فضای کار توی این شرکت دوستانه بود و از لحاظ تنوع کار، خیلی خستهکننده نبود. اما باید به نقاط ضعف هم اشاره کنم: مدیریت نسبتا کوچک و فضای شلوغ کار باعث میشد گاهی فشار کار بالا باشد. از نظر رشد حرفهای، با تجربهای که داشتم، بهنوعی پیشرفت مناسبی داشتم. همکاری با افراد متخصص و باانگیزه در این سازمان برای من مفید بود و کمکهایی که از طرف تیم دریافت کردم چشمگیر بود. با این حال در زمینه حقوق و برخی مسائل دیگر از نظر من کمبودهایی وجود داشت که رضایت من را کاهش داد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من سالها در این شرکت فعالیت داشتم و از حدود دو سال پیش تا حالا تنها جنبهای که قابل توسعه بود، مدیریت نامناسب، تهمت، بیاعتمادی بین همکاران و تمامی نکات منفی دنیای کار بود که حتی در خیابان هم ممکن است تجربهش نکرده باشید. وقتی بحث سوء مدیریت مطرح میشود، فقط مدیران ارشد نیستند که درگیر این سبک رفتارند، بلکه مدیران میانی و سرپرستان نیز از بالا الگو میگیرند و همین مسئله سبب میشود گرمای همدلی میان کارکنان کم شود و جای آن را بیاعتمادی بگیرد و واضح است که چنین فضایی چقدر میتواند بر ساعات باقیمانده روز و روابط خانوادگی اثر بگذارد.
فضای کاری ای کاملا صمیمانه و مسطح داره به طوری که رئیس شرکت همونجایی که مینشست که من کارآموز. کلا فضا داخل شرکت خوب بود و همه میخواستن که تو تو یاد بگیری که چه کاری باید انجام بدی
در تجربهای که تعریف میکنم، با وجود کار به صورت پروژهای برای شرکت کالاورزش، احساس میکنم مدیریت مجموعه ضعف و بینظمی قابلتوجهی دارد و گاهی به جای همکاری، به دنبال ایرادهای بیاهمیت و قضاوتهای ناقص است. من به عنوان برنامهنویس وب برای این تیم کار کردم و پس از ارائه کامل پروژه، به دلیل چند ایراد کوچک در ظاهر سایت، نیمی از مبلغ قرارداد را دریافت نکردم. به دلیل آگاهی کم از چارچوبهای حقوقی و قراردادهای یکطرفهای که با من بسته بودند، نتوانستم حق و حقوقم را به دست آورم. در نهایت، پیشنهاد میکنم که فرصت همکاری با این شرکت را در آینده در نظر نگیرید.
در این شرکت فرصت پیشرفت را میگیرم و از تجربیات همکارانم بهره میبرم. یادگیری مطالب جدید با کمترین موانع همراه است و جو صمیمانهی این شرکت همواره انگیزهبخش است.
روزهای کار کردن در اینتن برای من تجربهای صمیمی و آموزنده بود؛ جو شرکت خیلی دوستانه بود و چیزهای زیادی یاد گرفتم. در اینجا بیشتر از سود شخصی به رضایت مشتری فکر میکردیم و این طرز نگاه برای من واقعا remarquable بود، چیزی که در هیچ شرکت دیگری چنین احساسی از آن نداشتم. از همهی دوستانم در اینتن سپاسگزارم و قدردان همکاریهایشان هستم.
برای من همکاری با تیم استودیو آرتی گیت تجربهای پرانرژی بود؛ هرچند مدت فقط چند ماه بود اما انگیزه و تعهد اعضای تیم را به خوبی حس کردم. با وجود اینکه حقوق نسبتا پایین بود و تیم تازه کار را آغاز کرده بود، روند رشد مداومشان را دیدم و خوشحال میشوم دوباره فرصت همکاری با آنها را داشته باشم.
توماکس جایی نیست که من بتونم برای انسانها اختیار قائل بشم. تجربهام از تولید محتوا با توماکس رو در یک پست طولانی در لینکدین نوشتم و توصیه میکنم مطالعه کنید. برای پیدا کردنش، کلمه توماکس رو در بخش Content لینکدین سرچ کنید.
به خاطر رفوزه شدن از ردیف قبلی، فضای شرکت الان خیلی با سابقهتر و منظمتر به نظر میرسه و تیم با تعداد زیادی از همکارا کار میکنن. وقتی به دفتر جدید رفتیم، همه چیز بهتر شده و جو کاری آرامتر و مطلوبتری فراهم شده است. بهعنوان یک برنامهنویس بکاند، تجربه من در این سازمان تا حدی مثبت بود و از ساختارها و محیط حمایتی تیم رضایت داشتم.
شرکت بهسا از نظر من مجموعهای بود که نسبت به نمونههای داخلی پیشرفتهتر به نظر میرسید. به این نتیجه رسیدم که جمع معینی از افراد شاید برای رسیدن به موفقیت باید از ایران خارج شوند، هرچند وجودشان قابل مشاهده بود. روند کار با آنها گاها امیدوارکننده و گاهی هم چالشی بود تا اینکه به نتیجهای مطلوب رسیدیم. برخوردشان با من احترامآمیز و حرفهای بود و به نظر میرسید که در حوزه منابع انسانی و انتخاب نیرو تجربه و تخصص لازم را دارند.
این شرکت با وجود تبلیغات متنوع برای کارآموزی، اغلب وعده جذب کارفرما پس از رضایت را میدهد اما این اتفاق هیچگاه رخ نمیدهد. کارهای پروژهای در قالب دورههای کارآموزی با کیفیت کمتر ارائه میشود و با پایان دوره، از اینکه کارآموز به اندازه کافی خوب نبوده است، بهرهبرداری میشود و دوباره فرد دیگری برای همان پوزیشن جذب میشود. هیچ تعهد مشخصی نسبت به کارآموزان وجود ندارد و در کل در جابینجا هم تبلیغ کار تماموقت ندارند.
در ایراندهی وبسایتها و مدیریت محتوای شبکههای اجتماعی شرکت را بر عهده دارم و مسئول طراحی و پشتیبانی آنها هستم. همکاری با این شرکت برای من رضایتبخش است.
در محیطی گرم و صمیمی و با حس دوستی، به کار خود ادامه میدادم.
دو سال پیش در شرکتی که نامش مطهر نت پارس بود با وعدههای اغراقآمیز وارد شدم و خیلی زود با واقعیت عجیبی روبهرو شدم. مدیرعامل هر روز صبح با آهنگی که میگذاشت و سیگار کشیدن، روال کار را تعیین میکرد و مدیرکل هم جوانی بود که نه تجربهای داشت و نه مدیریت قابل قبولی از او انتظار میرفت؛ من مجبور بودم با چنین فردی کار کنم. اما بدتر از همه این بود که برای انجام کار هیچ سیستم یا زیرساختی وجود نداشت؛ اینترنت هم نبود. در عین حال ادعا میکردند که در آمریکا طرفدار دارند و وضعشان خوب است و به زبان ساده هیچی شبیه واقعیت نبود. از همه به شما میگویم که به سمتش نروید.
شرکت کاموا راههایی برای پیشرفت و ارتباط با همکاران خوب فراهم میکند و فضایی نسبتا دلگرمکننده دارد، اما همزمان با مشکلاتی روبهرو هستم که لازم میبینم بیان کنم. اولین نکته این است که خیلی زود متوجه میشوید به طور عمدی یا اتفاقی در پروسه پرسنال برندینگ مدیریت پروژهها وارد میشوید و نه در پروژههای شرکت کاموا؛ محور اصلی این ماجراست و سایر موضوعاتی که برای شما به عنوان کارمند اهمیت دارد، در اولویتهای بعدی قرار میگیرد. این وضعیت همراه با پرداختیهای کم و نبود مدیریتی فعال و پیگیری مطالبات کارمندان، شما را به نوعی تبدیل به فردی میکند که صرفا کارها را انجام میدهد و پس از مدتی هیچ احساس نسبت به کار و کمترین تعلقی نسبت به برند کار شده حس نمیکنید. در نهایت، کاموا هم فضایی برای رشد ایجاد میکند و هم محیطی کاملا نامساعد برای ادامه همکاری میشود.
من برای یک سال در دیسیای کالا به تولید محتوا مشغول بودم و به دلیل تغییراتی ناچار شدم از آنجا جدا شوم. تجربهام از کار در این شرکت بسیار عالی بود و با گذر زمان هنوز هم بهعنوان بهترین کارفرمایی که تا به امروز باهاش کار کردم در ذهنم میدرخشد. فضای کاری صمیمی و گرم همراه با مدیریتی با تدبر و احترام، سبب میشد همهی همکاران حس مالکیت نسبت به شرکت داشته باشند.
در این شرکت تجربهای داشتم که از نظر من نه خوب بود و نه عالی. عمدهترین مشکل، تأخیرهای پرداخت و حقوقی بود که بهشدت پایین محسوب میشد. گاهی حقوق من مدتی بیش از شش ماه پرداخت نمیشد. مدیریت مجموعه جوان و دمدمیمزاج و کمتجربهای داشت که وضعیت را پیچیدهتر میکرد.
دو روز فرصت کاریام را در این شرکت از دست دادم؛ اتفاقی که به شدت ناامید کننده بود. فردی که به طور مستقیم با من همکاری میکرد، گفت شرکت قصد دارد سیستمها را فردا ارتقا بدهد و از حضور من درخواست نکرد. سپس ادعای دیگری مطرح کرد که من یک هفته مرخصی دارم و باید هیچوقت نروم؛ اما وقتی با او تماس گرفتم، دیدم خودشان حضور داشتند. به نظرم رفتارشان با کسی که ده سال سابقه دارد، کودکانگونه و غیرحرفهای بود. البته انتظار بهتری از شرکتهای خانوادگی و موروثی نمیشود داشت. خوشحال نبودم که فقط دو روز از وقت ارزشمندم هدر رفت اما امیدوارم تجربهام برای دیگران سودمند باشد.
برای من فراتک مثل خانه دومه و این حس آرامش بینظیر رو اینجا تجربه کردم. محیط شرکت با صمیمیت خانه و همکاران مثل اعضای خانوادهاند، و این چنین ارتباطی در کار بسیار دلپذیر است. شاید این بهترین حسی باشد که تا حالا در شغل تجربه کردهام.
حدود دو سال در نادلیکو کار کردم و از تجربهام رضایت داشتم. همه اعضای تیم عالی بودند و محیط کار هم خوب بود. مدیریت شرکت هم راضیکننده بود اما حقوقی که میگرفتم نسبت به زمانی که توی شرکت بودم کم بود و این برای من کاستی محسوب میشد. به طور کلی از فضای کاری، ارتباط با همکاران و جو شرکت راضی بودم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.