برای مصاحبه رفتم اما دقیقا از همان در ورودی فهمیدم که اینجا با اصول حرفهای فاصله دارد. منابع انسانی شرکت هیچکدام به نظر حرفهای نمیآمدند و عجیبتر این بود که جلسه مصاحبه برای سه نفر همزمان برگزار میشد. به طور کلی آن جلسه مصاحبه برای من تجربهای کاملا غیرعادی و ناامیدکننده بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
باور کنید که سالهاست به این فکر میکنم که چگونه باید از تجربههای منفی درس گرفت و آنها را با بیانی صریح اما منصفانه بازگوییم. من برای کارآموزی برنامهنویسی به این مجموعه مراجعه کردم و با وجود انتظارهایی که از شرکت داشتم، نتیجهای غیرخوشایند رقم خورد. در مصاحبه پاسخگوی همه سوالها بودم و توانستم به خوبی کارهای مرتبط را اجرا کنم، از جمله استفاده از ربات تلگرامی که معمولا از آنها انتظار میرود. اما پس از انجام مراحل، هنوز نتیجهای مشخص از تستها اعلام نکردند. مدت طولانی برای پاسخگویی میگذشت و در نهایت مشخص شد که نظرشان منفی است، در حالی که دلیل دقیق آن به من گفته نشد. نکتهای که از صحبتهای شنیدهشده بهدست میآید، شرایط کاری برای برخی همکاران توهینآمیز بوده است و این تجربه برای من تجربهای ناخوشایند بود. به دلیل این دوره و تناقضهای موجود، توصیه میکنم که به بررسی دقیقتر وضعیت شرکت بپردازید و از هزینه زمان و انرژیتان برای این مجموعه پرهیز کنید. این تجربه حاکی از نبود شفافیت در فرایندها و ارتباطات داخلی است و هنوز هم ادامه پیدا میکند.
برای موسس مجموعه و سهامداران متأسفم که واحد منابع انسانی هولدینگ استیل البرز و هفت الماس حقوق خودش را از زمان صرف شده دیگران و مصاحبههای بیهوده میگیره، بار دومه که با روشهای غیر استاندارد و پرسشهای خصوصی و شخصی وقت من را میگرفتهاند.
در کوره جستوجوهای شغلیام با شرکت توربین مپنا (توگا) رو به رو شدم. پس از فرستادن رزومهام از طریق وبسایت شرکت توسعه و بهرهبرداری ریلی مپنا که در میدان راهآهن واقع است، با من تماس گرفتند و درخواست کردند رزومهام را دوباره ارسال کنم. بعد از این کار، باز هم با من تماس گرفتند تا برای مصاحبه بیایم. در جلسه، با مدیر مهندسی، آقای مهندس جوادی، ملاقات کردم و ایشان ابراز رضایت کامل و خشنودی کردند. در پایان مصاحبه هم از تحصیلات عالیهام در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد گفتند و از شایستگیهایم تشکر کردند. آنگاه از من درخواست کردند رزومه دوستانم را هم برای ایشان بفرستم تا دعوت به مصاحبه بدهند؛ تأکید کردند که اگر دوستان من مانند من در المپیادهای علمی و رشته مکانیک خودرو مقام کشوری داشتند، مناسب خواهند بود. من هم گفتم اگر شمارهای داشته باشم، بررسی میکنم. سه هفته بعد، منشی ایشان که لیسانس هم نداشت، بدون ارائه مدرکی، ماهیانه پایه حقوقی ۱۱ میلیون تومان را برای کارشان اعلام کرد. پرسیدند چرا کسی را معرفی نکردی و در نهایت گفتند برای دعوت به مصاحبه دوم باید به جمعی از نفرات مشخص برسیم تا جلسه کمیته جذب با حضور مهندس عباسی برگزار شود. شرط ورود به کمیته جذب این بود که معرفیکنندگان همنفرات معینی داشته باشند. من هم از بهترینها و کسانی که تخصص بالا در تعمیرات اتوبوس، تریل، خودروهای سنگین و برندهای خارجی داشتند، معرفی کردم؛ اما با هر بار پیگیری گفتند مهندس جوادی الان به هلند رفتهاند و حضور ندارند. مدتی بعد با سایر دوستان تماس گرفتند اما من را مطلع نکردند. وقتی با آقای جوادی تماس گرفتم، فرمودند فرایند جذب طولانی است و هنوز با کسی تماس نگرفتهاند. اما من از طریق روابط دوستانم آگاه شدم که آنها با من هیچ تماسی نگرفته نبودند. وقتی به ایشان گفتم که شما شاید اشتباه میکنید، دوستانم گفتند که تماس گرفته شده است و با توضیحاتی صریح و بیپرده گفتند که آدرس منزلشان در تهران است. پرسیدم پس چرا با من تماس نگرفتید وقتی رزومهام ارسال شده بود؟ به دنبال توضیحی که گفتند رزومه را آقای جوادی ارسال میکرده و گاه خانم جعفری با ذکر عباراتی مبهم دروغ میگفته، من مانده بودم با هشت نفری که برای مصاحبه دوم دعوت شده بودند و از من پرسیدند چرا من را معرفی کردهام. در نتیجه، تجربهای به من نشان داد که رفتارها و فرایندهای این شرکت با نیروهای نخبه به گونهای نامشخص و گاهی غیرشفاف پیش میرود و این موضوع باعث تردید من نسبت به فرایندهای گزینش و جذب شد.
به نظرم رفتار مصاحبهکنندهها در جلسهی اسکایپی خیلی توهینآمیز و آزاردهنده بود و حس ناامیدی عمیقی ایجاد کرد. دو نفر در دعوتنامه حضور داشتند؛ یکی از آنها بعد از ده دقیقه کامپیوتر را خاموش کرد و ترک کرد، و وقتی صدا زدیم به هیچیک پاسخ ندادند. حدود یک ربع در انتظار بازگشتشان بودیم و وقتی برگشتند نه تنها عذرخواهی نکردند که با کنایه حرف میزدند و به نظر میرسید احترام لازم را نگرفتند. پس از گذشت یک هفته، نتیجهی مصاحبه را ایمیل کردند که لحن ایمیل هم با شأن شرکت منطبق نبود و بهطور کلی احساس ناخوشایندی ایجاد شد.
برای پوزشین Laravel Developer بار اول باهام تماس گرفتن چندتا سوال در مورد Laravel و مباحث مربوط به PHP پرسیده شد. بعد از چند روز مصاحبه فنی آنلاین گذاشته شد. مصاحبه کننده بیشتر سوالاتش رو در مورد Linux و Node.js پرسید. ینی از نیم ساعت مصاحبه 20 دقیقه اش سوال در مورد Linux و Node.js بود. در صورتیکه توی رزومه ام نوشتم لاراول 4 ساله کار میکنم و Node.js و Linux رو آشنایی بیسیک باهاشون دارم. اگر دنبال لینوکس کار و Node.js کار میگردین تو آگهی بنویسین که وقت ملتو نگیرین. با این مصاحبه غیر حرفه ای مشخص دنبال آچار فرانسه میگردین.
در تجربهی کاری من با شرکت دکتر ساینا، فرآیند آزمایش نرمافزار را آغاز کردم. در جریان تماسهای اولیه از طریق گروه نیازمندیهای شغلی، پیشنهاد کردند که مدتی در گپ خصوصی صحبت کنیم، اما من با این توصیه مخالفت کردم و فکر میکردم مصاحبه به شکل حرفهای برگزار میشود. اما هنگام مصاحبه رفتارهایی ناهمسو با انتظارهای حرفهای دیدم که باعث احساس ناامنی شد. بهجای رعایت احترام، برخی رفتارها نامناسب بود، با این توضیحات که از مدیر تست هم رفتار محترمانهای مشاهده نکردم و پاسخها و پرسشها بیش از حد خصوصی و گاه آزاردهنده بودند. بهعنوان نمونه، تماس با نام کوچک صورت میگرفت، رابطهای صمیمی و غیرمعمول برقرار میشد و برخی پرسشها درباره زندگی شخصی، خانواده یا میزان اهمیت پول مطرح میشد. همچنین از من درخواست میشد تا تا ساعت بیشب در آنجا بمانم تا کار را یاد بگیرم و استرسهایم را مورد ارزیابی قرار دهند. در طول گفتوگو، برخی جملات تکرار میشدند و در پایان با ابراز علاقه به ادامهی ارتباط در پیامهای بعدی، بهنوعی فشار داده شد که دوباره با آنها ارتباط بگیرم. پس از خروج از شرکت، تصمیم گرفتم که ارتباط را قطع کنم و برای حفظ امنیت خودم بلاکشان کردم. به زنان توصیه میکنم در موقعیتهای شبیه به این بااحتیاط باشند و از هرگونه رفتاری که احساس ناخوشایند ایجاد میکند پرهیز کنند. نشانهها بهنظر میرسید که بهطور قابلتوجهی نامناسب بودهاند.
متاسفانه روند افتضاحی در مصاحبه وجود داشت و اصلن انگار منابع انسانی در این شرکت وجود نداره و حتی جواب رد یا قبول هم ندادن. مصاحبه کنندهها خیلی نگاه از بالا به پایین داشتن و سوالات بی ربط پرسیدن. با پیش داوری وارد جلسه شده بودن و از قبل تصمیمشون رو گرفته بودن. خیلی نگاهم رو به برند شرکت عوض کرد و فهمیدم جای مناسبی نیست برای کار و فقط اسم در کرده.
سلام من دی1401 مصاحبه انلاین داشتم برای فرانت تیم ایوا دوتا خانم کم سن و سال و به شدت بیسواد با من مصاحبه کردن.به حدی بیسواد بودن که فقط میتونستن سوالاتی که اماده کردن رو بپرسن و توانایی مطرح کردن سوال از مباحثی که داخل جوابم دادم رو نداشتند مصاحبه که وحشتناک بود....از طریق لینکدین با بچه ها جوین شدم و امار گرفتم دیدم هد تیم فرانت یه سربازه متولد 78که با پارتی اومده امریه...تیم اندروید هم همینطور...با 23سال سن هد شدند...جوکه تیم ها به شدت اوضاع اشفته ای داره .... یه عده ادم با سابقه 2 یا حداکثر 3 سال اونجا هد شدند...انگار قحطی نیروعه مدیر تیم ایوا ادم فنی نیست...به همین دلیل از پس مدیریت بچه ها برنمیاد حتی منتظر جواب مصاحبه نشدم رفتم سراغ کیسهای بعدی...واقعا کابوس بود
برای مصاحبه مراجعه کردم دمپایی پوشیدن کارمندان ، محیط خشک و رفتار غیرصمیمانه ای مشاهده کردم بعدم جهت تست فنی نمیدونم وقت نداشتند یا سیستم خالی نداشتند گفتند برو چند روز بعدش با لپتاپ خودت بیا شماره ی مصاحبه کننده رو نوشته بودم برای هماهنگی بعدی تماس بگیرم تا از شرکت اومدم بیرون پارهش کردم حیف وقت که این سر شهر رفتم اون سر شهر واسه مصاحبه حضوری
تجربه بد از مصاحبه.اول از همه یه مصاحبه فنی داشتم که واقعا لذت بردم ازش صحبت های چالشی و کلی سوالات جذاب.واقعا کیف کردم و آرزو میکردم که توی این شرکت باشم اما برای مصاحبه دوم ورق برگشت :).خانم مدیر دوباره شروع کرد سوالای فنی ! علیرغم اینکه گفته بودند مصاحبه دوم برای توافقات مالی هست ایشون شروع کردند تند و تند سوالات فنی پرسیدن .وقتی هم که اعتراض کردم گفتن همیشه همین بوده ومن اشتباه متوجه شدم!.خود من به شخصه تا به حال ندیدم جایی دو بار مصاحبه فنی کنند .مثل این می مونه شما به همکار قبلی که مصاحبه فنی کرده ،اعتماد نداری و دوباره خودت سوالات رو از اول بپرسی.خیلی مسخرست.از الان معلومه توی شرکت چخبره و چقدر بی اعتمادی توی شرکت موج میزنه.در مجموع حس خوبی بهم نداد شرکت
دو ماه پروسه مصاحبه من طول كشيد حقوق در حد وزارت كار هست كه ادعا ميكنن ٢٥ درصد بالاتر از رنج بازار حقوق ميدن (براي فردي با ١٢ سال سابقه بيمه /٤ سال سابقه كاري مرتبط) ٢٥ ساعت اضافه كاري اجباري و بررسي گريد دانشگاهي ٩ ميليون تومان البته ميگن مزايا هم دارن كه منظورشون (بيمه تكميلي و ناهار و كادو تولد و كادو ازدواج ،سه تا اقامتگاه در شهرهاي مختلف هست البته اگه در تاريخ مدنظر فرد، اون مكان خالي باشه ميتونه استفاده كنه😂🤣) بنظر مياد شما هر لولي داشته باشي هرچقدر توي مصاحبه فني مسلط باشي و پاسخ سوالات رو بدي طبق استاندارد توسن جونيوري ضمن اينكه cycle review شركت براي پروموت شدن هم بسيار سخت و طولاني هست يعني زير يك سال نميتوني درخواست level up بدي كه براي اون هم بايد كميته جذب مجدد سپري كني
برای مصاحبه دعوت به کار شدم دو نفر یکی برای مصاحبه فنی وخود مدیر عامل وارد شدن مصاحبه فنی خوب بود تقریبا. موقع سوالات مدیر عامل شروع کردن به سوالات بی معنی و مسخره کردن من هم خونسردی مو حفظ کردم ولی دید منفی نسبت به شرکت پیدا کردم و با اینکه تماس هم گرفتن نرفتم از همین ابتدا شروع به تحقیر کردن کنن وای به حال بعدش. شخصیت خود مدیریت زیر سوال میره شایدم اون روز حالشون خوب نبوده ولی یه حد و چهاچوبی باید برای سوالات شون داشته باشن و بی احترامی نکنن!
سلام هفته گذشته با هلدینگ ارنیکا (Ernyka Holding) برای پوزیشن "توسعه دهنده C++ با رویکرد امنیت" برای حضور در تیم قرمز مصاحبه داشتم و میخوام تجربه مصاحبه رو توی این پست باهاتون به اشتراک بذارم. امیدوارم بدرد کسایی که میخوان برن مصاحبه بخوره. برآیند کلی (TL;DR): اگر نیروی فنی قوی هستید که مفاهیم رو عمقی بلدید حتما به مصاحبه برید چرا که بنظر شرکت برای افراد کاربلد مزایای زیادی داره. اگر نیرویی هستید که فقط از ابزارها استفاده میکنید بدون اینکه بدونید پشتش چخبره، وقت خودتون رو تلف نکنید، چون بیشتر از همه خودتون اذیت میشید. مصاحبه فنی با آقای کهساری الهادی (Milad Kahsari Alhadi) و آقای نیک نام (NASER Niknam) بود. رزومه ای که فرستاده بودم بصورت پرینت شده توی جلسه بود و آیتم هایی که توی رزومه بودن با دقت خاصی توسط افراد فنی بررسی شد. رویدادهای مصاحبه رو نکته به نکته مینویسم: 1. تیم فنی که مصاحبه رو انجام دادن قوی هستن و توصیه میشه رزومه تون واقع بینانه باشه تا توی جلسه به مشکل خاصی نخورید. 2. مصاحبه با اینکه شبیه به یک گپ و گفت دوستانه و فنی بود، اما عمق زیادی داشت و کاملا مفهوم-محور بود. خیلی کاری به ابزارها نداشتن و سوالاتی که میشد مستقیما از مفاهیم بود. 3. اول از همه سراغ مفاهیم برنامه نویسی رفتن. درمورد موارد زیر ازم سوالات کلی شد به میزانی که متوجه بشن روشون چقد کار کردم: Win API Programming Linux System Programming Functional Programming Pure C Programming C++ Programming 4. بعد کم کم مصاحبه بوی امنیت به خودش گرفت و با محوریت چیزایی که توی رزومه ام بود ازم سوالاتی در زمینه های زیر شد: Blackbox and Greybox Fuzzing Windows Native APIs System Calls API Hooking in Windows Binary Analysis Kernel Mode Drivers Obfuscation AV and EDR Evasion Techniques Signature-based Malware Detection Techniques Behavior-based Malware Detection Techniques Credential Stealers 5. توی همه این موارد مشخص بود که تیم فنی به مباحث مسلط هستن و من به شخصه با توجه به چند تا مصاحبه ای که با شرکت های دیگه داشتم، کمتر تیمی رو میدیدم که این مباحث براشون مهم باشه و بلد باشن. 6. نکته خیلی مهم اینه که کلی ابزار آماده برای این مواردی که گفتم هست. ولی برای افراد توی مصاحبه مهم بود که بدونی این ابزارها چطور اینکارارو رو انجام میدن و پشت صحنه شون چخبره. بعد از یک مصاحبه فنی رفتیم سراغ مسائل منابع انسانی که بیشترش با خانم قاسمی بود: 1. هر سوالی در رابطه با امکانات و مزیت های شرکت داشتم پاسخ دادن. 2. یک نکته جالب این بود که، یه سری انتقاد بنظر من به تیم منابع انسانی شون وارد بود که وقتی مطرح کردم خیلی منطقی برخورد کردن و جواب کاملا قانع کننده ای دادن. از انتقاد بدشون نمیومد. 3. احترام به منابع انسانی رو میشد توی رفتاراشون حس کرد. من اتفاقی قبل مصاحبه توی چند تا از محیط های کاریشون منتظر بودم و با زیرنظر گرفتن پرسنل و رفتاراشون میتونستم حس کنم که از بودن توی محل کار راضی هستن. 4. در آخر هم در رابطه با KPI صحبت کردن. این KPI بنظر هم میتونست خیلی جالب باشه هم خیلی اذیت کننده. برای متخصصی که کاربلده و کاراشو درست انجام میده یه پاداش خیلی خوب هستش و برای کسی که از زیرکار در بره و تسک هاشو به سرانجام نرسونه در نهایت منجر به اخراجش میشه. فک میکنم شرکتای خارجی هم دقیقا همینطوری باشن.
برای پوزیشن فرانت اند دولوپر اقدام کردم. فرایند مصاحبه و تسکی که داده بودند از نظر من استاندارد بود. تنهای مشکلی داشت این بود که توی توضیحات این موقعیت شغلی اعلام کرده بودند از react, vue, angular هرکدام را بلد باشی اوکیه ولی توی فرایند مصاحبه (بعد از مصاحبه فنی و کد چلنج) اعلام کردند حتما باید به vuejs تغییر stack بدی.
به نظرم این شرکت فرایند مصاحبهای خیلی طولانی و بدون هماهنگی داشت و تجربهام از اون خیلی توی ذهنم مونده. وقتی وارد ساختمان شدم فکر میکردم کار بهزودی تمام میشه و بعد از این مرحله قرارداد رو بذارن رو میز، اما واقعا اینطور نبود. فضای شرکت ظاهرا خیلی شیک و بزرگ بود و بیشک یکی از بخشهای خوب تجربهام اونجا راحته. دو نفر از تیم فنی در یک اتاق شیشهای نشستند و توضیح مراحل کار را آغاز کردند. ابتدا یک مجموعه۱۲ سوال کدنویسی/الگوریتمی روی کامپیوتر جلوی من گذاشتند و یک ساعت وقت دادند تا بدون اینترنت به آنها پاسخ بدهم. تقریبا همه را سر وقت جواب دادم و مدیر فنی وارد شد و چند یونیت تست از قبل نوشته شده را اجرا کرد و گفت از دوازده تا شش تای آن را کامل حل کردهام. نکتهای که لازم است بگویم این توضیح خیلی ساده بود اما حداقل توضیح داد که کجا ایراد داشتم. سپس یکی از برنامهنویسان فرانتـاند سوالات شفاهی را پرسید و به جز یک مورد که خوب متوجه نشده بودم، فکر میکنم تمام سوالات را درست پاسخ دادم و مسیر خوبی را دنبال کردم. اما گمان کنید مرحله به پایان رسیده باشد؟ خیر، هنوز کار داشتیم. بعد از این مرحله همان برنامهنویس فرانتـاند یک تسک با Vue.js به من داد، این دومین تسکی بود که فرصت انجامش را داشتم. بدون علاقه و با بیمیلگی سریع چیزی نوشتم و برای من اهمیتی نداشت چون حتی اگر قبول هم میشدم قصد همکاری با شرکت را نداشتم. تصمیم گرفتم بیشتر سطح خودم را بسنجانم. به او گفتم کار تمام شده و بیاید تا نگاه کند. وقتی دید نیمهکاره است، گفت باید کاملش کنم تا بررسی کند. من توضیح دادم واقعا علاقهای به تکمیل این تسک ندارم و از روند مصاحبه هم رضایت کامل ندارم. بدون حرفی اتاق را ترک کرد و به همکارانش رفت. همانزمان که صحبت میکردند، همکارانشان به سمت اتاق من نگاه میکردند و احساس ناخوشایندی داشتم. در نهایت مسئول منابع انسانی آمد و از من تشکر کرد و گفت خوشآمدید. به مدیر فنی هم اعتراضم را رساندم و گفتم روند مصاحبه با تجربههای قبلیم در اسنپ و علیبابا تطابق ندارد. پاسخشان این بود که کارشان بزرگتر است. در نتیجه این تجربه، تقریبا یک روز کاریام را گرفت و من مجبور شدم مرخصی از شرکتم بگیرم، هرچند به آنان گفته بودم هماکنون در جای دیگری مشغول کار هستم و اهمیت چندانی برایشان نداشتند.
دوست داشتم تجربهای از روند مصاحبه در شرکتی با نام آدوراطب را به اشتراک بگذارم. محیط مصاحبه برایم خیلی ناامیدکننده بود؛ مدیر منابع انسانی به نظر میآمد که دخالتگر و هیجانزده است و بیشتر به چشم نوعی فروشنده یا بازاریاب میماند تا رهبر تیم منابع انسانی. در طول جلسه حس کردم نظراتی که مطرح میکند بیش از حد فشارآور است و فضای جلسه را سخت و منفی کرده بود. در فرایند مصاحبه هم متوجه شدم که کوچکترین گامها مانند اعلام نتیجه مصاحبه به داوطلبان به عنوان اطلاع رسانی رسمی و روشن انجام نشده است و این نکته به شدت ناراحتکننده بود. در نهایت احساس کردم تجربه به واقع خوشایند نبود و از آن گلهمند شدم.
در مصاحبهای برای شغل ویزیتوری با خواهرم شرکت کردیم، اما در همان نخست فهمیدم که حضور دو نفر فامیل در یک مصاحبه را قبول نمیکنند. با توضیحاتی که دادم و از طرف خواهرم، آنها را قانع کردیم و فرم رزومهمان را پر کردیم. گفتند از نظر آنها قبول میکنیم اما باید رئیس هم مصاحبهای با ما داشته باشد؛ رئیس در مرخصی بود و قرار شد چند روز بعد خبر بدهند تا با رئیس مصاحبه کنیم. وقتی به دفتر رسیدیم و گفتیم خواهر و برادر هستیم، آنها دوباره گفتند نمیتوانند دو نفر فامیل را بپذیرند. من گفتم اشکالی ندارد با خواهرم مصاحبه کن، اما گفتند خانمها مناسبی برای این کار نیستند و پرسیدم چرا در آگهی چنین چیزی نوشته نشده است؛ با این حال گفتم که با من مصاحبه کنند. در پاسخ گفتند شما آذری هستید؟ من گفتم خیر. رزومه ما اصلا وجود نداشت و در لیستشان نبود؛ نمیدانم رزومه چگونه حذف شد. مصاحبه با پاسخهای غیرمرتبط و گاه مربوط به زندگی خصوصیمان ادامه یافت و نتیجه نهایی مصاحبه بههم ریخت. به نظرم مصاحبه با رفتارهای ناقص و ناپختهای پیش رفت، و ارزیابی بیشتر بر پایه رابطهها بود تا ضوابط. در طول مصاحبه هیچ سؤال مرتبط با کار ویزیتوری مطرح نشد.
من برای مصاحبه اونجا رفتم. مدیر بخش کلی وعده و وعید درباره حقوق داد. مصاحبه هم خوب و سوالها معقول و رفتار و برخورد، خوب بود. ولی مدیرعامل زد زیر همش، و منابع انسانی با لحن زشتی گفت که حقوق همینه و با هیچ کس دیگه ای حق نداری صحبت کنی. همون روز یک خانم با همون حقوق بالا استخدام شد و به من اون حقوق پایین رو اعلام کردن. نمیدونم چه مرگشون بود
برخورد مصاحبه کننده بد نبود اصلا در حدی نبود برای مصاحبه کردن خودش موقع مصاحبه صداش میلرزید مصاحبه منابع انسانی هم رفتم ولی به دلیل کم نکردن حقوق درخواستی رد شدم در کل از بیرون قشنگه نه داخل
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.