در مصاحبه آغازین با ترابی حدود یک ساعت زمان صرف شد و به خاطر بینظمی منابع انسانی، حدود نیم ساعت معطل شدم که ایشان بابت این تأخیر عذرخواهی کردند. برخوردشان محترمانه بود و در کل فضای مصاحبه خوب و مثبت پیش رفت.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
فردای وقتی که فرم درخواست را در سایت شرکت پر کردم با من تماس گرفتند تا جلسه مصاحبه را تنظیم کنند. به نظرم تیم منابع انسانی توسن واقعا حرفهای و منظم بود و در کل فرایند مصاحبه هیچ نقصی از آنها ندیدم. جلسه اول درباره کارهایی که در گذشته انجام داده بودم صحبت کردیم و کمی روی آنها بحث شد. بعد بیشتر به جاوا core پرداختند و تقریبا تمامی مفاهیم مهم جاوا را از من پرسیدند و روی کاغذ مسئلهای مطرح کردند تا طراحی کنم. کمتر از یک هفته بعد با من تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه دوم که همان کمیته جذب است باید بیایم. به دلیل شیوع کرونا این جلسه با تاخیر به بعد از عید افتاد و اگر نبود این تأخیر، کل فرایند مصاحبهشان سه تا چهار هفته طول میکشید. تقریبا یک و نیم ماه بعد از طریق راه دور با سه نفر مصاحبه انجام شد که دو نفرشان مدیر فنی بودند و یکی از منابع انسانی بود. آنها هم از جاوا پرسشهای زیادی داشتند و درباره مدیریت تراکنشها در اسپرینگ و جاوا، و کمی هم در رابطه با دیتابیس و کوئری نوشتن. مفاهیم برای آنها اهمیت داشت ولی خیلی سختگیر و بدقول نبودند؛ افراد بااخلاق و خوشبرد نبودند. مدیر منابع انسانی هم سوالات معمولی مانند نقاط قوت و ضعف خودت را پرسید. در جلسه مشخص شد که سطح شغلی من تعیین میشود. روز بعد از طرف منابع انسانی گفتند اوکی هستی و برای دو روز بعد جلسه حقوق و مزایا را برایم تنظیم کردند تا درباره پیشنهاد شرکت صحبت کنیم. جلسه سوم تقریبا یک ساعت و نیم طول کشید؛ نیم ساعت درباره مسائل منابع انسانی و یک ساعت هم درباره نحوه محاسبه حقوق و سطحبندی کارمندان و مزایا توضیح دادند. واقعا مفصل و دقیق همه چیز را روی وایتبرد نشان دادند و من فهمیدم در چه سطحی از شغل قرار دارم. راستش حقوق و مزایا خیلی جذاب نبود و گفتند معمولا هر کس حدود بیست ساعت اضافهکار در ماه انجام میدهد (ساعتهای کاری از هشت و سی تا پنج بود با نیم یا یک ساعت شناوری). همچنین رفتن به مقطع تبدیل یا ترفیع برای من زمانبر بود. از طرفی با پنج سال سابقه کاری برایم با توجه به حقوق، مناسب نبود و ترجیحا دوست داشتم حقوقم بهطور نقدی پرداخت شود تا افزایش تدریجی در طول زمان. در مجموع با تحقیقاتی که انجام داده بودم جای خوبی به نظر میرسید اما با فاصلهای که تا محل کار داشتم، انگیزهام برای کارکردن در آنجا کمتر شد. برای افراد تازهکار هم خیلی مناسب است چون فرصت یادگیری زیادی وجود دارد و برای کسانی که سالها آنجا هستند، مزایای خوبی ارائه میدهند. سطح جاوا را کامل باید بلد باشند تا بتوانند بقیه چیزها را یاد بگیرند؛ اگر در جاوا مشکلی باشد، اینجا جای یادگیری نیست. البته شرکت با استعدادهای بالا هم جذب میکند که با پایینترین سطح آغاز به کار میکنند. ویژگیهایی که برای آنها مهم بود هم به اندازه سایرجاها عمومی بود؛ اینکه بتوانی با تیم همکاری کنی.
درود خدمت مهندیس و کارجویان محترم
شب تجربهام با طرفه نگار آغاز شد وقتی رزومهام را برای سمت Senior Asp.Net Developer از طریق یکی از سایتهای کاریابی فرستادم و فردای آن روز با من تماس گرفتند تا جلسه مصاحبه را هماهنگ کنند. با مدیر فنی شرکت صحبت کردم و مقداری گفتگو به زبان انگلیسی داشتیم؛ برای آنها زبان مطرح بود. درباره تجربههای کاری، شرکتها و پروژههایی که در آنها بودم، میزان موفقیتها و تعدادی کاربر که سرویسهایمان را دریافت میکردند صحبت کردیم و در کنار آن پرسشهای فنی درباره اصول و معماری نرمافزار و درک عمیقتر از برنامهنویسی مطرح شد. سوالاتی هم درباره دلیل ترک همکاری از شرکتهای قبلی پرسیدند؛ سابقه کاری و تعهد به کار در شرکتهای پیشین برایشان اهمیت داشت چون اینجا یکی از قدیمیترین شرکتهای نرمافزاری ایران است و نرمافزارهای حسابداری هلو و اسپاد مال در کنار دیگر پروژهها وجود دارد؛ همکارانشان هم بسیاری از سالها اینجا بودند و همکاری طولانیمدت برایشان ملاک است. مصاحبه بهطور محترمانه با چند پرسش شخصی درباره وضعیت خانوادگی و اعتقادات ادامه یافت و در کل روند مصاحبه خوب پیش رفت و پس از مدت کوتاهی تماس گرفتند و پذیرش شدم. برای کسانی که از نظر فنی و شخصیتی سازگار بوده و به محیطی آرام، دوستانه و با فرصت همکاری بلندمدت میاندیشند و نمیخواهند هر ساله با تغییر کارفرما روبهرو شوند، این شرکت گزینه مناسبی به نظر میآید.
شرکت طرفه نگار تجربهای بود که بعد از مصاحبه به من منتقل شد. در مراحل استخدام، خیلی از قوانین کاری مشخص نبود و به صورت شیفتهای پیوسته و روزهای تعطیل همراه با ساعات کاری طولانی مطرح میشد. حقوق ارائهشده نسبت به حجم کار خیلی پایین بود و هیچ فرصت مشخصی برای رشد و پیشرفت دیده نمیشد. برای کسی که به دنبال حقوق معمولی و کار ساده بدون خستگی باشد، ممکن است مناسب باشد، اما برای من که به دنبال چالش و نرخ مناسب برای تلاش روزانه بودم، احساس رضایت وجود نداشت.
در حال حاضر با تمام وجود در تیم بازاریابی و برندینگ تاپ مشغول به کارم و این موقعیت تا کنون کمتر از یک سال طول کشیده است.
در طول فرایند مصاحبه، من با یک جلسه غیرحضوری آغاز کردم که شامل بخش منابع انسانی بود و پس از آن دو تست شخصیت برای ارزیابی فرستاده شد. پس از تایید این تستها، نخستین مصاحبه حضوری برگزار شد؛ در این جلسه سوالات تخصصی و حرفهای مطرح شد و به طور کامل شرح شغل و انتظارهای شرکت از اعضا روشن شد. تاکید اصلی تاپ بر کار گروهی بود و این ویژگی به عنوان یکی از نکات کلیدی در روند معرفی میشد. با گذشت یک هفته برای ارزیابی دقیقتر، در نهایت جلسه دوم حضوری با دو مدیر مربوطه برگزار شد و در طول هر دو جلسه حضوری یا غیرحضوری، انرژی و انگیزهای که از تیم تاپ میگرفتم، مشهود بود.
در اولین گام از فرایند مصاحبه، منابع انسانی به صورت غیرحضوری یک سری سوالات و تستهای شخصیت فرستاد که بعد از تأیید، به همکاری با تیم محصول منتقل شدم. سپس مصاحبه تخصصی با تیم محصول برگزار شد و در آن، به داوطینگی مهارتهای مرتبط و تواناییهایم برای نقشی که در نظر داشتیم، به طور روشن ارزیابی شد. در این جلسه بر مواردی تمرکز داشت که از نظر من به عنوان یکی از اعضای کلیدی تیم ابتدایی اهمیت بالایی داشت و به همکاری و تیمسازی اشاره میشد. در پایان، برای ورود و آمادهسازی، با مدیر تیم صحبت نهایی را داشتم و نهایتا شرایط شرکت بهطور شفاف برای من توضیح داده شد.
در حال حاضر به صورت تماموقت در محصول تاپ مشغول به کارم و این تجربه کمتر از یک سال سابقه دارد.
در مصاحبه تحلیلگر داده، همه چیز بهسادگی پیش رفت و زود هم نتیجه گرفتیم. مدیر بخش مربوطه با من صحبت کرد و شرایط را کاملا روشن توضیح داد، و توافق را در فاصله کوتاهی در سه چهار روز به نتیجه رساندیم. هیچ فرایند پیچیده یا عجیب وجود نداشت و مسیر کار ساده و سریع بود.
در نگاه من، تیم ارزیابی شرکت تابان آتی پرداز از حرفهایترین تیمهای مصاحبهای بود که تاکنون با آنها روبهرو شدم. پس از مصاحبه غیرحضوری و انجام آزمونهای شناختی، گفتوگوی من با سرپرست محصول تاپ یکی از بهیادماندنیترین تجربیاتم شد. با این حال، وضعیتی که در حال گذر از آن است و تشکیل برخی از بخشها مانند منابع انسانی در حال شکلگیری است، برای من ریسکآلود بود و این ریسک زمانی بیشتر میشد که سایه یک شرکت بزرگ مالی نیز بر این مجموعه سنگینی میکرد.
برای مصاحبه کار در تابان آتی پرداز (تاپ) با وجود تغییرات اخیر، روند کار بهبود پیدا کرده و روند پیشروی خوبی دارد. در جلسه، آزمونهای شخصیتشناسی و هوش مطرح و بررسی شد. ورود به تیم محصول در چنین شرکتی که در مسیر توسعه قرار دارد، نیازمند مجموعهای از مهارتهای تخصصی و حتی مهارتهای عمومی فراوان است تا مسیر پیشرفت تداوم یابد و انجام شود.
در این شرکت با تمام وجود فهمیدم که کار در بخش IT چه چالشی دارد و تجربهام در تیوا سافت را بهشیوهای کاملا متفاوت از پیش روایت میکنم. مدت حضور من کمتر از یک سال بود و آخرین سالی که با این تیم همکاری کردم، سال ۱۳۹۹ بود. با وجود تمام سختیها، آن تجربه برایم درسهای مهمی به همراه داشت و سرعت رشد حرفهایام را تحتتأثیر قرار داد.
در یک سال کمتر از حضورم در شرکت تیوا سافت، به صورت تماموقت کار کردم و آخرین سال همکاریام سال ۱۳۹۹ بود. با وجود اینکه این تجربه برای من چالشهای زیادی داشت، سعی کردم از هر روز کار یاد بگیرم و نکتههای جدیدی بیاموزم. اما به طور کلی احساس میکنم این مدت برای من زمان مفیدی نبود. واقعیتی که برای من مشخص است، این است که دریافت حقوق و وضعیت قرارداد بهطور مناسب اجرا نشد. همچنین برخورد با پروژهها و تیمها در برخی مواقع مطلوب نبود و این تجربه را از نظر حرفهای برایم کمتر سودمند کرد. نتیجهگیری من از این دوره این بود که به دنبال محیطی با نظم و احترام به تعهدات مالی و حرفهای باشم تا بتوانم با انگیزه بیشتری به کار ادامه دهم.
من از طریق یک پلتفرم کاری با تیپاکس آشنا شدم و گفتند برای مصاحبه دعوت شدم. در ابتدا فرم نسبتا قدیمی و طولانیای برای ثبت اطلاعات به من ارائه شد که حدودا چهار صفحه بود و حتی جزئیترین اطلاعات خانوادگی مثل مشخصات پدر و مادر را هم میخواست. مصاحبه طولانی بود و حدود یک تا دو ساعت طول کشید؛ سوالات سطحی مربوط به نقش سرپرستی نبود. تیم مصاحبه از سرپرست پیشین که برای جذب به همراه کارشناسان جذب آمده بودند، تشکیل شده بود. به نظرم میتونستم در ابتدای مصاحبه درباره سمتها و مسئولیتهای افراد مصاحبهکننده هم پرسشی بپرسم.
برای مصاحبه به سمت دفترشان رفتم و دیدم که مسیر مصاحبه به طور مشخص مشخص نشده بود؛ نتیجه این بود که بعد از صرف وقت برای رسیدن به جاده مخصوص، به یکی از کارکنان منابع انسانی ارجاع داده شدم و معلوم نبود چه کسی مسئول هماهنگی است. محیط دفتر پر سر و صدا و تا حدی بینظم بود و برخوردها چندان دوستانه نبود. فرم پروفایل هم گویا از اینترنت کپی شده بود و به نظر میرسید بخش منابع انسانی با یک شرکت تازهکار رو به روست. به هیچ عنوان برنامه روشنی برای جذب نیروهای تخصصی وجود نداشت و فقط به پرکردن فرمهای کهنه وابسته بودند.
در ابتدای کار، فرمهایی آنلاین را پر کردم و چند روز بعد برای مصاحبه دعوت شدم. آنجا هم یک فرم دیگر داشتند که پیش از انجام مصاحبه کاملش را پر کردم؛ عجیبترین فرم مربوط به شخصیت و رفتار بود که حدس زدن جواب صحیحش واقعا دشوار به نظر میرسید. فرم دوم اما حاوی سوالهای فنی بود.
تجربهای که از مصاحبه کارشناس فروش داشتم خیلی ناامیدکننده بود. اوایل کار منتظر موندم تا مشخص کنند کجا برم؛ پس از مدتی با فردی که خود را مدیر فروش معرفی میکرد صحبت کردم، اما فهمیدم که او برای این عنوان شغلی هیچ آگاهی نداشت و با گفتن اینکه اشتباه آمدهام، برخورد بینظمشان شروع شد. وقتی پس از بررسی سایت و درخواست فهمیدند که درخواست درست است، باز هم او بیاطلاع بود. کل مصاحبه فقط پنج دقیقه طول کشید و در همان ابتدا مشخص شد که هیچ اطلاعی از داخل سازمان ندارند و وضعیت تیم را نمیشناختند. در شرایط کرونایی این نگرش و بیبرنامهگی برای سلامتی و زمان آدمها اصلا مناسب نبود. این آقا حتی ندید داخل سازمان چه خبر است. من به خاطر احترام به شغلم و نیاز به مرخصی در آن روز مجبور شدم وقت و هزینه و انرژی و ریسک ابتلا به کرونا را صرف کنم، اما در نهایت نتیجهای نگرفتم. بعدا فهمیدم که آن فرد واقعا مدیر فروش نبود و دروغ گفتند که مدیر امور اداری است؛ همه کارهای شرکت با ایشان بود. تنها پنج دقیقه مصاحبه بود که سه دقیقهاش صرف صحبت با همکارانشان از طریق تلفن شد. بهنظر من، شرکت با سه نفر پرسنل هم در رفتار حرفهای از این شرکت بزرگتر و بهتر بود.
برای گفتن تجربه، به شیوهای تازه و طبیعی اما با حفظ واقعیتها، اینگونه میگویم: در مصاحبه مدیر فنی تولید نرمافزار، تعداد زیادی داوطلب را در یک ساعت برای چندین موقعیت به اتاق کنفرانس کوچک شرکت کشانده بودند و فضای کم و شرایط کرونا هم مزید بر علت بود، به طوری که جا برای همه نبود و همزمان چند نفر کنار منشی ایستاده بودند. انتظار داوطلبان طولانی شد؛ تا چهلمین دقیقه هیچیک از آنها زودتر صدا نمیشدند. سپس گفتوگوی کوتاه درجهبهدرجهای انجام شد که فقط یک سؤال درباره سابقه کاری مطرح میشد و به هر داوطلب تنها چند دقیقه اختصاص داده میشد و در پایان معمولا قول میدادند که تماس خواهند گرفت. به طور کلی تعداد زیادی از شرکتکنندگان را فراخوانده و به نظر میآمد که نتیجهای قابل قبول برای همگی وجود ندارد.
دوست دارم از تجربهای بگویم که در شرکت تدبیر گستران بهینه ساز گذراندم و به آن نگاه میکنم بهعنوان یک نمونه از مصاحبه ارشد منابع انسانی. در دو نشست ابتدایی با مدیر منابع انسانی و توسعه، سوالاتی مطرح شد که بیشتر جنبهی تخصصی مدیریت منابع انسانی استراتژیک داشت. حس خوبی از این مصاحبه داشتم و روند کار هم چون آشنایی با فضای کار باعث ایجاد همین حس مثبت شد. تمام سوالات در حوزه تخصصی من بود و هیچ سوال عجیب یا خارج از چارچوب پرسیده نشد. مصاحبهکننده فرد باهوشی بود که به سادگی از پاسخ دادن به سوالات عبور نمیکرد و به این نکته توجه داشت که قبل از مصاحبه افراد بدانند چه وظایفی از آنها انتظار میرود و خودشان را از نظر علمی برای آنها آماده کنند. نکتهای که برای من خیلی مهم بود، تعاملات بینفردی بود که برایشان اهمیت داشت.
در مصاحبه آغازین با ترابی حدود یک ساعت زمان صرف شد و به خاطر بینظمی منابع انسانی، حدود نیم ساعت معطل شدم که ایشان بابت این تأخیر عذرخواهی کردند. برخوردشان محترمانه بود و در کل فضای مصاحبه خوب و مثبت پیش رفت.
فردای وقتی که فرم درخواست را در سایت شرکت پر کردم با من تماس گرفتند تا جلسه مصاحبه را تنظیم کنند. به نظرم تیم منابع انسانی توسن واقعا حرفهای و منظم بود و در کل فرایند مصاحبه هیچ نقصی از آنها ندیدم. جلسه اول درباره کارهایی که در گذشته انجام داده بودم صحبت کردیم و کمی روی آنها بحث شد. بعد بیشتر به جاوا core پرداختند و تقریبا تمامی مفاهیم مهم جاوا را از من پرسیدند و روی کاغذ مسئلهای مطرح کردند تا طراحی کنم. کمتر از یک هفته بعد با من تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه دوم که همان کمیته جذب است باید بیایم. به دلیل شیوع کرونا این جلسه با تاخیر به بعد از عید افتاد و اگر نبود این تأخیر، کل فرایند مصاحبهشان سه تا چهار هفته طول میکشید. تقریبا یک و نیم ماه بعد از طریق راه دور با سه نفر مصاحبه انجام شد که دو نفرشان مدیر فنی بودند و یکی از منابع انسانی بود. آنها هم از جاوا پرسشهای زیادی داشتند و درباره مدیریت تراکنشها در اسپرینگ و جاوا، و کمی هم در رابطه با دیتابیس و کوئری نوشتن. مفاهیم برای آنها اهمیت داشت ولی خیلی سختگیر و بدقول نبودند؛ افراد بااخلاق و خوشبرد نبودند. مدیر منابع انسانی هم سوالات معمولی مانند نقاط قوت و ضعف خودت را پرسید. در جلسه مشخص شد که سطح شغلی من تعیین میشود. روز بعد از طرف منابع انسانی گفتند اوکی هستی و برای دو روز بعد جلسه حقوق و مزایا را برایم تنظیم کردند تا درباره پیشنهاد شرکت صحبت کنیم. جلسه سوم تقریبا یک ساعت و نیم طول کشید؛ نیم ساعت درباره مسائل منابع انسانی و یک ساعت هم درباره نحوه محاسبه حقوق و سطحبندی کارمندان و مزایا توضیح دادند. واقعا مفصل و دقیق همه چیز را روی وایتبرد نشان دادند و من فهمیدم در چه سطحی از شغل قرار دارم. راستش حقوق و مزایا خیلی جذاب نبود و گفتند معمولا هر کس حدود بیست ساعت اضافهکار در ماه انجام میدهد (ساعتهای کاری از هشت و سی تا پنج بود با نیم یا یک ساعت شناوری). همچنین رفتن به مقطع تبدیل یا ترفیع برای من زمانبر بود. از طرفی با پنج سال سابقه کاری برایم با توجه به حقوق، مناسب نبود و ترجیحا دوست داشتم حقوقم بهطور نقدی پرداخت شود تا افزایش تدریجی در طول زمان. در مجموع با تحقیقاتی که انجام داده بودم جای خوبی به نظر میرسید اما با فاصلهای که تا محل کار داشتم، انگیزهام برای کارکردن در آنجا کمتر شد. برای افراد تازهکار هم خیلی مناسب است چون فرصت یادگیری زیادی وجود دارد و برای کسانی که سالها آنجا هستند، مزایای خوبی ارائه میدهند. سطح جاوا را کامل باید بلد باشند تا بتوانند بقیه چیزها را یاد بگیرند؛ اگر در جاوا مشکلی باشد، اینجا جای یادگیری نیست. البته شرکت با استعدادهای بالا هم جذب میکند که با پایینترین سطح آغاز به کار میکنند. ویژگیهایی که برای آنها مهم بود هم به اندازه سایرجاها عمومی بود؛ اینکه بتوانی با تیم همکاری کنی.
درود خدمت مهندیس و کارجویان محترم
شب تجربهام با طرفه نگار آغاز شد وقتی رزومهام را برای سمت Senior Asp.Net Developer از طریق یکی از سایتهای کاریابی فرستادم و فردای آن روز با من تماس گرفتند تا جلسه مصاحبه را هماهنگ کنند. با مدیر فنی شرکت صحبت کردم و مقداری گفتگو به زبان انگلیسی داشتیم؛ برای آنها زبان مطرح بود. درباره تجربههای کاری، شرکتها و پروژههایی که در آنها بودم، میزان موفقیتها و تعدادی کاربر که سرویسهایمان را دریافت میکردند صحبت کردیم و در کنار آن پرسشهای فنی درباره اصول و معماری نرمافزار و درک عمیقتر از برنامهنویسی مطرح شد. سوالاتی هم درباره دلیل ترک همکاری از شرکتهای قبلی پرسیدند؛ سابقه کاری و تعهد به کار در شرکتهای پیشین برایشان اهمیت داشت چون اینجا یکی از قدیمیترین شرکتهای نرمافزاری ایران است و نرمافزارهای حسابداری هلو و اسپاد مال در کنار دیگر پروژهها وجود دارد؛ همکارانشان هم بسیاری از سالها اینجا بودند و همکاری طولانیمدت برایشان ملاک است. مصاحبه بهطور محترمانه با چند پرسش شخصی درباره وضعیت خانوادگی و اعتقادات ادامه یافت و در کل روند مصاحبه خوب پیش رفت و پس از مدت کوتاهی تماس گرفتند و پذیرش شدم. برای کسانی که از نظر فنی و شخصیتی سازگار بوده و به محیطی آرام، دوستانه و با فرصت همکاری بلندمدت میاندیشند و نمیخواهند هر ساله با تغییر کارفرما روبهرو شوند، این شرکت گزینه مناسبی به نظر میآید.
شرکت طرفه نگار تجربهای بود که بعد از مصاحبه به من منتقل شد. در مراحل استخدام، خیلی از قوانین کاری مشخص نبود و به صورت شیفتهای پیوسته و روزهای تعطیل همراه با ساعات کاری طولانی مطرح میشد. حقوق ارائهشده نسبت به حجم کار خیلی پایین بود و هیچ فرصت مشخصی برای رشد و پیشرفت دیده نمیشد. برای کسی که به دنبال حقوق معمولی و کار ساده بدون خستگی باشد، ممکن است مناسب باشد، اما برای من که به دنبال چالش و نرخ مناسب برای تلاش روزانه بودم، احساس رضایت وجود نداشت.
در حال حاضر با تمام وجود در تیم بازاریابی و برندینگ تاپ مشغول به کارم و این موقعیت تا کنون کمتر از یک سال طول کشیده است.
در طول فرایند مصاحبه، من با یک جلسه غیرحضوری آغاز کردم که شامل بخش منابع انسانی بود و پس از آن دو تست شخصیت برای ارزیابی فرستاده شد. پس از تایید این تستها، نخستین مصاحبه حضوری برگزار شد؛ در این جلسه سوالات تخصصی و حرفهای مطرح شد و به طور کامل شرح شغل و انتظارهای شرکت از اعضا روشن شد. تاکید اصلی تاپ بر کار گروهی بود و این ویژگی به عنوان یکی از نکات کلیدی در روند معرفی میشد. با گذشت یک هفته برای ارزیابی دقیقتر، در نهایت جلسه دوم حضوری با دو مدیر مربوطه برگزار شد و در طول هر دو جلسه حضوری یا غیرحضوری، انرژی و انگیزهای که از تیم تاپ میگرفتم، مشهود بود.
در اولین گام از فرایند مصاحبه، منابع انسانی به صورت غیرحضوری یک سری سوالات و تستهای شخصیت فرستاد که بعد از تأیید، به همکاری با تیم محصول منتقل شدم. سپس مصاحبه تخصصی با تیم محصول برگزار شد و در آن، به داوطینگی مهارتهای مرتبط و تواناییهایم برای نقشی که در نظر داشتیم، به طور روشن ارزیابی شد. در این جلسه بر مواردی تمرکز داشت که از نظر من به عنوان یکی از اعضای کلیدی تیم ابتدایی اهمیت بالایی داشت و به همکاری و تیمسازی اشاره میشد. در پایان، برای ورود و آمادهسازی، با مدیر تیم صحبت نهایی را داشتم و نهایتا شرایط شرکت بهطور شفاف برای من توضیح داده شد.
در حال حاضر به صورت تماموقت در محصول تاپ مشغول به کارم و این تجربه کمتر از یک سال سابقه دارد.
در مصاحبه تحلیلگر داده، همه چیز بهسادگی پیش رفت و زود هم نتیجه گرفتیم. مدیر بخش مربوطه با من صحبت کرد و شرایط را کاملا روشن توضیح داد، و توافق را در فاصله کوتاهی در سه چهار روز به نتیجه رساندیم. هیچ فرایند پیچیده یا عجیب وجود نداشت و مسیر کار ساده و سریع بود.
در نگاه من، تیم ارزیابی شرکت تابان آتی پرداز از حرفهایترین تیمهای مصاحبهای بود که تاکنون با آنها روبهرو شدم. پس از مصاحبه غیرحضوری و انجام آزمونهای شناختی، گفتوگوی من با سرپرست محصول تاپ یکی از بهیادماندنیترین تجربیاتم شد. با این حال، وضعیتی که در حال گذر از آن است و تشکیل برخی از بخشها مانند منابع انسانی در حال شکلگیری است، برای من ریسکآلود بود و این ریسک زمانی بیشتر میشد که سایه یک شرکت بزرگ مالی نیز بر این مجموعه سنگینی میکرد.
برای مصاحبه کار در تابان آتی پرداز (تاپ) با وجود تغییرات اخیر، روند کار بهبود پیدا کرده و روند پیشروی خوبی دارد. در جلسه، آزمونهای شخصیتشناسی و هوش مطرح و بررسی شد. ورود به تیم محصول در چنین شرکتی که در مسیر توسعه قرار دارد، نیازمند مجموعهای از مهارتهای تخصصی و حتی مهارتهای عمومی فراوان است تا مسیر پیشرفت تداوم یابد و انجام شود.
در این شرکت با تمام وجود فهمیدم که کار در بخش IT چه چالشی دارد و تجربهام در تیوا سافت را بهشیوهای کاملا متفاوت از پیش روایت میکنم. مدت حضور من کمتر از یک سال بود و آخرین سالی که با این تیم همکاری کردم، سال ۱۳۹۹ بود. با وجود تمام سختیها، آن تجربه برایم درسهای مهمی به همراه داشت و سرعت رشد حرفهایام را تحتتأثیر قرار داد.
در یک سال کمتر از حضورم در شرکت تیوا سافت، به صورت تماموقت کار کردم و آخرین سال همکاریام سال ۱۳۹۹ بود. با وجود اینکه این تجربه برای من چالشهای زیادی داشت، سعی کردم از هر روز کار یاد بگیرم و نکتههای جدیدی بیاموزم. اما به طور کلی احساس میکنم این مدت برای من زمان مفیدی نبود. واقعیتی که برای من مشخص است، این است که دریافت حقوق و وضعیت قرارداد بهطور مناسب اجرا نشد. همچنین برخورد با پروژهها و تیمها در برخی مواقع مطلوب نبود و این تجربه را از نظر حرفهای برایم کمتر سودمند کرد. نتیجهگیری من از این دوره این بود که به دنبال محیطی با نظم و احترام به تعهدات مالی و حرفهای باشم تا بتوانم با انگیزه بیشتری به کار ادامه دهم.
من از طریق یک پلتفرم کاری با تیپاکس آشنا شدم و گفتند برای مصاحبه دعوت شدم. در ابتدا فرم نسبتا قدیمی و طولانیای برای ثبت اطلاعات به من ارائه شد که حدودا چهار صفحه بود و حتی جزئیترین اطلاعات خانوادگی مثل مشخصات پدر و مادر را هم میخواست. مصاحبه طولانی بود و حدود یک تا دو ساعت طول کشید؛ سوالات سطحی مربوط به نقش سرپرستی نبود. تیم مصاحبه از سرپرست پیشین که برای جذب به همراه کارشناسان جذب آمده بودند، تشکیل شده بود. به نظرم میتونستم در ابتدای مصاحبه درباره سمتها و مسئولیتهای افراد مصاحبهکننده هم پرسشی بپرسم.
برای مصاحبه به سمت دفترشان رفتم و دیدم که مسیر مصاحبه به طور مشخص مشخص نشده بود؛ نتیجه این بود که بعد از صرف وقت برای رسیدن به جاده مخصوص، به یکی از کارکنان منابع انسانی ارجاع داده شدم و معلوم نبود چه کسی مسئول هماهنگی است. محیط دفتر پر سر و صدا و تا حدی بینظم بود و برخوردها چندان دوستانه نبود. فرم پروفایل هم گویا از اینترنت کپی شده بود و به نظر میرسید بخش منابع انسانی با یک شرکت تازهکار رو به روست. به هیچ عنوان برنامه روشنی برای جذب نیروهای تخصصی وجود نداشت و فقط به پرکردن فرمهای کهنه وابسته بودند.
در ابتدای کار، فرمهایی آنلاین را پر کردم و چند روز بعد برای مصاحبه دعوت شدم. آنجا هم یک فرم دیگر داشتند که پیش از انجام مصاحبه کاملش را پر کردم؛ عجیبترین فرم مربوط به شخصیت و رفتار بود که حدس زدن جواب صحیحش واقعا دشوار به نظر میرسید. فرم دوم اما حاوی سوالهای فنی بود.
تجربهای که از مصاحبه کارشناس فروش داشتم خیلی ناامیدکننده بود. اوایل کار منتظر موندم تا مشخص کنند کجا برم؛ پس از مدتی با فردی که خود را مدیر فروش معرفی میکرد صحبت کردم، اما فهمیدم که او برای این عنوان شغلی هیچ آگاهی نداشت و با گفتن اینکه اشتباه آمدهام، برخورد بینظمشان شروع شد. وقتی پس از بررسی سایت و درخواست فهمیدند که درخواست درست است، باز هم او بیاطلاع بود. کل مصاحبه فقط پنج دقیقه طول کشید و در همان ابتدا مشخص شد که هیچ اطلاعی از داخل سازمان ندارند و وضعیت تیم را نمیشناختند. در شرایط کرونایی این نگرش و بیبرنامهگی برای سلامتی و زمان آدمها اصلا مناسب نبود. این آقا حتی ندید داخل سازمان چه خبر است. من به خاطر احترام به شغلم و نیاز به مرخصی در آن روز مجبور شدم وقت و هزینه و انرژی و ریسک ابتلا به کرونا را صرف کنم، اما در نهایت نتیجهای نگرفتم. بعدا فهمیدم که آن فرد واقعا مدیر فروش نبود و دروغ گفتند که مدیر امور اداری است؛ همه کارهای شرکت با ایشان بود. تنها پنج دقیقه مصاحبه بود که سه دقیقهاش صرف صحبت با همکارانشان از طریق تلفن شد. بهنظر من، شرکت با سه نفر پرسنل هم در رفتار حرفهای از این شرکت بزرگتر و بهتر بود.
برای گفتن تجربه، به شیوهای تازه و طبیعی اما با حفظ واقعیتها، اینگونه میگویم: در مصاحبه مدیر فنی تولید نرمافزار، تعداد زیادی داوطلب را در یک ساعت برای چندین موقعیت به اتاق کنفرانس کوچک شرکت کشانده بودند و فضای کم و شرایط کرونا هم مزید بر علت بود، به طوری که جا برای همه نبود و همزمان چند نفر کنار منشی ایستاده بودند. انتظار داوطلبان طولانی شد؛ تا چهلمین دقیقه هیچیک از آنها زودتر صدا نمیشدند. سپس گفتوگوی کوتاه درجهبهدرجهای انجام شد که فقط یک سؤال درباره سابقه کاری مطرح میشد و به هر داوطلب تنها چند دقیقه اختصاص داده میشد و در پایان معمولا قول میدادند که تماس خواهند گرفت. به طور کلی تعداد زیادی از شرکتکنندگان را فراخوانده و به نظر میآمد که نتیجهای قابل قبول برای همگی وجود ندارد.
دوست دارم از تجربهای بگویم که در شرکت تدبیر گستران بهینه ساز گذراندم و به آن نگاه میکنم بهعنوان یک نمونه از مصاحبه ارشد منابع انسانی. در دو نشست ابتدایی با مدیر منابع انسانی و توسعه، سوالاتی مطرح شد که بیشتر جنبهی تخصصی مدیریت منابع انسانی استراتژیک داشت. حس خوبی از این مصاحبه داشتم و روند کار هم چون آشنایی با فضای کار باعث ایجاد همین حس مثبت شد. تمام سوالات در حوزه تخصصی من بود و هیچ سوال عجیب یا خارج از چارچوب پرسیده نشد. مصاحبهکننده فرد باهوشی بود که به سادگی از پاسخ دادن به سوالات عبور نمیکرد و به این نکته توجه داشت که قبل از مصاحبه افراد بدانند چه وظایفی از آنها انتظار میرود و خودشان را از نظر علمی برای آنها آماده کنند. نکتهای که برای من خیلی مهم بود، تعاملات بینفردی بود که برایشان اهمیت داشت.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.