من تجربهای کاملا ناخوشایند از شرکت الی گشت دارم و میخواهم با صداقت توضیح بدهم. اوضاع اینجا به گونهای بود که بخش زیادی از همکاران پس از چند روز کار از شرکت جدا میشدند و حتی به دنبال ادامه کار نبودند، و برخلاف قولی که در مصاحبه شنیده بودم برای تسویهحساب هم به مشکل برخوردم و گفتند آزمایشی بوده و بر خلاف وعده اولیه، حقوق از همان روز اول به حساب نمیآید. اخلاق کارbare صفر بود و اضافهکاری به صورت اجباری در میآمد. پروژهها به صورت اسپاغتی و بدون امکان دیباگ پیش میرفتند و مدیریت پروژه هم بسیار ضعیف بود؛ در مواقع بروز مشکل هیچ کمکی از سمت مدیران دریافت نمیشد. حتی برای مصاحبه هم صرفا وقت ارزشمند شما را نمیخواهند بگذارند و بهتر است زمانتان را جای دیگری صرف کنید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برایم آدانیک افزار تجربهای فراموشنشدنی بود، جایی که فضای کار با وجود روزهای سخت، به طرز غیرمنتظرهای احساس خانه بودن میداد. طبیعی است که رفتار مدیران با ایدههای تازه و خلاقیت برای من یکی از بزرگترین دلایل پیوستن به این تیم بود؛ آنها با باز بودن ذهن و پذیرش تغییر، فضای کار را پویا و بهروز نگه میداشتند. حضور مدیر منابع انسانی با آگاهی، همدلی و کارآمدی، نقش تسکیندهنده و انگیزهبخش بزرگی برای تیم بود و کنار هم بودن با او حس امنیت شغلی و اعتماد را تقویت میکرد. در کنار این، اولویت دادن به رضایت کارکنان و توجه به دغدغههایشان از دیگر ویژگیهای مثبت محیط آدانیک بود، که باعث شد از همان ابتدای حضور احساس کنم جایی برای رشد دارم. یکی از زمینههای قابل بهبود، کمبود دورههای آموزشی برای اعضای تیم در دپارتمان منابع انسانی است؛ با افزایش این آموزشها بهطور قطع تعاملات کاری، وفاداری شغلی و رضایت کارکنان بهبود بیشتری خواهد یافت. در کنار این، نبود ساختار سازمانی روشن برای همه اعضا و نبودن عناوین شغلی مشخص نیز بهعنوان نقطهای برای بازنگری مطرح است؛ با توجه به دیدگاه اولیه تکسطحی در آدانیک، بازنگری و بازتعریف این جنبهها میتواند به فرآیندهای کارآمدتر و مسیر حرفهای شفافتری منجر شود.
مدت زمان حضورم در مرکز مشاوره تحصیلی پوردستمالچی تجربهای بود پر از چالش و نکتههای یادگرفتنی. برخورد تیم مدیریتی اغلب با نگاه از بالا به پایین همراه بود و فضا خیلی خشک و سختگیرانه بود. حجم کار به شکل قابل توجهی بالا بود و این فشار حتی در تعطیلات آخر هفته هم احساس میشد. گاهی کارها غیرمرتبط با تخصص یا وظایف اصلی به من محول میشد. با وجود این، تنها نکته مثبت اینکه حقوق بهموقع پرداخت میشد.
در این شرکت انتظار دریافت حقوقی ندارم و از این رو با ورود به آن ناامیدی را هم همراه میآورم. با وجود نکات مثبتی که وجود دارد، بیشترین بار من روی مسئلهای اقتصادی افتاده است که همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد. به گونهای که ممکن است پنج ماه سپری شود و حتی مبلغی مثل دو میلیون تومان هم به حسابم واریز نشود.
مدت هفت سال در این مجموعه به عنوان مدیر شعبه خدمت کردم و بعد از دو سال حضور در دفتر تهران به شعبه شهرستان منتقل شدم. پس از پایان تحصیل، تجربه دوم من با این شرکت آغاز شد و تا آن موقع از فضای کار سایر شرکتها و بازار کار اطلاع چندانی نداشتم؛ اکنون که تجربههای بیشتری دارم و به کارهای دیگر هم برخوردم، میتوانم دید بهتری ارائه کنم. در اینجا به نظر میرسید که بروکراسی اداری معنا ندارد. وجود واحد منابع انسانی انگار در سیستم نبود! عملا چارت سازمانی وجود نداشت! امنیت شغلی هم به شدت پایین بود؛ یا باید به شهرستان میرفتی یا اخراج میشدی! حقوق به موقع پرداخت نمیشد و گاهی تا دو ماه تاخیر داشت! تعهدات به شکل صفر بود و هیچ تضمینی برای انجامشان نبود! قرارداد کاری برای امضا وجود نداشت و فیش حقوقی هم داده نمیشد! درکل هر چیزی به ظاهر حرفهای به نظر میرسید اما حقیقت این خانه از پایه فرسوده است. در رابطه با بخش تولید این مجموعه شرایط تفاوت زیادی داشت! بروکراسی اداری، نبود چارت سازمانی، عدم انجام بهموقع تعهدات، و تولید محصول باکیفیتتر و… همچنان تفاوتهای فاحش دارند. اگر سازمان فروش به دنبال کار بود، حتما با دقت بیشتری بررسی کنید؛ و اگر در بخش تولید درخواست کار دارید، مطمئن باشید که سازمان نسبتا بهتری را خواهید یافت.
آزمایش تجربه من در گاج این بود که جو همکاران صمیمی و احترام متقابل زیادی وجود دارد. با این وجود یکی از جنبههای منفی کار نکردن اضافهکاری بود. از نظر فناوری، تیم از تکنولوژیهای بهروز استفاده میکند و من هم تجربه خوب و رضایتبخشی داشتم.
من در این شرکت تجربهای داشتم که بهتر است دیگران از آن درس بگیرند. مدیر شرکت فردی با مدرک دکتراست اما واقعا از حوزه نرمافزار و کسبوکار همسو با این زمینه بیاطلاع است. به قولهایی که میدهند هیچ اعتمادی نباید داشت چون به راحتی یادشان میرود. پروژهها هیچ نقشه راه مشخصی ندارند و ناگهان با تغییر جهتهای تجاری مواجه میشوید؛ هر بار باید بخشهایی از کار را که نوشتهاید پاک کنید و دوباره از نو شروع کنید. احترام به برنامهنویسها چندان پایدار نیست و این از شاخصهای بارز محیط کاری محسوب میشود. به خاطر ضعف مدیریت، فضایی از beneath the surface وجود دارد که توجیهات و چاپلوسی جای شایستگی و تواناییها را میگیرد. حقوق به دو بخش پرداخت میشود که بخش دومش بهنامه توافقی با شرکت بستگی دارد و ممکن است در هر زمان پرداخت نشود. حتی در قرارداد نیز حقوق پایه بهعنوان حقوق کار مشاغل وزارت کار ثبت میشود و بخش دوم هم گاهی بهصورت نقدی و به دلخواه شرکت واریز میشود؛ در مواردی شبیه پرداخت پنج تا شش میلیون تومان به شکل اسکناس کوچک میافتد. به لحاظ جالبی، شرکت با اینکه لطف میکند حقوق میدهد، گاه صحبت از این میکند که در زمان مقرر حقوق را پرداخت میکند یا از منابع شرکت برای پرداخت حقوق استفاده میکند. گاهی میبینی که بیست روز از کار گذشته و هیچ پرداختی انجام نشده و هیچ پاسخی از سوی مدیران نیست. جلسات بینتیجهای بهوفور برگزار میشود؛ همایشهای طولانی برای جمعکردن همه در اتاق وجود دارد اما از طرف دیگر انتظار میرود کارها بینقص و در موعد مقرر تحویل شود.
شرکت تاژان سیستم را تجربه کردم. مدیرعامل شرکت در کانادا حضور دارد و کنترل کارها از طریق تیم گزارشدهی، دوربینها و تماسهای اسکایپی انجام میشود. یک چارچوب واحد وجود دارد که تمام پروژههای شرکت با آن دنبال میشود و از asp.net 4 وب فرم VB.net استفاده میشود. در اینجا هیچ فرصت رشدی وجود ندارد و حتی به نظر میرسد وضعیت به سمت پسرفت میرود چون باید کد VB.NET وبفرم بنویسید. فضای کاری چندان مناسب نیست و بیشتر افراد مشابه و به هم شبیه هستند و ارتباطی با همکاران ایجاد نمیشود؛ به عنوان مثال پس از استفاده از دستشویی باید کف آنجا با دستمال تمیز شود تا قطره آبی باقی نماند و در صورت انجام نداده شدن این کار با کارکنان برخورد میشود. همچنین احتمال دارد از منشی شرکت فشارهای زیادی تجربه کنید؛ مثلا گزارشهایی که از ایمیل دریافت میکنید با کپی به مدیرعامل و مدیر پروژه فرستاده میشود. به مراسمهای تولد باور نکنید زیرا پشت سرتان همیشه در حال دسیسه هستند. سیستم زمانبندی کار (timesheet) وجود دارد و مدیران برای شما تسکهای تولید یک فرم را در سه ساعت وارد میکنند؛ اگر در روز دو فرم تولید کنید، با شما برخورد میشود که چرا سه فرم ننوشتهاید. فقط آنها اجازه دارند بلند صحبت کنند و کمترین صدای از شما نیز گزارش میشود. از نظر فنی هم امکان رشد وجود ندارد و از منظر پست اداری نیز رشد ممکن نیست، زیرا ده سال است که پست مدیران ثابت مانده و اخیرا با خروج تعدادی، مدیران جدیدی جایگزین شدند. این تیم شامل ۱۳ برنامهنویس کپیبردار است که بیش از هفتاد پروژه را مدیریت میکنند و هر نفر حداقل پنج پروژه را پشتیبانی میکند. معمولا مدت طولانیای در شرکت نمیمانید و پس از مدتی به درمان نیاز پیدا میکنید. قرارداد شرکت به شکل ساعتی است و هر زمان که بخواهند فسخ میشود.
به عنوان نویسندهی پروژههای بکاند، من وقتی شرکت با سابقهای حدود بیست سال فعالیت رو در نظر میگیرم، کمتر با مشکلات مرسوم استارتاپی مواجه شده بودم؛ با این حال، به دلیل ماهیت پروژههای نرمافزاری، شرکت به نظر کهنه یا خاموش نمیآمد. اگر به مفاهیم بازار سرمایه علاقه دارید، این محیط میتواند محفلی مناسب برای یادگیری بیشتر باشد و تجربه و دانش تیم در این حوزه ملموس است. فضای کاری در شرکت دوستانه و صمیمی است و همکارها به سهولت با هم ارتباط برقرار میکنند. مدیران سطح بالا به سرپرستهای تیمها اعتماد دارند و دخالت مستقیم در جزئیات کارها معمولا زیاد دیده نمیشود. پرداختها منظم و به موقع انجام میشود و بخشی از دستمزد بر اساس عملکرد به صورت کارانه در دورههای سهماهه پرداخت میشود. قراردادها به صورت رسمی و تکبرگی منعقد میشوند و تحت پوشش بیمه تکمیلی هم هستند. در خصوص حضور فیزیکی کارکنان، زمان دقیق حضور اهمیت ندارد و ملاک اصلی، پیشرفت کار و ارائه سرویس مطابق با برنامهی از پیش طراحیشده است.
در شرکت ایران سایت بود که فهمیدم تحت فشار، تواناییهایم را بهتر میشناسم و رشد کردم؛ تجربهای که باعث شد به وجود انگیزهای دوباره برای بازگشت به این تیم احساس کنم. دوست دارم دوباره فرصت کار در این شرکت را داشته باشم.
وقتی به شرکت رفتم، در کنار یکی از اعضای تیم بودم و همهی ما از یک شرکت دیگر پابهپا شدیم، چون محل کار اصلی هنوز در حال تعمیر بود و به همین دلیل در آن شرکت مشغول به کار شدیم. مدیر ایجاب از ما میخواست کار را ظرف یک ماه به پایان برساند و هر روز از ساعت نه صبح تا نه شب در شرکت کار میکردیم تا حقوقمان عقب نیفتد. به ما وعده داده شده بود که شرکت بینالمللی خواهد شد و اگر کار را به موقع تحویل میدادیم، آیپد جایزه میگرفتیم. ما گفتیم فقط حقوقمان را بدهید و آیپد را نمیخواهیم. اما پس از چند روز اضافهکاری، همگی حقوقی دریافت نکردند و برای تمام بچهها به صورت ساعتی ده هزار تومان محاسبه شد، چه کسی سه میلیون بگیرد چه هشت میلیون. در زمان عقد قرارداد، شرکت از بچهها بین صد تا ششصد میلیون سفته میگرفت تا قرارداد شش ماهه از مهر تا پایان سال نهونود تنظیم شود. شرکت از ما میخواست زود کار را تحویل بدهیم و گفتند که برای این کار به نیروی اضافی نیاز دارند.رئیس شرکت به واحد منابع انسانی گفت فردا برای ما یک مینیبوس میآورد تا ما را اینجا پیاده کند؛ گویی میخواستند با کارگران به ساختمانی اعزام شوند. قرار بود ظرف یک ماه کار تمام شود اما پس از یک ماه و چهار روز هیچ خبری از هیچ نیرویی نبود و طرح اولیه کار از طرف شرکت به ما داده شد. فکر میکردم با ورود به دفتر جدید، شرایط بهتر میشود اما شرکت هزینههای زیادی برای مهمانیها و خرجهای غیرضروری صرف میکرد و ادعا میکرد که بهترین است. در نهایت اعضای تیم از شرکت جدا شدند تا من بهتنهایی بمانم و با توجه به شرایطم تصمیم گرفتم بمانم. حقوقها هر ماه دیرتر میرسید و واحد منابع انسانی از شرکت جدا شد و به دنبال کار خودش رفت. شرکت حقوق ما را نداد و به جای پرداخت حقوق، سیستمهای شرکت را برداشتند. مدیر فناوری اطلاعات هم اخراج شد و برنامهنویس بکاند ارشد و سایر اعضای تیم فرانتاند نیز به تدریج جدا شدند و با تیم جدیدی کار را آغاز کردند تا بهنام ایجاب ادامه دادند. تیم فنی واقعا خوب بود اما انگیزهاش تضعیف شد از بس این اتفاقات را دید. رئیس شرکت ادعای بهترین بودن داشت اما در عمل چنین نبود. او میگفت هر کاری را باید به بهترین شکل انجام بدهیم، اما خودش این کارها را انجام نمیداد. این فرد چند نفر محافظ هم داشت اما حقوق ما را نمیداد و میگفت ندارم. از اشتباهاتتان درس بگیرید نه اینکه با همان اشتباه دیوار کج را بالا بروید. یاد بگیرید لزوما بهترین بودن هدف نیست؛ فقط باید وظایفتان را بهخوبی انجام بدهید. نکتهای که واضح بود، مدیریت ضعیف باعث بدی شرایط برای تیمی شد که با دقت و زمان زیادی کار میکرد.
شرکت پارس پرداز سرآمد تجربهای نسبتا متفاوت در برابر کارهای قبلیم ارائه داد اما مدیریت مجموعه به شدت ضعف داشت و این موضوع میتونست تجربه کاریام رو تحت تأثیر قرار بده. اگر شانس بیارم احتمال اینکه حقوقم به موقع و بهدرستی واریز بشه وجود داشت، اما سایر مزایا برای کارمندان کم بود. به طور مداوم باید پاسخگوی تماسها در هر ساعتی از شبانهروز بودم و در قرارداد همواره حقوق پایه با توافق اولیه تفاوت داشت و به صورت عیدی و سنوات پرداخت میشد. همچنین اگه از مرخصی استفاده نمیکردم، به ازای اون پولی دریافت نمیکردم و لازم بود هر ماه وضعیت بیمه را در سامانه چک کنم تا مطمئن شوم ماههای گذشته تأیید شدهاند یا نه. توصیهام این است که اگر تجربه کاری کمی دارید، وارد این شرکت نشوید تا درس عبرتی برای جلوگیری از گرفتار شدن در چنین محیطی باشد.
سیزده دلیل برای اینکه شما نباید در این شرکت مشغول به کار بشین : 1-عدم احترام 2-برخورد نامناسب 3-توقع بیشتر از تایتل شغلی 4-عدم پرداخت به موقع حقوق 5-عدم انجام وعده های داده شده 6-محیط شلوغ و بی نظم 7-دخالت بی جای سایر بخش ها در کار بخش فنی 8-فضای مسموم حاصل از رفتار مدیریت 9-تایم کاری به نسبت زیاد 10-حقوق و مزایای کم 11-توهین و تحقیر از سوی مدیریت 12-عدم توجه به درخواست های بخش فنی 13-قوانین من در آوردی و عجیب
برای من هنوز که هنوز است توی کارنامهم جای خوشحالی داره که از اونجا بیرون اومدم. حقوقی که میدادن اصلا راضیکننده نبود و در طول مصاحبه هم به من نگفتن که پرداخت حقوق با تاخیر یا مشکل داره. مدیریت شرکت بهطرز آشکاری ضعیف بود و چنین سطحی از شرکتهای IT انتظار نمیرفت. نزدیک به یک سال از خروجم گذشته، اما هنوز با من تسویه نکردن.
در حال حاضر شرکت نرمافزار امن پرداز را به عنوان محیطی میبینم که از نظر من بسیار افتضاح رو به پایین بوده است؛ و توضیح واضحی که میتونم بدهم این است که روزگار گذشتهشان شاید خوب بوده، اما اکنون به شدت سقوط کرده و در بهترین حالت هم نمیارزد. اعتماد بین همکاران وجود ندارد؛ از آبدارخانه تا مدیران همه به نوعی با هم در رقابت و زیرآبزنی هستند. مدیران از توان فنی کارکنان بهشکل غیرعادی وحشت دارند و سعی میکنند کسانی که کار بلد هستند را به کار نگیرند یا آنها را پایین نگه دارند. به نیرویی که ده سال سابقه دارد هم اعتماد ندارند چه برسد به نیروهای تازهوارد. فناوریهای جدید جایی در این شرکت ندارد و با فناوریهای کهنه قدیمی پیش میروند، حتی دانش روز در اینجا دیده نمیشود. مزایا یا پاداش و تشویق معنا ندارد. پادگانی برای آب خوردن باید از بالا اجازه بگیری؛ اگر کارت بزنی و خارج شوی و دوباره برگردی، در حد پنج دقیقه اخراج میشوی. به قوانین خودشان پایبند نیستند و حقوق بهموقع پرداخت نمیشود. هیچ مزایایی وجود ندارد و به نظر میرسد از کارفرمایی بهعنوان بردهداری یاد میشود. تنها ادعای دانشبنیان بودنشان هم به نظر من پوچ است. برای سیستمها هم باید با دعوا کنار بیایید؛ سیستمهایی که کارمندان به آنها وابستهاند افتضاحاند. اجازه کار با بستر دلخواه را نمیدهند و باید با همان فناوری کهنه ده سال پیش کار کرد. به برنامهنویس فقط یک رمز نمیدهند و از او میخواهند دو برنامه نصب کند و هر بار باید با ادمین سیستم تماس بگیرد تا رمز وارد شود. نکته جالب این است که همان سیستم بهطور مستقیم به اینترنت متصل است؛ یکی از عجایب است که هرکسی شاید فرصت دیدن آن را پیدا کند. جایگاه هرکس در شرکت مشخص نیست و همه فقط تلاش میکنند تا کار خودشان را ببرند و پیش ببرند تا مجموعهای که به آن تعلق دارند پیشرفت کند، نه با همافزایی و کار تیمی. به نظر من مدیریت شرکت باید از بالاترین سطح تا پایینترین سطح، حداقل با دو فناوری آشنا باشند تا وقتی با آنها صحبت میکنید، یاد کیوان در شبهای برره نیفتید. تعصب نسبت به فناوری را کنار بگذارند و به اعتماد به کارکنان و پذیرش دانش روز برخیزند. به جای عقب نگه داشتن افراد، آنها را به سمت پیشرفت هدایت کنند و در نهایت افراد مناسب را در جای مناسب به کار بگیرند؛ به جای تکیه صرف به توسعه وب، به نیازهای سیستممحور هم توجه کنند.
بعد از دو ماه و نیم مصاحبه های رنگارنگ و کلی هزینه طب کار و ضامن بازنشسته و ... روز اول کاری متوجه شدم به عنوان بازرس افق کوروش هیچ امنیت شغلی و مالی و جانی ندارم در بدو ورود بهم گفتن باید بری جاسک حق ماموریت هم کیلومتری سیصد تک تومن کار بسیارسنگین جوری که با سابقه ترین ادمشون دو سه سال بیشتر نتونسته دووم بیاره اقا من روز دوم انصراف دارم جونمو گذاشتم رو کولم در رفتم گول اسمشو نخورین که بازرسیه خیلی کار حمالیو کم درامدی هست متاسفم که کار به این سنگینی با کم ترین امکانات بیگاری میکشید...
من نخستین تجربه کاریام را در گیتی سامانه رقم زدم و از فرصتی که به من داده شد سپاسگزارم و برای این تیم آرزوی موفقیت دارم. این مجموعه بهخصوص برای افراد با انگیزه و متعهدی که تازه کار را شروع میکنند، مناسب است، چون دستاورد تعهدها بهوضوح دیده میشود. با این حال به دلیل حقوق پایین، تیم فنی کوچک، نبود مدیر محصول و کمبود یک مدیر فنی توانمند کار توسعه به شکل فرسایشی و ناامیدکنندهای پیش میرود؛ در ده ماه آخر حضورم تنها سه محصول ناقص را شاهد رونمایی بودم. نباید فراموش کنم که حدود هفتاد درصد زمانی که در این شرکت گذشت، درگیر بحران کرونا بودیم و این موضوع تأثیر مستقیمی بر صنعت گردشگری داشت و شرکت گیتی نیز از این وضعیت مستثنا نبود (حداقل از منظر مالی نه فنی). اگرچه همکاری با این مجموعه پایان خوشی نداشت، برای تمامی افراد و همکاران آرزوی موفقیت دارم و خوشحالم که در طول این مدت کنارشان تلاش کردم.
به نویسنده میگویم که محیط کار این شرکت خیلی آرام و بیروح نیست؛ برای کسی که دنبال رشد و یادگیری است، اصلا توصیه نمیکنم. مدیریت بسیار خشک و دور از فرهنگ سازمانی است تا حدی که حس فشار و کنترل زیاد به شما دست میدهد، حتی در حدود حریم شخصی خودتان. حقوق و مزایای شما هم به نوعی نادیده گرفته میشود. بخش منابع انسانی به جای نام درست، به نظر میرسد که کارها را به عهده بخش مالی میگذاشته و رفتارشان گویی مدرس پرورشی مدرسه است. روز به روز با خودش تکرار میکردند که اوضاع از این هم worse نمیشود و با اتفاقات بعدی، شرایط بدتر میشد. یکی از همکاران از گلدانهایش در شرکت دزدی میکرده و وقتی اعتراض کرده، مسئول منابع انسانی او را به اتاق میکشاند و تهدید میکرد که در این مسائل صدایش را درنیاورد. مزایایی وجود ندارد و حتی در پایان قرارداد هم با مشکلاتی روبهرو میشوید. از نظر فنی هم تیم کوچک است، تنها سه تا چهار نفر مکفی در آن کار میکنند و اصولا فرصتهای رشد و یادگیری چه از طریق کار و چه از طریق سایر اعضا وجود ندارد.
برای تازهکارها شرکت تحفه جای خوبی برای شروع به کار است، بهخصوص اگر در واحد برنامهریزی حضور داشته باشید و با مدیر با تجربه و تحصیلکرده روبهرو شوید. اما فضا و جو کلی شرکت چندان جالب نیست و مشکلات زیادی وجود دارد که ریشهش بیشتر به منابع انسانی سابق بازمیگردد. در کل اگر به واحد برنامهریزی ملحق شوید و سابقهی کاری چندانی نداشته باشید، حتما از تجربه و مطالب زیادی که یاد میگیرید راضی خواهید بود.
شنیدن تجربهی کار در این شرکت برای من خیلی ارزشمند بود و در نهایت تصمیم گرفتم از این مجموعه جدا شوم. مدت یک سال در اینجا کار کردم و محصولات ما برای بازار خارج از کشور طراحی و توسعه میشد. فضای کاری دوستانه و مناسبی داشتم و پرداختیها همواره سر وقت بود. در فرایند تصفیهها هم مشکلی وجود نداشت و چکهای پرداختی به موقع وصول میشد. نکتهی قابل توجه اینجا این است که تعطیلات رسمی شرکت به شکل رایج نیست و به جای جمعه، روز یکشنبه تعطیل میشود؛ شنبهها هم برای پارتتایم در حالتی ریموت کار میکردم. در مسیر مرخصی هم معمولا محدودیت زیادی نداشتند. با وجود توافق کننده بودن شرایط قرارداد جدید، در نهایت به نتیجه مطلوبی نرسیدم و تصمیم به جدایی گرفتم. اگر با فضای استارتاپی و نوع پروژههای اینمدل مشکلی ندارید، میتواند گزینهی مناسبی باشد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.