به نظرم در کل دیجیکالا جای بسیار خوبی برای کاره. تعادل خوبی بین کار و زندگی هست و حقوقش جزو بالاترینها در ایران ه. تجربهی کار در یک سازمان بسیار بزرگ با افراد مختلف میتونه خیلی در مسیر پیشرفت شغلیتون تاثیرگذار باشه. ایرادی که من میتونم بگیرم این است که دیجیکالا از اون جایی یه سازمان بزرگ هست، دست شما به عنوان یک متخصص آیتی خیلی باز نیست در نتیجه خلاقیت و نوآوری در دیجیکالا نسبت به استارتآپها کمتر به چشم میاد. ساعت کاری تا حد زیادی شناور هست و اگر دیر سر کار برسید میتونید بیشتر شرکت بمانید و کسری کار خود رو جبران کنید. محیط کاری جذاب و مدرن ه و در بدور استخدامتون یه لپتاپ و مانیتور (و در صورت موافقت مانیتور دوم و کیبورد) بهتون داده میشه. حقوقها سر موعد مقرر واریز میشه در طول یک سال تنها یک بار دیدم که با تاخیر چند روزه واریز شه نهار هم از طرف شرکت داده میشه
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در سومین هفته دی بود که فهمیدم آنجا جای من نیست؛ شرکت با پیچیدگیهای مالی و تنگدستی در تار و پودش نفوذ کرده بود و این صرفا به حقوق محدود نمیشد.
اگرچه حقوق به موقع پرداخت میشود و پاداش و عیدی هم بهطور منظم صورت میگیرد، اما وضعیت کلی شرکت از نظر من مطلوب نیست. ساعت کار از نه تا چهار و بیست دقیقه است؛ با این حال میشود شروع زودتر داشت و زودتر هم از کار بیرون رفت. مدیریت به نظر من ضعف دارد و شرکت همچنان درجا میزند بدون نشانهای از رشد آینده. امکانات رفاهی وجود ندارد و محیط اطراف شرکت هیچ جذابیتی ندارد. تنها مزیتها این است که دو روز مرخصی کامل در اختیار است و حداکثر سه بار میتوان درخواست مرخصی ساعتی داد.
در فضای کار تیمی همدلی و گرما وجود دارد، اما مدیریت و منابع انسانی در تصمیمگیریها و رشد کارمندان کمی ضعیف عمل میکنند.
در این شرکت استارتاپی با چالشهای دوام تیم و جذب و نگهداشت نیرو مواجه بودم، اما طی یک سال حضورم، رشد مجموعه به مرور کاملا ملموس شد.
مدت کوتاهی که توی این شرکت کار میکردم، با مشاهدهی همبندیشیها متوجه شدم که بخش زیرساخت به دلیل نبود مدیریت مناسب و رفتارهای ناپسند برخی از نیروها، به تدریج از دست رفت. به طوری که تعداد مدیران سیستم از سه نفر به یک نفر رسید و به جز یک نفر، هیچیک از سایر sysadmin ها بیش از ده ماه در شرکت دوام نیاوردند.
در این شرکت شاهد وضعیتی بودم که قراردادها با کارکنان به شکلی یکطرفه بسته میشود و آنچه از جانب شرکت به تعهداتش نسبت به نیروها میرسد، اغلب اجرا نمیشود. پرداخت حقوق به طور منظم و بهموقع انجام نمیشد و جو کار به شدت تحت سلطه و تمرکز تصمیمگیری بود. از وجود برنامه یا نقشه مشخصی خبری نبود و هر گونه انتقاد یا درخواست از سوی ما با بیتوجهی یا بیاثر ماندن در لایههای پایین مدیریتی مواجه میشد. مدیران ارشد به نظر میرسیدند هیچگونه تحصیلات آکادمیک مرتبط ندارند. مدیریت در سطوح مختلف کمفرد و ناکارآمد به نظر میرسید و ساعات کاری به طور مشخص و ثابتی تعیین نشده بود. برای تاخیرها معمولا کسری حقوقی چند برابر لحاظ میشد و این مشکلات را میتوانم بهعنوان بدترین تجربه کاریام در این شرکت توصیف کنم.
ممکنه حقوق دریافتی نسبت به سایر شرکت ها کمتر باشه ولی به هر حال چیزی هستش که خودتون تو قرارداد پذیرفتین. از از لحاظ پرداخت به موقع و بدون مشکل هستش. تو انجام تسک ها تخمین ها و زمان ها باید دقیق ثبت بشن که اگه عادت نداشته باشین اذیت کننده هستش. ساعت کاری شنبه تا چهارشنبه 9 تا 18 و پنج شنبه ها 9 تا 1.30 هستش شناوری رو میتونید یه ساعت زودتر ورود و خروج کنین یعنی از 8 تا 17. و یک ساعت در روز زمان نهار و ... دارید. تنوع پروژه ها زیاد هستش و هر ساله چندین پروژه مختلف انجام میشه. اگه مدیر پروژه و... نباشین احتمال اینکه تو زمان غیر کاری باهاتون برای انجام کاری تماس بگیرن خیلی کمه. امکان پیشرفت وجود داره. و گاهی اوقات برای بررسی و تست تکنولوژی های جدید تو پروژه ها میتونید زمان اضافه بگیرید. به طور کلی شرکت خوب هستش ولی به دلیل اینکه شرکت نرم افزاری هستش و درآمد به طور مستقیم از قرارداد ها تامین میشه زمان انجام پروژه ها محدود و مشخص هستش و سقف حقوق وجود داره و احتمالا بعد از یه مدت برای افزایش حقوق از یه حدی به بالاتر باید برید یه شرکت دیگه.
در این شرکت پنج سال تجربه کار داشتم و میخواهم از تجربهام صریح بگویم. محیط کار به شدت کنترل میشود؛ صحبت کردن در محل کار به طور کامل ممنوع است و رفت وآمد با همکاران هم محدود است. سیستمها تحت نظارت کاملاند و در برابر پشت سر هم دوربین وجود دارد. زندگی شخصی من نیز تحت نظر بود و احساس میکردم باید همیشه در اختیار شرکت باشم. مسئولیتهای من مشخص شده نبودند و گاهی به نظر میرسید که چارچوب وظیفهها نامشخص است. با فناوریهایی که قدیمی محسوب میشوند، مثل دلفی ۷، ناچار بودم کار کنم. قرارداد کاری ملموسی به من ارائه نمیشد و گاهی سفته یا نگرانیهای مالی به وجود میآمد. پرداخت حقوق همواره به تاخیر میافتاد یا کمتر از انتظار بود و مزایا و بیمه و سایر حقوق به شکل قابل توجهی ارائه نمیشد.
در محیطی کار میکردم که مدیریت ضعیف و رفتار تند با کارکنان غالب بود. پرداخت حقوق بهموقع انجام نمیشد و گاه از کارمند طلبکار میشدم. سطح کار کمتر از انتظار و نبود مدیریت مؤثر بر وظایف احساس میشد. مدیر پروژهای با تخصص کافی در حوزه آیتی وجود نداشت و افراد با درخواستهای حقوق تکراری با تهمت روبهرو میشدند. ضعف شدید در مدیریت مالی باعث شد بخش مالی تقریبا از کار بیفتد. فضا بهطور کلی نامطلوب بود و انگیزه کاری کم بود. همچنین هزینه بیمه از کارکنان کسر میشد اما پرداخت آن به تعویق میافتاد.
وقتی وارد شرکت مرکز طراحی اسپیرال شدم، با وجود اینکه ادعای حمایت از طراحان میکردند، احساس کردم حقوق کارمندان به درستی پرداخت نمیشود.
در نهایت با وجود تماسهای فراوان، تسویهحسابی دریافت نکردم و سایر همکاران هم تجربههای مشابهی داشتند. بیمه را هم به شکل بیسامان پرداخت میکردند و به طور معمول یک یا دو ماه تأخیر داشتند. فضای کار بسیار بینظم بود و مدیریت هم ضعیف بود.
در ابتدای کارم با شرکت ستیران رو به رو شدم و احساس کردم محیط خوبی برای آغاز کار است؛ همه چیز منظم بود و توانستم نکتههای زیادی یاد بگیرم. تجربههای فراوانی در این مدت کسب کردم. تنها نکتهای که به ذهنم میرسد این است که در محلی که توسعهدهندگان حضور دارند، دوربین وجود دارد و این برای من جالب نبود.
من تجربهای کوتاه از همکاری با سانا گستر سبز دارم که در تیم مهندسی نرمافزار اتفاق افتاده است. این شرکت چند محصول دارد و دورهی کوتاهی را با یکی از تیمهای مرتبط تجربه کردم؛ بخشهای مربوط به پردازش داده و سایر حوزههای مرتبط با کار من بیشتر به چشم میخورد. فضای تیمی خیلی دوستانه و صمیمی بود و مدیر فنی شرکت، حسام که از بنیانگذاران هم هست، فردی خوشبرخورد و با انرژی بود. هر نفر مسئولیت خودش را میدانست و با شدت وظیفهشان را انجام میدادند و همهی اعضا برای رسیدن به هدف مشترک در تلاش بودند. از آن تجربه هم پشتوانههای مثبتی دارم و یکی از regrets من این است که به دلیل مسائل شخصی ناچار به ترک شرکت شدم.
یه استارتاپ جالب دیدم و تصمیم گرفتم رزومهم رو براش بفرستم. وقتی این شرکت را پیدا کردم، با خودم گفتم فرصت خوبیه و برای مصاحبه دعوت شدم. روز اول مصاحبه خیلی پرسش کردند و در پایان گفتن یک تسک ساده برای ارزیابی میفرستند. انجامش دادم و فرستادم؛ دوباره تماس گرفتن و گفتن برای جلسه نهایی باید آزمون عملی بدهام. تسکی که داده بودند یک بازی بود که باید توی یک ساعت پیادهش کنم. از قبل حقوق هم صحبت کرده بودند و میگفتند از دو و نیم میلیون شروع میشود تا دوازده میلیون برای افراد با امتیازات خاص. آن روز вось نفر بودیم و هیچکدام نتوانستیم کامل انجام بدهیم؛ فیلم بررسیشدهشون هم وجود داشت تا مبلغ قرارداد را پایین بیاورند. به این نتیجه رسیدند که همه حداقل حقوق را بگیرند و هیچکدام قبول نکردیم. چند روز بعد دوباره تماس گرفتند: حقوق ماه اول دو و نیم میلیون بود و بعد از اطمینان از تواناییهایمان به سه و نیم میلیون تغییر دادند. گفتم باشه، از شنبه کار را آغاز کردیم. این روند تقریبا چهل روز طول کشید. در ابتدای کار کار خاصی انجام نمیدادیم و منتظر UI بودیم، اما به محض آماده شدن UI، کار را شروع کردیم. به دلیل بیبرنامگی مدیر محصول، مهلتها از دست رفت و بین تیم بالا گرفت. وکیل آوردند و تهدیدهایی مطرح شد؛ به وعدههای مربوط به حقوق و سهام هم عمل نشد. تیم بیشتر از همه دنبال این بود که سریعتر تمام شود و بدون دردسر و شکایت کار را رها کنند. تنها نکته مثبتی که در اینجا برای من وجود داشت، پیدا کردن دوستهای خوب بود و تجربه برخوردهای نسبتا ناخوشایند و ناسالم در محیط کار.
به نظرم در کل دیجیکالا جای بسیار خوبی برای کاره. تعادل خوبی بین کار و زندگی هست و حقوقش جزو بالاترینها در ایران ه. تجربهی کار در یک سازمان بسیار بزرگ با افراد مختلف میتونه خیلی در مسیر پیشرفت شغلیتون تاثیرگذار باشه. ایرادی که من میتونم بگیرم این است که دیجیکالا از اون جایی یه سازمان بزرگ هست، دست شما به عنوان یک متخصص آیتی خیلی باز نیست در نتیجه خلاقیت و نوآوری در دیجیکالا نسبت به استارتآپها کمتر به چشم میاد. ساعت کاری تا حد زیادی شناور هست و اگر دیر سر کار برسید میتونید بیشتر شرکت بمانید و کسری کار خود رو جبران کنید. محیط کاری جذاب و مدرن ه و در بدور استخدامتون یه لپتاپ و مانیتور (و در صورت موافقت مانیتور دوم و کیبورد) بهتون داده میشه. حقوقها سر موعد مقرر واریز میشه در طول یک سال تنها یک بار دیدم که با تاخیر چند روزه واریز شه نهار هم از طرف شرکت داده میشه
در سومین هفته دی بود که فهمیدم آنجا جای من نیست؛ شرکت با پیچیدگیهای مالی و تنگدستی در تار و پودش نفوذ کرده بود و این صرفا به حقوق محدود نمیشد.
اگرچه حقوق به موقع پرداخت میشود و پاداش و عیدی هم بهطور منظم صورت میگیرد، اما وضعیت کلی شرکت از نظر من مطلوب نیست. ساعت کار از نه تا چهار و بیست دقیقه است؛ با این حال میشود شروع زودتر داشت و زودتر هم از کار بیرون رفت. مدیریت به نظر من ضعف دارد و شرکت همچنان درجا میزند بدون نشانهای از رشد آینده. امکانات رفاهی وجود ندارد و محیط اطراف شرکت هیچ جذابیتی ندارد. تنها مزیتها این است که دو روز مرخصی کامل در اختیار است و حداکثر سه بار میتوان درخواست مرخصی ساعتی داد.
در فضای کار تیمی همدلی و گرما وجود دارد، اما مدیریت و منابع انسانی در تصمیمگیریها و رشد کارمندان کمی ضعیف عمل میکنند.
در این شرکت استارتاپی با چالشهای دوام تیم و جذب و نگهداشت نیرو مواجه بودم، اما طی یک سال حضورم، رشد مجموعه به مرور کاملا ملموس شد.
مدت کوتاهی که توی این شرکت کار میکردم، با مشاهدهی همبندیشیها متوجه شدم که بخش زیرساخت به دلیل نبود مدیریت مناسب و رفتارهای ناپسند برخی از نیروها، به تدریج از دست رفت. به طوری که تعداد مدیران سیستم از سه نفر به یک نفر رسید و به جز یک نفر، هیچیک از سایر sysadmin ها بیش از ده ماه در شرکت دوام نیاوردند.
در این شرکت شاهد وضعیتی بودم که قراردادها با کارکنان به شکلی یکطرفه بسته میشود و آنچه از جانب شرکت به تعهداتش نسبت به نیروها میرسد، اغلب اجرا نمیشود. پرداخت حقوق به طور منظم و بهموقع انجام نمیشد و جو کار به شدت تحت سلطه و تمرکز تصمیمگیری بود. از وجود برنامه یا نقشه مشخصی خبری نبود و هر گونه انتقاد یا درخواست از سوی ما با بیتوجهی یا بیاثر ماندن در لایههای پایین مدیریتی مواجه میشد. مدیران ارشد به نظر میرسیدند هیچگونه تحصیلات آکادمیک مرتبط ندارند. مدیریت در سطوح مختلف کمفرد و ناکارآمد به نظر میرسید و ساعات کاری به طور مشخص و ثابتی تعیین نشده بود. برای تاخیرها معمولا کسری حقوقی چند برابر لحاظ میشد و این مشکلات را میتوانم بهعنوان بدترین تجربه کاریام در این شرکت توصیف کنم.
ممکنه حقوق دریافتی نسبت به سایر شرکت ها کمتر باشه ولی به هر حال چیزی هستش که خودتون تو قرارداد پذیرفتین. از از لحاظ پرداخت به موقع و بدون مشکل هستش. تو انجام تسک ها تخمین ها و زمان ها باید دقیق ثبت بشن که اگه عادت نداشته باشین اذیت کننده هستش. ساعت کاری شنبه تا چهارشنبه 9 تا 18 و پنج شنبه ها 9 تا 1.30 هستش شناوری رو میتونید یه ساعت زودتر ورود و خروج کنین یعنی از 8 تا 17. و یک ساعت در روز زمان نهار و ... دارید. تنوع پروژه ها زیاد هستش و هر ساله چندین پروژه مختلف انجام میشه. اگه مدیر پروژه و... نباشین احتمال اینکه تو زمان غیر کاری باهاتون برای انجام کاری تماس بگیرن خیلی کمه. امکان پیشرفت وجود داره. و گاهی اوقات برای بررسی و تست تکنولوژی های جدید تو پروژه ها میتونید زمان اضافه بگیرید. به طور کلی شرکت خوب هستش ولی به دلیل اینکه شرکت نرم افزاری هستش و درآمد به طور مستقیم از قرارداد ها تامین میشه زمان انجام پروژه ها محدود و مشخص هستش و سقف حقوق وجود داره و احتمالا بعد از یه مدت برای افزایش حقوق از یه حدی به بالاتر باید برید یه شرکت دیگه.
در این شرکت پنج سال تجربه کار داشتم و میخواهم از تجربهام صریح بگویم. محیط کار به شدت کنترل میشود؛ صحبت کردن در محل کار به طور کامل ممنوع است و رفت وآمد با همکاران هم محدود است. سیستمها تحت نظارت کاملاند و در برابر پشت سر هم دوربین وجود دارد. زندگی شخصی من نیز تحت نظر بود و احساس میکردم باید همیشه در اختیار شرکت باشم. مسئولیتهای من مشخص شده نبودند و گاهی به نظر میرسید که چارچوب وظیفهها نامشخص است. با فناوریهایی که قدیمی محسوب میشوند، مثل دلفی ۷، ناچار بودم کار کنم. قرارداد کاری ملموسی به من ارائه نمیشد و گاهی سفته یا نگرانیهای مالی به وجود میآمد. پرداخت حقوق همواره به تاخیر میافتاد یا کمتر از انتظار بود و مزایا و بیمه و سایر حقوق به شکل قابل توجهی ارائه نمیشد.
در محیطی کار میکردم که مدیریت ضعیف و رفتار تند با کارکنان غالب بود. پرداخت حقوق بهموقع انجام نمیشد و گاه از کارمند طلبکار میشدم. سطح کار کمتر از انتظار و نبود مدیریت مؤثر بر وظایف احساس میشد. مدیر پروژهای با تخصص کافی در حوزه آیتی وجود نداشت و افراد با درخواستهای حقوق تکراری با تهمت روبهرو میشدند. ضعف شدید در مدیریت مالی باعث شد بخش مالی تقریبا از کار بیفتد. فضا بهطور کلی نامطلوب بود و انگیزه کاری کم بود. همچنین هزینه بیمه از کارکنان کسر میشد اما پرداخت آن به تعویق میافتاد.
وقتی وارد شرکت مرکز طراحی اسپیرال شدم، با وجود اینکه ادعای حمایت از طراحان میکردند، احساس کردم حقوق کارمندان به درستی پرداخت نمیشود.
در نهایت با وجود تماسهای فراوان، تسویهحسابی دریافت نکردم و سایر همکاران هم تجربههای مشابهی داشتند. بیمه را هم به شکل بیسامان پرداخت میکردند و به طور معمول یک یا دو ماه تأخیر داشتند. فضای کار بسیار بینظم بود و مدیریت هم ضعیف بود.
در ابتدای کارم با شرکت ستیران رو به رو شدم و احساس کردم محیط خوبی برای آغاز کار است؛ همه چیز منظم بود و توانستم نکتههای زیادی یاد بگیرم. تجربههای فراوانی در این مدت کسب کردم. تنها نکتهای که به ذهنم میرسد این است که در محلی که توسعهدهندگان حضور دارند، دوربین وجود دارد و این برای من جالب نبود.
من تجربهای کوتاه از همکاری با سانا گستر سبز دارم که در تیم مهندسی نرمافزار اتفاق افتاده است. این شرکت چند محصول دارد و دورهی کوتاهی را با یکی از تیمهای مرتبط تجربه کردم؛ بخشهای مربوط به پردازش داده و سایر حوزههای مرتبط با کار من بیشتر به چشم میخورد. فضای تیمی خیلی دوستانه و صمیمی بود و مدیر فنی شرکت، حسام که از بنیانگذاران هم هست، فردی خوشبرخورد و با انرژی بود. هر نفر مسئولیت خودش را میدانست و با شدت وظیفهشان را انجام میدادند و همهی اعضا برای رسیدن به هدف مشترک در تلاش بودند. از آن تجربه هم پشتوانههای مثبتی دارم و یکی از regrets من این است که به دلیل مسائل شخصی ناچار به ترک شرکت شدم.
یه استارتاپ جالب دیدم و تصمیم گرفتم رزومهم رو براش بفرستم. وقتی این شرکت را پیدا کردم، با خودم گفتم فرصت خوبیه و برای مصاحبه دعوت شدم. روز اول مصاحبه خیلی پرسش کردند و در پایان گفتن یک تسک ساده برای ارزیابی میفرستند. انجامش دادم و فرستادم؛ دوباره تماس گرفتن و گفتن برای جلسه نهایی باید آزمون عملی بدهام. تسکی که داده بودند یک بازی بود که باید توی یک ساعت پیادهش کنم. از قبل حقوق هم صحبت کرده بودند و میگفتند از دو و نیم میلیون شروع میشود تا دوازده میلیون برای افراد با امتیازات خاص. آن روز вось نفر بودیم و هیچکدام نتوانستیم کامل انجام بدهیم؛ فیلم بررسیشدهشون هم وجود داشت تا مبلغ قرارداد را پایین بیاورند. به این نتیجه رسیدند که همه حداقل حقوق را بگیرند و هیچکدام قبول نکردیم. چند روز بعد دوباره تماس گرفتند: حقوق ماه اول دو و نیم میلیون بود و بعد از اطمینان از تواناییهایمان به سه و نیم میلیون تغییر دادند. گفتم باشه، از شنبه کار را آغاز کردیم. این روند تقریبا چهل روز طول کشید. در ابتدای کار کار خاصی انجام نمیدادیم و منتظر UI بودیم، اما به محض آماده شدن UI، کار را شروع کردیم. به دلیل بیبرنامگی مدیر محصول، مهلتها از دست رفت و بین تیم بالا گرفت. وکیل آوردند و تهدیدهایی مطرح شد؛ به وعدههای مربوط به حقوق و سهام هم عمل نشد. تیم بیشتر از همه دنبال این بود که سریعتر تمام شود و بدون دردسر و شکایت کار را رها کنند. تنها نکته مثبتی که در اینجا برای من وجود داشت، پیدا کردن دوستهای خوب بود و تجربه برخوردهای نسبتا ناخوشایند و ناسالم در محیط کار.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.