من احساس میکنم مدیرعامل از کارآمدی لازم برخوردار نیست و این موضوع را سالها تجربه کردهام. به نظرم قائممقام فعلا توان اداره را نداشته و رفتارهای غیرمنصفانه، بینظمی و باندبازی در بخشهای مختلف وجود دارد که باعث افت عملکرد شده است. از آغاز با ورود اتوماسیون، مشکلاتی به گروههای ما هم سرایت کرده و دیگر شرایط مطلوب نیست. سوال دارم چرا جلوی این روندها گرفته نمیشود؟ چرا با برخی از مدیران یا نیروهای منفی برخورد جدی نمیشود؟ چرا با نیروهای قدیمی یا سمی برخورد لازم انجام نمیشود؟ چند گزارش باید بیاید تا تصمیمی گرفته شود؟ چرا با روابط خارج از ضابطه برای افزایش حقوق یا دستکاری آمار مقابله نمیشود؟ ظلمهایی که مشاهده میکنم روشن است و به نظر میرسد تداوم آنها باعث خستگی شدید ما شده است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در وب وان کار میکنم و توضیح میدم که کجا اتفاقات ناخوشایندی رخ میداد. کار به عنوان کارشناس فروش خیلی روشن نیست و مدام تغییر میکند، حقوق هم به بدترین شکل ممکن پرداخت میشود و تقسیم حقوق به چند پارت انجام میشود؛ به طوری که برنامهریزی مالی هم به شدت محدود میشود. ورود و خروج همواره تغییر میکند و اضافهکاری با رقم مشخصی محاسبه نمیشود، اما اگر بحث کسری پیش بیاید هر ثانیه تأخیر پاداشی دوبلهوار محسوب میشود. بازرسیها هم بیش از حد وجود دارد و یکی از همکاران به صورت لحظهای زمان صرف غذا، رفتن به سرویس بهداشتی یا کارهای دیگر را به مدیر گزارش میدهد. مدیر از شوخیهای کلامی و فیزیکی با زنها استفاده میکند و حد و حدودش را به درستی نمیشناسد. مرخصی و تعطیلی برای تازهکارها عملا معنا ندارد؛ نه تنها مدیر اجازه نمیدهد بلکه سرپرست هم در این مورد کمکی نمیکند و تا رسیدن به یکسال کارکردن، مرخصی نمیتواند گرفنه شود. روند افزایش حقوق بهطور رسمی پیگیری نمیشود و گاهی بعد از یک یا دو سال هم اتفاقی نمیافتد. در پرداخت پورسانا و عیدی و سنوات هم مشکلات زیادی وجود دارد؛ در پایان سال کامل تسویه نمیشود و چند میلیون از حقوق نگه میدارند و سال بعد در اردیبهشت یا خرداد پرداخت میکنند (در بهترین حالت!). قرارداد سال جدید هم معمولا چند ماه از سال سپری میشود تا بسته شود. اگر بخواهید کلا از آنجا جدا شوید، تسویه حساب معمولا به سختی انجام میشود و پاسخگویی کمتر وجود دارد؛ معمولا حداقل چهار تا پنج ماه درگیر میشوید و در نهایت باید به صورت غیرمعمولی پولتان را بگیرید.
به عنوان کارشناس فروش وارد مجموعه شدم و بعد از دو مصاحبه به کارگیری رسیدم. مدت کوتاهی اما قابل توجهی در این شرکت خصوصی فعال در تولید بلوک سبک سیمانی سپری شد و به بازتاب مشکلات درونسازمانی پی بردم. مدیر فروش و مدیرعامل این مجموعه را به نوعی از هم متمایز میدانند که گاه رفتارهایشان با همکاران داخلی چندان جالب نیست و ارزشی برای کارمند قائل نمیشوند. در زمان ورود، انتظار فروش آنی و اصلاحی شبهعلمی از افراد میرفت که بدون کیفیت مناسب محصول و با چالشهایی در رقابت با برندهای همدست، به پروژههای ساختمانی ارسال میشدند و عملا ارزش چندانی برای پروژهها قائل نبودند. این روند باعث مشکلاتی در شناسایی پروژهها و رایزنی با کارگران افغان و مهندسان پروژههای ناتمام میشد که در نهایت ناامیدی و دلسردی ایجاد میکرد. در این محیط، هیچ بخشی به توسعهی دانش یا آیندهی حرفهای من اضافه نمیشد و چه بهعنوان کارشناس فروش تلفنی و چه بهعنوان بازاریاب میدانی در پروژههای ساختمانی، اعتبار فعالیتها کم بود. فشار کاری بالا، بیثباتی و تصمیمات ناگهانی مدیریتی موجب استرس و انرژی قابل توجهی میشد و نتیجهای جز رضایت کمتر برای من بههمراه نداشت؛ از این رو پیشنهاد ادامه کار برایم چندان منطقی نبود.
تجربه من از همکاری با آی تی ساز به عنوان طراح محصول یک تجربه تلخ و ناامیدکننده بود. سه ماه اول برای دورهی آزمایشی بیمه رد نمیشد و پس از آن هم بخشهای مختلف وزارت کار با وجود قرارداد، از دادن قرارداد خودداری میکردند. سفته را بازنمیگردانند، تسویه انجام نمیشود و سنوات هم پرداخت نمیگردد. جایی که افراد با پشتوانههای غیرمرتبط وارد شرکت میشوند و با سوءاستفاده از رابطهها، به شکل غیرمنصفانهای به کارآفرینی یا تأسیس شرکت میرسند. یکی از اعضا با ادعاهای بلندپروازانه درباره جایگاهش در وزارتخانه، به نحوی شیوهای را بیان میکرد که پشتم به وزیر گرمه و سنوات را نمیدهم. در کل رفتار جمعی شرکت، همکاران را افرادی ناکارآمد و غیرحرفهای نشان میداد و فضای کار را ناخوشایند میکرد. بعد از ترک شرکت، به صورت قانونی اقدام کردم: هم سنوات را گرفتم، هم سفته را پس دادم و با شکایت خیانت در امانت، و همچنین با رای اداره کار مبنی بر رد بیمه در سه ماه اول، نتیجه را بهدست آوردم و جریمهای برای مجموعه اعمال شد. این تجربه نشان داد که فضای کاری آنجا برای من بدترین گزینه بود و افراد موجود در آن ناخواسته یا به دلایلی از اخلاق حرفهای کاملا فاصله داشتند.
شركت خوبيه فقط مدير فروش و پشتيبانيش عصبيه و همش سر كارمنداش داد مي كشه،برعكس واحد انفورمانيكش مدير هاي خيلي با سوادي داره،به نظرم همه واحداش جز پشتيباني و فروش اكين
مدير پشتيباني و فروش فقط تيم جمع مي كنه متاسفم بره صاحب مجوعه،شركت خيلي كثيفيه اگه مي خوايد با آيندتون بازي كنيد حتما بريد طرفه نگار،شركت خوبي بود ولي خرابش كردن
برای من همیشه این سوال بود که وقتی شرکتی مثل آدلی یا شکوه طعام وارنا گلدن استار وظایفش را نسبت به پرسنل، مشتریان و جامعه درست انجام نمیدهد، به کجا میتوان گزارشش کرد؟ کجا باید بگوییم که مدیریت این مجموعه از پرسنل تعهد کتبی برای عدم ترک کار میگیرد، سفته میگیرد، حقوق را به صورت دو بخش پرداخت میکند و با تاخیری دو ماهه بیمه را کمتراز آنچه لازم است رد میکند و پشت لیست و توافقش را نادیده میگیرد، تا انصاف حقوقی افراد در این مجموعه رعایت نشود؟ به کجا باید اطلاع بدهیم تا مشتریان بدانند کالای تولیدی بیکیفیته است و برندشان را خدشهدار نکنند؟ از وزن محصول و کیفیتش میزنند و نمونههایی که ارائه میشود تقلبی است تا با ما و شرکایمان برخورد نشود و ما اخراج نشویم؟ به کجا باید گزارش داد که محصول تاریخ گذشته را پاک میکنند و دوباره تاریخ میزنند؟ یا اینکه رب بیکیفیت را میخرند؟ لوبیای آفتزده میخرند همزمان با دستکاری در گزارشهای مالی و فرار از مالیات و کمتردن حق بیمه که باعث میشود با همان کسرها خدمات درمانی پرسنل هم از دست برود؟ کجا باید فریاد زد که آب بهطور بیحد و حصر از چاه برداشت میشود؟ سیستم تصفیه آب فقط یک حوضچه است و فاضلاب مستقیم وارد محیط زیست میشود؟ کارخانه سیستم ارت ندارد ولی سندسازی میشود تا فعال نشان داده شود؟ به کجا باید گزارش داد که حقوق پرسنل با مواد اولیه خرید میشود و محصول تولیدی با پول آنها به ازای هر ماه دیرکرد، ۵ درصد سود از مشتری دریافت میشود، اما همان پول دو ماه قبل با تاخیر دو ماهه به حساب پرسنل و در بهترین حالت با هزار غیرت پرداخت میشود؟ کجا باید شکایت کنم که مالک کارخانه بخیل است و نمیتواند رشد هیچ کس جز خودش را ببیند، حتی اگر رشد او باعث پیشرفت چند برابر کسبوکارش شود؟ کاش یکی پیدا میشد و اسناد همه اینها را از من میخواست و پیگیری میکرد تا برای یکبار هم که شده یک کارفرما را به جایگاهش بنشاند.
با شگفتی از طریق این سایت با مدیران ۲۱ آشنا شدم و تصمیم گرفتم درباره سابقه همکاری بدر هم جستجویی انجام دهم. خیلی کنجکاو بودم بدانم دوستانی که تجربههایشان را درباره ۲۱ نوشتهاند، از کدام شرکتها بودهاند چون دقیقا همان تجربیاتی را ما نیز در بدر تجربه کردیم. در ابتدا چندان به نظرات ما توجهی نمیکردند، اما به مرور متوجه شدند که ارزش تجربههای مختلف را نباید نادیده گرفتند.
با اومدن ****** پای یه سری ادم بی فرهنگ و بی بته از بانک ملت با فرغون به سداد باز شده. ****** یه ادم به تمام معنا لوسه که وواحد فنی رو به خاک سیاه نشونده . یه بچه بی مصرف هم به اسم ****** 🤣 که فقط بلده پاچه توسعه رو بگیره و پروژه های بیمصرف و گلواژه رو تعریف میکنه . فنی بلبشوئه بطور کامل. ****** همه چیز فنی رو توی مشت گرفته. دیگه خبری از پاداش ها نیست . سشنبه ها هم تا نصفه شب جلسه پاچه خاری و تملق گویی جنابان اجرا میشه! سداد باید زودتر با ****** به شرایط نرمال برگرده. بانک ملی اینقدر بی چاره شده که یه مشت ادم برگشتی پر حاشیه و خلافکار رو از ملت اورده 🤬
تعطیلات پروژههای این شرکت به شکل نامعلوم و آشفته پیش میرفت و تقریبا مثل اینکه چند نفر دانشجوی تازهکار، کارها را دستپاچه انجام داده باشند. حقوق هم با تاخیرهای جدی پرداخت میشود و این تأخیرها به ماههای آینده میکشند؛ به طوری که زندگیام را نمیشد به درستی برنامهریزی کرد و پرداخت بیمه هم با حقوق واقعی من همسو نبود. در این محیط، هیچ ارزشی به عنوان یک برنامهنویس نمیدیدم. همکاری با همتیمیهای جونیور که تصور میکردند حرفهای هستند سخت بود، چون خیلی از آنها در شرکت زیاد دیده میشدند. اضافهکاری واضحی وجود نداشت.
به شکلی که به راحتی قابل اعتماد بودن شرکت را زیر سئوال میبرد مطرح میکنم؛ اما واقعا باید بگویم که چند نکته مثبت هم وجود داشت: محیط کار دوستانه و جمعبندی هوشمند تیم توسعه نرمافزار از لحاظ اعضا به چشم میخورد. از طرفی مدیریت شرکت در پرداخت حقالزحمه و وعدههایشان بهاندازه کافی پایدار نبود و اغلب قولها به اجرا نمیرسید. بهطور کلی انگیزهام را برای اعتماد کردن هم از دست دادم و گاهی به نظر میرسید برخی از نظرات درجاهای دیگر هم با واقعیت همخوانی ندارد.
از طرق بخش حقوقی باسلام درخصوص نطق هایی که در صفحه های مختلف متعلق به شرکت دیجی آلفا علیه این شرکت و مدیریت عاملی محترم جناب دکتر حبیب الهی مطرح کردید چند نکته حائز اهمیت است: 1.تمامی قراردادها بررسی شد که در هیچیک، با نام هایی که شما در سایت ها ادعای واهی علیه شرکت دیجی آلفا مطرح کردید قراردادی منعقد نشده و این امر واهی حاکی از آن است که عناد و دشمنی شما با شرکت دیجی آلفا یا ناشی از رقیب بودن است و یا به جهت زیاده خواهی و درخواست و توقعی است که فراتر از قرارداد بوده است. ولی اینکه شخص یا اشخاصی با نام های واهی، ادعاهایی واهی و بی پایه علیه شرکت دیجی آلفا و بدون هیچگونه وجاهت قانونی مطرح میکنند کاملا مشخص است که دنبال چه هدف خصمانه ای هستند و البته هیچ سودی برایتان نخواهد داشت و ضرری هم متوجه شرکت دیجی آلفا نخواهد شد زیرا که مشتری مداری و رضایتمندی مشتریان محترم هدف اصلی ماست. 2.فارغ از اینکه منشور اخلاقی و اولویت و هدف مدیریت محترم و تیم شرکت دیجی آلفا رضایتمندی مشتریان محترم که کارآفرینان کشور محسوب می شوند بوده است، چنانچه شما طرف قرارداد با شرکت دیجی آلفا بوده اید و با مشکلی مواجه هستید چرا دقیقا و صریحا مشکل خود را مطرح نمیکنید تا واقعیت مشخص و معین شود و ایضا ادعای شما هم مشخص شود واقعی است یا واهی است؟ 3.قوه قضاییه مرجع تظلم خواهی است و هر شخصی می تواند از طریق مرجع قضایی تظلم خواهی کند، اما اینکه وی محق است یا خیر منوط به صدور رای قطعی از سوی مرجع قضایی است و نیز چنانچه شخصی ادعایی علیه شخص دیگری اعم از حقیقی و حقوقی در اذهان عمومی مطرح کند، مصداق نشر اکاذیب و توهین و افتراء می باشد، چه اینکه آن ادعا هم واهی و با سوء نیت و با هدف خدشه وارد کردن به حیثیت و اعتبار شخص بزه دیده گردد. با عنایت به موارد پیش گفته، همواره به جهت حفظ حقوق مشتریان محترم از هرگونه انتقاد و پیشنهاد استقبال میکنیم و هرگونه اشکالی را در اولین و سریع ترین زمان ممکن رفع و رجوع خواهیم کرد. اما این حق را برای خود قائل هستیم که هجمه های ناجوانمردانه و توأم با سوء نیت و حسادت را که اخیرا توسط اشخاص ناشناس طراحی شده، از طریق قانونی پیگیری کنیم تا دیگر اینطور اتهامات واهی و بی اساس که با هدف تخریب است را شاهد نباشیم. مدیریت حقوقی دیجی آلفا
واقعا بدترین تجربه کاریم بود مدیر عامل و قائم مقام مدیرعامل تمام عقده های زندگیشون رو سر کارمندانشان خالی میکنن کسی که اینجا داره خوب تعریف میکنه حتما براش سود داشته کارمند رو با بی وجدانی تمام اخراج میکنن و حق حقوقشون بهشون نمیدن بی احترامی هایی که دوتا برادر به آدما میکنن و شخصیت آدمارو زیر سوال میبرن، کارهای شلخته و بی نظم با نظر مدیرهای بی سوادی که چندین سال اونجا کار میکنن، استرس، نگرانی اینا تنها چیزایی که با اسم آروا میشهص به یاد آورد
نامحترمی از منابع انسانی اومدن و در طرفداری از شرکت کامنت گذاشتند که واقعا خنده داره البته که کاملا مشخصه ****** شرکت در تلاش برای لاپوشونی حقیقت هستند اما ****** بشه. ******200 نفر آدم رو به خاطر سه ساعت کار پنجشنبه می کشونه شرکت اونوقت برای توجیه کار میگه مرخصیش نصفه حساب میشه تازه اگرم همونم بدن بهتون بعد از 250 تا امضا!!! والا حکایت ****** سیگار کشیدن توی پشت بووم ساختمون خراب و ناایمنشو به عنوان مزیت عرضه می کنه بهتون که البته اونجا ام دوربین داره. "به نظرتون کسی نخواد جایی کار کنه میشه به زور نگه دارنش؟ " این سوال رو مطرح کردن و باید بگم بله بنده دو سال آزگار رو به زور و اجبار اونجا نگه داشتن و تماما برای استعفا تهدید می شدم و وکیل ****** که اون پشت نشسته ام برامون آش هزار جور می پخت که خودتو از ساختمون بنداز پایین ولی استعفا نده!! ****** من نیومدم اینجا که کامنت بذارم و مردم بفهمن چه شرکتی فاجعه ای داری فقط اومدم بگم بهت که داری می بینی همه آگاهن که چه آدم حرومزاده و دزدی هستی که مثل دیکتاتور تمام کارکنای اونجارو داری استثمار می کنی من هدفم ازین کامنت به صورت شفاف تخریبه نه چیز دیگه مثل کاری که با من توی اون شرکت کردید. این ****** مانیتورینگ و امنیت رو هم بلد نیست اومده داره نظر میده راجع به مسائل تخصصی دقیقا مثل عزل و نصب هایی که توی شرکت انجام میشه و اون ****** منابع انسانی!!! واقعا جوک ساله این. اون آدم حتی آداب معاشرت با هم خونه ایش رو هم بلد نیست اما باید مدیر یک سری انسان باشه و بهشون مسائل معاشرتی رو گوش زد کنه!!! دوست من ****** جای ایشون مطمئن باش دیگه نیازی نیست هر روز و هر روز آگهی استخدام بزنی تا آدما از دست اون ****** فرار کنن. تازه کاری رو استخدام می کنن و بیچاره به هوای آموزش و ورود به بازار کار وارد شرکت میشه اما آرامش تا جایی برقراه که قرارداد رو ننوشتن باهاتون و کافیه امضا کنید تا شروع کنن سرک کشیدن توی زندگیتون، نوع کار کردنتون، لباس پوشیدنتون، کسر از حقوق، دعواهای هر روزه عربده های خروجی از اتاق مدیر که ****** میدن، چک شدن دائمی توسط دوربین، نکنه یه وقت با بغلیت حرف بزنی!!! خرابی هر روزه دست شویی و پیچیدن بو****** در ساختمان، چرا مرخصی میخوای؟ کجا میخوای بری؟ می خوام برم ****** مشکلی داری؟؟؟ کافیه یا بیشتر بگم برات؟
پرشیا خودرو ی دورهمی هست همه رد تعدیل میکنن جز فامیلها و دوستای مالک که حقیقت هست. هیچ کاری نداره شرکت و فقط از سیستم بانکی پول میگیره تو جاهای دیگه سرمایه گذاری میکنه قراردادها ۱ ماهه نهایت ۲ ماهه هست. امنیت شغلی ۰ ارتقا ۰ انگیزه ۰ محیط کاملا افسرده و ناامیدکننده
مدت ۱۲ سال در بخش جذب شیر کاله کار کردم. عدم احترام و توجه به نیاز کارمندان به شدت لمس میشد.پارتی بازی در استخدام دوستان و خویشاوندان با سمت و حقوق بالا و عدم امکان پیشرفت با دلسردی پرسنل شده بود. پایین بودن حقوق نسبت به سایر واحد نرخ خروج پرسنل،دلسردی پرسنل و تخلفات را به شدت بالا برده بود. مدیرت سنتی و منسوخ بابت استفاده از مدیران مسن و یا جوان صرفا بله قربان گو. شرکت کاله صرفا یک شرکت مناسب جهت رزومه سازی طی یک تا دو سال می باشد و بیشتر ماندن جز دلسردی درجا زدن و مشکلات مالی دستاوردی ندارد.
داناپرداز دوست داره با یه اتاق بازی، یه فان تایم مثلا بگه منم به روزم و حواسم به تیمم هسن ولی هم منی که اونجا ماه ها کار کردم و هم خودشون میدونن همه اینا فقط برای فرار از حقیقت سمی بودن کار در داناپردازه. هیشکی اونا حالش خوب نیست، بگم که همه از سر ناچاری و برای تجربه جمع کردن دارن تحمل میکنن. من نزدیک دو سال اونجا بودم ندیدم یه تولد جشن بگیرن، ندیدم یه بسته هدیه به نیروهایشان بدم، جالبه که تو سایت های کاریابیشون از مزایا میگن ولی در عمل چیزی وجود نداره. همش دنبال ارزون ترین هان حتی نیروی کار و بخاطر همینه که بعد این همه سال نه تو شرکتهای رقیبشون کسی قبولشون داره نه مشتری آنچنانی اونجا مسئله زیاد داره از مدیران میانی بیمار و بی سواد بگیر تا مدیر عامل عصبی و بد اخلاقش من با سخت ترین ها اونجا کنار اومدم و خوشحالم الان جای خوبی دارم کار میکنم ولی هنوز حال بدم از داناپرداز بعد این همه مدت خوب نشده
محیط بسیار سمی مدیرعامل و پسرش پول پرست نظارت پی در پی و مداوم برنامه نویسان سطح پایین و آماتور. محصولات بی کیفیت و قطعات دست دوم به جای نو. مدیرعامل و پسرش با دانش پایین و ادعای بالا. حاشیه سازی عمدی به درخواست مدیر عامل. حقوق کم. عدم پرداخت سنوات. عدم امکان پیشرفت. شرکت کوچک. پاچه خواری که از علاقه مندیهای مدیرعامل هست توی نظرها نمونه پاچه خواری اورده شده طرف دوستش رو خراب میکنه و اسمش رو میاره و شرکت زیر پله ایی که هیچ حسنی نداره رو با شرکت نفت مقایسه می کنه که پاچه خواری کرده باشه که البته شاید کار مدیرعامل یا پسرش بوده هیچ هم ازشون بعید نیست و هرکار کثیفی از دستشون بر میاد. اگر می خواید دچار افسردگی حاد بشید درجا بزنید،دچار وجدان کثیف بشید،درکل وارد دوران سیاه زندگیتون بشید برید اونجا استخدام بشید. انسانیت در ساختار مدیریت اونجا تعریف نشده. مخصوصا برای خانم ها اونجا اصلا محیط مناسبی نیست.
شرکت گروه نرم افزار پیوست را تجربه کردم و در شرح حالم میخواهم از روندی بگویم که بیش از هر چیز روی روحیه و انگیزه من اثر گذاشت. با وجود ظاهری منظم از نظر اخلاقهای مدیران، رفتارهای سمی و تحقیرآمیز به شکل مداوم به چشم میخورد و گاه احساس میکنم آنها خودشان هم از این ویژگیها بیاطلاعاند. این موضوع فقط یک نمونه نیست و در طول سالها همکاری با آنها تبدیل به یک ویژگی شخصیتی شده است؛ اغلب مقاومت میکنند تا تغییرات را بپذیرند و فرضیاتی که دارند را تنها مسیر امن خود میدانند تا از کشمکش خارج نشوند. روی دیگر ماجرا این است که برای رضایت فردی و سلامت سازمانی هیچ تلاشی دیده نمیشود و نارضایتیها یا نابسامانیها با برخوردهای غیرحرفهای پاسخ داده میشود که در بهترین حالت احساس بیارزشی را منتقل میکند. همچنین اینجا جایی برای رشد سازمانی و تفکرات بنیادی وجود ندارد و همه چیز به تصمیمات کوتاهمدت گره میخورد؛ البته این وضعیت برای بسیاری از ما که ایرانچیستیم چیز عجیبی نیست. نکته دیگری که چشم من را گرفت، بیمیلی به تخصص و واگذار نکردن امور به متخصصان است و بیاهمیت دانستن بهروزرسانیها و استانداردهای تازه؛ این معنا میتواند در درازمدت به ضرر فرد منجر شود، چرا که سالها در پیوست میمانید و بعد برای پیوستن به شرکت دیگر با موانعی روبهرو میشوید. خود پیوست هم با چالشهایی روبهرو است کهروحیه را از کار میگیرد و میل به ترک را در افراد افزایش میدهد. هیچ طرح یا پلنی برای رشد و پیشرفت وجود ندارد و معمولا افراد رها میشوند تا توسط همان تفکر کوتاهمدت آسیب ببینند. نمیتوان گفت که همه تقصیرها از یک جای واحد است، چون کسبوکارها به صورت اخلاقی فرهنگ خودشان رفتار میکنند؛ اما پیوست هم در این موضوع کوتاهیهایی داشته و بیتردید به گردن خودش است. در بخشهایی از فضای پیوست، نشانههایی از احتکار تخصص و دانش و استخراج تجربه به صورت عمده دیده میشود. جدا از اینها، موقعیت فیزیکی شرکت به دسترسی مناسب به حملونقل عمومی محدود است و مثل خیلی از نقاط اداری-تجاری تهران، جمعیت و شلوغی آن منطقه را نمیتوان نادیده گرفت. رفتوآمد با خودرو شخصی هم به دلیل ترافیک منطقه بحرانزاست و باید در نظر گرفته شود. در پایان باید بگویم اگر برای رشد و پیشرفت و خوشبختی خود برنامه دارید و قصد دارید در بلندمدت زندگیای با رضایت بسازید، احتمالا فرصتهای این شرکت برای تحقق آن فراهم نیست.
در ابتدای کار حقوقم را به درستی وعده نمیدادند و پس از گذشت ماهی کار سخت، تنها مبلغی ناگفته و ناچیز به من پرداخت شد. از همان روز اول، با وجود تلاش زیاد، هر بار که به دنبال رسیدن به حقم بودم، مدیر فروشگاه به من پاسخ نمیداد یا پاسخی مبهم میداد. مدیر منطقه هم از جانب فروشگاهها برای منابع مختلف فشار میآورد و به نظر میرسید که همه چیز فقط با اخطارها و وعدههای بیپایان ادامه دارد. با وجود این که در بخشهای قصابی، انبار و مسئولیتهای متعدد کار سنگین را انجام میدادم، گاه فشارها به اندازهای بود که تحملش برایم سخت میشد. در نهایت هیچ توضیحی برای خروج من ارائه نشد و پس از مدت زمانی کار در آن مجموعه، بدون اینکه دلیل مشخصی بیان شود، اخراج شدم. هیچگاه پاسخی درباره دلیل اخراج یا صراحت در گفتوگو با من داده نشد.
من احساس میکنم مدیرعامل از کارآمدی لازم برخوردار نیست و این موضوع را سالها تجربه کردهام. به نظرم قائممقام فعلا توان اداره را نداشته و رفتارهای غیرمنصفانه، بینظمی و باندبازی در بخشهای مختلف وجود دارد که باعث افت عملکرد شده است. از آغاز با ورود اتوماسیون، مشکلاتی به گروههای ما هم سرایت کرده و دیگر شرایط مطلوب نیست. سوال دارم چرا جلوی این روندها گرفته نمیشود؟ چرا با برخی از مدیران یا نیروهای منفی برخورد جدی نمیشود؟ چرا با نیروهای قدیمی یا سمی برخورد لازم انجام نمیشود؟ چند گزارش باید بیاید تا تصمیمی گرفته شود؟ چرا با روابط خارج از ضابطه برای افزایش حقوق یا دستکاری آمار مقابله نمیشود؟ ظلمهایی که مشاهده میکنم روشن است و به نظر میرسد تداوم آنها باعث خستگی شدید ما شده است.
در وب وان کار میکنم و توضیح میدم که کجا اتفاقات ناخوشایندی رخ میداد. کار به عنوان کارشناس فروش خیلی روشن نیست و مدام تغییر میکند، حقوق هم به بدترین شکل ممکن پرداخت میشود و تقسیم حقوق به چند پارت انجام میشود؛ به طوری که برنامهریزی مالی هم به شدت محدود میشود. ورود و خروج همواره تغییر میکند و اضافهکاری با رقم مشخصی محاسبه نمیشود، اما اگر بحث کسری پیش بیاید هر ثانیه تأخیر پاداشی دوبلهوار محسوب میشود. بازرسیها هم بیش از حد وجود دارد و یکی از همکاران به صورت لحظهای زمان صرف غذا، رفتن به سرویس بهداشتی یا کارهای دیگر را به مدیر گزارش میدهد. مدیر از شوخیهای کلامی و فیزیکی با زنها استفاده میکند و حد و حدودش را به درستی نمیشناسد. مرخصی و تعطیلی برای تازهکارها عملا معنا ندارد؛ نه تنها مدیر اجازه نمیدهد بلکه سرپرست هم در این مورد کمکی نمیکند و تا رسیدن به یکسال کارکردن، مرخصی نمیتواند گرفنه شود. روند افزایش حقوق بهطور رسمی پیگیری نمیشود و گاهی بعد از یک یا دو سال هم اتفاقی نمیافتد. در پرداخت پورسانا و عیدی و سنوات هم مشکلات زیادی وجود دارد؛ در پایان سال کامل تسویه نمیشود و چند میلیون از حقوق نگه میدارند و سال بعد در اردیبهشت یا خرداد پرداخت میکنند (در بهترین حالت!). قرارداد سال جدید هم معمولا چند ماه از سال سپری میشود تا بسته شود. اگر بخواهید کلا از آنجا جدا شوید، تسویه حساب معمولا به سختی انجام میشود و پاسخگویی کمتر وجود دارد؛ معمولا حداقل چهار تا پنج ماه درگیر میشوید و در نهایت باید به صورت غیرمعمولی پولتان را بگیرید.
به عنوان کارشناس فروش وارد مجموعه شدم و بعد از دو مصاحبه به کارگیری رسیدم. مدت کوتاهی اما قابل توجهی در این شرکت خصوصی فعال در تولید بلوک سبک سیمانی سپری شد و به بازتاب مشکلات درونسازمانی پی بردم. مدیر فروش و مدیرعامل این مجموعه را به نوعی از هم متمایز میدانند که گاه رفتارهایشان با همکاران داخلی چندان جالب نیست و ارزشی برای کارمند قائل نمیشوند. در زمان ورود، انتظار فروش آنی و اصلاحی شبهعلمی از افراد میرفت که بدون کیفیت مناسب محصول و با چالشهایی در رقابت با برندهای همدست، به پروژههای ساختمانی ارسال میشدند و عملا ارزش چندانی برای پروژهها قائل نبودند. این روند باعث مشکلاتی در شناسایی پروژهها و رایزنی با کارگران افغان و مهندسان پروژههای ناتمام میشد که در نهایت ناامیدی و دلسردی ایجاد میکرد. در این محیط، هیچ بخشی به توسعهی دانش یا آیندهی حرفهای من اضافه نمیشد و چه بهعنوان کارشناس فروش تلفنی و چه بهعنوان بازاریاب میدانی در پروژههای ساختمانی، اعتبار فعالیتها کم بود. فشار کاری بالا، بیثباتی و تصمیمات ناگهانی مدیریتی موجب استرس و انرژی قابل توجهی میشد و نتیجهای جز رضایت کمتر برای من بههمراه نداشت؛ از این رو پیشنهاد ادامه کار برایم چندان منطقی نبود.
تجربه من از همکاری با آی تی ساز به عنوان طراح محصول یک تجربه تلخ و ناامیدکننده بود. سه ماه اول برای دورهی آزمایشی بیمه رد نمیشد و پس از آن هم بخشهای مختلف وزارت کار با وجود قرارداد، از دادن قرارداد خودداری میکردند. سفته را بازنمیگردانند، تسویه انجام نمیشود و سنوات هم پرداخت نمیگردد. جایی که افراد با پشتوانههای غیرمرتبط وارد شرکت میشوند و با سوءاستفاده از رابطهها، به شکل غیرمنصفانهای به کارآفرینی یا تأسیس شرکت میرسند. یکی از اعضا با ادعاهای بلندپروازانه درباره جایگاهش در وزارتخانه، به نحوی شیوهای را بیان میکرد که پشتم به وزیر گرمه و سنوات را نمیدهم. در کل رفتار جمعی شرکت، همکاران را افرادی ناکارآمد و غیرحرفهای نشان میداد و فضای کار را ناخوشایند میکرد. بعد از ترک شرکت، به صورت قانونی اقدام کردم: هم سنوات را گرفتم، هم سفته را پس دادم و با شکایت خیانت در امانت، و همچنین با رای اداره کار مبنی بر رد بیمه در سه ماه اول، نتیجه را بهدست آوردم و جریمهای برای مجموعه اعمال شد. این تجربه نشان داد که فضای کاری آنجا برای من بدترین گزینه بود و افراد موجود در آن ناخواسته یا به دلایلی از اخلاق حرفهای کاملا فاصله داشتند.
شركت خوبيه فقط مدير فروش و پشتيبانيش عصبيه و همش سر كارمنداش داد مي كشه،برعكس واحد انفورمانيكش مدير هاي خيلي با سوادي داره،به نظرم همه واحداش جز پشتيباني و فروش اكين
مدير پشتيباني و فروش فقط تيم جمع مي كنه متاسفم بره صاحب مجوعه،شركت خيلي كثيفيه اگه مي خوايد با آيندتون بازي كنيد حتما بريد طرفه نگار،شركت خوبي بود ولي خرابش كردن
برای من همیشه این سوال بود که وقتی شرکتی مثل آدلی یا شکوه طعام وارنا گلدن استار وظایفش را نسبت به پرسنل، مشتریان و جامعه درست انجام نمیدهد، به کجا میتوان گزارشش کرد؟ کجا باید بگوییم که مدیریت این مجموعه از پرسنل تعهد کتبی برای عدم ترک کار میگیرد، سفته میگیرد، حقوق را به صورت دو بخش پرداخت میکند و با تاخیری دو ماهه بیمه را کمتراز آنچه لازم است رد میکند و پشت لیست و توافقش را نادیده میگیرد، تا انصاف حقوقی افراد در این مجموعه رعایت نشود؟ به کجا باید اطلاع بدهیم تا مشتریان بدانند کالای تولیدی بیکیفیته است و برندشان را خدشهدار نکنند؟ از وزن محصول و کیفیتش میزنند و نمونههایی که ارائه میشود تقلبی است تا با ما و شرکایمان برخورد نشود و ما اخراج نشویم؟ به کجا باید گزارش داد که محصول تاریخ گذشته را پاک میکنند و دوباره تاریخ میزنند؟ یا اینکه رب بیکیفیت را میخرند؟ لوبیای آفتزده میخرند همزمان با دستکاری در گزارشهای مالی و فرار از مالیات و کمتردن حق بیمه که باعث میشود با همان کسرها خدمات درمانی پرسنل هم از دست برود؟ کجا باید فریاد زد که آب بهطور بیحد و حصر از چاه برداشت میشود؟ سیستم تصفیه آب فقط یک حوضچه است و فاضلاب مستقیم وارد محیط زیست میشود؟ کارخانه سیستم ارت ندارد ولی سندسازی میشود تا فعال نشان داده شود؟ به کجا باید گزارش داد که حقوق پرسنل با مواد اولیه خرید میشود و محصول تولیدی با پول آنها به ازای هر ماه دیرکرد، ۵ درصد سود از مشتری دریافت میشود، اما همان پول دو ماه قبل با تاخیر دو ماهه به حساب پرسنل و در بهترین حالت با هزار غیرت پرداخت میشود؟ کجا باید شکایت کنم که مالک کارخانه بخیل است و نمیتواند رشد هیچ کس جز خودش را ببیند، حتی اگر رشد او باعث پیشرفت چند برابر کسبوکارش شود؟ کاش یکی پیدا میشد و اسناد همه اینها را از من میخواست و پیگیری میکرد تا برای یکبار هم که شده یک کارفرما را به جایگاهش بنشاند.
با شگفتی از طریق این سایت با مدیران ۲۱ آشنا شدم و تصمیم گرفتم درباره سابقه همکاری بدر هم جستجویی انجام دهم. خیلی کنجکاو بودم بدانم دوستانی که تجربههایشان را درباره ۲۱ نوشتهاند، از کدام شرکتها بودهاند چون دقیقا همان تجربیاتی را ما نیز در بدر تجربه کردیم. در ابتدا چندان به نظرات ما توجهی نمیکردند، اما به مرور متوجه شدند که ارزش تجربههای مختلف را نباید نادیده گرفتند.
با اومدن ****** پای یه سری ادم بی فرهنگ و بی بته از بانک ملت با فرغون به سداد باز شده. ****** یه ادم به تمام معنا لوسه که وواحد فنی رو به خاک سیاه نشونده . یه بچه بی مصرف هم به اسم ****** 🤣 که فقط بلده پاچه توسعه رو بگیره و پروژه های بیمصرف و گلواژه رو تعریف میکنه . فنی بلبشوئه بطور کامل. ****** همه چیز فنی رو توی مشت گرفته. دیگه خبری از پاداش ها نیست . سشنبه ها هم تا نصفه شب جلسه پاچه خاری و تملق گویی جنابان اجرا میشه! سداد باید زودتر با ****** به شرایط نرمال برگرده. بانک ملی اینقدر بی چاره شده که یه مشت ادم برگشتی پر حاشیه و خلافکار رو از ملت اورده 🤬
تعطیلات پروژههای این شرکت به شکل نامعلوم و آشفته پیش میرفت و تقریبا مثل اینکه چند نفر دانشجوی تازهکار، کارها را دستپاچه انجام داده باشند. حقوق هم با تاخیرهای جدی پرداخت میشود و این تأخیرها به ماههای آینده میکشند؛ به طوری که زندگیام را نمیشد به درستی برنامهریزی کرد و پرداخت بیمه هم با حقوق واقعی من همسو نبود. در این محیط، هیچ ارزشی به عنوان یک برنامهنویس نمیدیدم. همکاری با همتیمیهای جونیور که تصور میکردند حرفهای هستند سخت بود، چون خیلی از آنها در شرکت زیاد دیده میشدند. اضافهکاری واضحی وجود نداشت.
به شکلی که به راحتی قابل اعتماد بودن شرکت را زیر سئوال میبرد مطرح میکنم؛ اما واقعا باید بگویم که چند نکته مثبت هم وجود داشت: محیط کار دوستانه و جمعبندی هوشمند تیم توسعه نرمافزار از لحاظ اعضا به چشم میخورد. از طرفی مدیریت شرکت در پرداخت حقالزحمه و وعدههایشان بهاندازه کافی پایدار نبود و اغلب قولها به اجرا نمیرسید. بهطور کلی انگیزهام را برای اعتماد کردن هم از دست دادم و گاهی به نظر میرسید برخی از نظرات درجاهای دیگر هم با واقعیت همخوانی ندارد.
از طرق بخش حقوقی باسلام درخصوص نطق هایی که در صفحه های مختلف متعلق به شرکت دیجی آلفا علیه این شرکت و مدیریت عاملی محترم جناب دکتر حبیب الهی مطرح کردید چند نکته حائز اهمیت است: 1.تمامی قراردادها بررسی شد که در هیچیک، با نام هایی که شما در سایت ها ادعای واهی علیه شرکت دیجی آلفا مطرح کردید قراردادی منعقد نشده و این امر واهی حاکی از آن است که عناد و دشمنی شما با شرکت دیجی آلفا یا ناشی از رقیب بودن است و یا به جهت زیاده خواهی و درخواست و توقعی است که فراتر از قرارداد بوده است. ولی اینکه شخص یا اشخاصی با نام های واهی، ادعاهایی واهی و بی پایه علیه شرکت دیجی آلفا و بدون هیچگونه وجاهت قانونی مطرح میکنند کاملا مشخص است که دنبال چه هدف خصمانه ای هستند و البته هیچ سودی برایتان نخواهد داشت و ضرری هم متوجه شرکت دیجی آلفا نخواهد شد زیرا که مشتری مداری و رضایتمندی مشتریان محترم هدف اصلی ماست. 2.فارغ از اینکه منشور اخلاقی و اولویت و هدف مدیریت محترم و تیم شرکت دیجی آلفا رضایتمندی مشتریان محترم که کارآفرینان کشور محسوب می شوند بوده است، چنانچه شما طرف قرارداد با شرکت دیجی آلفا بوده اید و با مشکلی مواجه هستید چرا دقیقا و صریحا مشکل خود را مطرح نمیکنید تا واقعیت مشخص و معین شود و ایضا ادعای شما هم مشخص شود واقعی است یا واهی است؟ 3.قوه قضاییه مرجع تظلم خواهی است و هر شخصی می تواند از طریق مرجع قضایی تظلم خواهی کند، اما اینکه وی محق است یا خیر منوط به صدور رای قطعی از سوی مرجع قضایی است و نیز چنانچه شخصی ادعایی علیه شخص دیگری اعم از حقیقی و حقوقی در اذهان عمومی مطرح کند، مصداق نشر اکاذیب و توهین و افتراء می باشد، چه اینکه آن ادعا هم واهی و با سوء نیت و با هدف خدشه وارد کردن به حیثیت و اعتبار شخص بزه دیده گردد. با عنایت به موارد پیش گفته، همواره به جهت حفظ حقوق مشتریان محترم از هرگونه انتقاد و پیشنهاد استقبال میکنیم و هرگونه اشکالی را در اولین و سریع ترین زمان ممکن رفع و رجوع خواهیم کرد. اما این حق را برای خود قائل هستیم که هجمه های ناجوانمردانه و توأم با سوء نیت و حسادت را که اخیرا توسط اشخاص ناشناس طراحی شده، از طریق قانونی پیگیری کنیم تا دیگر اینطور اتهامات واهی و بی اساس که با هدف تخریب است را شاهد نباشیم. مدیریت حقوقی دیجی آلفا
واقعا بدترین تجربه کاریم بود مدیر عامل و قائم مقام مدیرعامل تمام عقده های زندگیشون رو سر کارمندانشان خالی میکنن کسی که اینجا داره خوب تعریف میکنه حتما براش سود داشته کارمند رو با بی وجدانی تمام اخراج میکنن و حق حقوقشون بهشون نمیدن بی احترامی هایی که دوتا برادر به آدما میکنن و شخصیت آدمارو زیر سوال میبرن، کارهای شلخته و بی نظم با نظر مدیرهای بی سوادی که چندین سال اونجا کار میکنن، استرس، نگرانی اینا تنها چیزایی که با اسم آروا میشهص به یاد آورد
نامحترمی از منابع انسانی اومدن و در طرفداری از شرکت کامنت گذاشتند که واقعا خنده داره البته که کاملا مشخصه ****** شرکت در تلاش برای لاپوشونی حقیقت هستند اما ****** بشه. ******200 نفر آدم رو به خاطر سه ساعت کار پنجشنبه می کشونه شرکت اونوقت برای توجیه کار میگه مرخصیش نصفه حساب میشه تازه اگرم همونم بدن بهتون بعد از 250 تا امضا!!! والا حکایت ****** سیگار کشیدن توی پشت بووم ساختمون خراب و ناایمنشو به عنوان مزیت عرضه می کنه بهتون که البته اونجا ام دوربین داره. "به نظرتون کسی نخواد جایی کار کنه میشه به زور نگه دارنش؟ " این سوال رو مطرح کردن و باید بگم بله بنده دو سال آزگار رو به زور و اجبار اونجا نگه داشتن و تماما برای استعفا تهدید می شدم و وکیل ****** که اون پشت نشسته ام برامون آش هزار جور می پخت که خودتو از ساختمون بنداز پایین ولی استعفا نده!! ****** من نیومدم اینجا که کامنت بذارم و مردم بفهمن چه شرکتی فاجعه ای داری فقط اومدم بگم بهت که داری می بینی همه آگاهن که چه آدم حرومزاده و دزدی هستی که مثل دیکتاتور تمام کارکنای اونجارو داری استثمار می کنی من هدفم ازین کامنت به صورت شفاف تخریبه نه چیز دیگه مثل کاری که با من توی اون شرکت کردید. این ****** مانیتورینگ و امنیت رو هم بلد نیست اومده داره نظر میده راجع به مسائل تخصصی دقیقا مثل عزل و نصب هایی که توی شرکت انجام میشه و اون ****** منابع انسانی!!! واقعا جوک ساله این. اون آدم حتی آداب معاشرت با هم خونه ایش رو هم بلد نیست اما باید مدیر یک سری انسان باشه و بهشون مسائل معاشرتی رو گوش زد کنه!!! دوست من ****** جای ایشون مطمئن باش دیگه نیازی نیست هر روز و هر روز آگهی استخدام بزنی تا آدما از دست اون ****** فرار کنن. تازه کاری رو استخدام می کنن و بیچاره به هوای آموزش و ورود به بازار کار وارد شرکت میشه اما آرامش تا جایی برقراه که قرارداد رو ننوشتن باهاتون و کافیه امضا کنید تا شروع کنن سرک کشیدن توی زندگیتون، نوع کار کردنتون، لباس پوشیدنتون، کسر از حقوق، دعواهای هر روزه عربده های خروجی از اتاق مدیر که ****** میدن، چک شدن دائمی توسط دوربین، نکنه یه وقت با بغلیت حرف بزنی!!! خرابی هر روزه دست شویی و پیچیدن بو****** در ساختمان، چرا مرخصی میخوای؟ کجا میخوای بری؟ می خوام برم ****** مشکلی داری؟؟؟ کافیه یا بیشتر بگم برات؟
پرشیا خودرو ی دورهمی هست همه رد تعدیل میکنن جز فامیلها و دوستای مالک که حقیقت هست. هیچ کاری نداره شرکت و فقط از سیستم بانکی پول میگیره تو جاهای دیگه سرمایه گذاری میکنه قراردادها ۱ ماهه نهایت ۲ ماهه هست. امنیت شغلی ۰ ارتقا ۰ انگیزه ۰ محیط کاملا افسرده و ناامیدکننده
مدت ۱۲ سال در بخش جذب شیر کاله کار کردم. عدم احترام و توجه به نیاز کارمندان به شدت لمس میشد.پارتی بازی در استخدام دوستان و خویشاوندان با سمت و حقوق بالا و عدم امکان پیشرفت با دلسردی پرسنل شده بود. پایین بودن حقوق نسبت به سایر واحد نرخ خروج پرسنل،دلسردی پرسنل و تخلفات را به شدت بالا برده بود. مدیرت سنتی و منسوخ بابت استفاده از مدیران مسن و یا جوان صرفا بله قربان گو. شرکت کاله صرفا یک شرکت مناسب جهت رزومه سازی طی یک تا دو سال می باشد و بیشتر ماندن جز دلسردی درجا زدن و مشکلات مالی دستاوردی ندارد.
داناپرداز دوست داره با یه اتاق بازی، یه فان تایم مثلا بگه منم به روزم و حواسم به تیمم هسن ولی هم منی که اونجا ماه ها کار کردم و هم خودشون میدونن همه اینا فقط برای فرار از حقیقت سمی بودن کار در داناپردازه. هیشکی اونا حالش خوب نیست، بگم که همه از سر ناچاری و برای تجربه جمع کردن دارن تحمل میکنن. من نزدیک دو سال اونجا بودم ندیدم یه تولد جشن بگیرن، ندیدم یه بسته هدیه به نیروهایشان بدم، جالبه که تو سایت های کاریابیشون از مزایا میگن ولی در عمل چیزی وجود نداره. همش دنبال ارزون ترین هان حتی نیروی کار و بخاطر همینه که بعد این همه سال نه تو شرکتهای رقیبشون کسی قبولشون داره نه مشتری آنچنانی اونجا مسئله زیاد داره از مدیران میانی بیمار و بی سواد بگیر تا مدیر عامل عصبی و بد اخلاقش من با سخت ترین ها اونجا کنار اومدم و خوشحالم الان جای خوبی دارم کار میکنم ولی هنوز حال بدم از داناپرداز بعد این همه مدت خوب نشده
محیط بسیار سمی مدیرعامل و پسرش پول پرست نظارت پی در پی و مداوم برنامه نویسان سطح پایین و آماتور. محصولات بی کیفیت و قطعات دست دوم به جای نو. مدیرعامل و پسرش با دانش پایین و ادعای بالا. حاشیه سازی عمدی به درخواست مدیر عامل. حقوق کم. عدم پرداخت سنوات. عدم امکان پیشرفت. شرکت کوچک. پاچه خواری که از علاقه مندیهای مدیرعامل هست توی نظرها نمونه پاچه خواری اورده شده طرف دوستش رو خراب میکنه و اسمش رو میاره و شرکت زیر پله ایی که هیچ حسنی نداره رو با شرکت نفت مقایسه می کنه که پاچه خواری کرده باشه که البته شاید کار مدیرعامل یا پسرش بوده هیچ هم ازشون بعید نیست و هرکار کثیفی از دستشون بر میاد. اگر می خواید دچار افسردگی حاد بشید درجا بزنید،دچار وجدان کثیف بشید،درکل وارد دوران سیاه زندگیتون بشید برید اونجا استخدام بشید. انسانیت در ساختار مدیریت اونجا تعریف نشده. مخصوصا برای خانم ها اونجا اصلا محیط مناسبی نیست.
شرکت گروه نرم افزار پیوست را تجربه کردم و در شرح حالم میخواهم از روندی بگویم که بیش از هر چیز روی روحیه و انگیزه من اثر گذاشت. با وجود ظاهری منظم از نظر اخلاقهای مدیران، رفتارهای سمی و تحقیرآمیز به شکل مداوم به چشم میخورد و گاه احساس میکنم آنها خودشان هم از این ویژگیها بیاطلاعاند. این موضوع فقط یک نمونه نیست و در طول سالها همکاری با آنها تبدیل به یک ویژگی شخصیتی شده است؛ اغلب مقاومت میکنند تا تغییرات را بپذیرند و فرضیاتی که دارند را تنها مسیر امن خود میدانند تا از کشمکش خارج نشوند. روی دیگر ماجرا این است که برای رضایت فردی و سلامت سازمانی هیچ تلاشی دیده نمیشود و نارضایتیها یا نابسامانیها با برخوردهای غیرحرفهای پاسخ داده میشود که در بهترین حالت احساس بیارزشی را منتقل میکند. همچنین اینجا جایی برای رشد سازمانی و تفکرات بنیادی وجود ندارد و همه چیز به تصمیمات کوتاهمدت گره میخورد؛ البته این وضعیت برای بسیاری از ما که ایرانچیستیم چیز عجیبی نیست. نکته دیگری که چشم من را گرفت، بیمیلی به تخصص و واگذار نکردن امور به متخصصان است و بیاهمیت دانستن بهروزرسانیها و استانداردهای تازه؛ این معنا میتواند در درازمدت به ضرر فرد منجر شود، چرا که سالها در پیوست میمانید و بعد برای پیوستن به شرکت دیگر با موانعی روبهرو میشوید. خود پیوست هم با چالشهایی روبهرو است کهروحیه را از کار میگیرد و میل به ترک را در افراد افزایش میدهد. هیچ طرح یا پلنی برای رشد و پیشرفت وجود ندارد و معمولا افراد رها میشوند تا توسط همان تفکر کوتاهمدت آسیب ببینند. نمیتوان گفت که همه تقصیرها از یک جای واحد است، چون کسبوکارها به صورت اخلاقی فرهنگ خودشان رفتار میکنند؛ اما پیوست هم در این موضوع کوتاهیهایی داشته و بیتردید به گردن خودش است. در بخشهایی از فضای پیوست، نشانههایی از احتکار تخصص و دانش و استخراج تجربه به صورت عمده دیده میشود. جدا از اینها، موقعیت فیزیکی شرکت به دسترسی مناسب به حملونقل عمومی محدود است و مثل خیلی از نقاط اداری-تجاری تهران، جمعیت و شلوغی آن منطقه را نمیتوان نادیده گرفت. رفتوآمد با خودرو شخصی هم به دلیل ترافیک منطقه بحرانزاست و باید در نظر گرفته شود. در پایان باید بگویم اگر برای رشد و پیشرفت و خوشبختی خود برنامه دارید و قصد دارید در بلندمدت زندگیای با رضایت بسازید، احتمالا فرصتهای این شرکت برای تحقق آن فراهم نیست.
در ابتدای کار حقوقم را به درستی وعده نمیدادند و پس از گذشت ماهی کار سخت، تنها مبلغی ناگفته و ناچیز به من پرداخت شد. از همان روز اول، با وجود تلاش زیاد، هر بار که به دنبال رسیدن به حقم بودم، مدیر فروشگاه به من پاسخ نمیداد یا پاسخی مبهم میداد. مدیر منطقه هم از جانب فروشگاهها برای منابع مختلف فشار میآورد و به نظر میرسید که همه چیز فقط با اخطارها و وعدههای بیپایان ادامه دارد. با وجود این که در بخشهای قصابی، انبار و مسئولیتهای متعدد کار سنگین را انجام میدادم، گاه فشارها به اندازهای بود که تحملش برایم سخت میشد. در نهایت هیچ توضیحی برای خروج من ارائه نشد و پس از مدت زمانی کار در آن مجموعه، بدون اینکه دلیل مشخصی بیان شود، اخراج شدم. هیچگاه پاسخی درباره دلیل اخراج یا صراحت در گفتوگو با من داده نشد.