من حدود 1 ماهه با این شرکت همکاری دارم. شنیدم که شرکت قبلا مشکلات زیادی داشته و من هم اول تردید داشتم که باهاشون همکاری کنم. ولی چون جایی پیدا نکردم باهاشون شروع به کار کردم. و الان خیلی راضی ام. شرکت خیلی بزرگ نیست و کوچیکه ولی تیم چابکی داره . محصولات جالبی هم داره. مشکلات پرداخت هم نداره و همه چی حداقل تا الان مرتب بوده
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سلام من در این شرکت مدت سه سال کار کردم که خیلی شرکت مزخرف شده است کار های به موقع انجام نمی دهند بعد مثل آدم توافق های صحبت می کند که نگار علمای بزرگان هستند و دوم اینکه فقط یک چیزه همیشه یاد گرفته اند که با داده و پنهان کار هاشون هست حتی منابع انسانی شون خیلی طول می دهند که کار انجام بدهند اما دو چيز اش خوبه یک بیمه دو پاداش و البته یک چيز ديگه هم دارد اون همکاری صمیمی هستند
من به عنوان یک مراقب کیفیت و بازرسی، تجربهای از یک مصاحبه را بازگو میکنم که در تاریخ بیستپنجم تیر یا همان ۹/۴/۱۴۰۳ داشتم؛ در ساعت دو بعدازظهر به صورت آنلاین با واحد منابع انسانی مصاحبه برگزار شد و جلسه به هیچ وجه رضایتبخش نبود. در طول گفتوگو آنها بیشتر به تلفن میز پاسخ میدادند و به حرفهای من توجه نمیکردند. اگر فرد مصاحبهشونده در حین صحبت با گوشی مواجه شود، از نظر آنها چه واکنشی نشان میدهد؟ به توهین و بیاحترامی من را تقبیح میکردند و من هم سعی داشتم تجربیاتم را بیان کنم اما آنها مستقیم به دوربین نگاه نمیکردند و با بیتوجهی به سوالات پاسخ مشخصی نمیدادند. درباره حقوق و پوزیشن شغلی هم توضیح دقیقی ارائه نشد. ضمن اینکه در حین مصاحبه، تمرکزم از دست رفت زیرا ایشان به طور مکرر با تلفن صحبت میکردند و من هنوز جملهام تمام نشده بود. وقتی گفتند انتظار داشتی در مدت کوتاه سرپرست شوید، من گفتم چنین انتظاری نداشتم و شرایط یادگیری را ترجیح میدادم. روز بعد از مصاحبه تماس گرفتند و گفتند نمیتوانم به مرحله بعد بروم بدون ارائه دلیل، و به نظر میرسید که مصاحبه به درستی برگزار نشد و به حرفهایم توجه ی کافی نشده بود.
من در شهر لبنیات میهن بودم فرایند استخدام خیلی طولانیه مدارک اضافی میخوان،اصلا به مدرک یا تواناییت کاری ندارن میفرستن پیش منابع انسانی من ۳ بار مراجعه کردم پیش یه خانومی نبودن بقیه هم از سرشون میکردن اخرش با اسرار بهم یه لیست مدارک دادن از شرایط کار اصلا توضیح ندادن برام بعد بدو بدو ها با مدیر قسمت باید مصاحبه کنی که سوال های میپرسن که مسخرس مثلا میپرسه چرا ازدواج نمی کنی یا چرا شرکت دیگه ای نرفتی بعدشم میگن بیا سرکار شرکت به اون بزرگی سرویسش سوارت نمیکرد صبحانه خوبی نمیداد بعدشم نسبت به کاری که میکردی با ساعت کاری زیاد حقوق کمی میدادن اونجا یارو با لیسانس پالت میزد حقوق رو تازگیا دیر میدادن پاداش نمیدادن ،بجای پک به کارکنان انرژی زا میدادن،مرخصی بهت نمیدن به اسونی،تعطیلات همش سرکاری این همه بدشو گفتم خوبیش هم اینه اکثر ادم هایی که مثل جسمی یا سنشون بالا بوده جایی بهشون کار نمیدادن میهن قبول میکنه وعده غذاییش هم بد نیست خوبه
برای مصاحبه جای دوری انتخاب کردن باید پول زیادی بدی بری اونجا بعدشم تو یه اتاقی فیلم میذارن برات از شرایط کار اونجا فکر میکنی که اسونه بعدش میگن برای مصاحبه و آوردن مدارک،۱ روز میگن که برای آموزش بیای تقریبا همه قسمت هارو بهت یاد میدن درحالی که ما قسمت پیکاب بودیم بعدش میگن برو سر شیفتت بیا سرویسش خیلی بده هرروز یه راننده میومد تایم استراحت ندارن محل گذاشتن گوشی ندارن،غذا ندارن، گاهی اوقات یه موزی چیزی میدادن،برای دستشویی رفتن باید اثر انگشت بزنی به ما گفتن ۸ ساعتس کارش ولی ۱۲ ساعت نگهت میدارن،باید هر ۱ ساعت ۱۰۰ عدد جنس جمع کنی اگه نکنی اخطار و تو مخی بهت میدن،برای دخترا جای خوبی نیست همش براشون مزاحمت ایجاد میکردن و ازشون کار سنگین میکشیدن در کل من ۳ روز بیشتر کار نکردم اونجا موقع تسویه هم ۱۷۰ هزار بدهکارهم شدم
من برای مصاحبه دعوت شدم طب کار داخل بهداشت خود کروز انجام میشه بهتون بگم یک ایراد جزئی داشته باشی رد میشی من بخاطر یکم اضافه وزن ۸۷ کیلو رد شدم گفتن وزنت زیاده اگه گودی کمر دارید و دیسک کمر دارید اصلا نرید چون میفرستن mri و سونوگرافی ۲،۳میلیون خرجتون میشه بهتون برمیگردونن ولی به الافیش نمی ارزه تنها مزیت کروز ۸ ساعته بودنشه بقیه چیزهاش مثل شرکت های دیگس
واقعا دم کسانی که این سایت رو زدن گرم که انسانی دیگه هم قبل از ورود به شرکت ها با اون آشنا بشن. اما تجربه خودم اول از همه دون می پاشن و شما رو سعی می کنن به هر نحوی شده جذب کنن بعد به شما می گن بصورت آزمایشی باید کار کنید. دوم اینکه از شما سفته و گواهی عدم سوء پیشینه می گیرن که بعدا بر زد شما بتونن استفاده کنن که علت هم داره اینها با جا های امنیتی قرارداد دارن! و اینکه دوربین و سیستم شما دائما توسط مدیر عامل کنترل میشه! فوق العاده محیط زیرآب زنی دارن و به شدت خاله زنک! جالب اینجاست که شما باید بشینی نرم افزار اونها رو یاد بگیرید و اگر یاد نگیرید به یک بهونه ای شما رو بیرون می کنن! مدیر عامل از خود راضی هم فوق العاده فکر می کنه هر جور دلش می خواد می تونه با شما رفتار کنه. کلا احمقی بیش نیست. نرم افزار هاشون هم کلی باگ داره که به درد خودشون می خوره نه مردم!
من 4 ماه است در وب وان مشغول شدم بعد از مصاحبه که گفتن نظرشون مثبته وقتی میخواستم در مورد وب وان بیشتر بدونم با این صفحه اشنا شدم برخی در مورد مدیریت نوشته بودن و حقوق من با مدیریت مصاحبه کردم و چون اصلا نمیخورد آدم بدی باشه گفتن حقوق ها هم منظمه مشغول به کار شدم الان بعد از 4 ماه چیزایی که از مدیریت دیدم خیلی با اخلاق، اتفاقا خیلی باسواد و پر هستن و در یک کلام مدیر واقعی هستن و مدیریت هم از اول خود ایشون بوده و عوض نشده حقوق ها هم مرتب پرداخت شده و از پرسنل قدیم هم پرسیدم روال همیشه ثابت و منظم بوده محیط دوستانه و خارج از حواشی هست من وب وان رو به دوستان توصیه میکنم از لحاظ مدیریت و حقوق و در کل جو شرکت امتیازش از هر نظر خوبه
من دو ماهه که با این شرکت همکاری دارم. خیلی نظرات منفی این صفحه رو نمیفهمم. چون من هیچ کدوم از این مشکلات رو ندیدم. شرکت پروژه های خوبی داره. مدیر عامل شرکت هم شخص محترمیه . مشکلات مالی هم خیلی ندیدم داشته باشه. و پرداخت ها و بیمه ها هم درست بوده.
اگر میخوای به یک روان پریش تبدیل بشی از حجم بی عدالتی ها و ظلم و جنایت، حتما به پرشیا خودرو سر بزن……. یک عده فک و فامیل بی سواد دور هم جمع شدن و …
در یک آغاز تازه برای تجربهای که از جستوجوهای شغلیم گرفتم، تصمیم گرفتم درباره شرکت توکاسافت و تجربه کاریم به عنوان پشتیبان نرمافزارهای وب صحبت کنم. اوایل فروردین ۱۴۰۳ بود که به دنبال استخدام در یک شرکت نرمافزاری بودم و واقعا خوشحال بودم که فرصتی را پیدا کردهام، اما به مرور وضعیت شرکت و رفتارها خیلی برای من روشن شد. تیم شرکت اصلا ساختاری منسجم نداشت و تنها یک نفر مدیرعامل، برنامهنویس، منشی و مسئول امور دیگر بود؛ فردی که بدل به نقطه دردسر اصلی شد و با رفتارهای توهینآمیز و صحبتهای نامناسب در ساعات نامناسب شب، به جای همکاری دوستانه، رفتاری تهاجمی داشت و انتظار داشت من همیشه در دسترس باشم. از بقیه اعضای تیم خبری نبود و شرکت در مکانی که ادعا میکرد حضور دارد هم تنها بود. به نظر میرسید که هیچ پشتیبانی یا ساختار جدی منابع انسانی وجود ندارد و ارتباط با برخی افراد هم غیرواقعی و بدون حضور فیزیکی بود. گمان میکردم که تمامی پروژههای شرکتها را میخواهد یک نفر مدیریت کند و برای این منظور به پشتیبانی، مدیریت سرور و پشتیبانی ۲۴ ساعته نیاز داشت که این ترکیب کارها به هیچ وجه حرفهای نبود و تنها به تبلیغاتی بیپایه شباهت داشت. متن آگهی شرکت هم برایم شکبرانگیز بود زیرا فهرست حقوقی که وجود داشت با پرداختی که انجام میشد تفاوت زیادی داشت و حقوقها به موقع یا کامل پرداخت نمیشد. اینکه کارفرما از من میخواست همیشه در دسترس باشم و پس از پروژههای بانک مسکن، به کارهای دیگر برون و تا صبح بیدار بمانم، به نظر میرسید سوءبرداشت از کار و فشارکاری بیحد و حصر است. بخش دیگری از رفتارهای نامناسب این شرکت این بود که برای هر کار، فردی را به عنوان کارآموز معرفی میکردند که انتظار داشت با استفاده از منابع آنلاین بدون داشتن تجربه عملی، تخصص لازم را به دست آورد. در طول دوره کارآموزی هم وضعیت خیلی قابل قبول نبود. برخلاف توضیحات آگهی، از من سفته سفید میگرفتند تا مبادا فرار کنم، اما در نهایت حقوقی دریافت نکردم و با وجود کار دو ماهه، به من تنها تهدید میشد که از طریق مراجع قانونی پیگیر میشود؛ نتیجه اینکه هیچ سابقه کار رسمیای از این تجربه در پروندهام ثبت نشد. به طور کل، تجربه من از این شرکت تنها پر از نگرانی و پشیمانی بود و از نظر من ارزش چندانی برای ادامه کار یا جذب فاکتورهای مالی درست ندارد.
من چند وقته تو این شرکت مشغول شدم، از هر لحاظ شرکت ضعیف و لوو لولی هست. وعده های دروغ میدن. هیچ پیشرفتی در کار و توانایی ها نیست. یه شخصی هم راجعبه گل و باغ و نظر داده بود من با این تجربه چند ماهم چیزی که میبینم این مدیران از باغبانی فقط کود دادنشو بلدن، و در حال تولید و توسعه کود برای این باغ هستن که بوی تعفنش همه جا رو گرفته.
این روزای کاریزما آدم رو فقط یاد این ضرب المثل میندازه: کار هر بز نیست خرمن کوفتن گاو نر میخواهد و مرد کهن سفارشی ها از PM گرفته تا TL های پشمک رنگی و بیسواد شرکت کاریزما رو به فنا بردن آشفتگی و بی نظمی و بی خردی و کثیف کاری خروجی این پشمک رنگی ها بوده و هست شهر که شلوغ میشه ........... هفت تیر کش میشه
تقریبا سه ساله با مجموعه پیام آوا دارم همکاری میکنم و دچار هیچ حاشیه و مشکلی نشدم. از هیچ هزینه ای برای آموزش و ارتقا نیروها دریغ نمیکنن یه نکته: بعد از کارکردن با اینهمه ادمهای مختلف و جاهای مختلف، تا خودتون حاشیه نداشته باشید، براتون مشکلی توی هیچ محل کاری پیش نمیاد 🤞 تو همه ی شرکت ها؛ آدم های زیرآب زن و دروغگو و حسود برای خراب کردن افراد هست.. مهم اینه با اخلاق حرفه ای بتونین با این مسائل کنار بیاین تا یک فضای امن و بدون مخاطره برای خودتون بسازین
در جلسهای برای نهایی کردن حقوق، مصاحبهای طولانی داشتیم و معاون مربوطه با مدیر مربوطه حضور داشت. مردی بود با ریش بلند و قد بلند که به نظر میرسید بیشتر به فرایند مصاحبه تسلط ندارد تا مصاحبهگری حرفهای. دو ساعت طول کشید و هیچ نوشیدنیای هم برای آرامش دادن به شرکتکنندگان نیاوردند تا به نتیجهای مطلوب برسیم. او به وضوح به دنبال کنترل اوضاع بود، اما من از تجربه و موقعیت خودم برای بیان دستاوردهایم استفاده میکردم و به سمت پیشنهادهای حقوقی بهتر متمایل بودم. در طول مصاحبه، با لحنی تند و طعنهآمیز درباره فامیل من صحبت کرد و از من خواست با شرایطی که ارائه میدادند کنار بیایم؛ موضوعی که نشان میداد جایگاه من را پایینتر میبیند و با زبان ناپسندی به من میتازد. در نهایت به نظر میرسید که این افراد در سطح خود باقی ماندهاند و قصد ندارند تغییری کنند، گویی دنبال بهروزرسانی بودن با رویکردی قدیمی هستند. به نظر میرسید این فرد بهنوعی از جایگاه خود سوءاستفاده کرده و به سمت معاون بودن سوق یافته است.
خیلی شرکت خوبیه آرزوی موفقیت میکنم برای تیم خوبشون خیلی خوش برخورد و صبور بودند و حقوق ها را به موقع پرداخت میکردند مخصوصا حقوق منا زودتر از همه میدادند بیمه هم کامل پرداخت میشد ل از طرف یک شیطون بلاd
من تصور میکنم محیط کار این شرکت به گونهای است که اگر جایگزین بهتری نداشته باشید، بهتر است بهعنوان آخرین گزینه به آن نگاه کنید. واقعا احساس میکنم رفتارها در آنجا شبیه برخورد با یک سرباز است؛ حتی وقتی لباس یا فضای کار به سبک نظامی نیست، باز هم فشارها و محدودیتها خیلی مشهود است. از طرفی مزایای چندانی برای کارمندان ارائه نمیشود و به نظر میرسد این فشارها به روشهای گوناگون نمایان شود. دلیل دیگری که میتواند مطرح شود این است که افراد با طرز فکر نظامی و با بهرههوشی پایینتر در سطوح مدیریتی حضور دارند و از این رو کمبودهای خودشان با ترفندهای مختلف به چشم میآید و ممکن است بر کارم تأثیر منفی بگذارد. در برخی مواقع، پادگان نسبت به پژوهش نوین رایانه ارجحیت پیدا میکند؛ در پادگان فضا برای تفکر آزادتر و فشار بدنی کمتر وجود دارد، در حالی که اینجا فشار ذهنی بیشتری دارد و تنها از حقوقی مشابه همان حقوق سربازان بهره میبریم.
اصلا توصیه نمیکنم. حتی برای نیروهای تازه کار. نیروی تازه کار بهتره جایی بره که بعد دوسال انقد تجربه کسب کرده باشه که بتونه با اعتماد به نفس کارش رو عوض کنه. شما بعد دو سال کار کردن تو این شرکت هیچی بهت اضافه نمی شه. شاید حقوق بهتری نسبت به بعضی شرکت ها بگیری ولی علاوه بر اینکه روح و روانت نابود میشه( البته اگه خودتون جز دسته نابودکنندگان نباشید!) بعد دو سال میشید یه نیروی صفر که دو سال هم سابقه کار داره و هیچی بلد نیست و پوینت منفی هم براتون به حساب میاد. اینجا بدرد کسی میخوره که فقط بخواد یه زندگی کارمندی داشته باشه و تا آخر عمرش تو این شرکت بمونه و هرچی هم بلا سرش آوردن خودش رو یجوری قانع کنه و بمونه.اگه پیشرفت براتون مهمه و نمیتونید تبعیض و بی احترامی و حاشیه رو تحمل کنید! تو هر لولی هستید به این شرکت نرید!
برای من تجربهای روشن از یک کارگاه تولیدی بود که در آن احساس میکردم مدیریت با فاصلهای زیاد از واقعیتها کار میکند و آشفتگی ساختاری حکمفرماست. اوضاع به هم ریخته بود و هرکسی از دیگری حمایت نمیکرد. دغدغهای از مسئولیتپذیری دیده نمیشد و تصمیمها به شکل غیرمنسجم گرفته میشد. بیاعتمادی نسبت به برخی روالها و افرادی که کار با انگیزه و تعهد ندارند، به چشم میخورد. با وجود تعداد زیادی افراد با تجربه، وقتی دلسوزی و همدلی کم باشد، به نظر میرسد که مجموعه به سمت یک تشکل مشاور بدنام و تعدادی پرسنل که انگیزه کافی ندارند کشیده میشود. سوالی که مطرح میشد این بود که چه وظیفهای برای مدیر منابع انسانی وجود دارد به جز هزینهسازی و مزاحمت برای برخی همکاران. مدیر کارخانه هم ظاهرا با موقعیت و کارکردی نامشخص در جایگاه مدیریتی بود و حقوق قابل توجهی به او میدادند، حال آن که کارها به شیوهای مناسب رهبری نشده بود. اینها منبعی برای احساس مظلومیت بود و ذهنم را با این پرسشها درگیر میکرد که واقعا چه نقاط ضعفی در ساختار وجود دارد و چگونه میشود به بهبود اوضاع نزدیک شد.
شرکت شکوه طعام وارنا را تجربه کردم و به عنوان اپراتور تولید روایت میکنم. مدیران سابق آنها را با تصمیمات نادرست به نابسامانی کشاندند و اثر منفی بیثباتی را چه در کارخانه و چه در کنترل کیفیت برجای گذاشتند. بهنظر من، بهترین مدیر این مجموعه را به دلیل رفتارهایی نامناسب با تیم از دست دادند و این مسئله به کاهش انگیزه و خروج نیروها منجر شد. تعداد قابل توجهی از همکاران معتبر یا رفتند یا در شرف رفتن هستند و گروهی از کارکنان جدید هم به نحوهای نامساعد با همکاران برخورد میکنند و فضای کار را به چالش کشیدهاند. از نظر من، برخی افراد تازهوارد به جای همکاری سازنده، با بداخلاقی و مزاحمتهای غیرمسئولانه شأن کار را پایین میآورند. به طور خلاصه، وضعیت کارخانه حالا بهگونهای است که فضای امن سابق از بین رفته و جو داخلی به هم خورده است. حقوق من دو ماه است که پرداخت نشده و این مسئله به شدت در فشار مالی من و سایر همکاران تاثیر میگذارد. امیدوارم مشتریان باقیمانده نیز نکاتی را متوجه شوند تا اوضاع دوباره به سمت ثبات برگردد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.