مدیر این شرکت یه آدم خدا نشناسه که از اسم انقلاب و دین اسلام و شیعه برای پول در آوردن استفاده میکنه نا گفته نمونه باباش جز سیاسیونه هرکی واسه این شرکت کار کرده پشیمونه حقوق نمیده عیدی نمیده سنوات نمیده
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بدترین اتفاقی که برای یک انسان میتونه بیافته کار کردن توی این شرکته. مدیر شرکت یه آقازادهی دیکتاتور و رانتیه که انتظار داره همه جلوش بلهقربان بگن. هیچ دانش فنیای توی نیروها وجود نداره و سیاست شخص مدیر شرکت اینه که آدمهای نابلد رو با پایینترین حقوق ممکن استخدام کنه و پروژههایی رو هم که با رانت از بانکهای مختلف میگیره با کمترین کیفیت و توسط همین پرسنل نابلد به سرانجام میرسونه و اعتراض مسئولین فنی بانکها رو هم در پی داشته، که البته به خاطر آقازاده بودن مدیر دستشون به جایی بند نیست. توی این شرکت هیچکس سر جاش قرار نداره، هیچ شفافیتی وجود نداره، رفتار کارمندان با دوربین و میکروفن کنترل میشه و تعدادی از پرسنل هم عملا جاسوس مدیر و معاون شرکت هستن و رفتارهایی رو که دوربین یا میکروفن ثبت نکردن به اطلاعشون میرسونن. در پایان همکاری با این شرکت، حقوق بهتون نمیدن و رسما ماه آخر رو بیگاری میکشن ازتون. همچنین سفتهتون رو هم پس نمیدن.
برای من تجربه کار در این شرکت خیلی ناامیدکننده بود و بعد از حدود four ماه کار از آنها جدا شدم، با وجود قرارداد یکساله. فضای کاری آنجا پر سروصدا بود و واقعا هیچ سکوت مناسبی برای انجام کار وجود ندارد. وقتی با یکی از برنامهنویسهای اصلی شرکت به چالشی برخورد میکردیم، همیشه برای موعد تحویل تعیین میکرد که اگر تا آن زمان مسئله حل نشود، قطع همکاری میشود؛ در ابتدا فکر میکردم باید فشار رویم باشد، اما به تدریج از این سبک کار خسته شدم و به تجربه عدم پاسخگویی رسیدم. بارها پیش آمد که بهطور عملی به چالش مربوط پاسخ داده نشد و نتیجه این بود که قطع همکاری کنند؛ در واقع با ورود به شرکت باید همواره آماده رفتن به هر نقطه باشی. یکی دیگر از معایب این کار حضور محیط پرصلابت و پرسر و صدا بود که واقعا اجازه تمرکز روی کار را نمیداد و نمیشد به راحتی کار کرد. بهطور کلی، رفتار بعضی از کارمندان را گاهی بهگونهای دیدم که رأیشان روی هر چیز تاثیر میگذارد و واقعا انصافا قابل اعتماد نبودند. در طول چند ماهی که آنجا بودم، حتی بیمه من را هم بهموقع نریختند و حقوق آخرین ماهم را هم پرداخت نکردند؛ حالا ادعا میکنند که من در پایان ماه در آنجا کار نکردم. در حال حاضر نزدیک به سه ماه است که دنبال شکایت هستم تا حقوق و مزایایم را از آنها بگیرم.
برای من از کار در هلدینگ اتراب تجربهای ارائه شده که حقوق و مزایا را بهدرستی پرداخت نمیکردند و صرفا به عنوان نیروی پشتصحنه از ما استفاده میشدیم؛ در آنجا به نظر میرسید که به عنوان «سیاهی لشکر» به کار گرفته میشویم و باید äمواظب بود در دام یا وعدههای گمراهکننده گرفتار نشد.
اگر پیشرفت فنی براتون مهمه به هیچ وجه این شرکت رو توصیه نمیکنم، توی خوشبینانه ترین حالت میشه سطح فنی شرکت رو متوسط در نظر گرفت . به ندرت میشه ادم سینیور توی شرکت پیدا کرد و بیشتر افرادی که مسوولیت دارن به واسطه رابطشون مسوولیت بهشون داده شده ولی به لحاظ پرداخت حقوق و بیمه مسایل مثل این به هیچ وجه دغدغه ای نخواهید داشت و همه چیز به موقع انجام میشه.
برای من تجربه کار در والکس از لحاظ فنی خیلی رفیقبالا و در عین حال با برخوردی انسانی همراه بود. فضای شرکت از نظر فنی سطح بالایی داشت و تیمی که باهاش کار میکردم همیشه به دنبال بهبود کارها بود. از نظر منابع انسانی هم کاملا سعی میکردن شرایط خوبی را برای تیم ایجاد کنن و از هر نظر حمایت بکنن.
این هفته برای من پایان یافتن کار توی تهران اینترنت یا همون ۷۸۰# و تصمیم اونجا برای اخراج من بود. اول فکر کردم باید حس اعتراض یا ناراحتی کنم، اما با گذشت یک روز فهمیدم چه قدر بیرون رفتن از اونجا به من انرژی مثبت داده و حال من به شدت بهتر شد. من تنها تجربهی بدی نبودم که با رفتنم از شرکت فهمیدم این رفتارها تکراریاند و قطعا آخرین نفری هم نیستم که با چنین رفتاری روبهرو میشم. یکی از دوستانم جملهای گفت که خیلی بهدلم نشست: اجازه نده انرژیات را دیگران تخلیه کنند؛ تو منبع زندگیت هستی. او راست میگفت. تا حالا دو تا شرکت در حوزهی فناوری اطلاعات داشتم و در این سه سال، نکات مشترکی دیدم که میخواهم با شما به اشتراک بگذارم. ۱) اغلب مدیران در این حوزه نه تنها توانایی لازم را ندارند بلکه لیاقتش را هم ندارد. در این مدت دیدم که چگونه تصمیمهای نادرست مدیران باعث بههمخوردن نتایج میشود و سپس با فرار از مسؤولیت، بر تیمشان انگشت میگذارند و اعضا را مقصر معرفی میکنند. انگار افراد با استعداد را به حاشیه رانده و در نهایت کنار گذاشته میشوند. این واقعیت وقتی پررنگ میشود که پلتفرمهایی مثل جابگای بسته میشود تا نشان بدهد با چه چالشهایی روبهرو هستیم. ۲) آدمهای منفعل. کسانی که به خاطر ترس از از دست دادن جایگاه امن یا منافع شخصیشان، وقتی اشتباهی اتفاق میافتد بهراحتی آن را نادیده میگیرند و همواره تکرار میکنند که «همهجا اینطور است». این جملات را واقعا دوست ندارم، چون فکر میکنم باعث میشود خیلی از فرصتهای پیشرفت از دست برود و به شرایط موجود بسنده کنیم. ۳) همه دوستان نیستند. باور دارم که تجربههای زندگی معمولا به یک نتیجه ختم میشود: پیدا کردن رفقایی که مسیرمان را تداوم ببخشند. اولین روزهای ورود به ۷۸۰ برای من با شور گفتن سلام و پیدا کردن دوست همراه شد؛ خیلی از افراد اکنون وجود دارند که حاضر نیستم حضورشان را هم از دست بدهم. اما این جو خوب زود به هم خورد و با تصمیمات مدیریتی تعدادی از همکامیابان از بین رفت. کسانی هم بودند که فکر میکردم رفیقاند و عشقشان را به من نشان میدادند؛ اما رفتارشان خیلی سریع تغییر کرد و دیگر نتوانم آنها را بشناسم. من اینها را نگفتم تا بگوییم من بیگناه بودم و هیچ اشتباهی نکردم؛ مسلما من هم در این مدت اشتباهاتی داشتم. هدف از بازگویی این موارد این است که نشان بدهم مسائلی که در شرکتها با آن روبهرو میشویم، عملا به شکلهای کوچک در کل جامعهمان هم مشابه هستند: مدیران ناکارآمد، آدمهای منفعل و کسانی که پشتتو خالی میکنند. نمیدانم دقیقا وظیفهام در این شرایط چیست و چه کاری باید انجام بدهم، اما مطمئنم این که با نادیده گرفتن مشکلات نمیشود کاری کرد. در نقطهای که لازم است، باید با همدیگر همدست شویم تا برای این شرایط ایرانی که در آن زندگی میکنیم، اقدامی انجام دهیم و روز به روز چشمانداز بهتری بسازیم. تا آن روز.
مدت زمانی را به عنوان فرانتاند در Mabna DP، شرکت پردازش اطلاعات مالی مبنا سپری کردم.
شرکت تیم یار قبلا ساختمانش در تهران بوده ولی مدتی ه توی پارک علم و فناوری دانشگاه تهران (ساختمان البرز) در شهرک بنفشه کرج هست. و شرط استخدامش هم اینه که ساکن کرج و اطراف کرج باشی. اکثر اونایی تو اون شرکت کار میکنن یا از رفت و آمد هر روزه بین تهران و کرج برای کار کردن خسته شدن، یا ترجیح میدن نزدیک محل زندگی شون سر کار برن. در نگاه اول شرکت یه ساختمون بزرگ 5 طبقه نزدیک مترو کرج داره که دسترسی ش خوبه، داخل ساختمون هم تمیزه و خیلی خوب دیزاین شده، در وهله اول آدم حس میکنه وارد یه شرکت خفنی شده. ناهار گرم و رایگان، پارکینگ رایگان، سالن بازی (میز بیلیارد، میز پینگ پونگ و فوتبال دستی) ! تا همین جاش فقط خوبه.... برای مصاحبه که چندبار می یارن می برنت و شایدم بگن 3 روز آزمایشی بیا کار کن تا بهت اوکی بدن. موقع بستن قرارداد هم میگن که بیمه و سنواتت پایه وزارت کار رد میشه! و یه سفته به مبلغ 200 میلیون تومن هم ازت میگیرن!! قراردادت هم به هیج عنوان بهت نمیدن!!! برای مبلغ قرارداد هم سر 100 تومن 200 تومن باهات چک و چونه میزنن! بعد حقوقت که واریز میشه متوجه میشی که عددی که توافق کردی ناخالص بوده و یه بیمه هم ازت کم شده!! حقوقش همیشه سر وقت واریز میشه، ولی در 2 قسمت!!! یعنی واریز اول پایه وزارت کاری هست که طبق اون بیمه رد میکنن و قسمت دوم به عنوان پاداش یا هر اسمی دیگه از حساب شخص (مثلا منشی شرکت) واریز میشه!!! آخر هر سال عیدی تقریبا به اندازه سقف عیدی که هر ساله اعلام میکنن واریز میشه ولی سنوات بعد اتمام همکاری با شرکت تسویه میشه. تاریخ چک تسویه هم تقریبا یک سال بعد از اتمام همکاری با اون شرکت هست!!! این شرکت یه دفترچه قوانین حدود 20 یا 30 صفحه ای داره که قبل از امضای قرارداد باید همه صفحاتش رو امضا کنی. این قوانین هر 6 ماه یکبار یا هر وقت که مدیران صلاح دونستن متمم و اصلاحیه میخوره و کارمند هیچ گونه اراده ای در امضا نکردن اون نداره و بعد از امضا حتما باید بهش پایبند باشه. طبق این قوانین پرسنل شرکت حق استفاده از گوشی همراه رو در زمان کاری ندارن و گوشی رو باید تو کمد مخصوص گوشی قرار بدن. در صورت انجام ندادن این کار جریمه نقدی میشن! طبق این قوانین بعد از استعفا گذاشتن باید 3 ماه تو شرکت بمونی تا نیرو جدید بگیرن و کار تحویل اون شخص داده بشه، در غیر این صورت شرکت میتونه از مطالباتی که پیش شون داری و یا سفته هات طلب خسارت کنه و ..... همه جای شرکت دوربین مداربسته هست که هم صدا و هم تصویر ضبط و آرشیو میشه!!
برای مصاحبه به این شرکت رفتم و در همان جلسه اول با رفتاری روبهرو شدم که تجربهام را تلخ کرد. در تماس هماهنگی، از من خواستند روز و ساعت مشخصی را برای مصاحبه تعیین کنم و گفتند بدون امکان تغییر. با وجود فاصلهی چندان زیاد میان دفتر شرکت و محل کارم، گفتم اگر ممکن است تاریخ یا زمان را کمی تغییر بدهند تا بهتر برسم. پاسخشان این بود که همچنان همان ساعت در نظر گرفته شده و جابهجایی امکانپذیر نیست. من زودتر رسیدم، اما حدود نیم ساعت منتظر ماندم تا فرد مصاحبهکننده بیاید. وقتی وارد اتاق شدم، مردی با اخم بدون معرفی خود شروع به پرسش کرد و پس از چند سوال، از من درباره همسرم پرسید که کجا کار میکند و چه کاری انجام میدهد. هیچ ارتباطی میان این سوال و فرآیند استخدام احساس نمیشد و من هم توضیح دادم. اما او شغل همسرم را زیر سوال برد و گفت که در شرکتشان چنین کارهایی انجام نمیشود. من در آن لحظه نتوانستم حرفی بزنم و به خودم گفتم باید آرام بمانم. به عنوان یک زن در آنجا احساس ناامنی کردم و فقط منتظر بودم اجازه دهم از آنجا بروم. خشکم زد و از شدت عصبانیت مطمئن نبودم چگونه با این رفتار برخورد کنم و ذهنم پر از سوال بود که چرا چنین حرفهایی زده شد و هدف از این حرفها چه میتواند باشد. در پایان، هر چه بیشتر فکر میکردم، کمتر میتوانستم درباره این شرکت یا تیمش نگرشی مثبت پیدا کنم.
سلام مدیر این شرکت فردی که دانشی نداره و فقط قصد تحقیر کارمنداش رو داره خصوصا کارمندای بخش فنی هیچ احترامی برای کارمنداشون قائل نبودن و بسیار بددهن هستند عدم پرداخت حقوق طی دوماهی که اونجا مشغول بودم به عنوان برنامه نویس شمارو میخوان ولی انتظار دارن کار بازاریابی هم انجام بدیم کار ورد و پاورپوینت مدیر هم به تسکا اضافه میشه و از نظر مدیر برنامه نویس اندروید برنامه نویس نیست حتی برای یک هفتع کسب تجربه هم این شرکت رو توصیه نمیکنم اونم بخاطر مدیر مجموعه
مطمئنا هر شرکتی نقاط قوت و ضعف داره. شرکت کندا ایده هم مستثنا نیست و ضمن اینکه من بیش از یکسال پیش در کندا بودم و شاید برخی موارد الان تغییر کرده باشه. * از لحاظ دانش در زمینه GIS شرکت قدبلند و قابل ستایشی هست که این فرصت رو برای دانشجویان رشتهی GIS به شدت ایجاد میکنه (بخصوص برای شروع کار) تا با یک فضای کاملا عملی در این حوزه مواجه بشن اما با توجه به اینکه این شرکت تلاش بر فناورانه کردن علم GIS داره، به شدت در مدیریت تیم توسعه ضعیف هست. اما به شدت به دوستان GIS توصیه میکنم که حداقل چند ماهی در این شرکت حضور داشته باشند، حتی به عنوان کارآموز. * اگر آدمی هستید که دوست دارید در پروژههای ملی کار کنید و حس غرور خواهید داشت بابت حضور در چنین پروژههایی، کندا جای خوبی براتون میتونه باشه، بخصوص با توجه به صحبتهایی که مدیران این شرکت میکنند و انگیزههایی که میدند. اما به عنوان عضوی از تیم توسعه نرمافزاری (به عنوان یه تازهکار) اگر به دنبال پیشرفت هستید، کندا شاید (!) فقط برای ۶ ماه اول براتون خوب باشه تا یه سری موارد رو یاد بگیرید در این حوزه. * تفکرات بلندپروازانه در این شرکت به شدت زیاد هست و باعث انگیزه میشه در ابتدای کار اما متاسفانه برنامهریزی و نقشهراه دقیقی برای رسیدن به این اهداف وجود نداره که این باعث میشه تا این اندیشهها به فراموشی سپرده بشه یا نیمه کاره رها بشه و بعد از مدتی بجای انگیزه دادن به نیرو، نیروها احساس کنند که در حال درجا زدن هستن. (دقیقا ضدانگیزه میشه). حداقل من در ۲ سالی که در کندا کار کردم مواردی که به من گفته شد هیچوقت براش برنامهریزی اتفاق نیافتاد و بیشتر یه آرزو بود که میگفتند اگر تهش فرصت کنیم انجام میدیم. (خیلی وقتها اهداف در خیلی از شرکتها شکست میخوره، اما برنامهریزی کردن و تیم گذاشتن و انرژي گذاشتن برای رسیدن به اون هدف هم نکتهی مهمی هست که در کندا حداقل در دوره من اتفاق نیافتاد) * از لحاظ پرداخت حقوق، بدون مشکل ماهیانه پرداخت انجام میشه اما نامنظم و روز خاصی برای پرداخت وجود نداره و این اذیت کننده هست و اصلا امکان برنامهریزی مالی درست نخواهید داشت. از سوی دیگر هدایای فصلی یا مناسبتی نسبت خوب و بالاتر از عرف بازار اهدا میشه، البته به ژیگولی استارتاپها نیست که بخوای باهاش عکس بگیری و بذاری اینستاگرام و لینکدینتون (اگر این چیزا براتون مهم هست و مزیت حساب میشه). پاداش ماهیانه یا پاداش براساس عملکرد وجود نداره و ارتقای حقوق و تصمیمگیری در مورد اون به شدت ضعیف هست در کندا، حتی افزایش حقوق سال به سال. کلا حقوق پرداختی کندا نسبت به عرف بازار به شدت پایینتر هست. * ساعت کاری تو کندا یکی از بزرگترین مسائل من بوده به عنوان عضوی از تیم توسعه، خودم آدم شبکاری نیستم و صبحها بهتر کار میکنم. در تیمهای توسعه دیگر که بودم، ساعت کار به صورت شناور بود ولی همیشه یک ساعت شروع به کار و پایان کار برامون وجود داشته. ولی در کندا به اسم یه چنین موضوعی بود اما با هر فردی یک مدل برخورد میشه و یکی زود میاد یکی در دسترس نیست یکی دیر میاد و خیلی برای من سخت بود این موضوع. (البته برای یه سریها این مورد شاید مزیت به حساب بیاد) * تو کندا از لحاظ پیشرفت علمی متاسفانه برای افرادی که درگیر پروژه نرمافزاری یا مهندسی هستند به نظر فرصت کافی وجود نداره (البته این جدا از تجربهای هست که افراد از خود پروژهها یاد میگیرند). دورهی خاصی برگزار نمیشه و یا کمک هزینه بابت اینکار داده نمیشه. بخوام سمت تیم توسعه نرمافزاری بگم، با توجه به اینکه از تکنولوژيهای قدیمی استفاده میکنن و اصولا افرادی که وارد میشن این حداقلها رو بلدن بعد یه مدت از کندا میرن و تمایل به ادامه کار ندارند. * همچنین هیچگونه میزان و معیاری برای کنترل تسکها وجود نداشت، خیلی زمان تسکها با هرج و مرج و غیرمنطقی داده میشد و از هیچ سیستمی برای کنترل روند انجام توسعه استفاده نمیشد. نظر تیم توسعه گرفته نمیشد بابت میزان زمان مورد نیاز و فقط براساس تجربه یک نفر به عنوان سرپرست تیم پیش میرفت. در کل اصلا معلوم نبود از چه مدیریت پروژهای در کندا استفاده میشه. به نظر خودم به شدت نیاز به مشاور دارند در این زمینه تا ارتقا پیدا کنند. * در کل سطوح افراد در شرکت هم مشخص نیست، البته خودشون به عنوان یه مزیت میدونن این موضوع رو ولی سطح جونیور و سینیور و ... هم حتی مشخص نیست که اگر مشکلی داریم حتی تکنیکال بریم سراغ فرد ارشد و رفع مشکل کنیم. در کل نمیدونستیم که به کی رجوع کنیم و تهش میشد اینکه فقط یه مدیر که با ایشون به زحمت بتونیم یه جلسه ست کنیم تا اتفاقات رو بهشون بگیم یا اگر به مدیر دیگری هم میگفتیم تهش اون یه مدیر اصلی و نهایی خبردار میشد و اون بود که تصمیم رو میگرفت، حتی تو بحثهای تکنیکال که سررشتهای نداشتن! در کل مدیرفنی و کسی که دانش در زمینه برنامهنویسی داشته باشه و بتونه راهکار ارائه بده و یا کمک باشه هم وجود نداشت. * از دید کلیت مدیریت، اصولا تصمیمها توسط یک نفر گرفته میشه، حداقل این حس وجود داره در شرکت که یک نفر تصمیمگیرنده نهایی هست، حالا هر نظری بقیه داشته باشند مهم نیست یا کم تاثیر هست. گاهی تصمیمگیریها و فشار موجود در سطح مدیریتی به شدت به نیروها منتقل میشه از لحاظ احساسی و گاهی اینجوری هست که شرکت در یک سکوت و سرمای احساسی شدید فرو میره به علت رفتار مدیران. مدیران در سطوح مختلف البته، نه فقط مدیران ارشد! * اگر دنبال جایی هستید که مراسمهای مناسبتی و تیم بیلدینگ دارند و از این حرفا، کندا چنین مواردی رو نداره یا حداقل نداشت. کلا روال HR در کندا تنها به ورود افراد محدود شده، که اون هم تهش با تصمیم مدیران ارشد نهایی میشه و HR بسیار در این زمینه هم ضعیف بود (حتی اگر سرپرست میگفت یکی از لحاظ دانش ضعیف هست و یا اورکوالیفای هست و به درد تیم نمیخوره و اون فرد رو نمیخوامش، احتمال داشت اون فرد انتخاب بشه، چون مدیر اصلی خوشش اومده!). هیچ فعالیت دیگری که منابع انسانی باید داشته باشه در کندا ندیدم. از بررسی عملکرد و تذکر در مورد عملکرد بد، اخراج افراد تا برگزاری مراسمهایی مثل جشن تولد و طراحی محیط مناسب و ... که در نگهداشت نیروها تاثیر داره از سوی HR هرگز انجام نمیشده. یکی دو مورد از فعالیتهای این چنینی در دورهی ما بود که اونم با همکاری بچهها انجام شد. * یه موضوع دیگری هم که وجود داره، امکانات اولیه یه شرکت هست، در دورهی ما یه آبدارچی بصورت مستمر هم در شرکت وجود نداشت که بهمون چایی بده حداقل یا رسیدیگی بکنه موارد نظافتی و ...! از لحاظ امکانات IT هم بسیار ضعیف بوده و حداقلترین سیستمهای موجود جهان رو باید روش کار میکردیم که این خودش به شدت روی عملکرد ما تاثیر داشت که البته این از عقاید مدیران شرکت بوده که باید از همه چی نهایت استفاده اتفاق بیافته و هیچ چیزی دور ریخته نمیشه و طبیعت آسیب میبینه و تیم توسعه باید حتما با سیستمهای داغون کار کنند که نرمافزار تولید شده درست کار کنه. در حالی که امکانات و روال برای انجام حداقلترین تستهای نرمافزاری هم در این شرکت وجود نداشت و به یکباره ریلیز اتفاق میافتاد برای کارفرما. با آرزوی موفقیت.
این شرکت نرید اگه برید زمانیکه میخواید از شرکت خارج بشین چه قرارداد تموم بشه چه نشه بهتون پول نمیده این شرکت گداست مدیر و معاون این شرکت بویی از انسانیت نبردن مدیر این شرکت آقازاده هست همه کارا با رانت انجام می شه لکه ننگی میشه تو رزومه تون ای کاش پام میشکست وارد این شرکت نمی شدم رجا با شما مثل یه برده رفتار میکنه
برای من واقعا تجربه کار در راهکارهای متن اول آریا بهترین گزینه بود. میتونم بگم جای دیگهای مثل ایران رو پیدا نمیکنم که همچین فرصتها و شرایطی رو بده. امکان دورکاری وجود داشت، ساعات کار شناور بود و حقوق با ثبات بود. همکاران نزدیک و حرفهای بودن و فضای شرکت خیلی دوستانه و مدرن بود. اینجا برای توسعه و یادگیری واقعا مکانی عالی بود. تنها نکتهای که امتیازم را کم کرد، دسترسی دشوار به ونک بود که هرچند دورکاری در دسترس بود، اما جو کلی شرکت آنقدر خوب بود که هیچوقت دلت نمیخواست به خانه بروی
یکی از بدترین جاهایی که کار کردم رجا بوده تو این شرکت همه چی با آشنا بازی و رانت پیش میره بار فنی اصلا نداره یه مدیر داره که اصلا سواد علمی نداره همه کار هاش کپی از این ور اون ور هستش به هیچ وجه توصیه نمیکنم واسه شون کار کنید چون هم وقت تون رو هدر دادین هم عمر تون در آخر بیکار بمونید بهتره تا واسه رجا کار کنید
این شرکت را خیلی بدتر از حد تصور میدانم و تجربهام در آن به طور کلی ناامیدکننده بود. روزهای اول میدیدم که فضای کار چقدر آشفته است؛ کارمندان در آشپزخانه طبقه پایین نشستهاند و با هم درباره وضع شرکت حرف میزنند و بیاعتمادی و بیاحترامی بهراحتی به چشم میخورد. از ابتدای کار وعدههای مختلفی میدادند اما با گذشت ماه اول، بهجای حمایت، با کار زیادی از من تقاضا میکردند و هیچ تضمینی برای حمایتی که قولش را داده بودند، وجود نداشت. حقوقها نظم مشخصی نداشتند و هر پرداختی به شکل نامشخصی صورت میگرفت. بهعنوان یک کارمند، تنها چیزی که میدیدم، این بود که هر وقت مدیران تصمیم بگیرند، برای هر کار کوچک من را به وظایفی اضافه میکردند و پیغام میدادند که اینها را درست کنم یا به جلسهها کشانده میشدم. رویکرد مدیران به کار با تیم نرمافزار اصلا حرفهای نبود؛ برخوردها به نحوی بود که گویی ارث پدری را طلب دارند و با احترام کمتری با ما صحبت میکردند. بههمین دلیل احساس میکردم آرامش روانیام در خطر است و به مرور از محیط کمثبات و پرتنش خسته شده بودم. اگر دنبال مکانی هستید که در آن آرامش و امنیت شغلی داشته باشید، شاید اینجا گزینه مناسبی نباشد و توصیه میکنم دیدگاه خود را در مورد نحوهی مدیریت و ارتباطاتشان دوباره بررسی کنید. به هر حال، نتیجهگیری من این است که با چنین شرایطی، حقوقی که پرداخت میشود و رفتار مدیران پاسخگوی نیازهای من نبود و باید به خاطر سلامت روحی و حرفهایام از آنجا دور میشدم.
برای من به عنوان یک تجربه واقعی از کار Java developer در سفرهای الکترونیک بود، اما به شکلی منفی که به شرکت و مدیرانش بازیابی میشود. در طول همکاری با آقای امیر زندی و خانم فریما لاری، برخوردها اغلب غیر حرفهای بود و این رفتارها پس از پایان همکاری هم ادامه یافت و باعث آزار من شد. به خاطر وضعیت غیرمنصفانه، عمل نکردن به تعهدات مالی نظیر تصفیه حساب، بازگرداندن سفته و سایر تعهداتشان را تجربه کردم. رابطهای لینکدین مرتبط هم در متن وجود داشتند.
سالهاست که در این شرکت مشغول به کارم و الآن تصمیم گرفتم تجربهام را به اشتراک بگذارم تا افراد جدید بهتر بتونن تصمیم بگیرن. در ابتدای ورود به امن افزار گستر شریف، هم از نظر سطح فنی و هم از منظر مالی، احساس خوبی داشتم و جذب شدم. اما به مرور با تغییرات مدیریتی و سیاستهای اجرایی شرکت، فرایند مهاجرت از بین نیروهای با تخصص بالا آغاز شد و حالا باقیمانده شرکت در وضعیتی است که به نظر میرسد مدیران ارشد بیشتر به سود خود فکر میکنند تا منافع سازمانی. طی سالهای اخیر مسئولیتها به شکل نامتوازنی بین مدیران ارشد و میانی تقسیم شده و پاسخگوی مشکلات واضح، کسی نیست. به گونهای که کاهش حقوق کارکنان به دنبال منافع شخصی مدیران است و این مسیر باعث از دست رفتن انگیزهها میشود. با این روند، به تدریج از شرکت فقط دیوارها باقی میمانند و حتی افرادی هم که تا دیروز نقش دلالی داشتند، پس از پایان چرخه عمر شرکت از آن جدا میشوند. به قراردادهای بستهشده با مدیران نباید خیلی اعتماد کرد، چون ممکن است یک روز برخی از مزایا که وعده داده بودند دیگر وجود نداشته باشد و مجبور به تحمل شرایط شوید. اینجا شفافیت معنا ندارد، رفاهیات و آموزش به اندازهای که انتظار میرود وجود ندارد و گاهی نیروهای فنی محیط، ارزش کافی برای مشارکت و اعتبار نگه داشتن پروژهها را احساس نمیکنند و به احتمالا میخواهند از تیم جدا شوند. امیدوارم با بیان تجربهام بتوانم به دوستانی که قصد ورود به این شرکت را دارند، کمک کنم.
این شرکت از شهرستان رشد کرده و متاسفانه به نیروها به دید برده نگاه میکنن که نه باید مطالبات زیادی داشته باشه و دیکتاتوری شدید برقراره٫بیمه به صورت پایه کارگری است٫حتا سیستم جریمه برقراره ولی تشویق و پاداش خیر /تخریب کاری و شخصیتی توسط مدیران/شما باید کار کنید که صاحبان شرکت به منافع خودشون برسند/اموزشی در کار نیست و برای دقیقه ها باید پاسخگو باشید/البته یک تیم که محصول اصلی است فکر میکنم شرایط اموزشی و کاری و حقوق بهتره/به دلیل حجم زیاد کار نیروها مخصوصا غیر متخصص فرار میکنن/به شما مدام برچسب کم کاری و بیسوادی میخوره/اگه فاقد سابقه کار هستید جای رشد هست در غیر این صورت خیر/اگر کمتر از دوسال کار کنید یا قرار دادتون تموم نشده باسه از شما جریمه های سنگین گرفته میشه/در شرایط سخت اقتصادی و کرونایی هیچ همیاری و کمک ودور کاری و افزایش حقوقی برای کارمندان در نظر گرفته نشد علی رغم وضع مالی خوب شرکت/شعار این شرکت اینه که همه خانواده آی کن هستیم
برای من تجربه کاری با دلینو در قالب یک ارتباط یهساله بود؛ تیمی پرانرژی کنار محصولی باکیفیت که میتونست رقیب قدرتمندی برای اسنپفود باشه. از همکاری باهاشون خیلی چیزها یاد گرفتم هرچند شاید دستمزد بالا نبود، اما تجربه ارزشمندی کسب کردم و متأسفانه همکاریمون زود به پایان رسید. اگر در مصاحبه هستید و شرکت رو انتخاب میکنید، بهتره تسلط خوبی داشته باشید چون مصاحبهکننده اغلب یکی از نابغههای برنامهنویسی ایرانه و تمرکز اصلی روی چالشها و اتفاقات خود پروژه دلینوست و راهحل شما برای اونها اهمیت زیادی داره. اگر دودل هستید که برید یا نه، باید بدونید که دلینو تا حدی شرکت متنوعی است اما وظایف بزرگ خیلی نداره؛ در عین حال بهدنبال رقابت با اسنپفود است و احتمال اضافهشدن محصولهای جدید یا بازنگری پروژههای قدیمی هم وجود دارد. جو کار تا حدود زیادی دوستانه و صمیمی است و امکان همکاری بلندمدت هم وجود دارد؛ با این حال برای من شخصا کمی دشوار بود ارتباط برقرار کنم چون غرور و شاید کمتحرکی از سمت من وجود داشت، اما برخی همکاران قدیمی بعد از مدتی دوباره به جمع برگشتند چون آن فضا بهشدت بهشان عادت کرده بود. فضای دورکاری برای این شرکت وجود دارد و تعدادی از توسعهدهندگان واقعا تهران نیستند؛ حضور فیزیکی هم اخیرا آغاز شده و میتوان به محیط دلنشین و جذاب آن رفتن را تجربه کرد. مکان کار تمیز است، دسترسی مناسبی به مترو دارد و نزدیک ونک است. این شرکت بهعنوان زیرمجموعه همکاران سیستم، به تکنولوژیهای جانبی اهمیت میدهد و از نظر مدیریتی هم افرادی که رهبری میکنند پشتکار و دانش برنامهنویسی دارند؛ اصول کار در اینجا بهصورت حرفهای و درستی دنبال میشود و نباید در انجام کارها اهمال کرد، چراکه سریع بهچاپ میرسید. در نهایت اگر پذیرش گرفتید، بدون تردید تصمیم خوبی است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.