بهزبان من نوشته میشود که برای فرصت شغلی تطبیق کامل با آگهی را داشتم و رزومهام را فرستادم، اما با رفتاری غیرحرفهای مواجه شدم. کارفرما در فرآیند گزینش بهطور مشخص واکنش غيرمنتظرهای نشان داد و توضیحی منطقی برای رد رزومه ارائه نکرد. مسئول گزینش که بدیهی است از طریق لینکدین پیگیری کردم، به من گفت با او تماس میگیرد، اما مصاحبه تلفنی کاملا غیرحرفهای بود و فقط قصد داشت دلایلی برای رد رزومه بیابد. وقتی گفتم برخی از پرسشها در آگهی ذکر نشده بود، ناچار گفت سیاست شرکت این است که… این تجربه مربوط به یک فرصت کارآموزی بود که در آگهی هیچ تجربهای از این نوع ذکر نشده بود، اما کارشناس مربوطه برای یافتن علت رد رزومه پافشارى کرد. سپس پرسیدند سطح زبان من چقدر است که پاسخ دادم مسلط هستم. در ادامه رفتند سراغ حقوق پیشنهادی و من گفتم همان مبلغی است که در آگهی قید شده بود؛ اما پاسخ آنها این بود که با سیاست شرکت همخوانی ندارد. سوال مضحکی به نظر میرسید، چراکه مبلغی که در آگهی درج شده بود با وضعیت شرکت همسویی ندارد. در نهایت گفتند که خبر میدهند، اما من برای پیگیری با مدیر مربوطه یک متن طولانی به انگلیسی فرستادم تا سطح زبانم و سابقه کارم روشن شود. مدیر هم به همان دو پاسخ سابق بسنده کرد که تجربه کاری ندارم و با رنج شرکت همخوانی ندارد. با این تجربه فهمیدم جو شرکت چگونه است. لازم است اشاره کنم که این شرکت در سایت خود تأکیداتی درباره تعهد اخلاقی و مسئولیتپذیری نوشته بود. از سه اتفاق مهم در بررسی رزومه من عبور کردند: نخست، رزومهای که بهطور کامل با شرایط آگهی مطابقت داشت رد شد؛ دوم، پیگیری من منجر به اصلاح درخواست نشد و به پاسخ اولیه پافشاری شد؛ سوم، قول داده بودند که درباره نتیجه مصاحبه اطلاع دهند اما اطلاعرسانی نکردند. بهقصد یادآوری حتما این تجربه را در نظر داشته باشید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من تجربه اشنایی بوده جلسه اول جلسه فنی بود که قبول شدم میزان حقوق درخواستی و ... رو از همون اول در فرم درخواست پر کردم و قبل از اون هم وقتی رزومه ام رو فرستاده بودم داخلش نوشته شده بود این جلسه کوتاه بود یک ساعت جلسه طول کشید جلسه دوم جلسه با مدیر بود که تایید شد و گفتن که قراره کارشناس درجه 3 که بعد از اون میتونم کارشناس ارشد بشم رو بهم پیشنهاد کردن این جلسه هم کوتاه بود و حدودا یک ساعت وقتم رو گرفت جلسه سوم چند سری تست بود که حدودا 2 ساعت زمان گرفت و تعداد سوالات خیلی زیاد بود جلسه سوم با نیروی انسانی و مدیر نیروی انسانی بود که با 3 عضو نیروی انسانی جلسه برقرار شد و سوالات رو پرسیدن و بعدش قرار شد که با مدیر جلسه بزاریم که مدیر دیر اومد و باز هم 2 ساعت زمان گرفت و در نهایت مدیر وقتی اومد گفت که ما نمیتونیم این مبلغ رو پرداخت کنیم حداکثر نصف این مبلغ و کلی زمان مصاحبه و کلی رفت و برگشت توی ترافیک و گرما و ... اخر حرف این شد که ما نمیتونیم پرداخت کنیم یعنی کلی وقت ازم گرفتن و در نهایت شرکت توان پرداخت حقوق رو نداره!!!!!!!!! مزایای شرکت وام و پاداش ها و حقوق سر وقت بود که توجه داشته باشید حتما در مورد حقوق دقیق بپرسید که دریافتی که منظورشون هست اول ماه هست یا کلی میگن چون سیاستی که دارن اینه که میگن این پول رو پرداخت میکنیم و در کل سال یعنی شما یک دریافتی اول ماه دارید و یک کارانه که ضریبی بین 20 تا 35 داره در کل خواستم بگم اول از همه بپرسید که شرکت توان پرداخت حقوق شما رو داره بعد ادامه بدید که مثل من وقتتون رو هدر ندن
برای مصاحبه رفتم مصاحبه کننده بسیار انسان آروم و متین بود و خیلی سریع میشد باهاش اوکی شد بیشتر در مورد ماهیت کار صحبت کرد که خیلی رک فرمودند کار در انبار خیلی سنگین و فیزیکی میباشد و خیلی وقتها تکراری و خسته کننده فقط موردی که باعث شد بنده از این شغل و شرکت نامید بشم ساعات کاری خیلی بالا و اضافه کاری های زیاد حتی روزهای تعطیل رسمی سال که تعادل کار و زندگی رو بهم میریزد عملا کل زندگی فقط تو کار کردن خلاصه میشه شیفت های 12 ساعته روز و یا شب
برای مصاحبه رفتن با انتظارات بالایی به شرکت نرمافزاری هلو نشسته بودم، اما برخی اظهار نظرها از طرف تیم مقابل برایم غیرمنطقی بود. انتظار داشتم با نام و سابقهای که نشان از حرفهای بودن دارد، رفتاری حرفهایتر ببینم. در یکی از گفتوگوها بابت اینکه رزومه را از جابینجا فرستادهام سوال کردند و من هم توضیح دادم که اگر آگهی در جابینجا منتشر شده بود، رزومهام را آنجا فرستادهام و... نتیجه نهایی مصاحبه را دریافت نکردم.
رویای پیوستن به تیم BI در شرکتی با نام رستافن همچنان برای من مشخص است و نکتهای که بیش از هر چیز به چشم میخورد، طولانی شدن فرایند و رفتارهای نامتعارف برخی از مسئولان است. در جریان مصاحبه برای موقعیت BI developer، حدود سه ماه درگیر مراحل مختلف مصاحبه بودم و هر بار تنها یک گام جلو میرفتیم. به نظر میآمد که فرایند استخدام برای آنها به پایان رسیده، حتی حقوق پیشنهادی هم مطرح شد؛ اما در نهایت هیچ تماسی از سمتشان دریافت نکردم. در تماسی که با یکی از مسئولان داشتم، گفتند که گزینههای دیگر هم بررسی میشوند و اطلاع میدهند، هرچند برخی از این قولها با حقیقت همسو نبودند. به نظر میرسید که وعدههای مبالغ حقوق بالا برای جلب توجه من و کنار زدن سایر گزینهها به کار میآید تا من را در چنبر تصمیمگیری نگه دارند. از دید همکاران دیگر، به نظر میرسد که این روند در فرایند استخدامشان تکراری است و به نوعی طرحی برای نگه داشتن نامزدها در مسیر استخدام است. در خصوص روال مصاحبه باید بگویم برخوردشان محترمانه و حرفهای بود، اما رفتارهای انجامشده با من بهگونهای بود که حس کردم اصلا با شرایط واقعی و انتظارات من همسو نیست.
مصاحبهای که تجربهاش را دارم خیلی غیرعادی بود. گویا جلسه با گوگل میت برگزار شد و بیش از بیست دقیقه هیچکس حضور نداشت تا من را تأیید کند؛ وقتی تماس گرفتم یادشان آمد جلسه دارند و تاخیر جلسه به حدود بیست و پنج دقیقه رسید. طبق ایمیلی که قبلا فرستاده بودند قرار بود سه نفر مدل مصاحبهکننده حضور داشته باشند، اما تنها یک آقا آمد که نامش در لیست سه نفر نبود و اصلا در ایمیلها هم به نامش اشاره نشده بود. طبق توضیحات ایمیلی که ارسال شده بود، جلسه باید یک ساعت طول بکشد، اما ایشان گفتند فقط بیست و پنج تا سی دقیقه وقت داریم. فقط از من خواستند درباره تجربه و رزومهام صحبت کنم و گفتند هیچ سؤالی مطرح نمیکنند و تنها شنوندهاند. از من پرسیدم ایشان چند ماه است در شرکت هستند و کارشان کنترل پروژه است، توضیح دادند که کارشناس کنترل پروژه هستند که میخواهند با من مصاحبه کنند. در پایان گفتند نظر من را به منابع انسانی منتقل میکنند بدون انجام مصاحبه تخصصی یا روانشناسی یا ارزیابی وسیعتر. دو روز بعد هم ایمیل آمد و گفت نتیجه ارزیابی به دلیل سوابق کاری و حرفهایام با پوزیشن ما همخوانی ندارد. من در زمینه مدیریت پروژه و مدیریت محصول ده سال سابقه دارم، اما بدون مصاحبه تخصصی و احتمالا با نگاه سطحی از ظاهر یا نحوه صحبت، ارزیابی شدم. اگر سوابق من مناسب نبود چرا رزومه برای مصاحبه تأیید شد، اگر مناسب بود چطور بدون مصاحبه تخصصی متوجه شدند که تجربه کاری ندارم؟ اگر قصد ارزیابی شخصیت و رفتار من را داشتند چرا مصاحبه منابع انسانی انجام نشد؟ روانشناسی سؤال نکردند؟ فقط حدود یک ربع از سوابق کاریام گفتم و همین کافی شد تا نتیجه بدهند؟ قطعا سوالاتی که میتوانست پررنگ باشند، پرسیده نشدند. واقعا تجربهای عجیب بود و به نظر میرسید معیارهای ارزیابی به طور قابل توجهی سادهگیرانه یا ناقص بود.
من برای کارآموزی سئو رفتم مصاحبه برخوردشون واقعا افتضاح بود یه آقای بی جون با چشمای نیمه باز و به شدت پررو رو گذاشتن برای مصاحبه، اگه ببینیدش واقعا دلتون میخواد بهش فحش بدید، والا یه مقدار انسان بودن هم بد نیست
در مصاحبه متوجه شدم که فرایند کوتاه بود و اغلب فقط معرفی کلی مطرح شد؛ در نهایت گفتند برای جلسه بعد باید حضور یک نفر دیگر هم باشد و بحث فنی را در آن جلسه بررسی کنند. فکر میکنم امکان داشت این مصاحبه به صورت آنلاین برگزار شود، چون طول هر جلسه تنها چند دقیقه بود و هدف روشن مشخص نمیشد. بار دوم هم همان روند تکرار شد و باز هم چیزی جز اشاره به حضور فرد دیگری برای جلسه بعد مشخص نشد و نتیجهای به دست نیامد.
برای پیشتازان اقتصاد پویا تجربهای کاری به عنوان توسعهدهنده ارشد فرانت بودم که در نگاه اول حس امیدوارکنندهای داشت اما در نهایت با ناامیدی همراه شد. پس از فرستادن رزومه، چند روز بعد مصاحبهای برایم تعیین شد؛ هرچند زمانبندی جلسات به درستی انجام نشد و مصاحبه با مدیر فنی مجموعه برگزار شد. قرار شد وظیفهای برایم ارسال شود تا طبق شروط مشخص انجام دهم و در گیت و vercel آپلود کنم. وظیفه را ظرف دو روز کامل انجام داده و فرستادم. دو روز بعد پیگیری کردم و گفتند که تأیید شدم و بهزودی برای صحبت با مدیرعامل و جلسات نهایی تماس خواهند گرفت؛ این تماسها دو بار دیگر هم انجام شد و نتیجه همان بود که قبلا گفته شده بود. از پیگیریهای بعدی ناامید شده بودم و به تصمیمم برای انتخاب بین گزینهها فکر میکردم. پس از ده روز با من تماس گرفتند تا با آقای آرشام جلسه نهایی برگزار کنم. به موقع رسیدم و دیدم در فضایی استارتاپی همزمان با چند نفر مصاحبه میکنند و معطلی زیادی برای من ایجاد شد؛ با اینکه تأکید شده بود باید سر زمان مقرر حضور داشت. با واحد منابع انسانی، مشاور مدیرعامل و در نهایت با مدیرعامل گفتگو کردم و هر مرحله را با انتظار برای اعلام رقم یا پیشنهاد از طرف آنها پشتسر گذاشتم. پس از دو ساعت انتظار گفتند که برو و طی ۷۲ ساعت آینده نتیجه فنی را اعلام میکنند. تصور من این بود که تازه به فکر نتیجه فنی افتادهاند. از آنجا خداحافظی کردم و دو روز بعد پیگیری کردم و از منابع انسانی شنیدم که در حال حاضر فرصت همکاری با من وجود ندارد و در آینده ممکن است این فرصت فراهم شود. علاوه بر این، منابع انسانی گفتند بستگی به جایگاه فرد دارد و برای هر نفر ممکن است سفته محضری اخذ شود که مقدارش بین ۸۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان باشد. توصیه میکنم به هیچوجه به این مجموعه مراجعه نکنید؛ رفتار حرفهای وجود ندارد و مدیرعامل نیز رفتار نامناسبی داشت. نکات و مزایای مطرحشده از طرف منابع انسانی را هم در نظر گرفتم، اما صحت کامل آنها برای من مشخص نبود.
دعوت به مصاحبه از جاباما با سرعتی شگفتانگیز آغاز شد و از طریق لینکدین با من در تماس بودند. دو گفتگوی تلفنی و یک جلسه آنلاین و در نهایت یک جلسه حضوری ترتیب دادند. به خاطر عجلهای که از طرف شرکت وجود داشت، فرایند کار خیلی سریع پیش رفت. پس از جلسه آخر هیچ خبری دریافت نکردم و فرایندی که با هم آغاز کرده بودیم، بدون ایمیل یا پیامی در لینکدین ختم شد. مدتی که گذشت، همچنان در ذهنم میماند که فرصت مناسبی برای این پوزیشن وجود داشت اما بعدها دیدم که هیچ نشانی از پیگیری یا آغاز دوباره وجود ندارد.
در یک تجربهی کاری با شرکت بهترینو، فرایند تماس، مصاحبه و احتمالا همکاری را داشتم اما هیچگاه به نتیجه عملی نرسید. چند بار با این شرکت تماس گرفتم و دو نفر از مهندسانشان که ترجیح میدهم نامی از آنها نبرم، تمام جزئیات کار، نحوهی همکاری و حتی ساعات کاری و دستمزد را روشن کردند. درباره بخش فنی پروژهها هم صحبت کردیم تا بهطور دقیق مشخص شود از کجا باید کار را آغاز کنم و چه میزان زمان و نیرو لازم است. این گفتگوها هم از طریق تماس شرکت و هم از روی خط شخصی این افراد بود. نهایتا قرار شد جمعبندی کنند و ظرف یک تا دو روز شرایط نهایی برای همکاری را اعلام کنند، اما از آن لحظه به بعد خبری نشد. تماسها بدون پاسخ میماند و فقط یک بار منشی شرکت با بیانگیزگی پاسخ داد؛ من هم به این رفتار ناهمساز اعتراض کردم که برایش اهمیتی نداشت. همهی این صحبتها نشان میداد که رفتار از طرف آنها بود و حتی اگر نظرشان عوض شده بود، میتوانستند بهسادگی بگویند که نظرشان تغییر کرده است، اما ترجیح دادند پاسخ ندهند. تجربههای متعددی با کارفرمایان مختلف دارم؛ اما تا این حد رفتار childish و غیرحرفهای را تاکنون مشاهده نکردهام.
من برای مصاحبه رفتم و در مرحله اخر رد شدم. با اینکه مراحل مصاحبه خیلی خوب بود، اما خبر دادن در بین مراحل مصاحبه واقعا بدون مدیریت زمان بود. گفته بودن که بین مراحل مصاحبه یه هفته فاصله است اما نزدیک یکماه فاصله شد تا به من خبر دادن برای ریجکتی.
برای موسس مجموعه و سهامداران متأسفم که واحد منابع انسانی هولدینگ استیل البرز و هفت الماس حقوق خودش را از زمان صرف شده دیگران و مصاحبههای بیهوده میگیره، بار دومه که با روشهای غیر استاندارد و پرسشهای خصوصی و شخصی وقت من را میگرفتهاند.
در کوره جستوجوهای شغلیام با شرکت توربین مپنا (توگا) رو به رو شدم. پس از فرستادن رزومهام از طریق وبسایت شرکت توسعه و بهرهبرداری ریلی مپنا که در میدان راهآهن واقع است، با من تماس گرفتند و درخواست کردند رزومهام را دوباره ارسال کنم. بعد از این کار، باز هم با من تماس گرفتند تا برای مصاحبه بیایم. در جلسه، با مدیر مهندسی، آقای مهندس جوادی، ملاقات کردم و ایشان ابراز رضایت کامل و خشنودی کردند. در پایان مصاحبه هم از تحصیلات عالیهام در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد گفتند و از شایستگیهایم تشکر کردند. آنگاه از من درخواست کردند رزومه دوستانم را هم برای ایشان بفرستم تا دعوت به مصاحبه بدهند؛ تأکید کردند که اگر دوستان من مانند من در المپیادهای علمی و رشته مکانیک خودرو مقام کشوری داشتند، مناسب خواهند بود. من هم گفتم اگر شمارهای داشته باشم، بررسی میکنم. سه هفته بعد، منشی ایشان که لیسانس هم نداشت، بدون ارائه مدرکی، ماهیانه پایه حقوقی ۱۱ میلیون تومان را برای کارشان اعلام کرد. پرسیدند چرا کسی را معرفی نکردی و در نهایت گفتند برای دعوت به مصاحبه دوم باید به جمعی از نفرات مشخص برسیم تا جلسه کمیته جذب با حضور مهندس عباسی برگزار شود. شرط ورود به کمیته جذب این بود که معرفیکنندگان همنفرات معینی داشته باشند. من هم از بهترینها و کسانی که تخصص بالا در تعمیرات اتوبوس، تریل، خودروهای سنگین و برندهای خارجی داشتند، معرفی کردم؛ اما با هر بار پیگیری گفتند مهندس جوادی الان به هلند رفتهاند و حضور ندارند. مدتی بعد با سایر دوستان تماس گرفتند اما من را مطلع نکردند. وقتی با آقای جوادی تماس گرفتم، فرمودند فرایند جذب طولانی است و هنوز با کسی تماس نگرفتهاند. اما من از طریق روابط دوستانم آگاه شدم که آنها با من هیچ تماسی نگرفته نبودند. وقتی به ایشان گفتم که شما شاید اشتباه میکنید، دوستانم گفتند که تماس گرفته شده است و با توضیحاتی صریح و بیپرده گفتند که آدرس منزلشان در تهران است. پرسیدم پس چرا با من تماس نگرفتید وقتی رزومهام ارسال شده بود؟ به دنبال توضیحی که گفتند رزومه را آقای جوادی ارسال میکرده و گاه خانم جعفری با ذکر عباراتی مبهم دروغ میگفته، من مانده بودم با هشت نفری که برای مصاحبه دوم دعوت شده بودند و از من پرسیدند چرا من را معرفی کردهام. در نتیجه، تجربهای به من نشان داد که رفتارها و فرایندهای این شرکت با نیروهای نخبه به گونهای نامشخص و گاهی غیرشفاف پیش میرود و این موضوع باعث تردید من نسبت به فرایندهای گزینش و جذب شد.
برای پوزشین Laravel Developer بار اول باهام تماس گرفتن چندتا سوال در مورد Laravel و مباحث مربوط به PHP پرسیده شد. بعد از چند روز مصاحبه فنی آنلاین گذاشته شد. مصاحبه کننده بیشتر سوالاتش رو در مورد Linux و Node.js پرسید. ینی از نیم ساعت مصاحبه 20 دقیقه اش سوال در مورد Linux و Node.js بود. در صورتیکه توی رزومه ام نوشتم لاراول 4 ساله کار میکنم و Node.js و Linux رو آشنایی بیسیک باهاشون دارم. اگر دنبال لینوکس کار و Node.js کار میگردین تو آگهی بنویسین که وقت ملتو نگیرین. با این مصاحبه غیر حرفه ای مشخص دنبال آچار فرانسه میگردین.
در تجربهی کاری من با شرکت دکتر ساینا، فرآیند آزمایش نرمافزار را آغاز کردم. در جریان تماسهای اولیه از طریق گروه نیازمندیهای شغلی، پیشنهاد کردند که مدتی در گپ خصوصی صحبت کنیم، اما من با این توصیه مخالفت کردم و فکر میکردم مصاحبه به شکل حرفهای برگزار میشود. اما هنگام مصاحبه رفتارهایی ناهمسو با انتظارهای حرفهای دیدم که باعث احساس ناامنی شد. بهجای رعایت احترام، برخی رفتارها نامناسب بود، با این توضیحات که از مدیر تست هم رفتار محترمانهای مشاهده نکردم و پاسخها و پرسشها بیش از حد خصوصی و گاه آزاردهنده بودند. بهعنوان نمونه، تماس با نام کوچک صورت میگرفت، رابطهای صمیمی و غیرمعمول برقرار میشد و برخی پرسشها درباره زندگی شخصی، خانواده یا میزان اهمیت پول مطرح میشد. همچنین از من درخواست میشد تا تا ساعت بیشب در آنجا بمانم تا کار را یاد بگیرم و استرسهایم را مورد ارزیابی قرار دهند. در طول گفتوگو، برخی جملات تکرار میشدند و در پایان با ابراز علاقه به ادامهی ارتباط در پیامهای بعدی، بهنوعی فشار داده شد که دوباره با آنها ارتباط بگیرم. پس از خروج از شرکت، تصمیم گرفتم که ارتباط را قطع کنم و برای حفظ امنیت خودم بلاکشان کردم. به زنان توصیه میکنم در موقعیتهای شبیه به این بااحتیاط باشند و از هرگونه رفتاری که احساس ناخوشایند ایجاد میکند پرهیز کنند. نشانهها بهنظر میرسید که بهطور قابلتوجهی نامناسب بودهاند.
متاسفانه روند افتضاحی در مصاحبه وجود داشت و اصلن انگار منابع انسانی در این شرکت وجود نداره و حتی جواب رد یا قبول هم ندادن. مصاحبه کنندهها خیلی نگاه از بالا به پایین داشتن و سوالات بی ربط پرسیدن. با پیش داوری وارد جلسه شده بودن و از قبل تصمیمشون رو گرفته بودن. خیلی نگاهم رو به برند شرکت عوض کرد و فهمیدم جای مناسبی نیست برای کار و فقط اسم در کرده.
سلام من دی1401 مصاحبه انلاین داشتم برای فرانت تیم ایوا دوتا خانم کم سن و سال و به شدت بیسواد با من مصاحبه کردن.به حدی بیسواد بودن که فقط میتونستن سوالاتی که اماده کردن رو بپرسن و توانایی مطرح کردن سوال از مباحثی که داخل جوابم دادم رو نداشتند مصاحبه که وحشتناک بود....از طریق لینکدین با بچه ها جوین شدم و امار گرفتم دیدم هد تیم فرانت یه سربازه متولد 78که با پارتی اومده امریه...تیم اندروید هم همینطور...با 23سال سن هد شدند...جوکه تیم ها به شدت اوضاع اشفته ای داره .... یه عده ادم با سابقه 2 یا حداکثر 3 سال اونجا هد شدند...انگار قحطی نیروعه مدیر تیم ایوا ادم فنی نیست...به همین دلیل از پس مدیریت بچه ها برنمیاد حتی منتظر جواب مصاحبه نشدم رفتم سراغ کیسهای بعدی...واقعا کابوس بود
برای مصاحبه مراجعه کردم دمپایی پوشیدن کارمندان ، محیط خشک و رفتار غیرصمیمانه ای مشاهده کردم بعدم جهت تست فنی نمیدونم وقت نداشتند یا سیستم خالی نداشتند گفتند برو چند روز بعدش با لپتاپ خودت بیا شماره ی مصاحبه کننده رو نوشته بودم برای هماهنگی بعدی تماس بگیرم تا از شرکت اومدم بیرون پارهش کردم حیف وقت که این سر شهر رفتم اون سر شهر واسه مصاحبه حضوری
تجربه بد از مصاحبه.اول از همه یه مصاحبه فنی داشتم که واقعا لذت بردم ازش صحبت های چالشی و کلی سوالات جذاب.واقعا کیف کردم و آرزو میکردم که توی این شرکت باشم اما برای مصاحبه دوم ورق برگشت :).خانم مدیر دوباره شروع کرد سوالای فنی ! علیرغم اینکه گفته بودند مصاحبه دوم برای توافقات مالی هست ایشون شروع کردند تند و تند سوالات فنی پرسیدن .وقتی هم که اعتراض کردم گفتن همیشه همین بوده ومن اشتباه متوجه شدم!.خود من به شخصه تا به حال ندیدم جایی دو بار مصاحبه فنی کنند .مثل این می مونه شما به همکار قبلی که مصاحبه فنی کرده ،اعتماد نداری و دوباره خودت سوالات رو از اول بپرسی.خیلی مسخرست.از الان معلومه توی شرکت چخبره و چقدر بی اعتمادی توی شرکت موج میزنه.در مجموع حس خوبی بهم نداد شرکت
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.