تجربهای که به دست من رسید نشان میدهد که فضای کاری در این مجموعه بیش از هر چیز به فشار کاری بالا و حقوق کم اختصاص دارد، با کارکنانی که اغلب احساس میکنند به عنوان انسان در نظر گرفته نمیشوند. کارها به صورت فشرده و طاقتفرسایی تا ساعات پایانی شب انجام میشود و فضا برای خلاقیت و اجرای رویکردهای نوین فراهم نیست. ساختار سازمانی به نظر میرسد که ضعفهای جدی دارد و مدیران به نظر میرسند از سطح لازم برای رهبری و اداره تیم برخوردار نباشند. مدت تاخیر در پرداخت حقوق نیز معمولا به صورت حداقلی تا بیست روز یا بیشتر طول میکشد. اگر دنبال تجربهای که به تغییر کمک کند هستید، شاید این محیط گزینه مناسبی نباشد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به لحاظ شرایط کاری و کسب تجربه کاری برای افراد کم تجربه خیلی خوبه، اما برای افراد با سابقه چیز جدیدی برای یادگیری نداره. محیط دوستانه و مدیران با تجربه و خوش اخلاقی دارن. سخت گیری های خاصی هم دارن مثل عدم شناور بودن ساعت کاری، ممنوعیت استفاده از موبایل البته شاید این موارد الان برطرف شده باشه، همه جا هم دوربین هست. حجم کاری هم نسبتا زیاده و البته حقوق که متوسط و حتی کمتر از متوسط میدن.
در این شرکت احساس میکردم که با مدیریت منظم و اخلاقمدار روبهرو هستم، اما فضا به شدت کنترل شده بود و برداشت مزاحمتی از طریق دوربینها و شنود احساس میشد. حقوق پایین و محیط فنی خشک و غیردوستانه هم باعث شده بود حس عقبافتادگی و بیارتباطی نسبت به همکاران را تجربه کنم.
خاطرات روزای کاریمو اینجا نوشتم فکر کنم به درد کسایی که میخوان برن این شرکت بخوره https://virgool.io/@ali.hakimi.njf شرکت خوبیه از نظر تجربه یک هفته ای من
در این شرکت به عنوان کارمند بکاند با تجربه همکاری کردم و میتوانم بگویم که آسان پرداخت در حوزه پرداختها شرکت نسبتا پیشرو است. برخلاف بسیاری از همردههایش، خصوصی بودنش باعث شده تا کار با رویکردی Agile تر پیش برود و فضای باندبازی در آن کمتر احساس میشود. پرداخت حقوق معمولا تا دهم هر ماه انجام میشود و امکانات رفاهی خوبی برای کارکنان فراهم است.
شرکت زیرساخت داده کاوی تجربهای نامطلوب از کار به من نشان داد و من تصمیم گرفتم آن را با بیان جدیدی بازگو کنم. در ابتدای کار اوضاع خوب به نظر میرسید اما با گذشت یک ماه، به محض ورود به ماه دوم همه چیز به هم ریخت. پرداخت حقوق منظم نبود و از مرداد تا پایان بهمن هیچ حقوقی دریافت نکردم؛ به مدت شش ماه بدون حقوق کار کردم. اگر مجرد باشید یا تنها به دنبال تجربه کاری باشید، پیشنهاد نمیکنم این محیط را انتخاب کنید؛ زیرا تیمی نیست و کار به صورت انفرادی انجام میشود، که برای افرادی که تجربه برنامهنویسی کمی دارند، دشوار است. نبود ساختار تیمی و کمبود همکاران با شرایط کار بیثبات و فشارهای ناشی از عدم پرداخت حقوق همخوانی ندارد. اگر حقوق برایتان اهمیت ندارد، ممکن است چند ماه همکاری قابل قبول به نظر برسد اما به طور کلی توصیه نمیشود. وعدههای زیادی داده میشود که در عمل نمیشوند، مثل حقوق بالاتر یا پاداش به دلیل دیر رسیدن حقوق، و در نهایت هیچ سودی نصیب من نمیشود زیرا هم به موقع حقوق به دست نمیآید و هم مبلغ دریافتی عمدتا کافی نیست.
در این شرکت شرایط کار به گونهای بود که حقوق پایه اکثر اعضای تیم فنی فقط تا چهار میلیون تومان در ماه بود، و قراردادها هر سه ماه تمدید میشد. با وجود استعدادهای خوب که وارد تیم میشدن، به خاطر فضایی که ایجاد شده بود، هیچکدام از آنها به ماندگار شدن فکر نمیکردند. رفتار تبعیضآمیز با کارکنان شدت بالایی داشت و مدیریت ضعفی در کلاس خود داشت. بارها احساس میکردم که روند بیثباتی و ضعف مدیریتی باعث خروج نیروهای مناسب از شرکت میشود.
بزرگترین حسن شرکت رامک ایجاد فضای عالی برای یادگیری و کسب تجربه هست که به مثابه یک دانشگاه زمینه یادگیری روفراهم میکند اما از نظر اشل حقوقی از سایر شرکت های پخش کمتر بوده و بخاطر حساسیت صنعت لبنی نیازمند سپری کردن زمان بیشتر نیروی کار می باشد که در میان مدت و درازمدت باعث سرخوردگی نیرو میشود البته با تغییرات مثبت ایجاد شده در سطح مدیریت فروش، مقداری تعدیل در این موضوع ایجاد شده است.
تصویری از محیط کار دارم که برای هر کسی که وارد مالتینا میشود، جلب توجه میکند: ظاهر زیبا و فضای استارتاپی شرکت. در مجموعه، حیاطی با تاب و باغچه و کافه وجود دارد؛ هرچند وقتی من حضور داشتم، فقط چند ماهی است که این امکانات اضافه شده و در آن زمان اوضاع چندان اینگونه نبود. شرکت به چهار واحد مجزا تقسیم شده بود: پشتیبانی، مارکتینگ، انبار و فنی؛ هر کدام دفتر اختصاصی خود را داشتند و با هم مستقل بودند. پیش از این، خیلی از مواقع بخشهای دیگر برای گزارش یک باگ به بخش فنی میآمدند، اما اخیرا اوضاع بهتر شده است. از منظر فرهنگی سازمانی، فکر میکنم پتانسیل زیادی برای رشد وجود دارد ولی فعلا عملکردها کم و بیش ضعیف است و این یکی از اصلیترین مشکلات من بود. تجربهام این بود که نسبت به نظارت مستقیم روی کارمندان مخالفم و از این حالت اذیت میشدم. سیستم فایروال داخلی که سایتها را بررسی میکرد و دوربینهای چهار طرف سالن، برایم مزاحم بود. داخل سالن فنی هم فضا زیبا بود، کاناپه و گل و اینجور چیزها در مرکز سالن دیده میشد. نهار و پذیرایی با شرکت بود و بیمه نیز از طرف شرکت پرداخت میشد که واقعا خوب بود. مدیر بخش فنی را میتوانم بگویم بهترین مدیری است که میشناسم؛ وجود او خیلی برای تحمل رفتار مدیرعاملها در روزهای beginning کارم لازم بود و اگر نبود، دو ماه اول را نمیتوانستم دوام بیاورم. از مهمترین دلایل ترک کار هم همین موضوع بود. نقطهای که واقعا اذیتم میکند این است که برخی همکاران بر پایه رابطه با دیگر همکاران و مدیران به شرکت آمدهاند نه بر اساس شایستگیشان، و این واقعا آزاردهنده است. اما از جنبههای مثبت، پروژههای بزرگ زیادی وجود دارد که باعث میشود خسته نشوید و از جنبههای منفی هم همین که کارهای ریز و درشت غیرمرتبط با هم همزمان وجود دارد، کمی آزاردهنده است. از نظر حقوقی، قبل از اینکه تقاضای افزایش حقوق بدهم، متوجه میشدید و بهروز میشدند تا مطابق با تورم. در دو سالی که اینجا بودم، سه بار افزایش حقوق داشتم. البته حقوقها هم منطقی با هزینههای شهر هماهنگ است و در تهران قطعا حقوقهای بالاتری وجود دارد. تیم فنی با هم هماهنگ و دوستانهاند و این نکته خیلی خوب است. در نهایت، من اخیرا از شرکت بیرون آمدم چون درآمدم از جای دیگر تأمین میشد و میخواستم روی پروژه خودم تمرکز کنم؛ اگر هم مانده بودم، احتمالا اختلافنظر درباره دوربینها منجر به ترک میشدم.
دو سالی را در این مجموعه سپری کردم و فهمیدم برای فردی که هیچ یا تجربه کمی دارد، موقعیت مناسبی است تا خودش را بالا بکشد، هرچند از نظر حقوق و مزایا با انتظارات همسو نیست و نمیتواند به سرعت به این انتظارها پاسخ دهد. با این حال برای کسی که دوست دارد ارتباط قویتری برقرار کند و صبر را پیشه کند، کار در اینجا میتواند فرضیهای مفید باشد؛ چون تنها پس از شش ماه است که تازه میفهمد باید چگونه گام بردارد و چه اقداماتی انجام دهد.
محیط بسیار سالم ، آرام و به دور از حاشیه . مدیریت مجموعه تمامی امکانات رفاهی از قبیل پارکینگ ، صبحانه و ... پرسنل را فراهم کردند.محیط کاملا دوستانه و کارکنان روحیه همکاری و مسئولیت پذیری بالایی دارند.امکان پیشرفت و ارتقا برای کارکنان محیاست.ادامه تحصیل در این مجموعه از دیگر مزایای آن است.مدیریت رفتاری پدرانه،دلسوزانه و همراه دارند و از پیشرفت کارکنان بسیار لذت میبرند.از نیروهای جوان ولی با تجربه ، با انگیزه ، باهوش و تحصیلکرده استفاده شده است.آرامش بزرگترین حسن این مجموعه است و من واقعا از کار کردن در این مجموعه احساس رضایت میکنم.
سال ۹۶ بهعنوان پیمانکار، وارد پروژه حمل و نقل با این شرکت شدم و نخست قرارداد تحلیل و قیمتگذاری را نهایی کردیم و پس از توافق زمانبندی، کار را آغاز کردم. در مرحله اول به من نسخهای از نرمافزار دمو را نشان دادند تا بتوانم ارزیابی قیمت انجام دهم. نکتهای که بعدها روشن شد این بود که امکاناتی در نسخه نهایی قرارداد وجود داشت که در نسخه دمو نبود و کارفرما تأکید کرد باید در قرارداد گنجانده شوند. همچنین مقرر بود تمام مستندات پیشین نرمافزار قبل از شروع پروژه تحویل شود، اما پس از عقد قرارداد گفتند مستندی وجود ندارد و تحلیلها بهتدریج ارائه میشود. در نهایت فقط یک فایل اکسل حاوی فیلدها تحویل شد که نه اعتبارسنجی داشت نه مسیر اجرای کار روشن بود. در ادامه پروژه با درخواست کارفرما، قرارداد به سیستم اتوماسیون تغییر یافت و توسعه سیستم حملونقل بهطور موقتی کنار گذاشته شد تا سیستم اتوماسیون تعریف شود. این سیستم قابلیت تعریف فرایند داشت و قرار بود بعدها کنترل فرایند نیز به آن اضافه شود، اما با فشار کارفرما و وعده متمم، این بخش هم به نسخه اجرا اضافه شد. پس از تحویل سیستم اتوماسیون و کنترل فرایند، انجمن صنفی حمل و نقل خراسان و یکی از مشتریان برای اجرای متمم به قرارداد اضافه نشدند. دوست داشتم از نیروهای مناسب برای تحویل پروژه استفاده کنم، اما از دو ماه قبل از تحویل اعلام کردم همه چیز را بهویژه در دو هفته آخر نهایی کنند تا من بتوانم ایران را ترک کنم. با این حال همه چیز به تعویق افتاد و برنامههایم را بههم ریخت. بعد از تحویل پروژه، انتقال سورس و دانش و آموزش به چهار نفر از پرسنل مدیریت انجام شد و آنگاه کارفرما ناگهان به سفر کاری به تهران رفت و از پرداخت باقیمانده قرارداد که مبلغی معادل بیستوپنج میلیون تومان در همان سال بود، سر باز زدند. با وجود بلیطهای آماده، من ناچار شدم کشور را ترک کنم. روز بعد از خروج من، سفته حسن انجام کار برای معامله مالی با من اجرا شد، در حالی که متن سفته بهطور خلاف قرارداد نشان میداد. با وجود داشتن اقوام قضایی در خانواده کارفرما، از موضوع استفاده کردند و این کار خلاف قانون بود. آدرس شکایت را به مکانی غیر از خانه سابق من فرستادند و جالب است که آدرس منزل مادرم و همسرم را هم در اختیار داشتند. همچنین فردی آن آدرس را دریافت و تایید کرد. پس از چندی به ایران برگشتم و در مدت کوتاهی اقامت، فهمیدم که ممنوعالخروج شدهام. همسر و فرزندم سهساله نیز با من بودند و برای آنها گیت ورود باز بود، اما من پشت گیت ماندم. پس از پیگیری فهمیدم که مبلغی معادل سی و پنج میلیون تومان تحت عنوان بدهی وجود دارد و تهدید به پرداخت شد. با توجه به وجود سفته و جریمههای اضافی، مجبور شدم با وجود مشکلات، روندی برای خروج دنبال کنم و یک هفته طول کشید تا اجازه خروج صادر شود. دوستی که کارفرما معرفی کرده بود، در موقعیت گرفتن وکیل و یافتن راهی برای خروج، گفتند که او از ایران رفته و با دلار درآمد دارد، بنابراین این پولها را معنا نکردند. من با وکیل پیگیری کردم و پس از پرداخت به دادگستری، مجوز خروج گرفتم. حدود هفت ماه وکیل در این پرونده تلاش کرد و نهایتا حکمی که گرفتیم این بود که قاضی به این پرونده رسیدگی نکرده است و پرونده بسته شد. فقط کافی نیست توضیح دهم که من تنها قربانی این فرد و این شرکت نبودم؛ پس از من نیز دو نفر دیگر تجربه مشابه داشتهاند. امید دارم این
به عنوان نقطه آغاز، ورود مرتب و بهموقع به محل کار را دوست دارم و این نظم همواره در پایان شیفت به پذیرش مسؤولیتهای نظافت وسایل کار که شرکت در اختیارم قرار داده را ایجاب میکند. وجود چنین ساختار منسجم میان همه همکاران، بهویژه تعهدی که نسبت به اجرای دقیق این نظم وجود دارد، برایم مولد انگیزه است. مدیریت در مستر تیکو فردی بسیار باتجربه و با حوصله است و این ویژگیها به من احساس امنیت میدهد. حمایت مدیران از خلاقیت و پذیرش ایدههای جدید از جانب کارکنان بهوضوح دیده میشود و این موضوع بهروشنی در عمل Foley میشود. فضای آرام مجموعه و طراحی منظم آن بیش از هر چیز توجهام را جلب میکرد و به من کمک میکرد تا فشار و دشواری کار را کمتر احساس کنم. همین فضای کار، امکان تمرکز روی وظایف را برایم سادهتر میکرد تا بدون نگرانی از حجم کار، کارهایم را بهطور روالمند پیگیری کنم. مستر تیکو تجربهای مثبت در کنار سایر تجربیات کاری من است و از آن رضایت کامل دارم.
به نظر میرسد این شرکت فقط به عنوان یک ویترین برای صندوق ذخیره فرهنگیان فعالیت میکند و ادعا میکند که با سرمایه فرهنگیان کارهای مفید آموزشی انجام میدهد. مدیرانش به نظر ناچیز و بدون صلاحیت میآیند و از نظر سطح سواد نیز قابل نقدند؛ بسیاری از کارکنان هم از طریق پارتیبازی جذب میشوند. فضای کار در اینجا محیطی برای یادگیری یا انجام پروژههای مفید نیست. با این حال حقوقها پرداخت میشوند و از نظر مالی مشکلی ندارند.
شرکت نسبتا کوچیکه . حقوق هم خوب کلا کم میدن . اگر بگی افزایش حقوق قبول نمیکنن ، برای برنامه نویس هایی که تجربه ندارن جای خوبیه ! بری چهارتا کلمه انگلیسی بگی فکر میکنن خیلی خفنی و میتونی بری توی پروژه هرچی میخوای کد عجیب غریب بنویسی و تست کنی و یاد بگیری و کسی هم نیست به کارت نظارت کنه ! همین که کدت خطا نده کافیه !!!!! یکی از چیزایی که بعد از یه مدت مشکل درست میکنه این هست که چون برنامه نویس آماتور میگیرن کانفلیکت توی کدها زیاد هست و خلاصه توی کد ها میتونی انواع دست خط ها رو ببینی !!! هر کی هرجور دلش خواسته کد زده و چون خطا نداده طرف تسکش رو پاس کرده رفته !! توی تسک ها هم داکیومنت وجود نداره . خودت باید حدس بزنی چی میخوان !!! کسی نیست که ازش سوالاتت رو بپرسی !! خودت باید بری یاد بگیری و پیگیر باشی . اگر با هزینه شخصی خودت هم کلاس بری و دانشت رو ارتقا بدی هم اتفاق خاصی نمیفته چون بستر استفاده ازش وجود نداره !!! کلا برنامه نویس خوب تو این شرکت نمیاد !! برنامه نویس خوب ، حقوق خوبم میخواد که اینجا پول بده نیستن !! اگرم یه موقع برنامه نویس خوبی گیرشون بیاد همون چند هفته اول میفهمه که چه اشتباهی کرده و سر 6 ماه یا فرار میکنه یا کیفیت کارش به شدت میاد پایین !! از لحاظ محیطی ( نه مدیریتی ! ) اوکیه . تیم فنی همه با دوستانه برخورد میکنن و همیشه صدای خنده میاد از واحد فنی !! از لحاظ لوکیشنی هم به مترو نزدیکه . با مترو مصلی 10 دقیقه پیاده روی فاصله داره .
یک سال در کانون فرهنگی آموزش به عنوان مشاور تحصیلی با وظیفه پشتیبانی مشغول بودم. شرایط کار به شدت فشرده و با دستمزدی پایین بود و تیم پشتیبانی دربرگیرنده دانشجوهای زیادی بود که از نظر مالی وضعیت خوبی نداشتند. از ظاهر کار این طور برداشت میشد که فشار کاری زیادی وجود داشت و حقوق نسبت به میزان کار، ناچندان بود.
در شرکت مجموعه آموزشی منتا وعده میدادند که حقوقم را ساعتی یازده هزار تومان بپردازند، اما در نهایت با نرخ شش هزار تومان در پایان ماه تسویه کردم. دفترشان فضایی به شدت نامرتب و به همریخته داشت.
دوستی میگویم که تجربهام از این شرکت را با صداقت بیان کنم تا دیگران آگاه باشند. من در طول پنج سال کار در شرکتهای خصوصی، بیبرنامهترین محیطی که باهاش روبهرو شدم همین شرکت سولار بود. قراردادی پنجساله با من به عنوان کارشناس حقوقی بسته نشد، بلکه قرارداد شش ماهه با حقوق ماهی یک میلیون و هشتصد تومان برای من ثبت شد. اما بعد از اولین ماه متوجه شدم پروژهها به دلیل بیبرنامگی و نبود اجرای دقیق، عملیاتی به بنبست رسیده و امکان ادامه کار وجود ندارد. به من گفتند حقوق این ماه تبدیل شده به هشتصد هزار تومان و پس از آن پرداخت نمیشود، در واقع به جای قرارداد یک میلیون و هشتصد هزار تومن فقط قرار بود همین مبلغ پرداخت شود. اکنون نزدیک به هفت ماه است که حتی همان هشتصد هزار تومان هم پرداخت نشده است. در این یک ماه تنها جلسات بیحاصل و بینتیجه برگزار میشد و همکارانم با سخنانشان تحقیر میشدند. به شدت پیشنهاد میکنم از هرگونه همکاری با این شرکت فاصله بگیرید و حتی از صد کیلومتر از فرصتهای استخدامی آن دوری کنید.
مدت تقریبا یک سال و نیم در این مجموعه کار کردم و حالا که نگاه میکنم، میفهمم چطور آن زمان آنقدر ادامه دادم. فضای کار آنقدر پرتنش، پر از باگهای غیرقابل حل و کدهای نامرتب بود که فشار کاری قابل تحمل نبود و رفتار برخی مسئولین هم ناشایست بود. ساعات طولانی کار و نبود مزایای مشخص هم به تجربه ناخوشایند اضافه میکرد و در نتیجه پس از خروج از شرکت احساس رهایی میکردم. در میان همکاران آن دوره، به جرأت میتوانم بگویم هیچکس از کار در اینجا رضایت نداشت. بسیاری از همکاران سابق بهخصوص از پایان قراردادشان دستمزدی را که به آنها وعده داده شده بود، دریافت نکردند یا تنها پس از طرح شکایت در اداره کار موفق به دریافت حداقل حقوقشان شدند. شرایط بهگونهای بود که با این که هیچکس حاضر به تحویل پروژه نبود، ماهها پس از استعفای من هم مدیریت و برخی افراد آنجا برای من مزاحمت ایجاد میکردند. پنج ماه بعد از ترک کار، با تماسهای مکرر و تلاش برای بازگرداندن من به کارشان، خانوادهام در شهرستان را درگیر کردند و با دروغهایی سعی کردند من را برگردانند. وقتی نتیجهای نگرفتن، به محل کار جدید من مراجعه کرده و آبرویم را به خطر انداختند. در نهایت باور دارم محیط کار بدی از فرزان وجود ندارد، اما تجربه من از آن شرکت خیلی تلخ و غیرقابل قبول بود.
شرکت کارناوال را تجربه کردم و با این که در ابتدا از میان پنجاه نفر منتخبه شدم و خیلی چهره به چهره به من تبریک گفتند که کارهای زیادی با هم انجام خواهیم داد، اما به محض پایان یافتن فاز اول انتظار داشتم دستمزدمو بپردازند که خبری از قولی که داده بودند نشد. با مرور زمان پیامهام بی پاسخ ماند و در نهایت تصمیم گرفتم از طریق شکایت پیگیر موضوع شوم. ارزش پول من پس از گذشت هفت ماه به نصف کاهش یافته و هنوز هیچ توضیح قابل قبولی ارائه نکردن؛ انگار بدهی به من دارن. سعی میکنن بهانه کرونا و موارد مشابه را مطرح کنند در حالی که به قرارداد من ارتباطی ندارد و حتی مذکور نبود که مثلا سه ماه قبل از کرونا باید تسویه میشد. در کل به نظر من کمبود توجه به نیروی کار در بعضی شرکتها وجود دارد و وقتی مشکلات از کنترل خارج میشود، پاسخ مناسب داده نمیشود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.