واقعا شرکت بدیه،ازحقوق گرفته تا ...من سابقه ۶ماه کار در لاین انجمادی این شرکت رو داشتم،اجناس گران در بازار رقابتی و،سو مدیریت یه مشت انسان عقده ای و اذیت کن .تا زیرآب کسی رو نزنی و باید ببخشی خانمانی نکنی .نمیتونی سر پا بمونی .از حقوقم که واقعا بده .نه هزینه درست حسابی ایاب ذهاب گرفته تا نه پول نهاری ....واقعا باید،حقوقت رو گدایی کنی،از این شرکت
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در جستوجوی محیطی حرفهای و سالم برای کار در زمینه نرمافزار بودم، اما واقعا محیط شرکت به شدت نامناسب و سمی بود و چیزی جز این احساس را به من منتقل نکرد. از نظر من این تجربه، بدترین تجربه کاریام بود و از شما میخواهم با دقت بیشتری انتخاب کنید. این شرکت را برای کار نرمافزار و برنامهنویسی به هیچ وجه توصیه نمیکنم.
در شرکت کیک خونه با برخوردی تندی روبرو شدم و حس میکردم مثل برده باهام رفتار میکنند. تنها کسانی که تجربه کاری کمی یا اصلا تجربه ندارند رو استخدام میکنند تا بتوانند به سادگی ازشون سوء استفاده کنند. مراقب باشید ظاهر افراد را خیلی خوب و منصف نشان میدهند، اما در باطن ذاتا کلاهبردارند.
من در تپسی چهار مرحله مصاحبه با مدیران داشتم. هر چهار مرحله کیس مطرح می شد و در حضور دوستان بررسی می کردیم. این رویه در مصاحبه و برخورد کارشناسان منابع انسانی برای من خیلی جذاب بود و به همین دلیل بدون بررسیی دقیق وارد شرکت شدم. اما از همان روز اول ورود، حجم زیاد خروج افراد برای من سوال بود!!! اما بعد از مدتی دلیل رو فهمیدم. مدیران شرکت، منابع انسانی را بعنوان برده های خودشون میدونن. کارهای زیاد را در بازه زمانی خیلی کوتاه میخوان. برخوردهای خوبی ندارن. کلا هم قراردادهای سه ماهه و حتی یک ماهه می بندن که هر وقت خواستن عذر نیروها رو بخوان. من سه ماه اونجا بودم ولی اصلا شبیه یک استارتاپ نبودن. حوزه ای که من رو هم می خواستن توی سه ماهی که من بودم دو بار مدیر عوض کردن و بارها کارهایی از من میخواستن که ربطی به نیازمندی اولیه اعلامی به من نداشت.
در سال ۱۴۰۱ وارد شرکت توسعه ارتباطات الکترونیک تجارت ایرانیان شدم و به شخصه میتونم بگم یکی از بهترین تجربیات شغلیام بود. مصاحبهکنندهمون رفتار دوستانهای داشت و سوالها کاملا مرتبط بودند؛ هیچ پرسش بیربط یا تعریفهای مبهمی مطرح نمیشد و اگر جوابی رو نمیدونستم، رفتار مصاحبهکننده به گونهای نبود که احساس بدی به من دست بده. از نظر فنی و تکنولوژی در سطح بهروز بودن هستند و تیم هم خیلی عالیه و محیط کار دوستانه و صمیمیای وجود داره. حقوق نسبت به اکثر شرکتها مناسب و خوب بود و مدیریت نسبتا قوی دیده میشد. برخلاف خیلی از شرکتها، با وجود داشتن دوربین، حس نمیکردی پشت سرت کنترل میشود و بهطور مرتب نظارت میشد.
شرکتی بی در و پیکر بهتره آدم کار نکنه ولی اونجا هم نره مدیریت افتضاح از اون مدیرکل گند دماغ تا مدیران ارشد یه روز دیدم مدیر ارشدش رو گفتن جمع کن برو!!! آخرش هم با همین روش منو اخراج کردن گفتن یا بیا خودت استعفا بنویس و پولات رو راحت بهت بدیم یا اینکه شکایت کن و حالا حالاها بدو...
من تجربهی کاریم رو از روی تجربه ناخوشایندی که توی شرکت عطر و ادکلن وزرا داشتم بازگو میکنم؛ تجربهای که همچنان به عنوان بدترین حضور من در کار باقی مونده. بین ستاد و فروش هماهنگی به شدت کم بود و تمام تصمیمها به تایید مستقیم مدیرعامل میرسید؛ پیگیری یک کار ساده هم چند هفته طول میکشید. مرخصی و تعطیلات اصلی نبودند و اگر بالاجبار از خانه کار میکردید یا فرصت استراحت نداشتید، روزها خیلی طولانی میشد؛ به طور متوسط باید دوازده ساعت در روز با شرکت درگیر میبودید و با کسر زمان خواب، فقط حدود چهار ساعت برای خودتون میموند. حقوق به شدت پایین بود و در اکثر سطحها، حتی در بخشهای ستادی، مقداری از حقوق کسر میشد و گاهی تا گرفتن حقوق، چند ماه طول میکشید. پرداختها را نوعی مزیت تلقی میکردند و گاهی با منت گذاشتن همراه بود. تشکیلات شرکت کاملا آماتور و غیرحرفهای اداره میشد و واحد منابع انسانی با قوانین کار مخالفت میکرد. شیفتهای روزانه ده ساعته پر میشدند و با دو شیفت رفت و آمد میکردید؛ در نهایت پرداختی حدود هفت و نیم ساعت بود. جمعهها و تعطیلات هم برای کار کردن رایگان محسوب میشد. تنها نکات مثبتش آموزش و اینکه همیشه خوشبو بودیم و کار نسبتا سبکی به نظر میرسید، محیط هم تا حدی مثبت بود و همکاران شاید خوب بودند؛ در گرگان رقابت قیمتی خوبی وجود داشت اما بقیه شهرها را دقیق نمیدانم. برای حضور در شرکت سهصد میلیون سفته بهعنوان ضمانت میگرفتند و بیمه از ابتدا نبود و آزمون هم داشت. حقوق بهموقع پرداخت نمیشد و اسامی پورسانت وجود داشت اما خبری از پاداش نبود؛ حتی ممکن بود با فروش میلیونی هم به اندازهای کوچک پاداش بدهند. این تجربه واقعا تجربه بدی برای من بود.
وقتی توی این شرکت کار میکردم، واقعا حس میکردم همه چیز به هم ریخته است و هیچ کدام از بخشها درست عمل نمیکردند. پشتیبانی سرور برای من خیلی ناامیدکننده بود و نتوانستم نتیجهای قابل قبول بگیرم. حتی وقتی زمان میگذاشتم، به نظر میرسید هیچ چیز درست پیش نمیرود، چه از نظر مادی و چه از نظر علمی.
مثل این که از همون اول فهمیدم کار پشتیبانی مشتریان توی هلدینگ تاک تا حد زیادی چالشبرانگیز و فشار بالاست. اوایل که صفر بودم و هیچ تجربهای نداشتم، فکر میکردم همون موقعیت خوبی برای شروعه، اما واقعیت چیز دیگهای بود. محیط کار اونقدر ناسالم بود و رفتارها به گونهای بود که اکثر افراد بیشتر از یکسال در اونجا دوام نمیآوردن. فشارهای زیاد خیلی محسوس بود و گاهی برای یک دقیقه بیرون رفتن هم باید از مدیر اجازه میگرفتم. اضافهکاریها حساب نمیشد و اگر صبح کمی دیرتر وارد میشدم، باید به ده نفر پاسخ میدادم و حقوقم هم کسر میشد. منابع انسانی به شدت ناکارآمد بود. فردی به نام علی خلخالی که به نیروها فشار میآورد و مسئولیتها را به عهدهی دیگران میگذاشت وجود داشت. به نظر میرسید که برای کارگران هیچ ارزش یا اهمیت قائل نیستند و وضعیت روحی و کاری ما برایشان مهم نبود. من هم اشتباه کردم که یک سال کنار گذاشتم و اکنون پشیمانم. اگر دوباره بخواهم تصمیم بگیرم، اینجا را برای کار انتخاب نمیکنم.
از همان روز اول که وارد این شرکت شدم، رفتار ناعادلانه و بیاحترامی نسبت به کارکنان رو میدیدم و خیلی سریع از اونجا خسته شدم. هر تاخیر خیلی کوچک هم سه برابر محسوب میشد و با ماجرای چک سفید امضا روبهرو بودیم؛ قرارداد رو بدون اینکه فرصت بخونیم میخواستن امضا کنیم. هیچ چیزی به طور درست در اختیارمون نمیگذاشتند. دو ماه که از کارم گذشته بود فرار کردم، اما بابت مدت زمان باقیمانده از نیرو جایگزینم، تازهترین تسویهها رو هم انجام ندادند. حدود بیست روز حقوقم پرداخت نشد و بیمه هم نمیکردند و موارد مختلف دیگری بودند. تا امروز بیسرپرستترین شرکتی بود که دیدم. در ساعات کاری هم اجازه خروج یا استراحت از پشت سیستم رو نمیدادند؛ ناهارم فقط چند دقیقه بود و بر خلاف انتظار تذکر میدادند.
من تجربهای از همکاری با این شرکت دارم که نمیتونم دربارهاش با اطمینان کامل صحبت کنم، اما تلاش میکنم بازنویسی صادقانه و روشن باشد. مدت همکاریام سه ماه بود و در پایان هیچ پرداختی به حسابم واریز نشد. تعهدهایشان را به موقع انجام نمودهاند اما گاهی وعدهها با عمل تفاوت داشت. رفتار همکاران و سطح ادب در مجموعه همسو با انتظارهایم نبود و به همین دلیل حس ناخوشایندی از تجربه حضور در آنجا داشتم. در نهایت از این همکاری رضایت نداشتم و به نظر میرسد تیم رویکرد و ساختار منظمی در اجرا ندارد.
با وجود اینکه در ابتدا به صورت پارهوقت کار میکردم، تجربهام در این شرکت با تغییر وضعیت شغلم به تماموقت وارد مرحلهای ناخوشایند شد و از همان زمان رفتارهای ناشایستی شروع شد. پرداختها بهطور قابل توجهی کم بود و بهشدت نامنظم بود، گاهی تا ماهها پرداختی انجام نمیشد و در برخی موارد تا بیستوهشت یا بیستونهم ماه بعد پرداخت میکردند. وقتی از شرکت جدا شدم، تسویهحسابی انجام نشد و با گذشت شش ماه همچنان خبری از تسویه نبود و بدهی من حدود هفت میلیون بود که پرداخت نکردند.
به عنوان تجربهای که از بوت کمپ مپصا داشتم، با وجود وعدههایی که داده میشد، کارکرد کلاسها چندان کاربردی و مفید به نظر نمیرسید. در یک دوره نسبتا فشرده به مدت دو ماه و نیمی، تلاش میکردن من و همراهانم را به حدی به عنوان توسعهدهنده وا دارند که واقعا غیرمنطقی به نظر میرسید. ما از حضور در دوره انصراف دادیم، چون از کسانی که دورهشان تمام شده بود و مخصوصا در زمینههای هوش مصنوعی و جاوا وضعیتشان مشخص نبود، نتوانستیم جایگاهی پیدا کنیم. بعد از پایان دوره، به شکل دوبارهای به عنوان کارآموز معرفی میشدند و در نهایت خیلیها را با اولین اشتباه کنار میگذاشتند. خوشحال بودم که تصمیم گرفتم سریع از آنجا بیرون بیایم و گول وعدههایشان را نخوردم.
من برای مصاحبه رفتم و در مرحله اخر رد شدم. با اینکه مراحل مصاحبه خیلی خوب بود، اما خبر دادن در بین مراحل مصاحبه واقعا بدون مدیریت زمان بود. گفته بودن که بین مراحل مصاحبه یه هفته فاصله است اما نزدیک یکماه فاصله شد تا به من خبر دادن برای ریجکتی.
برای مصاحبه رفتم اما دقیقا از همان در ورودی فهمیدم که اینجا با اصول حرفهای فاصله دارد. منابع انسانی شرکت هیچکدام به نظر حرفهای نمیآمدند و عجیبتر این بود که جلسه مصاحبه برای سه نفر همزمان برگزار میشد. به طور کلی آن جلسه مصاحبه برای من تجربهای کاملا غیرعادی و ناامیدکننده بود.
شنیدن تجربهای از این دست باعث شد خیلی زود نسبت به چنین فرصتهایی احتیاط کنم. من اون جایی رو که بهش میگن دادفلامینگو تجربه کردم و نتیجهاش این بود که به هیچ عنوان با خریدن وعدههای حقوقی فریب نخورد. اونجا عملا سازوکار کارآموزی به شکل گسترده وجود داشت؛ فارغالتحصیلهای دانشگاههای معتبر رو جذب میکردن، اما بعد از مدتی به بهانههای مختلف از کارشون استفاده میکردن و از پروژههاشون خلاص میشدن. از نظر حقوقی هم چندان پولی دریافت نمیشد و قراردادی که وعده میدادن معمولا طول میکشد تا نوشته بشه و اکثر دو ماه اول خبری از حقوق نبود. اضافه کاری واقعا وجود نداشت یا اگر بود، مبلغ ثابتی بود که هر ماه پرداخت میشد و از حقوق کسر میشد؛ بیمه و مالیات هم که معمولا به صورت دقیق محاسبه نمیشد. حتی استفاده از یک خط تلفن ثابت هم به شما داده نمیشد و باید با خط خودتون تماسها رو انجام میدادید. قسمت حضور و غیاب و قوانین هم به شکلی بسیار غیرمنصفانه اجرا میشد. دستگاه ثبت حضور و غیاب وجود نداشت و برای برخی افراد هیچ قانون مرخصی یا محدودیت زمانی لحاظ نمیشد. برای برخی تیمها ساعات کاری از یازده صبح شروع میشد و هیچ کس حق اعتراض پیدا نمیکرد. به طور کلی هر چه کمتر فعال و وظیفهشناس باشید، بیشتر تشویق میشوید و بالعکس، افراد با وجدان کاری و فعال، با تمسخر مواجه میشدند. در نهایت به خودم یادآور شدم که گول ظاهر فریبنده چنین شرکتهایی را نخورم؛ خیلیها به خاطر ظاهر فریبنده و وعدههای جذاب، ناباورانه زیربار این جور رفتارها میروند. با این تجربه فهمیدم که لازم است دقیق و با احتیاط تصمیم بگیرم و از چنین فضاهایی دوری کنم.
پرگاس طب یا همون لافارر بدترین شرکتی که میتونید توش کار کنید. 3ماه اول بیمه نمیکنند. حقوق معوق دارن. سفته میگیرن. عدد قرارداد با عدد واقعی فرق داره. بیمه عدد واقعی نیست استعفا بدی سفته ها رو نمیدن حقوقت رو هم نمیدن سنوات و عیدی که هیچی من به بدبختی اداره کار و بیمه دادگستری تونستم حق حقوقم بگیرم و اصلا اصلا براشون شکایت مهم نیست . فاقد مزایا سرتاسر معایب
این شرکت در ابتدا فعالیت خود و تا اواسط سال ۹۷ در دسته شرکت های کوچک با امکانات معمولی بود. که پس از آن با استخدام بی رویه و غیر اصولی و عدم تطابق استاندارد ها منابع انسانی با منابع شرکت ؛ شرکت دچار چالش های بزرگمنابع انسانی؛ مالی و گردید به نحوی که تعداد پرسنل مستعفی و اخراجی این شرکت بسیار زیاد است و میزان نارضايتي کارمندان بسیار بالاست. اکثر پرسنل مستعفی و اخراجی این شرکت پس از ماه ها و فقط از طریق قانونی به حقوق خود میرسند. این شرکت حقوق معوق بین ۲تا ۳ماه دارد و هیچ مزایای خاصی ندارد. ساعت کاری هفتگی این شرکت ۵۰ ساعت در هفته می باشد که بالاتر از ۴۴ ساعت قانونی میباشد. فقط کافیست سری به سایت های استخدامی بزنید و از این میزان آگهی استخدامی این شرکت شگفت زده شوید. رکورد دار پرونده شکایت در اداره کار شمیرانات متعلق به شرکت پرگاس طب است. شرکتی که حق حقوق پرسنل خود را بدرستی پرداخت نمیکند و ارزشی برای منابع انسانی خود قائل نیست. بنده سابقه ۴ سال کار در این شرکت را داشتم که عمرم را تلف کردند. شاید بپرسید چرا ۴سال در همچین شرکتی کار کردی جوابی ندارم جز حماقت و اشتباه و البته وعده های پوشالی مدیرعامل. البته این شرکت برای چاپلوسان مزایای خوبی دارد با تشکر
والا من نمیدونم کی با دوست قبلی مصاحبه کرده! ولی واقعا اتاقک همون موقع هم که منابع انسانی نداشت ( که الان داره) جوش به گرم و صمیمی بودن معروف بوده. https://www.otaghak.com/
تجربهام از کار در چشمانداز آینده پارسیان را میبایست بالطبع به زبان خودم بازگو کنم. شرکت بسیار پویا بود و همکاران و مدیریت برخوردی همدلانه داشتند و مسیر پیشرفت مشخص بود چون با فناوریهای روز و سیستمهای با تعداد مشتریان بالا سروکار داشتیم. حقوق و بیمه به موقع بود و به طور کلی همهچیز خوب بود. تنها نکتهای که برایم چندان خوشایند نبود مربوط به ماهیت دولتی شرکت بود که باعث میشد حقوق نسبتا پایینتر از برخی دیگر از کارفرمایان باشد.
واقعا شرکت بدیه،ازحقوق گرفته تا ...من سابقه ۶ماه کار در لاین انجمادی این شرکت رو داشتم،اجناس گران در بازار رقابتی و،سو مدیریت یه مشت انسان عقده ای و اذیت کن .تا زیرآب کسی رو نزنی و باید ببخشی خانمانی نکنی .نمیتونی سر پا بمونی .از حقوقم که واقعا بده .نه هزینه درست حسابی ایاب ذهاب گرفته تا نه پول نهاری ....واقعا باید،حقوقت رو گدایی کنی،از این شرکت
در جستوجوی محیطی حرفهای و سالم برای کار در زمینه نرمافزار بودم، اما واقعا محیط شرکت به شدت نامناسب و سمی بود و چیزی جز این احساس را به من منتقل نکرد. از نظر من این تجربه، بدترین تجربه کاریام بود و از شما میخواهم با دقت بیشتری انتخاب کنید. این شرکت را برای کار نرمافزار و برنامهنویسی به هیچ وجه توصیه نمیکنم.
در شرکت کیک خونه با برخوردی تندی روبرو شدم و حس میکردم مثل برده باهام رفتار میکنند. تنها کسانی که تجربه کاری کمی یا اصلا تجربه ندارند رو استخدام میکنند تا بتوانند به سادگی ازشون سوء استفاده کنند. مراقب باشید ظاهر افراد را خیلی خوب و منصف نشان میدهند، اما در باطن ذاتا کلاهبردارند.
من در تپسی چهار مرحله مصاحبه با مدیران داشتم. هر چهار مرحله کیس مطرح می شد و در حضور دوستان بررسی می کردیم. این رویه در مصاحبه و برخورد کارشناسان منابع انسانی برای من خیلی جذاب بود و به همین دلیل بدون بررسیی دقیق وارد شرکت شدم. اما از همان روز اول ورود، حجم زیاد خروج افراد برای من سوال بود!!! اما بعد از مدتی دلیل رو فهمیدم. مدیران شرکت، منابع انسانی را بعنوان برده های خودشون میدونن. کارهای زیاد را در بازه زمانی خیلی کوتاه میخوان. برخوردهای خوبی ندارن. کلا هم قراردادهای سه ماهه و حتی یک ماهه می بندن که هر وقت خواستن عذر نیروها رو بخوان. من سه ماه اونجا بودم ولی اصلا شبیه یک استارتاپ نبودن. حوزه ای که من رو هم می خواستن توی سه ماهی که من بودم دو بار مدیر عوض کردن و بارها کارهایی از من میخواستن که ربطی به نیازمندی اولیه اعلامی به من نداشت.
در سال ۱۴۰۱ وارد شرکت توسعه ارتباطات الکترونیک تجارت ایرانیان شدم و به شخصه میتونم بگم یکی از بهترین تجربیات شغلیام بود. مصاحبهکنندهمون رفتار دوستانهای داشت و سوالها کاملا مرتبط بودند؛ هیچ پرسش بیربط یا تعریفهای مبهمی مطرح نمیشد و اگر جوابی رو نمیدونستم، رفتار مصاحبهکننده به گونهای نبود که احساس بدی به من دست بده. از نظر فنی و تکنولوژی در سطح بهروز بودن هستند و تیم هم خیلی عالیه و محیط کار دوستانه و صمیمیای وجود داره. حقوق نسبت به اکثر شرکتها مناسب و خوب بود و مدیریت نسبتا قوی دیده میشد. برخلاف خیلی از شرکتها، با وجود داشتن دوربین، حس نمیکردی پشت سرت کنترل میشود و بهطور مرتب نظارت میشد.
شرکتی بی در و پیکر بهتره آدم کار نکنه ولی اونجا هم نره مدیریت افتضاح از اون مدیرکل گند دماغ تا مدیران ارشد یه روز دیدم مدیر ارشدش رو گفتن جمع کن برو!!! آخرش هم با همین روش منو اخراج کردن گفتن یا بیا خودت استعفا بنویس و پولات رو راحت بهت بدیم یا اینکه شکایت کن و حالا حالاها بدو...
من تجربهی کاریم رو از روی تجربه ناخوشایندی که توی شرکت عطر و ادکلن وزرا داشتم بازگو میکنم؛ تجربهای که همچنان به عنوان بدترین حضور من در کار باقی مونده. بین ستاد و فروش هماهنگی به شدت کم بود و تمام تصمیمها به تایید مستقیم مدیرعامل میرسید؛ پیگیری یک کار ساده هم چند هفته طول میکشید. مرخصی و تعطیلات اصلی نبودند و اگر بالاجبار از خانه کار میکردید یا فرصت استراحت نداشتید، روزها خیلی طولانی میشد؛ به طور متوسط باید دوازده ساعت در روز با شرکت درگیر میبودید و با کسر زمان خواب، فقط حدود چهار ساعت برای خودتون میموند. حقوق به شدت پایین بود و در اکثر سطحها، حتی در بخشهای ستادی، مقداری از حقوق کسر میشد و گاهی تا گرفتن حقوق، چند ماه طول میکشید. پرداختها را نوعی مزیت تلقی میکردند و گاهی با منت گذاشتن همراه بود. تشکیلات شرکت کاملا آماتور و غیرحرفهای اداره میشد و واحد منابع انسانی با قوانین کار مخالفت میکرد. شیفتهای روزانه ده ساعته پر میشدند و با دو شیفت رفت و آمد میکردید؛ در نهایت پرداختی حدود هفت و نیم ساعت بود. جمعهها و تعطیلات هم برای کار کردن رایگان محسوب میشد. تنها نکات مثبتش آموزش و اینکه همیشه خوشبو بودیم و کار نسبتا سبکی به نظر میرسید، محیط هم تا حدی مثبت بود و همکاران شاید خوب بودند؛ در گرگان رقابت قیمتی خوبی وجود داشت اما بقیه شهرها را دقیق نمیدانم. برای حضور در شرکت سهصد میلیون سفته بهعنوان ضمانت میگرفتند و بیمه از ابتدا نبود و آزمون هم داشت. حقوق بهموقع پرداخت نمیشد و اسامی پورسانت وجود داشت اما خبری از پاداش نبود؛ حتی ممکن بود با فروش میلیونی هم به اندازهای کوچک پاداش بدهند. این تجربه واقعا تجربه بدی برای من بود.
وقتی توی این شرکت کار میکردم، واقعا حس میکردم همه چیز به هم ریخته است و هیچ کدام از بخشها درست عمل نمیکردند. پشتیبانی سرور برای من خیلی ناامیدکننده بود و نتوانستم نتیجهای قابل قبول بگیرم. حتی وقتی زمان میگذاشتم، به نظر میرسید هیچ چیز درست پیش نمیرود، چه از نظر مادی و چه از نظر علمی.
مثل این که از همون اول فهمیدم کار پشتیبانی مشتریان توی هلدینگ تاک تا حد زیادی چالشبرانگیز و فشار بالاست. اوایل که صفر بودم و هیچ تجربهای نداشتم، فکر میکردم همون موقعیت خوبی برای شروعه، اما واقعیت چیز دیگهای بود. محیط کار اونقدر ناسالم بود و رفتارها به گونهای بود که اکثر افراد بیشتر از یکسال در اونجا دوام نمیآوردن. فشارهای زیاد خیلی محسوس بود و گاهی برای یک دقیقه بیرون رفتن هم باید از مدیر اجازه میگرفتم. اضافهکاریها حساب نمیشد و اگر صبح کمی دیرتر وارد میشدم، باید به ده نفر پاسخ میدادم و حقوقم هم کسر میشد. منابع انسانی به شدت ناکارآمد بود. فردی به نام علی خلخالی که به نیروها فشار میآورد و مسئولیتها را به عهدهی دیگران میگذاشت وجود داشت. به نظر میرسید که برای کارگران هیچ ارزش یا اهمیت قائل نیستند و وضعیت روحی و کاری ما برایشان مهم نبود. من هم اشتباه کردم که یک سال کنار گذاشتم و اکنون پشیمانم. اگر دوباره بخواهم تصمیم بگیرم، اینجا را برای کار انتخاب نمیکنم.
از همان روز اول که وارد این شرکت شدم، رفتار ناعادلانه و بیاحترامی نسبت به کارکنان رو میدیدم و خیلی سریع از اونجا خسته شدم. هر تاخیر خیلی کوچک هم سه برابر محسوب میشد و با ماجرای چک سفید امضا روبهرو بودیم؛ قرارداد رو بدون اینکه فرصت بخونیم میخواستن امضا کنیم. هیچ چیزی به طور درست در اختیارمون نمیگذاشتند. دو ماه که از کارم گذشته بود فرار کردم، اما بابت مدت زمان باقیمانده از نیرو جایگزینم، تازهترین تسویهها رو هم انجام ندادند. حدود بیست روز حقوقم پرداخت نشد و بیمه هم نمیکردند و موارد مختلف دیگری بودند. تا امروز بیسرپرستترین شرکتی بود که دیدم. در ساعات کاری هم اجازه خروج یا استراحت از پشت سیستم رو نمیدادند؛ ناهارم فقط چند دقیقه بود و بر خلاف انتظار تذکر میدادند.
من تجربهای از همکاری با این شرکت دارم که نمیتونم دربارهاش با اطمینان کامل صحبت کنم، اما تلاش میکنم بازنویسی صادقانه و روشن باشد. مدت همکاریام سه ماه بود و در پایان هیچ پرداختی به حسابم واریز نشد. تعهدهایشان را به موقع انجام نمودهاند اما گاهی وعدهها با عمل تفاوت داشت. رفتار همکاران و سطح ادب در مجموعه همسو با انتظارهایم نبود و به همین دلیل حس ناخوشایندی از تجربه حضور در آنجا داشتم. در نهایت از این همکاری رضایت نداشتم و به نظر میرسد تیم رویکرد و ساختار منظمی در اجرا ندارد.
با وجود اینکه در ابتدا به صورت پارهوقت کار میکردم، تجربهام در این شرکت با تغییر وضعیت شغلم به تماموقت وارد مرحلهای ناخوشایند شد و از همان زمان رفتارهای ناشایستی شروع شد. پرداختها بهطور قابل توجهی کم بود و بهشدت نامنظم بود، گاهی تا ماهها پرداختی انجام نمیشد و در برخی موارد تا بیستوهشت یا بیستونهم ماه بعد پرداخت میکردند. وقتی از شرکت جدا شدم، تسویهحسابی انجام نشد و با گذشت شش ماه همچنان خبری از تسویه نبود و بدهی من حدود هفت میلیون بود که پرداخت نکردند.
به عنوان تجربهای که از بوت کمپ مپصا داشتم، با وجود وعدههایی که داده میشد، کارکرد کلاسها چندان کاربردی و مفید به نظر نمیرسید. در یک دوره نسبتا فشرده به مدت دو ماه و نیمی، تلاش میکردن من و همراهانم را به حدی به عنوان توسعهدهنده وا دارند که واقعا غیرمنطقی به نظر میرسید. ما از حضور در دوره انصراف دادیم، چون از کسانی که دورهشان تمام شده بود و مخصوصا در زمینههای هوش مصنوعی و جاوا وضعیتشان مشخص نبود، نتوانستیم جایگاهی پیدا کنیم. بعد از پایان دوره، به شکل دوبارهای به عنوان کارآموز معرفی میشدند و در نهایت خیلیها را با اولین اشتباه کنار میگذاشتند. خوشحال بودم که تصمیم گرفتم سریع از آنجا بیرون بیایم و گول وعدههایشان را نخوردم.
من برای مصاحبه رفتم و در مرحله اخر رد شدم. با اینکه مراحل مصاحبه خیلی خوب بود، اما خبر دادن در بین مراحل مصاحبه واقعا بدون مدیریت زمان بود. گفته بودن که بین مراحل مصاحبه یه هفته فاصله است اما نزدیک یکماه فاصله شد تا به من خبر دادن برای ریجکتی.
برای مصاحبه رفتم اما دقیقا از همان در ورودی فهمیدم که اینجا با اصول حرفهای فاصله دارد. منابع انسانی شرکت هیچکدام به نظر حرفهای نمیآمدند و عجیبتر این بود که جلسه مصاحبه برای سه نفر همزمان برگزار میشد. به طور کلی آن جلسه مصاحبه برای من تجربهای کاملا غیرعادی و ناامیدکننده بود.
شنیدن تجربهای از این دست باعث شد خیلی زود نسبت به چنین فرصتهایی احتیاط کنم. من اون جایی رو که بهش میگن دادفلامینگو تجربه کردم و نتیجهاش این بود که به هیچ عنوان با خریدن وعدههای حقوقی فریب نخورد. اونجا عملا سازوکار کارآموزی به شکل گسترده وجود داشت؛ فارغالتحصیلهای دانشگاههای معتبر رو جذب میکردن، اما بعد از مدتی به بهانههای مختلف از کارشون استفاده میکردن و از پروژههاشون خلاص میشدن. از نظر حقوقی هم چندان پولی دریافت نمیشد و قراردادی که وعده میدادن معمولا طول میکشد تا نوشته بشه و اکثر دو ماه اول خبری از حقوق نبود. اضافه کاری واقعا وجود نداشت یا اگر بود، مبلغ ثابتی بود که هر ماه پرداخت میشد و از حقوق کسر میشد؛ بیمه و مالیات هم که معمولا به صورت دقیق محاسبه نمیشد. حتی استفاده از یک خط تلفن ثابت هم به شما داده نمیشد و باید با خط خودتون تماسها رو انجام میدادید. قسمت حضور و غیاب و قوانین هم به شکلی بسیار غیرمنصفانه اجرا میشد. دستگاه ثبت حضور و غیاب وجود نداشت و برای برخی افراد هیچ قانون مرخصی یا محدودیت زمانی لحاظ نمیشد. برای برخی تیمها ساعات کاری از یازده صبح شروع میشد و هیچ کس حق اعتراض پیدا نمیکرد. به طور کلی هر چه کمتر فعال و وظیفهشناس باشید، بیشتر تشویق میشوید و بالعکس، افراد با وجدان کاری و فعال، با تمسخر مواجه میشدند. در نهایت به خودم یادآور شدم که گول ظاهر فریبنده چنین شرکتهایی را نخورم؛ خیلیها به خاطر ظاهر فریبنده و وعدههای جذاب، ناباورانه زیربار این جور رفتارها میروند. با این تجربه فهمیدم که لازم است دقیق و با احتیاط تصمیم بگیرم و از چنین فضاهایی دوری کنم.
پرگاس طب یا همون لافارر بدترین شرکتی که میتونید توش کار کنید. 3ماه اول بیمه نمیکنند. حقوق معوق دارن. سفته میگیرن. عدد قرارداد با عدد واقعی فرق داره. بیمه عدد واقعی نیست استعفا بدی سفته ها رو نمیدن حقوقت رو هم نمیدن سنوات و عیدی که هیچی من به بدبختی اداره کار و بیمه دادگستری تونستم حق حقوقم بگیرم و اصلا اصلا براشون شکایت مهم نیست . فاقد مزایا سرتاسر معایب
این شرکت در ابتدا فعالیت خود و تا اواسط سال ۹۷ در دسته شرکت های کوچک با امکانات معمولی بود. که پس از آن با استخدام بی رویه و غیر اصولی و عدم تطابق استاندارد ها منابع انسانی با منابع شرکت ؛ شرکت دچار چالش های بزرگمنابع انسانی؛ مالی و گردید به نحوی که تعداد پرسنل مستعفی و اخراجی این شرکت بسیار زیاد است و میزان نارضايتي کارمندان بسیار بالاست. اکثر پرسنل مستعفی و اخراجی این شرکت پس از ماه ها و فقط از طریق قانونی به حقوق خود میرسند. این شرکت حقوق معوق بین ۲تا ۳ماه دارد و هیچ مزایای خاصی ندارد. ساعت کاری هفتگی این شرکت ۵۰ ساعت در هفته می باشد که بالاتر از ۴۴ ساعت قانونی میباشد. فقط کافیست سری به سایت های استخدامی بزنید و از این میزان آگهی استخدامی این شرکت شگفت زده شوید. رکورد دار پرونده شکایت در اداره کار شمیرانات متعلق به شرکت پرگاس طب است. شرکتی که حق حقوق پرسنل خود را بدرستی پرداخت نمیکند و ارزشی برای منابع انسانی خود قائل نیست. بنده سابقه ۴ سال کار در این شرکت را داشتم که عمرم را تلف کردند. شاید بپرسید چرا ۴سال در همچین شرکتی کار کردی جوابی ندارم جز حماقت و اشتباه و البته وعده های پوشالی مدیرعامل. البته این شرکت برای چاپلوسان مزایای خوبی دارد با تشکر
والا من نمیدونم کی با دوست قبلی مصاحبه کرده! ولی واقعا اتاقک همون موقع هم که منابع انسانی نداشت ( که الان داره) جوش به گرم و صمیمی بودن معروف بوده. https://www.otaghak.com/
تجربهام از کار در چشمانداز آینده پارسیان را میبایست بالطبع به زبان خودم بازگو کنم. شرکت بسیار پویا بود و همکاران و مدیریت برخوردی همدلانه داشتند و مسیر پیشرفت مشخص بود چون با فناوریهای روز و سیستمهای با تعداد مشتریان بالا سروکار داشتیم. حقوق و بیمه به موقع بود و به طور کلی همهچیز خوب بود. تنها نکتهای که برایم چندان خوشایند نبود مربوط به ماهیت دولتی شرکت بود که باعث میشد حقوق نسبتا پایینتر از برخی دیگر از کارفرمایان باشد.