در این محیط به دلیل تصمیمات عجولانه مدیران، فشار کار بالا و فضا تبدیل به محیطی پرتنش میشود و احساس آرامش وجود ندارد. گاهی بدون دلیل مشخصی تصمیم میگیرند که یک همکار را به کلاس خاصی نیاورند. همچنین پرداختها نسبتا پایین و نامناسب است.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
تقریبا ۴۰ روز پیش تو تدبیر کیش ویرا استخدام شدم،تو مصاحبه مدیرعامل شون گفت ۳ ماه به طور آزمایشی کار میکنید با ماهی ۳ تومن حقوق،از ماه دوم بیمه هم میکنیم ، بیمه تکمیلی، از صب تا شب از ادم کارمیکشن آخر سر هیچی،بخاطر کرونا دورکاری کردن ۸صبح باید آنلاین باشی تا ۱۲ شب،همش چک میکننن که آنلاینی یا نه،الکی میگن کار شرکت پنجشنبه تاظهر هستش،پنج شنبه تا ۱۲ شب و جمعه هم باید کاری کنی،خیلی هم بدرفتاری میکنن پیگیر چیزی هم نیستن،تعداد برنامهنویس هاشون خیلی کمه الکی تظاهر به زیاد میکنن، کدنویسی شون هم خیلی Deirty Code هستش،من به عنوان کارآموز واقعا موندم مدیر عامل شون چطور این کدهای کثیف رو قبول میکنه!!! البته برا مدیرعامل شون فقط پول مد نظر هستش که فقط کاربکشه و کدها اصلا مهم نیستن،بهرحال بعد ۴۰ روز که پیگیر حقوق شدم که از شرکت بیام بیرون،مدیر عامل شون گفت من اصلا مبلغ تعیین نکردم بهتون حقوق بدم،اصلا ۴۰ روز هم نشده، خدارو شکر بیکار نموندم خیلی زود مشغول به کار شدم، ولی این شرکت برا استخدامی و پیشرفت اصلا خوب نیست،فقط ازت کار میکشن حق هم نداری از خودت دفاع کنی.
من وقتی این شرکت رو برای کار انتخاب کردم، یه برداشت تند و تیز اول داشتم و بعد کمکم اوضاع عادی شد. واقعیت اینه که شاید همه چیز عالی به نظر نرسه و در برخی جنبهها متوسط باشه، اما هر روز میتونم احساس کنم که همتیمیهها برای بهتر شدن تلاش میکنن. نکتهی مثبت اینجا اینه که هیچ کس تو شرکت نقش بازی نمیکنه و اگر از چیزی خوشم نیاد بهوضوح مطرحش میکنم؛ گاهی اوقات ممکنه تداخل وظایف پیش بیاد که معمولا با گفتوگو سریع رفع میشه. از طرفی گاهی به خاطر حفظ استاندارد و کیفیت کار، محصول با تاخیر وارد بازار میشه. یکی دیگه از نکات مثبت اینجاست که احساس میکنی همه پشتت رو دارن و سعی میکنن سریعتر تو شرکت جا بیفتی. کلن حالم خوب بود تو این شرکت.
تجربهای فراموشنشدنی دارم که با کار در تجارتنیوز آغاز شد و الان که در جایگاه مدیر دیجیتال مارکتینگ جای دیگری مشغولم، بیش از هر زمان دیگری قدردان آن زمانم هستم. این مدت، به من فرصت داد تا مهارتها و دانش لازم را کسب کنم و در مسیر حرفهایام جهش بزرگی بسازم. به همه کسانی که دنبال یادگیری و رشد هستند، توصیه میکنم فرصت کار در این مجموعه را به هیچوجه از دست ندهند.
تجربهای که از این شرکت داشتم، به من آموخت که در مسیر شغلیم باید با دقت بیشتری انتخاب کنم. در طول تقریبا یک سال حضورم، با تلاش خودم چیزهای زیادی یاد گرفتم و پیشرفتم را تا حدی احساس کردم، هرچند اگر در مدیریت شرکت تغییراتی بود، شاید مسیر یادگیری ام کاملتر میشد. در اینجا هیچ تعریف روشنای از وظایف تیمها وجود نداشت و اکثر اعضا در انجام تسکها سردرگم بودند. وقتی سوال یا مشکلی پیش میآمد، جوابها معمولا از یکی به دیگری پاسکاری میشد و پاسخ قطعی ارائه نمیشد. ساعت کار از شنبه تا پنجشنبه، از هشت صبح تا پنج بعد از ظهر بود، یعنی نه ساعت کار روزانه و نه تعطیلی هفته به شیوهای که انتظار میرفت. بهعلاوه، اضافهکاریای که انجام میدادیم با وجود طولانی بودن ساعات کار، پرداخت نمیشد. در عین حال یک ساعت ناهار داخل روز بود که جزو حضور در شرکت محسوب نمیشد و این با قوانین کار همخوانی ندارد. برداشت مدیریتی شرکت به نظر من از بالا به پایین بود و گاه حس میکردم حریم شخصی افراد جدی گرفته نمیشود. از نظر مالی، شرکت وضع خوبی داشت اما رفتارها به گونهای بود که به نظر میآمد با یک چارچوب محدود و فقر مدیریتی روبهرو هستیم. من به مدت مدیدی با سیستمی کار کردم که مدیر همان واحد اعتراف کرده بود با آن سیستم هیچ روزی کار نکرده است؛ چون استفاده از آن سیستم قدیمی و کند بود. این مسئله برای همه کارمندانی که مانند من در شرکت کار میکردند مشکل ساز شده بود، در حالی که مدیران سطح بالایی سیستمهای نسبتا بهتری داشتند. در زمان جدا شدن با روال معمول تامین اجتماعی، با مشکلاتی مواجه شدم و حتی توهینی هم دیدم. در مصاحبه، از من درباره مبلغ دریافتی سؤال شد و من رقم نهایی را با کسورات مطابقت دادم، اما آن مبلغ به عنوان کل محاسبه شد و کسورات از آن کم گردید؛ احساس کردم حقم خورده شد. در پایان، به نظر من این شرکت برای کسب تجربه یا آموزش حرفهای هم گزینه مناسبی نبود.
شرکت سیدوک رو به عنوان یه تجربه کاری واقعی دارم گزارش میکنم: با وجود وجود نقاط مثبت، همچنان دیدگاه من نسبت بهش مردد باقی میمونه. این مجموعه همواره پویا و حرفهای به نظر میرسه و ارزش کار کارمند براش اهمیت زیادی داره. به گونهای که بدون شکایت میتونی حقوقت رو دریافت کنی و به صورت منظم بیمهها رو رد میکنن، البته به شرطی که خودت سامانه تامین اجتماعی رو چک کرده باشی. گاهی ممکنه تصور کنی که این شرکت تنها به حقوق پایه بسنده میکنه و ممکنه مواردی مثل قطع درصدی حقوق در ماه مطرح بشه و وقتی بخوای پیگیری کنی، با مراجعه به مراجع مربوطه نتیجه رو ببینی؛ اما این حس وجود داره که قراردادها، تا حدی، نسبت به پرسنل سازگار و همراه هستن. در مواردی هم که شکایت یا اعتراض مطرح شده، به نظر میرسه که نتیجهاش بیشتر به سمت رای علیه شرکت تمایل پیدا کرده، ولی این موضوع همونطور که اشاره شد، ارزشهای کلی شرکت رو کم نکرده و میان مدت به یک تصویر کاملتر منجر میشه. حتی سفته یا وثیقههای مالی هم روى نگهداریشون معمولا بهطور دقیق انجام میشه؛ هر وقت کارمند جدا میشه، پس از مدتها پیگیری و چندین ماه، به نتیجه میرسه. در نهایت، سیدوک برای من تجربهای مرکب بود: از یهسو با وجود رفتارهای حرفهای و سیستمهای مرتب، از سوی دیگه با مواردی روبهرو شدم که ناراحتی و نارضایتی رو در پی داشت. از این رو، هر چند خوب بودن مجموعه واضحه، اما نکات منفی هم وجود دارن که به هنگام تصمیمگیری باید در نظر گرفته بشن.
حدود سه سال را به عنوان کارشناس فناوری اطلاعات در این شرکت سپری کردم و پروژههای متعددی را اجرا کردم از جمله طراحی و پیادهسازی روتینگ برای بیست و هفت شعبه، راهاندازی دامین کنترلر برای همین شعبات، پیادهسازی سرویسهای مایکروسافت در سطح شرکت، توسعه زیرساخت مجازی و پیادهسازی اسکایپ برای کسبوکار با Enterprise Skype for Business 2019. همچنین با اکتیو دایرکتوری اسکایپ یکپارچه شد و این سرویس با سیسکو و ویپ گیتوی ارتباط پیدا کرد و Mobility برای اسکایپ را پیادهسازی کردم. با وجود تمام این تلاشها اما به نظرم سرپرست واحد و مدیریت IT واقعا زحمات من را در نظر نگرفتند و کارهایم با نام سرپرست در سیستم ثبت شد و مزایا و افزایش حقوق هم نصیب ایشان شد. در طول سه سال حتی یک بار هم مدیر IT به شرکت آمد و در جریان کار ما نبود. حتی وقتی تصمیم به خروج از شرکت گرفتم، با اینکه برای شرکت مفید بودم، هیچیک از مدیران دلیل استعفای مرا نپرسیدند و با سپری شدن چهار ماه از خروجم هنوز حقوق آخرین ماه و مبالغ باقیمانده تسویه نشده بود. سرپرست IT که خود تجربهای کافی در این زمینه ندارد، با رفتارهای غیرحرفهای و کودکانه مثل بالا بردن سطح کولر یا ورود بدون اجازه به سیستم شخصی کارکنان سعی در آزار دیگران داشت. به طور کلی میتوان گفت فضایی آرامشبخش برای کارکنان در این شرکت وجود ندارد و مزایا و امکانات به دست افراد خاصی میرسد. نظارتی بر زحمات کارمندان نیست و تبعیض زیادی وجود دارد. با توجه به ثروت شرکت، هیچ سهمیهای برای کارکنان در مناسبتهایی مانند یلدا و نوروز در نظر گرفته نمیشود. امید دارم با توجه به تجربیاتم تصمیمی آگاهانه در قبال ادامه فعالیت در این شرکت اتخاذ شود. از همراهی و امکان بیان تجربه از طریق JobGuy سپاسگزارم.
این تجربه برای من تجربهای مثبت بود. آغاز کار در این شرکت برای من فرصتی تازه به وجود آورد تا هم روی جنبههای حرفهای و هم روی رشد شخصیام کار کنم و به من اجازه داد در زمینههایی که تجربهای نداشتم اما به آنها علاقه داشتم، فرصت حضور پیدا کنم. کار با تیم جوان و صمیمی به من انگیزه میداد و فضای کاری بدون حاشیه، جو مثبتی در شرکت ایجاد میکرد. نمیتوانم تاریخی غیر از نخست هر ماه را به خاطر بیاورم که حقوقم واریز نشده باشد، به جز یک ماه که با تعطیلی جمعه مصادف بود. در مجموع تجربهای خوب بود و خوشحالم که نام این شرکت را در رزومهام دارم.
اینو من تجربهام رو میگم: در بازه سالهای ۹۷ تا ۹۸ کارمند برنامهنویس بودم و متأسفانه تا الان تغییری در مدیریت شرکت رخ ندیده انگار همچنان همون تیم قبلی حضور داره. میخواهم صادقانه مزایا و معایب رو بیان کنم تا تصمیم با خودتون باشه. مزایا: - با توجه به اینکه من تازه وارد دنیای کدنویسی بودم، این شغل به تقویت مهارت دیباگ کمکی قابل توجه کرد چون پروژهها پر از باگ بود. - هدیه تولد برای کارکنان میدادن. - واقعا چیز خاص دیگهای به ذهنم نمیرسه. معایب: - مدیریت بهشدت بچگانه است و رفتارهای کودکان گونهای مثل قهر و لجاجت و کنترل نشدن اعصاب وجود داره. - محیط کار خیلی استرسزا است. - ساختار شرکت مشخص نیست و مسائل مالی و انسانی بهطور واضح تعریف نشده؛ بیشتر تصمیمها با حرف اول و آخر مدیریت است. - کار با مدیری که دانش فنی ندارد و بدون تخصص با تیم همراه میشود. - کمبود روحیه کار تیمی به چشم میخورد. - میان کار و زندگی فاصله زیادی وجود دارد و اضافهکاری تا دیر وقت الزامی است. - رفتار تحقیرآمیز، بهویژه وقتی کار شما غیر برنامهنویسی باشد یا اگر خانم باشید، دیده میشود. - حقوق مناسب نیست. - نبود کار تیمی منسجم. - روند دشوار دیپلوی پروژه. - حقوق و بیمه ماه آخر به موقع پرداخت نمیشود یا با تأخیرهای چندماهه پرداخت میشود. به همین شکل که الان میاندیشم، معایب به نسبت زیادی به ذهنم میرسد و نمیدانم کدام را بنویسم، اما همینها کافی است. به گفتهی من تجربهنگار، کسی که حداقل یک سال سابقه دارد در نگاه اول متوجه میشود که وضعیت چیست و تصمیم میگیرد که باقی بماند یا نه. نظر شخصی من این است که این شرکت شاید بدترین گزینه برای ادامه کار تا پایان عمر باشد…
در آغاز کار، تصمیم گرفتم از مسیر کارآموزی وارد شرکت شوم و تجربهای تازه در حوزه شبکههای اجتماعی آغاز کنم. برخورد مصاحبهکنندگان کاملا دوستانه بود و فضاء مصاحبه آرام و بدون استرس به نظر میرسید. در دوره سه ماهه، به تیم مارکتینگ ملحق شدم، تیمی که همدلی و همراهی در آن از هر چیز دیگری مهمتر به نظر میرسید. مسئول آموزش با نهایت دقت و حوصله کار را به من توضیح میداد و قدمبهقدم مراحل را برایم روشن میکرد تا بتوانم پیشرفت کنم و از هیچچیزی برای یادگیری دریغ نکرد. پس از اتمام دوره کارآموزی، بهطور رسمی و تماموقت به تیم مارکتینگ شرکت وارد شدم. طی چهار ماه حضورم در شرکت، فهمیدم فضای بزرگی برای رشد وجود دارد و همتیمیها و مدیران به من در مسیر پیشرفت کمک میکردند؛ تنها لازم بود انگیزه و تلاش کافی داشته باشی.
من حدودا 5 ماهه دارم تو تیم پشتیبانی کار میکنم، کار تو این شرکت خیلی جدی گرفته میشه و بچه ها واقعا زحمت میکشن که کاربرارو راضی نگه دارن. این با تجربیان کاری قبلی من که شاید روزی یک ساعتم وقت مفید کاری نداشتم خیلی متفاوته و خب سختی های خودشم داره. تیم HR هر دو سه ماه حداقل یکبار با همه پرسنل جلسه میزاره و هم فیدبک میگیره و هم پرسنل تشوق به پیشرفت فنی یا سازمانی میکنه که این واقعا برای من مفید بوده. مهمترین ضعف از نظر من اینه که الان پشتیبانی دورکاریه در حالی که واقعا بچه ها باید با هم خیلی در ارتباط باشن و فیزیکی دسترسی نداشتن به همدیگه باعث میشه یادگیری شدید بیاد پائین ولی مدیریت بیخیال دور کاری نمیشه.
در ابتدا وارد این مجموعه شدم و تجربهی اول کارم بود. در کل، تجربهام در این شرکت بهعنوان نخستین شغل، زیاد بد نبود. به همکاران با توجه به تواناییشون تا حد قابل قبولی پاداش داده میشد تا بتوانند نظراتشان را درباره کار بیان کنند و روشی که به نظرشان درست میرسید را اجرا کنند. حقوق معمولا با تاخیر پرداخت میشد و اغلب بعد از بیست و ام هر ماه واریز میشد، اما بیمه بهطور کامل برقرار بود. صبحهای کاری یک ساعت شناوری وجود داشت. وعده افزایش حقوق دو بار داده شد، اما فقط در بار اول عملی شد. برخی کارها با فشار و حضور در جلسات فراوان انجام میشد، اما یا پس از انجام به کارگیری نمیشد یا مدتی بعد اعلام میکردند غیر فعال شدهاند. در دوران کرونا اغلب بهصورت دورکاری کار میکردیم.
اخلاقا مدت کوتاهی در این شرکت حضور داشتم و تصمیم گرفتم تجربهام را از تیمهای مختلف بازگو کنم. تیم فنی فرابین را گروه خوبی میدانم که اخیرا مدیر فنی جدیدی به جمعشان اضافه شده، هرچند مدتهایی بدون مدیر فنی دوام آورده بودند. اعضای تیم همگی بااخلاصاند و کارشان را درست انجام میکنند. تیم طراحی فعلی فرابین وضعیت مطلوبی ندارد ولی همچنان قابل قبول است و در مقایسه با گذشته، از نظر کیفی تغییراتی دیده میشود. پیش از این، تیم طراحی قویتری در شرکت وجود داشت. تیم بازاریابی به شکل گسترده فعال نیست و در حال حاضر چند نفر از اعضای تیم محتوا و یک مدیر دیجیتال مارکتر مسئول تمامی کارهای بازاریابی برای دو محصول شرکت هستند. اما مسئله اصلی این شرکت تیم پروداکت است. به نظر میرسد کمتجربگی در این بخش، برای پروژههای مختلف مشکلآفرین شده و یکی از دو محصول کلیدی شرکت به دست یکی از اعضای نسبتا بیتجربه افتاد که این موضوع خروج تعداد زیادی از نیروهای کلیدی را به همراه داشت. در نتیجه عدم هماهنگی و کمتجربگی و کمبود اعتمادبهنفس باعث شده کار تیم پروداکت مانع پیشبرد کار سایر تیمها شود. برای نمونه، ممکن است فیچری را ماهها توسعه بدهید و در نهایت مشخص شود که نیازی به آنFeature نیست. همچنین به دلیل عدم توانایی گفتن نه به سهامداران، گاهی به تعهد به گزینههایی میرسند که باعث فشار و ناامیدی دیگران میشود. مشکل دیگر، نبود منابع انسانی کارآمد است. فردی که به انجام کارهای شخصی مدیر مجموعه میپردازد و اصطلاحا دستیار مدیرعامل محسوب میشود، اما در روال منابع انسانی جای میگیرد. در مواقعی با پنهانکاری مشکلاتی ایجاد کردهاند، و این موضوعات بهطور مکرر تکرار میشود. در رابطه با مدیر مجموعه نیز به دلیل حساسیت موقعیت، ترجیح میدهم مسائل را بهطور مستقیم بیان نکنم تا تیمها تحت تأثیر تصمیمات حضوری ناخواسته قرار نگیرند. بههمین خاطر ترجیح میدهم درباره برخی جنبهها نظری ارائه نکنم تا بهانهای برای تغییر یا برگزاری جلسات غیرهدف پیدا نشود.
سالهاست که به عنوان کارشناس پشتیبانی فنی در پارس پک فعالیت میکنم و حس میکنم مسیر رشد در این شرکت برای همه کارکنان باز است؛ هر مقدار که تلاش بیشتری برای بهبود مهارتها و نمایش تواناییهایت بگذاری، بیشک دیده میشود و فرصتهای ترقی برایت فراهم میشود. در کنار اینها، کار تیمی در پارس پک یکی از اولویتهای اصلی است و به نظرم خیلی خوب است که با تیمهای مختلف به صورت مداوم همکاری میکنم.
فضای کار در اینجا خیلی دوستانه است و حس خوبی به آدم میدهد. از نظر من مدیران جوانی هستند که به کارمندان احترام میگذارند و به قولهایشان عمل میکنند. شرکت در مسیر رشد و پیشرفت است و من احساس میکنم با تداوم تلاش، به جایگاه بهتری خواهم رسید.
دو سالی را به عنوان فرانتاند کار در راشین گذراندم و محیطی بسیار شاد و آرام داشتیم. مدیریت شرکت انصافا خوب بود؛ با همه نیروها به یک اندازه رفتار میکرد و هیچ تفاوتی بینها قائل نمیشد. فشار کار عمدتا کم بود، مگر در مواقع خاص که ضربالاجل پیش میآمد. همچنین تعادل خوبی بین کار و زندگی شخصی احساس میکردم.
سالها پیش، شش ماه در این شرکت کار کردم و تجربهام واقعا من را با چالشهای زیادی روبهرو کرد. در همان دوره، وقتی به موقع حقوقم را دریافت نکردم و بیمهام هم رد نشد، متوجه شدم امنیت کاری وجود ندارد. حقوق و مزایا در کمترین حد ممکن بود و قرارداد هم وجود نداشت، بنابراین احساس امنیت شغلی صفر بود. در پایان دوره، با پیگیریهای فراوان بالاخره حقوق معوقهام را گرفتم و همان زمان بسیاری از همکاران من هم با چنین مشکلاتی روبهرو شدند. حتی برای هر دقیقه تاخیر ورود، جریمهای معادل چهار برابر حقوق اعمال میشد. نمیدانم اکنون وضعیتشان چگونه است، اما این تجربه واقعا بدترین دوره کاری من بود.
یکی از خوبی های زرینپال اینه که تو هم امنیت شغلی داری و هم کنار تیم فنی خوبی که داره باعث میشه تو هم رشد کنی که مزیت بزرگی هستش به نظر من، و تیم فنی همیشه از پیشرفت تو استقبال میکنه و باعث میشه توی شغلت پیشرفت کنی. از نقاط منفی اگه بخوام بگم مدیریت ناکارآمد و نداشتن دانش مدیریت توی زرینپال موج میزنه و این باعث پیش اومدن خیلی از مشکلات میشه و مورد دوم پرداخت بسیار نامنظم حقوق ماهانه و واریز حقوق به چند حساب بانکی هستش.
مدتهاست که در این شرکت کار میکنم و الان تجربهام را با شما در میان میگذارم. تا به امروز مشکلی بابت حقوق و مزایا نداشتهام و باور دارم که اولویت اصلی شرکت روی رفاه کارکنان و معیشت آنها است و این رویکرد همچنان پابرجاست. دستمزدها نیز بر پایه بهرهوری تعیین میشود و این معیار در تصمیمگیریهای پرداختی نقش دارد.
برای من اینجا هشت سال سابقه کار دارم و همچنان این شرکت را دوست دارم؛ رفتار مدیران و روندها همواره برایم قابل قبول بوده است. از نظر پرداخت حقوق، تا حالا غیر از دو یا سه ماه که به دلیل وضعیت بازار با تأخیر انجام شده، بقیه موارد بهموقع بوده و حقوق بهطور معمول بالاتر از انتظارات برای همه کارمندان بوده است بهعلاوه پاداش همواره بخش جداییناپذیر این مجموعه بوده است. محیط کار امن و مدیریتی بوده که کنترل مستمر دارد و امنیت شغلی خوبی فراهم است. هر مدیری نقایصی دارد اما بهطور کلی مجموعه مدیریتی که این فرد دربارهاش میگوید نمیتواند ادعا کند که رفتار نامناسبی شده یا مدیریتی ضعیف وجود دارد؛ من با دیدگاه شخصی نسبت به دشمنی با تیم مدیریتی روبهرو نیستم. اگرچه برخی بهشدت به مردم شناخته میشوند، اما من از شفافسازی همواره حمایت میکنم تا بپذیرند که این مجموعه با مدیریت بیست ساله در حال کار است و در حال حاضر حدود سهصد نفر رضایت دارند. این شرکت به همراه سه شرکت دیگر در قالب گروه صنعتی کاریزماتک فعالیت میکند و از نظر کارایی، مدیریت، امنیت و حتی جنبههای اجتماعی و تا حدودی سیاسی، در سطحی قابل قبول تا بالا قرار دارد و با قدرت رو به جلو حرکت میکند. از نظر بیمه و جایگاه اجتماعی، محیط کار مناسب و مطلوب است. معمولا در سازمانها مدیران به نفرات محبوب خودشان توجه میکنند، اما اینجا نگاه و توجه مدیران به پرسنل عادلانه و برابر است. آرزو دارم روزی برسد که همگان دروغ نگویند و جرات گفتن حقیقت را داشته باشند. یا علی
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.