شروط استخدام این شرکت: نماز خواندن 😁 حقوق اداره کار، که اون را هم بعد از ۷ ماه اصلا یک ریال ندادن، نام مدید عامل: سعید فرمان، اهل یزد سال ۹۱ در این شرکت مشغول کار شدم به عنوان کارشناس برنامه نویسی، حقوق پیشنهادی اداره کار، از این حقوق جریمههای دیر آمدن ( که جمعا با ۴ بار تاخیر شد ۷۰۰ هزار تومن سال ۹۱، 😳 ) کسر شد. برادر مدیرعامل هم ( سامان فرمان ) اونجا مشغول بود، و هر دو خسیس در ۷ ماه حضور یک ریال به من داده نشد، با شکایت و رفت و آمد به اداره کار، کلا ۵۰۰ تومن دادن 😳 سعید فرمان به شدت مذهبی، خسیس ساعت کار: نا مشخص، از ۷ صبح تا ۸ شب ( حتی جمعه ) لطفا خودتون را با رفتن به این شرکت بدبخت نکنین
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شروط استخدام این شرکت: نماز خواندن 😁 حقوق اداره کار، که اون را هم بعد از ۷ ماه اصلا یک ریال ندادن، نام مدید عامل: سعید فرمان، اهل یزد سال ۹۱ در این شرکت مشغول کار شدم به عنوان کارشناس برنامه نویسی، حقوق پیشنهادی اداره کار، از این حقوق جریمههای دیر آمدن ( که جمعا با ۴ بار تاخیر شد ۷۰۰ هزار تومن سال ۹۱، 😳 ) کسر شد. برادر مدیرعامل هم ( سامان فرمان ) اونجا مشغول بود، و هر دو خسیس در ۷ ماه حضور یک ریال به من داده نشد، با شکایت و رفت و آمد به اداره کار، کلا ۵۰۰ تومن دادن 😳 سعید فرمان به شدت مذهبی، خسیس ساعت کار: نا مشخص، از ۷ صبح تا ۸ شب ( حتی جمعه ) لطفا خودتون را با رفتن به این شرکت بدبخت نکنین
در یک سال و دو ماه تجربه کار به عنوان فیشال بیوتی تراپیست دارم. با محیط کار سازگار، با روحیه همکارانه و تیمی، دلسوز و با درک بالایی از مواد و برندهای گوناگون کار میکنم. منظم و باانضباط هستم و اخلاق حرفهای را سرلوحه کارم قرار میدهم.
مدت یک سال و دو ماه در کار به عنوان بیوتی تراپیست فیشال کار کردم و تجربهای سازگار با فضای کار بود. با دلسوزی کار میکردم و با مواد و برندهای مختلف آشنا بودم. از نظر حرفهای منظم و منضبط بودم و روحیه تیمی بالایی داشتم، همچنین اخلاق حرفهای را همواره در اولویت قرار میدادم.
شرکت بهسا یا همون بهپرداز سامانه همراه اول یکی از بدترین تجربه های کاریم بوده ، شرکت به قول معروف پلاستیکی و دکوری که دست اوردی جز پول شویی و منبع درآمد نامشروع یه سری دوستان در همراه اول و شرکت بهپرداز جهان که شراکتی این دکور رو زدن تا بتونن به اسم برون سپاری کارها رقم های میلیاردی از حساب همراه اول خارج کنن ، از پلاستیکی بودن این شرکت همینقدر بگم که با نزدیک به ۱۵۰ نفر توی تیم اکانت به مدیریت آقای نکویی ( لقب مهندس براشون زیادیه ) نیروی به قول خودشون متخصص که اکثرا دوست و اشنا و فامیل مدیران هستن و بخشش BSS همراه اول رو مدیریت و نگهداریشون بعهدشون هست زمان بروز مشکل تنها کاری که میکنن گرفتن تیکت برای شرکت وندور یعنی هواووی هست و ارجاع مشکل به شرکت اصلی ! هزینه هر تیکت ۱۰۰ دلار هست ! حالا اون ۱۵۰ نفر این وسط چیکار میکنن رو خودتون پیدا کنید !! نیروهای متخصص و با تجربه رو بخاطر افزایش حقوق ندادن هر سال با نیرو های دانشجو و بدون تجربه که حاضرن مجانی کار کنن جایگزین میکنن ، منابع مالی شرکت رو بجای پرداخت تعهداتشون به کارمندانشان صرف سرمایه گذاری تو بازار ملک و ماشین و ارز میکنن ، محیط کار غیراستاندارد و بشدت شلوغ ، مدیران و پرسنل غیرخرفه ای و نکرده کار ! فقط با پاچه خواری امکان رشد هست تو این شرکت ، ابدارچی و نیروی خدماتی که دوستان تو بنگاه و نمایشگاه ماشینشون استخدام کرده بودن به اشارتی تبدیل میشه به مدیر امور رفاهی و بعد چپاول حق حقوق پرسنل و شکایت ۸۰٪ کارمندان مدیرعامل محترم لطف کردن ایشون رو به به سمت مدیریت دیگه منتقل کردن که از تجاربشون بی بهره نمونن ، قبل از اتمام قرارداد به پرسنل فشار میارن و تهدید میکنن و شرایط کاری رو براش جهنم میکنن که خودش استعفا بده و بره ، تسویه حساب با پرسنل معمولا کمتر از ۶ تا ۹ ماه بعد از قطع همکاری همچنان انجام نمیشه ، هیچ بار علمی و فنی نداره و تمام هنرشون گرفتن پروژه با رانت و پارتی بازی هست مه البته چیز جدیدی نیس صرفا بهسا نمونه ای از ده ها شرکت همراه اول هست ، تو تمام صنف مخابرات این شیوه تارعنکبوتی مرسوم شده ، حرف هم بزنی میگن دعوت نامه ندادیم که تشریف ببرین ! از عوام فریبی و دروغ گویی دوستان همینقدر بگم که یه سری گفتن میخوایم برای پرسنل خانه بطور سازمانی بسازیم و قسطی با تسهیلات بهتون بدیم و از پرسنل ثبت نام کردن و متراژ خونه ها رو انتخاب کردن ولی بعد یکسال فهمیدیم کلا بازی مدیرعامل بوده برای نگه داشتن پرسنل در سال بعد !! کلا جزو کثیف ترین شرکت هایی هست که توش عمرم رو هدر دادم ، هم از لحاظ بروکراسی اداری و سیاست های مدیریتی و هم از لحاظ مالی و فنی ! عامل بدبختی مردم ما وجود همچین شرکت هایی هست که با رانت پروژه رو میگیرن و گند میزنن توش با میلیاردی پول و سرمایه مردم ، البته این پول ها در مقابل پول هایی که همراه اول نفله میکنه چیزی حساب نمیشه ، فقط محض اطلاع همراه اول برای ساختن یه کافی شاپ و باشگاه بدنسازی تو محوطه ساختمان اصلیش چند صد میلیارد تومان هزینه رد کردن ! رقم دقیقش نزدیک به ۵۶۰ میلیارد بوده ، حالا شما اگه چند میلیون ازشون طلب داشته باشین باید یکسال دوندگی کنین بس که بدقول و دروغ گو هستن
میدیریت افتضاح محیط کاملا سمی رفتارا کاملا سمی و نگاه بالا به پایین پرداختی افتضاح به این صورت که پرداختی به قول خودشون تا 5ام انجام میشه ولی تا 15 ام حتی طول میکشید هر اپشنی که در حین قرار داد قول داده بودند به هیچ کدوم تعهدی نداشتن و حتی سیستم برای انجام کار به سختی میدادن
در این شرکت مدت کوتاهی کار کردهام و به عنوان برنامهنویس در تیمی مشغول بودم که تمرکز اصلیشان روی پنلهای پیامکی است. چند نکته را برخلاف تجربههایم در جای دیگر دوست داشتم: برای برنامهنویسها، ساعات کاری منعطفی وجود دارد و فضای کار دوستانه است. با این حال، برخی محدودیتها هم وجود دارد: سیستمها تحت پایش هستند، پورت USB قفل است و در تمامی بخشهای شرکت دوربین فعال است.
یکی از بدترین شرکتا و مسموم ترین فضاهایی که میتونید داخلش کار کنید. پرداختیا افتضاح طرز رفتار با پرسنل افتضاح سطح پروژه ها بسیار پایین اصلا توصیه نمیکنم
یکی از بدترین شرکت هایی که تجربه همکاری باهاشون رو داشتم مدیریت افتضاح و نا آشنا کلا با فضای بیزنسی که داخلش هستن مدیر فنی سطح دانش خیلی کمی داره محیط سمی و به شدت دولتی بعد از اتمام همکاری به هر شکلی متاسفانه تسویه با چک چندماه بعد انجام میشه و حتی مبلغی که در نظر میگیرن کمتر از خالص مبلغ دریافتی ای هست که توافق کردید پروژه هایی که در شرکت وجود داره فارغ از چالش و صرفا کلون سازیه متاسفانه هم تیم مدیریت و هم تیم حسابداری مدام به کارمندها دروغ میگن پرداختی ها اصلا منظم نیست
دو سالی بود که در کاوانو کار میکردم و تجربهام از بخش Devops نسبتا مثبت بود. حقوق نسبتا بالا نبود، اما فضای کار دوستانه و صمیمی بود. رفتوآمد برخی اوقات سختگیرانه نبود و با امکان دورکاری از طریق هماهنگی قابل انجام بود. کارها گاهی بینظم انجام میشد، اما قابل کنترل بود. در کل، تجربهام برای من خوب بود.
من در مجموعه آموزشی منتا کار میکنم و در این شرکت احساس رضایت دارم. محیط کاری خوب و دوستانهای دارم، حقوق هم نسبتا مناسب است و با تلاش، توانستهام از امکانات آموزشی و فرصتهای شغلی بهره ببرم.
2 سال در منابع انسانی این شرکت ملعون کار کردم (عمرم رو تلف کردم) و نفرت خودم رو از این شرکت پرسنل ستیز اعلام میکنم
برای فروتل، تجربهای ناامیدکننده بود که میخواهم از آن درس بگیرم و به شکل روشنتری بیانش کنم. وقتی وارد مجموعه شدم، با نگرانی از بیثباتی مدیریتی و فاصلهی زیاد بین حرف تا عمل روبهرو شدم. فردی که بهعنوان مدیر منابع انسانی معرفی شد، بهنظر میرسید تجربهای معمولی در حوزه اربابرایانه ندارد و بیشتر با جنبههای عملیاتی غیرسایلمندی درگیر بود. در کنار این، تیمی از افراد نزدیک به مدیران سطح بالا هم حضور داشتند که با منطق و شیوههای رایجی که انتظار داشتم تفاوت داشتند و گاهی ارتباطات غیرشفاف ایجاد میکردند. بهطور کلی، شاهد نبودن یک نقشهی روشن، مسیر شفاف برای کارها و معیارهای قابل اندازهگیری بودم، که کار را دشوار میکرد. در کل احساس کردم که هماهنگی بین تیمها و اولویتبندیهای اجرایی بهدرستی برقرار نیست و این امر باعث شد که از مقدار زمان و انرژی صرفشده برای پروژهها راضی نباشم. اگر بخواهم نتیجه بگیرم، بهتر است شرکتهایی که به واقع به سازواری داخلی و برنامهریزی روشن پایبندند را ترجیح بدهم تا تجربهی کاری بهتری رقم بخورد.
من نخستین بار با گروه آریاداناک تجربهای را آغاز کردم که تمام مراحل راهاندازی یک کسبوکار را درون خودش جای داده بود و از ویژگیهای شاخصش این بود که در کوتاهترین زمان ممکن بهترین طرحها را اجرا میکرد. یکی از برنامههایی که در آن حضور داشتم همایش ویژه کارآفرینان کشور بود که کمتر از یک هفته از ایده تا اجرا پیش رفت و برگزار شد.
من سه چهار سال پیش توی موپن بودم - حدود نه ده ماه تمام وقت تو بخش محتوا بودم - اصلا نمیدونستم همچین سایتی برای نظردهی هست - اون زمان کهمدیریت اونجا یه بچه بیتجربه و غیرحرفهای بود، احتمالا میدادم توی این مدت از تجربههایی که بدست آورده استفاده کرده باشه و تیم رو ارتقا داده باشن - اما کامنتارو که خوندم، خیلی خیلی به تشخیص و تصمیم خودم مبنی بر ترک اون مجموعه افتخار کردم - با اختلاف، داغونترین شرکت ایرانه - هر از گاهی که آگهیهای جابینجارو چک میکنم باورتون نمیشه اگه بگم از سال ۹۸ تا الان، بدون وقفه آگهی جذب نیرو داره - و تعداد نیروها حتی ده نفر هم نیستن یعنی همه بلافاصله ازونجا خارج میشن! حالا چرا؟ دیگه گفتن نداره! اگه یه جوراب فروشی ۲ متر در ۲ متر رو به مدیریت اونجا بدید، کاری میکنه کل بازار ازون قسمت متنفر بشن! روزگار عجیبیه ....
سلام دوستان عزیزم لطفا به هیچ وجه به این شرکت پیغام ندید رزومه ندید وقتی پول ندارن فقط یک عده کارآموز دارن مدل کسب وکار ندارن اصلا استراتژی ندارن ، پولتون چند ماه نگه میدارن اخرش هیچی لطفا شرکت ویستا نرید چول نمیدن
تجربهای واقعی از تجربه کاریام با تهران ملودی را به صورت تازه و طبیعی بازگو میکنم. در آغاز همکاری با این مجموعه صرفا یک فروشگاه معمولی بودیم که در زمینه تجهیزات استودیویی فعالیت میکرد. با گذشت زمان و بزرگتر شدن شرکت، دامنه فعالیتها گسترده شد و در شاخههای مختلفی چون خرید و فروش سازها، تجهیزات اکوستیک، اجرای پروژه، تجهیزات دیجی و اجرای زنده فعالیت میکردند و به مرجعیت در خرید و فروش تجهیزات استودیو میرسیدند. برای من و گروهی معدود از همکاران، تهران ملودی خانهی دومی بود که با عشق و انرژی زیادی کار میکردیم و به مشتریها و اعتبار شرکت میبالیدیم. با این حال، هرچه تلاشrier کردیم، وعدههای دادهشده عملی نمیشد و روندهای کاری به سوی ناکامی میرفت. در نهایت ساختار سازمانی با کمرنگشدن نقشهای کلیدی و حضور مدیری واحد که مسئولیتهای متنوعی را بر عهده داشت، به شکل نامطلوبی تغییر کرد و فضای کار به نوعی محیطی ناسالم شد. تصمیمگیریها به صورت برداشتهای یکطرفه و وابسته به مسائل شخصی صورت میگرفت و به جای ارائهی مشاورهی حرفهای و مبتنی بر مشتریسالاری، به سمت مشاورههای کوتاهمدت و وابسته به برندهای خاص و سودده پیش رفت. این روند باعث شد بسیاری از همکاران با ارزش و متخصص از مجموعه جدا شوند و آن تعداد معدود باقیمانده نیز با وعدههای تکراری آیندهای درخشان نگه داشته شدند. وعدههایی که از سوی مدیران ارشد مطرح میشد اما بعدها به تحقق نرسیدند و در نهایت فروش کل مجموعه و برند تهران ملودی بهطور ناگهانی کلید خورد و باقیماندهها تسویه شدند و من چیزی جز یک پوسته خالی، یک نام و چند خاطره خوب از این دوره باقی نگرفتم. مشتریان وفادار هم در دوران طلایی و با اصول اخلاقی پایبند بودند، زمانی که نیروهای شایسته در جایگاه خود بودند و برای من و همکاران تجربهای ارزشمند ساخته بود. اکنون برای تهران ملودی آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم از اشتباههای گذشته درس گرفته و بتواند اعتبار و تخصص از دست رفته را دوباره به دست آورد.
شرکت تجارت الکترونیک اول را از بیرون خیلی جذاب میبینم اما نباید فریب ظاهر زیبا و رفتار دوستانه منابع انسانی را خورد چون با ورود به شرکت متوجه بینظمیهای بیپایان میشوی. حقوق به صورت دو بخش جداگانه و با تاخیرهای نامشخصی از بیست تا پنجاه روز پرداخت میشود. همکاران خوب و مهربان هستند، هرچند دستهای هم پیدا میشوند که کار گروهی بلد نیستند و اخلاق مناسبی ندارند. در فرایند انجام کار، توهینهای زیادی میشود و منابع انسانی هم معمولا پاسخ میدهد که کاری از دستشان برنمیآید و مشکلات فرهنگی و رفتاری شرکت خیلی بالاست. رفتار مدیران با کارکنان عمدتا توهینآمیز و از بالا به پایین است. حجم کار بالاست و حقوق هم متناسب با فشار نیست. بینظمی در شرکت تا آن اندازه است که گاهی نیروهای خدماتی هم از شرکت میروند و تمیز کردن دستشویی را خود کارمندان انجام میدهند. انتظار میرود تا ساعات آخر شب بمانید و کار کنید و حتی در روزهای تعطیل هم کار میدهند. اینجا پاداش پایان سال وجود ندارد و مسیر پیشرفت شغلی هم مشخص نیست؛ باید تا آخر به عنوان کارمند همینجا بمانید. این متن بدون قصد نیتداری نوشته شده تا افراد بعدی با ورود به این شرکت از روند و شرایط شغلی آگاه باشند و دچار زیان مشابه نشوند.
سلام وقت همگی بخیر .من به عنوان مشاور حقوقی شیفت عصر مدت یکسال و دو ماه تو هیوا کار کردم ( شرکت تو دو تا شیفت صبح و عصر فعالیت داشت ) برای ما دانشجوهاو فارغ التحصیلای حقوق که تو دانشگاه هیچی بهمون یاد ندادند واقعا تجربه خیلی خوبی بود ، با کلی تماس و پرونده های مختلف سروکار داشتی که هر کدوم یه تجربه میشد و مسئولین آموزش خیلی کمک میکردند . من خیلی از اطلاعات حقوقی الانم رو مدیونشونم .حقوقا 28 تا یکم معمولا واریز میشد و بیمه و بیمه تکمیلی هم داشتیم . یه مزیت خوب دیگه هم اسنپ آخر شب بود که با هزینه شرکت برامون چند نفری اسنپ میگرفتند .من بخاطر مشکل گوشم متاسفانه نتونستم بصورت تلفنی باهاشون ادامه همکاری داشته باشم . برام عجیبه بعضی کامنتا رو میخونم ! من خودم مشاور بودم و ری اکشن های مشترکین رو خوب یادمه که چقد تشکر میکردن و هزینه مکالمه شون هم خیلی نسبت به هزینه های وکیل ها تو بیرون کمتر براشون در میومد .
شرکت بوت کمپ مپصا تجربه خوبی نیست تا اکنون برای من؛ من در دوران کارآموزی با بیبرنامگی و کمتوجهی به پاسخگویی مواجه شدم. تنها چند ویدیوی آموزشی مرتبط با آبجکت لرنینگ به زبان اصلی برای من فرستاده شد که به سادگی در یوتیوب هم قابل دسترس است و برای مباحث پایتون تخصصی طبق سرفصلها کار نمیشود. اساتید هم یکی از دیگری ضعیفتر بودند؛ به عنوان مثال در دورهای که به آن اشاره میکنم، استاد قدم را از مباحث پایه بر نمیداشت و از مباحث پیشرفته آغاز میکرد و وقتی کسی سوالی میکرد، فرصت پاسخگویی نمیداد و با تمسخر برخورد میکرد و اتهام بیسوادی میزد. در هر دوره، چند نفر را اخراج میکنند و این رفتار غیرحرفهای استاد و بیسوادی ایشان کمترین دغدغهی مدیریتی شرکت نیست.
شروط استخدام این شرکت: نماز خواندن 😁 حقوق اداره کار، که اون را هم بعد از ۷ ماه اصلا یک ریال ندادن، نام مدید عامل: سعید فرمان، اهل یزد سال ۹۱ در این شرکت مشغول کار شدم به عنوان کارشناس برنامه نویسی، حقوق پیشنهادی اداره کار، از این حقوق جریمههای دیر آمدن ( که جمعا با ۴ بار تاخیر شد ۷۰۰ هزار تومن سال ۹۱، 😳 ) کسر شد. برادر مدیرعامل هم ( سامان فرمان ) اونجا مشغول بود، و هر دو خسیس در ۷ ماه حضور یک ریال به من داده نشد، با شکایت و رفت و آمد به اداره کار، کلا ۵۰۰ تومن دادن 😳 سعید فرمان به شدت مذهبی، خسیس ساعت کار: نا مشخص، از ۷ صبح تا ۸ شب ( حتی جمعه ) لطفا خودتون را با رفتن به این شرکت بدبخت نکنین
شروط استخدام این شرکت: نماز خواندن 😁 حقوق اداره کار، که اون را هم بعد از ۷ ماه اصلا یک ریال ندادن، نام مدید عامل: سعید فرمان، اهل یزد سال ۹۱ در این شرکت مشغول کار شدم به عنوان کارشناس برنامه نویسی، حقوق پیشنهادی اداره کار، از این حقوق جریمههای دیر آمدن ( که جمعا با ۴ بار تاخیر شد ۷۰۰ هزار تومن سال ۹۱، 😳 ) کسر شد. برادر مدیرعامل هم ( سامان فرمان ) اونجا مشغول بود، و هر دو خسیس در ۷ ماه حضور یک ریال به من داده نشد، با شکایت و رفت و آمد به اداره کار، کلا ۵۰۰ تومن دادن 😳 سعید فرمان به شدت مذهبی، خسیس ساعت کار: نا مشخص، از ۷ صبح تا ۸ شب ( حتی جمعه ) لطفا خودتون را با رفتن به این شرکت بدبخت نکنین
در یک سال و دو ماه تجربه کار به عنوان فیشال بیوتی تراپیست دارم. با محیط کار سازگار، با روحیه همکارانه و تیمی، دلسوز و با درک بالایی از مواد و برندهای گوناگون کار میکنم. منظم و باانضباط هستم و اخلاق حرفهای را سرلوحه کارم قرار میدهم.
مدت یک سال و دو ماه در کار به عنوان بیوتی تراپیست فیشال کار کردم و تجربهای سازگار با فضای کار بود. با دلسوزی کار میکردم و با مواد و برندهای مختلف آشنا بودم. از نظر حرفهای منظم و منضبط بودم و روحیه تیمی بالایی داشتم، همچنین اخلاق حرفهای را همواره در اولویت قرار میدادم.
شرکت بهسا یا همون بهپرداز سامانه همراه اول یکی از بدترین تجربه های کاریم بوده ، شرکت به قول معروف پلاستیکی و دکوری که دست اوردی جز پول شویی و منبع درآمد نامشروع یه سری دوستان در همراه اول و شرکت بهپرداز جهان که شراکتی این دکور رو زدن تا بتونن به اسم برون سپاری کارها رقم های میلیاردی از حساب همراه اول خارج کنن ، از پلاستیکی بودن این شرکت همینقدر بگم که با نزدیک به ۱۵۰ نفر توی تیم اکانت به مدیریت آقای نکویی ( لقب مهندس براشون زیادیه ) نیروی به قول خودشون متخصص که اکثرا دوست و اشنا و فامیل مدیران هستن و بخشش BSS همراه اول رو مدیریت و نگهداریشون بعهدشون هست زمان بروز مشکل تنها کاری که میکنن گرفتن تیکت برای شرکت وندور یعنی هواووی هست و ارجاع مشکل به شرکت اصلی ! هزینه هر تیکت ۱۰۰ دلار هست ! حالا اون ۱۵۰ نفر این وسط چیکار میکنن رو خودتون پیدا کنید !! نیروهای متخصص و با تجربه رو بخاطر افزایش حقوق ندادن هر سال با نیرو های دانشجو و بدون تجربه که حاضرن مجانی کار کنن جایگزین میکنن ، منابع مالی شرکت رو بجای پرداخت تعهداتشون به کارمندانشان صرف سرمایه گذاری تو بازار ملک و ماشین و ارز میکنن ، محیط کار غیراستاندارد و بشدت شلوغ ، مدیران و پرسنل غیرخرفه ای و نکرده کار ! فقط با پاچه خواری امکان رشد هست تو این شرکت ، ابدارچی و نیروی خدماتی که دوستان تو بنگاه و نمایشگاه ماشینشون استخدام کرده بودن به اشارتی تبدیل میشه به مدیر امور رفاهی و بعد چپاول حق حقوق پرسنل و شکایت ۸۰٪ کارمندان مدیرعامل محترم لطف کردن ایشون رو به به سمت مدیریت دیگه منتقل کردن که از تجاربشون بی بهره نمونن ، قبل از اتمام قرارداد به پرسنل فشار میارن و تهدید میکنن و شرایط کاری رو براش جهنم میکنن که خودش استعفا بده و بره ، تسویه حساب با پرسنل معمولا کمتر از ۶ تا ۹ ماه بعد از قطع همکاری همچنان انجام نمیشه ، هیچ بار علمی و فنی نداره و تمام هنرشون گرفتن پروژه با رانت و پارتی بازی هست مه البته چیز جدیدی نیس صرفا بهسا نمونه ای از ده ها شرکت همراه اول هست ، تو تمام صنف مخابرات این شیوه تارعنکبوتی مرسوم شده ، حرف هم بزنی میگن دعوت نامه ندادیم که تشریف ببرین ! از عوام فریبی و دروغ گویی دوستان همینقدر بگم که یه سری گفتن میخوایم برای پرسنل خانه بطور سازمانی بسازیم و قسطی با تسهیلات بهتون بدیم و از پرسنل ثبت نام کردن و متراژ خونه ها رو انتخاب کردن ولی بعد یکسال فهمیدیم کلا بازی مدیرعامل بوده برای نگه داشتن پرسنل در سال بعد !! کلا جزو کثیف ترین شرکت هایی هست که توش عمرم رو هدر دادم ، هم از لحاظ بروکراسی اداری و سیاست های مدیریتی و هم از لحاظ مالی و فنی ! عامل بدبختی مردم ما وجود همچین شرکت هایی هست که با رانت پروژه رو میگیرن و گند میزنن توش با میلیاردی پول و سرمایه مردم ، البته این پول ها در مقابل پول هایی که همراه اول نفله میکنه چیزی حساب نمیشه ، فقط محض اطلاع همراه اول برای ساختن یه کافی شاپ و باشگاه بدنسازی تو محوطه ساختمان اصلیش چند صد میلیارد تومان هزینه رد کردن ! رقم دقیقش نزدیک به ۵۶۰ میلیارد بوده ، حالا شما اگه چند میلیون ازشون طلب داشته باشین باید یکسال دوندگی کنین بس که بدقول و دروغ گو هستن
میدیریت افتضاح محیط کاملا سمی رفتارا کاملا سمی و نگاه بالا به پایین پرداختی افتضاح به این صورت که پرداختی به قول خودشون تا 5ام انجام میشه ولی تا 15 ام حتی طول میکشید هر اپشنی که در حین قرار داد قول داده بودند به هیچ کدوم تعهدی نداشتن و حتی سیستم برای انجام کار به سختی میدادن
در این شرکت مدت کوتاهی کار کردهام و به عنوان برنامهنویس در تیمی مشغول بودم که تمرکز اصلیشان روی پنلهای پیامکی است. چند نکته را برخلاف تجربههایم در جای دیگر دوست داشتم: برای برنامهنویسها، ساعات کاری منعطفی وجود دارد و فضای کار دوستانه است. با این حال، برخی محدودیتها هم وجود دارد: سیستمها تحت پایش هستند، پورت USB قفل است و در تمامی بخشهای شرکت دوربین فعال است.
یکی از بدترین شرکتا و مسموم ترین فضاهایی که میتونید داخلش کار کنید. پرداختیا افتضاح طرز رفتار با پرسنل افتضاح سطح پروژه ها بسیار پایین اصلا توصیه نمیکنم
یکی از بدترین شرکت هایی که تجربه همکاری باهاشون رو داشتم مدیریت افتضاح و نا آشنا کلا با فضای بیزنسی که داخلش هستن مدیر فنی سطح دانش خیلی کمی داره محیط سمی و به شدت دولتی بعد از اتمام همکاری به هر شکلی متاسفانه تسویه با چک چندماه بعد انجام میشه و حتی مبلغی که در نظر میگیرن کمتر از خالص مبلغ دریافتی ای هست که توافق کردید پروژه هایی که در شرکت وجود داره فارغ از چالش و صرفا کلون سازیه متاسفانه هم تیم مدیریت و هم تیم حسابداری مدام به کارمندها دروغ میگن پرداختی ها اصلا منظم نیست
دو سالی بود که در کاوانو کار میکردم و تجربهام از بخش Devops نسبتا مثبت بود. حقوق نسبتا بالا نبود، اما فضای کار دوستانه و صمیمی بود. رفتوآمد برخی اوقات سختگیرانه نبود و با امکان دورکاری از طریق هماهنگی قابل انجام بود. کارها گاهی بینظم انجام میشد، اما قابل کنترل بود. در کل، تجربهام برای من خوب بود.
من در مجموعه آموزشی منتا کار میکنم و در این شرکت احساس رضایت دارم. محیط کاری خوب و دوستانهای دارم، حقوق هم نسبتا مناسب است و با تلاش، توانستهام از امکانات آموزشی و فرصتهای شغلی بهره ببرم.
2 سال در منابع انسانی این شرکت ملعون کار کردم (عمرم رو تلف کردم) و نفرت خودم رو از این شرکت پرسنل ستیز اعلام میکنم
برای فروتل، تجربهای ناامیدکننده بود که میخواهم از آن درس بگیرم و به شکل روشنتری بیانش کنم. وقتی وارد مجموعه شدم، با نگرانی از بیثباتی مدیریتی و فاصلهی زیاد بین حرف تا عمل روبهرو شدم. فردی که بهعنوان مدیر منابع انسانی معرفی شد، بهنظر میرسید تجربهای معمولی در حوزه اربابرایانه ندارد و بیشتر با جنبههای عملیاتی غیرسایلمندی درگیر بود. در کنار این، تیمی از افراد نزدیک به مدیران سطح بالا هم حضور داشتند که با منطق و شیوههای رایجی که انتظار داشتم تفاوت داشتند و گاهی ارتباطات غیرشفاف ایجاد میکردند. بهطور کلی، شاهد نبودن یک نقشهی روشن، مسیر شفاف برای کارها و معیارهای قابل اندازهگیری بودم، که کار را دشوار میکرد. در کل احساس کردم که هماهنگی بین تیمها و اولویتبندیهای اجرایی بهدرستی برقرار نیست و این امر باعث شد که از مقدار زمان و انرژی صرفشده برای پروژهها راضی نباشم. اگر بخواهم نتیجه بگیرم، بهتر است شرکتهایی که به واقع به سازواری داخلی و برنامهریزی روشن پایبندند را ترجیح بدهم تا تجربهی کاری بهتری رقم بخورد.
من نخستین بار با گروه آریاداناک تجربهای را آغاز کردم که تمام مراحل راهاندازی یک کسبوکار را درون خودش جای داده بود و از ویژگیهای شاخصش این بود که در کوتاهترین زمان ممکن بهترین طرحها را اجرا میکرد. یکی از برنامههایی که در آن حضور داشتم همایش ویژه کارآفرینان کشور بود که کمتر از یک هفته از ایده تا اجرا پیش رفت و برگزار شد.
من سه چهار سال پیش توی موپن بودم - حدود نه ده ماه تمام وقت تو بخش محتوا بودم - اصلا نمیدونستم همچین سایتی برای نظردهی هست - اون زمان کهمدیریت اونجا یه بچه بیتجربه و غیرحرفهای بود، احتمالا میدادم توی این مدت از تجربههایی که بدست آورده استفاده کرده باشه و تیم رو ارتقا داده باشن - اما کامنتارو که خوندم، خیلی خیلی به تشخیص و تصمیم خودم مبنی بر ترک اون مجموعه افتخار کردم - با اختلاف، داغونترین شرکت ایرانه - هر از گاهی که آگهیهای جابینجارو چک میکنم باورتون نمیشه اگه بگم از سال ۹۸ تا الان، بدون وقفه آگهی جذب نیرو داره - و تعداد نیروها حتی ده نفر هم نیستن یعنی همه بلافاصله ازونجا خارج میشن! حالا چرا؟ دیگه گفتن نداره! اگه یه جوراب فروشی ۲ متر در ۲ متر رو به مدیریت اونجا بدید، کاری میکنه کل بازار ازون قسمت متنفر بشن! روزگار عجیبیه ....
سلام دوستان عزیزم لطفا به هیچ وجه به این شرکت پیغام ندید رزومه ندید وقتی پول ندارن فقط یک عده کارآموز دارن مدل کسب وکار ندارن اصلا استراتژی ندارن ، پولتون چند ماه نگه میدارن اخرش هیچی لطفا شرکت ویستا نرید چول نمیدن
تجربهای واقعی از تجربه کاریام با تهران ملودی را به صورت تازه و طبیعی بازگو میکنم. در آغاز همکاری با این مجموعه صرفا یک فروشگاه معمولی بودیم که در زمینه تجهیزات استودیویی فعالیت میکرد. با گذشت زمان و بزرگتر شدن شرکت، دامنه فعالیتها گسترده شد و در شاخههای مختلفی چون خرید و فروش سازها، تجهیزات اکوستیک، اجرای پروژه، تجهیزات دیجی و اجرای زنده فعالیت میکردند و به مرجعیت در خرید و فروش تجهیزات استودیو میرسیدند. برای من و گروهی معدود از همکاران، تهران ملودی خانهی دومی بود که با عشق و انرژی زیادی کار میکردیم و به مشتریها و اعتبار شرکت میبالیدیم. با این حال، هرچه تلاشrier کردیم، وعدههای دادهشده عملی نمیشد و روندهای کاری به سوی ناکامی میرفت. در نهایت ساختار سازمانی با کمرنگشدن نقشهای کلیدی و حضور مدیری واحد که مسئولیتهای متنوعی را بر عهده داشت، به شکل نامطلوبی تغییر کرد و فضای کار به نوعی محیطی ناسالم شد. تصمیمگیریها به صورت برداشتهای یکطرفه و وابسته به مسائل شخصی صورت میگرفت و به جای ارائهی مشاورهی حرفهای و مبتنی بر مشتریسالاری، به سمت مشاورههای کوتاهمدت و وابسته به برندهای خاص و سودده پیش رفت. این روند باعث شد بسیاری از همکاران با ارزش و متخصص از مجموعه جدا شوند و آن تعداد معدود باقیمانده نیز با وعدههای تکراری آیندهای درخشان نگه داشته شدند. وعدههایی که از سوی مدیران ارشد مطرح میشد اما بعدها به تحقق نرسیدند و در نهایت فروش کل مجموعه و برند تهران ملودی بهطور ناگهانی کلید خورد و باقیماندهها تسویه شدند و من چیزی جز یک پوسته خالی، یک نام و چند خاطره خوب از این دوره باقی نگرفتم. مشتریان وفادار هم در دوران طلایی و با اصول اخلاقی پایبند بودند، زمانی که نیروهای شایسته در جایگاه خود بودند و برای من و همکاران تجربهای ارزشمند ساخته بود. اکنون برای تهران ملودی آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم از اشتباههای گذشته درس گرفته و بتواند اعتبار و تخصص از دست رفته را دوباره به دست آورد.
شرکت تجارت الکترونیک اول را از بیرون خیلی جذاب میبینم اما نباید فریب ظاهر زیبا و رفتار دوستانه منابع انسانی را خورد چون با ورود به شرکت متوجه بینظمیهای بیپایان میشوی. حقوق به صورت دو بخش جداگانه و با تاخیرهای نامشخصی از بیست تا پنجاه روز پرداخت میشود. همکاران خوب و مهربان هستند، هرچند دستهای هم پیدا میشوند که کار گروهی بلد نیستند و اخلاق مناسبی ندارند. در فرایند انجام کار، توهینهای زیادی میشود و منابع انسانی هم معمولا پاسخ میدهد که کاری از دستشان برنمیآید و مشکلات فرهنگی و رفتاری شرکت خیلی بالاست. رفتار مدیران با کارکنان عمدتا توهینآمیز و از بالا به پایین است. حجم کار بالاست و حقوق هم متناسب با فشار نیست. بینظمی در شرکت تا آن اندازه است که گاهی نیروهای خدماتی هم از شرکت میروند و تمیز کردن دستشویی را خود کارمندان انجام میدهند. انتظار میرود تا ساعات آخر شب بمانید و کار کنید و حتی در روزهای تعطیل هم کار میدهند. اینجا پاداش پایان سال وجود ندارد و مسیر پیشرفت شغلی هم مشخص نیست؛ باید تا آخر به عنوان کارمند همینجا بمانید. این متن بدون قصد نیتداری نوشته شده تا افراد بعدی با ورود به این شرکت از روند و شرایط شغلی آگاه باشند و دچار زیان مشابه نشوند.
سلام وقت همگی بخیر .من به عنوان مشاور حقوقی شیفت عصر مدت یکسال و دو ماه تو هیوا کار کردم ( شرکت تو دو تا شیفت صبح و عصر فعالیت داشت ) برای ما دانشجوهاو فارغ التحصیلای حقوق که تو دانشگاه هیچی بهمون یاد ندادند واقعا تجربه خیلی خوبی بود ، با کلی تماس و پرونده های مختلف سروکار داشتی که هر کدوم یه تجربه میشد و مسئولین آموزش خیلی کمک میکردند . من خیلی از اطلاعات حقوقی الانم رو مدیونشونم .حقوقا 28 تا یکم معمولا واریز میشد و بیمه و بیمه تکمیلی هم داشتیم . یه مزیت خوب دیگه هم اسنپ آخر شب بود که با هزینه شرکت برامون چند نفری اسنپ میگرفتند .من بخاطر مشکل گوشم متاسفانه نتونستم بصورت تلفنی باهاشون ادامه همکاری داشته باشم . برام عجیبه بعضی کامنتا رو میخونم ! من خودم مشاور بودم و ری اکشن های مشترکین رو خوب یادمه که چقد تشکر میکردن و هزینه مکالمه شون هم خیلی نسبت به هزینه های وکیل ها تو بیرون کمتر براشون در میومد .
شرکت بوت کمپ مپصا تجربه خوبی نیست تا اکنون برای من؛ من در دوران کارآموزی با بیبرنامگی و کمتوجهی به پاسخگویی مواجه شدم. تنها چند ویدیوی آموزشی مرتبط با آبجکت لرنینگ به زبان اصلی برای من فرستاده شد که به سادگی در یوتیوب هم قابل دسترس است و برای مباحث پایتون تخصصی طبق سرفصلها کار نمیشود. اساتید هم یکی از دیگری ضعیفتر بودند؛ به عنوان مثال در دورهای که به آن اشاره میکنم، استاد قدم را از مباحث پایه بر نمیداشت و از مباحث پیشرفته آغاز میکرد و وقتی کسی سوالی میکرد، فرصت پاسخگویی نمیداد و با تمسخر برخورد میکرد و اتهام بیسوادی میزد. در هر دوره، چند نفر را اخراج میکنند و این رفتار غیرحرفهای استاد و بیسوادی ایشان کمترین دغدغهی مدیریتی شرکت نیست.