شرکتم دیتاک را تجربه کردم و به گفتمان گروهی آرام و بااحترام معتقدم. فضای کار در این شرکت به نسبت ساختاری فشرده است و همدلی و احترام بین همکاران به خوبی وجود دارد. مدیر مجموعه به رفاه ذهنی تیم اهمیت میدهد و جو کاری به صورت نسبتا هموار است. فشار کار معقول است و محیطی برای یادگیری و رشد وجود دارد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
با دیدن این تجربه فهمیدم که محیط کار در این شرکت چندان مساعد نیست و به سرعت تصمیم به ترک گرفتم. جو کار به شدت ناسالم و سمی بود؛ همگروهیها پشت همدیگر را میکردند و مدیریت هم دانش لازم درباره کسبوکار آنلاین ندارد. طريقة ارتباط مدیر با کارکنان به گونهای تحقیرآمیز بود و به نظر میرسید هیچ برنامه مشخصی برای شرکت وجود ندارد. در نتیجه فراگیری تجربه کاری کم بود و به دلیل کمبود کارمند، شرکت تنها سه تا چهار نفر پرسنل داشت و مدیر هم فقط سه ساعت در هفته در دفتر بود. قرارداد هم با من بسته نشد و پس از سه هفته، نه حق و حقوقم پرداخت شد و نه بیمهام لحاظ شد. از تجربهام میخواهم یاد بگیرم که برای کار در چنین محیطهایی مراقب عواقب قراردادها و شرایط کاری باشم.
شرکت توکاسافت را تجربه کردم و میخواهم گفتنیها را با زبان خودم بیان کنم. روز اول مصاحبه با جابهجایی و استرسهای اولیه آغاز شد، اما به مرور اوضاع نامساعدی پدرامد. در تماس اولیه فهمیدم عنصری منفی از جایی به نام جابگای وجود دارد و همانجا چند دیدگاه منفی ثبت شده بود. در مصاحبه تلفنی از من خواسته شد درباره کارهای گذشته توضیح بدهم و دوباره درباره میزان حقوقی که در نظر دارم پرسیدند. در بحث درباره جابگای توضیح دادم که مدیر مجموعه حتی این سایت را نمیشناخت و آدرس آن را به او دادم؛ دیده میشود فردی با چند نظر مثبت برای خود در اینجا طی چند روز ثبت کرده است. شرکتی کوچک با تیمی شامل چند برنامهنویس بود و فضای کاری واقعا ناامیدکننده به نظر میرسید. من در جای دیگری بهعنوان پشتیبان فنی پورتال مشغول به کار شدم. وظیفه پشتیبان این است که سوالات و مسائل مربوط به پورتال را در محل کار پاسخ دهد و حل کند؛ برای این کار باید آموزش دیده باشد و با پورتال آشنا باشد. اما به من گفته شده از همان روز اول در محل مستقر شوم بیهیچ آموزشی. اگر سوالی میکردم یا اشتباهی میکردم با رفتار تند و توهینآمیز مواجه میشدم و باید عذرخواهی میکردم از اینکه چیزی را نمیدانم. نه تنها آموزشی داده نمیشد، بلکه طوری رفتار میشد که باید بهنوعی از خودم عذرخواهی کنم. در کمتر از یک ماه گفتند دیگر نیازی به حضور من نیست. همین موضوع باعث نگرانی از امنیت شغلی شد. قرارداد سه ماه بود و دستمزد ذکر شده در قرارداد با بندهای کیفی وزارت کار برابر با ۲۷۰۰ بود، در حالی که وقتی برای شروع صحبت کرده بودیم ۳۵۰۰ بود و وقتی خواستم بدانم چرا این تفاوت وجود دارد گفتند تا بیمه کمتر شود؛ نکتهای که به نظر میرسید به نفع کارفرما تمام میشد. در همان ماه اول حضور به عنوان پشتیبان هر روز با من تماس میگرفتند؛ مدیر شرکت و یکی دیگر از کارکنان با لحن ناپسند ابتدا شخصیت را تخریب میکردند و بعد از من میخواستند راه درست کار را بگویم. به هیچ عنوان پیشنهاد نمیدهم چنین جایی را انتخاب کنید. برای کسی که چهار یا پنج گفتار فیک انجام میدهد و حتی خود هم قبول ندارد که چنین کاری میکند، دست کار مشخص است. روز اول رفتار مثبتی از مدیر میبینید، اما فریب نخورید.
برای اولین بار وارد دنیای کار شدم و تجربهام از شرکت موبایل مرکزی شیراز چندان رضایتبخش نبود. مدیریتی کاملا سنتی حاکم بود و انصافا تبعیض بین همکاران احساس میشد؛ با وجود اینکه اکثر همکاران با دل و جان از انرژیشون میگذاشتند، دیده نمیشدند و حقوق اغلب افراد از حداقلهای مقرر پایینتر بود و ساعات کار طولانی بود. من چندین ماه در شرکت حضور داشتم، اما خبری از بیمه یا مزایا و پاداش نبود. یکی دیگر از نکات این بود که علاوه بر چک ضمانتی که در ابتدای کار گرفته میشد، بهطور ماهانه ده درصد از حقوق هم بلاک میکردند که خلاف قانون است و هنگام پایان قرارداد و ترک شرکت، این مبلغ را تنها یک ماه قبل از خروج به کارکنان میدادند. امیدوارم تا الان که این متن را مینویسم این مشکلات را رفع کرده باشند تا هم شرکت و هم کارکنانش از اصلاحات بهرهمند شوند و به رشد طرفین منجر شود.
من بعد از سه سال کار در این شرکت واقعا هیچ تجربه فنی بهم اضافه نشد و تجربه ها و دانش فنی قبلی رو هم دارم فراموش میکنم ، مدیریت واقعا در حد یک شرکت it نیست ، مثل کارگر یک کارخونه با نیرو برخورد میکنن ، مرخصی اول صبح فقط دو بار در ماه میتونید بگیرین ، اگر بیشتر از دو بار مرخصی بگیرید کسر کار میخورید ، سلسبه مراتب رعایت نمیشه ، مدیر هر روز با یکی از نیرو ها جر و بحث میکنه به نیرو ها بی احترامی میکنه ، یک سوا ساده رو به بدترین شکل ممکن جواب میده ، اگر اعتراضی کنید ، میگن همینی که هست ، اگرنمیخواید میتونید برید از شرکت ، نه تنها هیچ دانش فنی بهتون اضافه نمیشه ، بلکه رزومه کاری هم براتون نمیشه چون پروژه ای تو این شرکت لایو نمیشه ، و فقط وقتتون رو هدر میدید ، سالی دو یا سه بار شرکت پوست اندازی میکنه و نیرو های خوب از شرکت میرن ، حقوق خوبی نمیدن ، هیچ احترامی برای نیروی فنی قائل نیستند ، جالبه توی آگهی که اخیرا تو سایت جابینجا زده شرکت ، مزایای شرکت نوشته فوتبال دستی ، که اونم اجازه بازی نمیدن و در مکانی که فوتبالدستی قرار داره قفل میکنن. مدیر عامل با سیگار کشیدن مشل داره ، در صورتی بیشتر نیرو های آقای شرکت سیگار میکشن و ایشون دستور دادن که در پشت بوم قفل کنن که کسی سیگار نکشه. خلاصه در ظاهر اسم قشنگی داره ولی در باطن نه تنها عمر شما هدر میده ، بلکه در آخر با اعصاب داغون از شرکت میاید بیرون. این مسئله رو هم اضافه کنم که هیچ مدیری هم طرف شما رو نمیگیره اگر به مشکلی بخورید و همیشه مقصر شمایید. تنها نکته مثبت شرکت ، بچه های خوب شرکتن که محیط رو براتون قابل تحمل میکنن.
باورم نمیشه چه تجربهی خوبی بود که با بخش فنی این شرکت همکاری کنم؛ فضایی صمیمی و رفتار دوستانهی مدیران، اینجا را به خانهی دومم تبدیل کرده بود. همه فرصت داشتن ایدهها و نظراتشون رو مستقیما به مدیران بگن و این باعث ایجاد نوعی رقابت سالم در شرکت میشد. از نظر رسیدگی به کارمندان و دلسوزی نسبت بهشون هم واقعا وقت میذاشتن. در نهایت، همکاری با این شرکت بهویژه بخش فنی رو به همهی دوستانم توصیه میکنم.
وقتی به توسن فکر میکنم، بیشتر از هر چیز رضایتی که از یک تجربه بلندمدت کاری داشتم به ذهن میرسد. مدت چهار سال با این شرکت همکاری کردم و همین مدت، آیندهام را به شکل قابل توجهی شکل داد. به خاطر مسائل خانوادگی نتوانستم همچنان در تهران بمانم، اما همان زمان هم حس میکردم انتخاب درست را انجام دادهام. اگر کسی دنبال یک تجربه خوب و همکاری طولانی با مجموعهای قابل اعتماد است، پیشنهاد میکنم توسن را مدنظر قرار بدهد؛ قطعا نتیجه میگیرد. شرکت از نظر سطح حرفهای در سطح قابل قبولی قرار داشت، حقوق و مزایای مناسبی ارائه میکرد و تیم مدیریتش با قلبی مهربان کنار همکاران و کارمندها بودند. هر سازمانی نقاط ضعف دارد و گاهی کمبودهایی هم دیده میشد، اما در کل از حضور در این مجموعه راضی بودم و هنوز هم با تعدادی از دوستان ساکن توسن در ارتباطم و برآوردشان مثبت است.
برای مدت طولانی با توسـن همکاری داشتم و وقتی نظرات دیگران را دیدم، دلگیر شدم؛ اما به نظرم هر شرکتی هم مزایا و هم معایبی دارد و توسـن نقاط روشن و ویژگیهای مثبتی هم دارد. بر خلاف برخی شرکتها که به دنبال تعادل بین کار و زندگی هستند، من تجربهی ادغام کار و زندگی در توسـن را حس کردم. یکی از ارزشمندترین ویژگیهای این شرکت، حمایت از کارکنان و خانوادهشان است؛ این را دست کم نگیرید. تنها بخشی از این حمایتها شامل حقوق بهموقع، کارانه و پاداش پایان سال است که این موضوع را بهخوبی میفهمی. اینکه حقوق نسبتا مناسب است، را هم نمیتوان انکار کرد. سوای حقوق، بخشهای انگیزشی، رفاهی، سفرها، تأمین مواد خوراکی و سایر مزایا هم وجود دارد که شاید برای بسیاری از شرکتها معمول باشد. کسبوکار توسـن حساس است و بیشتر خدمات نرمافزاری را به موسسات مالی و بانکها ارائه میدهد؛ این تجربه به من یاد میدهد که چگونه در پروژههای بزرگ و مهم و حساس با دستگاهای کسبوکار سروکار پیدا کنید. توسـن مشتریان خارجی دارد و این، فرصتی است برای کسانی که میخواهند تجربه کار با مشتریان بینالمللی و زبان انگلیسی را به دست بیاورند. همچنین ساختمان جدید توسـن با محیطهای دیگر تفاوت زیادی دارد و بهگونهای طراحی شده که فاصله مدیری با همکاران تا حد زیادی از بین میرود. اگر یکی از اعضای فامیل درجه یک در توسـن کار میکند، دورکاری آنجا را بهخاطر خط قرمز بودنش کنار بگذارید؛ فامیلبازی در این شرکت وجود ندارد. به پیشرفت و آموزش در حوزههای مختلف اهمیت داده میشود؛ شاید برای برخی شغلها خیلی کافی نباشد، اما نسبت به برخی شرکتهای دیگر هم کمتر نیست. بهطور کلی اگر بتوانی جذب شوی و در توسـن بمانی، به یکی از متخصصها تبدیل میشوی. در کل بهخصوص کسانی که عاشق کار در توسـن هستند، پیشنهاد میکنم حتما تلاششان را بکنند. هم تجربهی ورود خودم و هم مدت زمانی که با توسـن همکاری داشتم، نشان میدهد ورود به این شرکت کار دشواری است؛ اما اگر موفق شوی، از تصمیمات پشیمان نخواهی شد. در آن دوره، تعداد پرسنل و سالهای فعالیت را بهدرستی ثبت نمیکردند؛ زمانی که ما بودیم بیش از هشتصد نفر پرسنل داشتند و اکنون قطعا بیشترند و جشن بیستسالگی را برگزار کردهاند. موفق باشید
شرکت آرسینا تجربهای کاری ناامیدکننده برای من رقم زد. به مدت شش ماه با آنها همکاری کردم و نتیجهای که گرفتم خیلی رضایتبخش نبود. شرکت در زمینه طراحی اپلیکیشن و فروش آنلاین فعالیت میکرد. فضای کاری به شکل خانوادگی پیش میرفت و اکثر تصمیمها پشت درهای بسته و با نظرهای مختلف اطرافیان گرفته میشد. همین فضای نسبتا خودمانی باعث شد محیط مثل خانهای باشد که وسایل شخصی خیلی وقتها دیده میشد و هر کس نظری میداد. با اینکه مدیران ذاتا فرد بدی نبودند، اما به لحاظ حرفهای فاقد فرهنگ سازمانی بودند و برای رفتار با افراد یا بهبود فرایندهای کاری که حتی یک ریال هزینه داشت هم با مشکل رو به رو میشدند و اشتیاقی به تغییر نشان نمیدادند. آنچه به شدت آسیبزا بود این بود که حتی یک نسخه از قرارداد را هم به کارمند نمیدادند و حقوق هم به موقع پرداخت نمیشد. هر ماه مجبور بودیم با تماسها و ارائه دلایل متعدد پیگیر حقوق باشیم تا آن بالاخره پرداخت انجام شود. در نهایت رفتارهای غیرحرفهای مدیریت باعث شد تصمیم بگیرم از شرکت جدا شوم. وقتی برای شکایت رفتم متوجه شدم بیمهام تاکنون رد نشده است و در نهایت از طریق اداره کار توانستم حقوق مربوطه و جبران خسارتها را بگیریم؛ همچنین پرداخت حق بیمه نیز پیگیری شد. این تجربه به من یاد داد که به سمت شرکتهای کوچک و فامیلی نروم و قبل از هر همکاری جدی درباره تعهدات مالی و بیمه مطمئن شوم.
به همان روزها که در ریحون کار میکردم با همه تفاوتها، تجربهای واقعی را به یاد دارم. الان دیگر ریحون وجود ندارد و بسیاری از همکاران با اخلاق و انرژی بالایشان به شرکتهای دیگر رفتند. رهبری را در آن زمان آقای کبیری به عهده داشت که با اخلاق و مهربانی بلندپرواز و شاد بود؛ شریک تجاریشان اما فرانسوی یا ایرانی نبود و به نحوی معمولا کارها را سختتر میکردند و در مخالفتها دست بالا را داشتند. همکاران ما همگی افراد خوبی بودند و از نظر سطح اجتماعی و طبقه همسطح یکدیگر بودند. با وجود فاصله زمانی نسبتا طولانی، هنوز دلتنگ تکتک همکارانم هستم. واقعیت ماجرا این بود که بازار سفارش غذا با روشهایی غیر اخلاقی تحت تسلط اسنپ درآمد و به این شکل شاید دست کم بیست نفر از ریحون و چیلیوری بیکار شدند. اگر بخواهم پیشنهادی بدهم، هر جا آقای کبیری حضور دارند مکان نسبتا مناسبی است و در پروژههای بعدی شرکت، فکر میکنم همکاری با ایشان را توصیه کنم.
خب از چی بگم براتون... قبل از ورود تصویر خوبی ازشون داشتم و بعد از خروج اینطور نبود هیچ وقت از ترک آسا پشیمان نشدم، روزی که خارج شدم تمام دپارتمان مون (11 نفر) . چند نفر دیگه همه ناراحت بودیم. من دکترای IT از دانشگاه تهران دارم و نزدیک 10 ساله در حوزه مدیریت پروژه های نرم افزاری شاغل هستم (اینو گفتم که سابقه کاریم مشخص باشه در ارتباط با مواردی که میخوام بگم). چند مشکل باعث شد این اتفاق بیفته: اول اینکه: مدیر منابع انسانی زبون باز، با لیبل روانشناس میشینه جلوت ولی عملا مهره مدیریت برای تعامل با افراد است. قرار بود یک قرارداد 3 ماه داشته باشیم اما یک قرارداد 20 روزه نوشتن و ماه به ماه تمدید کردن مثل کارگرها(از اول قرار بود ابتدا یک قرارداد 3 ماه داشته باشیم و سپس یک ساله) و همین مساله باعث شد در اتمام 3 ماه من چند پیشنهاد کاری که داشتم روی میز بزارم و در حقیقت از ماه دوم من دنبال کار بودم. جالب اینکه انتهای مثلا 3ماه که با بی نظمی شد 4 ماه باز هم قرارداد 3 ماه دادن خیلی دیگه خنده بود دوم اینکه: من نتوانستم با مدیر دپارتمان تحلیل ارتباط برقرار کنم نمیدونم مشکل از من بود یا او اما وقتی نتونی با مدیرت ارتباط برقرار کنی کار سخت هست ببینید مشکل اینجا بوده اون درگیر همه پروژه ها بود و اصلا زمانی نداشت برای شناخت من، مثلا میگفت من فلان چیز رو گفتم چرا انجام ندادی درحالی که اصلا به من نگفته بود و وقتی من میگفتم نگفتی با لحن نسبتا تندی حاشا میکرد و من ابزاری برای اثباتش نداشتم کارهای به جای اینکه در یک سیستم مدیریت وظایف ارجاع بشه شفاها گفته میشد و من یاد داشت میکردم و برای خودم یه ترلو گذاشته بودم و تو اون میزدم خب واقعا با این سیستم ممکنه آدم تسکی رو یادش بره یادمه یبار 8 صبح جلسه داشتیم و من 10 دقیقه به 8 رسیدم و اومدم یه نون داغ کنم یه لقمه درست کنم بعد برم تو جلسه 8 و دو دقیقه (توروخدا به اعداد دقت کنید) رسیدم به اتاق جلسات با لحنی تند که ما 8 جلسه داشنیم کجایی و ...، جالب اینکه دو نفر دیگه (جلسه 4 نفره) یک اصلا نرسید به جلسه و اون شخص 8 و 20 دقیقه رسید ولی اون روز واقعا در ذهن من موند یا مثلا کل کار من به عنوان تحلیلگر شده بود سند زدن، و تحلیل هارو خودشون انجام میدادن و به من میگفتن مستند کن، من از کارم لذت نمیبردم مشکل سوم: من یک بار هم تیم فنی را در 4 ماه حضورم ندیدم (البته کرونا هم دخیل بود)، کل پروژه ای که من کار میکردم در طول 120 روز حتی یک بار پابلیش نشد، جلسات فنی و daily به شدت نامنظم هر دو هفته برگزار میشد، در کل به لحاظ فنی بار نداشت، میگفتن هر نکته تحلیل هست مستند شه و به تیم فنی بدیم تا ریزترین چیزها در حالی که در محیط شارپ خیلی از مسائل باید با جلسه حل بشه و نیازی نیست مستند سازی افراطی صورت بگیرد. بعد 4 ماه با اینکه نظرشون به ادامه همکاری بود من همه این موارد رو بهشون گفتم و خارج شدم با قلبم تسویه هم 2 ماه بعد با حرف و حدیث انجام شد در آخر فکر میکنم اگر در دپارتمانی دیگر بودم شاید شاید شاید در آسا میماندم
من تجربهای ناامیدکننده از شرکت سان دارم که هنوز هم ذهنم را درگیر میکند. ورود و خروج کارکنان در سال اول کار مشخص نبود و اضافهکاری هم وجود نداشت. پس از مدت کوتاهی و گذراندن کارهای فراوان و نصب سرورها در شهرستانهای مختلف، مدیر اصفهانی گفت که بابت هر شهری که به دلیل کار برای این پروژه رفتم، دونهای بیست تومان پاداش میگیرم. آن حرف برایم خیلی تاثیر منفی داشت و اعصابم را خراب کرد؛ سرانجام پس از شش ماه از شرکت رفتم و با زحمت خیلی توانستم تا نصف حقم را بگیرم. جاهایی که کار میکردم، تعدادی از همکاران واقعا استعدادهای برجستهای بودند که اکثرشان راهی آمریکا شدند. هیچ مزایای مشخصی وجود نداشت و تنها کاری که انجام میدادیم، فشار کاری بیوقفه بود و هیچ امیدی به آینده نبود. در آن بازه زمانی فقط دو بار پاداش گرفتم و آن هم دو پاداش وزارت کار بود که بهطور کامل وصول شد. مدیریت شرکت خیلی سختگیر و بیرحم بود و خدمات رفاهی یا حمایتی در اختیار کارکنان نبود.
اگر نیروی کار مبتدی هستین کارکردن تو این شرکت میتونه براتون مفید باشه اما اگر متوسط یا حرفه ای هستین ابدا اجازه ی رشد از یه حدی به بعد بهتون داده نمیشه و شرایط رو به قدری براتون سخت میکنن که خودتون رفتن رو ترجیح بدین، رفتارهای احساسی و هیجانی زیادی رو از طرف مدیریت میبینین که منجر به رفتن و قطع همکاری غیر حرفه ای با پرسنل میشه. در کل ارزش زیادی برای منابع انسانی قائل نیستن، دریافتی ها دیر و حتی ماه ها به تعویق میوفته و حتی به نسبت عرف بازار کار بسیار کمتر هست. در کل مدیریت هیچ درک متقابل و تعامل با پرسنل ندارند و حاظر به وقت گذاشتن برای کارمندان خود نیست. بسیار مغرورن و هیچ انتقادی رو هم قبول نمی کنن. و حتی به همه به چشم بدبین نگاه می کنن.
سلام، تجربهای که از فرست کوئست دارم اینه که من محمدرضا هستم و بیش از شش سال سابقه کار دارم؛ از این مدت، تقریبا دو سالی است که در این شرکت فعالیت میکنم و واقعا راضیام. محیط کار سالم، روابط دوستانه و فضای آرامی که وجود دارد، از جمله عوامل اصلی رضایت من هستند. فرهنگ سازمانی خوب، مدیران با رفتار حرفهای و توجه به افراد تیم همواره باعث شده احساس کنم در مسیر یادگیری و پیشرفت قرار دارم. نکتهای که به نظر من منفی میرسد، به دلیل شرایط کرونا مربوط به قراردادهای کوتاهمدت است؛ با این حال صادقانه باید بگویم مدیریت همواره تلاش کرده راههای جدیدی برای کارآفرینی و پروژههای تازه پیدا کند تا قراردادها بسته شوند.
سالها پیش، در سالی که دقیقا به یاد ندارم، وارد این شرکت شدم و به مدت یک سال هم بهصورت پارهوقت و هم تماموقت مشغول به کار شدم. اولین نکته این است که روند بررسی رزومه برای من خیلی طولانی بهنظر میرسید. برخورد برخی از همکاران با توهین و تمسخر همراه بود، هرچند دو یا سه نفر همکار با رفتاری خوشبرخورد نسبتا خوب بودند که باعث میشد محیط کمی انساندوستانهتر به نظر برسد، اما فضای کلی شرکت اصلا مطلوب نبود. از لحاظ حقوقی، پرداختها بهموقع انجام میشد و اخبار مربوط به پاداشها یا عیدی در روزهای مشخصی منتشر میشد که واقعا نکته مثبت محسوب میشد. نکته دیگر اینکه در برخی بحثها حتی اگر حق با شما بود، نفرات تازهکار یا با تجربه کمتر غالبا به سمت محکومشدن میرفتند و این برای من تجربهای ناخوشایند بود. در زمان حضور من، ظرفیت تیم بهطور دقیق تعریفشده نبود و تنها افراد بهصورت بدون برنامهریزی یا با حجم کار بالا پر میشدند. ولی در آن دوران، برای کارآموزان ناهار رایگان و صبحانه هم فراهم بود و نیروها از شرکت برای وعدههای غذایی نیمهزینه دریافت میکردند که این تا حدودی به عنوان امتیاز درنظر گرفته میشد.
تجربهای که از کار در این شرکت دارم، به من این واقعیت را ثابت کرد که محیط کاری بسیار مناسبی است. با وجود اینکه از مدیریت برخی بخشها نواقصی احساس میشد، تیم فنی بسیار با دانش و از نظر انعطافپذیری فوقالعاده بود و همواره کمک حال همدیگر بودیم. من تجربه کردم که بچههای زرینپال در طول مدت حضورم یکی از بهترین محیطهای کاری را برای خود سامان داده بودند.
در ابتدای ورودم به دفتر مرکزی شهاب انرژی صبح، موقعیتی را تجربه کردم که به من آرامش و فضای کار خاموشی از تنش را نشان میداد. رفتار حرفهای مدیریت، احترام متقابل میان مدیران و همکاران، و پرداخت حقوق بهموقع از جمله ویژگیهایی بود که نظر مرا جلب کرد. آزادی عمل در انجام وظایف، همکاری خوب و روان گروهی از دیگر نکات مثبت این شرکت بود. با وجود اینکه دستمزدهای چشمگیر نبود، مدیران با توجه به حجم کار و فضای کاری موجود سعی میکردند شرایط عادلانه و مناسبی برای کارکنان فراهم کنند. وقتی من استخدام شدم، آشنایی زیادی با نرمافزار سپیدار و حوزه کاریش نداشتم اما با آموزش و فرصتهایی که در اختیارم قرار گرفت، خیلی سریع با وظایف و محیط سازگار شدم. به دلیل شرایط اقتصادی، مدیران تصمیم به واگذاری کارخانه گرفتند و من هم از مجموعه جدا شدم. اگرچه مدت همکاری من کوتاه بود، اما روزهای خوب کاری که در آنجا گذشتم هرگز از ذهنم نمیرود. نام شرکت به فرآیند صبح تغییر یافت و اداره آن حالا به عهده یک هلدینگ معتبر است. امید دارم چرخه تولید محصولات این شرکت که نتیجه تلاشهای سالها و تلاش همکاران بود، همواره در حرکت باشد و هیچ نیروی کارى بیکار نماند.
باورت نمیکنم که چقدر این شرکت میتواند برای من فضای کاری مثبتی فراهم کند، زیرا محیطش پر از پویایی و رو به جلو بودن است. ناوش یکی از گزینههای عالی برای افرادی است که دنبال محیطی فعال و با رشد روزافزون هستند. با اینکه تنها سه سال از تأسیسش میگذرد، این شرکت با تمامی دستگاههای دولتی مرتبط با برنامههای خود همکاری و هماهنگی مستمر دارد و این امر به ندرت در شرکتهای تازهکار دیده میشود؛ نشان از توان مدیریتی بالاست که سازمان را به خوبی هدایت میکند. در این مجموعه، فضای کار متفاوت و دوستانه است و همه کارمندان کنار هم هستند تا به اهداف شرکت برسند.
من در کنار همکارانم با وجود تازهوارد بودن به شرکت، فرصت یادگیری را بهطور عملی تجربه کردم و از بستر مهیا برای پیشرفت بهره بردم. در این محیط، امکان همکاری با تیمها بدون داشتن تجربه قبلی یا مدرک خاص وجود داشت و بهمرور بهتدریج مهارتها را از طریق کار یاد گرفتم. لازم به ذکر است که شرکت همچنان نسبت به شرکتهای نوپا، قراردادهای گستردهای با ارگانهای دولتی و شهرداریها دارد؛ تجربه همکاری با این ارگانها معمولا با تاخیر در پرداخت مطالبات همراه است و این موضوع، برنامهریزی مالی را سختتر میکند و به تبع آن بر پرداخت بهموقع حقوق اثرگذار است. با این حال برای من اولویت با پیشرفت و آموزش بود و این مسئله برایم مشکلی ایجاد نکرد.
ممکنه تعجب کنید که در حوزه IT چنین شرکتی وجود دارد.... مدیرانی باسابقه کم و تخصص کم یا تخصص های غیرمرتبط برای واحدها و تیم های مختلف استخدام میشوند و مدام هم عوض می شوند::: با عوض شدن مدیران، ساختار شرکت یا تیم ها و سیاستها عوض میشود. من این چهارسال فقط برای پروژه خودمان پنج مدیر پروژه دیده ام و میدانم همین اوضاع برای پروژه ها و واحدهای دیگر هم هست. در این مدت دو مدیر عامل هم برای شرکت دیده ام. یک هفته پیش، مدیر عامل شرکت در یک برخورد بسیار عجیب با یکی از برنامه نویسان دعوای لفظی عجیبی سر موضوعی بی اهمیت به راه انداخت و او را جلوی چشم همه اخراج کرد و با داد و فریاد به منشی واحد گفت: "این اخراجه! از فردا حق ورود به شرکت رو نداره!!! اثر انگشتش رو حذف کنید!" البته بعد از چند روز با وساطت بقیه آن بنده خدا را سرکار برگرداندند. با ورود این مدیرعامل جو شرکت مسموم و ترسناک شده است. منابع انسانی شرکت و رسیدگی به کارمند(به جزبیمه تکمیلی) صفر است، حتی وضعیت خدمات و بهداشت شرکت اصلا مناسب نیست...... ممکن است اول کار بخاطر کثیفی سرویس بهداشتی سرخورده شوید! حتی اگر موقع نقل و انتقالات بین ساختمان ها آمدند و به شما گفتند "باید سر میز و صندلیها را خودتان بگیرید و بین طبقات جابجا کنید." اصلا متعجب نشوید! چون این اتفاق افتاده تکنولوژی مورد استفاده خیلی خیلی قدیمی است و اصلا قابل توصیه نیست. ساختمان شرکت هم همینطور...... ساعت کاری شرکت 8تا5 است البته چهارشنبه ها8تا4 است و پنح شنبه ها و جمعه ها یا تعطیلات هم اگر به شما نیاز باشد باید بیایید. اگر صبح حتی نیم ساعت هم دیر بیایید باید مرخصی رد کنید به همین دلیل بعد مدتی مانده مرخصی همه منفی است، شناوری اصلا ندارند و به زمان ورود و خروج خیلی حساسند. فقط میتوانید 4 روز در ماه مرخصی اول وقت بزنید!! اصلا سیستم ورود و خروج به شما اجازه ثبت بیشترش را نمیدهد.پس بیشتر از4 روز دیر بیایید کسری حقوق میخوریدوجریمه میشوید.فعلا حدود چهار ماه است که اضافه کاری ممنوع شده با دورکاری از اساس مشکل دارند. اوایل کرونا(ماه فروردین) حدود یکماه دورکاری نوبتی گذاشتند که آنهم وابسته به این بود که شانس بیاورید و به شما مودم برسد. در این 9 ماهه تعداد زیادی از کارمندان کرونا گرفته اند و شرکت هم اخیرا فقط حدود 2 ماه اخیر آنهم نوبتی و برای تیم های محدودی دورکاری گذاشته است و الان که تهران از وضعیت قرمز خارج شده و وضعیتش نارنجی شده دورکاری لغو شده است از طرفی شرکت برای دوران کرونا قدرت خرید مودم به قدر کافی را ندارد تا کارمندان را دورکاری بفرستد و برای دورکاری مودم لازم دارید و تعدادی مودم نوبتی بین کارمندان میچرخد و هر کس مودم نداشته باشد دورکاری نمی رود. منت زیادی بابت دورکاری سرتان میگذارند. مودم هم مدام قطع می شودیا آنتن نمیدهد پس اگر مودم نوبتی به شما تعلق بگیرد و کاری داشته باشید احتمالا دوباره به شرکت می روید. جلسات دورکاری را از طریق اینترنت شما برگزار میکنند و شرکت هیچ هزینه ای برای استفاده شما از اینترنت شخصی تان برایتان واریز نمیکندو حق رفت وآمد آن روزها را هم از حقوقتان کسر می کند.......اگر کرونا بگیریدحقوق نمیگیرید و بایدبروید از بیمه استعلاجی بگیرید چندین بار پیش آمده که هیچ اطلاعی نمیدهند و کارمند را دم عید تعدیل میکنند یا قراردادش را تمدید نمیکنند خلاصه توجه به حقوق انسانی و شخصیت کارمند در این شرکت خیلی پایینه... هرسال خیلی کارمندان استعفا میدهند و مدام نیروی جدید می آید! موقع استعفای نیروها، شرکت، هیچ تلاشی برای حفظ آنها یا تغییر نظرشان نمی کند. اگر سیگاری هستید و در ساختمانهای خاصی ازین شرکت کار میکنید وضع سختی تجربه خواهیدکرد چون مدیرعامل جدید شرکت با سیگار مشکل دارد و این را وقت مصاحبه به شما نمیگویند، پشت بام را قفل میکنندو باید انگشت خروج بزنیدو بروید خیابان سیگار بکشیدو مرخصی رد کنیدوشاید حتی بیرون ساختمان هم به شما گیر بدهند!!!!! در مصاحبه وعده های زیادی میدهند که اصلا عمل نمیشودو نیرو را برای جذب فریب میدهند و طوری با اعداد حقوقتان بازی میکنند که گیج شویدو متوجه حقوق واقعیتان نشوید::::: افزایش حقوق سالانه نرخی است که دولت هر سال اضافه میکند و بیشتر نیست. بعد از یک سال اگر شرایط داشتید وام(به مبلغ 25 میلیون تومان) هم به شما میدهند و از شما قبل از وام چک میگیرند. وعده وام مسکن هم درمصاحبه میدهند که رویش حساب نکنید! این وام بعد از دو سال مشمولتان میشود که هیچ فرقی با وام مسکن اوراقی نداردو باید مثل وام مسکن اوراقی کلی پول بدهید اوراق بخرید فقط یک مقدار کم سودش کمتر است و اگر بخواهید قطع همکاری کنید باید حتما حتما تسویه کنید و روز قطع همکاری را سررسید همه قسطهای وامتان میکنند و از آن روز جریمه تعلق میگیرد پس بهتر است به جای اینکه شرکت را واسطه کنید خیلی راحت وام مسکن اوراقی عادی را خودتان از همان بانک مسکن بگیرید. هیچ کسی برای این وام اقدام نمیکند. پس در حد وعده مصاحبه است.موقع اعیاد مهم هم معمولا 250 یا 500 تومان میدهند که در سال سه_چهار بار است و 22بهمن یک پایه حقوق میدهندو تولد کارت هدیه صدهزارتومنی میدهند.غیر اینها پاداشی ندارد حتی اگر ازدواج کنید هدیه نمیگیرید بیمه تکمیلی بعد از دوره سه ماهه آزمایشی تعلق میگیرد. کار در این شرکت را فقط به کسانی توصیه میکنم که سابقه کاری شان در فیلدشان صفر است این روزها یک میز فوتبال دستی در پشت بام گذاشتند وچونکه اکثرا پشت بام قفل است(اگر هم قفل نباشد باران و برف میآید)امکان استفاده ندارید و یا موقعیت آن جوری جلوی چشم است که مدام مدیران کنترلتان میکنند و یا توپش را برمیدارندو نمی توانید سراغش بروید بچه ها اغلب باهم صمیمی و گرمند. بعضی تیم ها هم جلسات آموزشی بین خودشان میگذارند که البته ما نداریم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.