به نظر من برای کسانی که تازهکار هستند، کار در این شرکت میتونه تجربه مفیدی باشه، اما وقتی سطح کار به متوسط یا حرفهای میرسه، رونق رشد محدود میشه و شرایط آنقدر سخت میشه که کلا به رفتن فکر میکنی. از جانب مدیریت، رفتارهای احساسی و هیجانی زیادی دیده میشه که منجر به خروج غیر حرفهای از تیم میشه. به طور کلی برای منابع انسانی ارزشی قائل نیستن و درخواستهها رو به موقع انجام میدن، هرچند دستمزد نسبت به عرف بازار پایینتره. در مجموع، مدیریت واقعا با پرسنل همدلی و تعامل سازندهای نداره و حاضری وقت بذارن برای کارمندهاش مشاهده نمیشه.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این شرکت احساس میکنم فضای همدلی و گرمی حاکم است و فرصتهای زیادی برای رشد وجود دارد. مدیریتی کارآمد و حرفهای دارم که امکان شرکت در پروژههای گوناگون را فراهم میکند و در نهایت تجربههای ارزشمندی نصیبم میشود.
مدیریت به شدت داغونی دارن. ینی مدیری که توانایی کنترل رفتارش رو نداره. مثلا صبح اگه با کسی دعواش شده باشه تمامشو سر نیروی کار خالی میکنه هیچ استراتژی پشت بیزنسشون نیست هر روز تصمیم میگیرند یه وری حرکت کنند و همه چیو تغیر بدن عددی که باهاتون رو حقوق میبندن الکیه هر چقدر دلشون بخواد پرداخت میکنن اگه بگن میخوان قرارداد ببندن الکیه چون نمیبندن به شدت دروغگو هستند آدماش در کل آدم باید عقل نداشته باشه بره اونجا کار کنه کلاهتون هم اون سمتی افتاد نرید جاب گای شما هم اگه یه روز بفهمن تو سایتتون همچی چیزایی زدید زنگ میزنن با ادبیات زشتی تهدیدتون میکنن که آره این کار و میکنیم اون کارو میکنیم چون کلا کارشون داد زدنه
اول از همه اینکه باید بگم دقیقا عین اون چیزی که یکی از کاربرها که قبلا راجب علی بابا اینجا نوشتند دو دسته آدم در علی بابا وجود داره، اونایی که واقعا کار میکنن و برای کار کردن اومدن دوم اونایی که هیچکاری نمیکنن فقط بلدن حرف های ادبیات راهبری!!!! علی بابا رو تکرار کنن و حاشیه درست کنن. (برای پیشرفت کردن تو این شرکت باید تا میتونید این ادبیات راهبری رو استفاده کنید حتی اگه جلوی همه خلافشو انجام میدید بازم برای گرفتن مقام بالاتر باید تو تمام صحبتهاتون از این عبارات استفاده کنید - اینم اضافه کنم که همایش های راهبریشون هم یه بخش جالب دیگه ای از فرهنگ کارشون بود که در عین حال که میگفتن اختیاریه ولی در واقع مجبور میکردن بچه ها رو که تو این همایش ها شرکت کنن و جالب تر اینکه هزینه ی این همایش ها رو هم تماما از بچه ها میگرفتن یعنی حتی رایگان هم نبود که اجبار کردنشون یه ذره عقلانی به نظر بیاد) دقیقا همین دسته ی دوم هستن که تو علی بابا پیشرفت میکنن پس اگر آدم بی حاشیه و کارکنی هستید و فکر میکنید پیشرفت تو کار باید بر اساس عملکرد و دانشتون صورت بگیره دور علی بابا رو خط بکشید. چون همون دسته ی دوم یه جوری براتون حاشیه درست میکنن که خودتون متعجب میمونید چطور همچین اتفاقی افتاد و برچه اساسی و البته که تو این شرکت پیشرفت ها و حقوق های بیشتر هم فقط برای این دسته ی دوم هست. باید بگم اولا که با قراردادهای سه ماه سه ماهشون واقعا هیچگونه امنیت شغلی ای در این شرکت ندارید. و تنها کسانی که عزیز دل بالادستی هاشون هستن و از دسته ی دومن و میدونن چطور باید چاپلوسی کنن قراردادهای طولانی مدت تر باهاشون بسته میشه وگرنه هرچقدر هم کارتون خوب باشه بازم سه ماهه باهاتون قرارداد میبندن. اینم بگم که هرچقدرم کارتون خوب باشه و از دسته ی اول باشید، مدیرتون احساس کنه شما باب میلشون نیستید خیلی راحت باهاتون قطع همکاری میکنن. چون بلا استثنا مدیرای بخشی که من درش فعالیت داشتم همه شون از دسته ی دوم هستن. ارتقاها و پیشرفت های شغلی کاملا برای دسته ی دومه و اینترنال جاب های این شرکت کاملا فرمالیته ست و از قبل انتخاب میکنن چه کسی قراره اون پوزیشن باز شده رو بگیره و تمام مصاحبه هاشون کاملا فرمالیته ست. حتی به عینه دیده شده اینترنال جاب نمیزدن یعنی اصلا اعلام نمیکردن پوزیشنی باز شده و هیچ مصاحبه ای هم از کسی نمیگرفتن و درنهایت یه ایمیل سازمانی میزدن که فلان شخص بعد از مصاحبه برای این پوزیشن انتخاب شده درصورتی که خود اون شخص بین همکاران نزدیکش اذعان میکرد هیچ مصاحبه ای نداده! و یکی از اصلی ترین دلایلی که نارضایتی زیادی بین بچه ها ایجاد میکرد همین اینترنال جاب های فرمالیته شون بود. کلا هم یه بار تصمیم گرفتن به کارمندای بخشی که من بودم پاداش بدن، پاداش ها اینجوری شد که دقیقا به کسایی که جزو دسته ی دومن و چاپلوس همیشگیه مقام بالادستیشون بودن بیشتر از بقیه گرفتن و باعث نارضایتی کل مجموعه شدن با این کارشون که تا چندوقت بعد نمیدونستن چه جوری جمع کنن این قضیه رو. باید بگم این عبارت یکی از کاربرها که قبلا نظر گذاشته بودن عین واقعیته " آدم های زیادی علی بابا رو با ناراحتی ترک میکنن و این شرکت به طور عموم کسی رو زخم نکرده رها نمی کنه" و علی بابا خیلی بد با کارمنداش خداحافظی میکنه و من حتی یک نفرم ندیدم که با دل خوش از این مجموعه جدا شده باشه. توی بخشی که من بودن تنها مزیتشون بیمه تکمیلی و حقوق نسبتا مناسب بود و نمره ای که بابت عملکرد ماهانه بهمون میدادن هیچ تاثیری در هیچ چیزی نداشت. اینم به صورت کلی بگم تا شنیدید هر شرکتی خیلی اصرار داشت ما مثل خانواده هستیم، سریعا ازشون دوری کنید چون علی بابا مصداق بارز این موضوع هست، خیلی اصرار داره به این که همه مثل اعضای یه خانواده ن در این شرکت و با اون تعدیل آخر سال 98 خیلی خوب نشون دادن که گفتن این جمله فقط برای اینه که ازتون کار بیشتری بکشن و در مقابل چیزی ارائه ندن. درحالی که تو روزای تعطیلمون که برای استراحت و دوری از فشار کاری روش حساب میکردیم دقیقا با عنوان کردن جملاتی از قبیل اینکه ما مثل اعضای خانواده هستیم از بچه ها کار مضاعف میکشیدن ولی متاسفانه از سمت خود شرکت هیچ رفتاری شبیه به عضوی از خانواده دیده نمیشد که بارزترینشون هم تعدیل اون تعداد زیاد نیرو بود. در آخر هم باز جمله ی همون کاربری که تجربه شونو قبلا گذاشتن میذارم چون عین واقعیته : "اگه می خوای واقعا کار کنی و دنبال پیشرفت شخصی ت هستی و می خوای تاثیری بزاری و وقت ت بهدر نره و حواشی و ناعدالتی اذیت نکنه واقعا بهت توصیه میکنم از رفتن به علی بابا منصرف بشی."
من تجربهام رو از کار در شرکت رایانش ابری سپهر اینطور توصیف میکنم که محیط یادگیری و رشد خوبی داشت. دیدن نحوه مدیریت پروژهای بزرگ با تعداد بالای کاربران و مشتریان برای من خیلی جالب بود. شرکت تغییرات اساسیای رو پشت سر گذاشت که باعث شد اکثر کارها وارد فرایند اسکرام بشه و خیلی از مشکلاتی که کارمندهای قدیمیتر بهش اشاره میکردن، اکنون حل شده باشه. از همکاری با مدیر بخش کاملا راضی بودم و احساس میکردم اختیار بیان و نشان دادن خودم توی تیم تا حد زیادی وجود داره. با وجود این، سپهر جدیدی که نتیجه تلاش من و همتیمیهاست، بدون شک جذابیت زیادی خواهد داشت. در این چند ماه حقوق بهطور منظم و قابل قبول پرداخت میشد. جلسات زیادی داشتیم که واقعا نمیدونم ضرورتشون تا چه اندازه بود.
حدود یک سال در کیان دیجیتال به عنوان DevOps مشغول بودم و باید بگویم تجربهای پرتنش و چالشبرانگیز بود. به لطف مدیریتهای گاهی دیکتاتورگونه و تغییری در راس تیم، از نظر کاری با فشارهای زیادی روبهرو شدم و اخیرا هم مدیر فنی جدیدی که به نظر میرسید بیتجربه و سلطهگر باشد، اضافه شد که بیشتر از طریق روابط و رانتهای خانوادگی برای رسیدن به جایگاهش تقویت شد و بسیاری از همکاران به دلیل ناراضی بودن از سبک مدیریتی، ترک کار کردند. یکی از جنبههای مشکلزا این بود که پروسههای اداری برای ترک کار و انتقال مسئولیتها به سختی انجام میشد؛ مدت قرارداد و ارزیابیهای قبلی به نوعی به نفع مجموعه یا مدیران بود تا جایی که دسترسی به موقعیتهای بهتر در جای دیگر دشوار میشد. اگر در موقعیتی بودم که به تغییر شغل فکر میکردم، تهدیدهای غیر رسمی برای بازگرداندن به کار یا برخوردهای نامناسب مطرح میشد. همچنین، اگر تصمیم به جدایی میگرفتم، ممکن بود به عنوان خطا یا کار خرابکاری برچسب بخورم. منابع انسانی شرکت بهطور عمده به منافع مدیران توجه داشت و رابطه با سایر همکاران در سایهانداخته میشد. در کل، تجربه کاری من با وجود چندان بودن چالشها، برای من از نظر یادگیری فرآیندهای کاری و مدیریت منابع انسانی نکات قابلتوجهی داشت، اما فضا و رفتارهای مدیریتی بیش از حدکنترلکننده و غیرشفاف بود.
در مهرپرداز ایلیا، حقوق بالا اغلب انتظار نمیبرم، اما فضای فراوانی برای یادگیری و کسب تجربه وجود دارد. اگر دنبال رشد حرفهای هستی، این مجموعه را از دست ندهی. تجربههای ارزشمندی به دست میآوری و من از این گروه تا پایان عمر ازشان سپاسگزارم.
در ظاهر با ادای کاری شرکتهای معتبر خارجی سر و شکل میگیرم، اما واقعا اوضاع فرق میکند و چیزها خیلی بدتر است. نرخ فشار کاری بالا است و کارمندان به سرعت تحت فشار قرار میگیرند؛ موفقیت در اینجا به طرز نامعمولی به خاطر تحمل ساعات طولانی کار و از دست دادن زندگی شخصی ممکن میشود، به گونهای که عدهای از همکاران برای ادامه کار از خود گذشتند. نقطه قوت واحدش این است که در برخی حوزهها انسانهای متخصص به چشم میخورند که این افراد بهطور مستقیم به بنیانگذاران و سرمایهگذاران شرکت وابستهاند و اعتبارشان از این منظر قابل توجه است.
در این شرکت به نظر میرسد وعدههای پیشرفت فقط روی کاغذ باقی میمانند و در عمل پشتیبانی لازم از طرف شرکت صورت نمیگیرد. با وجود اینکه پرداخت حقوق بهموقع است و پشتوانه مالی نسبتا خوب است، اما از برخی منابع دیگر درآمدها به شکل کمتری پرداخت میشود. شرکت به طور کامل ادارهای متمرکز دارد و مدیران میانی به دیدگاههای کارشناسان توجه نمیکنند و مدیرعامل نیز نظر دیگران را مد نظر قرار نمیدهد. احساس میکنم نیروهای انسانی به عنوان سرمایه در نظر گرفته نمیشوند و جایگاهی واقعی در تصمیمگیری ندارند. در کل اگر دنبال محیطی با کار معمولی و شرایط متوسط هستید، ممکن است اینجا برایتان مناسب باشد.
در گذشته شرکت خوبی بود ولی اکنون حرفی برای گفتن ندارد. اصلیترین مسئله این سازمان وجود مافیای کاری و باندبازی است؛ حقوقها پایین است و با شرکتهای همسطح توان رقابت ندارد.
در این شرکت حقوق و مزایا نسبتا مناسب بود، اگرچه تفاوتها زیاد بود. یکی از نقاط ضعف، نبود ساختار مشخص در مدیریت و کمبود برنامهریزی و کنترل پروژه بود. جو کار به صورت بازیسازی و باندبازی و احساس وجود سیستم مافیایی توصیف میشد.
مدت کوتاهی رو با بله همکاری داشتم و با وجود فضایی دوستانه و زمینهای برای یادگیری، مشکلاتی هم بود که کار رو گاهی سخت میکرد. مثلا فشار کاری واقعا بالاست و ممکنه روزها یا حتی هفتهها بیش از دوازده ساعت کار بهطور پیوسته لازم باشه؛ اما تشویقی هم در این فضا وجود نداره و فرهنگ سازمانی هم بهگونهای است که باید باهاش کنار بیایید. از طرفی یادگیری در شرکت عالیه و اکثر همکاران به هم کمک میکنن تا مباحث جدید رو یاد بگیرن و بهخصوص میتونین در بخشهای مختلف پروژه مشارکت کنین که تجربه بینظیری محسوب میشود. محیط شرکت به دلیل اینکه بانکیه کمی از حالت استارتاپی خارج شده و برای هر کاری بروکراسی خاصی لازم است؛ حتی کارهای ساده هم با الزاماتی همراه است که از نظر من نکته منفی نیست. یکی از نکات منفی این شرکت نبود وعده غذایی مناسب است؛ نه ناهار و نه شام که اغلب باید هزینهش را خودمان بپردازیم. در عین حال جو دوستانه حاکم است، اما اخیرا بین تیمهای مختلف تا حدی تبعیض دیده میشود؛ مثلا هدایا یا جشنهای تولد فقط برای اعضای کلیدی شرکت در نظر گرفته میشود و سایرین چنین توجهی به تولدشان نمیشود. از سوی دیگر یکی از نکات مثبت، وجود فضای دوستانه و اردوهای تفریحی است و دوران کرونا هم امکان دورکاری فراهم بود. در کل محیط مناسبی برای کار است اگر بتوانید با فشارهای سنگین کاری و نیاز به کار روزانه تا ساعات طولانی کنار بیایید، و انتظار پاداش یا مرخصی چندان مطرح نباشد و بتوانید روزهای طولانی در محل کار بمانید و ناهار را هم خودتان تامین کنید. با این وجود یادگیری خوب و فضای همدلی و کار تیمی خوب، از نقاط قوت و شناسه مثبت شرکت بله هستند.
سیستم مدیریت کاملا بی نظم و پیش بینی نشده هستش، اصلا درک فنی از کار ندارن و جایی برای پیشرفت نیست از لحاظ رعایت حق و حقوق هم باید بگم که یک ماه اول بدون قرارداد باید اونجا کار کرد که اگر نخواستن حقوق اون یه ماه رو هم نمیدن درمورد حق و حقوق مالی از هر جایی که بتونن از حق کارمند کم میکنن و به شدت هم ادعا میکنن که کاملا رعایت میکنن درصورتی که قوانین وزارت کار رو هم زیر پا میذارن مثلا درمورد گرفتن سفته بدون ذکر در قرارداد! یا مثلا عدم تحویل نسخه قرارداد به کارمند
با وجود تمام مشکلاتی که پیش آمد، نهایتا نتونستم از حقم دفاع کنم و اونها به من توجه نکردن. من برای رسیدن به نتیجه تلاش زیادی کردم، با اینکه به شدت پیگیری کردم و از طریق گفتگو و مذاکره دنبال راه حل بودم، اما نتیجه مطلوبی حاصل نشد.
همیشه با یک قرارداد کتبی و رسمی کار را آغاز میکنم تا بعدها دچار مشکل نشوم. در مسیر کار، اصول اخلاقی و جدی را رعایت میکنم و از هیچگونه فعالیت غیرقانونی یا نامناسب دوری میکنم. برای هر فرصت شغلی، حداقل یک جلسه مصاحبه و معرفی الزامی است تا هم من و هم کارفرما از انتظارات یکدیگر مطلع شویم. از همان ابتدا باید وظایف افراد تیم به وضوح مشخص باشد و من با شفافیت بالا به انجام وظایفم بپردازم. همچنین همه مراحل و فعالیتهایم را مستندسازی میکنم تا پیگیری و ارزیابی کار راحتتر باشد.
باور کنید فضای کار در این شرکت را خیلی دوست داشتم؛ محیطی صمیمی و دوستانه که با روحیه جوانی و پویایی همراه بود. اینجا بیشتر از هر چیز به یادگیری و دانشمحور بودن توجه میشود، و کمتر شرکتی را میشود پیدا کرد که چنین فضایی را به خوبی دربرگیرد. تجربهای بود که ارزشمند و فراموشنشدنی شد.
روزهای کاری من در شرکت نوین رسالت با فرصتهای بیشماری برای رشد همراه بود و با تلاش تیم مدیریتی و همکاران، دائما در حال بهبود و کاوش روشهای تازه برای ارائه خدمات به مشتریان بودیم. در این مسیر، تجربههای ارزشمند و نوینی به من کمک کرد تا یاد بگیرم و توسعه دهم. نقاط قوت که احساس کردم حاصل این محیط بود عبارتند از: - فضای کاری صمیمانه و دوستانه - امکان کار در حوزههای بهروز و پیوسته در حال تغییر - حمایتی بودن همکاران و کمک بدون چشمداشت آنها - فرصتهای تجربی برای ساختن تجربههای جدید و سازنده در مجموع، محیطی مناسب برای یادگیری و پیشرفت دیدم و با انگیزهای بالا به سمت پروژههای آینده گام برداشتم.
تجربه من به عنوان برنامهنویس در کارادوهزار اینطور بود که شرکت به شکل نسبتا سنتی اداره میشود و ساعات کاری مشخص و محدود دارد. به نظرم برای یک فرد مبتدی که میخواهد وارد بازار کار شود، محیط مناسبی است چون فرصتهای آموزشی زیادی ارائه میشود، اما نباید انتظار داشت با فناوریهای تازه و بهروز کار کند. روال کار مشخص است و بیشتر روی همان سیستم قدیمی asp.net متمرکزند. فشار کاری بالا است چون مشتریان زیادی وجود دارند. همچنین اغلب برنامهنویسها تنها شغلشان کدنویسی نیست و باید به پشتیبانی تلفنی مشتریها هم رسیدگی کنند. یکی از مشکلات شرکت این است که افراد کلیدی به عنوان افراد ویژه محسوب میشوند و جایگاهشان اولویت دارد.
وقتی به این شرکت رفتم، آن موقع حدودا ده نفر نیروی فنی داشتند و مدیر فنی که آدم واقعا باحوصله و حرفهای بود؛ متأسفانه ایشان هم مثل بقیه با مشکلات زیادی دستوپنجه نرم میکرد. تیم فنی هم از نظر دانش و اخلاق حرفهای واقعا خوب بودند، اما مدیریت شرکت مشکلات جدی داشت. قراردادی با اعضا بسته نمیشد و حقوق هم مداوم پرداخت نمیگردید. وقتی من پیوستم، فهمیدم که اعضا چندین ماه است حقوق نگرفتهاند و هیچکس قرارداد رسمی ندارد؛ همواره وعده میدادند که این ماه پول میگیریم. من هم به آنها گفتم اگر دو روز یا بیشتر تاخیر در حقوق باشد، ترک کار میکنم؛ با این وضعیت و نبود قرارداد، پس از یک ماه و یک روز همراه یکی از همتیمیها کارمان را ترک کردیم. با گذشت زمان، سایر اعضا هم جدا شدند و خوشبختانه از چندنفری که میدانم وضعیتشان اکنون بسیار مناسب است. این تجربه برای من روشن کرد که در شرکتهای کوچک نباید کار کرد. به خاطر داشته باشید که اگر شرکت بهدرستی درست شده باشد، اصلا قبل از امضای قرارداد ورود به شرکت اتفاق نمیافتد. به هیچ عنوان بدون قرارداد و بیمه کار نکنید، چون نتیجهاش این است که جمعی از افرادی که تخصص خاصی ندارند وارد میشوند و واحدی را اجاره میکنند و از تعدادی مهندس کشور به صورت رایگان سواستفاده میشود.
برای مدت کوتاهی به عنوان کارمند مخفی در این شرکت فعالیت کردم، اما نتیجه آن تجربه به هیچوجه رضایتبخش نبود. در طول ۱۳ روز بدون اجرای قرارداد رسمی، مأموریت من ارائه پیشنهادهای بهبود برای سازمان بود و با جمعآوری و تحلیل دادههای آماری درباره سیستمها و برنامههای بازاریابی، نتایجی را به دست آوردم که مقرر بود به بهبود فرآیندها کمک کند. پس از ارائه این گزارشها، شرکت به بهانه عدم پذیرش مسئولیت و نبود برچسبهای کافی برای موقعیت من اقدام به اخراج کرد. محیط کار در یک واحد مسکونی حدودا ۸۰ متری بود و بعدها متوجه شدم این شرکت به هیچ مجوزی از مراجع مربوطه مجهز نیست و نامی هم از شرکت در ورودی یا سر در دیده نمیشد. هیچ مبلغی به من پرداخت نشد و برخلاف وعدههای اولیه، قرارداد رسمی منعقد نشد و کار را به عنوان آزمایشی ارزیابی کرده و حقوقی هم پرداخت نشد. سه نفر از همکاران من در همان مدت نیز سه ماه پس از آغاز همکاری از شرکت جدا شدند. این تجربه برای سال ۹۸ ناامیدکننده بود و توصیه میکنم اگر قصد دارید با این شرکت همکاری کنید، حتما پیش از تصمیمگیری بهطور دقیق تحقیق و بررسی کنید تا از شرایط کاری مطمئن شوید. امیدوارم شرایط کار در آینده بهتر شود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.