهترین تجربههایم بود، فضای کاری اینجا با نظم بالا و جو دوستانهای که حاکم است، واقعا پر انرژی است. مدیران با احساس مسئولیت و پیگیری بالا همواره پشت تیم هستند و این موضوع کار را برای من و همکاران لذتبخش میکند. شرایط کاری خوب و حمایتهای مستمر گروه، فضایی حرفهای ایجاد کرده که آن را به دوستانههای حرفهای توصیه میکنم.
من چند سالی است که در این شرکت مشغول به کارم و تغییر نگاه به شرکتهای بزرگ را میدانم، اما تصمیم با شماست که بخواهید بیایید یا نه. اگر دوست دارید در شرکتی کار کنید که ادعا میکند برای نهادهای بالا دستی پولشویی میکند، بنظرم داتین یکی از بهترین گزینهها برای این کار در ایران است، به جز ویپاد، هیچ پروژهای به نتیجه نمیرسد، اما حقوقتان به موقع پرداخت میشود. این مجموعه پر از مدیران ناکارآمد است که تنها میخواهند نقصهای خودشان را اینجا جبران کنند. پس از هک شدن سپه و پاسارگاد، بسیاری از شرکتها رابطهشان را با اینجا قطع کردند و در نتیجه داتین دیگر نتوانست به خوبی با شرایط کنار بیاید و مشکلات مالی کمکم ظاهر شد. از نظر فنی هم سطح کار شرکت پایین است، اکثر نیروهای فنی که به حد خوب میرسند اینجا را ترک میکنند. نکتهای هم که برای جاواکارها بگویم اینکه اینجا خیلی از فریمورکهای رایج را استفاده نمیکنند؛ با سپرینگ و هایبرنیت خداحافظی کنید و مطمئن باشید بعد از داتین اگر بخواهید به جایی بروید، باید دوباره زمان بگذارید تا دوباره روی این فریمورکها کار کنید.
بعد از کشف تجربهای که از هر نظر پر از ناامیدی بود، میخواهم با زبانی تازه و صریح ماجرا را بازگو کنم. به رغم نوشتن ده هزار خط کد و این که خودم را کسی میدانستم که میتواند بهترین کد را بنویسد، با وجود سه مصاحبه، هیچ دلیلی نمیدیدم که رد شوم. مصاحبه کننده زن دیگری بود که در تیم لید بکاند بازار فعالیت میکرد و به وضوح معلوم بود که در زمینه کدنویسی دانش کافی ندارد. در طول جلسه حتی حرکتهایش میلرزید و فقط به دنبال این بود که بفهمد تسکی که خودش پیاده کرده چگونه کار میکند و بتواند از کارجو به عنوان ابزار استفاده کند.
جزئیات تجربهام از کار در کاراشاب، با عنوان کارشناس کنترل پروژه را به شیوهای تازه و طبیعی بازنویسی میکنم. در اینجا احساس ناامیدی نسبت به ثبات شغلی و فضای کاری به وضوح حس میشود اما به طور دقیق بازگویی میکنم و هیچ ادعای غیرمجاز یا مطلقی درباره قانونی بودن یا کلاهبرداری مطرح نمیکنم. تعداد آگهیهای منتشرشده از این شرکت خودش گواهی روشن بر نرخ خروج بالای نیروهاست. واقعا هیچکس دوست ندارد به طور مداوم محل کارش را تغییر بدهد و هر کسی که اینجا کار میکند، در نهایت به آیندهای نامشخص خواهد انجامید. اینکه عمر حضور قدیمیترین نیروی اینجا به دو سال هم نمیرسد، نشان میدهد محیط کار چندان قابل تحمل نیست. بدون اغراق، تجربهی من از کار برای کاراشاب یکی از بدترین تجربههای شغلیام بود. امیدوارم مدیران به فکر بهبود شرایط بیفتند، هرچند بعید میدانم...
دوست دارم transparent بگم که ورود افراد بدون توانمندی تنها به دلیل ارتباطات به سازمان، نه تنها کار حرفهای را پایین میآورد بلکه انسانیت را هم در محیط کار نابود میکند. در تجربه من به عنوان مدیر سرمایه انسانی، وقتی مدیرعامل در کوچکترین کارکردها هم دخالت میکند و اجازه میدهد مشکلات ساختاری رشد کنند، نشان میدهد که مهارت مدیریتی کافی وجود ندارد، حتی اگر فرد هم استاد دانشگاه باشد. مجموعه حراست و حضور گسترده و نظرهای متعدد در این حوزه همواره دیده میشود؛ اما با وجود این ظرفیتها، سؤال این است که بازرسی بانک چرا ورود نمیکند؟ وقتی یک نفر فکر میکند از همه رشتهها سر در میآورد، واقعا به این نتیجه میرسی که هیچچیز را به درستی نمیداند و همدستش هم در کار است.
شرکت توسعه ارتباطات الکترونیک تجارت ایرانیان (تاتا) را برایم فرصت تجربهای در نقش Dev به وجود آورد، اما متن تجربهای که میگوید درباره چه کاری انجام دادهام اصلا ملموس نیست و بیشتر به نمونهی متنی ساختگی شباهت دارد. به عبارت دیگر، محتوای ارائهشده پر از توضیحات عمومی و بدون جزئیات واقعی است و هیچ اشارهای به وظایف مشخص یا دستاوردهای من ندارد. با این حال، از نگاه یک داوطلب یا کارمند، احساس میکنم برای درک بهتر محیط کار و نحوهی کار در تیم، به دنبال توضیحی روشنتر از پروژههای عملی و نقشهای اجرایی هستم. در این تجربه هیچ جزئیات قابلاطمینانی درباره مسئولیتها یا پروژههای واقعی وجود ندارد، فقط ادعایی کلی دربارهی تاریخچه و گسترش نوع متنهای نمایشی در صنعت چاپ و نشر. به عنوان کسی که این شرکت را تجربه کرده، ترجیح میدهم با توضیحی واقعیتر و دقیقتر از کارهای روزانه و چالشهای فنی مواجه شوم تا بتوانم ارزیابی صادقانهای پیشنهاد کنم. با وجود ضعفهای متن، نکتهای که احساس میکنم برجسته است، تمایل به استفاده از ابزارهای نشر دیجیتال و مدیریت محتواست، اما بدون voorbeelden یا اندازهگیریهای مشخص.
من با ورودم به شرکت تایگر، قصد داشتم فقط جوی سلام و خداحافظی کوتاهی با وفایی و همسرش و همچنین CTO طبقه چهارم داشته باشم؛ اما به سرعت احساس کردم بازخوردها و رفتارهای برخی همکاران بهگونهای است که انگار اتفاقی نامتعارف و غیر حرفهای رخ داده است. در حالی که دیدم چقدر جهان ممکن است فریبنده باشد، با وفایی در دفترش آمدم تا درباره یک کامنتی که گذاشته بودم صحبت کنم و صحبتهای من و او به برخوردی فیزیکی کشیده شد. اکنون از خودم میپرسم چه تجربهای از محیط کار دارم و چه چیزهایی میتواند به بهبود رفتارها و فضای کاری کمک کند. همچنین توصیه میکنم در محیطهای کاری از خرید بادی اسپلش یا هر محصول مشابه برای جلوگیری از بوی نامطلوب در نزدیکی خانوادهها پرهیز شود تا فضایی آرام و محترمانه حفظ شود. از همه سپاسگزارم.
شرکت دی رایانه نوین را به هیچوجه پیشنهاد نمیکنم، چون انتظارهای سختگیرانه و ناامیدکنندهای در انتظارم بود و واقعا بهتر است که دورش را خط بکشید. ساختمان شرکت حتی یک تابلو هم ندارد و این خودش نشانی از وضعیت داخلی است. مدیریتی برخاسته از نفرهای چاپلوس و مادی، واقعا رفتارهای آزاردهندهای از خود نشان میدهند و گاهی زندگی کاری را به شکل نومیدکنندهای تحتالشعاع قرار میدهند. فرهنگ کاری اینجا هم با آنچه در دیگر اماکن تجربه میشود تفاوت زیادی دارد و به نظر میرسد از سطحیترین مسائل تا سختیهای کار به طور مداوم مشهود باشد. از نظر من، حضور در چنین محیطی بهویژه برای حرفهایها مناسب نیست و بهتر است نگاه کنید و دیگران را هم بررسی کنید؛ چراکه تعداد زیادی نام و عنوان در این شرکت وجود دارد که باعث سردرگمی میشود و همه چیز را روشن نمیکند.
به نظر من بهتر است در اینجا کار نکنی زیرا اوضاع این محیط را خیلی خشک و بیروح میدانم. فضایی که بیش از هر چیز شبیه پادگان است و کنترلها روی پوشش بسیار بالاست. مدیریتی که کارآمد به نظر نمیرسد و رفتارهای حزبی و زیرآبی در رفتارش مشهود است. این جا به خاطر وجود وابستگیهای بیواسطه با نهادهای خاص، فضای حرفهای واقعی کم است و تحویل پروژه برایشان اولویت ندارد. در کل این شرکت را محیطی بسیار نامناسب میدانم و توصیه میکنم به خاطر اعتبار و آیندهت از اینجا دوری کنی. اگر لازم شد، اطلاعرسانی کنم تا دیگران هم حضور نداشته باشند.
وقتی وارد سایت میشدم، دیدم برخی آگهیها به نظر میرسید واقعی نیستن یا اطلاعاتشون کامل نیست. این موضوع خیلی باعث هدر رفتن زمان و انرژی میشه و گاهی اوقات هزینه هم روی دوش کاربر میذاره. فکر میکنم اگر قبل از انتشار آگهیها با دقت بیشتری بررسی بشن، هم اعتماد کاربران بالاتر میره و هم اعتبار سایت تقویت میشه. بعضی شرکتها مدام آگهی تبلیغاتی میذارن تا برند خودشونو توی سرچها بالا بیارن و همیشه آگهی دارن اما استخدامی وجود نداره یا کم هست. لطفا این موضوع رو جدی بگیرین و آگهیهای مشکوک رو بررسی یا حذف کنید تا تجربه بهتری برای کاربران فراهم بشه.
برای بیش از دو دهه بهعنوان همکار با شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی همکاری داشتم و در نه ماه اخیر نیز فرصت حضور و همکاری نزدیک در این مجموعه را یافتهام، و در این فرصت میخواهم برخی تجربیات و مشاهداتم را بازگو کنم. شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی با داشتن بیش از هزار و هصد نفر نیروی متخصص و متعهد در سراسر کشور، یکی از نامهای شناختهشده و اثرگذار در عرصه پشتیبانی ابزارهای پرداخت است. حضور کارشناسان کارآمد، پشتیبانان پرتلاش و مدیران جوان، آگاه و مسئولیتپذیر، همراه با معاونتهای توانمند در حوزههای منابع انسانی، مالی، فناوری اطلاعات، طرح و برنامه و عملیات، بستری را ایجاد کرده که سازمانی پویا، حرفهای و مبتنی بر تعامل و همافزایی شکل بگیرد. در بیش از بیست سال فعالیت این شرکت، همیشه جایگاه قابلقبولی در صنعت پرداخت کشور داشته و با اتکا به سرمایه انسانی خود، از چالشهای متنوع عبور کرده و مسیر رشد را ادامه داده است. از منظر توسعه فردی نیز، این مجموعه برای جوانان جویای کار، زمینهای ارزشمند فراهم کرده تا تجربههای حرفهای کسب کنند، فرآیندهای سازمانی را بیاموزند و ایدهها و طرحهای نوآورانه را عملی کنند. دوست دارم کسانی که در فضای مجازی نظر میدهند، بیش از هر چیز به وجدان حرفهای و انصاف پایبند باشند و ضمن نقد و بیان دغدغهها، واقعیتها، دستاوردها و نقاط قوت سازمان را نیز منعکس کنند. همچنین شایسته است که نقدها و گلایهها در فضایی تعاملی و سازنده مطرح شود تا امکان بررسی و پاسخگویی فراهم باشد. با وجود دشواریهای اقتصادی کشور و حتی در مقاطع بحرانی، این شرکت با همدلی کارکنان و تدبیر تیم مدیریتی نهتنها مسیر تعدیل نیرو را در پیش نگرفته، بلکه موفق شده مأموریتهای جدید و مسئولیتهای گستردهتری را در حوزه پشتیبانی تجهیزات سختافزاری شعب بانکها در سراسر کشور عهدهدار شود. هماکنون نیز با دفاتر و نمایندگیهای متعدد در سطح کشور، شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی میتواند محیطی مناسب برای رشد، یادگیری، کسب تجربه و شکوفایی استعدادهای فردی جوانان و علاقهمندانی باشد که به فعالیت حرفهای در این حوزه علاقهمندند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.