خواب و واقعیت اینجا همسو نیستند و من در این شرکت با ترکیبی از فرصتها و چالشها مواجه شدم. در توضیح تجربه، جایگاهی امن برای شروع کار برای کسانی است که تجربه کاری کمی دارند و به دنبال آزمون و خطای اولیه هستند، مثل برنامه نویس، مدیر پروژه یا مدیر فنی یا حتی اسکرام مستر. امنیت شغلی نسبتا خوب است و اگر ماه اول حقوقی مشخص هست، این نکته آرامبخش میشود. اگر قصد راهاندازی کسبوکار شخصی دارید و میخواهید تا رسیدن به درآمد اصلی، منبع درآمدی پایداری داشته باشید، اینجا میتواند نقش آب باریکهای را ایفا کند. همچنین اگر به دنبال تعادل بالا بین کار و زندگی هستید و دوست دارید در ساعات کاری به بازارها یا معاملات سهام، ارز و ملک بپردازید، این موقعیت به تجربه شما در برخورد با حجم بالای اطلاعات این حوزه نیز میانجامد. اما نقاط منفی هم وجود دارد. از نظر من مدیریت در حداقل ممکن وجود دارد و در عمل به چشم نمیآید. تیم فنی سطح بالادستی و نظارتی نسبتا ضدتکنولوژی است؛ فناوریهای چالشبرانگیز و غیرروال عادت کارکرد را پیچیده میکند و زمانبر است. فرآیندها نسبتا غیرشفافاند و ارتقاءها به صورت سلیقهای انجام میشود. بهعنوان مدیر پروژه، نقش تخریبکننده برای تیم فنی هم دیده میشود. با وجود تجربهی بالای دو سال، افراد فنی اغلب از آخرین فناوریهای روز فاصله دارند و بهروز نیستند. فضای کاری کاملا ایزوله است؛ دسترسی به کامپیوتر محدود است و اینترنت روزانه فقط مقدار کمی اجازه دارد؛ اعتراض معمولا با اتهام بیسوادی پاسخ داده میشود. دسترسی به محیط تولید (Production) وجود ندارد و تنها برنامههای مشخص شرکت روی دستگاه قابل استفادهاند. سطح کاغذبازی بالا است و اخیرا برای مرخصیهای ساعتی از طریق سیستم کامپیوتری، برگهای که قبلا باید امضا شود، جایگزین شده است و برای گرفتن مرخصی باید مراحل اداری قدیمی انجام شود. برای چه کسانی این تجربه مناسب است؟ افرادی که در ابتدای مسیر کار هستند و به دنبال یک جریان درآمدی جانبیاند تا کار اصلی به ثمر برسد، متناسب با طرز تفکر اکثریت اعضای شرکت. اگر به دنبال ارتقای حرفهای نیستید، یا اگر سیاستمداری و توانایی نمایش شرایط را دارید تا بتوانید اوضاع را به نحوی دیگر جلوه دهید، خوارزمی میتواند گزینهای مناسب باشد. همچنین اگر هدف شما یادگیری «نمایشگری» و رفتارهای Show Off است، اینجا میتواند تجربهای آموزنده باشد. با این حال نباید فراموش کرد که طیف افراد در مجموعه گسترده است و تجارب مختلفی وجود دارد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به شرکت بیاموز رفتم و تجربهام به عنوان یک توسعهدهنده وب بود. از همان جلسه مصاحبه واضح بود که با تیمی حرفهای روبهرو هستم و جو همکارانهای کنار هم داشتند. کسانی که به دنبال پیشرفت هستند، واقعا میتوانند در این محیط رشد کنند و حس همکاری با همکاران را تجربه میکنند. حجم کار نسبتا بالا است، اما با برنامهریزی دقیق وظایف به شکل مشخص تعیین میشود. حقوق پرداختی متوسط بود، هم نه خیلی زیاد و هم خیلی کم؛ همیشه و به موقع پرداخت میشد. فضای کاری و تجهیزاتی که در اختیار میگذارند هم خوب هستند و ارتباط مدیران با نیروها کاملا دوستانه و صمیمی است.
دنبالهرو بودن و تعهد به کار از جمله ویژگیهایی است که در این تجربه بهبود قابل توجهی را نشان میدهد. با وجود سطح بالا و تخصص مدیر پروژه در پروژههای مختلف، یادگیری و رشد حرفهای در این محیط بهطور قابل توجهی بالا است، اما بار کاری نسبتا سنگین است. در مجموع اگر با اشتیاق کار کنید و بخواهید با پشتکار به سطح بالاتری برسید، محیط خوبی است. اما اگر به دنبال کار سبک و آسان هستید، ممکن است گزینه مناسبی نباشد.
وقتی وارد شرکت شدم با این وعده مواجه شدم که فضا برای ترقی بازه و مسیر پیشرفت همواره هموار است، اما واقعیت این بود که تنها شانس و نظر مدیر بخش تعیین میکند که به چه میزان پیشرفت کنی. برای مثال یکی از همکارانم در شعبه قم سالهاست کار میکند اما هنوز سرپرست نشده و حقوقش هم پایین است، در حالی که شعبه ارگ هر سه ماه یکبار سرپرستش عوض میشود و حقوق بالاتر میرود. اگر سرپرست جایی که کار میکنم استعفا ندهد یا اخراج نشود، به همان موقعیت قبلی میمانم و تغییری حاصل نمیشود. وقتی برای ماموریت فرستاده میشویم، حقوق کمتری پرداخت میشود. فرضا اگر از شش صبح تا ظهر، برابر با هجده ساعت در مسیر باشیم، میگویند حقوق یک روز کاری (هشت ساعت) دریافت میکنیم و برای ماموریت هم پاداش (هشت ساعت) میدهند، در نتیجه مجموعا پاداش هم شامل میشود؛ اما در عمل هفده یا هجده ساعت کار میکنیم و حقی به ماموریت یا فشار ماموریت در نظر گرفته نمیشود. به طور کلی کمترین اطلاعرسانی را قبل از ماموریتها انجام میدهند؛ یکدفعه به من میگویند برو ماموریت. نحوه اعزام هم با ارزانیترین و بدترین وسیله نقلیه است؛ با اتوبوس در دوره شیوع کرونا.send میکردند تا مجبور شویم برویم و اگر قبول نمیکردیم، احتمال اخراج وجود داشت. از همه چیز سفته میگیرند؛ سفته بدون تاریخ، بدون عنوان وجه و بدون رسیدی داده میشود. بعد از ترک شرکت هم تصفیه حساب را معمولا بین هفت تا هشت ماه انجام میدهند و با این کار هزینههایی به حساب من اضافه میشود که باورکردنی نیست. هیچ سیستم مشخصی برای موجودی انبار وجود ندارد و بر حسب سلیقه عمل میشود؛ هر چه به نظرشان کم میرسد، به حساب پرسنل نوشته میشود. یکی از دوستانم در دفتر مرکزی بوده و میگفت حتی به حساب کسانی که در شعبه نبودند هم کسری زده میشود؛ یعنی فردی که اصلا در شعبه حضور نداشته، بابت کمبود محصول از حسابش پول کم میکنند. وقتی به سفر میروم، مقدار ناچیزی برای صبحانه، ناهار و شام در نظر میگیرند؛ آنقدر کم است که نمیتوان یک وعده کامل را تأمین کرد و باید در هر شهری غذای نامناسبی بخورم. منابع انسانی شرکت واقعا بهترین بخش سازمان است. هر بار که مشکل یا اعتراض مطرح میکنم، پاسخ روشن و ضرورتی برای رسیدگی نمیدهند و تنها میگویند به جای دیگری مراجعه کن. حسابداری هم هر وقت دلش بخواهد با من تماس میگیرد و به سادگی رفتارها را ناگوار جلوه میدهد.
در آغاز قولی که به من دادند از نظر زمان کار با یه ساعت شناور بود و معمولا از هفت صبح شروع میشد. من کمتر از سه ماه در وثوق مشغول به کار بودم و با این واقعیت روبهرو شدم که شرکت نسبتا به بانک وابسته است. در دوران حضورم، مجموعهای از کارمندان از تیم قبلی جدا شدند چون با مدیرعامل تضاد داشتند و به تدریج تیم جدیدی جایگزین آنها شد. قبل از ورود من، همهی وظایف فنی به یک نفر سپرده شده بود و تیم فنی هم تازه شکل میگرفت؛ این فرد هم بهطور مشخص تجربه و دانش کافی ندارد. واقعیت این است که نقش مدیرعامل و نفر فنی همواره به عنوان دو ستون اصلی شرکت مطرح بودند و هر دو عامل تازهکار بودند. به موضوع حقوق هم باید اشاره کنم که یکی از نقاط اصلی نارضایتیها بود. قراردادی بسته میشد که با آن یکی سوم از مقدار مشخص حقوق پایه کسر میشد و در پایان سه ماه هم معمولا کارانه به کارمند پرداخت نمیشد. نتیجه این وضعیت این است که حقوق پایه پایین میماند و انتظار افزایش در پایان سه ماه از بین میرفت. برخی از همکاران از مجموعه جدا شدند و اتفاقا حقوق و مزایایشان را بهطور کامل دریافت نکردند، از جمله خود من چنین تجربهای داشتم. در برخوردهای معمول با من و همکاران، عباراتی همچون اینکه «ما یک خانواده هستیم»، «بانک قولهای خوبی داده»، «قبلیها رفتند چون بد بودن»، یا اینکه «ما خوبیم» شنیده میشد. در نهایت باید گفت که شرکت مزایا و معایبی دارد و اگر قصد کار در آن را دارید حتما پیش از تصمیمگیری با دقت مرور کنید.
دو سال با این شرکت همکاری داشتم و تجربهام بهطور کلی مثبت بود. از مزایایش میتوانم به امنیت شغلی، حقوق مناسب و پرداختهای بهوقع اشاره کنم؛ هیچوقت تاخیری در دریافت حقوق نداشتم و میزان دستمزد هم در برخی مواقع با رقبای دیگر قابل مقایسه نبود. سطح تیمها بهطور کلی متنوع است؛ برخی تیمها واقعا حرفهای و سطح بالا هستند، اما برخی دیگر نسبتا پایینتر عمل میکنند. فشار کاری چندان بالا نبود و پروژهها بهخوبی زمانبندی میشدند.
شرکت پارس پک را تجربه کردم و از آن بهعنوان محیطی نامناسب برای کار نام میبرم. من در بخش پشتیبانی هاستینگ بودم و معتقدم مسیر پیشرفت در آنجا وجود ندارد؛ هیچ نقشه یا برنامهای برای ترفیع یا توسعه شغلیم ارائه نشد و انتظار داشتند من صرفا کارمند ساده باشم without مزایای کافی. حقوق هم بر اساس پایه وزارت کار تعیین میشود که در آینده مشکلساز میشود. اگر یک واژه فارسی را درست ننویسم، با اخطار روبهرو میشوم و کادر مدیریتی سختگیر و بداخلاق است. وظیفه اصلی من نصب وردپرس و غیرفعال یا فعالسازی افزونهها بود. در کل تجربه کاری من در این شرکت دورهای ناخوشایند بود و بهعنوان نمونه در اولویت کار، مفاهیم دروغین دزدی را وضع کردهاند. در زمان تسویهحساب، نه حقوق کامل داده میشود و نه سنوات، و حتی دیده شده حقوق ماه آخر را هم پرداخت نکردند تا کارمند بخواهد برود. اگر تصمیم به ترک بکنی، با موانع زیادی مواجه میشوی. خارج از زمان ناهار، که شما باید خودتان ناهار بیاورید، هیچ زمان استراحتی وجود ندارد و باید با فشار کار کنید. علاوه بر این، آنها از شما سفته میخواهند. در هیچ شرایطی به کار در این شرکت فکر نکنید و بهتر است بیکار بمانید تا اینکه تجربهای مشابه را دوباره تحمل کنید.
وقتی به آینده نگاه میکنم، باور دارم که بومرنگ همآرا جایگاهی ارزشمند برای متخصصان مدیریت فناوری است. مدت کوتاهی پیش از سفرم به خارج کشور، در این شرکت کار کردم و میتوانم بگویم هدفهایی که اونها دنبال میکنند واقعا قابل احترام است و کارهایی که انجام میدهند ارزشمند است؛ هرچند شرایط صنعت بیمار کشور و اکوسیستم نابالغ نوآوری در ایران کار را پیچیده کرده است. به نظرم در ایران فقط اینجا بوده که تیمهای مدیریت تکنولوژی بتوانند استعدادشان را به خوبی به نمایش بگذارند. مثل بسیاری از شرکتهای داخلی، با چالشهایی روبهرو بودیم و اینها هم بخشی از تجربه حضورم در آنجا شد.
به مدت بیش از سه سال در یکی از قدیمیترین شرکتها در حوزهی خودم مشغول به کار بودم و تجربهی من به عنوان توسعهدهنده فرنتاند شکل گرفت. مزیتهای این کار شامل حقوق بهموقع، رفتار خوب همکاران و مدیران، فرصتهای یادگیری و پیشرفت برای افراد تازهکار، و محیط و امکانات مناسب بود. اما کاستیهایی هم وجود داشت: در طول زمان پس از یک مدت مشخص پیشرفتی محسوس حاصل نمیشد و کارها به طور تکراری ادامه مییافت. بهخصوص اهمیت سابقهی کارمند بر تواناییها بیشتر به چشم میخورد و فردی که سابقهی بیشتری دارد، مقام و حقوق بالاتری میگرفت، نه لزوما کسی که توانایی بالاتری دارد. همچنین قوانین سختی در محیط کار وجود داشت که اجازهی استفاده از موبایل را نمیداد. در منابع انسانی هم ضعفهایی مشاهده میشد؛ آنها باوجود سه سال حضور من، حتی یک بار با من صحبت نکردند.
در این مجموعه، من به عنوان برنامهنویس اندروید تجربهای دوستانه و همراه با احترام را داشتم. فضای کاری چون خانوادهای واحد بود و در آن هیچکسی به دنبال حاشیهسازی یا زیرآبزنی نبود؛ همه با اشتیاق به حمایت از تیم میپرداختند. ارتباط میان اعضای تیمها به شکلی پایدار و مؤثر برقرار بود و این امر به شدت به هماهنگی کارها کمک میکرد. مدیریت فنی شرکت توانمند و مسلط بود و همواره در راستای رفع نیازها و مشکلات فنی تیم کمک میکرد. به دغدغهها و نکتههای من توجه میشد و تا حد امکان برای رفع آنها تلاش میکردند.
تازگیها با تیم فرانتاند و بکاند ربانی همساز شدم و در این شرکت، برخلاف تجربههای قبلیم، رضایت خوبی دارم چون از فناوریهای بهروز و سطح بالا استفاده میشود و هر روز با چالشهای تازهای روبهرو میشوم که برای من جذاب است. همچنین فضای کار دوستانه و صمیمی بین همکاران حس خوبی به من میدهد.
من تا حالا شرکتهای مختلفی کار کردم و میتونم بگم غیرحرفه ای ترین شرکتی بود که تا حالا دیدم. اولا قرارداد تک نسخه ای و کاملا یک طرفه بستند و من فرض رو گذاشتم روی اعتماد که اشتباه کردم. موقع پرداخت حقوق کمتر از قرارداد بهم دادند و بعد از چند بار پیگیری بعد از بهانه تراشی های بی اساسشون، در نهایت مدیرعامل شرکت بهم فحش داد و بلاکم کرد. نحوه برخورد و دیالوگهاشون افتضاح و حتی جواب سلام هم نمیدادند. خلاصه هم حقم رو خوردند و هم بهم توهین کردند. تسویه حساب هم نکردند.
برای من که جاوا مینوشتم، توکاسافت تجربهای بود برای یادگیری اولیه خیلی خوب. مدیران شرکت با تجربه هستند و از نظر فنی کمک زیادی به من کردن و در کل فرصتهای زیادی برای پیشرفت وجود داشت. حقوق معمولا بهموقع واریز میشد و امکان استفاده از ساعات کار فلکسیبل تا حدی فراهم بود تا وقتی که اونجا بودم. پروژههای بزرگ هم انجام میشد که میتونست رزومهام رو خیلی تقویت کنه. اما محیط کاری اون دوره خیلی خستهکننده و افسرده بود و برخی رفتارهای مدیریتی هم آزاردهنده یا نامتعارف بهنظر میرسید.
سالها پیش، برای این شرکت پروژهای را انجام دادم. ابتدا به صورت تماموقت مشغول به کار شدم، اما دخالتهای بیمورد اعضای تیم باعث شد تا کار را به شکل دورکاری دنبال کنم. حدود یک ماه پس از تحویل پروژه، که قرار بود آزمایش شود، مدیر شرکت پیامی فرستاد و پرسید پروژه به کجا رسیده است و من با تعجب گفتم که یک ماه پیش تحویل داده شده بود. اکنون بیش از یک سال از آن اتفاق میگذرد و من همچنان بابت پروژه فیدی آفر از شرکت طلب دارم. هرچند تلاشهایی برای تسویه حساب انجام شد، اما مبلغی که شرکت پیشنهاد کرد فاصله زیادی با انصاف داشت و برای حدود یک یا دو ماه کار در قالب دورکاری، نصف حقوق یک ماه را پیشنهاد کردند که ارزش آن زمان را بهدرستی برنمیداشت. چند ماه بعد یکی از برنامهنویسهای شرکت با عنوان CTO از من سوالهایی درباره یادگیری تکنولوژی استفادهشده در پروژه میکرد، رفتاری که ازنظر حرفهای نبود و کاملا توهینآمیز بهنظر میرسید. به این دلیل من آن کار را با این شیوه مدیریتی پیشنهاد نمیکنم؛ زیرا نه تنها هیچ برنامهای برای ارتقای سطح علمی برنامهنویسان وجود ندارد، بلکه با حاشیهسازیهای مختلف جلوی پیشرفتها را هم میگیرند.
این شرکت یکی از زیرمجموعه های هلدینگ نیلپر هست و هدف ایجاد شرکت مدیریت امور بازرگانی مربوط به هلدینگ نیلپر هست. حوزه تخصصی شرکت صنعت صندلی اداری هست. تاریخ تاسیس شرکت حدودا سال 91 هست. بعنوان کسی که مدت زمانی را در این شرکت کار کردم نکاتی که بنظرم میرسه اینجا ذکر میکنم امیدوارم مفید باشه نقاط قوت : * دفتر شرکت در ساختمان نیلپر واقع در شهرک غرب * حقوق به موقع پرداخت میکنند * رویکرد سیستمی و روش محور نقاط ضعف : * تصمیم گیری ها در این شرکت با صرف کردن ساعت ها زمان در جلسات مختلف که واقع آزار دهنده هست. * دوباره کاری و سه باره کاری فراوان اتفاق می افته * مدیرعامل شرکت ایران نیستند و شرکت توسط مشاور اداره میشه * مدیران داخل دفتر سن و سال کمی دارن و کم تجربه که این شرکت را بیشتر مناسب براي افراد کم تجربه کرده. *
برای افرادی که تجربه کار کمی دارن یا دانش کوچیکی دارن، این شرکت تا حدی مناسب است اما محدودیت زمانی دارد چون اطلاعات تکراری باعث کاهش فرصت برای یادگیری میشود. انتظار از حقوق و مزایا و وجود قرارداد عدم استفاده از دانش در شرکتهای رقیب و مشتری، از نکات منفی شرکت به شمار میآید. در عین حال، دسترسی مدیر در هر وضعیت و رفتار حرفهای و اخلاقی او از جنبههای مثبت شرکت محسوب میشود.
من از سال اردیبهشت ۹۶ از طریق یک برنامه ای به نام یادگیری برای استخدام وارد شرکت توکاسافت شدم و دوسال خوب رو اونجا گذروندم. من وقتی وارد توکاسافت شدم خیلی کم جاوا بلد بودم ویمقداری دیتابیس ولی لینوکس اصلا بلد نبودم.ولی بعد از دوسال تونستم یه پکیج کامل رو یاد بگیرم. مدیریت توکا یه مدیر برای من نبود یه رفیق بود و خیلی راحت باهم تعامل داشتیم و چون ایشون خیلی open source فکر میکرد هر چی که بلد بود رو بصورت کامل در اختیار من میذاشت. به نظر من توکاسافت به دلیل اینکه علاقه زیادی به جذب نیروهای جوون و تازه کار رو داره خیلی شرکت خوبی برای کسب تجربه و یادگیری تو زمینه جاوا و لایفری و لینوکس و دیتابیس و ... هست و به همین دلیل توصیه ام اینه اگه واقعا میخای از یه جای خوب با تجربه ی خوب شروع کنی شک نکن و توکاسافت رو حتما انتخاب کن. امیدوارم که این تجربه ی من بتونه در انتخابتون کمکتون کنه. موفق باشید
شرکت توکاسافت را برای کسی که تجربه کاری ندارد، گزینهای نسبتا خوب میدانم. زیرا مدیر شرکت از سطح دانشی بالایی برخوردار است و میشود خیلی چیزها از او یاد گرفت. همچنین ارتباط مستقیم و بدون پیچیدگی با مدیر شرکت یکی از نقاط مثبت آن محسوب میشود. با این حال، کمبودهای شرکت توکاسافت هم وجود دارد: حقوق کمتر از میانگین بازار کار، فضایی که احتمالا خستهکننده به نظر میرسد و وجود قراردادی که استفاده از مهارتهای کسبشده در توکاسافت را برای کار در شرکتهای مشتری یا رقیب ممنوع میکند.
به نظر من سینماتیکت محیطی بود که خیلی از استانداردهای حرفهای به چشم نمیآمد. با وجود اینکه حقوق به موقع میرسد، کار کردن توش به نظر من شبیه بازداشتگاه کارمندی است و فضا خیلی آزاد نیست. تیم برنامهنویسش به شدت از هم جدا شده و هر کس از دیگری خبری ندارد، حتی زمانی که افراد از شرکت بیرون رفتند، گاهی مدیر شرکت قبلی را هم مطلع میکردند تا به او ضربه بزند. در بخش مارکتینگ هم به نسبت نیازهای جلسهها عملکرد مطلوبی دیده نمیشود؛ هر جلسهای که تیم مارکت حضور دارد دقیقا به نفع گروه مقابل ختم میشود و این نشان از کمتجربگی و نبود هماهنگی دارد. اگر برای مصاحبه به این شرکت میروید و در اتاق جلسه متوجه دسته بیل که سطح روی آن روغن زدهاند شدید، نباید تعجب کنید و نترسید چون این.visual توضیحی است برای فضای کار که خیلیها با آن مواجه میشوند. ساختار کارمندی در سینماتیکت تا حدی به سبک شرکتهای دولتی است اما با آزادی عمل کمتر نسبت به آنها؛ به عنوان گرافیست ممکن است از شما بخواهند کار خیلی بینظم و با تعادلی نامناسب را انجام دهید و اگر هم خلاقیتتان را به تصویر نکشید، مدیر مارکت آن را آنطور که میخواهد میخواهد و دلبستگی به استفاده از فوتوشاپ بیشتری دارد. روند استخدام هم نشان میدهد افرادی که به ایدههای خلاقانه میدهند، احتمال درک مناسب از طرف مدیران را ندارند. مزیت اصلی اینجا پرداخت منظم حقوق است و غیر از آن اوضاع چندان مطلوب نیست، چرا که فضای کار بیشتر به شکل نوعی بردهداری به نظر میرسد. اگر به دنبال پیشنهاد کاری از این شرکت باشید، به شدت توصیه میکنم با احتیاط اقدام کنید و اگر جای بهتری برای کار پیدا میکنید فرصت را از دست ندهید. از همراهی سایت جاب گای سپاسگزارم و کاش قبل از ورود به کار، این پلتفرم را میدیدم.
در شرکت سایرو سافت تجربه کار به عنوان وب برنامهنویس را داشتم. استراتژی شرکت این بود که به جای یک نفر از چند نفر استفاده کند تا فشار زیادی روی یک نفر متمرکز نشود. رفتار مدیریتی در برخی مواقع حرفهای به نظر نمیرسید و از ما انتظار داشتند حتی در حوزههایی که تخصصی ندارند، با ساختار مطلوب آنها همراه شویم. مدیر عامل همه چیز را در اختیار داشت و تصمیمگیریهای زیاد بر پایه احساسات بود. سطح شناوری پروژهها نسبتا پایین بود و تاخیرها تا چهار برابر محاسبه میشد و جالب اینکه در قرارداد هم به این موضوع اشاره نمیشد. تسویه نهایی هم تقریبا پنج تا شش ماه پس از خروج انجام میشد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.