برای من تجربهای بود که در فرادرس با آن مواجه شدم و همچنان از بدترین یادگارهای شغلیم باقی مانده است. مدیران هر بخش یا نیروهای باتجربه وقتی با رفتار نامناسب روبهرو میشدند و تصمیم به استعفا میگرفتند، به راحتی از شرکت جدا میشدند و نظر احتمالی شرکت درباره نگهداشتن آنها هیچ وقت جدی گرفته نمیشد. از سوی دیگر، همیشه باید گزارش دقیق دقیقهبهدقیقه فعالیتها را ثبت میکردم؛ از این که از چه ساعتی تا چه ساعتی درگیر کاری بودم تا این که یک کار ۵ دقیقهای شده بود، و گزارش را میگشتند تا دلیل طول کشیدن کار را پیدا کنند. همصنفی بوده که سابقا این کار را سریعتر انجام میداد و حالا به خاطر این سیستم، همواره در حال بازگشت گزارشها بودند. حقوقم کم بود و با وجود اضافهکار، پاداشی برای جبران و تشویق ارائه نمیشد؛ وقتی از افزایش حقوق صحبت میکردم، میگفتند که باید تا دریافت پاداش اضافهکار صبر کنم تا کسری حقوق جبران شود و این سمت و سو باعث میشد تا کارمندان با انگیزهای پایین کار را به تأخیر بیندازند تا بتوانند کسری را با پاداش اضافهکار جبران کنند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به عنوان نمونهای از تجربهای که در شرکت تاریانا داشتم، در کنار کار با پروژههای گوناگون، از فناوریهای بهروز استفاده میکردم و با شرکتها و سازمانهای ایرانی مطرح و همچنین تیمهای خارج از کشور همکاری میکردم.
چند ماهی در این محیط کار کردم و تجربهام بدون پرداخت حقوق باقی مانده بود؛ تنها یک ماه حقوق گرفتم و بقیه ماهها پرداخت نشده بود. همیشه از طرف مدیریت، در همه کارها دخالت میشد بیخبر از هماهنگی و برنامهریزی. آنها ادعا میکردند که با هم هستیم و باید با هم همفکری کنیم، اما در عمل به من گفتند که قسمت کار را دقیقا مطابق دستور آنها انجام بدهم. به نظر میرسید که جایگاه مدیریتیشان فقط نقش شبهمدیر داشت. اطلاعات بیشتری نمیتوانم بیان کنم، اما توصیه میکنم از شنیدن نامهای کادو کارت، کادو پینو یا گل پینو جدی خودداری کنید و به سرعت از آنها فاصله بگیرید.
مدت تقریبی چهار ماه در این مجموعه کار کردم. متأسفانه تنها یک ماه از حقوق بقیه ماهها پرداخت شد و همواره صحبت از نبود پول بود. تصور میکردم کارها با هماهنگی انجام میشوند، اما اداره بهطور مداوم در همه کارها دخالت میکرد. مدیران همواره میگفتند که با هم هستیم و باید با هم به توافق برسیم، اما در واقع شما موظف بودید هر بخش کار را طبق نظر ایشان انجام دهید. به نظر میرسد سبک مدیریت صرفا ظاهری است و واقعی نیست. خیلیها تجربه مشابهی داشتند و احساس میکردند اختیار عملی وجود ندارد. پیشنهاد میکنم وقتی نامهایی مانند کادو کارت، کادو پینو یا گل پینو به گوشتان میخورد، مراقب باشید و هر چه زودتر به دنبال فرصت دیگری بروید.
به جایی رفتن به نام کادو کارت، من چهار ماه در این محیط حضور داشتم اما کمتر از یک ماه از حقوق بقیه دریافت میشد و باقی روزها هم همیشه میگفتند پول نیست. مدیریت در همه کارها بدون هماهنگی دخالت میکند. آنها بارها میگویند ما با هم هستیم و باید با هم، همفکری کنیم، اما در عمل از من میخواهند وظیفهها را مطابق دستور ایشان انجام دهم. کل فرایند مدیریتیشان تنها و فقط به ظاهر مدیریت است. اطلاعات بیشتری از تجربه را نمیتوانم منتشر کنم، اما هر وقت نامهایی مانند کادو کارت، کادو پینو یا گل پینو را شنیدید، پیشنهاد میکنم از آن فرار کنید.
وقتی به مدت تقریبی یک سال با تیم آسان بار همکاری کردم، فهمیدم که واقعا به کار تیمی و حمایت خانوادگی اهمیت میدهند. با صمیمیت از فرصت همکاری استفاده کردم و حس کردم که فضای کاری آنها با روحیه خانوادگی همسو است و از این رو کنار هم بودن برایم معنی پیدا میکند.
در گذشته داده پرداز نقاط ضعف زیادی داشته اما این موارد در حال کمرنگ شدن هستند و شرکت درحال حرکت به سمت ایده آل هاست. تا حد زیادی به خود شما بستگی داره که شرکت رو برای خودتون جهنم کنید یا اینکه همون شرکتی باشه که همیشه دنبالش بودید. اکثر افرادی که توی شرکت دیدم آدم های خوش اخلاق و با فرهنگی بودن و علاوه بر همکار دوست های خوبی برای هم هستیم (این فضای دوستانه دسترنج تلاش همه بچه هاست و این از اون موضعاتیه که به مرور تغییرش دادیم. اوایل فضا انقدر دوستانه نبود). مواردی مثل حقوق و مزایا و ساعت کاری میتونه برای شما با تمام پرسنل فرق کنه به این شرط که همون اول موارد رو مطرح کنید و به توافق برسید (خود من این موارد رو مطرح کردم و موافقت شد). یکی از چیز هایی که برای خودم اهمیت داره محیط فنی و تجهیزات توسعه هست که در داده پرداز همه چیز با کیفیت خوبی تامین شده و اگر به چیز بیشتری نیاز باشه هم تهیه می کنن. سطح شرکت از نظر فنی خوب و بروز هست. علاوه بر موارد ذکر شده به شما فضای یادگیری میدن. از ایده های شما استقبال میشه و این طور نیست که فقط یه پروژه اومده باشه و همونو بزنید بره (میتونید ایده های خودتون رو برای افزایش بهره وری مطرح کنید). صبحانه و ناهار میدن. کنسول بازی هم هست. حقوق داده پرداز انقدر ها هم کم نیست فقط به شخصی که کاراییش هنوز آزموده نشده مبلغ زیادی پرداخت نمیشه. معمولا از قرارداد دوم هست که اگر خودتونو به عنوان یه مهره با ارزشی نشون بدید یه کاری میکنن که از حقوقتون راضی باشید. الیته باز هم ممکنه به پای شرکت های رتبه یک از نظر پرادخت حقوق نرسه. میریم سراغ موارد منغی: قرداد سختگیرانه. گرفتن سفته. البته کسی تا حالا به خاطر موارد قانونی به مشکل نخورده ولی خوب به هر حال کاری که انجام میدن باب میل خیلیا نیست. گارد مدیریت نسبت به تغییر روال های مرسوم شرکت هم یک مشکل دیگست که یه سری جاها رو خود من به همراه دوستان نتونستیم تغییر بدیم ولی در بعضی موارد موفق بودیم. فشار کاری در یه دوره هایی ممکنه خیلی زیاد بشه ولی دوره هایی هم هست که فوق العاده کار سبکه که البته نسبت به روز های سخت خیلی کمتره. ساعت کاری زیاده و کل قانون کار رو باید بمونید که برای یه شغلی در این سطح به نظرم درست نیست و آدم به برنامه های دیگش نمیرسه.
وقتی در بین آگهیهای متعدد این شرکت که همه مرب.ط به برنامه نویسی و امور فنی بودند یک آگهی با عنوان کارشتاس تولید محتوای سینمایی دیدم، هم خوشحال شدم که کاری مرتبط به رشته تحصیلیم پیدا کرده ام و البته تعجب هم کردم چون توضیحات و سایت شرکت را دیدم که مربوط به مهندسی کامپیوتر و اینترنت و تجارت الکترونیک است و فکر میکردم چه ربطی به سینما میتواند داشته باشد. بعد از مصاحبه متوجه شدم که کار این شرکت اصلا فعلا در آن زمینه نیست و در واقع تامین کننده محتوای بخش فیلم و سریال یکی از معروف ترین اپلیکیشن های کشور است که نام آن در همه شبکه های صدا و سیما صبح تا شب شنیده میشود. البته شرکت بسیار کوچک و خلوتی بود و متعجب شدم چون فکر میکردم دفتر چنین مجموعه ای باید حتما خیلی بزرگ تر و شلوغ تر باشد. اما شاید باور نکنید، بله درست است. همه آن چیزی که هر روز در چنین اپ پربازدیدی منتشر میشود، توسط همین چهار پنج نفر تامین میشود! از جستجو در اینترنت و تولید محتوا تا زیرنویس و سانسور و تدوین فیلم ها و طراحی بنرهای آنها! از این بابت میگویم که ببینید چقدر آدمهای قوی و حرفه ای در اینجا مشغول هستند. باورنکردنی بود. من در طی چند ماه حضورم در این شرکت با تعدادی از زبده ترین آدمهای کارشناس سینمی جهان و ایران آشنا شدم. کسانی که تقریبا همه فیلمها را دیده بودند و اطلاعات بسیار کامل و جامع در مورد آنها داشتند و حتی سابقه نویسندگی در مجله ها و سایت های تخصصی سینما داشتند. و من بسیار خوشحال بودم که میتوانم از این افراد کلی چیز یاد بگیرم. اما متاسفم که مدیریت این شرکت به هیچ وجه قدر آنها را نمیداند و به جای اینکه روزی هزار بار از آنها تشکر کند که هر کدام به اندازه 10 نفر در آنجا و حتی منزل خود و حتی روزهای تعطیل زحمت میکشند و نتیجه کارشان هم که خب واضح است، همیشه طلبکار بود و فقط دنبال بهانه ای برای سخت تر کردن شرایط کار و وارد کردن فشار بیشتر بر کارکنان. به خدا اگر هر یک از این بچه ها به شرکتهایی مثل فیلیمو و نماوا و سایتهای سینمایی میرفتند، آنها را روی دست میبردند و حاضر بودند حداقل 3 برابر حقوق اینجا را بهشان بدهند. مدیریت این شرکت بشدت ضغیف و سردرگم و نابلد و فاقد کوچکترین سواد و تجربه تخصصی در زمینه این کار بود. دلیل اصلیش هم این بود که دغدغه اصلی شان هنر و سینما نبود و فقط به عنوان بیزینس و پول در آوردن به آن نگاه میکردند. چقدر ایده های خلاقانه و جالب میتوانست انجام شود که با کمال تاسف هیچکدام به سرانجام نرسید. من که تحملم تمام شد و همراه یکی دیگر از همکاران شب عید بیرون آمدیم. بقیه هم شدیدا ناراضی بودند و فکر نمیکنم تا الان هنوز آنجا مانده باشند.
اولین تجربه برای من در این مجموعه با مصاحبه ورود سه نفره آغاز شد و به نظر میرسید سطح حرفهای بودن آن چندان بالا نیست. بعد از进入 به کار، جو پرتنش و ابهامآلودی در مجموعه حاکم میشود؛ از مدیریت تا خدمات، همه چیز تحت تأثیر این فضاست. ساختار سازمانی به شکل سلسلهمراتبی است و تعداد مدیران بالا است. جایگاه افراد بر پایه قابلیت و تواناییهای فردی تعیین نمیشود؛ بهجای آن، مسیری شخصی برای سرگروه یا بخش مشخص میشود که آنها هم بیشتر وقتشان را درگیر جلسات درونشرکتی بینتیجه و خارج از کار میگذرانند. اضافهکاریهای اجباری فراوان است و بازخواستها به دلیل تأخیرهای نسبتا کوتاه، به شکل عجیبی انجام میشود، در حالی که در روز اول گفته میشد که نیمساعت آغاز کار برای کارمندان شناور است. تنها نکته مثبت اینجا است که فشار کاری نسبتا کم است و به سرعت احساس راحتی میکنید، شاید بهخاطر میانگین سنی پایین همکاران.
مدت دوسال هست که با شرکت حامی سیستم شریف همکاری می کنم. در دوره آزمایشی مشکلی برام پیش اومد که شرایط ادامه همکاری را نداشتم وقتی موضوع را با مدیر عامل و مدیر منابع انسانی مطرح کردم خیلی سعی کردن که کمکم کنند تا مشکلم حل بشه ولی مشکلم طوری بود که خودم باید رفع می کردم همکاری خیلی خوبی کردن و مدت طولانی بهم مرخصی دادن. در این مدت هم رفتار مدیران و همکارانم طوری بود که انگار توو شرکت حضور داشتم.از اینکه در دوران آزمایشی اینقد براشون مهم بودم تعجب کردم و از طرفی هم حس خوبی داشتم
از نظر من آروان کلاد تجربهای است که ارزشش را دارد و پیشنهادش را به همه میدهم. در این شرکت، همزمان با کار با تیمی از افراد بسیار ماهر، فرصت میکنم با فناوریهای تازه و بهروز کار کنم و فضای فنی مدیریتی هم به نحوی است که معمولا از تغییر یا بهبود کارهایی که کار میکند استقبال میشود، بدون زیرسوال بردن دلیل انجام آن. کنترل عملکرد تیمها از طریق هدفگذاریهای سهماهه با رویکرد OKR انجام میشود؛ هرچند شاید دقتش کامل نباشد، ولی به طور کلی وضعیت قابل قبولی است. همکارانی که کنارم کار میکنم اغلب بااخلاق و خوشرفتار هستند؛ هم محیط کار به دلیل تغییرات مداوم تیملیدها این کیفیت را میطلبد و هم در فرآیند استخدام توجه زیادی به اخلاق میشود. من تا به حال با هیچکس برخورد جدی نداشتهام در این مدت دو سال. وجود برخی فرایندهای نیمپخته و گاهی مشکلات فرهنگی نشان میدهد که مسیر بهبود همواره دنبال میشود و من هر روز شاهد پیشرفتها بودهام؛ نکتهای که برای من خیلی اهمیت دارد. واحد فرهنگ شرکت نقش پررنگی دارد و اگر گاهی مشکلی غیر فنی پیش بیاید، با مدیر یا همتیمیها میتوانید از طریق این واحد مطرح کنید و مطمئن باشید که نهایت تلاش برای رسیدگی انجام میشود. این موضوع تا حد زیادی جلوی سیاستورزی و زیرآبزنی را کم میکند. در مجموع در این مدت با وجود چالشها، نگاه منصفانه و بیطرفانهام نسبت به مسائل را حفظ کردهام و تجربههایم را به شکل واقعبینانهای دیدهام. به شدت ترغیب میکنم که کار در آروان را امتحان کنید؛ فکر میکنم برای بسیاری از افراد میتواند یکی از بهترین تجربههای کاری باشد. نکتهای که توجه به آن مهم است این است که شرکت هیچ زمانکاری مشخصی ندارد و کارها چالشبرانگیز هستند؛ بنابراین باید مراقب تعادل بین کار و زندگی باشید، چون احتمال زیادی وجود دارد که تعادل از دست برود و شرکت هم خیلی تلاش نمیکند که این تعادل را حفظ کند. حواستان به زندگی شخصیتان باشد تا فشارکاری بیش از حد به شما وارد نشود و بینظمی کار منجر به انتظارات غیرواقعی از همکاران نگردد.
در مدت حضورم در شرکت کسب و کار نوین فرابین محیطی دوستانه و صمیمی را تجربه کردم که بخش عمدهی تعاملها با همکاران به صورت غیررسمی و گرم بود. مدیر اینجا نسبتا خوب عمل میکند و کارمندان را از هم جدا نمیبیند؛ سعی میکند رابطهای نزدیک و دوستانه با همه برقرار کند. با این حال برخی از تصمیمها و رفتارها در سطحی کمتر حرفهای است و گاهی باعث نارضایتی میشود. برای پیشرفت شغلی خودم، به_rad اگر دنبال فرصتی باشید میتوانید چیزهای زیادی یاد بگیرید، مشروط به اینکه خودتان پیگیر باشید. درباره تیم فنی هم در حال حاضر خبری از حضور نیروها نیست و وضعیتی که قبلا وجود داشت تغییر کرده است. از نظر بیمه، از ابتدای سال نود و نه بیمه بر اساس حقوق محاسبه و کسر میشود. بیمه تکمیلی به صورت اختیاری ارائه میشود و در صورت انتخاب، پنجاه درصد هزینه توسط شرکت تامین میشود. حقوقها معمولا بین ده تا بیست میلیون تومان واریز میشود. همچنین ناهار با پوشش پنجاه درصد هزینه از سوی شرکت ارائه میشود و سقفی در نظر گرفته شده که فکر کنم بین ده تا پانزده هزار تومان باشد. یک ضعف هم در تیم پروداکت وجود داشت که باعث هدر رفتن زمان و انرژی تیمها روی فیچرهایی میشد که یا هرگز دیپلوی نمیشدند یا استفاده نمیشدند و ماهها در وضعیت خاک خوردن باقی میماندند؛ در نهایت با تغییرات متوالی دوباره باید روی همان فیچرها کار میشد.
به نظر من اینجا جایی نیست که بخواهی برای دوران ابتدایی حرفهات فرصتهای واقعی اجرا بشه. برای افراد تازهکار که دنبال پیشرفت هستند، میتونم بگم جای بهتری نیست. پرداخت حقوق در اینجا اغلب با تاخیر مواجهه و برخورد با کارکنان بیشتر به سمت سرکارگر-کارگریه تا مدیر-کارمند. مدیریت منابع انسانی هم تقریبا شبیه یک شوخه است تا چیزی جدی، و اعتماد به کارکنان وجود نداره و تصمیمگیریها از بالا به پایین انجام میشه. به طور کلی، مگر اینکه یکی دو سال سابقه داشته باشی، بهتره احتمالا دنبال جای دیگهای باشی؛ اما برای کارآموزها یا افراد کمتجربه میتونه تجربهای چالشبرانگیز و جذاب به نظر بیاد.
در شرکت مطهر نت پارس، تجربه من به عنوان برنامهنویس شروع شد و به نظر من خیلی پربار بود. تیم توسعه دوستانه و همدل بود و هر کدام از اعضا، حوزه تخصصی خودش را با دیگران به اشتراک میگذاشت و از این روش، یادگیری میانتیمی بالایی داشتم. همکاری باشان برایم لذتبخش و سازنده بود. اما از نظر قرارداد و حقوق پرسنل، با مشکلاتی روبهرو بودیم که قابل توجه بود و نیاز به بهبود داشت.
در واحد مالی شرکت پارس حیات کار میکردم و تجربهام را با شما در میان میگذارم. فشار زیادی از برخی همکاران به خاطر عملکرد ناعادلانه وجود داشت؛ عدهای دیگر به راحتی کار میکردند و تبعیض میان افراد محسوس بود. انتظار پیشرفت براساس کار حرفهای نبود و از جانب مدیران میانی و ارشد گاهی توهین دیده میشد، به دلیل اینکه به نظرشان پشتشان گرم است و اهداف شرکت برای ترکیه صرفا سودآوری است و به نیروهای انسانی اهمیت چندانی نمیدهند. در نتیجه در آنجا تیم مناسبی از منابع انسانی وجود ندارد و چند نفر غیرحرفهای در این حوزه حضور دارند که هنگام مسائل کاری به جای همراهی با تیم، به سمت مدیر یا سرپرست مینگرند و دردسر را به جان نمیخرند تا با سایر واحدها درگیر شوند. گرچه در لینکدین نشان میدهند که برای منابع انسانی اهمیت قائلند، اما به نظر میرسد فقط ظاهرسازی است. همچنین تعدادی از همکاران در اتاقهای کار خود سیگار میکشیدند که این موضوع برای من آزاردهنده بود. در کل، این محیط برای من تجربهای مطلوب نبود و جای بهتری میتواند باشد.
برای مدت دو سال در نوکارتو به عنوان برنامهنویس بکاند فعالیت میکردم، اما به دلیل مسائل شخصی مجبور شدم تهران را ترک کنم و از نوکارتو جدا شدم. به طور کلی حدود هشت سال سابقه کار دارم و بی شک بهترین دورهی حرفهام در نوکارتو بود. امیدوارم روزی دوباره شرایط به گونهای فراهم شود که بتوانم به تیم برگردم.
به نظرم حضور در سولیکو، گروه صنایع غذایی کاله، تجربهای بود که بخش زیادی از رشد حرفهایام را شکل داد. ده سال پیش، با وجود فراز و نشیبها و تحولات اقتصادی کشور، شاخصترین عامل موفقیتمان مدیریت دلسوز و روحیه کارآفرینی این مجموعه بود که با ایجاد فضایی گسترده برای هزاران نفر، توانست سفرهای بزرگ را بگشاید و آن را بچرخاند. مجموعهای که با پیادهسازی SAP ERP بهعنوان یک سیستم یکپارچه و بینالمللی، فرهنگ سازمانی و فرایندها را تا سطح جهانی ارتقا داد و مسیر پیشرفت را هموار کرد؛ هرچند این پروتکلها و رفتارهای مدیریتی برای برخی از همرزمان دشوار بود و نیاز به تغییر رفتار داشت. برای من این شرکت رزمهای قوی ساخت و اکنون هم از اینکه در کنار کار، با بهرهگیری از تازهترین فناوریهای نرمافزاری، همواره بهروز بودم احساس رضایت دارم. اما زمانی که آنجا را ترک کردم، بهدلیل اینکه زیرساختهای استاندارد بینالمللی هنوز بهطور کامل فعال نشده بود و توجه کافی به نیروی انسانی نمیشد، برخی نارضایتیها شنیده میشد؛ با وجود این، در واحد فروش فضا برای رشد وجود داشت و ویزیتور میتوانست با کوشش به مدیر فروش و بالاتر ارتقا یابد، اما در بخشهای دیگر چنین مسیرهایی به چشم نمیآمد. نکات مثبت برایم عبارتاند از: - کار teamwork خوب - استفاده از فناوری نرمافزاری و سختافزاری بهروز - آشنایی با یک خانواده بزرگ از طریق نام سازمان، که میتواند رزمه را تقویت کند - ارتقای دانش سازمانی و بهروز بودن - ارائه نهار رایگان - پرداخت بهموقع حقوق و مزایا با تفاوتی حدود هفت روز - پرداخت برخی هزینهها به صورت بستههای خوراکی و لبنیات و محصولات شرکت در ایام ویژهای مانند نوروز - محیط کاری مناسب از نظر میز، صندلی، رایانه و موقعیت جغرافیایی شرکت اما نکات منفی هم وجود داشت: - نبود شایستهسالاری بهصورت کامل - اضافهکاری بالا پس از ساعات اداری، بهویژه بعد از ساعات کاری و روزهای پنجشنبه که برنامه کاری تا ظهر ادامه داشت با توجه به ارتباطات قدیمیام و حوزه تخصصیام در فناوری سطح بالا، با گذشت ده سال باور دارم اگر هنوز در آنجا بودم، احتمالا دست کم ۶ تا ۷ میلیون تومان حقوق دریافتی داشتم که با تورم مطابقت نداشت و در مقابل بازنگریهای فعلیام در حال حاضر مبلغی بالاتر است. در کل، با وجود مشکلات، نظر من نسبت به این سازمان مثبت است و میتواند پلی برای آغاز موفقیتهای آینده شما باشد اگر انگیزه کافی داشته باشید.
من به عنوان معلم رباتیک در واحد پژوهش برای دانشآموزان دوره دوم به صورت پارهوقت کار میکردم، اما با وجود علاقه زیاد به تدریس و ارتباط با بچهها ناچار شدم به خاطر مشغلههای کاری و سوءتفاهمهای مکرر معاونت پژوهشی رابطهام را با این مجموعه قطع کنم. تخصص من در آموزش الکترونیک و اینترنت اشیا بود و شاید از معدود منابعی بود که بچهها میتوانستند به آن دست یابند، اما سیستم مدرسه بسیار سنتی و کهنهمدرن بود. در اینجا هیچ فضای نوآورانهای برای تدریس وجود نداشت؛ تنها جوایز بینالمللی برای مدرسه اهمیت داشت. علاقه بچهها هیچچیزی نبود، فقط لازم بود طرحی جذاب ارائه شود تا والدین برای مسابقات دهها میلیون از مدرسه پول بدهند و بچهها برای آمادهسازی هزینه کنند. مهم نیست چقدر بچهها کار هیجانانگیز انجام بدهند یا از یادگیری لذت ببرند، زیرا معیارهای کلاسیک آنجا استعدادها را میخشکانند؛ این را از نزدیک دیدم. رفتار بعضی از معاونها دور از شأن بود و لغات ناشایستی را برای بچهها به کار میبردند. چنین شرایطی در جایگاهی که باید برای رشد بچههای بااستعداد مدرسه فراهم باشد، مناسب نیست.
شرکت سامانههای مدیریت تجربهای از کار با این تیم داشتم که در مجموع مثبت بود و فضای یادگیری زیادی داشت. فرهنگ سازمانی و رفتار همکاران به طور کلی خوب بود و فرصتهای زیادی برای رشد تجربه کردم. در پایان حضورم برایشان آرزوی موفقیت میکنم. با این حال نقاط ضعفی هم وجود دارد؛ یکی از آنها پرداخت بهموقع حقوق و مزایا بود و دیگری این که حقوقها در این شرکت نسبتا پایین است و انتظار دستمزد بالا نمیرود. همچنین بهدلیل کوچک بودن شرکت، ارتقای شغلی چندان محتمل نیست و برای پیشرفت حقوقی معمولا باید به شرکتهای دیگر رفت. برای افراد تازهکار و بهویژه خانمها محیط نسبتا مناسب و همراه با فرصت یادگیری محسوب میشود. برای مدیرعامل و تمام همکاران مجموعه آرزوی موفقیت دارم.
در چند سال اخیر در حامی سیستم فعالیت میکردم و معتقدم دلسوزی و مسئولیتپذیری دو عامل کلیدی موفقیت در این مجموعهاند. کمتر کارمندی رو دیدم که مسئولیتپذیری لازم را داشته باشد و هم وضع را درک کند، اما مدیران ارشد از آن چشمپوشی نکنند. من هم تجربههای خوبی از این شرکت دارم؛ محیطی صمیمی و سالم که از حاشیهها دور است را بزرگترین نکته مثبت میدانم. اگر همکاران با اخلاق و توانمند و بدون انتظار خاصی به همدیگر برای پیشرفت شخصی و شرکت کمک میکنند ملاک شما برای انتخاب کار است، به نظر من حتما این شرکت را در نظر بگیرید. در مورد حجم کار به نظر من، هیچ جایی به معناى واقعی پیشرفت بدون حضور منظم و انجام حداقل کار در ساعات کاری قوام نمیگیره. وقتی قرار است روی سامانههایی کار کنیم که میلیونها کاربر فعال دارند، قطعا باید آمادگی برای فشار کاری را داشت.
برای من تجربهای بود که در فرادرس با آن مواجه شدم و همچنان از بدترین یادگارهای شغلیم باقی مانده است. مدیران هر بخش یا نیروهای باتجربه وقتی با رفتار نامناسب روبهرو میشدند و تصمیم به استعفا میگرفتند، به راحتی از شرکت جدا میشدند و نظر احتمالی شرکت درباره نگهداشتن آنها هیچ وقت جدی گرفته نمیشد. از سوی دیگر، همیشه باید گزارش دقیق دقیقهبهدقیقه فعالیتها را ثبت میکردم؛ از این که از چه ساعتی تا چه ساعتی درگیر کاری بودم تا این که یک کار ۵ دقیقهای شده بود، و گزارش را میگشتند تا دلیل طول کشیدن کار را پیدا کنند. همصنفی بوده که سابقا این کار را سریعتر انجام میداد و حالا به خاطر این سیستم، همواره در حال بازگشت گزارشها بودند. حقوقم کم بود و با وجود اضافهکار، پاداشی برای جبران و تشویق ارائه نمیشد؛ وقتی از افزایش حقوق صحبت میکردم، میگفتند که باید تا دریافت پاداش اضافهکار صبر کنم تا کسری حقوق جبران شود و این سمت و سو باعث میشد تا کارمندان با انگیزهای پایین کار را به تأخیر بیندازند تا بتوانند کسری را با پاداش اضافهکار جبران کنند.
به عنوان نمونهای از تجربهای که در شرکت تاریانا داشتم، در کنار کار با پروژههای گوناگون، از فناوریهای بهروز استفاده میکردم و با شرکتها و سازمانهای ایرانی مطرح و همچنین تیمهای خارج از کشور همکاری میکردم.
چند ماهی در این محیط کار کردم و تجربهام بدون پرداخت حقوق باقی مانده بود؛ تنها یک ماه حقوق گرفتم و بقیه ماهها پرداخت نشده بود. همیشه از طرف مدیریت، در همه کارها دخالت میشد بیخبر از هماهنگی و برنامهریزی. آنها ادعا میکردند که با هم هستیم و باید با هم همفکری کنیم، اما در عمل به من گفتند که قسمت کار را دقیقا مطابق دستور آنها انجام بدهم. به نظر میرسید که جایگاه مدیریتیشان فقط نقش شبهمدیر داشت. اطلاعات بیشتری نمیتوانم بیان کنم، اما توصیه میکنم از شنیدن نامهای کادو کارت، کادو پینو یا گل پینو جدی خودداری کنید و به سرعت از آنها فاصله بگیرید.
مدت تقریبی چهار ماه در این مجموعه کار کردم. متأسفانه تنها یک ماه از حقوق بقیه ماهها پرداخت شد و همواره صحبت از نبود پول بود. تصور میکردم کارها با هماهنگی انجام میشوند، اما اداره بهطور مداوم در همه کارها دخالت میکرد. مدیران همواره میگفتند که با هم هستیم و باید با هم به توافق برسیم، اما در واقع شما موظف بودید هر بخش کار را طبق نظر ایشان انجام دهید. به نظر میرسد سبک مدیریت صرفا ظاهری است و واقعی نیست. خیلیها تجربه مشابهی داشتند و احساس میکردند اختیار عملی وجود ندارد. پیشنهاد میکنم وقتی نامهایی مانند کادو کارت، کادو پینو یا گل پینو به گوشتان میخورد، مراقب باشید و هر چه زودتر به دنبال فرصت دیگری بروید.
به جایی رفتن به نام کادو کارت، من چهار ماه در این محیط حضور داشتم اما کمتر از یک ماه از حقوق بقیه دریافت میشد و باقی روزها هم همیشه میگفتند پول نیست. مدیریت در همه کارها بدون هماهنگی دخالت میکند. آنها بارها میگویند ما با هم هستیم و باید با هم، همفکری کنیم، اما در عمل از من میخواهند وظیفهها را مطابق دستور ایشان انجام دهم. کل فرایند مدیریتیشان تنها و فقط به ظاهر مدیریت است. اطلاعات بیشتری از تجربه را نمیتوانم منتشر کنم، اما هر وقت نامهایی مانند کادو کارت، کادو پینو یا گل پینو را شنیدید، پیشنهاد میکنم از آن فرار کنید.
وقتی به مدت تقریبی یک سال با تیم آسان بار همکاری کردم، فهمیدم که واقعا به کار تیمی و حمایت خانوادگی اهمیت میدهند. با صمیمیت از فرصت همکاری استفاده کردم و حس کردم که فضای کاری آنها با روحیه خانوادگی همسو است و از این رو کنار هم بودن برایم معنی پیدا میکند.
در گذشته داده پرداز نقاط ضعف زیادی داشته اما این موارد در حال کمرنگ شدن هستند و شرکت درحال حرکت به سمت ایده آل هاست. تا حد زیادی به خود شما بستگی داره که شرکت رو برای خودتون جهنم کنید یا اینکه همون شرکتی باشه که همیشه دنبالش بودید. اکثر افرادی که توی شرکت دیدم آدم های خوش اخلاق و با فرهنگی بودن و علاوه بر همکار دوست های خوبی برای هم هستیم (این فضای دوستانه دسترنج تلاش همه بچه هاست و این از اون موضعاتیه که به مرور تغییرش دادیم. اوایل فضا انقدر دوستانه نبود). مواردی مثل حقوق و مزایا و ساعت کاری میتونه برای شما با تمام پرسنل فرق کنه به این شرط که همون اول موارد رو مطرح کنید و به توافق برسید (خود من این موارد رو مطرح کردم و موافقت شد). یکی از چیز هایی که برای خودم اهمیت داره محیط فنی و تجهیزات توسعه هست که در داده پرداز همه چیز با کیفیت خوبی تامین شده و اگر به چیز بیشتری نیاز باشه هم تهیه می کنن. سطح شرکت از نظر فنی خوب و بروز هست. علاوه بر موارد ذکر شده به شما فضای یادگیری میدن. از ایده های شما استقبال میشه و این طور نیست که فقط یه پروژه اومده باشه و همونو بزنید بره (میتونید ایده های خودتون رو برای افزایش بهره وری مطرح کنید). صبحانه و ناهار میدن. کنسول بازی هم هست. حقوق داده پرداز انقدر ها هم کم نیست فقط به شخصی که کاراییش هنوز آزموده نشده مبلغ زیادی پرداخت نمیشه. معمولا از قرارداد دوم هست که اگر خودتونو به عنوان یه مهره با ارزشی نشون بدید یه کاری میکنن که از حقوقتون راضی باشید. الیته باز هم ممکنه به پای شرکت های رتبه یک از نظر پرادخت حقوق نرسه. میریم سراغ موارد منغی: قرداد سختگیرانه. گرفتن سفته. البته کسی تا حالا به خاطر موارد قانونی به مشکل نخورده ولی خوب به هر حال کاری که انجام میدن باب میل خیلیا نیست. گارد مدیریت نسبت به تغییر روال های مرسوم شرکت هم یک مشکل دیگست که یه سری جاها رو خود من به همراه دوستان نتونستیم تغییر بدیم ولی در بعضی موارد موفق بودیم. فشار کاری در یه دوره هایی ممکنه خیلی زیاد بشه ولی دوره هایی هم هست که فوق العاده کار سبکه که البته نسبت به روز های سخت خیلی کمتره. ساعت کاری زیاده و کل قانون کار رو باید بمونید که برای یه شغلی در این سطح به نظرم درست نیست و آدم به برنامه های دیگش نمیرسه.
وقتی در بین آگهیهای متعدد این شرکت که همه مرب.ط به برنامه نویسی و امور فنی بودند یک آگهی با عنوان کارشتاس تولید محتوای سینمایی دیدم، هم خوشحال شدم که کاری مرتبط به رشته تحصیلیم پیدا کرده ام و البته تعجب هم کردم چون توضیحات و سایت شرکت را دیدم که مربوط به مهندسی کامپیوتر و اینترنت و تجارت الکترونیک است و فکر میکردم چه ربطی به سینما میتواند داشته باشد. بعد از مصاحبه متوجه شدم که کار این شرکت اصلا فعلا در آن زمینه نیست و در واقع تامین کننده محتوای بخش فیلم و سریال یکی از معروف ترین اپلیکیشن های کشور است که نام آن در همه شبکه های صدا و سیما صبح تا شب شنیده میشود. البته شرکت بسیار کوچک و خلوتی بود و متعجب شدم چون فکر میکردم دفتر چنین مجموعه ای باید حتما خیلی بزرگ تر و شلوغ تر باشد. اما شاید باور نکنید، بله درست است. همه آن چیزی که هر روز در چنین اپ پربازدیدی منتشر میشود، توسط همین چهار پنج نفر تامین میشود! از جستجو در اینترنت و تولید محتوا تا زیرنویس و سانسور و تدوین فیلم ها و طراحی بنرهای آنها! از این بابت میگویم که ببینید چقدر آدمهای قوی و حرفه ای در اینجا مشغول هستند. باورنکردنی بود. من در طی چند ماه حضورم در این شرکت با تعدادی از زبده ترین آدمهای کارشناس سینمی جهان و ایران آشنا شدم. کسانی که تقریبا همه فیلمها را دیده بودند و اطلاعات بسیار کامل و جامع در مورد آنها داشتند و حتی سابقه نویسندگی در مجله ها و سایت های تخصصی سینما داشتند. و من بسیار خوشحال بودم که میتوانم از این افراد کلی چیز یاد بگیرم. اما متاسفم که مدیریت این شرکت به هیچ وجه قدر آنها را نمیداند و به جای اینکه روزی هزار بار از آنها تشکر کند که هر کدام به اندازه 10 نفر در آنجا و حتی منزل خود و حتی روزهای تعطیل زحمت میکشند و نتیجه کارشان هم که خب واضح است، همیشه طلبکار بود و فقط دنبال بهانه ای برای سخت تر کردن شرایط کار و وارد کردن فشار بیشتر بر کارکنان. به خدا اگر هر یک از این بچه ها به شرکتهایی مثل فیلیمو و نماوا و سایتهای سینمایی میرفتند، آنها را روی دست میبردند و حاضر بودند حداقل 3 برابر حقوق اینجا را بهشان بدهند. مدیریت این شرکت بشدت ضغیف و سردرگم و نابلد و فاقد کوچکترین سواد و تجربه تخصصی در زمینه این کار بود. دلیل اصلیش هم این بود که دغدغه اصلی شان هنر و سینما نبود و فقط به عنوان بیزینس و پول در آوردن به آن نگاه میکردند. چقدر ایده های خلاقانه و جالب میتوانست انجام شود که با کمال تاسف هیچکدام به سرانجام نرسید. من که تحملم تمام شد و همراه یکی دیگر از همکاران شب عید بیرون آمدیم. بقیه هم شدیدا ناراضی بودند و فکر نمیکنم تا الان هنوز آنجا مانده باشند.
اولین تجربه برای من در این مجموعه با مصاحبه ورود سه نفره آغاز شد و به نظر میرسید سطح حرفهای بودن آن چندان بالا نیست. بعد از进入 به کار، جو پرتنش و ابهامآلودی در مجموعه حاکم میشود؛ از مدیریت تا خدمات، همه چیز تحت تأثیر این فضاست. ساختار سازمانی به شکل سلسلهمراتبی است و تعداد مدیران بالا است. جایگاه افراد بر پایه قابلیت و تواناییهای فردی تعیین نمیشود؛ بهجای آن، مسیری شخصی برای سرگروه یا بخش مشخص میشود که آنها هم بیشتر وقتشان را درگیر جلسات درونشرکتی بینتیجه و خارج از کار میگذرانند. اضافهکاریهای اجباری فراوان است و بازخواستها به دلیل تأخیرهای نسبتا کوتاه، به شکل عجیبی انجام میشود، در حالی که در روز اول گفته میشد که نیمساعت آغاز کار برای کارمندان شناور است. تنها نکته مثبت اینجا است که فشار کاری نسبتا کم است و به سرعت احساس راحتی میکنید، شاید بهخاطر میانگین سنی پایین همکاران.
مدت دوسال هست که با شرکت حامی سیستم شریف همکاری می کنم. در دوره آزمایشی مشکلی برام پیش اومد که شرایط ادامه همکاری را نداشتم وقتی موضوع را با مدیر عامل و مدیر منابع انسانی مطرح کردم خیلی سعی کردن که کمکم کنند تا مشکلم حل بشه ولی مشکلم طوری بود که خودم باید رفع می کردم همکاری خیلی خوبی کردن و مدت طولانی بهم مرخصی دادن. در این مدت هم رفتار مدیران و همکارانم طوری بود که انگار توو شرکت حضور داشتم.از اینکه در دوران آزمایشی اینقد براشون مهم بودم تعجب کردم و از طرفی هم حس خوبی داشتم
از نظر من آروان کلاد تجربهای است که ارزشش را دارد و پیشنهادش را به همه میدهم. در این شرکت، همزمان با کار با تیمی از افراد بسیار ماهر، فرصت میکنم با فناوریهای تازه و بهروز کار کنم و فضای فنی مدیریتی هم به نحوی است که معمولا از تغییر یا بهبود کارهایی که کار میکند استقبال میشود، بدون زیرسوال بردن دلیل انجام آن. کنترل عملکرد تیمها از طریق هدفگذاریهای سهماهه با رویکرد OKR انجام میشود؛ هرچند شاید دقتش کامل نباشد، ولی به طور کلی وضعیت قابل قبولی است. همکارانی که کنارم کار میکنم اغلب بااخلاق و خوشرفتار هستند؛ هم محیط کار به دلیل تغییرات مداوم تیملیدها این کیفیت را میطلبد و هم در فرآیند استخدام توجه زیادی به اخلاق میشود. من تا به حال با هیچکس برخورد جدی نداشتهام در این مدت دو سال. وجود برخی فرایندهای نیمپخته و گاهی مشکلات فرهنگی نشان میدهد که مسیر بهبود همواره دنبال میشود و من هر روز شاهد پیشرفتها بودهام؛ نکتهای که برای من خیلی اهمیت دارد. واحد فرهنگ شرکت نقش پررنگی دارد و اگر گاهی مشکلی غیر فنی پیش بیاید، با مدیر یا همتیمیها میتوانید از طریق این واحد مطرح کنید و مطمئن باشید که نهایت تلاش برای رسیدگی انجام میشود. این موضوع تا حد زیادی جلوی سیاستورزی و زیرآبزنی را کم میکند. در مجموع در این مدت با وجود چالشها، نگاه منصفانه و بیطرفانهام نسبت به مسائل را حفظ کردهام و تجربههایم را به شکل واقعبینانهای دیدهام. به شدت ترغیب میکنم که کار در آروان را امتحان کنید؛ فکر میکنم برای بسیاری از افراد میتواند یکی از بهترین تجربههای کاری باشد. نکتهای که توجه به آن مهم است این است که شرکت هیچ زمانکاری مشخصی ندارد و کارها چالشبرانگیز هستند؛ بنابراین باید مراقب تعادل بین کار و زندگی باشید، چون احتمال زیادی وجود دارد که تعادل از دست برود و شرکت هم خیلی تلاش نمیکند که این تعادل را حفظ کند. حواستان به زندگی شخصیتان باشد تا فشارکاری بیش از حد به شما وارد نشود و بینظمی کار منجر به انتظارات غیرواقعی از همکاران نگردد.
در مدت حضورم در شرکت کسب و کار نوین فرابین محیطی دوستانه و صمیمی را تجربه کردم که بخش عمدهی تعاملها با همکاران به صورت غیررسمی و گرم بود. مدیر اینجا نسبتا خوب عمل میکند و کارمندان را از هم جدا نمیبیند؛ سعی میکند رابطهای نزدیک و دوستانه با همه برقرار کند. با این حال برخی از تصمیمها و رفتارها در سطحی کمتر حرفهای است و گاهی باعث نارضایتی میشود. برای پیشرفت شغلی خودم، به_rad اگر دنبال فرصتی باشید میتوانید چیزهای زیادی یاد بگیرید، مشروط به اینکه خودتان پیگیر باشید. درباره تیم فنی هم در حال حاضر خبری از حضور نیروها نیست و وضعیتی که قبلا وجود داشت تغییر کرده است. از نظر بیمه، از ابتدای سال نود و نه بیمه بر اساس حقوق محاسبه و کسر میشود. بیمه تکمیلی به صورت اختیاری ارائه میشود و در صورت انتخاب، پنجاه درصد هزینه توسط شرکت تامین میشود. حقوقها معمولا بین ده تا بیست میلیون تومان واریز میشود. همچنین ناهار با پوشش پنجاه درصد هزینه از سوی شرکت ارائه میشود و سقفی در نظر گرفته شده که فکر کنم بین ده تا پانزده هزار تومان باشد. یک ضعف هم در تیم پروداکت وجود داشت که باعث هدر رفتن زمان و انرژی تیمها روی فیچرهایی میشد که یا هرگز دیپلوی نمیشدند یا استفاده نمیشدند و ماهها در وضعیت خاک خوردن باقی میماندند؛ در نهایت با تغییرات متوالی دوباره باید روی همان فیچرها کار میشد.
به نظر من اینجا جایی نیست که بخواهی برای دوران ابتدایی حرفهات فرصتهای واقعی اجرا بشه. برای افراد تازهکار که دنبال پیشرفت هستند، میتونم بگم جای بهتری نیست. پرداخت حقوق در اینجا اغلب با تاخیر مواجهه و برخورد با کارکنان بیشتر به سمت سرکارگر-کارگریه تا مدیر-کارمند. مدیریت منابع انسانی هم تقریبا شبیه یک شوخه است تا چیزی جدی، و اعتماد به کارکنان وجود نداره و تصمیمگیریها از بالا به پایین انجام میشه. به طور کلی، مگر اینکه یکی دو سال سابقه داشته باشی، بهتره احتمالا دنبال جای دیگهای باشی؛ اما برای کارآموزها یا افراد کمتجربه میتونه تجربهای چالشبرانگیز و جذاب به نظر بیاد.
در شرکت مطهر نت پارس، تجربه من به عنوان برنامهنویس شروع شد و به نظر من خیلی پربار بود. تیم توسعه دوستانه و همدل بود و هر کدام از اعضا، حوزه تخصصی خودش را با دیگران به اشتراک میگذاشت و از این روش، یادگیری میانتیمی بالایی داشتم. همکاری باشان برایم لذتبخش و سازنده بود. اما از نظر قرارداد و حقوق پرسنل، با مشکلاتی روبهرو بودیم که قابل توجه بود و نیاز به بهبود داشت.
در واحد مالی شرکت پارس حیات کار میکردم و تجربهام را با شما در میان میگذارم. فشار زیادی از برخی همکاران به خاطر عملکرد ناعادلانه وجود داشت؛ عدهای دیگر به راحتی کار میکردند و تبعیض میان افراد محسوس بود. انتظار پیشرفت براساس کار حرفهای نبود و از جانب مدیران میانی و ارشد گاهی توهین دیده میشد، به دلیل اینکه به نظرشان پشتشان گرم است و اهداف شرکت برای ترکیه صرفا سودآوری است و به نیروهای انسانی اهمیت چندانی نمیدهند. در نتیجه در آنجا تیم مناسبی از منابع انسانی وجود ندارد و چند نفر غیرحرفهای در این حوزه حضور دارند که هنگام مسائل کاری به جای همراهی با تیم، به سمت مدیر یا سرپرست مینگرند و دردسر را به جان نمیخرند تا با سایر واحدها درگیر شوند. گرچه در لینکدین نشان میدهند که برای منابع انسانی اهمیت قائلند، اما به نظر میرسد فقط ظاهرسازی است. همچنین تعدادی از همکاران در اتاقهای کار خود سیگار میکشیدند که این موضوع برای من آزاردهنده بود. در کل، این محیط برای من تجربهای مطلوب نبود و جای بهتری میتواند باشد.
برای مدت دو سال در نوکارتو به عنوان برنامهنویس بکاند فعالیت میکردم، اما به دلیل مسائل شخصی مجبور شدم تهران را ترک کنم و از نوکارتو جدا شدم. به طور کلی حدود هشت سال سابقه کار دارم و بی شک بهترین دورهی حرفهام در نوکارتو بود. امیدوارم روزی دوباره شرایط به گونهای فراهم شود که بتوانم به تیم برگردم.
به نظرم حضور در سولیکو، گروه صنایع غذایی کاله، تجربهای بود که بخش زیادی از رشد حرفهایام را شکل داد. ده سال پیش، با وجود فراز و نشیبها و تحولات اقتصادی کشور، شاخصترین عامل موفقیتمان مدیریت دلسوز و روحیه کارآفرینی این مجموعه بود که با ایجاد فضایی گسترده برای هزاران نفر، توانست سفرهای بزرگ را بگشاید و آن را بچرخاند. مجموعهای که با پیادهسازی SAP ERP بهعنوان یک سیستم یکپارچه و بینالمللی، فرهنگ سازمانی و فرایندها را تا سطح جهانی ارتقا داد و مسیر پیشرفت را هموار کرد؛ هرچند این پروتکلها و رفتارهای مدیریتی برای برخی از همرزمان دشوار بود و نیاز به تغییر رفتار داشت. برای من این شرکت رزمهای قوی ساخت و اکنون هم از اینکه در کنار کار، با بهرهگیری از تازهترین فناوریهای نرمافزاری، همواره بهروز بودم احساس رضایت دارم. اما زمانی که آنجا را ترک کردم، بهدلیل اینکه زیرساختهای استاندارد بینالمللی هنوز بهطور کامل فعال نشده بود و توجه کافی به نیروی انسانی نمیشد، برخی نارضایتیها شنیده میشد؛ با وجود این، در واحد فروش فضا برای رشد وجود داشت و ویزیتور میتوانست با کوشش به مدیر فروش و بالاتر ارتقا یابد، اما در بخشهای دیگر چنین مسیرهایی به چشم نمیآمد. نکات مثبت برایم عبارتاند از: - کار teamwork خوب - استفاده از فناوری نرمافزاری و سختافزاری بهروز - آشنایی با یک خانواده بزرگ از طریق نام سازمان، که میتواند رزمه را تقویت کند - ارتقای دانش سازمانی و بهروز بودن - ارائه نهار رایگان - پرداخت بهموقع حقوق و مزایا با تفاوتی حدود هفت روز - پرداخت برخی هزینهها به صورت بستههای خوراکی و لبنیات و محصولات شرکت در ایام ویژهای مانند نوروز - محیط کاری مناسب از نظر میز، صندلی، رایانه و موقعیت جغرافیایی شرکت اما نکات منفی هم وجود داشت: - نبود شایستهسالاری بهصورت کامل - اضافهکاری بالا پس از ساعات اداری، بهویژه بعد از ساعات کاری و روزهای پنجشنبه که برنامه کاری تا ظهر ادامه داشت با توجه به ارتباطات قدیمیام و حوزه تخصصیام در فناوری سطح بالا، با گذشت ده سال باور دارم اگر هنوز در آنجا بودم، احتمالا دست کم ۶ تا ۷ میلیون تومان حقوق دریافتی داشتم که با تورم مطابقت نداشت و در مقابل بازنگریهای فعلیام در حال حاضر مبلغی بالاتر است. در کل، با وجود مشکلات، نظر من نسبت به این سازمان مثبت است و میتواند پلی برای آغاز موفقیتهای آینده شما باشد اگر انگیزه کافی داشته باشید.
من به عنوان معلم رباتیک در واحد پژوهش برای دانشآموزان دوره دوم به صورت پارهوقت کار میکردم، اما با وجود علاقه زیاد به تدریس و ارتباط با بچهها ناچار شدم به خاطر مشغلههای کاری و سوءتفاهمهای مکرر معاونت پژوهشی رابطهام را با این مجموعه قطع کنم. تخصص من در آموزش الکترونیک و اینترنت اشیا بود و شاید از معدود منابعی بود که بچهها میتوانستند به آن دست یابند، اما سیستم مدرسه بسیار سنتی و کهنهمدرن بود. در اینجا هیچ فضای نوآورانهای برای تدریس وجود نداشت؛ تنها جوایز بینالمللی برای مدرسه اهمیت داشت. علاقه بچهها هیچچیزی نبود، فقط لازم بود طرحی جذاب ارائه شود تا والدین برای مسابقات دهها میلیون از مدرسه پول بدهند و بچهها برای آمادهسازی هزینه کنند. مهم نیست چقدر بچهها کار هیجانانگیز انجام بدهند یا از یادگیری لذت ببرند، زیرا معیارهای کلاسیک آنجا استعدادها را میخشکانند؛ این را از نزدیک دیدم. رفتار بعضی از معاونها دور از شأن بود و لغات ناشایستی را برای بچهها به کار میبردند. چنین شرایطی در جایگاهی که باید برای رشد بچههای بااستعداد مدرسه فراهم باشد، مناسب نیست.
شرکت سامانههای مدیریت تجربهای از کار با این تیم داشتم که در مجموع مثبت بود و فضای یادگیری زیادی داشت. فرهنگ سازمانی و رفتار همکاران به طور کلی خوب بود و فرصتهای زیادی برای رشد تجربه کردم. در پایان حضورم برایشان آرزوی موفقیت میکنم. با این حال نقاط ضعفی هم وجود دارد؛ یکی از آنها پرداخت بهموقع حقوق و مزایا بود و دیگری این که حقوقها در این شرکت نسبتا پایین است و انتظار دستمزد بالا نمیرود. همچنین بهدلیل کوچک بودن شرکت، ارتقای شغلی چندان محتمل نیست و برای پیشرفت حقوقی معمولا باید به شرکتهای دیگر رفت. برای افراد تازهکار و بهویژه خانمها محیط نسبتا مناسب و همراه با فرصت یادگیری محسوب میشود. برای مدیرعامل و تمام همکاران مجموعه آرزوی موفقیت دارم.
در چند سال اخیر در حامی سیستم فعالیت میکردم و معتقدم دلسوزی و مسئولیتپذیری دو عامل کلیدی موفقیت در این مجموعهاند. کمتر کارمندی رو دیدم که مسئولیتپذیری لازم را داشته باشد و هم وضع را درک کند، اما مدیران ارشد از آن چشمپوشی نکنند. من هم تجربههای خوبی از این شرکت دارم؛ محیطی صمیمی و سالم که از حاشیهها دور است را بزرگترین نکته مثبت میدانم. اگر همکاران با اخلاق و توانمند و بدون انتظار خاصی به همدیگر برای پیشرفت شخصی و شرکت کمک میکنند ملاک شما برای انتخاب کار است، به نظر من حتما این شرکت را در نظر بگیرید. در مورد حجم کار به نظر من، هیچ جایی به معناى واقعی پیشرفت بدون حضور منظم و انجام حداقل کار در ساعات کاری قوام نمیگیره. وقتی قرار است روی سامانههایی کار کنیم که میلیونها کاربر فعال دارند، قطعا باید آمادگی برای فشار کاری را داشت.