چالش در تیم تست زیاد بود. و تجربه ی تلخی که دارم این هست که بدون اطلاع قبلی تعدیل انجام شد. واقعا نمی دونم تعدیل بر اساس چه معیارهایی صورت گرفت. رفتار غیرخرفه ای شد. حتی به منابع انسانی شرکت های دیگه اعلام کرده بودن این نیروهارو استخدام نکنین. کلا آواز دهل از دور خوش است برای شرکت شیپور خیلی صدق می کنه.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این محیط کاری احساس کردم با چالشهای جدی روبهرو هستم و شرایطی نبود که به آن عادت کنم. فضا پر از درگیریهای داخلی و بروکراسی طاقتفرسا بود و همیشه بر سود خالص تأکید میشد، بدون اینکه توجه کافی به تعادل بین کار و زندگی شود. مدیران در رأس امور خویشتندار و پرتوقع بودند و بیشتر امور را در دست داشتند، در حالی که برخورد انسانی مفقود و روابط همکاران به شدت کشدار و پراز شکایت بود. فضای رقابتی داخل تیم ناسالم بود و گاهی همه از جاسوسی حرفهای هم صحبت میکردند. اصول و دستورالعملها متناقض جلوه میکرد و شفافیت کم بود؛ از سوی دیگر فضا به نظر میرسید که بیمار و ناسالم باشد. به نظر من چندین مسأله عمیق در سازمان وجود داشت که بهرهوری را کاهش میداد و باعث میشد احساس کنم پاداشی برای تلاشها در کار نیست. همچنین همکاران غرغرو و نبود تعادل مناسب میان کار و زندگی مزید بر علت میشد. در نهایت احساس میکردم خودمحوری در رأس تصمیمسازی وجود دارد و فضای کاری را به جایی ناخوشایند تبدیل میکند.
از نظر تکنولوژیک و یادگیری و از نظر اجتماعی شرکت خوبی هست. به نظرم به فرد یاد میده که برای فعالیت در یک سازمان بزرگ چطوری میشه رفتار کرد. من از باکس چیز هایی زیادی یاد گرفتم. الان در یک شرکت بزرگ خارجی مشغول هستم و باید بگم که تجربه باکس در زمینه رفتان حرفه ای کمک کرد. آقای عارف قراخانی جزو هیات مدیریت و همچنین CTO هستش. به نظرم فرد منطقی و قابل اعتماد و همچنین محترمی هستش ( با وجود اینکه لزوما دانشش از سطح دانش نیروهاش بیشتر نیست. منتها با رفتار منطقی و اخلاقی سیستم رو درست پیش میبره . کاملن نظرات شما رو از نظر تکنولوژیکی میشنوه و سبک سنگین میکنه. و اگه به طور کلی میارزید به زحمتش قبول میکنه) بعضی مواقع میبینیم که برای انجام بعضی کارها، ابتدا کار رو با روش ابتدایی انجام میدن و اگه لازم بود اون رو به روش با تکنولوژی پیشرفته تر و با معماری درست تر پیاده سازی میکنن. کلن اعتقادشون بر اینه که سری که درد نمیکنه رو نباید دستمال ببندید. این هم خوبه هم بده باعث میشه که یک سری بلک باکس داشته باشیم که دارن کار رو درست انجام میدن ولی ممکنه که در بعضی مواقع کد ها در یک سری جاها با حالت ایده آل خیلی فاصله داشته باشه و تا بیاد این درست بشه یه مقداری طول میکشه. و مطلب دیگه اینکه دست شما خیلی زیاد باز نیست که هر لحظه هر تکنولوژی ای که میخواین رو تو پروژه بگنجونید ( از ترس هایی مثل استیبل بودن تکنولوژی گرفته تا بار اضافه ای که اون تکنولوژی ممکنه به بچه های devops و فرآیند هاشون اضافه بکنه) و شما مسیر لزوما خیلی آسونی ندارین اگه بخواین یه تکنولوژی اضافه بکنین که خیلی از تیم ها رو ممکنه درگیر بکنه . که این هم خوبه و هم میتونه بد باشه.
هاجی مهدی هستم! (آره دفاع مقدس داشتیم آنجا😂) قبلا نظرم رو نوشته بودم (زمانی که هنوز اونجا کار میکردم) مثل اینکه پاک شده، یک بار دیگه میگذارم من اونجا به عنوان نیروی شبکه و زیرساخت استخدام شدم و بعدش یواش یواش دوباره برگشتم سمت گنو/لینوکس و sysAdmin و در نهایت الان sysDevOps شرکت خوبی بود، بچه ها بسیار خوب و محیط گرم و صمیمی ولی از پول مول خبری نبود 😅 مدیرعامل قبلی میگفت «شما همیشه میخواهید با گدا بازی سامانه بیارید بالا» دیگه خودتون تا تهش رو بخونید 🤣 من با ترم دو کارشناسیارشد رفتم اونجا، دانشگاه دیفالت رو یاد میده و شما تو کار، کار باد میگیرید. رئیس خوبی داشتم و خداییش خیلی چیزا ازش یاد گرفتم، این اواخر یه کم کانفلیکت داشتیم ولی خوب خیلی به گردنم حق داره و البته بچه های خیلی خوب و یک نفر نخبه به تمام معنا. سوپر سروش رفتن هاش هم یادش بخیر. اینجوری بهتون بگم، این شرکت تیم فجر سپاسی بود، کاراموز میگرفت، یاد میداد، پول نمیداد و بچه ها میرفتن 🙃 روزی که من رفتم (در مجموع توی مرداد و شهریور۱۴۰۰) ۱۱ نفر از شرکت جدا شدند! باگ شرکت این بود که تو خدا رو هم میآوردی زمین همون حقوق رو میگرفتی و از پاداش خبری نبود، حقوق رو هم مثل یارانه ها گردشی میدادند 😅 این اواخر رمزازر مثل خوره افتاد به جون شرکت و کسی دل به کار نمیداد و انگیزه نداشت، زدم بیرون و ۴ نفر دیگه از همکارا هم آمدند جایی که من هستم و فعلا داریم با خوبی و خوشی کار می کنیم 😄
با تجربهای که داشتم فهمیدم کارمزد منو نمیدن و بهراحتی میپیچونتمون. حواستون هم باشه که با چه کسایی همکاری میکنید. بهخاطر رفتارهای بیثبات، بهخاطر یه سلام ساده بهم گفتن خداحافظ. مدیریتشون خیلی خودشیفتهس و خودشو کامل معرفی میکنن ولی واقعا کار رو بیکیفیت میکشونن پایین. برای مصاحبه هم اگر رفتید، در ساختمون لاکچری و ظاهرش پولدارشون گول نخورید؛ اونجا دقیقا دارن مال خودشونه.
در این شرکت فضایی کاملا سنتی و محدود به نظر میرسید و از ابتدا هم مشخص بود که معیارهای دینی نقش پررنگی بازی میکند. اگر از نظر مذهبی یا پوششی با مجموعه همسو نبودید، بهتر بود رزومه را ارسال نکنید؛ در مراحل اولیه هیچ توضیح واضحی درباره انتظارهای پوششی داده نمیشد، اما به مرور جلساتی برگزار میشد که به نوعی به ازای پوشش و رفتارها اشاره میگردید. برخی قوانین مربوط به پوشش همچنان اجرا میشد و رعایتشان به چشم میخورد. این محیط کار برای کسانی که با فضاهای مردمی و گاه پرتنش روبهرو هستند، چندان مناسب نبود و سطح سواد برخی همکاران در حدی نبود که انتظار میرفت؛ به نظر میرسید کارها بیشتر به صورت کپیکاری انجام میشود و جو عمومی مثل ادارات دولتی قدیمی است. در حوزه منابع انسانی هم رویهای متفاوت وجود داشت؛ استخدامهای کوتاهمدت انجام میشود تا بعدا تغییراتی ایجاد شود و اگر با الزامات شرکت همسو نبودید، ممکن بود ارتباط قطع شود با این تبلیغ که فضا برای همکاری با ما فاصله دارد و اینجا به سمت سمتگیریهای خاصی میپردازند.
کار کردن در این شرکت شرایط بسیار سختی داره اول کار یه سفته خیلی سنگین از شما میگیرن و یه قرار داد که صفر تا صد آن به نفع کارفرما می باشد. شرکت مدیریت بسیار ضعیفی دارد در حدی که من از حد junior هم پایین تر بود به مدیر از git گفتم و تا آن موقع حتی اسم آن را هم نشنیده بود، در حالی که ادعای بلد بودن سالیدیتی و بلاکچین را داشتند و سابقه ۱۴ ساله. در شرکت شما با سیستم شخصی خودتون کار میکنین و قسمت خوراک هم کلا بر عهده شماست و شرکت فقط چایی را بر عهده میگیرد. با دوربین حتی صفحه اسکرین شما هم کنترل میشود که من درحال کارآموزی بودم برای من اجازه مطالعه کتاب و یا آموزش های ویدیویی کوتاه را ب من نمیدادند. مدیر شرکت اکثرا حضور ندارند و تلفنی و با دوربین جریانات رو کنترل میکنند، کلا روز تعطیلی وجود ندارد و فقط و فقط روز جمعه تعطیل هست وسلام. (قسمتی از خواطراتم) اگر روزی تعطیل رسمی باشد مدیر با شما تماس گرفته و از تعطیلات زیبایی که در آن درحال خوشگذرانی هستند برایتان تعریف خواهد کرد و برای شما نکته ای را یادآوری خواهند کرد که پروژه فورس هست و باید سریع تمام بشود و عقب مانده ایم. همچنین پنج شنبه ها روز نظافت است و کل شرکت از میز و صندلی خودتون تا آشپزخانه و سرویس های بهداشتی را تمیز خواهید کرد. درکل چه پروژه را بخوبی انجام داده یا دیر تحویل دهید در کل جز بی احترامی و حتی فحش چیزی دیگری نمی شنوید. معمولا جلسات ۱۰ دقیقه مانده به اتمام ساعت کاری برگزار میشوند(اسم جلسه را جلسه تحقیری گذاشته بودیم چون اهداف جلسه ی تحقیر کارکنان بود) و باعث میشود که شما یک ساعت بیشتر آنجا بمانید. اگر کارها سنگین باشند معمولا شب ها بخصوص شب پنج شنبه که قرار است فرداش استراحت کنید با شما تماس گرفته میشود و اسرار میکنند که پروژه را روز جمعه هم ادامه دهید. (اضافه کاری محسوب نمیشد چون خودمان کم کاری کرده بودیم و پروژه عقب افتاده بود :/ )
پس از مدت کوتاهی همکاری با این شرکت، تنها دو نفر از همکاران را دیدم که واقعا به اندازه کافی باسواد بودند و ارزش زمانم را داشتند؛ یکی مدیر فنی و دیگری مدیر پروژه. این دو نفر هم از وضعیت مدیریت مدیران ارشد شرکت و شیوههای مدیریتیشان ناراضی بودند و به دلیل سنتی بودن، سطح سواد مدیریتی پایین و برخورد توهینآمیز با کارکنان، قادر به تأثیرگذاری بر آنها نبودند و نهایتا دیدم که مدیر پروژه و مدیر فنی از تصمیمات مدیران بالادستی ناامید شدند و دیگر با مدیران بالادستی به بحث نمیپرداختند. به نظر من این شرکت به دلیل شخصیت و فرهنگ مدیریتی رئیسان و همچنین تأخیر در پرداخت حقوق و سایر مزایا، تجربهی کاری خوبی نبود و به همین دلیل توصیه نمیشود.
به معنای واقعی کلمه فاجعه از استخدام و کار کردن داخلش هر روز پشیمان میشید به شدت زیراب زنی رایج هست و مدیران استقبال می کنند توی مصاحبه هم فاجعه هستند
بهنظرم این شرکت جای رشد مناسبی داره، به شرط اینکه تجربهکار کافی و آشنایی آکادمیک با اصول برنامهنویسی داشته باشید. مدیریت اینجا انعطافپذیر و قدرتمند است و به کارکنان ارزش میدهد. نکته کلیدی این است که فعالیتشون بازار بینالمللی رو هم پوشش میده.
بعد از مدت کوتاهی با آرتا ویژن آوا در موقعیتی که به عنوان توسعهدهندهی Backend کار میکردم، بهخوبی فهمیدم که محیط کار خیلی تحریککننده نیست و از نظر حقوقی، دستمزد مطابق انتظار نبود. با وجود اینکه مسئول فنی تیم بهطور کامل حرفهای نبود و دانش لازم در زمینهی توسعهی نرمافزار را نداشت، فرصتهای یادگیری محدودی را شاهد بودم و از نظر ساختار سازمانی شرایط نسبتا نامساعد بود. دسترسی من به امکانات حملونقل عمومی هم برای رفتوآمد مناسب نبود.
شرکت خوب و بزرگیه و رفتار مودبانه و حرفه ای کاملا در سیستم حس میشه پرداخت حقوق مناسب شرایط کارمندها رو درک میکنند خوش اخلاق و خوش برخورد اند همیشه نقص اصلی شرکت استفاده از تکنولوژی های منسوخ شدست که البته کلاس های آموزشی تکنولوژی های جدید رو برای نیروها میذارند اما سرعت رفتن به تکنولوژی های جدید خیلی کند هست و میشه گفت افرادی که در شرکت فعال هستند اگر قصد جا به جایی داشته باشند باید زمان زیادی برای آپدیت دانششون بذارند
در شرکت تراشه سبز تهران تجربهی من در بخش فنی خیلی ناامیدکننده بود و برای مدت طولانی هم ادامه یافت. حتی اگر دنبال کار بودی، بهتر بود اینجا را انتخاب نکنی. دو سال از عمرم را در این محیط به بیهودگی گذراندم؛ نه در توانمندیام افزوده شد و نه پولی که موجب رضایت باشد دریافت کردم. پرداختها همواره با تاخیر صورت میگرفت و در زمان بیمه، حقوق واقعی را لحاظ نمیکردند؛ رقمهای غیرواقعی تقریبا یکسوم حقوق را در نظر میگرفتند. فضای کار بسیار آلوده به رقابت زیرپوستی بود؛ همه به سمت ارتقا با چاپلوسی و پشتپا زدن به هم حرکت میکردند. مجموعهای رانتی که دقیقا مشخص نبود چه میکند و چگونه با این حجم رانت، حقوق کارگران را نمیپردازد. مدیرعامل در بعضی مواقع با رفتارهای فریبنده رفتار میکرد و حقوق افراد را پرداخت نمیکرد. مزیت مشخصی در کار نبود؛ تنها نکتههایی مثل داشتن بیمه و بیمه تکمیلی وجود داشت و این بود که از بیرون میتوانستی انگار مشغول به کار باشی.
مدت کوتاهی در این شرکت به عنوان نگهبان پشتیبانی کار کردم و از تجربهام میخواهم بگویم که اوضاع آنجا به شدت نامنظم بود. صاحبان اصلی شرکت دو نفر هستند که به نظر من خیلی پرمدعا اما بیسواد میآمدند. کار این مجموعه بیشتر نقش واسطه بین مشتریها و فروشگاههاست و برای اعتبار خرید قسطی به مشتریان، به دارایی فروشگاهها تضمین ارائه میکردند، بدون هیچ تضمین بازگشت پول از طرف فروشگاهها. در تجربه من نکتههای مهمی وجود داشت: شرکت تازه کار بود و سطح عملکرد پایین بود؛ از نظر دانش مدیریتی، سطح آگاهی مدیران کمتر از انتظار یک واحد کوچک بازار بود؛ حقوقها معمولا به صورت ناقص و با تاخیر پرداخت میشد و بسیاری از مواقع پس از پیگیریهای زیاد پرداخت میشد. اگر قصد قطع همکاری میکردند، حقوق ماه آخر را نمیدادند. حق بیمه از حقوق کسر میشد و اگر خوششانس باشید، پرداخت حقوق تا چند ماه تأخیر داشت. شرکت روی یک موضوع واحد متمرکز نبود و ظاهرا با هدف انجام چندین کار همزمان تلاش میکرد که هیچیک با کیفیت کامل به مقصد نمیرسید. ترکیب تیم هم دائم تغییر میکرد و هر روز کارمند جدیدی استخدام میکردند یا اخراج میکردند. به نظر میرسید آشفتگی در جنبههای مختلف شرکت وجود داشت. در مجموع از من هم به عنوان کارآموز یا کارمند پشتیبانی، چنین تجربهای یاد گرفتم و از این شرکت نمیتوانم پیشنهاد کنم.
در این شرکت همواره میدیدم که وعدهها عملی نمیشدند و تقریبا هیچ پیگیری مدیریتی وجود نداشت. اینجا به جای پرداخت حقوق، تنها از کارآموزها کار میکشند و هیچ حمایتی از طرف مسئولان نیست. به هیچ عنوان این مجموعه را پیشنهاد نمیکنم.
سالهاست که از برخورد با این شرکت تجربهای دارم که هنوز هم به خاطرش دوست دارم صادقانه بنویسم. من بهعنوان برنامهنویس همانجا کار میکردم و خیلی زود فهمیدم که حقوق را مطابق یک فرایند نامشخص و گاه غیرعادلانه تعیین میکنند. در اولین ماهها از من میپرسیدن چه مقدار حقوق میخواهی و بعد آن را با ضرب در بیست و یک یا بیست و دو محاسبه میکردند و میگفتند این مقدار حقوق سالانه است. اما وقتی پایان سال میپرسیدم که آن مبالغ به چه شکل تقسیم شدهاند، پاسخ میدادند که دو ماه از آن به اضافهکاری من بوده و برداشت دیگری هم بابت صندوق در نظر گرفته شده که امسال لغو شده است. این توضیحات اغلب روشن نبود و حس میکردم از لحاظ شفافیت نسبت به خودم مسئولیت کمتری داشتند. در نهایت برداشت من از وضعیت حقوقی شرکت این بود که مسیر پیشرفت برای من چندان واضح نبود و به نظر نمیرسید که مسیر رشد مشخص یا فرصتهای ملموسی وجود داشته باشد. فقط برخی نمایشها و ادعاهای سطحی برای تبلیغ تیم یا پروژهها دیده میشد.
من تجربهای از یک دوره کاری در شرکت آتی شهر هوشمند ایرانیان دارم که مدیریتی به شدت ضعیف داشت و حقوقها با تأخیر محقق میشد. در نهایت با وجود مطالبات زیادی که داشتم از کار بیرون آمدم و ناچار شدم دربارهی آنShape شکایت کنم. اتفاقا تفاوتی بین شعبه شیراز و تهران وجود نداشت و من در شعبه شیراز کار میکردم. اگر کار به جایی برسد که فشار کاری بالا رود، پیشنهاد میکنم آرامش خود را حفظ کنید و به دنبال راه قانونی باشید تا بتوانید حقوق خود را پیگیری کنید.
هیچ کدوم از اعضاء دارای اخلاق و قوانین کاری مناسبی نمیباشند و برخورد آنها با کارمند در حد زیر صفر میباشد. به طوری که هرلحظه خودت را سرزنش میکنی برای کار کردن در این شرکت.
با وجود اینکه شرکت فنآوران ایمن شبکه باران را تجربه کردم، بهطور کامل از آن فناروی کار صحبت میکنم. حقوق را به صورت ناقص و در قطعات کوچک میدهند و پرداخت بیمه هم بهدستی و بهتکرار با تأخیر انجام میشود. رفتار مدیریت نسبتا نامناسب است و با منطق و احترام برخورد نمیکنند. انگشتگذاری بهجای رعایت اصول، حقوق من را به شکل خرد شده میپردازند. بیمه را بعضیوقتها رد میکنند یا فراموش میکنند یا بهطور متفاوت اعمال میشود. در محیط کار هیچ پاداش یا تشویقی وجود ندارد و انگیزهای برای بهبود کار وجود ندارد. ایرادات را بهجای پذیرش، با انعطافناپذیری پاسخ میدهند و معمولا نسبت به بازخوردها مقاومت میکنند. در کل توصیه نمیکنم این شرکت را برای کار کردن انتخاب کنم.
بعد از مصاحبه اول قرار بود یک تسک فنی برایم ارسال شود، اما خبری از ایمیل و تسک نبود. یک بار هم برای پیگیری پاسخ دادم، اما پاسخ نگرفتم. این رفتار تا حد زیادی بینظم و غیر حرفهای به نظر میرسید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.