من چند ساله در این شرکت فعالیت دارم واقعا از بیرون فقط قشنگه از داخل پوکیده میخوایم بریم ماموریت خودمون پول اسنپ رو میدیم و بعد از دو سه هفته اگر دوست داشتن هزینه مارو میدن هیچ پیشرفتی در این شرکت وجود نداره و این فیلد دیگ کارش تمومه و قراردادهای این شرکت فقط با رانت مدیرعامل صورت میگیره مثلا نماینده های بانک ها رو با هزینه شرکت میبره روسیه و چین و دبی و بهشون حال میده تا بتونه قرارداد ببنده چند وقت یکبار یه ناهار مشتی ک هزینش بالای 200 میلیون هست به مدیران داخلی شرکت میده ولی پول ناهاری بچه ها فقط 6 هزار تومنه روزی!!! کارانه هم ک کلا به موقع پرداخت نمیشه و پولش رو میدن نماینده میبرن خارج کشور برای رانت بیای اینجا فقط درجا میزنی نه فیلد فیلد خوبیه نه شرکت به در بخوره
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت سمات را همیشه به عنوان جایی دیدم که حالت سیستم زیرساختی و DevOps را به شکل واقعی تجربه میکردم. در روزگار فعلی اوضاع خیلی تغییر کرده و به نظر میرسد دورهای که تنها تا سال نود و هشت فرصت یادگیری وجود داشت، تمام شده باشد. الآن دیگر شرکت نرمافزار خیلی جدی تولید نمیکند و وضعیت مالی هم رو به وخامت است؛ گویی ورشکسته شده و از این رو، تخصصهای مرتبط با برنامهنویسی و زمینههای مشابه نباید به کار گرفته شوند. برای پوزیشنهای مرتبط با شبکه شاید موقعیت بهتری وجود داشته باشد. با این وجود، مدیریتی تازه با نام امید سلیمانی روی کار آمده که رفتارش نسبت به گذشته تفاوت دارد و به نظرم آدم با صداقت و مهربانی است؛ از تجربههای ناراحتکنندهای که قبلتر داشت، خیلی آرامتر و منطقیتر به نظر میرسد.
من نیمه دوم بهمن بعد از مصاحبه با مسئول استخدام ( که بسیار محترم بودن ) وارد هیوا شدم . قبل از هیوا من جای دیگه مشغول به کار بودم که اکثرا سن ها بالاتر بود و مجبور بودی یه سری محصور رو بفروشی ولی تو هیوا فقط پاسخگویی که به سوالای مشترکاست و فروش پیکج یا سی دی و ...نیست و این خیلی خوبه . در یک کلام حقوق و مزایا و پاداش و ... همه خوبه و بیمه هم شدم .
من به مدت دوسال با این شرکت همکاری داشتم ، در دوران کرونا چون دور کاری بود قابل تحمل بود ولی بعد از آن بصورت حضوری شد . شرکت برای نیروی انسانی هیچ ارزشی قائل نیست توجه کنید هیچ ارزشی حقوق با حداقل تاخیر 1 ماهه در بهترین حالت . بطور مثال حقوق اسفند سال 1400 در اردیبهشت پرداخت کردن و در همون سال پول حقوق پرسنل رو خرج تبلیغات بنر در سطح تهران کردن . قراردادی که جلوی شما میزارن از حقوق پرداختی کمتر ( پایه وزارت کار ) است و زمان خروج 1 تا 2 ماه از حقوقتون رو پرداخت نمیکنن و بدون شکایت ، نمیتونید حقوق و سنواتتون رو بگیرید . ساعت کاری بیشتر از استاندارد وزارت کار است و شما پنجشنبه ها هم باید تا ساعت 12 شرکت حضور داشته باشید . مدیریت مجموعه به طرز عجیبی ضعیف و ناکارامد است .
پرشیا خودرو یکمجموعه کاملا فاسده که فقط و فقط با پولشویی داره بهکارش ادامهمیده ، مالک و همهکاره شرکت رضا حقیقت مرد پشت پرده است که به دلیل ارتباط با حاکمیت (از اقوام مرحومآیت الله ری شهری و آستان حضرت عبدالعظیم ) و استفاده از رانت تونسته خودش را به ثروت افسانه ای برسونه ، شعار اصلی این آدم اینه که همیشه دبه کن و نون تو دبه کردنه منابع انسانیش فامیل رضا حقیقت و به شدت دروغگو هست ، امنیتکاری اصلا وجودنداره و قرارداد همه اونجا دو ماهه هست یه تعدادی آدمهای نزدیک به خودش را عضو هیئت مدیره کردهکه اونا وضعشونخیلی خوبه بهشون خودرو در اختیار ب ام و و حقوق های نجومی میده به شدت درون سیستمشون از نظر مالی فاسده و فقط و فقط دارن پولشویی می کنن نرخورود و خروجپرسنل به شدت بالاست و کیانی مثل منکهگول ظاهر اونجا را میخورن بعد یکی دو هفته میفهمن چه کلاهی سرشون رفته حقوقشون را زودتر از نیمهماه نمیدن وکاهی تا دوماه هم تاخیر در پرداخت داشتن کارمندان واحد فروش به دلیل حقوق کم شرکت رو دور میزننوخودشون دلالی ماشینمی کنن اصلا بی امندارن و ماشیندهای کارکرده را از بازار با قیمت پایین میخرن و با سود پانصدمیلیون به بالا به مشتری که به اسم پرشیا خپدرو اعتماد کرده میفروشن رضا خقیقت بسیار بد دهن و بی تربیته و وقتایی که شرکته سر همه فریاد میکشه ساعتکاری بسیار بالا ، جلسات طولانی غیر ضروری و اجبار به برگزاری جلسات در ویلای خصوصی رضا حقیقت در لواسان دارند که به دلیل عقده وجلب توجه همهجلسات را در لواسان برکزار میکنه تا ویلاشو به بقیه نشون بده به هیچعنوان روی حرف و وعده هاشوننمیشه حساب کرد چونهمشون دروغگوهستند از خانم فرزانهمدیر منابع انسانیشونکه دختر عمه رضا حقیقته تا آقای رشیدی کارشناس اداری که مراحل جذب و استخدام و کارگزینی را انجام میده سر پرداخت پوریانت ، کمیسیون وحقپق ثابت دبه می کنن هیچ نمایشگاهی توتهران دپست نداره باهاشونکار کنه و فقط به مشتریانی که به اعتبار اسم بی امو بهشون مراجعه میکنند ماشینمیفروشند در حالیکه حتی نامه رسمی ومعتفر نمایندگی بی ام و آلمان را هم ندارد به هیچ عنوان کار در این شرکت فاسد با مدیران دروغگو ، خرومخور و دبهکن را پیشنهاد نمیکنم
در یک کلام بزرگترین کلابرداری تلفنی کشور این شرکت یکی از مراکز بزرگ کلابرداری ایران است که هم جیب مشتریشو خالی میکنه هم مشاورشو اصلا پیشنهاد نمیشه مدیران پایین رده و کاملا بی ادبی دور هم جمع شدن و یکی از بزرگترین مزاکز کلاهبرداری رو جمع کردن که حتی ی تابلو هم ندارن از ترسشون
بهعنوان کاربری که تجربهام را به اشتراک میگذارم، میخواهم با صراحت بگویم که نکاتی که مطرح شد کاملا صحیح و دقیق بود. این شرکت را بهعنوان محلی دیدم که پشتیبانی فنی و توسعهدهی بخشی از کار من بود و هر دو نقش بهگونهای با هم ادغام میشدند. در کنار تیم، مسئولیتهایم شامل پاسخگویی به مسائل کاربران و همچنین گسترش و بهروزرسانی قابلیتهای نرمافزار بود. با توجه به تجربهام، همکاری با همکاران و فضای کاری برای من ارزشمند بود و از نظر من، دقت در انجام وظیفه و رسیدگی به جزئیات از مهمترین نکات کار در این مجموعه بود. در نتیجه، بازخوردها و توضیحات ارائهشده از سوی دوستان همکار همواره دقیق و قابل اتکا بود.
من دو سال تو سمت کارشناس فروش و پشتیبانی کار کردم توی کال سنتر. اگر سایت رو خوب بخونید و توی مصاحبه از پیشرفت و امید حرف بزنین قبول میشید. شما یک ماه تموم اموزش میبینید و هر ۳ ماه ازمون یادگیری هاتون دارید. تست اکسل و تایپ و ورد ازتون گرفته میشه. کار له صورت شیفتی هست و تعطیلات شما در ماه هربار فرق میکنه. با توجه به حجم کاری بسیار بالا حقوق خوبی اصلا ندارن. تعداد تماسها در روز بالاست و شما به عنوان کارشناس فروش میری ولی چون صف پشتیبانی همیشه شلوغه ا باید تماسهای پشتیبانی رو در روز طبق ساعتی که سرشیفت اعلام میکنه لاگین باشی. فقط فروش اینترنت نیست شما سیمکارت و ویپ و پوینت تو پوینت و نماوا هم باید پاسخگو باشید. تو تایم ناهار کلا نیم ساعته اگه تماس بخوره بهتون از تایم ناهارتون میره. از بابت اخلاق پرسنل و مدیران نمیشه ایراد جرفت برخلاف چیزی که بقیه نوشتند همه اونجا عالی و محترم بودند. تنها دلیل خروج من شیفت بندی شب و حقوق خیلی کم بود
۴سال تو این شرکت کار کردم. شاید بخاطر اینکه فکر میکردم اگر بیام بیرون کار گیر نمیارم. هر ۴سال فقط اداره کار حقوق دادند. سر قرارداد میگفتن انقد میدیم ولی موقع دادن حقوق؛ به دلخواه خودشون میدادن. مرجانی که یه ریز هدست تو گوشش بود و ویس بچه هارو گوش میداد. مونیتورارو زیر نظر داشتن. بیشترین کار رو ازتون میکشن و حقوق پایین میدن. بچه های خوبی داشت ولی مدیریت و همسرشون و خواهر زتشون محیط رو خاله زنک بازی کرده بودند. جرات کردم و اومدم بیرون و یک هفته بعد اکسپت شدم جای دیگه. اینم بگم دو دفتره بودند و پایه رو پایین میدادن. بعد ۴سال سنواتتون به هیچی نمیرسه. عیدی رو کف میدن و سنوات رو یه پایه وزارت کار. خلاصه مضخرفههههههه پارمیس . مضخرففففففف
من برای شما به صورت دورکاری یک سفارش به شماره ۱۵۸۰۱۷۷ را ترجمه کردم، از بس شما و مشتری به من ایراد گرفتند و گفتند کارت ماشینی است و خوب نیست که کار را از من گرفتید و معلوم نیست به کدام مترجم مفت خور دیگرتان دادید. اینطور که خبر دار شدم اینبار مشتری خیلی از کار ایشان راضی بوده. یعنی می فرمایید سواد ترجمه این شخص از من بالاتر بوده، یا رفتارش از من با مشتری بهتر بوده که مشتری اینطور از ایشان راضی بوده است؟ واقعا حیف وقتی که برای شما هدر دادم. باید مجموعه به اصطلاح دانش بنیان خود را بهتر بشناسید و دیگر روی نظر سنجی نداشته باشید. در یک کار ترجمه دیگر چون چند ستونی ترجمه کردم و در وورد تحویل دادم و مشتری کار را دستکاری کرده بود همه ستون بندی ها بهم ریخت و دوباره تمام کاسه کوزه ها سر من شکست. ببندید اون به اصطلاح دارالترجمه را آبرومندتر است. حالا باید امتیاز و ستاره ی اجباری هم بدهیم. واقعا برایتان متاسفم.
اسم این شرکت باید از اتاقک ***** تغییر کنه مزخرف ترین شرکت با مدیران دیوانه و روانی انحرافات جنسی هم که موج میزنه یه خدماتی هم داره سفیانی که کلا دیونست
بعنوان یک برنامه نویس واقعا چیزهای خوبی یاد گرفتم، درسته که هیچ کجا بهشت مطلق نیست و همیشه چیزایی برای روی مخ رفتن وجود داره ولی باید منصف بود و خوبی ها رو در یک کفه و ایرادات رو در کفه دیگه قرار داد و سنجید که در اینجا کفه محاسن واقعا سنگینی میکنه. محل شرکت خ عباس آباد هست که به ایستگاه متروی بهشتی نزدیکه.
در مصاحبه احساس کردم که با سایت فیک و دروغینی مواجه هستم که نقش گمراهکنندهای دارد و ظواهر آن با واقعیت شرکت تفاوت دارد. متوجه شدم که نظارت شدیدی روی کارمندان و گوشیهایشان وجود دارد و سوالات من دقیقا به گونهای طراحی شده بود که فقط جنبه تستی داشته باشند. در عین حال، پیشنهاد کردند سه ماه کارآموزی بدون حقوق انجام دهم و بعد از اتمام دوره کارآموزی امکان تصمیمگیری برای استخدام و دریافت حقوق دلخواه را بدهند که در واقع هیچ تضمین صریحی برای حقوق یا استخدام وجود ندارد. به نظر من رفتار شرکت بیاحترامیآمیز است و فضای حاکم بر آن پر از حضور نیروهای بسیجی است. اگر پاسخ یا پیام مذاکرهای از طرف آنها رسید، بهتر است به آن پاسخ نداد و رد کرد.
تقریبا 3 سال کار کردم. بزرگترین اشتباه کاریمو انجام دادم که سال دوم از شرکت درنیومدم بیرون. اونجا همه فامیل هستن و براساس روابط مسوولیت می گیرن. مدیران بجای اینکه کاری کنن که بچه ها همدل بشن، بجاش جاسوس پرورش میدادن. عکاس بانی مد که هنوزم هست چنان جاسوس و دروغگو هست و از اون بدتر که مدیر محتوا یه ادم دهن بین هستش. حتی جمعه ها هم سرکار بودیم و تایمی که ما اونجا بودیم عید هم حق مرخصی نداشتیم. به طور کل باید بگم اونجا کارمند زندانی و برده هست.
برایم تجربهی کار در این شرکت به گونهای بود که احساس میکردم محیط واقعا حرفهای نیست؛ فضای کار خشک و عاطفی نیست و رفتارها روتین و ماشینیاند. از نظر HR، فرآیندها به شکل کارآمد اجرا نمیشد و بیشتر جنبهی تنبیهی یا قهری داشتند. از همکاران تیم هم کمتر کسی را میشناختم که بیش از یک سال در شرکت باقی مانده باشد. اگر هدف شما از کار، همزمان با آرامش و رضایت مالی است، گزینهای مناسب به نظر نمیرسد.
بهزبان من نوشته میشود که برای فرصت شغلی تطبیق کامل با آگهی را داشتم و رزومهام را فرستادم، اما با رفتاری غیرحرفهای مواجه شدم. کارفرما در فرآیند گزینش بهطور مشخص واکنش غيرمنتظرهای نشان داد و توضیحی منطقی برای رد رزومه ارائه نکرد. مسئول گزینش که بدیهی است از طریق لینکدین پیگیری کردم، به من گفت با او تماس میگیرد، اما مصاحبه تلفنی کاملا غیرحرفهای بود و فقط قصد داشت دلایلی برای رد رزومه بیابد. وقتی گفتم برخی از پرسشها در آگهی ذکر نشده بود، ناچار گفت سیاست شرکت این است که… این تجربه مربوط به یک فرصت کارآموزی بود که در آگهی هیچ تجربهای از این نوع ذکر نشده بود، اما کارشناس مربوطه برای یافتن علت رد رزومه پافشارى کرد. سپس پرسیدند سطح زبان من چقدر است که پاسخ دادم مسلط هستم. در ادامه رفتند سراغ حقوق پیشنهادی و من گفتم همان مبلغی است که در آگهی قید شده بود؛ اما پاسخ آنها این بود که با سیاست شرکت همخوانی ندارد. سوال مضحکی به نظر میرسید، چراکه مبلغی که در آگهی درج شده بود با وضعیت شرکت همسویی ندارد. در نهایت گفتند که خبر میدهند، اما من برای پیگیری با مدیر مربوطه یک متن طولانی به انگلیسی فرستادم تا سطح زبانم و سابقه کارم روشن شود. مدیر هم به همان دو پاسخ سابق بسنده کرد که تجربه کاری ندارم و با رنج شرکت همخوانی ندارد. با این تجربه فهمیدم جو شرکت چگونه است. لازم است اشاره کنم که این شرکت در سایت خود تأکیداتی درباره تعهد اخلاقی و مسئولیتپذیری نوشته بود. از سه اتفاق مهم در بررسی رزومه من عبور کردند: نخست، رزومهای که بهطور کامل با شرایط آگهی مطابقت داشت رد شد؛ دوم، پیگیری من منجر به اصلاح درخواست نشد و به پاسخ اولیه پافشاری شد؛ سوم، قول داده بودند که درباره نتیجه مصاحبه اطلاع دهند اما اطلاعرسانی نکردند. بهقصد یادآوری حتما این تجربه را در نظر داشته باشید.
در قراردادی که با شما بسته میشه یک بخشی به عنوان مدادی داره که هرماه پرداخت میشه و حتی در بیمه شما هم لحاظ میشه ولی در محاسبه عیدی و سنوات این مبلغ لحاظ نمیشه. تازه موقع تسویه حساب متوجه میشید که چه اشتباهی کردید. مزایایی مثل پرداخت اعیاد و ... هیچی نداره.
حدود نه سال است که برای پایدار سامانه کار میکنم و همچنان از فضای دوستانه و انعطافپذیر آن لذت میبرم. اینجا فرصتهای رشد و ارتقاء بهطور کامل فراهم است و میتوانم مسیر حرفهایام را به راحتی پیش ببرم.
دورکاری برای شرکت بی اعتباری مثل ترجمیک بزرگترین اشتباه من بود. گول دانش بنیان و اسم دانشگاه شریف را خوردم. پیشنهاد می کنم یا اسم دانشگاه را برای حفظ شرافت آن عوض کنید یا ترجمیک را از آن محل اخراج نمایید. کار دقیق می خواهند و در قبال انجام وظایف متقابل خود هیچ دقتی را برای خود لازم نمی بینند. نفر دور کار هم ساعت کار دارد که این شرکت با تحمیل روش های خود این حق را نقض می نماید. زنانه بودن مدیریت و تصمیم گیری ها در این شرکت باعث تمامی این مشکلات است. ای کاش از اول اعلام می کردند که در این شرکت تصمیم گیری ها در عمل با زنهاست گرچه ظاهرا مرد را به عنوان مدیر و بنیانگذار معرفی می نمایند. تمام دوستان و آشنایان من، حتی زن های فامیل و دوست و آشنا، وقتی متوجه مدیریت و تحکم زنانه این محیط کار ترجمیک شدند همه یک صدا گفتند:《 مطمئن باش جای درهم و برهمی است》الآن متوجه می شوم که درست می گفتند. کلا این شرکت اسم دانشگاه شریف را هم بی اعتبار کرده است. کار برای این شرکت نه مزایایی دارد و بجز اتلاف وقت هیج سودی ندارد. بیشتر به کازینو ها و قمارخانه ها شبیه است. بسته به شانس کار به کسی تعلق می گیرد یا نمی گیرد. مزایا و امتیازی در این شرکت دیده نمی شود، مگر اینکه سوء استفاده از افراد دورکار را مزیت و نوعی امتیاز بدانیم. همین که شرکت به زور امتیاز می خواهد تا نظر را ثبت نماید نشان دهنده درستی مطالب ارائه شده می باشد.
روی کار این شرکت فکر میکنم از دیدگاه تجربهکاریم اینطور بود که سرعت پیشرفت توش به اندازهای که انتظار داشتم، نبود و فضای کاری سمی و پر تنش حاکم بود. مدیر شرکت با تمرکز زیادی روی ایجاد فضای کنترلشده و تصمیمهای از بالا به پایین کار میکرد و دید خیلی واضحی نسبت به تیم داشت، اما رفتارهای بعضی مدیران فروشگاهها و بازخوردهای منفی از طرف برخی همکاران باعث شد احساس کنم محیط کار بیثبات است و ارتباطات درونسازمانی به درستی حرفهای نیست. سختیهای عمده شامل نبود فرایندهای روشن برای قیمتگذاری و تصمیمگیریهای سلیقهای بود که باعث میشد معادلهای مشخص بین هزینه و محصول شکل نگیرد. در نتیجه فشار کاری بالا، ساعات کار طولانی و پاسخگویی مداوم به مدیران، حتی در زمان تعطیلی یا مرخصی، تجربه را خستهکننده میکرد. جو داخلی شرکت تا حد زیادی مسموم و سرد بود و منابع انسانی هم بهخوبی ساختار نداشت؛ بهطور کلی جای تعادل بین انگیزه و فشار کاری بههمخورده بود. در حالی که برخی از افراد تیم قدیمی بودند و تجربه زیادی داشتند، رفتارهای غیرحرفهای و دلالتهای منفی در برخی تعاملات وجود داشت که بر روحیه تیمی اثر میگذاشت. خروجی نیرو هم در این مجموعه بالا بود، بهطوری که به نظر میرسید افراد با پختگی و مهارتهای مشخص دوام بیشتری میآوردند و احتمال خروجشان پایینتر بود. در کل، داشتن تجربه کاری در چنین محیطی را برای کسانی که دنبال یک فضای حرفهای و شفاف با ساختار سازمانی روشن هستند، چندان توصیه نمیکنم؛ اگر دنبال محیطی با سیستمها و فرایندهای واضح و احترام متقابل هستید، شاید گزینههای دیگری بهتر باشند.
من چند ساله در این شرکت فعالیت دارم واقعا از بیرون فقط قشنگه از داخل پوکیده میخوایم بریم ماموریت خودمون پول اسنپ رو میدیم و بعد از دو سه هفته اگر دوست داشتن هزینه مارو میدن هیچ پیشرفتی در این شرکت وجود نداره و این فیلد دیگ کارش تمومه و قراردادهای این شرکت فقط با رانت مدیرعامل صورت میگیره مثلا نماینده های بانک ها رو با هزینه شرکت میبره روسیه و چین و دبی و بهشون حال میده تا بتونه قرارداد ببنده چند وقت یکبار یه ناهار مشتی ک هزینش بالای 200 میلیون هست به مدیران داخلی شرکت میده ولی پول ناهاری بچه ها فقط 6 هزار تومنه روزی!!! کارانه هم ک کلا به موقع پرداخت نمیشه و پولش رو میدن نماینده میبرن خارج کشور برای رانت بیای اینجا فقط درجا میزنی نه فیلد فیلد خوبیه نه شرکت به در بخوره
شرکت سمات را همیشه به عنوان جایی دیدم که حالت سیستم زیرساختی و DevOps را به شکل واقعی تجربه میکردم. در روزگار فعلی اوضاع خیلی تغییر کرده و به نظر میرسد دورهای که تنها تا سال نود و هشت فرصت یادگیری وجود داشت، تمام شده باشد. الآن دیگر شرکت نرمافزار خیلی جدی تولید نمیکند و وضعیت مالی هم رو به وخامت است؛ گویی ورشکسته شده و از این رو، تخصصهای مرتبط با برنامهنویسی و زمینههای مشابه نباید به کار گرفته شوند. برای پوزیشنهای مرتبط با شبکه شاید موقعیت بهتری وجود داشته باشد. با این وجود، مدیریتی تازه با نام امید سلیمانی روی کار آمده که رفتارش نسبت به گذشته تفاوت دارد و به نظرم آدم با صداقت و مهربانی است؛ از تجربههای ناراحتکنندهای که قبلتر داشت، خیلی آرامتر و منطقیتر به نظر میرسد.
من نیمه دوم بهمن بعد از مصاحبه با مسئول استخدام ( که بسیار محترم بودن ) وارد هیوا شدم . قبل از هیوا من جای دیگه مشغول به کار بودم که اکثرا سن ها بالاتر بود و مجبور بودی یه سری محصور رو بفروشی ولی تو هیوا فقط پاسخگویی که به سوالای مشترکاست و فروش پیکج یا سی دی و ...نیست و این خیلی خوبه . در یک کلام حقوق و مزایا و پاداش و ... همه خوبه و بیمه هم شدم .
من به مدت دوسال با این شرکت همکاری داشتم ، در دوران کرونا چون دور کاری بود قابل تحمل بود ولی بعد از آن بصورت حضوری شد . شرکت برای نیروی انسانی هیچ ارزشی قائل نیست توجه کنید هیچ ارزشی حقوق با حداقل تاخیر 1 ماهه در بهترین حالت . بطور مثال حقوق اسفند سال 1400 در اردیبهشت پرداخت کردن و در همون سال پول حقوق پرسنل رو خرج تبلیغات بنر در سطح تهران کردن . قراردادی که جلوی شما میزارن از حقوق پرداختی کمتر ( پایه وزارت کار ) است و زمان خروج 1 تا 2 ماه از حقوقتون رو پرداخت نمیکنن و بدون شکایت ، نمیتونید حقوق و سنواتتون رو بگیرید . ساعت کاری بیشتر از استاندارد وزارت کار است و شما پنجشنبه ها هم باید تا ساعت 12 شرکت حضور داشته باشید . مدیریت مجموعه به طرز عجیبی ضعیف و ناکارامد است .
پرشیا خودرو یکمجموعه کاملا فاسده که فقط و فقط با پولشویی داره بهکارش ادامهمیده ، مالک و همهکاره شرکت رضا حقیقت مرد پشت پرده است که به دلیل ارتباط با حاکمیت (از اقوام مرحومآیت الله ری شهری و آستان حضرت عبدالعظیم ) و استفاده از رانت تونسته خودش را به ثروت افسانه ای برسونه ، شعار اصلی این آدم اینه که همیشه دبه کن و نون تو دبه کردنه منابع انسانیش فامیل رضا حقیقت و به شدت دروغگو هست ، امنیتکاری اصلا وجودنداره و قرارداد همه اونجا دو ماهه هست یه تعدادی آدمهای نزدیک به خودش را عضو هیئت مدیره کردهکه اونا وضعشونخیلی خوبه بهشون خودرو در اختیار ب ام و و حقوق های نجومی میده به شدت درون سیستمشون از نظر مالی فاسده و فقط و فقط دارن پولشویی می کنن نرخورود و خروجپرسنل به شدت بالاست و کیانی مثل منکهگول ظاهر اونجا را میخورن بعد یکی دو هفته میفهمن چه کلاهی سرشون رفته حقوقشون را زودتر از نیمهماه نمیدن وکاهی تا دوماه هم تاخیر در پرداخت داشتن کارمندان واحد فروش به دلیل حقوق کم شرکت رو دور میزننوخودشون دلالی ماشینمی کنن اصلا بی امندارن و ماشیندهای کارکرده را از بازار با قیمت پایین میخرن و با سود پانصدمیلیون به بالا به مشتری که به اسم پرشیا خپدرو اعتماد کرده میفروشن رضا خقیقت بسیار بد دهن و بی تربیته و وقتایی که شرکته سر همه فریاد میکشه ساعتکاری بسیار بالا ، جلسات طولانی غیر ضروری و اجبار به برگزاری جلسات در ویلای خصوصی رضا حقیقت در لواسان دارند که به دلیل عقده وجلب توجه همهجلسات را در لواسان برکزار میکنه تا ویلاشو به بقیه نشون بده به هیچعنوان روی حرف و وعده هاشوننمیشه حساب کرد چونهمشون دروغگوهستند از خانم فرزانهمدیر منابع انسانیشونکه دختر عمه رضا حقیقته تا آقای رشیدی کارشناس اداری که مراحل جذب و استخدام و کارگزینی را انجام میده سر پرداخت پوریانت ، کمیسیون وحقپق ثابت دبه می کنن هیچ نمایشگاهی توتهران دپست نداره باهاشونکار کنه و فقط به مشتریانی که به اعتبار اسم بی امو بهشون مراجعه میکنند ماشینمیفروشند در حالیکه حتی نامه رسمی ومعتفر نمایندگی بی ام و آلمان را هم ندارد به هیچ عنوان کار در این شرکت فاسد با مدیران دروغگو ، خرومخور و دبهکن را پیشنهاد نمیکنم
در یک کلام بزرگترین کلابرداری تلفنی کشور این شرکت یکی از مراکز بزرگ کلابرداری ایران است که هم جیب مشتریشو خالی میکنه هم مشاورشو اصلا پیشنهاد نمیشه مدیران پایین رده و کاملا بی ادبی دور هم جمع شدن و یکی از بزرگترین مزاکز کلاهبرداری رو جمع کردن که حتی ی تابلو هم ندارن از ترسشون
بهعنوان کاربری که تجربهام را به اشتراک میگذارم، میخواهم با صراحت بگویم که نکاتی که مطرح شد کاملا صحیح و دقیق بود. این شرکت را بهعنوان محلی دیدم که پشتیبانی فنی و توسعهدهی بخشی از کار من بود و هر دو نقش بهگونهای با هم ادغام میشدند. در کنار تیم، مسئولیتهایم شامل پاسخگویی به مسائل کاربران و همچنین گسترش و بهروزرسانی قابلیتهای نرمافزار بود. با توجه به تجربهام، همکاری با همکاران و فضای کاری برای من ارزشمند بود و از نظر من، دقت در انجام وظیفه و رسیدگی به جزئیات از مهمترین نکات کار در این مجموعه بود. در نتیجه، بازخوردها و توضیحات ارائهشده از سوی دوستان همکار همواره دقیق و قابل اتکا بود.
من دو سال تو سمت کارشناس فروش و پشتیبانی کار کردم توی کال سنتر. اگر سایت رو خوب بخونید و توی مصاحبه از پیشرفت و امید حرف بزنین قبول میشید. شما یک ماه تموم اموزش میبینید و هر ۳ ماه ازمون یادگیری هاتون دارید. تست اکسل و تایپ و ورد ازتون گرفته میشه. کار له صورت شیفتی هست و تعطیلات شما در ماه هربار فرق میکنه. با توجه به حجم کاری بسیار بالا حقوق خوبی اصلا ندارن. تعداد تماسها در روز بالاست و شما به عنوان کارشناس فروش میری ولی چون صف پشتیبانی همیشه شلوغه ا باید تماسهای پشتیبانی رو در روز طبق ساعتی که سرشیفت اعلام میکنه لاگین باشی. فقط فروش اینترنت نیست شما سیمکارت و ویپ و پوینت تو پوینت و نماوا هم باید پاسخگو باشید. تو تایم ناهار کلا نیم ساعته اگه تماس بخوره بهتون از تایم ناهارتون میره. از بابت اخلاق پرسنل و مدیران نمیشه ایراد جرفت برخلاف چیزی که بقیه نوشتند همه اونجا عالی و محترم بودند. تنها دلیل خروج من شیفت بندی شب و حقوق خیلی کم بود
۴سال تو این شرکت کار کردم. شاید بخاطر اینکه فکر میکردم اگر بیام بیرون کار گیر نمیارم. هر ۴سال فقط اداره کار حقوق دادند. سر قرارداد میگفتن انقد میدیم ولی موقع دادن حقوق؛ به دلخواه خودشون میدادن. مرجانی که یه ریز هدست تو گوشش بود و ویس بچه هارو گوش میداد. مونیتورارو زیر نظر داشتن. بیشترین کار رو ازتون میکشن و حقوق پایین میدن. بچه های خوبی داشت ولی مدیریت و همسرشون و خواهر زتشون محیط رو خاله زنک بازی کرده بودند. جرات کردم و اومدم بیرون و یک هفته بعد اکسپت شدم جای دیگه. اینم بگم دو دفتره بودند و پایه رو پایین میدادن. بعد ۴سال سنواتتون به هیچی نمیرسه. عیدی رو کف میدن و سنوات رو یه پایه وزارت کار. خلاصه مضخرفههههههه پارمیس . مضخرففففففف
من برای شما به صورت دورکاری یک سفارش به شماره ۱۵۸۰۱۷۷ را ترجمه کردم، از بس شما و مشتری به من ایراد گرفتند و گفتند کارت ماشینی است و خوب نیست که کار را از من گرفتید و معلوم نیست به کدام مترجم مفت خور دیگرتان دادید. اینطور که خبر دار شدم اینبار مشتری خیلی از کار ایشان راضی بوده. یعنی می فرمایید سواد ترجمه این شخص از من بالاتر بوده، یا رفتارش از من با مشتری بهتر بوده که مشتری اینطور از ایشان راضی بوده است؟ واقعا حیف وقتی که برای شما هدر دادم. باید مجموعه به اصطلاح دانش بنیان خود را بهتر بشناسید و دیگر روی نظر سنجی نداشته باشید. در یک کار ترجمه دیگر چون چند ستونی ترجمه کردم و در وورد تحویل دادم و مشتری کار را دستکاری کرده بود همه ستون بندی ها بهم ریخت و دوباره تمام کاسه کوزه ها سر من شکست. ببندید اون به اصطلاح دارالترجمه را آبرومندتر است. حالا باید امتیاز و ستاره ی اجباری هم بدهیم. واقعا برایتان متاسفم.
اسم این شرکت باید از اتاقک ***** تغییر کنه مزخرف ترین شرکت با مدیران دیوانه و روانی انحرافات جنسی هم که موج میزنه یه خدماتی هم داره سفیانی که کلا دیونست
بعنوان یک برنامه نویس واقعا چیزهای خوبی یاد گرفتم، درسته که هیچ کجا بهشت مطلق نیست و همیشه چیزایی برای روی مخ رفتن وجود داره ولی باید منصف بود و خوبی ها رو در یک کفه و ایرادات رو در کفه دیگه قرار داد و سنجید که در اینجا کفه محاسن واقعا سنگینی میکنه. محل شرکت خ عباس آباد هست که به ایستگاه متروی بهشتی نزدیکه.
در مصاحبه احساس کردم که با سایت فیک و دروغینی مواجه هستم که نقش گمراهکنندهای دارد و ظواهر آن با واقعیت شرکت تفاوت دارد. متوجه شدم که نظارت شدیدی روی کارمندان و گوشیهایشان وجود دارد و سوالات من دقیقا به گونهای طراحی شده بود که فقط جنبه تستی داشته باشند. در عین حال، پیشنهاد کردند سه ماه کارآموزی بدون حقوق انجام دهم و بعد از اتمام دوره کارآموزی امکان تصمیمگیری برای استخدام و دریافت حقوق دلخواه را بدهند که در واقع هیچ تضمین صریحی برای حقوق یا استخدام وجود ندارد. به نظر من رفتار شرکت بیاحترامیآمیز است و فضای حاکم بر آن پر از حضور نیروهای بسیجی است. اگر پاسخ یا پیام مذاکرهای از طرف آنها رسید، بهتر است به آن پاسخ نداد و رد کرد.
تقریبا 3 سال کار کردم. بزرگترین اشتباه کاریمو انجام دادم که سال دوم از شرکت درنیومدم بیرون. اونجا همه فامیل هستن و براساس روابط مسوولیت می گیرن. مدیران بجای اینکه کاری کنن که بچه ها همدل بشن، بجاش جاسوس پرورش میدادن. عکاس بانی مد که هنوزم هست چنان جاسوس و دروغگو هست و از اون بدتر که مدیر محتوا یه ادم دهن بین هستش. حتی جمعه ها هم سرکار بودیم و تایمی که ما اونجا بودیم عید هم حق مرخصی نداشتیم. به طور کل باید بگم اونجا کارمند زندانی و برده هست.
برایم تجربهی کار در این شرکت به گونهای بود که احساس میکردم محیط واقعا حرفهای نیست؛ فضای کار خشک و عاطفی نیست و رفتارها روتین و ماشینیاند. از نظر HR، فرآیندها به شکل کارآمد اجرا نمیشد و بیشتر جنبهی تنبیهی یا قهری داشتند. از همکاران تیم هم کمتر کسی را میشناختم که بیش از یک سال در شرکت باقی مانده باشد. اگر هدف شما از کار، همزمان با آرامش و رضایت مالی است، گزینهای مناسب به نظر نمیرسد.
بهزبان من نوشته میشود که برای فرصت شغلی تطبیق کامل با آگهی را داشتم و رزومهام را فرستادم، اما با رفتاری غیرحرفهای مواجه شدم. کارفرما در فرآیند گزینش بهطور مشخص واکنش غيرمنتظرهای نشان داد و توضیحی منطقی برای رد رزومه ارائه نکرد. مسئول گزینش که بدیهی است از طریق لینکدین پیگیری کردم، به من گفت با او تماس میگیرد، اما مصاحبه تلفنی کاملا غیرحرفهای بود و فقط قصد داشت دلایلی برای رد رزومه بیابد. وقتی گفتم برخی از پرسشها در آگهی ذکر نشده بود، ناچار گفت سیاست شرکت این است که… این تجربه مربوط به یک فرصت کارآموزی بود که در آگهی هیچ تجربهای از این نوع ذکر نشده بود، اما کارشناس مربوطه برای یافتن علت رد رزومه پافشارى کرد. سپس پرسیدند سطح زبان من چقدر است که پاسخ دادم مسلط هستم. در ادامه رفتند سراغ حقوق پیشنهادی و من گفتم همان مبلغی است که در آگهی قید شده بود؛ اما پاسخ آنها این بود که با سیاست شرکت همخوانی ندارد. سوال مضحکی به نظر میرسید، چراکه مبلغی که در آگهی درج شده بود با وضعیت شرکت همسویی ندارد. در نهایت گفتند که خبر میدهند، اما من برای پیگیری با مدیر مربوطه یک متن طولانی به انگلیسی فرستادم تا سطح زبانم و سابقه کارم روشن شود. مدیر هم به همان دو پاسخ سابق بسنده کرد که تجربه کاری ندارم و با رنج شرکت همخوانی ندارد. با این تجربه فهمیدم جو شرکت چگونه است. لازم است اشاره کنم که این شرکت در سایت خود تأکیداتی درباره تعهد اخلاقی و مسئولیتپذیری نوشته بود. از سه اتفاق مهم در بررسی رزومه من عبور کردند: نخست، رزومهای که بهطور کامل با شرایط آگهی مطابقت داشت رد شد؛ دوم، پیگیری من منجر به اصلاح درخواست نشد و به پاسخ اولیه پافشاری شد؛ سوم، قول داده بودند که درباره نتیجه مصاحبه اطلاع دهند اما اطلاعرسانی نکردند. بهقصد یادآوری حتما این تجربه را در نظر داشته باشید.
در قراردادی که با شما بسته میشه یک بخشی به عنوان مدادی داره که هرماه پرداخت میشه و حتی در بیمه شما هم لحاظ میشه ولی در محاسبه عیدی و سنوات این مبلغ لحاظ نمیشه. تازه موقع تسویه حساب متوجه میشید که چه اشتباهی کردید. مزایایی مثل پرداخت اعیاد و ... هیچی نداره.
حدود نه سال است که برای پایدار سامانه کار میکنم و همچنان از فضای دوستانه و انعطافپذیر آن لذت میبرم. اینجا فرصتهای رشد و ارتقاء بهطور کامل فراهم است و میتوانم مسیر حرفهایام را به راحتی پیش ببرم.
دورکاری برای شرکت بی اعتباری مثل ترجمیک بزرگترین اشتباه من بود. گول دانش بنیان و اسم دانشگاه شریف را خوردم. پیشنهاد می کنم یا اسم دانشگاه را برای حفظ شرافت آن عوض کنید یا ترجمیک را از آن محل اخراج نمایید. کار دقیق می خواهند و در قبال انجام وظایف متقابل خود هیچ دقتی را برای خود لازم نمی بینند. نفر دور کار هم ساعت کار دارد که این شرکت با تحمیل روش های خود این حق را نقض می نماید. زنانه بودن مدیریت و تصمیم گیری ها در این شرکت باعث تمامی این مشکلات است. ای کاش از اول اعلام می کردند که در این شرکت تصمیم گیری ها در عمل با زنهاست گرچه ظاهرا مرد را به عنوان مدیر و بنیانگذار معرفی می نمایند. تمام دوستان و آشنایان من، حتی زن های فامیل و دوست و آشنا، وقتی متوجه مدیریت و تحکم زنانه این محیط کار ترجمیک شدند همه یک صدا گفتند:《 مطمئن باش جای درهم و برهمی است》الآن متوجه می شوم که درست می گفتند. کلا این شرکت اسم دانشگاه شریف را هم بی اعتبار کرده است. کار برای این شرکت نه مزایایی دارد و بجز اتلاف وقت هیج سودی ندارد. بیشتر به کازینو ها و قمارخانه ها شبیه است. بسته به شانس کار به کسی تعلق می گیرد یا نمی گیرد. مزایا و امتیازی در این شرکت دیده نمی شود، مگر اینکه سوء استفاده از افراد دورکار را مزیت و نوعی امتیاز بدانیم. همین که شرکت به زور امتیاز می خواهد تا نظر را ثبت نماید نشان دهنده درستی مطالب ارائه شده می باشد.
روی کار این شرکت فکر میکنم از دیدگاه تجربهکاریم اینطور بود که سرعت پیشرفت توش به اندازهای که انتظار داشتم، نبود و فضای کاری سمی و پر تنش حاکم بود. مدیر شرکت با تمرکز زیادی روی ایجاد فضای کنترلشده و تصمیمهای از بالا به پایین کار میکرد و دید خیلی واضحی نسبت به تیم داشت، اما رفتارهای بعضی مدیران فروشگاهها و بازخوردهای منفی از طرف برخی همکاران باعث شد احساس کنم محیط کار بیثبات است و ارتباطات درونسازمانی به درستی حرفهای نیست. سختیهای عمده شامل نبود فرایندهای روشن برای قیمتگذاری و تصمیمگیریهای سلیقهای بود که باعث میشد معادلهای مشخص بین هزینه و محصول شکل نگیرد. در نتیجه فشار کاری بالا، ساعات کار طولانی و پاسخگویی مداوم به مدیران، حتی در زمان تعطیلی یا مرخصی، تجربه را خستهکننده میکرد. جو داخلی شرکت تا حد زیادی مسموم و سرد بود و منابع انسانی هم بهخوبی ساختار نداشت؛ بهطور کلی جای تعادل بین انگیزه و فشار کاری بههمخورده بود. در حالی که برخی از افراد تیم قدیمی بودند و تجربه زیادی داشتند، رفتارهای غیرحرفهای و دلالتهای منفی در برخی تعاملات وجود داشت که بر روحیه تیمی اثر میگذاشت. خروجی نیرو هم در این مجموعه بالا بود، بهطوری که به نظر میرسید افراد با پختگی و مهارتهای مشخص دوام بیشتری میآوردند و احتمال خروجشان پایینتر بود. در کل، داشتن تجربه کاری در چنین محیطی را برای کسانی که دنبال یک فضای حرفهای و شفاف با ساختار سازمانی روشن هستند، چندان توصیه نمیکنم؛ اگر دنبال محیطی با سیستمها و فرایندهای واضح و احترام متقابل هستید، شاید گزینههای دیگری بهتر باشند.