من تجربهای از کار در این شرکت ندارم و نگرانم که شرایطش رو هم نخواهم داشت؛ اخیرا یکی از دوستانم از آنها شکایتی کرده است؛ به نظر میرسد در وزارت کار به نامشان بدنامی وجود دارد، حقوق پرداخت نمیشود و بیمه هم مراعات نمیشود. سفتههای ما را هم پس نمیدهند و به نظر میرسد از همان ابتدا، روشهای فرار از تعهدات را بلدند و پیگیری نشدن حقوقی برای افراد استخدامشده از همان روز اول به ذهنشان رسیده است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
خیلی شرکت بدی هست بابت باکس پول کم کردن گفتن عکس بفرست فرستادم ولی پول کم کردن من کلا حذف کردم دوستان نرم افزار رو پاک کنید تا تعداد سفیر این شرکت کم بشه تا کلا جمع کنن اینا دزد هستن پول الکی و بدون اطلاع رسانی قبلی کم میکنن و دیگه هم برگشت نمیزنن مسیرها خیلی طولانی و کرایه ها نصبت به مسیر خیلی خیلی پایین تر هست کلا یه شرکت خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی کوچیک و کم اهمیتی هست
اردیبهشت ۹۴ قرارداد ۳ ماهه بام بستن با حقوق یک میلیون و دویست هزار تومان. گفته بودم که بکندکار هستم اما دیدم یه فایل فتوشاپی میدن و کل فرانت و بک سایت رو باید خودت بزنی و به هر کس یه پروژه کامل مجزا میدن و اصلا تیم ورکی در میان نیست، یه روز از کوره در رفتم و با مشت کوبیدم رو میز برنامه نویس ارشدی که ریش پرفسوری داشت و فریاد زدم این چه وضعیه ، قرارداد سه ماهه من تمدید نشد و اومدم بیرون فریلنسر شدم و خیلی هم راضی ام.
شما با تمام وجود تعریف عملی یک بیمار سادیسمی و بی تربیت و بیشعور رو میتونید در عرض چند روز کار تواین شرکت درک کنید.اگر فرصت ورود به این شرکت رو دارین حتما کمی فکر کنید و برای جای دیگه هم رزومه بدین.وقت و کمال انسانی خودتون رو تز بین نبرین
فشار کاری افتضاح در حد این که در هر شیفت ۹:۳۰ کار مداوم فقط یه رب تایم ناهار و ۱۵ دقیقه استراحت دارید بعد از دوسال فعالیت نه پیشرفت شغلی در کار بود و نه احترامی دریافت مرخصی با هزار منت و اطلاع رسانی از هفته قبل در حد یکی دو روز امکان پذیر بود. حقوق و مزایا پایین، آسیب دیدن روح و جسم بالا
من حدود شش ماه ویزیتور حضوری این مجموعه بودم. هیچ مرخصی یا تعطیلی جز جمعهها برایم وجود نداشت و از سرپرست تا مدیر فروش و بالاتر همه بیادبی و خودخواه بودند. فشار کاری بالاست و اخلاق کاری هم بهشدت زیر سؤال میرفت؛ همه چره بیقانونی و خودخواهی را پیش میبردند. در مجموع، تجربهای بود که دیگر هرگز تکرارش نمیکنم.
با وجود اینکه خیلی تلاش میکردم، تجربهام از کار در گلفام سفر به شدت ناامیدکننده بود. وعدهها اغلب عملی نمیشد و برخورد با من بیاحترامی بود. به جای قدردانی، با کمکاری و بیثباتی روبهرو میشدم؛ قراردادها بسته نمیشد و حقوقها عقب میافتاد. مبلغ پورسانت هم پرداخت نمیگردید و در برابر هر سوالی، من را به سمت پیشبرد شکایت هدایت میکردند و در نهایت تنها در 4 تا 5 ماه واقعا دنبال پولم میافتادم، با احساس تحقیر شدید.
در تجربهای که از شرکت گروه مهبانگ دارم، بیشترین رضایت را از فضای کاری و نحوهی مدیریت احساس کردم. جو دوستانه و همدلی بین همکاران برایم بسیار ارزشمند بود. پرداخت حقوق بهموقع و بدون کاهش حقوق، از نکات مثبتی بودند که دنبالشان میکردم. مدیران جوان و خلاق انگیزهی یادگیری و رشد را در کارم تقویت میکردند و فرصتهای تازهای برای توسعهی مهارتها در اختیارم میگذاشتند. وقتی بحران یا چالشی پیش میآمد، با استفاده از تبادل نظر جمعی و نظرات تیم به حل موضوع میرسیدیم. پس از آنکه بحران جدی تری به وجود آمد، به خوبی از پس مدیریت وضعیت برآمدند و روند بهبود را به جلو بردند. در نهایت، هیچ کاهش حقوقی برای من یا همکاران اعمال نشد.
در گروه مهبانگ تجربهی من در کارم این بود که به دنبال یافتن مرزهای ممکن در نوشتن و انتشار هر چیزی باشم. هدفم این بود که ببینم آیا میشود به سادگی هر حرف یا ادعایی را نوشت و آن را منتشر کرد یا نه. با این قصد، چندین بار این آزمون را تکرار کردم تا ببینم چگونه میتوان محتوا را به شکل ساده و بدون محدودیت تولید و منتشر کرد یا خیر. نتیجهای مشخص نگرفتم اما احساس کردم این تجربه، بهخصوص در فضای نویسندگی و انتشار، میتواند دغدغههای اخلاقی و مدیریتی زیادی به همراه داشته باشد و نیازمند دقت و مسئولیتپذیری بیشتری باشد. در نهایت، دریافتم که بررسی صحیح قابلیت انتشار هر متن نیازمند رویکردهای شفاف و چارچوبهای اخلاقی است تا از آسیبرسانی به افراد یا مجموعهها جلوگیری شود.
در ماههای اخیر تعدادی از سفیران پلتفرم میاره (miare.ir) گزارش دادهاند که مبالغی نامتناسب و غیرمنصفانه بابت خسارت کالا از حساب آنها کسر شده است. در بسیاری از این موارد، کالا از سوی فروشگاه مبدأ دچار ایراد یا آسیب بوده و سفیر هیچ نقشی در بروز خسارت نداشته است. طبق مقررات رسمی میاره که در وبسایت این شرکت منتشر شده، جبران خسارت تنها در صورتی بر عهده سفیر است که خسارت مستقیما ناشی از تقصیر او باشد، مانند گمکردن بسته یا آسیب فیزیکی در حین جابهجایی. بنابراین کسر مبالغ چندبرابری از حساب سفیران در شرایطی که قصور از سوی فروشگاه یا پلتفرم رخ داده، اقدامی خلاف مقررات داخلی میاره و مغایر با قوانین کشور از جمله ماده ۲۲۱ قانون مدنی، ماده ۴ قانون حمایت از حقوق مصرفکننده و ماده ۳۷ قانون تجارت الکترونیکی محسوب میشود که همگی بر تناسب و انصاف در جبران خسارت تأکید دارند. اگر شما نیز به عنوان سفیر میاره با چنین وضعیتی مواجه شدهاید و مبلغی بیش از ارزش واقعی کالا از حسابتان کسر شده، میتوانید بهصورت رسمی از طریق سامانه اتحادیه کشوری کسبوکارهای مجازی به نشانی ecunion.ir شکایت خود را ثبت کنید. پس از ورود به سایت، گزینه «ثبت شکایت» را انتخاب کرده و در بخش نوع شکایت، گزینه «خسارت وارده به اشخاص ثالث بر اساس وقوع تخلف» را برگزینید. سپس مشخصات خود از جمله نام، کد ملی و شماره تماس را وارد کرده و در قسمت متن شکایت بنویسید که پلتفرم میاره مبلغی نامتناسب با ارزش واقعی کالا به عنوان خسارت از حساب شما کسر کرده و درخواست بررسی، ارائه مستندات و بازگشت وجه را دارید. حتما مدارکی مانند اسکرینشات از اپلیکیشن، رسید تسویه یا پیامهای پشتیبانی را نیز پیوست کنید. پس از ثبت شکایت، یک کد پیگیری دریافت میکنید که از طریق بخش «پیگیری شکایت» در همان سایت قابل بررسی است. اتحادیه معمولا طی چند روز کاری نتیجه اولیه را اعلام میکند و در صورت احراز تخلف، پلتفرم موظف به جبران خسارت و اصلاح رویه خود خواهد بود. کسر وجه بدون دلیل موجه و خارج از ارزش واقعی کالا، تخلف صنفی محسوب میشود و پیگیری آن حق قانونی هر سفیر است. آگاهسازی و ثبت شکایت جمعی باعث میشود روند بررسی با جدیت بیشتری انجام گیرد و از تکرار رفتارهای ناعادلانه جلوگیری شود. اگر تجربه مشابهی دارید، شکایت خود را ثبت کرده و این اطلاعرسانی را با سایر سفیران میاره به اشتراک بگذارید تا همه از حقوق خود آگاه شوند.
به نظرم ساعات کار ۹ تا پر استرس است و وقتی اضافهکاری هم در بر میگیرد واقعا فضای خالی برای زندگی باقی نمیماند. اگر کارمند تحت فشار باشد و ذهنش مشغول کارهای عقبافتاده باشد و ترافیک هم سر خانه و زندگیاش را بزند، چگونه میتواند از پس کارها بربیاید و حجم کار را با اضافهکاری کم کند؟ شبانهروز فقط ۹ ساعت برای انجام کار کافی نیست، حالا اگر دو ساعت هم اضافه کار شود و باز رفتوبرگشت هم به مجموع اضافه شود، به عبارتی تقریبا ۱۳ ساعت میشود. با ۸ ساعت خواب، سه ساعت باقی میماند تا به کارهای روزانه برسد. پس کی فرصت زندگی و استراحت باقی میماند؟ واقعا این روال کار را دوست دارید و میخواهید چنین سبک زندگی را تجربه کنید؟
سلام شرکتی که اسمش از بیرون قشنگه.دیکتاتوری کامل. مدیر IT که فقط خودش رو می بینه و اینقدر نگاهش از بالا به پایین و توهین آمیزه که حد نداره. یک رییس شبکه دارن که فرق هر رو از بر تشخیص نمیده و نور چشمی آقای مدسر هست. توهین و بی احترامی در این شرکت که نوع جدید برده داری هست ، مو ج میزنه. با پرسنل قدیمی هم که صحبت میکنی، دلشون خونه.اینثدر که بهشون ظلم کردن که همشون سرخورده و داغون هستن. خلاصه که خیلی شرکت مزخرفیه.سربازی در غالب کار. مدیرانش کلا بی سواد، متکبر و آدم فروش هستن .بیگاری محض.فقط پول برای ندیرها و نورچشمی هاشون هست.صدای کارگر رو مدیرلن نالایق واحدها نمیزارن به گوش بالا دستی ها برسه و همه چیز رو گل و بلبل نشون میدن.
مزخرف ترین شرکت برای کار. ای کاش اون روزی که رزومه دادم برای این شرکت دستم شکسته بود. بی نظمی در اوج خودشه. استایل رئیس شرکت شبیه رئیس کشورهای محبوب کمونیستیه. حقوق پرداختی نصف حقوق شرکتهای دیگه است. حتی تا سالها بعد کابوس اینجا رو خواهی دید.
یه کارشناس دانشگاه ازادی بدون تجریه مدیریتی اوردن کردن مدیر فنی کروز هر روز بدتر از دیروز کلی از نیروهاش استعفا دادن رفتن یه عده در صدد رفتن .مدیر فکر بیزینس بیرون و شاسی گرفتن و کادوهاشه اصلا نیروهاش مشکلات نیروهاش براش مهم نیست . چند وقت پیش همین مدیر فنی یه حرف باحال زد گفت منافعم مهمه جای نیرو پر میشه . خاک بر سر اینجور استدلالی باید کرد .
مدتها بود که حس میکردم تجربهام با اینجا تفاوت زیادی ندارد، اما اکنون میخواهم با صداقت توضیح بدهم. در تجربه کاریام با NOC این شرکت، ابتدا با رفتار دوستانه و گرم برقرار شد و به محض امضای قرارداد و ارائه سفته، اوضاع عوض شد و فشارها آغاز شد. گفته میشود که حقوق به موقع یا بالا نیستند و در بعضی مواقع کاهش یا تاخیر دارند؛ البته این موضوع برای کارکنان قدیمی یا کسانی که ارتباطی قوی باشان برقرار میشود، متفاوت است و حقوقی همسطح با سایر شرکتها نیست. دستمزد به صورت منظم پرداخت نمیشود یا با تأخیر انجام میگیرد و گاهی به نظر میرسد که مبلغ حقوق نسبت به وزارت کار کمتر است. در برخی موارد پاسخ به تماسها سخت است و معمولا با چندین تماس میپرسند تا پاسخ داده شود. وقتی به اعتراض یا گلایه برمیخورید، تهدید میکنند که سفته را اجرا خواهند کرد و در پاسخ به استعفا یا خروج کامل پول و سفته نیز عود میشود. تا زمانی که سفته ارائه نشود، قرارداد نهایی نمیشود. حتی در مواقع بیماری، حضور در شیفت به طور اصراری انتظار میرود و کارها به نظر نامنظم و نامطلوب میرسد. پروژههای مدنظر مانند طرحهای مربوط به راهها را در بر میگیرند و تجهیزات و زیرساختها بهروز و مناسب نیستند. با توجه به اینها وقتی تصمیم به همکاری با این شرکت میگیرید، به تجربههای گذشته نگاه کنید و از آنها درس بگیرید. اگر قصد دارید زودتر از موعد قرارداد هم استعفا بدهید، احتمال دارد حقوق پرداخت نشود و سفتهها نیز پرداخت نشود. از طرفی، با توجه به اتصال شرکت به نهادهای دولتی، نگرانی از پیگیری حقوقی وجود دارد.
در ذهنم همیشه مثل خانهای امن و گرم است، جایی که با خانوادهای همدل مشترک بودیم و امیدوارم شرایط طوری شود که دوباره بتوانم به آن جمع وفادار بپیوندم. امیدوارم موفقیت و درخششی همیشگی برای این شرکت رقم بخورد. ادونیس تا ابد در ذهنم ماندگار میماند.
در تجربهام از همکاری با این تیم، حس رضایت عمیقی دارم. پروژه بهطور دقیق به موقع تحویل شد و هیچ تاخیری وجود نداشت. واقعا مهم بود که تیمشان واقعا نیازهای ما را درک کرد و دقیقا همان چیزی را پیادهسازی کرد که مدنظر ما بود. پشتیبانیشان نیز عالی است و هرگاه سوالی داشتم به سرعت پاسخ داده شد.
برای ورود به این مجموعه با این انتظار که تجربهای ارزشمند کسب کنم، اما حقیقتا دریافتم که بیش از هر چیز، درس بزرگی به من نشان میدهد که هیچ تجربهای ارزش بیاحترامی را ندارد. حقوقی که پیشنهاد میشد آنقدر ناچیز و تحقیرآمیز بود که تعجببرانگیز بود چطور میشود انسان با انگیزه و حرفهای را به کار کشید. قبولش اشتباه من بود و تنها با تصور آغاز تجربهای کمخطر، اما خیلی زود فهمیدم اینجا صرفا اتلاف وقت، انرژی و حیثیت است. این مجموعه الگویی مشخص دارد: جذب نیروهای کمتجربه با پرداخت کمترین هزینه، و به محض اینکه فردی اندکی تجربه میکند یا انتظار حداقلی و منطقی برمیتابد، خود نیرو ترجیح میدهد برود. کارها آنقدر سادهاند که یک تازهکار هم از پسشان برمیآید، بنابراین برایشان مهم نیست که چه کسی باشد؛ تنها شرط قابلیت ارزان بودن است. قوانین و فرهنگ کاری به نحوی است که نیرو صرفا ابزار مصرفی است و به آدمی با ارزش نگاه نمیشود. خیلی از کسانی که اینجا کار میکنند، بهنوعی تحت فشار هستند و تحمل وضعیت را بهاجبار پذیرفتهاند. نام شرکت برای این مجموعه بیش از حد بزرگ به نظر میرسد و واقعیت این است که با یک کافینت خانوادگی کوچک روبهرو هستید که مدیرش تصور میکند شرکت بزرگی ساخته است. تفاوت بین تصویر ذهنی مدیر و واقعیت مجموعه آنقدر زیاد است که به سوژهای طنز تبدیل شده بود. مدیریت هم بهطور قابل توجهی عقدهمحور است و با رفتارهای تلافیجویانه همراه است؛ بهنظر میرسد هدف اصلی نه رشد مجموعه، بلکه نمایش و کنترل و بزرگنمایی آن است. به جای تمرکز روی پیشرفت، انرژی زیادی صرف نمایش، کنترلگری و تبلیغ میشود. در محیط کار هم اوضاع قابل دفاع نیست. بیاحترامیهای عجیب، رفتارهای غیرحرفهای، تصمیمهای هیجانی و سلیقهای، و ساختار کاملا خانوادگی که قوانینش با حال و روز تغییر میکند. از منابع انسانی خبری نیست و بیشتر شبیه یک مناسبات خانوادگی است تا یک محیط سالم کاری. استراحت و ناهار تعریف نشدهاند؛ حتی هنگام صرف غذا باید مشغول کار بود. چند دقیقهای نفس کشیدن هم گاهی بهعنوان لطف تلقی میشود. نرخ ترک نیروها آنقدر بالا است که اگر کسی یک سال بماند خبر میشود. همین واقعیت بهخوبی نشاندهنده کیفیت محیط است. اگر دانشجوی روانشناسی هستید، اینجا میتواند برای بررسی کیسهای مطالعه مفید باشد. اما اگر دنبال تجربه کاری سالم، حرفهای و با احترام میگردید، گزینههای بهتری وجود دارد. و در پایان، اگر در مرور نظرات با تعریفهای غیرواقعی یا بیشازحد مثبت برخورد کردید، جای تعجب نیست — براساس تجربه من و دیگران، اینها هیچ نزدیکیای به واقعیت ندارند و از داخل مجموعه نوشته میشوند. نتیجه نهایی: اگر برای وقت، آرامش و شأن کاری ارزش قائل هستید، این مجموعه را در لیست سیاه خود قرار دهید.
من به عنوان یک مترجم دورکار با ترجمیک همکاری میکردم. اوایل کار فضای مثبتی نشان میداد و به نظر میرسید که همه خوشحال هستند، اما به محض ورود متوجه شدم اوضاع خیلی فرق میکند و نباید به نظرات اولیه اعتماد کرد. حقوق هم تا حد زیادی با انتظارها فاصله داشت و به خوبی پرداخت نمیشد؛ پاسخگویی شرکت هم معمولا محدود بود. پیش از امضای هر قرارداد باید با دقت مطالعه شود، چون ظاهرا تصمیمگیری نهایی با شرکت است و ممکن است در هر مورد به صورت جداگانه تصمیم بگیرند. به لحاظ تجربه کاری، پروژههای ترجمه که ارسال میشدند واقعا وقتگیر بودند و سطح دقت بالایی لازم داشتند، اما دستمزدها مطلوب نبود و این کار تا حدی حالت فوری پیدا میکرد. مدتی پس از مدیدیت پروژه، برچسبی مبنی بر وجود هوش مصنوعی برای ترجمهها زده شد، در حالی که مستندات و نمونههای من تأیید میکردند که کار با هوش مصنوعی انجام نشده است؛ با این وجود حساب کاربری من را مسدود کردند. اگر زمان زیادی به دنبال کار هستید، ممکن است با این شرکت همکاری کنید و درآمدی کم به دست آورید. پرداخت حقوق هم گاهی طول میکشید و با این که قانونی برای تسویه وجود دارد، فرایند آن طولانی و متزلزل بود. در کل تجربهام از ترجمیک پر از نکات منفی و بیاعتمادی بود.
من به عنوان مترجم یار دورکار با دیدگاهی نقدآمیز ولی محترمانه، تجربهام را بازگو میکنم. با وجود مدیریت فردی محترم و قابل احترام، همکاری با تیم پذیرش تازهکار گاهی دشوار بود و حتی گاهی اشتباهات آن بخش جبران میشد؛ اما در مدت کوتاهی مشکلاتی پیش آمد که منجر به قطع همکاری با همکار پذیرش خانم د. شدند. در کل تجربهای خوب بود و دارالترجمه را به شرط بهبود برخی نکات، مجموعهای قابلاتکا میدانم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.