تمام کارای منابع انسانی نمایش و شو هست .نیروی انسانی براشون کوچکترین اهمیتی نداره .هر زمانی بخوان به صورت یک طرفه قرارداد کاری رو لغو میکنن و حتی اگر جویای علت این مورد بشین میگن لزومی نمیبینن توضیحی بدن فقط نمیخوان با شما کار کنن ! سیستم مدیریت کاملا مایکرو منیجمنتی دارن، شخص مدیر عامل چه با رفتارها چه با بیان نشون میده نیروی انسانی براش ذره ای اهمیت نداره و همین رویه رو تمام مدیرا دارن رنج حقوقی پایینه، پرداخت ها دو سه روز تاخیر داره زمان استخدام برای شما کارانه رو هم جز حقوق حساب میکنن ولی بعد از شروع به کار متوجه میشید کارانه کلا عددش دست مدیر بالادستی تونه که اون هم خدا نکنه ادم سالمی نباشه پرداخت کارانه تاریخ مشخصی نداره و هر وقت بخوان پرداخت میکنن و هیچ اعتراضی مجاز نیستید بکنید ایمیل هایی با مضمون فرصت شغلی درون سازمانی میزنن که صرفا نمایش هست و کافیه شما برای یک فرصت شغلی درخواست بدین ! قطعا اخراج خواهید شد سیستم مدیریت فاسد و مریض و نیرو خراب کن ازتون سفته میگیرن برای ضمانت امکان هیچ پیشرفتی ندارین و تو موارد بسیااااررر محدود بعد از ده سال شاید کوچکترین امکانی برای پیشرفت ایجاد بشه براتون واقعا حیف عمری که در این شرکت گذروندم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در آغاز، احساس میکردم مدیران خیلی به کار من و تیم بیتوجه هستند و رفتارها ناامیدکننده بود. لاری به طور مداوم بیادبی میگفت و نگاه از بالا به پایین داشت، در حالی که زند فردی بااخلاق بود ولی به نظر میرسید برای شرکت اولویتها فرق میکند و برخی امور تنها جنبهی سرگرمی داشتند. با وجود این، ساعات طولانی اضافهکاری بدون پرداخت ریالی بود و بیمه تأمین اجتماعی هم آنطور که باید پیگیری نمیشد.
با وجود همهی تیزههوای شرایط، کلاس به من نشان داد که رفتار برخی افراد در محیطهای آموزشی میتواند بسیار آزاردهنده باشد. در طول دوره، مدرس خیلی روی بچهها فشار میآورد و به صورت تند با آنها صحبت میکرد. وقتی سوال میکردم یا مثل دانشآموزان روی تخته میرفتیم، واکنش او گاهی تند بود و اصرار داشت همهچیز را با لحن قاطع توضیح دهد، که این رفتار من را تحتتأثیر قرار میداد. برای دو ماه اول انتظار داشتند معلم حل تمرین بیابد و با زبان شایستهای این کار انجام شود، اما بهجای آن اکثر مواقع تمرکز روی این بود که با شیوهای خاص هر جلسه را جلو ببرند و خودشان هم کار حل تمرین نمیکردند. گاهی با دخترها رفتاری میشد که به نظر میرسید فضای اعتماد در کلاس را تحتتأثیر قرار میداد. اگر به نقشی اجرایی میرفتید و رفتارتان با میل او همسو نبود، ممکن بود امتیازهای آزمون را بهطور نامناسب کاهش دهند. در کل، تجربه من از حضور در این دوره نشان داد که حفظ آرامش روحی در موقعیتهای آموزشی بسیار اهمیت دارد و نبود تعادل در رفتار مدرس میتواند اثر منفی روی یادگیری بگذارد.
در جستوجوی محیطی حرفهای و سالم برای کار در زمینه نرمافزار بودم، اما واقعا محیط شرکت به شدت نامناسب و سمی بود و چیزی جز این احساس را به من منتقل نکرد. از نظر من این تجربه، بدترین تجربه کاریام بود و از شما میخواهم با دقت بیشتری انتخاب کنید. این شرکت را برای کار نرمافزار و برنامهنویسی به هیچ وجه توصیه نمیکنم.
من در تپسی چهار مرحله مصاحبه با مدیران داشتم. هر چهار مرحله کیس مطرح می شد و در حضور دوستان بررسی می کردیم. این رویه در مصاحبه و برخورد کارشناسان منابع انسانی برای من خیلی جذاب بود و به همین دلیل بدون بررسیی دقیق وارد شرکت شدم. اما از همان روز اول ورود، حجم زیاد خروج افراد برای من سوال بود!!! اما بعد از مدتی دلیل رو فهمیدم. مدیران شرکت، منابع انسانی را بعنوان برده های خودشون میدونن. کارهای زیاد را در بازه زمانی خیلی کوتاه میخوان. برخوردهای خوبی ندارن. کلا هم قراردادهای سه ماهه و حتی یک ماهه می بندن که هر وقت خواستن عذر نیروها رو بخوان. من سه ماه اونجا بودم ولی اصلا شبیه یک استارتاپ نبودن. حوزه ای که من رو هم می خواستن توی سه ماهی که من بودم دو بار مدیر عوض کردن و بارها کارهایی از من میخواستن که ربطی به نیازمندی اولیه اعلامی به من نداشت.
در سال ۱۴۰۱ وارد شرکت توسعه ارتباطات الکترونیک تجارت ایرانیان شدم و به شخصه میتونم بگم یکی از بهترین تجربیات شغلیام بود. مصاحبهکنندهمون رفتار دوستانهای داشت و سوالها کاملا مرتبط بودند؛ هیچ پرسش بیربط یا تعریفهای مبهمی مطرح نمیشد و اگر جوابی رو نمیدونستم، رفتار مصاحبهکننده به گونهای نبود که احساس بدی به من دست بده. از نظر فنی و تکنولوژی در سطح بهروز بودن هستند و تیم هم خیلی عالیه و محیط کار دوستانه و صمیمیای وجود داره. حقوق نسبت به اکثر شرکتها مناسب و خوب بود و مدیریت نسبتا قوی دیده میشد. برخلاف خیلی از شرکتها، با وجود داشتن دوربین، حس نمیکردی پشت سرت کنترل میشود و بهطور مرتب نظارت میشد.
شرکتی بی در و پیکر بهتره آدم کار نکنه ولی اونجا هم نره مدیریت افتضاح از اون مدیرکل گند دماغ تا مدیران ارشد یه روز دیدم مدیر ارشدش رو گفتن جمع کن برو!!! آخرش هم با همین روش منو اخراج کردن گفتن یا بیا خودت استعفا بنویس و پولات رو راحت بهت بدیم یا اینکه شکایت کن و حالا حالاها بدو...
وقتی توی این شرکت کار میکردم، واقعا حس میکردم همه چیز به هم ریخته است و هیچ کدام از بخشها درست عمل نمیکردند. پشتیبانی سرور برای من خیلی ناامیدکننده بود و نتوانستم نتیجهای قابل قبول بگیرم. حتی وقتی زمان میگذاشتم، به نظر میرسید هیچ چیز درست پیش نمیرود، چه از نظر مادی و چه از نظر علمی.
مثل این که از همون اول فهمیدم کار پشتیبانی مشتریان توی هلدینگ تاک تا حد زیادی چالشبرانگیز و فشار بالاست. اوایل که صفر بودم و هیچ تجربهای نداشتم، فکر میکردم همون موقعیت خوبی برای شروعه، اما واقعیت چیز دیگهای بود. محیط کار اونقدر ناسالم بود و رفتارها به گونهای بود که اکثر افراد بیشتر از یکسال در اونجا دوام نمیآوردن. فشارهای زیاد خیلی محسوس بود و گاهی برای یک دقیقه بیرون رفتن هم باید از مدیر اجازه میگرفتم. اضافهکاریها حساب نمیشد و اگر صبح کمی دیرتر وارد میشدم، باید به ده نفر پاسخ میدادم و حقوقم هم کسر میشد. منابع انسانی به شدت ناکارآمد بود. فردی به نام علی خلخالی که به نیروها فشار میآورد و مسئولیتها را به عهدهی دیگران میگذاشت وجود داشت. به نظر میرسید که برای کارگران هیچ ارزش یا اهمیت قائل نیستند و وضعیت روحی و کاری ما برایشان مهم نبود. من هم اشتباه کردم که یک سال کنار گذاشتم و اکنون پشیمانم. اگر دوباره بخواهم تصمیم بگیرم، اینجا را برای کار انتخاب نمیکنم.
از همان روز اول که وارد این شرکت شدم، رفتار ناعادلانه و بیاحترامی نسبت به کارکنان رو میدیدم و خیلی سریع از اونجا خسته شدم. هر تاخیر خیلی کوچک هم سه برابر محسوب میشد و با ماجرای چک سفید امضا روبهرو بودیم؛ قرارداد رو بدون اینکه فرصت بخونیم میخواستن امضا کنیم. هیچ چیزی به طور درست در اختیارمون نمیگذاشتند. دو ماه که از کارم گذشته بود فرار کردم، اما بابت مدت زمان باقیمانده از نیرو جایگزینم، تازهترین تسویهها رو هم انجام ندادند. حدود بیست روز حقوقم پرداخت نشد و بیمه هم نمیکردند و موارد مختلف دیگری بودند. تا امروز بیسرپرستترین شرکتی بود که دیدم. در ساعات کاری هم اجازه خروج یا استراحت از پشت سیستم رو نمیدادند؛ ناهارم فقط چند دقیقه بود و بر خلاف انتظار تذکر میدادند.
به عنوان تجربهای که از بوت کمپ مپصا داشتم، با وجود وعدههایی که داده میشد، کارکرد کلاسها چندان کاربردی و مفید به نظر نمیرسید. در یک دوره نسبتا فشرده به مدت دو ماه و نیمی، تلاش میکردن من و همراهانم را به حدی به عنوان توسعهدهنده وا دارند که واقعا غیرمنطقی به نظر میرسید. ما از حضور در دوره انصراف دادیم، چون از کسانی که دورهشان تمام شده بود و مخصوصا در زمینههای هوش مصنوعی و جاوا وضعیتشان مشخص نبود، نتوانستیم جایگاهی پیدا کنیم. بعد از پایان دوره، به شکل دوبارهای به عنوان کارآموز معرفی میشدند و در نهایت خیلیها را با اولین اشتباه کنار میگذاشتند. خوشحال بودم که تصمیم گرفتم سریع از آنجا بیرون بیایم و گول وعدههایشان را نخوردم.
والا من نمیدونم کی با دوست قبلی مصاحبه کرده! ولی واقعا اتاقک همون موقع هم که منابع انسانی نداشت ( که الان داره) جوش به گرم و صمیمی بودن معروف بوده. https://www.otaghak.com/
تجربهام از کار در چشمانداز آینده پارسیان را میبایست بالطبع به زبان خودم بازگو کنم. شرکت بسیار پویا بود و همکاران و مدیریت برخوردی همدلانه داشتند و مسیر پیشرفت مشخص بود چون با فناوریهای روز و سیستمهای با تعداد مشتریان بالا سروکار داشتیم. حقوق و بیمه به موقع بود و به طور کلی همهچیز خوب بود. تنها نکتهای که برایم چندان خوشایند نبود مربوط به ماهیت دولتی شرکت بود که باعث میشد حقوق نسبتا پایینتر از برخی دیگر از کارفرمایان باشد.
در یک سال سابقه کار با این تیم، از نظر رضایت کلی تاحدی راضی بودم، اما با تاخیرهای مکرر در پرداخت حقوق مواجه بودم و نسبت به تغییرات خیلی مقاومت نشان میدادند. جای کار مناسبی برای رشد نبود، با این حال از مدیریت خوبی برخوردار بود و تسکهای مشخصی داشتند که اجرای آنها باعث میشد من درگیر حاشیههای کاری نشوم.
با وجود سالپا، کار بهعنوان حسابدار را تجربه کردم و از رفتار موسس و سهامداران پر از نابسامانی بودم. واحد منابع انسانی هولدینگ استیل البرز و هفت الماس حقوق خودش را از زمانگیری بیثمران میگرفت و من هم برای دومین بار با پرسشهای شخصی و خصوصی وقت رسیدنم را گرفتند.
شرکت بزرگ و برند، مصاحبه ها مبتنی بر شایستگی، برگزاری پنل ارزیابی با متخصصین کاربلد، تیم فنی عالی، تیم منابع انسانی چابک و حامی و فوق العاده حرفه ای که کاملا شفاف با ارسال جدول حقوق و دستمزد و توضیحات جامع در خصوص تمامی مزایا و امکانات و فرهنگ سازمان سوالی را در ذهن من باقی نگذاشتند، حالم اینجا خوبه
شرکت دیجی آلفا در زمینه طراحی و توسعه نرم افزارهای فینتک و بلاکچین فعالیت می کند . این شرکت ساختارمند، منظم، پویا با محیطی کاملا دوستانه است. آموزش، یادگیری و ارتقای شغلی بخش مهم و جذاب شرکت هست. تعداد زیادی از همکاران ما بیش از دو سال مداوم در این شرکت حضور دارند. دیجی آلفا محیط مناسبی برای افرادی است که مهارت بالایی دارند و به دنبال محیط حرفه ای شغلی هستند.
به مدت 2 سال کار کردم، باید بگم با اینکه شرکت کوچیکی حساب میشه اما بسیار تیم حرفه ای دارن که خیلی خوب بود همکاری که داشتم، از نظر مالی و پرداخت به موقع هیچ وقت مشکلی نداشتم و فضای کاری صمیمی داشتند. به نسبت شرکت های دیگر سطح طراحی و شیوه کارشون بسیار حرفه ای و بروز بود و از اخرین Framework ها و راهکار های فضای Fintech استفاده میکردن که باعث شد من در طول 2 سال خیلی پیشرفت کنم و روی یادگیریم خیلی تاثیر داشت این همکاری. در کل تجربه کاری خوبی بود و سکویی شد برای پیشرفت شغلی من. ممنونم
من فکر میکنم برخورد کلی تیم صمیمی است، اما واقعا احساس نمیکنم برای کارمندها ارزش قائل باشند و به سادگی با آنها قطع همکاری میکنند. چیزی که پس از حدود پنج ماه تجربه به چشمم آمد این بود که به تعهداتشان خیلی آسان بیتوجه میشوند و امنیت شغلی بسیار کم است.
شرکت از لحاظ پرداخت حقوق خوبه ولی به شدت بار کاری زیاده و چالش های زیادی داره و فحاشی به کارشناس، شرکت به شدت ضعیفی هستش اصلا مشکلات کاربران براشون مهم نیست و پیگیری نمیکنن ، و فشار کار روی کارشناسی هست که پاسخگو تماس است مدیران و سرپرست ها اصلا مشکلات سیستم رو قبول ندارند و از سیستم فاسد به شدت دفاع میکنند نظر خودم اینه تو این شرکت به عنوان کارشناس مرکز تماس کار نکنید چون بعد یه مدت باید به رواشناس مراجعه کنید
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.