اسم من افشین هست از اون کارمندا که خیلی رو راسته و بعضی وقت ها آدم ها از دستش ناراحت میشن ولی به طور کلی بچه خوبی هستم فقط ترجیه میدم با حقیقت تلخ روبرو بشم به جای دروغ شیرین برای همین هروقت مخالف چیزی باشم بدون تعارف نظرمو میگم حتی اگر اون فرد مدیرم باشه بعضی از همکارام میگن خیلی خوبه که بدون در نظر گرفتن سمت افراد می تونی انتقاد کنی البته همیشه فیدبک خوب گرفتم از این قضیه خوب نظر من در مورد فرست کوئست: ۱- یه شرکت کوچیک با ایده های خیلی بزرگ ۲- ایده ها فقط مربوط به مدیریت نیست ایده شما اینجا ارزش داره ومرتبا برای در میان گذاشتن ایده ها دور هم جمع میشیم ۳- اگر استخدام فرست کوئست شدید بدونید حتما لایق بودید چون بارها مورد ارزیابی قرار گرفته اید و انقدر مناسب بودید که قرار کارهای مهم و بزرگی به شما واگذار شه. ۴- تو شرایط تحریم، بیماری و اتفاقات ناگوار گذشته ،مدیریت به جای پا پس کشیدن و شونه خالی کردن تلاش کرده راه چاره ای پیدا کنه تا مثل خیلی از شرکت ها از تعدیل نیروهای خوب و بی تقصیر جلوگیری کنه که البته خدارو شکر تا امروز موفق بوده ۵- تو ی فرست کوئست خوب بودن حال شما خیلی مهمه نه فقط از طرف مدیریت بلکه کارمندا بیشتر از اینکه همکار باشن یه دوست خوبن برای شما ۶- تو فرست کوئست همه کنار هم و باهم بدون ادعا کار می کنن و امکان نداره وقتی سوال یا کمکی از کسی بخواهید با لبخند پاسخ شمارو نده . ۷- تو فرست کوئست کسی رفت و آمد شما یا کاراتونو چک نمیکنه و حتی دستگاه حضور غیاب وجود نداره چون معتقدند انسان ها قابل اعتماد و قابل احترامند همین انتخاب واعتماد هوشمندانه باعث شده خود شما از ته دل نخوای کم و کسری بزاری ( اعتماد خیلی حس خوبیه) ۸- تجربه من با مدیریت خیلی مطلوب بوده باور دارم که از هیچ کاری برای رضایت من کارمند کوتاهی نمیکنن و خیلی هم قابل اعتماد هستند.(تجربه کردم که میگم) از خوبیا که تعدادشون هم خیلی زیاد تر هست ومن به چند موردشون فقط اشاره کردم بگذریم و قسمت های منفی هم بگیم خوب من فقط یک مورد به ذهنم میرسه که البته خیلی نمیتونم فرست کوئست رو مقصر بدونم اما دغدقه منم هست با دلیل اتفاقات سال ۹۸ و شیوع بیماری تا به امروز شرکت های گردشگری با مشکلات عدیده ای رو برو شدن که از جمله اون مشکلات اقتصادی هست همین باعث شده که خیلی شرکتها یا تعطیل بشن یا به فکر تعدیل نیروها بیفتند که حقیقتا چاره ای نداشتند اما فرست کوئست یه مدیر با تدبیر و خوب داره و فقط در این شرایط جهت حفظ نیروها مدت قرارداد هارو کم کرد هرچند خداروشکر همیشه تمدید کرده اما دلهره از دست دادن شغل و محیط دوست داشتنی شرکت ٫ در روزهای پایانی هر دوره قرارداد حس عدم امنیت شغلی رو به ما کارمندا القا میکنه من از همکاری با این شرکت بسیار راضی هستم و میگم هم همکارای خیلی خوبی دارم هم مدیرای بسیار فهمیده وانسانی امیدوارم شما هم روزی تجربه خوب همکاری با فرست کوئست رو داشته باشید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این شرکت وضع مدیریت و منابع انسانی بهشدت آشفته بود و بهوضوح مشخص بود که تلاش میکردند از هر طریق حقوق کارکنان را پایمال کنند. بندهای عجیبی مثل دریافت سفته حامل و عقد قراردادهای صوری وجود داشت که در تسویه برای مناقصه، کمتر از حد سنوات به کارکنان پرداخت میشد. نظارت مستمر با دوربینها هم وجود داشت و متأسفانه نهادهای نظارتی هم توجهی به این رفتارها نشان نمیدادند. من حدود یک سال در این شرکت بودم و تجربه کاریم بهشدت ناخوشایند بود؛ چیزهایی دیدم که باورکردنی نبود و در نهایت با مبلغ کمتری از آنچه انتظار داشتم تسویه شدم. به طور کلی شرکتی بسیار آشفته که به هیچکس توصیه نمیکنم درش کار کند.
من فکر میکنم دو سال کارکردن کافی است تا اصول اولیه برنامهنویسی را یاد بگیرم و برای کسانی که سابقه کاری ندارند، یک سابقه ایجاد شود. مدیران اغلب تخصص نرمافزاری ندارند و اگر مثل من هر روز برای نوشتن کد تلاش کنید، بازخورد مثبتی دریافت نمیکنید. حقوق هم بر مبنای سیستم عملکردی تعیین میشود که به ندرت به صد در صد میرسد و حتی همین حقوق نسبتا کم هم آخر ماه باقی ماندهای برایتان باقی نمیگذارد.
سالها پیش با این شرکت همکاری میکردم و تجربهام از آنجا اینطور بود که تمام ابزارها و قراردادهای مرتبط با پروژههای جدید بیمارستانی در دسترس بود و از جنبه فنی، نسبتا خوب عمل میکردند، هرچند رفتارهای غیررسمی و پیچیدهای هم وجود داشت. در زمان خودشان در برخی مواقع قراردادها تغییر کرد و حقوق عدهای که از امضای قرارداد جدید سرباز زده بودند، پرداخت نشد. سفته هم گرفته شده بود و این مسئله خیلی خصوصی و حساس بود. در نهایت از شرکت جدا شدم و خداحافظی کردم. چیزی که در این تجربه دیدم این بود که پرداخت حقوق بهطور نامشخص و با تاخیر صورت میگرفت؛ گاه ماهی یکدهم، گاه بیستم یا بیستوهفتم هر ماه بود. به نظر میآمد که جذب نیروهای شهرستانی بیشتر مورد توجه قرار میگرفت. چند وقت قبل به یک بیمارستان خصوصی رفتم و با آنها همان تجربه را مقایسه کردم؛ به نظر میرسد سیستم مشابهی در آنجا وجود ندارد. اگر به دنبال یادگیری هستید، بهتر است کد را بخوانید و به دنبال مستندات نباشید؛ نکته مهمی وجود ندارد.
شرکت به معنای واقعی از کارکنانش بیگاری میکشه با حقوق بسیار پایین تر از سطح بازار . در مورد قرارداد که 50 میلیون سفته البته چند سال پیش الان احتمالا بیشتر شده، اون هم در وجه مدیر عامل بدون اینکه قید کنن برای تضمین کار هست با تاریخ اعتبار 5 سال ازتون میگیرند.در حال حاضر هم به هیچکدوم از کارمنداشون که استعفا دادن سفته هاشونو ندادن . همچنین همیشه توی اگهی هاشون میزنن اموزش میدیم در صورتی که هیچ اموزشی در کار نیست در واقع یه نفر رو میخان که r&d کنه براشون دانش ماژولهایsap که دانشش رو ندارن و براشون مستند کنه و خودش هم پیاده سازی کنه و پشتیبانی هم بکنه تنها اموزششون اینه که چهارتا کتاب 500 صفحه ای بهتون میدن میگن خودت بخون یادیگیر .منت هم میگذارن سرکارمنداشون که همین که شما توی فضای شرکت تنفس میکنید و از امکانات استفاده میکنید خودش برای شما مزیته. تا اونجایی ک میدونم تعداد زیادی از کارمنداشون از ایران رفتن به خاطر اینکه بازار sap رو این شرکت قبضه کرده و اگر از شرکت ناراضی باشن توی ایران جای دیگه ای برای کار ندارند. در مورد حقوق هم میگن توانایی پرداخت بیشتر نداریم درصورتی که برای استقرار sap پولهای کلانی از شرکتها میگیرندو برای کوچکترین چیزی هزینه اضافی از شرکتها میگیرند. در مورد بیمه هم من بعدا که لیست بیمه رو دیدم متوجه شدم روزهای زیادی رو پرداخت نکردند. در مورد همکاران هم اکثرشون فکر میکنن میخاین جلشون رو بگیرید و دانششون رو به هیچ عنوان منتقل نمیکنن و رقابت منفی زیادی وجود داره. شرکت هم تا حد ممکن سعی میکنه ادم های درون گرا رو استخدام کنه که بتونه راحت کنترل کنه و براش دردسر نشن
باورم نمیشه چقدر این تجربه ناامیدکننده بود؛ به طرز ناباورانهای حقوقامون به سادگی نادیده گرفته شد و تا حدودی حقوق پایه زیر سوال رفت. بیمه به صورت کامل از حقوق پایه کسر میشد و سه ماه اول هم مشخصا از حقوق جدا میگرفتند، بدون وجود قرارداد روشن؛ اگر هم قرارداد رو ببندند با مبلغ پایین. در طول همکاری، نه تنها با دوربین کنترل میشدیم بلکه صدای کارمندان نیز شنود میشد. ارتقای شغلی و نرخ حقوق ارتباطی به تواناییها و عملکرد فردی نداشت و مدیریتی بیکفایت با بیدانشی پروژه رو به مردود شدن کشاند. تقریبا نه ماهی میشه که با این شرکت قطع همکاری کردم و هنوز تسویه حساب نشده. محیط کار به شدت نامناسب و آلوده بود، به طوری که حتی روی میز بچهها هم محدودیتهای عجیبی وجود داشت؛ رفت و آمدها و رفتارها به شکل ناخوشایندی اجرا میشد. تجربه کلی خیلی منفی بود و توصیهای به این شرکت ندارم.
مدت تقریبی سه سال در این مجموعه به عنوان کارمند خدمت کردم و در دو نقش مختلف تجربیات متنوعی کسب کردم. به طور کلی، نسبت به خیلی از شرکتهای خصوصی وضعیتی نسبتا پایدارتر و با ثباتتری دارم مشاهده میکردم. این شرکت بزرگ با بیش از هزار نفر پرسنل، کارها را به شکل گستردهای به صورت سیستماتیک، اتوماتیک و با پیروی از آییننامهها انجام میدهد. حقوق به اندازهای که فکر میکردم بالا نیست، اما مسائل مالی به موقع انجام میشود و تا کنون شاهد اخراج بیدلیل یا مشکلات غیرمنطقی برای کارمندان نبودم. با این حال، مشکل اصلی این است که آینده شغلی روشن و مسیر ارتقاء واضحی وجود ندارد و پیشرفت شغلی با نرخ نسبتا کم اتفاق میافتد.
برای مدتها فکر میکنم بزرگترین مشکل این سازمان، سبک مدیریتی و حالت انفعالی حاکم بر آن است. در گذشته شرکت خدمات انفورماتیک به عنوان یکی از شرکتهای نسبتا خوب شناخته میشد، اما پس از چند سال که در اینجا کار میکنم، متوجه شدم چه ضربههایی به همکاران وارد میشود. حقوق برخی مدیران به شدت بالاتر از سطح تخصصی برنامهنویسان است و به واسطة این تفاوت سطح حقوق، نمایندهای از دیوان عدالت اداری در شرکت حضور دارد تا دریافتیها را کنترل کند. در نتیجه سالهای زیادی است که حتی دستمزد اضافی خارج از چارچوب قانونی را هم مشاهده نمیکنم و وضعیتی که قبلا در مصاحبهها و عرف شرکت گفته میشد، اکنون فراموش شده است. یکی از فریبهای بزرگ این است که پایه حقوق درخواستی را به افراد نمیدهند و میگویند تا هفتاد درصد از مبلغ درخواستی را میپردازند و باقی را به عنوان کارانه تا میانه ماه پرداخت میکنیم، اما این تنها یک بازی بافقط به ظاهر درست است. با وجود درآمد مناسب شرکت، همواره سعی میشود با تاخیر در پرداختها و تبلیغ حذف کارانه، به تدریج کارانه را محو کنند؛ و این احتمالا به دلیل دستمزدهای بالا برای مدیران است. مدیرانی که اگر برای مصاحبه به شرکتهای دیگر بروند، به سختی معادل شغل معمولی پیدا خواهند کرد. از وعدههای دیگر استخدام برای کاهش دستمزد و پایه حقوق، وعده پرداخت بهرهوری هر سه ماه یکبار بود. اما بهرهوری سالهاست پرداخت نشده و هیچ اقدام جدی هم در این باره دیده نمیشود. نگاه بیپاسخ به مدارک تحصیلی پرسنل در شرکتی که شعارش این است: آینده تو بساز، از دیگر مشکلات است که شرکت را با شرکتهای سطح دو یا سه مقایسه میکند. ارتقای تحصیلی کارکنان تاثیری در حقوق دریافتی ندارد و سالهاست همکاران فنی و متخصص با ارتقای تحصیلی تنها به صورت محدود در پروژهها استفاده میشوند. اغلب همکاران فنی در مجموعههای دیگر به عنوان مشاور فعالیت دارند زیرا این شرکت توان استفاده از تجربههای جدید و نوآور را ندارد. اگر از مدیران سؤال کنید، قطعا تأیید میکنند که صدها ایده از همکاران در حوزه توسعه کسبوکار گرفته شده اما هیچ نتیجهای از آنها مشاهده نمیشود. این ایدهها تنها جمعآوری میشود بدون تقدیر، پاداش یا بازخورد معمولی. مشکلات فراوانی وجود دارد و در تجربههای بعدی با شما بهاشتراک میگذارم. به مدیران توصیه میکنم روند انفعال جاری، نادیده گرفتن حقوق کارکنان و بیتوجهی به رشد و ارتقای آنان را دوباره ارزیابی کنند و به امور معیشتی کارکنان هم توجه بیشتری نشان دهند.
بعد از تقریبا یک سال، بالاخره تصمیم گرفتم تجربهی شخصیمو اینجا بذارم چون متاسفانه همچنان این مسايل وجود داره و افراد جدیدی رو درگیر میکنه که برای جامعه متخصص مشهد خوب نیست و ضربه میزنه به اعتماد و انرژیشون. حدود یک و نیم سال همکاری داشتم. در قسمتهای مختلفی بودم و تجربهی شروع از صفر خود شرکت رو دارم. از موقعی که جذب شدم بارها تیم عوض شده بود که دلیلش یکطرفه و گنگ بیان میشد، اما هرچه پیش رفتم بیشتر متوجه شدم که بطور کلی «پروفایل» شوآف بسیار زیادی داره و صرفا روی کاغذ خوب بنظر میرسه. بیشتر سعی میکنه با استفاده از روابط با افراد مطرح، خودشو «خیلی خوب» و «آرمانی» جلوه بده. در حالی که در واقعیت اینطور نیست. چیزی که برای خیلی از افرادی که اونجا رفتن مشترکه، اینه که بشدت اتلاف نیروی انسانی داره. بصورتی که چندین بار سعی شده تیم قوی و متخصصی شکل بگیره اما با مدیریت نادرست و سلیقهای، فرهنگ سازمانی ضعیف و جایگزینی روابط بجای ضوابط، مشکلاتی رو برای افراد بوجود میاره که درنهایت باعث ریزششون میشه. پس امنیت شغلی بسیار ضعیفه و روابط اهمیت بالایی داره. شرکت ظاهر زیبا و امکانات (خوراکی، قهوه، تجهیزات فنی، فوتبال دستی، فضای استراحت) خوبی داره، افراد صمیمی برخورد میکنن. تاحدودی امکان شناور بودن تایم رو میده اما بیمه و مزایا رو برمبنای همون حساب میکنه (ضمنا درآمد بر مبنای قانون کار بود). امکان پیشرفت علمی و مهارتی برای خود شخص خیلی وجود داره، چون تلاش شرکت اینه که بهروز و لبه تکنولوژی پیش بره ولی تصمیمات فنی تا حدود زیادی، سلیقهای و متکی به مدیریت هست. بعضی مناسبتها و زادروز اعضا رو هم جشن میگیره که درکل حرکت مثبتیه. یکی از بزرگترین ضعفهاش اینه که، نقاط قوت و بیزینس پلن بسیاری از استارتآپهای بزرگ دنیا رو «باهم» میخواد داشته باشه؛ البته با صرف کمترین هزینه، کمترین زمان و حل مشکلات اونها. (ترکیبی از فیسبوک، توییتر، لینکدین، پلتفرم کاریابی، وبینار و ...) برای همین، فشار کاری معمولا زیاده. همچنین در طول سال، شاید مجبور بشین، بارها همه چی رو بررسی کنین و دوباره بچینین و حتی قسمتها یا کل پروژه رو دوباره و دوباره بنویسین. امکان امریه بخش ثابتی از فراخوان جذب شرکته؛ منتها تو مدتی که بودم، افراد زیادی رو بنام امریه جذب کرد که درنهایت براشون اتفاقی نیوفتاد و رفتن. ضمن اینکه معمولا دنبال نیروی ارشد و متخصص هستن اما از اونور هزینهی متناسبی هم نمیخوان بکنن. وعدههای توخالی، امیدوار کردن نسبت به آینده، احساسی/حماسی حرف زدن و "خانواده" نامیدن و اینها، روشهاییه که متاسفانه استفاده میشه برای جلب اعتماد و انرژی نیروهای باانگیزه که بعد از مدتی روندها فرسایشی میشه و انگیزه و انرژیتون رو میگیره. پس اگر هم صرفا بدلیل «امریه» بخواین اونجا باشین و با فرض اینکه «واقعا» امریه بشین، 3-2 سال زمان خیلی خیلی زیادیه برای بودن در شرایط اونجا. درنهایت حتما قبل از همکاری رسمی، سعی کنین درمورد تمام این صحبتها با پرسوجو از افراد سابق شرکت یا مشورت در گروههای برنامهنویسی مشهد، دانسته پیش برید که این مشکلات در آینده برای شما تکرار نشه.
مدیریت خیلی ضعیف و عملا بچه گانه تضييع حقوق و مزایای کارکنان( مانند حساب نشدن اضافه کار طبق مقررات وزارت کار) نداشتن واحدی بنام مالی جهت محاسبه حقوق و... (همه توسط منشی، معاون و یا مدیریت انجام می شود) بکاربردن الفاظ رکیک و توهین به شخص و خانواده شخص توسط مدیریت با کارکنانی ک عدم همکاری با آنان مسجل شده است. عدم قرارداد شفاف با کارمندان انتظار غیر منطقی از کارمندان ساعات کاری طبق دلخواه مدیریت ( تجربه بنده تا ساعت 12 و 30 دقیقه شب) استفاده ابزاری از حقوق جهت پیشبرد اهداف و یا به قول مدیریت مجموعه (ادب کردن کارمند) به طور مثال واریز حقوق با تاخیر یک یا دوهفته بعد از واریز حقوق کل مجموعه عدم توانایی انتقال خواسته توسط مدیریت به کارمند نداشتن مدیر پروژه و ارتباط مستقیم کارمند با مدیرعامل برگزاری جلسات بدون خروجی و طولانی که عملا باعث تضعیف روحیه کارکنان می شود (تجربه خودم 6 ساعت مداوم و بدون وقت استراحت بین جلسه) برای خود بنده بدترین تجربه کاری در 11 سال سابقه کاری بود
در یک محیط باثبات برای رشد فردی کار میکنم که در پارک فناوری مستقر است و دو ساختمان بزرگ دارد، با سالن غذاخوری و نمازخانه و امکانات دیگر. اخیرا مدیرعامل مجموعه تغییر کرده و مشخص نیست در آینده چگونه خواهد شد؛ اما در زمان مدیریت قبلی، شرایط خیلی خوب بود و هنوز چارچوب آن دوران در شرکت پابرجا است.
شرکت خانوادگی هستش و خب تو این مدل شرکت ها روابط خانوادگی و ... زیاده مدیر ها هم که اکثرا با هم فامیل هستند و هر کدام جز یکی از گروه های قدرت تو شرکت حقوق رو سر وقت میدن ولی نصف بقیه شرکت ها و ایتم پاداش اخر سال هم هر چقدر بیشتر فامیل باشی بیشتر هستش تکنولوژی تقریبا قدیمی و علاقه عجیبی به ejb داره اند و شاید نصف وقتت رو مجبور باشی به رفع باگ اختصاص بدی و از نصف باقی مونده هم بخش زیادیش برای پیدا کردن ریشه باگ ها می گذره و به همین خاطر تولید محصولات جدید به کندی پیش میره ارتقا به شکل شرکت داخل یک سری جلسات هست که اکثر سوال ها از قبل مشخص چون زیاد به روز نمیشن آدم هاش و با ی رفاقت با ارزیاب ها حله :)
همیشه تصورم از همکاری با این شرکت دیدنی بود اما واقعا تفاوتش با انتظارها خیلی زیاد بود. در واقع تنها نکته روشن این بود که همکاران همواره اهل یادگیری بودند و با انگیزه کار میکردند، هرچند که با مرور زمان تعدادشان کمتر شد. نظام مدیریت کارها به شدت مشکل داشت و هر چیزی سر جای خودش نبود. در کل برای تازهکارها و کسانی که دنبال یک سازمان منظم و مطلوب میگردند، این تجربه اصلا پیشنهاد نمیشود.
برای مدت تقریبا یک سال در این مجموعه حضور داشتم و در اکثر روزها یا تحت فشار بودم یا با فشارهای کاری رو به رو میشدم یا حداقل به گونهای مدیریت اذیتم میکرد. هیچ برنامهریزی مشخصی در کارهای شرکت وجود ندارد و ارزشهای سازمانی بهطور مداوم تغییر میکند. تمام تصمیمها تنها توسط یک نفر گرفته میشود و فرصتی برای گفتگو درباره تصمیمها نیست؛ از نظر مدیریت، حرف او درست است و تیم فنی فاقد دانش کافی است. انتظار دارید در هر زمان و هر مکانی در خدمت شرکت باشید و این را وظیفهی شما میدانید؛ همواره در استرس کاری، تحقیر و فشار مدیریتی هستید. تنها نکته مثبت شرکت هم تیمیها و همکاران من بودند و اگر حضور آنها نبود، خیلی زود از آنجا جدا میشدم. اصلا این شرکت را پیشنهاد نمیکنم؛ نه رشد فنی خواهید داشت و نه رشد شغلی و خیلی زود از کارکردن در اینجا دلزده میشوید. وقتی تصمیم به خروج داشتم، مرا مجبور کردند سه ماه همکاری با آنها را ادامه بدهم و با تهدیدهای حقوقی و شکایت به مشکلاتی برخورد کردم که اوضاع را وخیمتر کرد. این سه ماه آخر شرایط را برایم بدتر و جهنمی کرد.
من مدت زمان خیلی کوتاهی توی این شرکت کار کردم و تصمیم گرفتم این تجربه را با شما در میان بگذارم، چون واقعا با مشکلات عجیبی روبهرو شدم و نمیفهمم چرا بقیه حرفی نزدهاند. یکی از دلایلی که شنیدم سفتهست و ظاهرا خیلیها را اذیت میکنند، اما خوشبختانه من از پرداختش خودداری کردم. نخستین موضوع این بود که روی همه کارکنان نرمافزار داخلی به نام تايم دكتر نصب شده بود؛ کافی بود پنج دقیقه به موس و کیبورد دست نزنید تا از کارهایتان باخبر شوند و رفتارهایتان مثل ربات ارزیابی میشد. از طرفی حق مسکن به ما نمیدادند و پول خرد را درون نرمافزار شرکت خرج میکردند و برای برداشت باید کارمزد میپرداختیم؛ کارمزد پول خودمان که بدون اجازه در نرمافزارشان ریخته میشد. این موضوع بهویژه تأسفآور بود. حقوق به اندازه کافی منظم نبود و در نهایت دو ماه بهطور کامل بیمهام را لحاظ نکردند. درباره برخی مسائل شخصی هم میدانم که ممکن است در هر شرکت وجود داشته باشد، اما این سیستم بردهداری، عدم پرداخت بیمه و رفتارهای نامناسب منابع انسانی قابل بخشش نیست. واقعا به دوستانم هشدار میدهم که فریب نام شرکت پيام گستر را نخورند.
به بهینه پرداز ترنیان برای مدت سه سال با پیگیریهای فراوان، همچنان حق بیمهام پرداخت نشده بود و هر چه شکایت کردم به نتیجهای نرسیدم. هر راهی که بردم آخرا حقوقم به جایی نرسید. امیدوارم هیچکس مجبور نباشد در این شرکت کار کند.
من در این شرکت با فضای کار پرتنش و جو سردرگم روبهرو شدم. همیشه احساس میکردم که منابع انسانی به جای حمایت، به نوعی جاسوسی و ظاهربازی تبدیل شده است. هر روز با استرسی شدید روبرو میشدم و توقع داشتند به سرعت و باکیفیت یک کار را به بهترین شکل تحویل بدهم. از نظر مدیریت، کار من هرگز به اندازه کافی ارزشمند نبود و حتی وقتی زمان میگذارم، انگار هزینهی آن حروم شده است. مسیر مشخصی وجود ندارد؛ مدیر شرکت گاهی تصمیم میگیرد به سمت یک جهت برود و همه باید کارها را کنار بگذارند و به همان سمت بروند. فردای همان روز ممکن است نظر مدیر عوض شود و دوباره مسیر جدیدی را در پیش بگیریم. آیا فرصت و زمان کافی برای انجام درست کارها داریم؟ نه، چون تصمیمها پیوسته تغییر میکند و هیچ مدیر محصول ثابتی هم وجود ندارد. تصمیمگیر اصلی شرکت کیست؟ مدیر و دوستان نزدیکش؛ که بسته به حال مدیر، این دوستان هم تغییر میکنند. در چنین فضایی باید مثل ربات عمل کرد، زیاد صحبت نکرد و بیپرده رفتار نکرد، چون مدیر شدیدا از برخی کارها ناراحت میشود و به رفتار همکاران نگاه تیز دارد. نظرات شخصی را نباید بیان کرد و باید مثل یک ابزار صرفا وظیفهگرا عمل کرد. مدیر سابقهای طولانی در حوزه فنی دارد و هر موضوعی را با تسلط کامل میبیند، حتی آنهایی که تخصص نداردند، ارتباط بین نیروها را نیز میفهمد. ممکن است روزی حال مدیر خوب نباشد و رفتار تند و نامطلوبی نشان دهد. در آن مواقع هم باید خویشتندار بود و حرفی نزد. چرا این وضعیت چنین است؟ چون اینجا از نوعی فضای افسانهای از تکنولوژی صحبت میشود و انتظار دارند شبیه شرکتهای بزرگ و امریکایی به نظر برسد. گاهی ممکن است با تماس تلفنی از کار کنار گذاشته شویم یا بهظاهر خوشآمد گفته شده و بعد از آن قطعی همکاری پایان یابد. اما اگر تصمیم بگیریم به کارمان ادامه بدهیم، با رفتارهای غیرمنصفانه و فشارهای ذهنی مواجه میشویم و کارها را نیز در قالب تسکهای نامربوط انجام میدهیم. در پایان، اگر تصمیم به رفتن گرفتید، باید اعتماد به نفس بسیار بالایی داشته باشید. جنگ اعصاب را تمرین میکنید، پرروگی را یاد میگیرید و میتوانید به تیم مدیر و منابع انسانی نزدیک شوید تا در نهایت زیرابزنی یاد بگیرید. صداهای نیشدار و توهینهای کلامی را تحمل میکنید و با تسکهای بیهدف روبهرو میشوید.
از نظر من تیم مارکتینگ شرکت بسیار پویا و با روحیهای دوستانه بود. تیم فنی هم فعال و دقیق کار میکرد و اغلب دورکاری را ترجیح میدادند. اما تیم محتوا اوضاع نسبتا نامنظم داشت و فشار کاری سنگین بود؛ گاهی وسواس بیش از حد باعث کندی کار میشد. بعضی از اعضا که تخصص مشخصی نداشتند هم با توجه به مدت حضورشان در شرکت، نظراتی میدادند، اما فضا دوستانه باقی ماند. حقوق نسبتا پایین بود و پایه حقوق هم بهطور قابل توجهی کمتر از سطح انتظار درج میشد. شرکت برای محتوایی که تولید میکند، ضمانت صحت و صحت را به شکل سپرده یا ضمانت سفته میگرفت. با وجود این کاستیها، شرکت در حال رشد است و برای آغاز تجربه و کسب مهارت گزینه مناسبی به نظر میرسد.
برای من که تو تیم فنی چابک بودم، تجربهای گواه بود از چیزی که واقعا انتظارش رو ندارم. مدیر شرکت رفتار بیادبی داره و بارها با توهین شخصیت دیگران رو زیر سوال میبره. وقتی کار میرسه، اول کلی منت میذاره که کار خیلی سادهست و فقط دو دقیقه طول میکشه، اما در واقع باید با سرعتی که میپسندد انجام شود و فرصت برای جستجو نداریم تا خوب ببینیم آیا کار درست است یا نه؛ باید با اولین ایدهی به ذهنمان پیادهسازی کنیم. اگر با همکارت صحبت کنی، همهمهای از این که چرا کار را درست انجام نمیدهی، بهت میپرند. منابع انسانی نیز وضعیت ناخوشایندی دارد. وقتی مشکلی مطرح میکنی، ظاهرا قصد کمک وجود دارد اما در عمل همراه مدیر میروند تا یک جور هم فریب بدهند و از اعتماد تو سوءاستفاده کنند. واقعا رفتار منابع انسانی و مدیر چابک بیاخلاقاند.
من چند نکته رو به صورت واقعگرایانه از تجربهم با چابک مطرح میکنم، با این کار تصمیمگیری برای کار با این تیم برام مهم بود و دوست دارم شما هم دید روشنتری به دست بیارید. در مدت کوتاهی که در این شرکت بودم با تعدادی همتیم خوب آشنا شدم که ارتباط ما همچنان ادامه دارد، اما این تنها نکتهای است که به نظرم مثبت میرسید؛ چون گروه خیلی کوچک بود و تیم غالبا حول یک نفر میگشت و حالا فکر میکنم اوضاع تغییر کرده باشد. از جنبههای منفی، ضعف در مدیریت، برخورد نامناسب در محیط کار و برخورد غیرحرفهای، امنیت شغلی کم و حقوق پایین به چشم میخورد. شرکت تقریبا با کمتر از ده نفر کار میکرد و همه چیز به شخصیت همان یک نفر ربط پیدا میکرد؛ به همین دلیل پیشنهاد میکنم اگر تصمیم دارید در این شرکت کار کنید، یک دوره آزمایشی یک ماهه را تجربه کنید تا اگر واقعا پشیمان شدید، تا پایان زمان قرارداد کارهای زیادی را انجام داده باشید تا جای خالیتان در شرکت برای مدتی حس نشود. احتمالا در محیط کار و جلوی چشم همکاران با شما رفتار نامساعدی میشود، و اگر مدیریت به صورت خصوصی با شما صحبت کند، باید انتظار تهدید را داشت. این موضوع مستقل از کیفیت کار شماست و به روزی بودن مدیر مربوط میشود. هیچ برنامهریزی مشخصی برای کارها وجود ندارد و هر چیزی به سلیقه یک فرد پیش میرود. این شخص ادعا میکند هیچوقت اعضای شرکت نباید بیشتر از ده نفر شوند و نتیجهای که از این نگاه میگیرم این است که شرکت هیچوقت پیشرفت قابل توجهی نخواهد داشت. وظایف شما جزو وظایف اصلی محسوب میشود و در صورت اشتباه، انتظار رفتار نامحترمانه از سمت مدیر وجود دارد. در کل شرکت فرهنگ سازمانی مشخصی ندارد و ساختار مشخصی هم وجود ندارد. ساعات کاری انعطافپذیر نیست و انتظار میرود کارهای زیادی را در بازه زمانی کم انجام بدهید؛ همچنین هیچ مزایای خاصی برای کار در شرکت در نظر گرفته نمیشود. در پایان، به یاد داشته باشید ظاهر گولزننده است؛ به حرف زور تسلیم نشوید و به خودتان اعتماد داشته باشید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.