قبل از مصاحبه و در اولین تماس تلفنی که با بنده داشتند، هر آن چیزی که برای مصاحبه نیاز بود به من اعلام فرمودند تا مصاحبه به جلسه دوم نکشد. و فقط در یک جلسه مصاحبه، تمام مراحل مصاحبه انجام شد. منظورم مصاحبه عمومی و تخصصی و مصاحبه با مسئولین مرتبط.
آخرین تجربهها
همه چی خیلی نرمال بود… مدیر دیجیتال مارکتینگ خیلی حرفه باهام مصاحبه کرد و همون اول فهمیدم چقدر جوون گرا هستن.. خیلی مهربون و راستگو بودن منم باهاشون حقیقت رو در میون گذاشتم.. تمام اشکالاتشون رو که از بیرون بیزینسشون معلوم بود گفتم بهشون محترمانه پذیرفتن… کمتر از سه روز هم طول کشید تا کلا مشغول به کار شم از زمان فرستادن رزومه تا وقتی استخدام شدم😂… هنوز هم همینجا هستم و خیلی راضی ام از شرایطم… نظر اپن آقا که بد گفتن هم گویا برای مدیریت قبلی بوده من پیگیری کردم گفتن برای چند ماه پیش بوده… جدیدا عالی شده منابع انسانی حرفه ای، مدیر دیجیتال و تیم کاملا حرفه ای و خوش ذوق، مدیریت گل مجموعه مدام با کارکنان در ارتباطه و صحبت میکنه که راضی باشیم از مجموعه ای که توش هستیم… امیدوارم بدردتون بخوره نظرم. مرسی
عالی بود فقط چند سوال تخصصی پرسیدن و در مدت آزمایشی دائما مورد ازمون قرار میگرفتم . و در اخر با احترام کامل همکاری رو شروع کردم و محیط کاری جذابی رو برام رقم زد
این شرکت از طریق ایران تلنت شماره من رو پیدا کرده بود و بهم زنگ زد تا بیام برای مصاحبه به عنوان مدیر اول که وارد شدم با مدیر منابع انسانی صحبت کردم . سوالات بسیار سطحی و بچه گونه به شکل این که دعوات نمیشه سرکار با کسی؟ گویا مشکلات اینجوری زیاد داشتن بعد از اون رفتم با مدیر عامل صحبت کنم. چشمتون روز بد نبینه ایشون گویا قبلا علاالدین فروشگاه داشته الان مدیرعامل یه شرکت شده و اینا . اصلا نمی شد باهاش حرف زد اینقدر که سنتی و بازاری بود . اول همه ی حرفاش خودم میدونم بود. با اینکه وضعیت دیجیتال مارکتینگشون در حد فروشگاه ۳۹ تومنی بود ولی به من گفتن که تو حقوقی که میخوای زیاده و این جمله رو گفتن “تو بنز میخوای منم بنز بهت میدم ولی ثابت کن در این حد میتونی ارزش تولید کنی” دیگه خودتون میتونید حدس بزنید بقیشو . من کلی از این صحبت ها و اینا شوکه شدم و خوب برخورد خیلی سطح پایین بود ولی خوب گفتیم بزار یه تستی بکنیم . به من گفتن برامون پلن بنویس منم گفتم پلن که هزینه داره و من رایگان نمینویسم . گفتن نه ما میخوایم شروع کنیم و فلان و…. اینقدر پرخاشگرانه اصرار کردن که گفتم باشه من تحلیل وضعیت مینویسم براتون برای جلسه بعد. من رفتم و خوب از اونجایی که داستان از بیس مشکل داشت شروع کردم به نوشتن. ۱۰ روز بعد رفتیم برای مصاحبه بعدی و پرزنت این پرو پوزال . مثل یه مشاوره ۱۰ ساعته ازم استفاده کردن اینو چیکار کنیم اونو چیکار کنیم سوشال رو چیکار کنیم. برای سئو برای شرکت فلان چیکار کنیم چیزی حدود ۳ تا ۴ ساعت مشاوره مفتی دادم در حدی که برای مصاحبه واقعا نبود و لازم هم نبود . ولی میگفت من باید ثابت بشه بهم گویا براشون حقوق پیشنهادی من یه چی در حد رویا بود. خلاصه که منابع انسانی هم که میگفت به نظرم باید اینارو داکیومنت کنی بهمون بدی یعنی قشنگ مشاور مفت گیر آورده بودن. دیگه هم ازشون خبری نشد تا اینکه خودم پیگیری کردم و پیام دادم گفتن انشالله یه وقت دیگه. خلاصه که شمارتو پیدا می کنن بهت زنگ میزنن میگن بیا. وقتتو هدر میدن آخرهم بهت خبر هم نمیدن حتی . رفتار مدیرعامل و منابع انسانی به قدری تحقیرآمیزه که متقاضی مدیر دیجیتال مارکتینگ فکر میکنه اونجا بازاره و اونم شاگرد مغازه است البته طبیعی هم هست تازه از فروشگاه و فروش موبایل تو علاالدین اومدن وفروشگاه زدن و احتمالا تحصیلات و تجربه کاری تو بیزینس ندارن . فروشگاهشون هم به خاطر اینکه قیمت مصوب دولتی میده فروش داره و از لحاظ دیجیتال مارکتینگ به شدت ضعیفه. به نظر من و با این تجربه اگر بهتون زنگ زدن سیم کارتون رو عوض کنید و سه بار قل هو الله بخونید . 🙂
مصاحبه شون دومرحله داشت مرحله اول توسط منابع انسانی و مرحله دوم مصاحبه توسط مدیر واحد. اول از همه اینکه برای کارکردن تو این شرکت برای خانمها پوشش چادر اجباری هست ولی موقع تماس چیزی به کارجوها نمیگن که اونها رو بکشونن به شرکتشون که به نظر من یجورایی عدم صداقت هست چون شاید هر کسی تمایل به پوشش اجباری نداشته باشه و اگر اول کار بفهمه خب اعلام انصراف میکنه و الکی وقتش برای رفتن به مصاحبه اونها تلف نمیشه! مصاحبه مرحله اول توسط یه خانم انجام شد که مدیر منابع انسانی بودند. کلش پنج دقیقه طول کشید یه فرمی بهم دادن که پرکنم سوالاتی مثل اینکه هدفت از زندگی چیه و نقاطه قوت و ضعفت چیه و ازین حرف ها. فرم رو پر کردم و بهشون دادم یه نگاهی انداختن بهش و گفتن جوابهات اون چیزی نبود که من انتظار داشتم! بعدش چند تا سوال تکراری و کلیشه ای هم شفاهی ازم پرسیدن مثل اینکه چرا از محل کار قبلیت اومدی بیرون و چند تا سوال در مورد رشته تحصیلیم و نرم افزارهای تخصصی رشته صنایع پرسیدن که مشخص بود اطلاعاتشون در این مورد در حد زیرصفره و اصلا خودشونم نفهمیدن چی گفتن.فقط وانمود می کردن از همه چیز سررشته دارن. بعدم گفتن رزومه ات رو بررسی می کنیم و باهات تماس می گیریم. حود سه هفته بعد تماس گرفتن و ازم دعوت کردن برای مصاحبه مرحله دوم که با مدیر واحد هست برم اونجا. روز مصاحبه دوم رفتم اونجا . بعد از چند دقیقه معطلی گفتن متاسفانه مدیر واحد جلسه داره و نمیتونه با شما مصاحبه کنه! و یکی از کارمنداشون رو فرستادن برای مصاحبه. برخوردشون بسیار محترمانه بود و ایشون هم در نهایت گفتن رزومه ات رو بررسی می کنیم و باهات تماس می گیریم.حدود دوهفته بعد دوباره باهام تماس گرفتن و گفتن رزومه شما آپدیت نیست لطفا رزومه تونو آپدیت کنید و دوباره برای ما بفرستید. من ازشون پرسیدم آیا من دعوت به کار شدم یا خیر؟ جواب درستی بهم ندادن و من واقعا متوجه نشدم اگه من دعوت به کار نشدم این پیگیری بابت چیه ! در نهایت هم جوابی ندادن
مصاحبه سه مرحله ای بود. مرحله ی اول با نیروی منابع انسانی هلدینگ طب پلاستیک صورت گرفت که بسیار رضایت داشتند از سوابق و تجربیات کاری من و وارد مرحله ی دوم شدم که مصاحبه با مدیر محصول شرکت تولید کفش این مجموعه بود. در مرحله ی دوم هم رضایت بسیاربالایی حاصل شد چون تجربیات من نسبت به شناخت مواد و روش تولید بالا بود. در جلسه ی دوم، قطعیت برگزاری جلسه با مدیر عامل مشخص شد و قرار به تعیین روز با تماس تلفنی گذاشتند. بعد از دو هفته تماس گرفتند که جابجایی دارند و مجدد زمان مشخص می کنند که خوب این اتفاق هرگز نیوفتاد. پیگیر موقعیت شغلی باشید و ازشون درخواست کنید که حتما در هر دو صورت منفی یا مثبت بودن جوابشون بهتون اطلاع بدن. ویژگیهایی که براشون مهم بود: بیشتر به نحوه ی تعامل طراح با سایر افراد درون شرکت توجه داشتند.
طراحان بهینه دو تا دفتر داره. من به دفتر کرجشون مراجعه کردم (اون یکی یوسفآباده). یه واحد اداری بود توی دهقان ویلا. آقای منشی (محترمانه) راهنمایی کرد و ازم خواست فرم پر کنم. بعد از پرکردن فرم با یه دوستی رفتیم برای مصاحبه.
من در تاکسی اینترنتی ماکسیم بصورت تمام وقت و به مدت ۱ تا ۳ سال کار کردم و آخرین سال همکاری من ۱۳۹۹ بوده.
من در ‘برق’ شرکت مهندسی مشاور طرح و پالایش بصورت کارآموز و به مدت کمتر از یکسال کار کردم و آخرین سال همکاری من ۱۳۹۹ بوده.
مصاحبه من دو ماه طول کشید اول یه مصاحبه حضوری بود و یه ازمون کتبی شامل زبان هوش و رشته تخصصی که تقریبا ساده بود و همه از عهدش بر میان تو مصاحبه مرحله دوم هم مدیر میانی میاد که فرزند صاحب شرکته و حقوق و همه چی اونجا تعیین میشه براتون شرط میزارن که باید یه چک تضمین بدید که سه سال اونجا کار میکنید و مرحله سوم هم مصاحبه با رییس اصلی شرکته که اونبنده خدا چیزی نمیگیه و مهربون و خنده رو بقیه چیزا دست اون دو نفر قبلی من تو مصاحبه ها قبول شدم و بهعنوان کارآموز تو تیم برق رفتم ولی متاسفانه مدیر ارشد برق اونجا خیلی رفتار تحقیر امیز و بدی داشت و دائم به دنبال اثبات این موضوع بود که شما بی تجریه اید و هیچی تو دانشگاه یاد نگرفتید در ضمن در طول دورهکارآموزی هم حقوق پایه بهتون میدن که در واقع هیچه محیط شرکت به شدت بده و قدیمی و کهنه مانیتور ها کامپیوتر ها واسه سالها پیش و باید هشت ساعت از روز چشت تو یه مانیتور ١۴ اینچ کوچیک باشه رفتار مدیر من اصلا خوب نبود و بعد دوماه اومدم از اونجا بیرون اگر شما رزومه دادید و رفتید شاید اخلاق مدیرهای دیگشون بهتر باشه و کمتر تحقیر کنن
وقتی وارد ساختمان مرکزی گلرنگ شدم یه حس قدرت و نظم خاصی بهم القا شد ، با احترام خاصی توسط دوستان انتظامات راهنمایی شدم به طبقه هفت ساختمان ، همه چی منظم و تمیز بود ، توسط خانم وکیلی آفیس ادمین دپارتمان راهنمایی شدم به یکی از اتاق ها و فرم ثبت اطلاعات فردی رو به من دادن تا تکمیل کنم ، سر تایم مدیر توسعه بازار مجموعه خانم دکتر صادق نیا سر جلسه مصاحبه حاضر شدن و جلسه شروع شد ، به گرمی از من استقبال شد و با کمی صحبت اولیه کمی استرسی که داشتمو برطرف کردند ، سوالات مدیریتی اصولی پرسیده شد ، روش های مدیریت تیم فروش شما به چه صورته ؟ تو شرایط بحرانی شما تیم رو به چه صورت مدیریت میکنی ؟ در کل سوالاتی که پرسیده شد تمام کمال اصولی و رو روال بود . همون روز مصاحبه هم نتیجه مصاحبه رو به من اعلام کردند .
من در حال حاضر در ‘فروش سازمانی’ سوپر کلاب تارا بصورت تمام وقت و به مدت کمتر از یکسال مشغول به کار هستم.
مصاحبه ظاهرا سه مرحله داشت ولی من از مرحله ۱ جلوتر نرفتم، مصاحبه هم یه سوال الگوریتمی دادن و از شما میخواستن که راه حل بدید، سوال انصافا سخت بود و از کسی که توی فضای حل مسئلههای ACM نبوده باشه، انتظار نمیره بتونه حلش کنه ولی من باز با کمک مصاحبه کننده قدم به قدم سوالو رو حل کردم که از دید خودم خیلی خوب بود عملکردم : ) . این مرحله یک ساعتو نیم طول کشید که اوایل گپ و گفت در مورد رزومم و کارایی که کردم، توضیحاتی در مورد تپ سی داده شد و بحثای این چنینی، در مورد حقوق و اینا هم صحبت شد. قرار شد که تا دو سه روز آینده بهم خبر بدن که الان مدت بسیار زیادی گذشته و هنوز منو با خبر نکردن : )) اگر تجربه توی سیستمهای با لود بالا و بیزنسهای B2C ندارید، ممکنه با مطرح کردن یه سوال الگوریتمی سریع شما رو رد کنن که در مورد من این اتفاق افتاد. کل پلتفرمشون node.js هست که طبیعتا اگر کسی توی این پلتفرم و یا پلتفرمی شبیهش کار نکرده باشه، خیلی شانسی ندارید.
اصلا سوال پرسیده نشد فقط معرفی نفر توسط خودش. اون هم توی کلی سرو صدای کارمندان بخش رانندگان. از نفرات توی مصاحبه دسته جمعی به صورت تک به تک خواسته شد خودشون رو معرفی کنند و از سوابق کارشون بگن. در صورتی این سوابق توی رزومه ها بود ولی به هیچ وجه مورد توجه نبود روند جلسه کسل کننده. خسته کننده توی اوج گرما بدون سیستم سرمایش و بدون جای نشستن مناسب و به اندازه توی لابی شرکت. از اینکه مصاحبه دسته جمعی باشه غافلگیر شدم برای این شغل به کسی که با تجربه باشه پیشنهاد نمیدم برای کسانی که میخوان کاری رو توی بُعد فروش توی یه جای مناسب شروع کنند خوبه. اینکه بدون توجه به تجربه و سوابق کاری به کسی پیشنهاد همچین کاری (بازاریابی توی خیابون) رو بدن خوب نیست. فارغ از این معطلی حدود یکساعته و همچنین مصاحبه دسته جمعی که اصلا هیچ جا اتفاق نمیوفته توی اینجا اتفاق افتاد. ویژگیهایی که براشون مهم بود: هیچی
اول که یادشون رفته بود قرار مصاحبه چیده شده. حدود چهل دقیقه معطل بودم که یکی از مدیران اوند برای مصاحبه. بسیار سرد و خشک و زننده برخورد میکرد. هرچقدر تلاش کردم فضای سرد ایشون را بشکنم نسد. بعد سوالات تخصصی در حوزه مد نظرشون را پرسیدن، نزدبک نیم ساعت بحث تخصصی. در آخر گفتن خب شما تو این موضوع مسلطی. بریم سراغ کیس. سوالی مطرح کردن و یک ربع فرصت دادن بررسی کنم و نظر بدم. منم نظرمو دادم که بنظرم درست بود. با چند نفر هم بعدش چک کردم تایید کردن. خلاصه قرار شد مرحله بعد مصاحبه ام با سی لول هندی به زبان انگلیسی باشه و خبر کنن، ولی رفت که رفت.خیلی حرکت زشتی بود. واقعا هنوز یاد سردی و خشکی بیجا و شدید اون اقا که میفتم حالم بد میشه.
اول بخش فنی مصاحبه بود که یکی از برنامه نویس های ارشد شرکت با من مصاحبه کرد. برخورد ایشون بسیار جدی ولی بسیار مودبانه بود. اول از همه در مورد مهارت های برنامه نویسیم و مقداری که برای هرکدوم وقت گذاشته بودم، روشی که یادشون گرفته بودم و میزان کار حرفه ای که با هر کدومشون انجام داده بودم سوال پرسیدن. بعد در مورد مهندسی اینترنت و مفاهیم پایه ای اون سوالات مختلفی پرسیدن و اگر بلد نبودم، درستش رو برام توضیح می دادن. سوالات تخصصی تر شد و طبعا سخت تر! در منطق مورد برنامه نویسی سوالاتی پرسیدن ولی در مورد سینتکس چیزی نپرسیدن (هرچند براشون مهم بود که من برای اون موقعیت شغلی به JS مسلط باشم.) بعد از مصاحبه فنی، مصاحبه با مسئول منابع انسانی شرکت بود که ایشون بسیار گرم و خوش برخورد بودن. شروع به گپ زدن کردیم و در مورد اینکه چه مدرسه و دانشگاهی درس خوندم، چه رشته ای خوندم و چرا کاری که دنبالشم با رشته م مرتبط نیست صحبت کردیم. آشنایی مختصری به واسطه یکی از دوستان بین ما آشکار شد که فضا رو مقداری صمیمی تر کرد. بعد در مورد آینده کاریم پرسیدن و اینکه ۵ الی ۱۰ سال دیگه کجا خودم رو می بینم. بعد یک مساله ریاضی-منطقی دادن که روی وایت برد داخل اتاق مصاحبه شروع به حلش کردم و ایشون هم در حین حلش راهنمایی می کردن. بعد به گرمی خداحافظی کردن و گفتن از طریق دوستی که منو معرفی کرده بود، نتیجه مصاحبه رو بهم اطلاع می دن. از لحاظ فنی در حوزه ای که اپلای می کنید قوی باشید، همچنین فنون پایه اون حوزه رو کاملاً مسلط باشید. حین مصاحبه آرامشتون رو حفظ کنید. در نظر داشته باشید که اونجا ممکنه ازتون بخوان سوالاتی رو به صورت تشریحی حل کنید (روی تخته وایت برد) تا میزان دانش، منطق و مدیریت زمان و بحران (!) شما رو بسنجن. چون در مصاحبه فرصت چندانی برای حل سوال نیست و شما به دلیل استرس ممکنه خیلی چیزها رو فراموش کنید. بنابراین راحت باشید و بلند فکر کنید، شخصی که باهاتون مصاحبه می کنه حتما با شما همراهی خواهد کرد و از این طریق با طرز فکر شما هم آشنا میشه. من به دلیل نداشتن مهارت های کافی پذیرفته نشدم، اما بیماری بسیار سختی هم داشتم که به اطلاعشون رسوندم و شاید این موضوع هم توی پذیرفته نشدنم بی تأثیر نبوده، هرچند به من گفتن بعد از بهبود سلامت و یادگیری مهارت های لازم، مجدداً در صورت تمایل من به اپلای، اپلیکیشن منو بررسی خواهند کرد. ویژگیهایی که براشون مهم بود: وقت شناسی براشون بسیار مهم بود. در حدی که من داخل شدم و با دم در هماهنگ کردم و راهنماییم کردن که داخل راهرو منتظر باشن. فرد مصاحبه کننده با دقایقی تأخیر پیش من اومد و به من گفت گمون کرده تأخیر از من بوده. براش توضیح دادم که مقداری زودتر رسیدم و قبل از ساعت مصاحبه اینجا نشسته بودم و به من گفتن به شما اطلاع میدن و منتظر باشم، منم شماره شما رو داشتم ولی زنگ نزدم. بعد ایشون با حراست مجموعه تماس گرفتن و از این بابت به شدت بهشون انتقاد کردن! بعد با عذرخواهی و در عین جدیت منو به اتاق مصاحبه دعوت کردن.
شرکت تپسی مصاحبه را تخصصی و فنی انجام میدهد و در ابتدا برخورد بسیار محترمانه ای از سمت منابع انسانی بود و همین طور تا انتهای مصاحبه ، با ساعت کاری که نامشخص و به گفته ی خودشان معمولا تا ساعت ۸ شب بود و همین طور رنج حقوقی مشکل داشتم .
مرحله اول – سوالات کلی درباره سوابق کاری و تحصیلی و شرایط کار – خیلی خوب بود
مرحله اول با مدیر توسعه منابع انسانی بود که خیلی خوب بود، مرحله بعد با مدیر منابع انسانی بود که تمایل داشت بیشتر قدرت تحلیل را بسنجند اما از نظر من سوالات تحلیلی نبود ظاهرا در حین مصاحبه از بک نرم افزاری مثل وورکبل داشتند استفاده می کردند وبعد از من پرسیدند تیپ ام بی تی آی شما چیست ؟ که این را باید تستی که از طرف سازمان ارائه میشه بسنجه! البته من نوع تیپ را بهشون گفتم. کلا مصاحبه طولانی بود و بین حرف ها خیلی فاصله بود چون ایشون تایپ میکردن اطلاعات را و ارتباط چشمی خیلی کم برقرار می کردند. گفتند نتیجه را چه مثبت و چه منفی حتما اعلام می کنند الان دو ماه گذشته و من جای دیگه مشغول به کار هستم و هنوز هیچی اعلام نشده. از دوز سازمان جالبی است اما از نزدیک متوجه بی نظمی و نبود خیلی چیزها در فرآیند های حاکم میشوید.
مرحله اول یه سری سوالات کلی و دو تا سوال ساده الگوریتمی پرسیدن. مصاحبه کننده یه سری نکات رو یادداشت می کرد که من می تونستم ببینم چی می نویسه و این حس جالبی نداشت. از پذیرایی در حد یه لیوان آب هم هیچ خبری نبود. اینجا گفتن نتیجه رو حداکثر یه هفته دیگه بهت خبر میدیم و البته ۱۰ روز طول کشید یک هفتهشون. مصاحبه دوم دیزاین بود و یه مساله کلی مطرح کرد و پرسید که دیزاین ها رو چطوری می چینی. توی این مصاحبه هم که بیش از یک ساعت طول کشید یک لیوان آب توی اتاق پیدا نمی شد. بعد اینجا گفتن حداکثر یه هفته دیگه بهت خبر میدیم. که البته بعد دو هفته خبر دادن. توی مصاحبه سوم بیشتر از این صحبت شد که چرا فکر می کنی تپسی ممکنه به دردت بخوره و از تجربه ها و اینا پرسیدن و این که چه زمانی می تونی حضور داشته باشی. حتی مصاحبه کننده به من گفت که بهت توصیه می کنم زودتر بیای. و گفت که نتیجه رو «حتما» اول هفته بعد بهت میگم. الان چند ماه گذشته و هنوز نتیجه رو نگفتن 🙂 به نظرم بهتره با افرادی که اینقدر بدقول هستن(کافیه توی همین تجربه ها ببینید چند نفر رو مثل من سرکار گذاشتن) همکاری نکنید. تپسی به شدت از مشکل مدیریت منابع انسانی رنج می بره. دلیلش هم مشخصه چون هنوز نتونسته برای خودش شخصیت قائل باشه. فقط تونسته خودش رو به عنوان رقیب اصلی شرکت دیگه مطرح کنه.
قبل از مصاحبه و در اولین تماس تلفنی که با بنده داشتند، هر آن چیزی که برای مصاحبه نیاز بود به من اعلام فرمودند تا مصاحبه به جلسه دوم نکشد. و فقط در یک جلسه مصاحبه، تمام مراحل مصاحبه انجام شد. منظورم مصاحبه عمومی و تخصصی و مصاحبه با مسئولین مرتبط.
همه چی خیلی نرمال بود… مدیر دیجیتال مارکتینگ خیلی حرفه باهام مصاحبه کرد و همون اول فهمیدم چقدر جوون گرا هستن.. خیلی مهربون و راستگو بودن منم باهاشون حقیقت رو در میون گذاشتم.. تمام اشکالاتشون رو که از بیرون بیزینسشون معلوم بود گفتم بهشون محترمانه پذیرفتن… کمتر از سه روز هم طول کشید تا کلا مشغول به کار شم از زمان فرستادن رزومه تا وقتی استخدام شدم😂… هنوز هم همینجا هستم و خیلی راضی ام از شرایطم… نظر اپن آقا که بد گفتن هم گویا برای مدیریت قبلی بوده من پیگیری کردم گفتن برای چند ماه پیش بوده… جدیدا عالی شده منابع انسانی حرفه ای، مدیر دیجیتال و تیم کاملا حرفه ای و خوش ذوق، مدیریت گل مجموعه مدام با کارکنان در ارتباطه و صحبت میکنه که راضی باشیم از مجموعه ای که توش هستیم… امیدوارم بدردتون بخوره نظرم. مرسی
عالی بود فقط چند سوال تخصصی پرسیدن و در مدت آزمایشی دائما مورد ازمون قرار میگرفتم . و در اخر با احترام کامل همکاری رو شروع کردم و محیط کاری جذابی رو برام رقم زد
این شرکت از طریق ایران تلنت شماره من رو پیدا کرده بود و بهم زنگ زد تا بیام برای مصاحبه به عنوان مدیر اول که وارد شدم با مدیر منابع انسانی صحبت کردم . سوالات بسیار سطحی و بچه گونه به شکل این که دعوات نمیشه سرکار با کسی؟ گویا مشکلات اینجوری زیاد داشتن بعد از اون رفتم با مدیر عامل صحبت کنم. چشمتون روز بد نبینه ایشون گویا قبلا علاالدین فروشگاه داشته الان مدیرعامل یه شرکت شده و اینا . اصلا نمی شد باهاش حرف زد اینقدر که سنتی و بازاری بود . اول همه ی حرفاش خودم میدونم بود. با اینکه وضعیت دیجیتال مارکتینگشون در حد فروشگاه ۳۹ تومنی بود ولی به من گفتن که تو حقوقی که میخوای زیاده و این جمله رو گفتن “تو بنز میخوای منم بنز بهت میدم ولی ثابت کن در این حد میتونی ارزش تولید کنی” دیگه خودتون میتونید حدس بزنید بقیشو . من کلی از این صحبت ها و اینا شوکه شدم و خوب برخورد خیلی سطح پایین بود ولی خوب گفتیم بزار یه تستی بکنیم . به من گفتن برامون پلن بنویس منم گفتم پلن که هزینه داره و من رایگان نمینویسم . گفتن نه ما میخوایم شروع کنیم و فلان و…. اینقدر پرخاشگرانه اصرار کردن که گفتم باشه من تحلیل وضعیت مینویسم براتون برای جلسه بعد. من رفتم و خوب از اونجایی که داستان از بیس مشکل داشت شروع کردم به نوشتن. ۱۰ روز بعد رفتیم برای مصاحبه بعدی و پرزنت این پرو پوزال . مثل یه مشاوره ۱۰ ساعته ازم استفاده کردن اینو چیکار کنیم اونو چیکار کنیم سوشال رو چیکار کنیم. برای سئو برای شرکت فلان چیکار کنیم چیزی حدود ۳ تا ۴ ساعت مشاوره مفتی دادم در حدی که برای مصاحبه واقعا نبود و لازم هم نبود . ولی میگفت من باید ثابت بشه بهم گویا براشون حقوق پیشنهادی من یه چی در حد رویا بود. خلاصه که منابع انسانی هم که میگفت به نظرم باید اینارو داکیومنت کنی بهمون بدی یعنی قشنگ مشاور مفت گیر آورده بودن. دیگه هم ازشون خبری نشد تا اینکه خودم پیگیری کردم و پیام دادم گفتن انشالله یه وقت دیگه. خلاصه که شمارتو پیدا می کنن بهت زنگ میزنن میگن بیا. وقتتو هدر میدن آخرهم بهت خبر هم نمیدن حتی . رفتار مدیرعامل و منابع انسانی به قدری تحقیرآمیزه که متقاضی مدیر دیجیتال مارکتینگ فکر میکنه اونجا بازاره و اونم شاگرد مغازه است البته طبیعی هم هست تازه از فروشگاه و فروش موبایل تو علاالدین اومدن وفروشگاه زدن و احتمالا تحصیلات و تجربه کاری تو بیزینس ندارن . فروشگاهشون هم به خاطر اینکه قیمت مصوب دولتی میده فروش داره و از لحاظ دیجیتال مارکتینگ به شدت ضعیفه. به نظر من و با این تجربه اگر بهتون زنگ زدن سیم کارتون رو عوض کنید و سه بار قل هو الله بخونید . 🙂
مصاحبه شون دومرحله داشت مرحله اول توسط منابع انسانی و مرحله دوم مصاحبه توسط مدیر واحد. اول از همه اینکه برای کارکردن تو این شرکت برای خانمها پوشش چادر اجباری هست ولی موقع تماس چیزی به کارجوها نمیگن که اونها رو بکشونن به شرکتشون که به نظر من یجورایی عدم صداقت هست چون شاید هر کسی تمایل به پوشش اجباری نداشته باشه و اگر اول کار بفهمه خب اعلام انصراف میکنه و الکی وقتش برای رفتن به مصاحبه اونها تلف نمیشه! مصاحبه مرحله اول توسط یه خانم انجام شد که مدیر منابع انسانی بودند. کلش پنج دقیقه طول کشید یه فرمی بهم دادن که پرکنم سوالاتی مثل اینکه هدفت از زندگی چیه و نقاطه قوت و ضعفت چیه و ازین حرف ها. فرم رو پر کردم و بهشون دادم یه نگاهی انداختن بهش و گفتن جوابهات اون چیزی نبود که من انتظار داشتم! بعدش چند تا سوال تکراری و کلیشه ای هم شفاهی ازم پرسیدن مثل اینکه چرا از محل کار قبلیت اومدی بیرون و چند تا سوال در مورد رشته تحصیلیم و نرم افزارهای تخصصی رشته صنایع پرسیدن که مشخص بود اطلاعاتشون در این مورد در حد زیرصفره و اصلا خودشونم نفهمیدن چی گفتن.فقط وانمود می کردن از همه چیز سررشته دارن. بعدم گفتن رزومه ات رو بررسی می کنیم و باهات تماس می گیریم. حود سه هفته بعد تماس گرفتن و ازم دعوت کردن برای مصاحبه مرحله دوم که با مدیر واحد هست برم اونجا. روز مصاحبه دوم رفتم اونجا . بعد از چند دقیقه معطلی گفتن متاسفانه مدیر واحد جلسه داره و نمیتونه با شما مصاحبه کنه! و یکی از کارمنداشون رو فرستادن برای مصاحبه. برخوردشون بسیار محترمانه بود و ایشون هم در نهایت گفتن رزومه ات رو بررسی می کنیم و باهات تماس می گیریم.حدود دوهفته بعد دوباره باهام تماس گرفتن و گفتن رزومه شما آپدیت نیست لطفا رزومه تونو آپدیت کنید و دوباره برای ما بفرستید. من ازشون پرسیدم آیا من دعوت به کار شدم یا خیر؟ جواب درستی بهم ندادن و من واقعا متوجه نشدم اگه من دعوت به کار نشدم این پیگیری بابت چیه ! در نهایت هم جوابی ندادن
مصاحبه سه مرحله ای بود. مرحله ی اول با نیروی منابع انسانی هلدینگ طب پلاستیک صورت گرفت که بسیار رضایت داشتند از سوابق و تجربیات کاری من و وارد مرحله ی دوم شدم که مصاحبه با مدیر محصول شرکت تولید کفش این مجموعه بود. در مرحله ی دوم هم رضایت بسیاربالایی حاصل شد چون تجربیات من نسبت به شناخت مواد و روش تولید بالا بود. در جلسه ی دوم، قطعیت برگزاری جلسه با مدیر عامل مشخص شد و قرار به تعیین روز با تماس تلفنی گذاشتند. بعد از دو هفته تماس گرفتند که جابجایی دارند و مجدد زمان مشخص می کنند که خوب این اتفاق هرگز نیوفتاد. پیگیر موقعیت شغلی باشید و ازشون درخواست کنید که حتما در هر دو صورت منفی یا مثبت بودن جوابشون بهتون اطلاع بدن. ویژگیهایی که براشون مهم بود: بیشتر به نحوه ی تعامل طراح با سایر افراد درون شرکت توجه داشتند.
طراحان بهینه دو تا دفتر داره. من به دفتر کرجشون مراجعه کردم (اون یکی یوسفآباده). یه واحد اداری بود توی دهقان ویلا. آقای منشی (محترمانه) راهنمایی کرد و ازم خواست فرم پر کنم. بعد از پرکردن فرم با یه دوستی رفتیم برای مصاحبه.
من در تاکسی اینترنتی ماکسیم بصورت تمام وقت و به مدت ۱ تا ۳ سال کار کردم و آخرین سال همکاری من ۱۳۹۹ بوده.
من در ‘برق’ شرکت مهندسی مشاور طرح و پالایش بصورت کارآموز و به مدت کمتر از یکسال کار کردم و آخرین سال همکاری من ۱۳۹۹ بوده.
مصاحبه من دو ماه طول کشید اول یه مصاحبه حضوری بود و یه ازمون کتبی شامل زبان هوش و رشته تخصصی که تقریبا ساده بود و همه از عهدش بر میان تو مصاحبه مرحله دوم هم مدیر میانی میاد که فرزند صاحب شرکته و حقوق و همه چی اونجا تعیین میشه براتون شرط میزارن که باید یه چک تضمین بدید که سه سال اونجا کار میکنید و مرحله سوم هم مصاحبه با رییس اصلی شرکته که اونبنده خدا چیزی نمیگیه و مهربون و خنده رو بقیه چیزا دست اون دو نفر قبلی من تو مصاحبه ها قبول شدم و بهعنوان کارآموز تو تیم برق رفتم ولی متاسفانه مدیر ارشد برق اونجا خیلی رفتار تحقیر امیز و بدی داشت و دائم به دنبال اثبات این موضوع بود که شما بی تجریه اید و هیچی تو دانشگاه یاد نگرفتید در ضمن در طول دورهکارآموزی هم حقوق پایه بهتون میدن که در واقع هیچه محیط شرکت به شدت بده و قدیمی و کهنه مانیتور ها کامپیوتر ها واسه سالها پیش و باید هشت ساعت از روز چشت تو یه مانیتور ١۴ اینچ کوچیک باشه رفتار مدیر من اصلا خوب نبود و بعد دوماه اومدم از اونجا بیرون اگر شما رزومه دادید و رفتید شاید اخلاق مدیرهای دیگشون بهتر باشه و کمتر تحقیر کنن
وقتی وارد ساختمان مرکزی گلرنگ شدم یه حس قدرت و نظم خاصی بهم القا شد ، با احترام خاصی توسط دوستان انتظامات راهنمایی شدم به طبقه هفت ساختمان ، همه چی منظم و تمیز بود ، توسط خانم وکیلی آفیس ادمین دپارتمان راهنمایی شدم به یکی از اتاق ها و فرم ثبت اطلاعات فردی رو به من دادن تا تکمیل کنم ، سر تایم مدیر توسعه بازار مجموعه خانم دکتر صادق نیا سر جلسه مصاحبه حاضر شدن و جلسه شروع شد ، به گرمی از من استقبال شد و با کمی صحبت اولیه کمی استرسی که داشتمو برطرف کردند ، سوالات مدیریتی اصولی پرسیده شد ، روش های مدیریت تیم فروش شما به چه صورته ؟ تو شرایط بحرانی شما تیم رو به چه صورت مدیریت میکنی ؟ در کل سوالاتی که پرسیده شد تمام کمال اصولی و رو روال بود . همون روز مصاحبه هم نتیجه مصاحبه رو به من اعلام کردند .
من در حال حاضر در ‘فروش سازمانی’ سوپر کلاب تارا بصورت تمام وقت و به مدت کمتر از یکسال مشغول به کار هستم.
مصاحبه ظاهرا سه مرحله داشت ولی من از مرحله ۱ جلوتر نرفتم، مصاحبه هم یه سوال الگوریتمی دادن و از شما میخواستن که راه حل بدید، سوال انصافا سخت بود و از کسی که توی فضای حل مسئلههای ACM نبوده باشه، انتظار نمیره بتونه حلش کنه ولی من باز با کمک مصاحبه کننده قدم به قدم سوالو رو حل کردم که از دید خودم خیلی خوب بود عملکردم : ) . این مرحله یک ساعتو نیم طول کشید که اوایل گپ و گفت در مورد رزومم و کارایی که کردم، توضیحاتی در مورد تپ سی داده شد و بحثای این چنینی، در مورد حقوق و اینا هم صحبت شد. قرار شد که تا دو سه روز آینده بهم خبر بدن که الان مدت بسیار زیادی گذشته و هنوز منو با خبر نکردن : )) اگر تجربه توی سیستمهای با لود بالا و بیزنسهای B2C ندارید، ممکنه با مطرح کردن یه سوال الگوریتمی سریع شما رو رد کنن که در مورد من این اتفاق افتاد. کل پلتفرمشون node.js هست که طبیعتا اگر کسی توی این پلتفرم و یا پلتفرمی شبیهش کار نکرده باشه، خیلی شانسی ندارید.
اصلا سوال پرسیده نشد فقط معرفی نفر توسط خودش. اون هم توی کلی سرو صدای کارمندان بخش رانندگان. از نفرات توی مصاحبه دسته جمعی به صورت تک به تک خواسته شد خودشون رو معرفی کنند و از سوابق کارشون بگن. در صورتی این سوابق توی رزومه ها بود ولی به هیچ وجه مورد توجه نبود روند جلسه کسل کننده. خسته کننده توی اوج گرما بدون سیستم سرمایش و بدون جای نشستن مناسب و به اندازه توی لابی شرکت. از اینکه مصاحبه دسته جمعی باشه غافلگیر شدم برای این شغل به کسی که با تجربه باشه پیشنهاد نمیدم برای کسانی که میخوان کاری رو توی بُعد فروش توی یه جای مناسب شروع کنند خوبه. اینکه بدون توجه به تجربه و سوابق کاری به کسی پیشنهاد همچین کاری (بازاریابی توی خیابون) رو بدن خوب نیست. فارغ از این معطلی حدود یکساعته و همچنین مصاحبه دسته جمعی که اصلا هیچ جا اتفاق نمیوفته توی اینجا اتفاق افتاد. ویژگیهایی که براشون مهم بود: هیچی
اول که یادشون رفته بود قرار مصاحبه چیده شده. حدود چهل دقیقه معطل بودم که یکی از مدیران اوند برای مصاحبه. بسیار سرد و خشک و زننده برخورد میکرد. هرچقدر تلاش کردم فضای سرد ایشون را بشکنم نسد. بعد سوالات تخصصی در حوزه مد نظرشون را پرسیدن، نزدبک نیم ساعت بحث تخصصی. در آخر گفتن خب شما تو این موضوع مسلطی. بریم سراغ کیس. سوالی مطرح کردن و یک ربع فرصت دادن بررسی کنم و نظر بدم. منم نظرمو دادم که بنظرم درست بود. با چند نفر هم بعدش چک کردم تایید کردن. خلاصه قرار شد مرحله بعد مصاحبه ام با سی لول هندی به زبان انگلیسی باشه و خبر کنن، ولی رفت که رفت.خیلی حرکت زشتی بود. واقعا هنوز یاد سردی و خشکی بیجا و شدید اون اقا که میفتم حالم بد میشه.
اول بخش فنی مصاحبه بود که یکی از برنامه نویس های ارشد شرکت با من مصاحبه کرد. برخورد ایشون بسیار جدی ولی بسیار مودبانه بود. اول از همه در مورد مهارت های برنامه نویسیم و مقداری که برای هرکدوم وقت گذاشته بودم، روشی که یادشون گرفته بودم و میزان کار حرفه ای که با هر کدومشون انجام داده بودم سوال پرسیدن. بعد در مورد مهندسی اینترنت و مفاهیم پایه ای اون سوالات مختلفی پرسیدن و اگر بلد نبودم، درستش رو برام توضیح می دادن. سوالات تخصصی تر شد و طبعا سخت تر! در منطق مورد برنامه نویسی سوالاتی پرسیدن ولی در مورد سینتکس چیزی نپرسیدن (هرچند براشون مهم بود که من برای اون موقعیت شغلی به JS مسلط باشم.) بعد از مصاحبه فنی، مصاحبه با مسئول منابع انسانی شرکت بود که ایشون بسیار گرم و خوش برخورد بودن. شروع به گپ زدن کردیم و در مورد اینکه چه مدرسه و دانشگاهی درس خوندم، چه رشته ای خوندم و چرا کاری که دنبالشم با رشته م مرتبط نیست صحبت کردیم. آشنایی مختصری به واسطه یکی از دوستان بین ما آشکار شد که فضا رو مقداری صمیمی تر کرد. بعد در مورد آینده کاریم پرسیدن و اینکه ۵ الی ۱۰ سال دیگه کجا خودم رو می بینم. بعد یک مساله ریاضی-منطقی دادن که روی وایت برد داخل اتاق مصاحبه شروع به حلش کردم و ایشون هم در حین حلش راهنمایی می کردن. بعد به گرمی خداحافظی کردن و گفتن از طریق دوستی که منو معرفی کرده بود، نتیجه مصاحبه رو بهم اطلاع می دن. از لحاظ فنی در حوزه ای که اپلای می کنید قوی باشید، همچنین فنون پایه اون حوزه رو کاملاً مسلط باشید. حین مصاحبه آرامشتون رو حفظ کنید. در نظر داشته باشید که اونجا ممکنه ازتون بخوان سوالاتی رو به صورت تشریحی حل کنید (روی تخته وایت برد) تا میزان دانش، منطق و مدیریت زمان و بحران (!) شما رو بسنجن. چون در مصاحبه فرصت چندانی برای حل سوال نیست و شما به دلیل استرس ممکنه خیلی چیزها رو فراموش کنید. بنابراین راحت باشید و بلند فکر کنید، شخصی که باهاتون مصاحبه می کنه حتما با شما همراهی خواهد کرد و از این طریق با طرز فکر شما هم آشنا میشه. من به دلیل نداشتن مهارت های کافی پذیرفته نشدم، اما بیماری بسیار سختی هم داشتم که به اطلاعشون رسوندم و شاید این موضوع هم توی پذیرفته نشدنم بی تأثیر نبوده، هرچند به من گفتن بعد از بهبود سلامت و یادگیری مهارت های لازم، مجدداً در صورت تمایل من به اپلای، اپلیکیشن منو بررسی خواهند کرد. ویژگیهایی که براشون مهم بود: وقت شناسی براشون بسیار مهم بود. در حدی که من داخل شدم و با دم در هماهنگ کردم و راهنماییم کردن که داخل راهرو منتظر باشن. فرد مصاحبه کننده با دقایقی تأخیر پیش من اومد و به من گفت گمون کرده تأخیر از من بوده. براش توضیح دادم که مقداری زودتر رسیدم و قبل از ساعت مصاحبه اینجا نشسته بودم و به من گفتن به شما اطلاع میدن و منتظر باشم، منم شماره شما رو داشتم ولی زنگ نزدم. بعد ایشون با حراست مجموعه تماس گرفتن و از این بابت به شدت بهشون انتقاد کردن! بعد با عذرخواهی و در عین جدیت منو به اتاق مصاحبه دعوت کردن.
شرکت تپسی مصاحبه را تخصصی و فنی انجام میدهد و در ابتدا برخورد بسیار محترمانه ای از سمت منابع انسانی بود و همین طور تا انتهای مصاحبه ، با ساعت کاری که نامشخص و به گفته ی خودشان معمولا تا ساعت ۸ شب بود و همین طور رنج حقوقی مشکل داشتم .
مرحله اول – سوالات کلی درباره سوابق کاری و تحصیلی و شرایط کار – خیلی خوب بود
مرحله اول با مدیر توسعه منابع انسانی بود که خیلی خوب بود، مرحله بعد با مدیر منابع انسانی بود که تمایل داشت بیشتر قدرت تحلیل را بسنجند اما از نظر من سوالات تحلیلی نبود ظاهرا در حین مصاحبه از بک نرم افزاری مثل وورکبل داشتند استفاده می کردند وبعد از من پرسیدند تیپ ام بی تی آی شما چیست ؟ که این را باید تستی که از طرف سازمان ارائه میشه بسنجه! البته من نوع تیپ را بهشون گفتم. کلا مصاحبه طولانی بود و بین حرف ها خیلی فاصله بود چون ایشون تایپ میکردن اطلاعات را و ارتباط چشمی خیلی کم برقرار می کردند. گفتند نتیجه را چه مثبت و چه منفی حتما اعلام می کنند الان دو ماه گذشته و من جای دیگه مشغول به کار هستم و هنوز هیچی اعلام نشده. از دوز سازمان جالبی است اما از نزدیک متوجه بی نظمی و نبود خیلی چیزها در فرآیند های حاکم میشوید.
مرحله اول یه سری سوالات کلی و دو تا سوال ساده الگوریتمی پرسیدن. مصاحبه کننده یه سری نکات رو یادداشت می کرد که من می تونستم ببینم چی می نویسه و این حس جالبی نداشت. از پذیرایی در حد یه لیوان آب هم هیچ خبری نبود. اینجا گفتن نتیجه رو حداکثر یه هفته دیگه بهت خبر میدیم و البته ۱۰ روز طول کشید یک هفتهشون. مصاحبه دوم دیزاین بود و یه مساله کلی مطرح کرد و پرسید که دیزاین ها رو چطوری می چینی. توی این مصاحبه هم که بیش از یک ساعت طول کشید یک لیوان آب توی اتاق پیدا نمی شد. بعد اینجا گفتن حداکثر یه هفته دیگه بهت خبر میدیم. که البته بعد دو هفته خبر دادن. توی مصاحبه سوم بیشتر از این صحبت شد که چرا فکر می کنی تپسی ممکنه به دردت بخوره و از تجربه ها و اینا پرسیدن و این که چه زمانی می تونی حضور داشته باشی. حتی مصاحبه کننده به من گفت که بهت توصیه می کنم زودتر بیای. و گفت که نتیجه رو «حتما» اول هفته بعد بهت میگم. الان چند ماه گذشته و هنوز نتیجه رو نگفتن 🙂 به نظرم بهتره با افرادی که اینقدر بدقول هستن(کافیه توی همین تجربه ها ببینید چند نفر رو مثل من سرکار گذاشتن) همکاری نکنید. تپسی به شدت از مشکل مدیریت منابع انسانی رنج می بره. دلیلش هم مشخصه چون هنوز نتونسته برای خودش شخصیت قائل باشه. فقط تونسته خودش رو به عنوان رقیب اصلی شرکت دیگه مطرح کنه.