مزخرف 3 ماه بنده رو هر روز کشیدن و بردن در نهایت که کلی کد های قبلی رو طبق اون چیزی که می خواستن مرتبط کردم و وقتی در خواست حقوق کردم گفتن شما به درد تیم ما نمی خورین ما نیروی جونیور یا مید لول نمی خوایم ما نیروی سنیور می خوایم البته روز اول میدونستن که بنده جونیور هستم و استخدامم کردن اما بعد از 3 ماه که در خواست حقوق کردم این حرفارو تحویلم دادن سر پرست بخش فرانت اند بشدت آدم غیر حرفه ای هستن
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
حدود شش ماه پیش پا به این مجموعه گذاشتم و از طریق معرفی یکی از دوستان وارد شدم. با وجود نداشتن تجربه و سابقه کاری، پذیرش شدم و فرصت آموزش را همزمان با کار گرفتم. محیط کار واقعا دوستانه و صمیمی است؛ مدیران و همکاران فوقالعادهاند و به خوبی تجربیاتشان را منتقل میکنند و من از آنها چیزهای زیادی یاد گرفتم.
در این شرکت، تجربهام در نقش کارشناس پشتیبانی را با افتخار تعریف میکنم؛ چون باور دارم امتیازاتش به نسبت نقاط ضعفش بسیار فراتر است. محیط کار آن چیزی است که از همه نظر میشود به آن نام کرد: دوستانه، فعال و علمی. به عنوان یک شرکت دانشبنیان، در مدت کوتاهی که فعالیت خود را آغاز کرده، توانسته مسیر قابل توجهی را بپیماید و با کارفرماهای معتبر زیادی همکاری سازندهای شکل بدهد. از همکارانی که شدیدا تخصصی، با اخلاق و پرتلاشاند، کنار هم کار میکنم و این همراهی برایم واقعا لذتبخش است.
در شرکت پارسیا افزار فرااندیشان نوین بودم و داشتن همکاران عالی، همراهی مدیران متمدن و محیطی مهیج برای کار، تجربهای مثبت برای من بود.
به عنوان کارمند این شرکت همیشه احساس میکردم با برخوردی محترمانه روبهرو هستم و توزیع کار به صورت عادلانه انجام میشد. حقوق به موقع پرداخت میشد و از نظر مزایا، همهی حقوق قانونی برایم در نظر گرفته میشد و انعطافپذیری هم بر اساس شرایط زندگی غیرمنتظرهام وجود داشت. از اولین روز حضورم، خودم برای برنامهریزی ساعات کاریام چارچوبی روشن مشخص کرده بودم و خوشحال بودم که مطابق همان طرح ذهنی پیش میرفت. تیم مدیریتی با من همکاری کامل داشت و به اجرای آنچه در ذهنم ساخته بودم، همراهی میکرد.
شرکت پارس فناوران مبتکر بود و من تجربهای در نقش برنامهنویس بکاند داشتم. در اون دوره، حقوق تا پانزدهم هر ماه واریز میشد و پنجشنبهها به طور معمول تعطیل بود. مدیریتی نسبتا خوب داشتند و فضایی آرام و بدون تنش حاکم بود. ساعات ورود و خروج شناور بود و بین هشت و نیم تا نه بود، و ورود پس از ساعت نه جریمه داشت. اضافهکاریها با توجه به ساعات حضور در شرکت محاسبه میشد و اگر اضافهکاری انجام میدادی، سر ماه واریز میشد و برای این کار نیازی به تأیید فرد خاصی نبود. اما معایب هم زیاد بود: فشار کار خیلی بالا بود، و احساس میکردم پیشرفتی در یادگیری وجود ندارد؛ تیم فنی معمولی یا پایینتر از سطح انتظار بود. اگر دنبال یادگیری اصولی و جدید نیستی و دنبال کار با همان چیزهای اولیه که از ابتدا یاد میگیری مدت طولانی کار کنی، جای مناسبی به نظر میرسید. سطح برنامهنویسی خیلی پایین بود، و توسعه روی پروژهها به صورت مستقیم روی سرور اصلی انجام میشد؛ اگر حواست پرت باشد، کار کردن در این محیط خوب نبود. وعدههای زیادی درباره پیشرفت و استفاده از تکنولوژیهای تازه مطرح میشد اما در عمل هیچکدام عملیاتی نمیشد. کوئریزنی و کار با دیتابیس چیزهایی بود که در این شرکت بهطور معمول یاد میگرفتی و بخشهای دیگر لاجیک پروژهها کمتر به درد جای دیگری میخورد. ناهار و خوراکیهای مربوط به اون بخش، به عهده خودمان بود و با صرف زمان کوتاهی حدود بیست دقیقه برای ناهار برنامهریزی میشد. مرخصی هم کمی سخت بود؛ اگر از قبل برای مرخصی اقدام میکردی، ممکن بود در روز آخری تایید نشود یا بدون تکلیف بمانی. فضای پروژهها به دلیل حساسیت کار، تا حدی استرسی بود؛ با این حال اگر مشکلی به وجود میآمد، معمولا کسی دنبال مقصر نبود و سعی میشد مشکل سریعتر حل شود. چند قانون نسبتا مضحک هم وجود داشت که در ابتدا بهطور دقیق بیان نمیشد و با مرور زمان و نقضشدنشان آشنا میشدی. پرداخت بیمه با حقوق دریافتی مطابقت داشت و در دوره من بیمه تکمیلی بهطور کامل وجود نداشت، اما در پایان دوره دنبال امور بیمه تکمیلی هم بودند.
در حال حاضر به عنوان عضوی از مجموعهای که زیر نظر بیمه مرکزی فعالیت میکند، در توسعه و نگهداری سامانههای بیمه مرکزی نقش دارم و مسئول ارتقای آنها هستم. در کل، محیطی با مدیریت قوی و سطح دانش فنی نسبتا متوسط تجربه میشود.
با اینکه حقوق و پاداش به موقع و به شکل منظم واریز میشود، مزایای شرکت شامل سفر سالیانه به مقاصدی مانند مشهد، کیش یا شمال هم در قرعهکشی به پرسنل تعلق میگیرد و بن کارت هم در مناسبتهای مختلف پرداخت میشود. از نظر مدیریتی، جای کار زیادی دارد و نیروها پس از مدت کوتاهی یا فرار میکنند، زیرا ساختار بخش فناوری خیلی قوی نیست و مدیران به نظر دیکتاتور گونه میآیند. به طور تجربهای خودم معتقدم اکثر شرکتها فرصتهایی میدهند، اما مهمترین عامل برای ارتقا، انگیزه و کوشش خود فرد است تا بتواند خودش را پیش ببرد.
به دلیل نبود ویژن مشخص و مدیریت نامناسب از همان ابتدای کار، من با وجود نقدهای فراوان تا شش سال در این شرکت ماندم. با تکیه بر توان فنیام و کار تیم دو نفرهام تصمیم گرفتم با توسعه سیستمهای پشتیبان به بازار عرضه کنیم و از دانش و قابلیتهایمان دفاع کنیم تا فرهنگ تیمی را تقویت کنیم. اما از همان ابتدا روشن بود که شرکت هدف یا مسیر درستی ندارد و مدتی بعد به جای حمایت از تیم توسعه ERP، منابع را به ایدهای دیگر اختصاص دادند و تیم توسعه و پیادهسازی را به حال خود رها کردند. وضعیتهایی تأسفبار در شرکت به چشم میخورد که به وضوح از کمبود مسئولیت راهبردی برای تیمها حکایت داشتند: زمانی که درآمد نبود، هیچ پذیرفتهشدهای برای پاسخگویی وجود نداشت و مسئولیتهای مشخصی پذیرفته نمیشدند. اخراجهای ناگهانی نیز رخ میداد و به نظر میرسید که بعضی از مدیران استقرار و تولید از دانش فنی لازم در حوزه دیتابیس و ERP بیبهره بودند. همچنین اختلاف در پرداختها وجود داشت و تسویهحساب با کارکنان به شکل لجوجانه صورت میگرفت. قراردادها هم امنیت چندانی ندارند؛ مبلغ قرارداد ده تومان بود و هر ماه قرارداد تمدید میشد که این شرایط، امنیت شغلی را برای تیمی که به آینده خود اطمینان ندارد، به شکل قابل توجهی پایین میآورد.
این شرکت را به عنوان محل کار به هیچ وجه پیشنهاد نمیکنم، هرچند برای افراد تازهکار و دنبال تجربهآموزی ممکن است گزینهای باشد که بتوان در آن تجربه کسب کرد. ورود و خروج کارمندها در اینجا به شدت تحت کنترل است و اگر دیر برسید، محاسبه کارکرد شما با کسر و ضربی سنگین انجام میشود. اضافهکاری هم تنها در صورت تأیید چند نفر محاسبه میشود و اگر از نظر مدیران محصول تأیید نشود، حتی اگر کار را انجام داده باشید، زمان شما به هدر رفته است. فضای روابط در شرکت بهشدت خشک است و ترس از مدیرعامل سابق همچنان وجود دارد؛ فقط افرادی که چاپلوسی میکنند به توجه مدیران رسیدهاند و باقی کارکنان بهعنوان کارگران صرف شناخته میشوند که یا تجربه کافی ندارند یا ارشد بودن را حق خود نمیدانند. با وجود تغییر مدیرعامل، هنوز فرهنگ مدیریتی تغییر نکرده و حضور مدیرعامل سابق در محیط شرکت ادامه دارد. پروژهها اغلب بهصورت اضطراری و بدون برنامهریزی دقیق انجام میشوند و ممکن است برای انجام کار مجبور شوید شبانهروز بمانید تا با فشار کمتر و با مدیریت بهتری نتیجه بگیرید، اما اگر کار خوب پیش برود، تشکری خشک و بیروحی دریافت میشود و در صورت بروز مشکل، توهینها شدت میگیرد. تمامی فعالیتها با دوربین زیر نظر است و معیار اینکه میگویند دارید کار میکنید، این است که پشت میز دیده شوید؛ این رویکرد ناشی از تفکر مدیران قبلی است که تصور میکنند همه قصد تقلب دارند و از زیر کار زدن. در چند ماه اخیر اکثر همکاران، چه جدید باشند و چه کهنهکار، از شرکت رفتند و استعفا دادند. نکته مهم این است که اکثر کسانی که شرکت را ترک کردهاند، به شرکتهای بزرگی مانند DigiPay، Snapp و غیره پیوستهاند؛ این نشان میدهد سیاست نگهداشت نیروهای باکیفیت در شرکت خیلی جدی نیست و عمدتا حقوق پایین باقی میماند. افزایش حقوق تنها با تمدید قرارداد اتفاق میافتد و حداکثر تا بیست درصد، در حالی که هزینههای زندگی چند برابر شده است. در صورت نیاز به افزایش حقوق، مذاکرات طولانی میشود و ۱۰۰ تومان به ۱۰۰ تومان اضافه میشود تا به خواستهها برسند. هیچ پاداش یا مزایای جانبی مشخصی وجود ندارد و تنها مزیت ماهانه، حقوق ماهانه بهعلاوه عیدی است. بیمه هم در حداقلها است و اگر به هر دلیلی بخواهند با شما قطع همکاری کنند، ناچار میکنند برگه استعفا امضا کنید تا بعدا نتوانید کاری کنید. در همان ابتدا نیز از شما امضا میگیرند که تمامی حقوق و مزایا دریافت شدهاند، در حالی که چنین کاری معمولا انجام نمیشود و حقوق ماه آخر نیز به تعویق میافتد یا نگه داشته میشود. امید دارم با مدیریت جدید تا حدودی این شرایط تغییر کند، هرچند تا حالا تغییراتی هم صورت گرفته است. قبلا برای دریافت حقوق به اندازهای معادل حقوق یک سالمون به صورت سفته سفید امضا میدادیم؛ اکنون تا حدودی بهتر شده است. من ورود به اینجا را به افراد حرفهای پیشنهاد نمیکنم، اما برای کسانی که تجربه کمی دارند و بهدنبال کارآموزی هستند، به نظر میرسد حامی سیستم نسبتا گزینهی بهتری در میان شرکتهای ایرانی باشد.
شرکت نوآوران شریف تجربهای کاری دلچسب اما پر از عدم قطعیت داشت. مدیران مجموعه به نظر نمیرسیدند چشمانداز روشن و مشخصی برای آینده ارائه بدهند؛ گاهی به نظر میرسید برای سهماه آینده نقشهای کاملا متفاوت وجود دارد. با این حال فضای کار دوستانه بود و حقوق نسبت به بقیه شرکتها منظم و به موقع پرداخت میشد. از سوی دیگر، کار از راه دور همراه با تأخیرهای مکرر بود که گاهی واقعا آزاردهنده میشد.
برای مدت کوتاهی در های مارت کار میکردم و وضع تیم توسعه خیلی آشفته و بینظم بود؛ هر روز با حجم کار بالا و عدم برنامهریزی روبهرو میشدم. مدیر محصول در کار کدنویسی دخالت میکرد و گاه به من میگفت چگونه باید کد بنویسم. شرایط استخدامی شامل سفتهای برابر با پنجاه میلیون به اضافه ضمانت معتبر بود چون این شرکت زیرمجموعهای از یک هولدینگ به نام بوکا محسوب میشد. در پرداختها هم تاخیر زیادی وجود داشت و چون مدت همکاریام محدود بود، با توافقی که داشتیم چیزی دریافت نکردم و دیگر جوابی نگرفتم. در کل، به هیچکس توصیه نمیکنم برای کار به این شرکت فکر کند.
تحول شغلیم در شکوفامنش از ابتدا تا انتها با همان حس پویایی پیش رفت که در خیلی از شرکتهای پخش ندیدهام؛ وقتی وارد شدم با یک فرایند جذب و استخدام که استانداردهای معمول را پاس میکرد، اما آن فضا هم برای کسی که به تغییر عادت دارد کمی چالش داشت. اگر ساکن باشی و تغییر برات سخت باشد، اینجا برای تو مناسب نیست و باید هر روز خودتو نسبت به روز قبل بهتر کنی. نگرش در شرکتهای پخش عموما به سمت فرایندمحوری و سیستممحور بودن کمتر است، اما شکوفا همه اینها را با اصول و چارچوبهای مشخصی اجرا میکند.
در واحد پشتیبانی سایت، من به همراه تیم مسئولیت مدیریت و نگهداری سایت را بر عهده دارم. تیم ما شامل رایان، طراح و گرافیست و همچنین تولیدکننده محتوا میشود. این مجموعه به طور کامل در اختیار ماست و ما مسئولیت کلزحی از کارهای مربوط به حضور آنلاین را بر عهده داریم.
در آغاز راهی بودم که هم از نظر فنی و هم از منظر رشد شخصی به من فرصت میداد تا پیشرفت کنم. کار به عنوان برنامه نویس وب در شرکت حساب رایان، تجربهای یکی از چالشبرانگیزترین و در عین حال سازندهترین دورهها برای من بود. من با محیطی رو به جلو و پر از انگیزه روبهرو شدم که هر روز فرصتی برای یادگیری بیشتر فراهم میکرد. through این مدت احساس کردم که هم تواناییهای فنیام رشد میکند و هم در مهارتهای ارتباطی و کار تیمی سطح بالاتری به دست میآورم. این تجربه برای من بهعنوان یک سکوی پرتابی عمل کرد که با نگاه به آینده، به مسیر حرفهایام جهت میبخشد.
فرایند حقوق و دستمزد من بهموقع پرداخت میشود و بین همکاران احترام متقابل وجود دارد، اما نقاط ضعف زیادی هم دیده میشود. از نظر من هیچ فرصت مشخصی برای ارتقای شغلی وجود ندارد و زمینهای برای یادگیری فراهم نیست. عیدی و سنوات به میزان لازم پرداخت نمیشود و زمان استراحت نهار و نماز از ساعات کاری کسر میشود. احساس میکنم کارکنان برای مدیریت شرکت اهمیت کمتری دارند و حقوق و مزایای پایین، جو خشک حاکم و قوانین نسبتا سخت و گاهی غیرمنطقی به لحاظ اداری، از فشارهای اصلی کار هستند.
دو سال تجربه کاربری من در این شرکت را میتوانم چنین توصیف کنم: محیطی که به آموزش و رشد فردی و آیندهی شغلی کارکنان توجه چندانی ندارد و بیشتر در جهت منافع کوتاهمدت مدیران حرکت میکند. از نظر من امنیت شغلی پایین است و فرصتهای پیشرفت علمی و مالی چندان فراهم نمیشود. بهطور کلی در اینجا ضعفهایی از نظر مدیریت و جهتدهی به کارکنان حس میکنم که بر انگیزه و چشمانداز شغلیم اثر منفی میگذارد.
برای مدت پنج ماه به طور تماموقت با این شرکت همکاری داشتم و به دلیل پیش آمدن مشغلهای، مجبور شدم همکاری را کاهش دهم. با ده سال سابقه کار در شرکتهای مختلف، میتوانم بگویم یکی از بهترین جاهایی بوده که تا به حال کار کردهام، دلیلش داشتن منابع انسانی فوقالعاده باهوش و دغدغهمند است؛ هیچ چیزی از نظرشان پنهان نمیشود. دورهای دو هفتهای برای کار فورس وجود داشت که با وجود نبود اجباری بودنش، برخی از همکاران از جمله من داوطلب شبها بیدار میماندیم و کار میکردیم، و پس از یک ماه بابت قدردانی ۴ میلیون به حسابمان واریز شد و توضیح دادند که هرچند جبران زحمات شما کامل نیست، اما قدردانی در حد توان شرکت انجام شد. محیط شرکت خیلی دوستانه است و فرایند مصاحبه به صورت اسکایپی انجام میشد. از فروردین تا همین یکی دو ماه پیش، کار به صورت کامل از راه دور بود. هر سه ماه امکان درخواست افزایش حقوق وجود دارد و با بررسی عملکرد، حقوق را افزایش میدهند؛ من هم درخواست دادم و این افزایش برای من اعمال شد. نقطه ضعف واحدی که به آن اشاره میکنم این است که به دلیل فشارهای مدیریتی، برخی جلسات در روزهای تعطیل مانند جمعهها برگزار میشد و ممکن است تا شش ساعت طول بکشد؛ هرچند قول دادهاند که این روند را اصلاح کنند. در کل در این شرکت به انسان احترام میگذارند و قدر کاری که انجام میدهی را میدانند.
موقعیت من به عنوان برنامهنویس بکاند در دیجی پی بود، شرکتی که زیر مجموعهای از دیجی کالا محسوب میشود. فضای کار با مشکلات مدیریتی جدی و روابط داخلی ناسالم همراه بود، برخلاف تصویری که در روز اول از سوی HR ارائه میشود و به نظر دوستانه میآمد. وجود اختلافات داخلی زیاد است و اکثر همکاران ظرف کمتر از یک سال از شرکت جدا میشوند. حقوق اغلب بهجای بالا بودن فشار کار، با ساعات کار سنگین و نبود روزهای تعطیل توجیه میشود؛ اضافهکاری در ماه به طور معمول محاسبه نمیشود، اما من به طور معمول حدود هشتاد ساعت اضافه کار انجام میدادم. نزدیک به شرکت، پستی از همسر مدیرعامل در تیمهای توسعه وجود دارد و به نوعی دخالت میکند که مخالفت با ایشان در کار تبعاتی به دنبال دارد. بنابراین اگر به خاطر نام دیجی کالا قصد همکاری دارید، به هیچ وجه این کار را نباید انجام دهید. از نظر تکنولوژیک، تیم تا حد زیادی بهروز است. پلتفرم بر پایه جاوا ساخته شده و از معماری میکروسرویس استفاده میکند.
روزهای اولش همه چیز روال عادی و قانونی به نظر میرسید، اما به تدریج فهمیدم که شرایط شرکت به شکل غیرواقعی و سختی اداره میشود. در اینجا خیلی از وعدهها با واقعیت همخوانی ندارد و فضا به سمت عرفی کار استثماری میرود. نخستین نکته این بود که از همان ابتدا گفتند تمام کارها قانونی است و نیازی به کار اضافی نیست، اما در عمل دیدم تعهدات پنهانی و فشارهای غیرقانونی وجود دارد. از کارفرما خواسته میشود سفتههای زیادی بدهی بدون رسید و بدون وجود نسخهای از قرارداد، و این سفتهها به شکل شروطی نامشخص در قرارداد ذکر نمیشوند. همچنین حقوق به جای پرداخت دقیق، با تاخیر ۱۵ تا ۲۰ روزه و به شکل نامنظم پرداخت میشود. شرکت به شدت محدودکننده است و خروج از شرکت به شکل مستقیم یا با محدودیتهای قانونی محدود شده است. نگهبانان به نام افراد شناخته میشوند و در پی آن ممکن است با جریمه مواجه شوید. حضور مداوم دوربین و میکروفن در همه جا وجود دارد و هر گونه رفت و آمد بدون هماهنگی یا صحبت با همکاران، تذکر و جریمه را به همراه دارد. تاخیرهای صبحگاهی هم به جای توجه کارمندان، با کسر سه برابر از حقوق اعمال میشود. این تجربیات من از محیط کار بود و به همین دلیل تصمیم به استعفا گرفتم. حالا دو تا سه ماه از ایشان میگذرد و همچنان خبری از حقوق و سنوات تعلقگرفته نیست.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.