اولین چیزی که از شرکت به ذهنم میرسد این است که با وجود رویکرد محترمانه مدیران، فضای کار در اینجا آرام و بیحاشیه است و بروکراسی معمول شرکتهای بزرگ را ندارد. مصاحبههای فنی اول و دوم را تجربه کردم و مصاحبه نهایی با مدیرعامل برگزار شد که واقعا فردی با احترام بالا بود. به طور کلی فکر میکنم این شرکت خوب و با ثبات است و پروژههای قابل توجهی در سطح ملی دارد. در حال حاضر دو شعبه دارد؛ یکی در هفتتیر و دیگری در منطقه ۲۲.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در دوران حضورم در این شرکت، اوضاع بهطور کل غیرمنصفانه و بیثبات بود. مدیریتی وجود داشت که به فردی که اکثر همکاران با او مشکل داشتند، شدت بخشیده میشد و هر کاری میکرد با او کنار میآمدند. بارها به اعضا توهین میشد و شوخیهای نامناسبی انجام میشد، اما باز هم آن فرد، که یک برنامهنویس جونیور اندروید بود، همچنان کنار میآمد. شرکت تنها با نام رعایتکننده اصطلاحات خارجی شناخته میشد و به محض پیدا شدن مشکلات مالی، اولین گام این بود که نیروها را رها یا کنار میگذاشتند. رفتار مدیران با سایر همکاران نیز بسیار ناسالم و تحقیرآمیز بود و القاب ناگوار نسبت به آنها گذاشته میشد. همهچیز به گونهای بود که حس میکردم وقت و انرژیام بیهوده مصرف میشود.
محیط دوستانه و پر از یادگیری داره. پروژه های متعدد شرکت هم امکان رشد سریع تر رو فراهم می کنه. برا کسایی که می خوان مهاجرت کاری کنند هم می تونه جزو گزینه های خیلی خوب محسوب بشه.
درست میگویم که حقوق را بهموقع میپردازند و تا الآن تاخیر ثبت نشده است. با این وجود، تجربهام از کار در سه کلیک نکتههای زیادی دارد که باید دربارهشان بدانید. تیم منابع انسانی این شرکت که بیش از پنجاه کارمند دارد، در عمل فقط دو نفر هستند که عنوان مدیر منابع انسانی را یدک میکشند، و نفر دیگر بیشتر نقش هماهنگی مصاحبه و امور مربوط به آن را به عهده دارد. مرخصی گرفتن بهسختی انجام میشود و به نوعی میشود گفت که اصولا وضعیت مرخصی مطلوبی وجود ندارد. شرایط کاری بسته به بخش مربوطه متفاوت است و گاهی ممکن است کمی بهتر به نظر برسد. بهطور مثال برخی واحدها همه تعطیلات را به صورت شیفت دارند در حالی که ممکن است هیچ نیازی به انجام کار در آن روز تعطیل احساس نشود. قبل از امضا یا پذیرش پیشنهاد، حتما قرارداد را به طور کامل بخوانید و با شرایط استعفا نیز آشنا باشید، زیرا قوانین خاص و عجیبی در این شرکت وجود دارد که باید دربارهشان آگاه باشید.
وقتی با دیدار مصاحبه کردم، تجربهای را پشت سر گذاشتم که هنوز هم برایم جالب است. در جلسه اول، مدیر آکادمی دیدار حضور داشت و به نظر من یکی از حرفهایترین گفتوگوهای شغلی بود که در بیست و پنج سال تجربهام دیدهام؛ مصاحبه از طریق گوگل Meet برگزار شد. چند روز بعد تماس گرفتند و از من خواستند برای دومین مصاحبه با مدیرعامل دیدار به دفتر آنها بیایم. مسیر طولانی بود؛ از شرق تهران تا منطقه شهرک غرب رفت و آمد کردم تا در آن جلسه حاضر شوم. مدیرعامل سوالاتی درباره وضعیت خانوادگی و والدین مطرح کرد؛ مدت زمان چند دقیقه بیشتر طول نکشید و گفتند فردا یا پس فردا با من تماس خواهند گرفت. من از این فاصله و روش پاسخدهی خیلی شگفتزده شدم و فکر نمیکردم چنین جلسهای در چنین سطحی باشد. پس از چند روز، تیم منابع انسانی از من خواستند برای بررسی سابقه کاری، با دو نفر از مدیران سابقم تماس بگیرند تا در مورد من پرسوجو کنند. این درخواست را واقعا غیرقابل قبول و تا حدی توهینآمیز دیدم؛ اگر مشکلی برای من وجود داشت که به تغییر شغل فکر نمیکردم، مخصوصا با چنین فضایی که در بسیاری از شرکتهای ایرانی مشاهده میکنم. به نظر من فرهنگ سازمانی دیدار چندان مناسب نیست و این تجربه برایم ناامیدکننده بود.
بیرون اومدن از پارمیس یکی از بهتربن اتفاق های زندگی من بود! بدترین روزهای کاری رو در این شرکت داشتم! مدیریتی فوق العاده غیرحرفه ای و کنترل گر داره که بیشتر وقتش به چک کردن دوربین ها میگذره. اونقدر دوربین برای دیدن و شنیدن تک تک کارهای افراد نصب هست که به خودت شک میکنی! همه چیز بر اساس عدم اعتماده و رفتارهای زننده و بی احترامی خیلی معموله. هیچ برنامه مدونی برای کار ندارن و هدفشون فقط سواستفاده و پول درآوردنه! هیچ احترامی برای مشتری قائل نیستند و حتی جوری سواستفاده گرانه بهش نگاه می کنن که تو به عنوان بخشی از مجموعه جلوی مشتری خجالت میکشی! محیط هم که چنان سمی هست که انتقال اطلاعات و دانش به هیچ وجه جایگاهی نداره و هرکسی فقط به فکر موندن توی جایگاه خودش (نه پیشرفت، موندن!!!) هست حتی به قیمت فروختن همکارش و همکاری نکردن و حتی کارشکنی به هر قیمتی! اول استخدام کلی وعده و وعید میدن و با امروز و فردا کردن همه رو به تعویق میندازن تا بالاخره به خودت بیای و بفهمی اینها فقط برای بهره کشی و استثمار نیروی کار هست! جالبه که با وجود حقوق بسیار پایین (در شغل بعدی که دقیقا موقع ترک شرکت مشغول شدم، خودشون حقوق سه برابر پیشنهاد کردن بهم!!!) ساعت کاریشون هم بیش از ساعات کاری معمول هست و وفتی صحبت میکنی خیلی حق به جانب میگن قانون اینجاست!!! نگاهشون کاملا از بالا به پایین هست به نیروی متخصص! توی این شرکت و بودن با این آدمای کاملا سطح پایین، غیرحرفه ای و کوچیک کار کردن فقط اتلاف وقته! هیچ پیشرفتی نداری و تازه وقتی میای بیرون می بینی آدمها اونقدر هم غیرقابل اعتماد و پست نیستند!
باور کنید من همواره از همراهی و تلاشهای همتیمیها قدردانی میکنم و هر تیمی با نقاط ضعفی روبهروست، اما وجود این مشکلات به ما فرصت میدهد بهتر شویم. از همان مدیر فنی که در دیدگاه دوست قبلی به او اشاره شد، این پیام را میگیرم که همدلی و همکاری بین اعضا هدف اصلی است. اگر در زمان حضور میگفتیم این مسائل را مطرح میکردیم، بیشک برای بهبود شرایط تلاش بیشتری میشد یا دستکم دلایل کارها روشن میکرد. به عنوان یک همتیم و به پاس زحماتی که کشیدهاید از شما سپاسگذارم و در صورت درست بودن ایرادها، عذرخواهی میکنم. اگر شما عضوی از تیم آوا نبودید و این تجربه به شما منتقل شده یا در مسیر انتقال است، توصیه میکنم بیایید و دوباره از نزدیک مواردی را که گفتید بررسی کنیم. دیدگاه مدیران آوا، همواره نبوده است و نیست؛ ما با هم و با کمک تمامی اعضا شرکت را میسازیم، رشد میکنیم و با اشتیاق کار میکنیم. امیدوارم روزهای پربار و پرنشاطی در پیش داشته باشید.
شرکت همراه کسب و کارهای هوشمند را در سروصدای اخیر پشت سر میگذارم و از زاویهی خودم روایت میکنم. گفتوگوهای کاربران در سایت مربوطه درباره وضعیت اخلاقی شرکت را دنبال میکنم و بهروز بودن خبرا را همچنان اهمیت میدهم. پرسشها و واکنشهای مدیران مجموعه را از زمانی که بحث فساد اخلاقی مطرح شد و PMO محبوب بیش از پیش به چشم میخوردند، دنبال کردم و واکنشهایشان را چنین دیدم: ۱) محدودسازی دسترسی اینترنت برای کارمندان. ۲) تهدید کارمندان به قطع حقوق و مزایای کارانه در صورت عدم معرفی افرادی که این نظرات را منتشر کردهاند. ۳) هماهنگی کامل با مدیر منابع انسانی، خانم بنفشه، برای لاپوشانی موارد اعلامشده تا جایی که مدیرعامل حتی به وجود مشکلات گمراهی را درک نکند. کشفیات تازه: PMO محبوب در طول روز پیوسته در راهروی طبقه هشتم دیده میشود که گاه مصرف گل میکند و گهگاهی مرتب از قطرههای چشم استفاده میکند. همچنین در اقدامی تازه، برای تولد CTO یک مراسم مفصل برگزار شد و تقریبا همه را وادار کرد در خرید هدیه مشارکت کنند. برای این کار، فایلی اکسل ساخته بود تا نام افراد و مبلغ هدیه را در آن ثبت کند و هدایا به سمت محبوب تحویل داده شود تا دربارهی افراد ناسپاسی که برای هدیه هزینه نکردهاند تصمیمگیری شود. نظر شخصی من: برخلاف دیدگاه برخی همکاران، معتقدم مدیرعامل کاملا از جزییات آگاه است؛ تنها از ترس، توان اعمال اقدام جدی ندارد. خانم بنفشه و آقای علیخانی نیز در جریان کامل این موضوع هستند و در گفتگوهای رو در رو هر دو به وجود این مشکلات اذعان کردهاند، اما ترجیح میدهند از شرایط منفعتی ببرند که فساد به وجود آورده. در نهایت پروژه با وجود چالشها به سمت زمینخوردن شرکت پیش میرود و نتایج نشان میدهد که تیمهای باهوش و قوی شرکت باید زودتر خودشان را از این محدودیتها آزاد کنند.
فضای شرکت به شدت پر از سروصدا و بینظمی بود و هیچ حس حریم خصوصی وجود نداشت. موقعیت دفتر در پارک وی بود و در ساعات پیک ترافیک، پارک جای مناسبی نبود. کارها بهطور کامل باید حضوری انجام میشد و حضور از ۹ صبح تا ۶ عصر انتظار میرفت، انگار کار هم همانند نگهبانی و بافت ژرفی از فشار بود. در کنار این روند، احساس فشار حقوقی وجود داشت و از پیامکهایی که به اسم اسنپ میآوردن سوءاستفاده میکردند. process مصاحبه هم بهنوعی عجیب آغاز شد؛ زنی به نام پرنیان امدادی با من تماس گرفت و گفت باید حضوری بیایم در ترافیک، و پس از دو ساعت رسیدم. وقتی وارد دفتر شدم گویی با فضایی همانند طویله روبهرو شدم که همه درگیر کار و سروصدایی بودند و فقط نام آنجا کار گذاشته شده بود. دو نفر برای مصاحبه آمدند و اتاقی با اسم اهواز بهعنوان اتاق جلسه بود و انگار اتاقی با نام شهرهای دیگر مانند قزوین وجود داشت. سؤالات مصاحبه شامل سه مسئله الگوریتم بود و یکی از آنها را جواب ندادم؛ قرار گذاشتم اگر کلا جواب منفی بدهند حتما بازخورد بدهند چون بالغ بر چهار ساعت برای این مصاحبه صرف کرده بودم. پس از حدود یک هفته با گذشتن از کارشکنیها و معطلی، پاسخ منفی گرفتم. شاید تصور کنید پررنگ نیست اما من با تمام وجود پیگیر شدم؛ به خانم پرنیان امدادی که قبل از این هر چه میخواستند میگفتند و به تماسها، پیامکها و ایمیلها جواب میدادم، اما جوابی دریافت نکردم. ضمن اینکه اشاره میکنم هیچ شرکت دیگری از من اینطور وقتگرفتن و insisting حضوری را نمیخواهد و سپس با بیادبی پاسخ میدهد. من با سابقهی شش ساله در کارهای مختلف از کار در کافه بازار تا شرکتهای کوچک، در هیچ جایی چنین بیاحترامی را تجربه نکرده بودم. معمولا حقوق را پرداخت میکنند یا ندادن آن بهانههای دیگری ندارد و حداقل با منطق پاسخ میدهند تا مردمی را سردرگم و بیاعتماد نکنند.
عدم امنیت شغلی و تعهد در پرداخت های حقوق بزرگ ترین ضعف این شرکت هستش و به ازای هر یک دولوپر داخلش 2 تا مدیر وجود داره که باعث عدم هماهنگی ها میشه و متاسانه مشکلات مالی خیلی شدیدی داره از مزایاشم اولی دانش بنیان بودش و دومی ناهار و صبحانه که میده و تیم صمیمی
اینکه هرجا خوبی و بدی داره درست. اما شما باید بدونید شغل شما در هیوا حرف زدن و مشترک رو پشت خط نگه داشتنه. آنچنان مهم نیست چی میگید. درست مشاوره بدید یا اشتباه، شما باید مشترک رو با هر حربه ای که شده پشت خط نگه دارید تا دقیقه ای حدود ۱۱ هزار تومان بره رو قبض تلفنش. در کل میتونید به هر کثافت کاری تن بدید که مشترک پشت خط بمونه و حتی وادارتون هم میکنن. شما اگر نتوانید مشترک رو نگه دارید هر دقیقه سرکوفت می خوری از مسئولان اونجا. البته اون بنده خدا ها هم بالاسری دارند که اگر تایم تماس ها پایین بیاد فورا بهشون زنگ میزنن. از تعطیلات رسمی یکی در میان باید برید سرکار که اضافه کارش هم درست حساب نمیشه و کمتر میدن... امتحان های الکی میگیرن و نمره پایین میدن که ازتون کسر حقوق بشه. حقوقشم فقط به این ارتباط داره چند ساعت در ماه بتونی حرف بزنی حقوق ثابت و اینا که میگن دروغ میگن...از پنجشنبه و جمعه یکیش تعطیلی یعنی بعضی وقتا جمعه هم باید بری. حساب کنید طرف زنگ میزد برای یک ثبت نام کنکور که شما حداقل باید ۴۵ دقیقه کشش میدادی!! حتی میدیدم بعضی از بچه ها این تایم رو به سه ساعت میرسوندند!!! اگر وجدان داشته باشید این کار زیاد مناسب شما نیست.. تنها مزیتش اینه با همه کسر حقوقاش و حقوق تقریبا پایینش، به موقع حقوق میدن و شاید تنها بدرد بچه های دانشجو اونم کسایی که وجدان نداشته باشن بخوره. چون به راحتی هرکس بره استخدام میکنن و رزومه و این چیزا نمی خوان. حقوقشون هم به صورت پول نقد میدن. بخوام نتیجه گیری کنم اگر وجدان و انسانیت داشته باشید این شغل بدرد شما نمیخوره چون خیلی موارد به خاطر اینکه تایم تماست بره بالا باید طرف رو فریب بدی و الکی حرف بزنی. هیچ موقع یادم نمیره افراد نابینا و معلول کم بضاعت که در به در دنبال استخدامی بودن زنگ میزدن ولی مجبور بودیم بیخود هزینه بارشون کنیم واقعا خیلی سخت بود . خیلی از تماس های که با ۵ دقیقه میشه مشاوره صحیح داد شما باید بکشونی به یک ساعت. از هر ۱۰ نفر که میاد اونجا، قاطعانه میگم تو هفته دوم حداقل ۷ نفرشون میره و بیشتر کسانی که میمونن اونجا از سر ناچاریه که نمیتونن شغل دیگه گیر بیارن و مشکل مالی دارن. یه مورد خوب دیگه هم که داشتن اگر شبا اضافه کار وامیسادی تا ساعت یک، واسه برگشت استپ میگرفتن واست. از اونجا هم برید تا حقوق ماه آخرتون رو بگیری و سفتتو پس بگیری چندین ماه حداقل طول میکشه... ممکنه حتی به یک سال هم برسه
تجربیات دو هفته کاری در جایگاه مدیریت منابع انسانی در ایران نوین: بعد از دو مرحله مصاحبه و کلی در باغ سبز نشان دادن توسط آقای رئیس در سعادت آباد، متوجه شدم که بشدت ماندگاری نیرو در این بنگاه تجاری کم است و نارضایتی پرسنل بشدت پایین. یکی از دلایلش هم عقب افتادن حقوق پرسنل گاهی چندین هفته و ماه هست. بعد از دو هفته بدلیل عدم انجام تعهدات، استعفا دادم و بر خلاف گفته مدیر مجموعه که اگر تو دوره آزمایشی به تفاهم نرسیدیم پرداختی رو تمام و کمال میدهیم، با وجودیکه برای حفظ ظاهر شماره حساب هم گرفتند ولی ریالی واریز نکردند و بی تعهدی و حرفه ای نبودشون رو به طور کامل به اثبات رسوندن . شرکتی که چون اولین بودند و بعضی از سلبریتی ها اونجا رایگان کار زیبایی کردند ،حسابی به پول رسیدند و انبوه مشتریان ناراضی اون رو با یک سرچ ساده تو نت میبینید.
من خیلی خلاصه اشاره میکنم : اول اینکه بدانید تو این شرکت مانیتورینگ سیستم حتما چک میشود و چیزی به عنوان حریم شخصی ندارید و تمام اتاق ها دوربین قرار داره که شنود هم میشود عملا تو محیط هم شما نمیتونید با شخصی خصوصی صحبت کنید حتی خود مدیرای شرکت به این موضوع کاملا اشاره میکنند و افتخار هم میکنند دوم اینکه در این شرکت میز های خود را خودتون باید نظافت کنید سوم اینکه عدم وجود شناوری بچه ها رو مخصوصا برنامه نویس ها رو اذیت میکنه چهارم عدم وجود رفتار مناسب و حرفه ای یکی از این رفتار ها برمیگرده به مدیر منابع انسانی شرکت که انگار مثل ناظم مدرسه میمونه شما مدام توسط ایشون با دوربین و سیستم چک میشید اگر کاری خارج از کار اصلی خودتون انجام بدید سریعا به سراغ شما خواهد آمد مثلا برای اشخاص برنامه نویس به دلیل اینکه در حال توسعه سیستم هستند این مورد طبیعی میباشد که در حال سرچ و جستجو و ارتقای پروژه و ارتقای فردی باشند و این موارد در این شرکت خیلی اهمیت داده نمیشود و مهمترین بخش اهمیت ندادن به تخصص شماست یعنی پاداشی برای انجام کاری دریافت نخواهید کرد ولی اگر دختر باشید در بعضی از مناسبت ها هدیه داده خواهد شد ولی اگر پسر باشید اصلا اهمیتی نداره این موضوع خلاصه بگم اگر از زندگیتون سیر شدید و دنبال اعصاب خوردی میگردید حتما در این شرکت مشغول به کار شوید :)
من خیلی خلاصه اشاره میکنم : اول اینکه بدانید تو این شرکت مانیتورینگ سیستم حتما چک میشود و چیزی به عنوان حریم شخصی ندارید و تمام اتاق ها دوربین قرار داره که شنود هم میشود عملا تو محیط هم شما نمیتونید با شخصی خصوصی صحبت کنید حتی خود مدیرای شرکت به این موضوع کاملا اشاره میکنند و افتخار هم میکنند دوم اینکه در این شرکت میز های خود را خودتون باید نظافت کنید سوم اینکه عدم وجود شناوری بچه ها رو مخصوصا برنامه نویس ها رو اذیت میکنه چهارم عدم وجود رفتار مناسب و حرفه ای یکی از این رفتار ها برمیگرده به مدیر منابع انسانی شرکت که انگار مثل ناظم مدرسه میمونه شما مدام توسط ایشون با دوربین و سیستم چک میشید اگر کاری خارج از کار اصلی خودتون انجام بدید سریعا به سراغ شما خواهد آمد مثلا برای اشخاص برنامه نویس به دلیل اینکه در حال توسعه سیستم هستند این مورد طبیعی میباشد که در حال سرچ و جستجو و ارتقای پروژه و ارتقای فردی باشند و این موارد در این شرکت خیلی اهمیت داده نمیشود و مهمترین بخش اهمیت ندادن به تخصص شماست یعنی پاداشی برای انجام کاری دریافت نخواهید کرد ولی اگر دختر باشید در بعضی از مناسبت ها هدیه داده خواهد شد ولی اگر پسر باشید اصلا اهمیتی نداره این موضوع خلاصه بگم اگر از زندگیتون سیر شدید و دنبال اعصاب خوردی میگردید حتما در این شرکت مشغول به کار شوید :)
من 6 سال در کندا کار کردم. اهمیت و سختگیری که شرکت و مدیراش به رشد شرکت و پرسنل داشتن را در جاهای قبلی و حتی در این جایی که الان هستم ندیدم و الان که به پشت سرم نگاه میکنم میبینم درسته بهم سخت گذشت ولی برای شخص خودم خیلی نتیجه داشت که در شرکت های بعدی به صورت مستقیم یا غیر مستقیم اثرش و دیدم. در اون مدتی هم که کندا ایده بودم کسی و ندیدم که شرکت پولش و بخوره یا نده حتی برای خود منم شرکت طبق قولی که داده بود تمام و کمال با احترام کامل با من تصفیه حساب کرد. کلا حجم کاری بالاست و چون کیفیت خروجی ها مهم هستش به آدم سخت میکذره. بخوام جمع بندی کنم اگر میخواید پیشرفت کنید و معنی کار کردن و بفهمید حتما کندا ایده میتونه انتخاب خوبی باشه وگرنه بر خلاف شرکت های دیگه کندا ایده جای مناسبی برای کارمندی و وقت تلف کردن نیست.
از نظر من باید ببینی چی میخوای برای سرکارت ؟ تو هیوا بهت جای اختصاصی،منشی نمیدن اونا تو فیلماست!اونجا باید نلفن جواب بدی برای من اموزشاشون خوب بود روابط عمومیم رفت بالا اعتماد به نفس تو حرف زدن نداشتم الان بهتر شدم ولی خب کار زیاد بود اونجا در مورد سفته هم اونجا ده تومن میگرفتن من جای دیگه الان کار میکنم 100 میلیون گرفتن کلا همه جا سفته میگیرن کلا تجربه خوبی بود
مدیرعامل سفیر بسیار سنتی، دیکتاتوره و همه چیز رو میکرومنج میکنه. از طرفی رفتار بسیار توهین امیزی داره و سریع خشمگین میشه و سر مسائل جزئی داد و هوار راه میندازه. در تمامی امور از ریزترین تا درشت ترین مسائل دخالت میکنه و نظرات غیرتخصصی میده. مدیران عملا هیچ اختیاری ندارن و اگر مدیری هم باشه که حرف بزنه، نقد کنه و ایده داشته باشه اونجا دووم نمیاره و دوان دوان فرار میکنه. برای کارهای مربوط به تولید محتوا، سئو، IT و بازاریابی دیجیتال فضا و امکانات اصلا محیا نیست و گوش شنوایی هم وجود نداره البته کسی جرات حرف زدن هم نداره. در مجموع مدیریت منابع انسانی خوب صورت نمیگیره و حال ادم اونجا خوب نیست
ویستا سامانه ی آسا یعنی شعار،یعنی دروغ از کل پرسنل برید بپرسید همینو خواهید شنید یک فرمول برای پرداخت حقوق شما بعد از جذب بهتون توضیح میدن که خودشون هم نمیتونن قشنگ توضیح بدن و بعد میگن برای فرار مالیاتی هست و ما این پول رو میخواییم خرج خودتون کنیم.مثلا سه چهارم حقوق بهتون بدیم ولی همونم نمیدن.اضافه کاری نمیدن یک سامانه فود مود دارن که کلش جز ی توهین توسط عباس اسپید به پرسنل نیست که میگه با اون بودجه ای که تخضیص دادیم ی غذای ساده باید بخورید و یک تنقل خیلی سبک. بعد توی منوی غذاییشون اب دوغ خیار ۱۵۰ هزار تومنه و سر پرسنلشم کلاه میذاره.از یک طرف میوه فروشی راه انداختند و جلسه چند ساعته میذارن که برید از میوه فروشیمون خرید کنید به اشناهاتون بگید خرید کنند اوج وقاحته واقعا. ابتدا شیفته طرز فکر اسپید میشید اما بعدش متوجه میشید همش شعار و دروغ بوده. رفتار سازمانیشون رو که نگم برای هر کاری پاسکاری میکنن ی تیکت بزنی دوماه باید صبر کنی.نیایید گول بزرگی شرکتها رو نخوردید.آسا فقط به جونیور نیاز داره ولی مصاحبه در حد سنیور میکنه. ی وبسایت زدن تولد رو فقط اونجا تبریک میگن هیچ هدیه پاداش هیچی وجود نداره. اگر بیمه یا بیمه تکمیلی میخوای پولشو ازت میگیرن.
سلام لطفا قبلا از بستن قرارداد با بچهها تو قسمت های مختلف صحبت کنید و تجربه کاریشون رو بپرسید. قرارداد اینجا خیلی سفت سخت است و سه ماه نوتیس عملا نمیزاره به راحتی جابهجا بشید. کار کردن تو کیان برای من حکم مرگ تخصص و درجا زدن رو داشته. ذهنیت قدیمی مدیریت هم باید میگفتم بهتون. من دوسال هست که تو شرکتم و واقعا ارزشش رو نداشت...
برای من تجربهی حضور در مصاحبه با افراد متخصص و تحصیلکرده واقعا ارزشمند بود، چرا که دیدم علمی که سالها برایش زحمت کشیده بودم با ارزیابی افراد مناسبی سنجیده میشود. فضای شرکت چندان خشک و رسمی نبود و این قضیه استرس را کم میکرد. در جلسه، هم پرسشهای شخصی و روانشناختی مطرح شد و هم بخشی از سوالات تخصصی مرتبط با رشتهام که نشان میدهد باید تسلط کامل به مراحل تصفیه فاضلاب داشت؛ امری که البته علمی نیست که یکشب بتوان یاد گرفت. به عنوان مهندس شیمی، دانش گستردهای از صنایع مختلف دارم و تصور میکنم این گستردگی در مصاحبهها به من کمک میکند، فقط قبل از مصاحبه حتما به نقش شغلی تسلط پیدا کنید تا بتوانید با اطمینان خودتان را ارائه دهید. باور دارم رزومهای هم که فرستادم برای اکثر پوزیشنها مناسب است و نباید از ترس فرستادن رزومه باز بماند. این موقعیت دقیقا همسو با رشتهام در گرایش بیوتکنولوژی بود و روی تصفیه فاضلاب کار کردهام. با وجود دعوت به مرحلهی دوم از بین سیوهفت نفر، فکر میکنم من در مصاحبه قبول نشدم؛ هرچند مرحلهی اول با استقبال زیادی روبهرو شد. مطمئن نیستم که چه کسی با کانکشنهای درون سازمانی بهتر عمل کرده و در مصاحبهی دوم که تخصصیتر بود، پاسخهای دقیقتر داده است. به هر حال تجربهی خوبی بود و من که بیش از یک سال است هر روز در سایتهای کاریابی دنبال کار میگردم، امیدوارم افراد بااستعداد همیشه در جایگاه مناسب باشند و جوانان از ادامه تحصیل پشیمان نشوند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.