شرکت آرسینا تجربهای کاری ناامیدکننده برای من رقم زد. به مدت شش ماه با آنها همکاری کردم و نتیجهای که گرفتم خیلی رضایتبخش نبود. شرکت در زمینه طراحی اپلیکیشن و فروش آنلاین فعالیت میکرد. فضای کاری به شکل خانوادگی پیش میرفت و اکثر تصمیمها پشت درهای بسته و با نظرهای مختلف اطرافیان گرفته میشد. همین فضای نسبتا خودمانی باعث شد محیط مثل خانهای باشد که وسایل شخصی خیلی وقتها دیده میشد و هر کس نظری میداد. با اینکه مدیران ذاتا فرد بدی نبودند، اما به لحاظ حرفهای فاقد فرهنگ سازمانی بودند و برای رفتار با افراد یا بهبود فرایندهای کاری که حتی یک ریال هزینه داشت هم با مشکل رو به رو میشدند و اشتیاقی به تغییر نشان نمیدادند. آنچه به شدت آسیبزا بود این بود که حتی یک نسخه از قرارداد را هم به کارمند نمیدادند و حقوق هم به موقع پرداخت نمیشد. هر ماه مجبور بودیم با تماسها و ارائه دلایل متعدد پیگیر حقوق باشیم تا آن بالاخره پرداخت انجام شود. در نهایت رفتارهای غیرحرفهای مدیریت باعث شد تصمیم بگیرم از شرکت جدا شوم. وقتی برای شکایت رفتم متوجه شدم بیمهام تاکنون رد نشده است و در نهایت از طریق اداره کار توانستم حقوق مربوطه و جبران خسارتها را بگیریم؛ همچنین پرداخت حق بیمه نیز پیگیری شد. این تجربه به من یاد داد که به سمت شرکتهای کوچک و فامیلی نروم و قبل از هر همکاری جدی درباره تعهدات مالی و بیمه مطمئن شوم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
به همان روزها که در ریحون کار میکردم با همه تفاوتها، تجربهای واقعی را به یاد دارم. الان دیگر ریحون وجود ندارد و بسیاری از همکاران با اخلاق و انرژی بالایشان به شرکتهای دیگر رفتند. رهبری را در آن زمان آقای کبیری به عهده داشت که با اخلاق و مهربانی بلندپرواز و شاد بود؛ شریک تجاریشان اما فرانسوی یا ایرانی نبود و به نحوی معمولا کارها را سختتر میکردند و در مخالفتها دست بالا را داشتند. همکاران ما همگی افراد خوبی بودند و از نظر سطح اجتماعی و طبقه همسطح یکدیگر بودند. با وجود فاصله زمانی نسبتا طولانی، هنوز دلتنگ تکتک همکارانم هستم. واقعیت ماجرا این بود که بازار سفارش غذا با روشهایی غیر اخلاقی تحت تسلط اسنپ درآمد و به این شکل شاید دست کم بیست نفر از ریحون و چیلیوری بیکار شدند. اگر بخواهم پیشنهادی بدهم، هر جا آقای کبیری حضور دارند مکان نسبتا مناسبی است و در پروژههای بعدی شرکت، فکر میکنم همکاری با ایشان را توصیه کنم.
در شرکت ویستا سامانه آسا آزمایشی برای تحلیلگر کسبوکار بودم اما خروج از اونجا برایم تصمیمی بود که به مرور زمان شکل گرفت. قبل از ورود تصویر مثبتی از شرکت داشتم و بعد از رفتن، اوضاع کمی متفاوت شد. هرگز پشیمان از ترک آنجا نبودم. وقتی از شرکت خارج شدم، 거의 کل دپارتمان ما که شامل یازده نفر بود، دچار ناراحتی شد و چند نفر دیگر نیز همین حس را داشتند. من دکترای IT را از دانشگاه تهران دارم و حدود ده سال در زمینه مدیریت پروژههای نرمافزاری فعالیت میکنم تا سابقه کارم روشن باشد. میخواهم مشخص کنم که تجربهام در ارتباط با مواردی که میخواهم مطرح کنم راستی است. دلایل اصلی که به وقوع این وضعیت منجر شد چند مورد بود: اول اینکه مدیر منابع انسانی رفتار بازداری داشت و با واژهها و عباراتی که نشان میداد روانشناس است، با من برخورد میکرد اما به واقع نقش مدیریتی برای تعامل با افراد را به عهده داشت. قرارداد اولیه سه ماه بود اما به صورت ماه به ماه و بهطور شبیه کارگرها قراردادهای بیثبات نوشته میشد؛ در ابتدا قرار بود سه ماه باشد، سپس به یک سال برسد و این اختلافهای زمانی منجر شد که از ماه دوم به دنبال کار باشم. جالب اینکه حتی در پایان سه ماه که به طور غیرمنظم به چهار ماه رسید، دوباره قرارداد سه ماهه تمدید میشد که این امر طنز تلخ وضع را نشان میداد. دوم اینکه نتوانستم ارتباط موثری با مدیر دپارتمان تحلیل برقرار کنم؛ شاید تقصیر از من بود یا او. وقتی با مدیرت ارتباط برقرار نمیشد کار جلو نمیرفت. او درگیر کارهای پروژههای متعدد بود و زمانی برای شناخت من نمیداشت. برای مثال میگفت فلان چیزی را گفتهام و چرا انجام ندادهام در حالی که به من نگفته بود و وقتی من میگفتم گفته نشده، با لحن تند آن را رد میکرد و من ابزار کافی برای اثباتش نداشتم. به جای استفاده از سیستم مدیریت وظایف، کارها به صورت شفاهی مطرح میشد و من برای خود یک ترلو داشتم که با آن کارها را ثبت میکردم. این وضعیت باعث میشد که به جای اینکه یک سیستم مدیریت وظیفه وجود داشته باشد، کارها سرنخوار و به صورت رو در رو مطرح شوند و من برای پیگیری به شدت مشکل داشتم. به خاطر مثال دیگری، یک بار صبحانه را عقب افتاده دیدم و برای رفتن به جلسه در ساعت هشت، تنها ده دقیقه وقت داشتم. با لحنی تند پرسیدند که کجا هستم در حالی که دو نفر دیگر از جلسه نیز عقب مانده بودند و یکی از همتیمیها با هشت و بیست دقیقه به جلسه رسید؛ این تفاوت زمانی برای من بسیار ماندگار شد. چیز دیگری که اذیتم کرد این بود که کل کار من به عنوان تحلیلگر تنها به نگارش مستندات خلاصه میشد؛ البته تحلیلها را خودشان انجام میدادند و من تنها باید مستند میکردم. از کارم لذت نمیبردم. سومین نکته این بود که در طول حضور چهار ماههام، تیم فنی را حتی یک بار هم ندیدم؛ کرونا نیز در این مسیر دخیل بود. پروژهای که روی آن کار میکردم طی دویست و چهار روز نزدیک به هیچگاه منتشر نشد و جلسات فنی و نشستهای روزانه بهطور نامنظم برگزار میشدند. از نظر فنی بار زیادی احساس نمیشد، با این حال میگفتند هر نکته را باید تحلیل و مستندسازی کنیم تا به تیم فنی داده شود، در حالی که در محیطی مانند شارپ خیلی از مسائل باید در جلسات حل شوند و نیاز به مستندسازی افراطی نبود. بعد از چهار ماه با وجودی که نظرشان برای ادامه همکاری بود، من تمامی این
من تجربهای ناامیدکننده از شرکت سان دارم که هنوز هم ذهنم را درگیر میکند. ورود و خروج کارکنان در سال اول کار مشخص نبود و اضافهکاری هم وجود نداشت. پس از مدت کوتاهی و گذراندن کارهای فراوان و نصب سرورها در شهرستانهای مختلف، مدیر اصفهانی گفت که بابت هر شهری که به دلیل کار برای این پروژه رفتم، دونهای بیست تومان پاداش میگیرم. آن حرف برایم خیلی تاثیر منفی داشت و اعصابم را خراب کرد؛ سرانجام پس از شش ماه از شرکت رفتم و با زحمت خیلی توانستم تا نصف حقم را بگیرم. جاهایی که کار میکردم، تعدادی از همکاران واقعا استعدادهای برجستهای بودند که اکثرشان راهی آمریکا شدند. هیچ مزایای مشخصی وجود نداشت و تنها کاری که انجام میدادیم، فشار کاری بیوقفه بود و هیچ امیدی به آینده نبود. در آن بازه زمانی فقط دو بار پاداش گرفتم و آن هم دو پاداش وزارت کار بود که بهطور کامل وصول شد. مدیریت شرکت خیلی سختگیر و بیرحم بود و خدمات رفاهی یا حمایتی در اختیار کارکنان نبود.
من تجربهای از کار با گروه نوآوری فناوری اطلاعات ارنیکا دارم که بازنمایی کامل جو شرکت را در برمیگیرد، اما به گونهای تازه و طبیعی بازنویسی شده است. اگر شما تازهکار باشید، کار در این شرکت میتواند به شما کمک کند؛ اما وقتی سطح مهارت شما متوسط یا حرفهای است، امکان رشد محدود میشود و شرایط بهقدری دشوار میشود که خودتان ترجیح میدهید ترک کنید. رفتارهای هیجانی و واکنشهای شدید مدیریتی زیادی را تجربه میکنم که باعث قطع همکاری غیر حرفهای با همکاران میشود. به طور کلی منابع انسانی برای من شاهد ارزش زیادی ندارد و حقوقها بهوقـته نبوده یا با تاخیر به دست میرسد و بعضا نسبت به استاندارد بازار کمتر است. مدیران دیدگاهی نامتعارف و گاهی بیتوجه به بازخورد کارکنان دارند و زمان کافی برای پرسنل نمیگذارند. آنها اغلب مغرور هستند و به هیچ انتقادی پاسخ نمیدهند و به همکاران نگاه بدبینانهای دارند.
سلام، تجربهای که از فرست کوئست دارم اینه که من محمدرضا هستم و بیش از شش سال سابقه کار دارم؛ از این مدت، تقریبا دو سالی است که در این شرکت فعالیت میکنم و واقعا راضیام. محیط کار سالم، روابط دوستانه و فضای آرامی که وجود دارد، از جمله عوامل اصلی رضایت من هستند. فرهنگ سازمانی خوب، مدیران با رفتار حرفهای و توجه به افراد تیم همواره باعث شده احساس کنم در مسیر یادگیری و پیشرفت قرار دارم. نکتهای که به نظر من منفی میرسد، به دلیل شرایط کرونا مربوط به قراردادهای کوتاهمدت است؛ با این حال صادقانه باید بگویم مدیریت همواره تلاش کرده راههای جدیدی برای کارآفرینی و پروژههای تازه پیدا کند تا قراردادها بسته شوند.
سالها پیش، در سالی که دقیقا به یاد ندارم، وارد این شرکت شدم و به مدت یک سال هم بهصورت پارهوقت و هم تماموقت مشغول به کار شدم. اولین نکته این است که روند بررسی رزومه برای من خیلی طولانی بهنظر میرسید. برخورد برخی از همکاران با توهین و تمسخر همراه بود، هرچند دو یا سه نفر همکار با رفتاری خوشبرخورد نسبتا خوب بودند که باعث میشد محیط کمی انساندوستانهتر به نظر برسد، اما فضای کلی شرکت اصلا مطلوب نبود. از لحاظ حقوقی، پرداختها بهموقع انجام میشد و اخبار مربوط به پاداشها یا عیدی در روزهای مشخصی منتشر میشد که واقعا نکته مثبت محسوب میشد. نکته دیگر اینکه در برخی بحثها حتی اگر حق با شما بود، نفرات تازهکار یا با تجربه کمتر غالبا به سمت محکومشدن میرفتند و این برای من تجربهای ناخوشایند بود. در زمان حضور من، ظرفیت تیم بهطور دقیق تعریفشده نبود و تنها افراد بهصورت بدون برنامهریزی یا با حجم کار بالا پر میشدند. ولی در آن دوران، برای کارآموزان ناهار رایگان و صبحانه هم فراهم بود و نیروها از شرکت برای وعدههای غذایی نیمهزینه دریافت میکردند که این تا حدودی به عنوان امتیاز درنظر گرفته میشد.
تجربهای که از کار در این شرکت دارم، به من این واقعیت را ثابت کرد که محیط کاری بسیار مناسبی است. با وجود اینکه از مدیریت برخی بخشها نواقصی احساس میشد، تیم فنی بسیار با دانش و از نظر انعطافپذیری فوقالعاده بود و همواره کمک حال همدیگر بودیم. من تجربه کردم که بچههای زرینپال در طول مدت حضورم یکی از بهترین محیطهای کاری را برای خود سامان داده بودند.
در ابتدای ورودم به دفتر مرکزی شهاب انرژی صبح، موقعیتی را تجربه کردم که به من آرامش و فضای کار خاموشی از تنش را نشان میداد. رفتار حرفهای مدیریت، احترام متقابل میان مدیران و همکاران، و پرداخت حقوق بهموقع از جمله ویژگیهایی بود که نظر مرا جلب کرد. آزادی عمل در انجام وظایف، همکاری خوب و روان گروهی از دیگر نکات مثبت این شرکت بود. با وجود اینکه دستمزدهای چشمگیر نبود، مدیران با توجه به حجم کار و فضای کاری موجود سعی میکردند شرایط عادلانه و مناسبی برای کارکنان فراهم کنند. وقتی من استخدام شدم، آشنایی زیادی با نرمافزار سپیدار و حوزه کاریش نداشتم اما با آموزش و فرصتهایی که در اختیارم قرار گرفت، خیلی سریع با وظایف و محیط سازگار شدم. به دلیل شرایط اقتصادی، مدیران تصمیم به واگذاری کارخانه گرفتند و من هم از مجموعه جدا شدم. اگرچه مدت همکاری من کوتاه بود، اما روزهای خوب کاری که در آنجا گذشتم هرگز از ذهنم نمیرود. نام شرکت به فرآیند صبح تغییر یافت و اداره آن حالا به عهده یک هلدینگ معتبر است. امید دارم چرخه تولید محصولات این شرکت که نتیجه تلاشهای سالها و تلاش همکاران بود، همواره در حرکت باشد و هیچ نیروی کارى بیکار نماند.
باورت نمیکنم که چقدر این شرکت میتواند برای من فضای کاری مثبتی فراهم کند، زیرا محیطش پر از پویایی و رو به جلو بودن است. ناوش یکی از گزینههای عالی برای افرادی است که دنبال محیطی فعال و با رشد روزافزون هستند. با اینکه تنها سه سال از تأسیسش میگذرد، این شرکت با تمامی دستگاههای دولتی مرتبط با برنامههای خود همکاری و هماهنگی مستمر دارد و این امر به ندرت در شرکتهای تازهکار دیده میشود؛ نشان از توان مدیریتی بالاست که سازمان را به خوبی هدایت میکند. در این مجموعه، فضای کار متفاوت و دوستانه است و همه کارمندان کنار هم هستند تا به اهداف شرکت برسند.
من در کنار همکارانم با وجود تازهوارد بودن به شرکت، فرصت یادگیری را بهطور عملی تجربه کردم و از بستر مهیا برای پیشرفت بهره بردم. در این محیط، امکان همکاری با تیمها بدون داشتن تجربه قبلی یا مدرک خاص وجود داشت و بهمرور بهتدریج مهارتها را از طریق کار یاد گرفتم. لازم به ذکر است که شرکت همچنان نسبت به شرکتهای نوپا، قراردادهای گستردهای با ارگانهای دولتی و شهرداریها دارد؛ تجربه همکاری با این ارگانها معمولا با تاخیر در پرداخت مطالبات همراه است و این موضوع، برنامهریزی مالی را سختتر میکند و به تبع آن بر پرداخت بهموقع حقوق اثرگذار است. با این حال برای من اولویت با پیشرفت و آموزش بود و این مسئله برایم مشکلی ایجاد نکرد.
ممکنه تعجب کنید که در حوزه IT چنین شرکتی وجود دارد.... مدیرانی باسابقه کم و تخصص کم یا تخصص های غیرمرتبط برای واحدها و تیم های مختلف استخدام میشوند و مدام هم عوض می شوند::: با عوض شدن مدیران، ساختار شرکت یا تیم ها و سیاستها عوض میشود. من این چهارسال فقط برای پروژه خودمان پنج مدیر پروژه دیده ام و میدانم همین اوضاع برای پروژه ها و واحدهای دیگر هم هست. در این مدت دو مدیر عامل هم برای شرکت دیده ام. یک هفته پیش، مدیر عامل شرکت در یک برخورد بسیار عجیب با یکی از برنامه نویسان دعوای لفظی عجیبی سر موضوعی بی اهمیت به راه انداخت و او را جلوی چشم همه اخراج کرد و با داد و فریاد به منشی واحد گفت: "این اخراجه! از فردا حق ورود به شرکت رو نداره!!! اثر انگشتش رو حذف کنید!" البته بعد از چند روز با وساطت بقیه آن بنده خدا را سرکار برگرداندند. با ورود این مدیرعامل جو شرکت مسموم و ترسناک شده است. منابع انسانی شرکت و رسیدگی به کارمند(به جزبیمه تکمیلی) صفر است، حتی وضعیت خدمات و بهداشت شرکت اصلا مناسب نیست...... ممکن است اول کار بخاطر کثیفی سرویس بهداشتی سرخورده شوید! حتی اگر موقع نقل و انتقالات بین ساختمان ها آمدند و به شما گفتند "باید سر میز و صندلیها را خودتان بگیرید و بین طبقات جابجا کنید." اصلا متعجب نشوید! چون این اتفاق افتاده تکنولوژی مورد استفاده خیلی خیلی قدیمی است و اصلا قابل توصیه نیست. ساختمان شرکت هم همینطور...... ساعت کاری شرکت 8تا5 است البته چهارشنبه ها8تا4 است و پنح شنبه ها و جمعه ها یا تعطیلات هم اگر به شما نیاز باشد باید بیایید. اگر صبح حتی نیم ساعت هم دیر بیایید باید مرخصی رد کنید به همین دلیل بعد مدتی مانده مرخصی همه منفی است، شناوری اصلا ندارند و به زمان ورود و خروج خیلی حساسند. فقط میتوانید 4 روز در ماه مرخصی اول وقت بزنید!! اصلا سیستم ورود و خروج به شما اجازه ثبت بیشترش را نمیدهد.پس بیشتر از4 روز دیر بیایید کسری حقوق میخوریدوجریمه میشوید.فعلا حدود چهار ماه است که اضافه کاری ممنوع شده با دورکاری از اساس مشکل دارند. اوایل کرونا(ماه فروردین) حدود یکماه دورکاری نوبتی گذاشتند که آنهم وابسته به این بود که شانس بیاورید و به شما مودم برسد. در این 9 ماهه تعداد زیادی از کارمندان کرونا گرفته اند و شرکت هم اخیرا فقط حدود 2 ماه اخیر آنهم نوبتی و برای تیم های محدودی دورکاری گذاشته است و الان که تهران از وضعیت قرمز خارج شده و وضعیتش نارنجی شده دورکاری لغو شده است از طرفی شرکت برای دوران کرونا قدرت خرید مودم به قدر کافی را ندارد تا کارمندان را دورکاری بفرستد و برای دورکاری مودم لازم دارید و تعدادی مودم نوبتی بین کارمندان میچرخد و هر کس مودم نداشته باشد دورکاری نمی رود. منت زیادی بابت دورکاری سرتان میگذارند. مودم هم مدام قطع می شودیا آنتن نمیدهد پس اگر مودم نوبتی به شما تعلق بگیرد و کاری داشته باشید احتمالا دوباره به شرکت می روید. جلسات دورکاری را از طریق اینترنت شما برگزار میکنند و شرکت هیچ هزینه ای برای استفاده شما از اینترنت شخصی تان برایتان واریز نمیکندو حق رفت وآمد آن روزها را هم از حقوقتان کسر می کند.......اگر کرونا بگیریدحقوق نمیگیرید و بایدبروید از بیمه استعلاجی بگیرید چندین بار پیش آمده که هیچ اطلاعی نمیدهند و کارمند را دم عید تعدیل میکنند یا قراردادش را تمدید نمیکنند خلاصه توجه به حقوق انسانی و شخصیت کارمند در این شرکت خیلی پایینه... هرسال خیلی کارمندان استعفا میدهند و مدام نیروی جدید می آید! موقع استعفای نیروها، شرکت، هیچ تلاشی برای حفظ آنها یا تغییر نظرشان نمی کند. اگر سیگاری هستید و در ساختمانهای خاصی ازین شرکت کار میکنید وضع سختی تجربه خواهیدکرد چون مدیرعامل جدید شرکت با سیگار مشکل دارد و این را وقت مصاحبه به شما نمیگویند، پشت بام را قفل میکنندو باید انگشت خروج بزنیدو بروید خیابان سیگار بکشیدو مرخصی رد کنیدوشاید حتی بیرون ساختمان هم به شما گیر بدهند!!!!! در مصاحبه وعده های زیادی میدهند که اصلا عمل نمیشودو نیرو را برای جذب فریب میدهند و طوری با اعداد حقوقتان بازی میکنند که گیج شویدو متوجه حقوق واقعیتان نشوید::::: افزایش حقوق سالانه نرخی است که دولت هر سال اضافه میکند و بیشتر نیست. بعد از یک سال اگر شرایط داشتید وام(به مبلغ 25 میلیون تومان) هم به شما میدهند و از شما قبل از وام چک میگیرند. وعده وام مسکن هم درمصاحبه میدهند که رویش حساب نکنید! این وام بعد از دو سال مشمولتان میشود که هیچ فرقی با وام مسکن اوراقی نداردو باید مثل وام مسکن اوراقی کلی پول بدهید اوراق بخرید فقط یک مقدار کم سودش کمتر است و اگر بخواهید قطع همکاری کنید باید حتما حتما تسویه کنید و روز قطع همکاری را سررسید همه قسطهای وامتان میکنند و از آن روز جریمه تعلق میگیرد پس بهتر است به جای اینکه شرکت را واسطه کنید خیلی راحت وام مسکن اوراقی عادی را خودتان از همان بانک مسکن بگیرید. هیچ کسی برای این وام اقدام نمیکند. پس در حد وعده مصاحبه است.موقع اعیاد مهم هم معمولا 250 یا 500 تومان میدهند که در سال سه_چهار بار است و 22بهمن یک پایه حقوق میدهندو تولد کارت هدیه صدهزارتومنی میدهند.غیر اینها پاداشی ندارد حتی اگر ازدواج کنید هدیه نمیگیرید بیمه تکمیلی بعد از دوره سه ماهه آزمایشی تعلق میگیرد. کار در این شرکت را فقط به کسانی توصیه میکنم که سابقه کاری شان در فیلدشان صفر است این روزها یک میز فوتبال دستی در پشت بام گذاشتند وچونکه اکثرا پشت بام قفل است(اگر هم قفل نباشد باران و برف میآید)امکان استفاده ندارید و یا موقعیت آن جوری جلوی چشم است که مدام مدیران کنترلتان میکنند و یا توپش را برمیدارندو نمی توانید سراغش بروید بچه ها اغلب باهم صمیمی و گرمند. بعضی تیم ها هم جلسات آموزشی بین خودشان میگذارند که البته ما نداریم.
به عنوان یکی از کارمندان فرست کوئست، تجربهای واقعی از کار با این شرکت دارم که میخواهم به شیوهای تازه و طبیعی بازگو کنم. با رویکردی صادقانه سعی میکنم فضای واقعی کار را منعکس کنم، گاهی با تلخی اما همیشه با احترام به واقعیتها. من افشین هستم و به راستگویی پایبندم؛ گاهی دیدگاههایم صریح است و شاید برای بعضیها دشوار باشد، اما ترجیح میدهم با حقیقت روبهرو شوم تا با دروغ شیرین. وقتی مخالف چیزی باشم، بیپرده و بدون تعارف نظر میدهم، حتی اگر مدیرم باشد. برخوردهای همکارانم نشان میدهد که داشتن نقد بیپرده از هیچکس دریغ نمیشود، به ویژه وقتی فیدبک سازنده باشد و نه تخریب. بههرحال از این رویکرد حرفهای خود رضایت دارم. در مورد فرست کوئست هم نظرهای کلی من این است: ۱- شرکت کوچکی است با رویاهای بزرگ. ۲- ایدهها محدود به مدیریت نیستند و هر ایدهای که از دل افراد بیرون بیاید، ارزشمند است و معمولا برای بررسی با هم جمع میشویم. ۳- اگر به فرست کوئست پیوستید، بدانید که قبل از ورود ارزیابیهای متعددی روی شما انجام شده و با تناسب کافی به پروژههای بزرگ و مهم سپرده میشوید. ۴- در شرایط تحریم، بیماری و بحرانهای اخیر، مدیریت به جای فرار از مسئولیت، راهکارهایی برای حفظ نیروها پیدا کرده تا نیروهای با تجربه از خروج بازنگردد و تا کنون هم تا حدی موفق بوده است. ۵- در فرست کوئست خوب بودن اهمیت زیادی دارد؛ این نکته فقط از جانب مدیران نیست بلکه همکاران هم بیش از همکار بودن، به عنوان دوستانی برای شما میمانند. ۶- همه با انگیزه همکاری میکنند و در کنار هم کار میسازند؛ وقتی کمکی بخواهی، معمولا لبخند پاسخ میشنوی و در دسترس هستند. ۷- در فرست کوئست رفتوآمد یا عملکرد شما به شکل علنی کنترل نمیشود و دستگاه حضورغیاب هم وجود ندارد؛ این به این باور برمیگردد که افراد قابل اعتماد و با احتراماند و اعتماد متقابل، حس خوب همکاری را تقویت میکند. ۸- تجربه من از همکاری با مدیریت بسیار مطلوب است؛ باور دارم هیچ تلاشی برای رضایت من کارمند انجام نمیدهند و قابل اعتماد هستند (این را با تجربه میگویم). اگر بخواهم از جنبههای مثبت صرف نظر کنم، ناگزیر تنها یک نکته را مطرح کنم که شاید به اندازه سایر موارد، روشن نباشد: با توجه به اتفاقهای سال ۹۸ و گسترش بیماری، شرکتهای گردشگری با فشارهای اقتصادی مواجه شدند. فرست کوئست مدیرانی با تدبیر دارد و در چنین شرایطی تلاش میکند نیروها را حفظ کند؛ قراردادها گاهی کوتاهتر میشوند اما تمدید میشود و این وضعیت ممکن است در روزهای پایانی دورههای کاری احساس ناامنی شغلی را القا کند. در کل از همکاری با این شرکت رضایت زیادی دارم؛ همکاران خوبی دارم و مدیران با فهم و انسانیت برخورد میکنند. امیدوارم شما هم روزی تجربه همکاری مثبتی با فرست کوئست را داشته باشید.
در این شرکت وضع مدیریت و منابع انسانی بهشدت آشفته بود و بهوضوح مشخص بود که تلاش میکردند از هر طریق حقوق کارکنان را پایمال کنند. بندهای عجیبی مثل دریافت سفته حامل و عقد قراردادهای صوری وجود داشت که در تسویه برای مناقصه، کمتر از حد سنوات به کارکنان پرداخت میشد. نظارت مستمر با دوربینها هم وجود داشت و متأسفانه نهادهای نظارتی هم توجهی به این رفتارها نشان نمیدادند. من حدود یک سال در این شرکت بودم و تجربه کاریم بهشدت ناخوشایند بود؛ چیزهایی دیدم که باورکردنی نبود و در نهایت با مبلغ کمتری از آنچه انتظار داشتم تسویه شدم. به طور کلی شرکتی بسیار آشفته که به هیچکس توصیه نمیکنم درش کار کند.
من فکر میکنم دو سال کارکردن کافی است تا اصول اولیه برنامهنویسی را یاد بگیرم و برای کسانی که سابقه کاری ندارند، یک سابقه ایجاد شود. مدیران اغلب تخصص نرمافزاری ندارند و اگر مثل من هر روز برای نوشتن کد تلاش کنید، بازخورد مثبتی دریافت نمیکنید. حقوق هم بر مبنای سیستم عملکردی تعیین میشود که به ندرت به صد در صد میرسد و حتی همین حقوق نسبتا کم هم آخر ماه باقی ماندهای برایتان باقی نمیگذارد.
سالها پیش با این شرکت همکاری میکردم و تجربهام از آنجا اینطور بود که تمام ابزارها و قراردادهای مرتبط با پروژههای جدید بیمارستانی در دسترس بود و از جنبه فنی، نسبتا خوب عمل میکردند، هرچند رفتارهای غیررسمی و پیچیدهای هم وجود داشت. در زمان خودشان در برخی مواقع قراردادها تغییر کرد و حقوق عدهای که از امضای قرارداد جدید سرباز زده بودند، پرداخت نشد. سفته هم گرفته شده بود و این مسئله خیلی خصوصی و حساس بود. در نهایت از شرکت جدا شدم و خداحافظی کردم. چیزی که در این تجربه دیدم این بود که پرداخت حقوق بهطور نامشخص و با تاخیر صورت میگرفت؛ گاه ماهی یکدهم، گاه بیستم یا بیستوهفتم هر ماه بود. به نظر میآمد که جذب نیروهای شهرستانی بیشتر مورد توجه قرار میگرفت. چند وقت قبل به یک بیمارستان خصوصی رفتم و با آنها همان تجربه را مقایسه کردم؛ به نظر میرسد سیستم مشابهی در آنجا وجود ندارد. اگر به دنبال یادگیری هستید، بهتر است کد را بخوانید و به دنبال مستندات نباشید؛ نکته مهمی وجود ندارد.
شرکت به معنای واقعی از کارکنانش بیگاری میکشه با حقوق بسیار پایین تر از سطح بازار . در مورد قرارداد که 50 میلیون سفته البته چند سال پیش الان احتمالا بیشتر شده، اون هم در وجه مدیر عامل بدون اینکه قید کنن برای تضمین کار هست با تاریخ اعتبار 5 سال ازتون میگیرند.در حال حاضر هم به هیچکدوم از کارمنداشون که استعفا دادن سفته هاشونو ندادن . همچنین همیشه توی اگهی هاشون میزنن اموزش میدیم در صورتی که هیچ اموزشی در کار نیست در واقع یه نفر رو میخان که r&d کنه براشون دانش ماژولهایsap که دانشش رو ندارن و براشون مستند کنه و خودش هم پیاده سازی کنه و پشتیبانی هم بکنه تنها اموزششون اینه که چهارتا کتاب 500 صفحه ای بهتون میدن میگن خودت بخون یادیگیر .منت هم میگذارن سرکارمنداشون که همین که شما توی فضای شرکت تنفس میکنید و از امکانات استفاده میکنید خودش برای شما مزیته. تا اونجایی ک میدونم تعداد زیادی از کارمنداشون از ایران رفتن به خاطر اینکه بازار sap رو این شرکت قبضه کرده و اگر از شرکت ناراضی باشن توی ایران جای دیگه ای برای کار ندارند. در مورد حقوق هم میگن توانایی پرداخت بیشتر نداریم درصورتی که برای استقرار sap پولهای کلانی از شرکتها میگیرندو برای کوچکترین چیزی هزینه اضافی از شرکتها میگیرند. در مورد بیمه هم من بعدا که لیست بیمه رو دیدم متوجه شدم روزهای زیادی رو پرداخت نکردند. در مورد همکاران هم اکثرشون فکر میکنن میخاین جلشون رو بگیرید و دانششون رو به هیچ عنوان منتقل نمیکنن و رقابت منفی زیادی وجود داره. شرکت هم تا حد ممکن سعی میکنه ادم های درون گرا رو استخدام کنه که بتونه راحت کنترل کنه و براش دردسر نشن
باورم نمیشه چقدر این تجربه ناامیدکننده بود؛ به طرز ناباورانهای حقوقامون به سادگی نادیده گرفته شد و تا حدودی حقوق پایه زیر سوال رفت. بیمه به صورت کامل از حقوق پایه کسر میشد و سه ماه اول هم مشخصا از حقوق جدا میگرفتند، بدون وجود قرارداد روشن؛ اگر هم قرارداد رو ببندند با مبلغ پایین. در طول همکاری، نه تنها با دوربین کنترل میشدیم بلکه صدای کارمندان نیز شنود میشد. ارتقای شغلی و نرخ حقوق ارتباطی به تواناییها و عملکرد فردی نداشت و مدیریتی بیکفایت با بیدانشی پروژه رو به مردود شدن کشاند. تقریبا نه ماهی میشه که با این شرکت قطع همکاری کردم و هنوز تسویه حساب نشده. محیط کار به شدت نامناسب و آلوده بود، به طوری که حتی روی میز بچهها هم محدودیتهای عجیبی وجود داشت؛ رفت و آمدها و رفتارها به شکل ناخوشایندی اجرا میشد. تجربه کلی خیلی منفی بود و توصیهای به این شرکت ندارم.
مدت تقریبی سه سال در این مجموعه به عنوان کارمند خدمت کردم و در دو نقش مختلف تجربیات متنوعی کسب کردم. به طور کلی، نسبت به خیلی از شرکتهای خصوصی وضعیتی نسبتا پایدارتر و با ثباتتری دارم مشاهده میکردم. این شرکت بزرگ با بیش از هزار نفر پرسنل، کارها را به شکل گستردهای به صورت سیستماتیک، اتوماتیک و با پیروی از آییننامهها انجام میدهد. حقوق به اندازهای که فکر میکردم بالا نیست، اما مسائل مالی به موقع انجام میشود و تا کنون شاهد اخراج بیدلیل یا مشکلات غیرمنطقی برای کارمندان نبودم. با این حال، مشکل اصلی این است که آینده شغلی روشن و مسیر ارتقاء واضحی وجود ندارد و پیشرفت شغلی با نرخ نسبتا کم اتفاق میافتد.
برای مدتها فکر میکنم بزرگترین مشکل این سازمان، سبک مدیریتی و حالت انفعالی حاکم بر آن است. در گذشته شرکت خدمات انفورماتیک به عنوان یکی از شرکتهای نسبتا خوب شناخته میشد، اما پس از چند سال که در اینجا کار میکنم، متوجه شدم چه ضربههایی به همکاران وارد میشود. حقوق برخی مدیران به شدت بالاتر از سطح تخصصی برنامهنویسان است و به واسطة این تفاوت سطح حقوق، نمایندهای از دیوان عدالت اداری در شرکت حضور دارد تا دریافتیها را کنترل کند. در نتیجه سالهای زیادی است که حتی دستمزد اضافی خارج از چارچوب قانونی را هم مشاهده نمیکنم و وضعیتی که قبلا در مصاحبهها و عرف شرکت گفته میشد، اکنون فراموش شده است. یکی از فریبهای بزرگ این است که پایه حقوق درخواستی را به افراد نمیدهند و میگویند تا هفتاد درصد از مبلغ درخواستی را میپردازند و باقی را به عنوان کارانه تا میانه ماه پرداخت میکنیم، اما این تنها یک بازی بافقط به ظاهر درست است. با وجود درآمد مناسب شرکت، همواره سعی میشود با تاخیر در پرداختها و تبلیغ حذف کارانه، به تدریج کارانه را محو کنند؛ و این احتمالا به دلیل دستمزدهای بالا برای مدیران است. مدیرانی که اگر برای مصاحبه به شرکتهای دیگر بروند، به سختی معادل شغل معمولی پیدا خواهند کرد. از وعدههای دیگر استخدام برای کاهش دستمزد و پایه حقوق، وعده پرداخت بهرهوری هر سه ماه یکبار بود. اما بهرهوری سالهاست پرداخت نشده و هیچ اقدام جدی هم در این باره دیده نمیشود. نگاه بیپاسخ به مدارک تحصیلی پرسنل در شرکتی که شعارش این است: آینده تو بساز، از دیگر مشکلات است که شرکت را با شرکتهای سطح دو یا سه مقایسه میکند. ارتقای تحصیلی کارکنان تاثیری در حقوق دریافتی ندارد و سالهاست همکاران فنی و متخصص با ارتقای تحصیلی تنها به صورت محدود در پروژهها استفاده میشوند. اغلب همکاران فنی در مجموعههای دیگر به عنوان مشاور فعالیت دارند زیرا این شرکت توان استفاده از تجربههای جدید و نوآور را ندارد. اگر از مدیران سؤال کنید، قطعا تأیید میکنند که صدها ایده از همکاران در حوزه توسعه کسبوکار گرفته شده اما هیچ نتیجهای از آنها مشاهده نمیشود. این ایدهها تنها جمعآوری میشود بدون تقدیر، پاداش یا بازخورد معمولی. مشکلات فراوانی وجود دارد و در تجربههای بعدی با شما بهاشتراک میگذارم. به مدیران توصیه میکنم روند انفعال جاری، نادیده گرفتن حقوق کارکنان و بیتوجهی به رشد و ارتقای آنان را دوباره ارزیابی کنند و به امور معیشتی کارکنان هم توجه بیشتری نشان دهند.
شرکت آرسینا تجربهای کاری ناامیدکننده برای من رقم زد. به مدت شش ماه با آنها همکاری کردم و نتیجهای که گرفتم خیلی رضایتبخش نبود. شرکت در زمینه طراحی اپلیکیشن و فروش آنلاین فعالیت میکرد. فضای کاری به شکل خانوادگی پیش میرفت و اکثر تصمیمها پشت درهای بسته و با نظرهای مختلف اطرافیان گرفته میشد. همین فضای نسبتا خودمانی باعث شد محیط مثل خانهای باشد که وسایل شخصی خیلی وقتها دیده میشد و هر کس نظری میداد. با اینکه مدیران ذاتا فرد بدی نبودند، اما به لحاظ حرفهای فاقد فرهنگ سازمانی بودند و برای رفتار با افراد یا بهبود فرایندهای کاری که حتی یک ریال هزینه داشت هم با مشکل رو به رو میشدند و اشتیاقی به تغییر نشان نمیدادند. آنچه به شدت آسیبزا بود این بود که حتی یک نسخه از قرارداد را هم به کارمند نمیدادند و حقوق هم به موقع پرداخت نمیشد. هر ماه مجبور بودیم با تماسها و ارائه دلایل متعدد پیگیر حقوق باشیم تا آن بالاخره پرداخت انجام شود. در نهایت رفتارهای غیرحرفهای مدیریت باعث شد تصمیم بگیرم از شرکت جدا شوم. وقتی برای شکایت رفتم متوجه شدم بیمهام تاکنون رد نشده است و در نهایت از طریق اداره کار توانستم حقوق مربوطه و جبران خسارتها را بگیریم؛ همچنین پرداخت حق بیمه نیز پیگیری شد. این تجربه به من یاد داد که به سمت شرکتهای کوچک و فامیلی نروم و قبل از هر همکاری جدی درباره تعهدات مالی و بیمه مطمئن شوم.
به همان روزها که در ریحون کار میکردم با همه تفاوتها، تجربهای واقعی را به یاد دارم. الان دیگر ریحون وجود ندارد و بسیاری از همکاران با اخلاق و انرژی بالایشان به شرکتهای دیگر رفتند. رهبری را در آن زمان آقای کبیری به عهده داشت که با اخلاق و مهربانی بلندپرواز و شاد بود؛ شریک تجاریشان اما فرانسوی یا ایرانی نبود و به نحوی معمولا کارها را سختتر میکردند و در مخالفتها دست بالا را داشتند. همکاران ما همگی افراد خوبی بودند و از نظر سطح اجتماعی و طبقه همسطح یکدیگر بودند. با وجود فاصله زمانی نسبتا طولانی، هنوز دلتنگ تکتک همکارانم هستم. واقعیت ماجرا این بود که بازار سفارش غذا با روشهایی غیر اخلاقی تحت تسلط اسنپ درآمد و به این شکل شاید دست کم بیست نفر از ریحون و چیلیوری بیکار شدند. اگر بخواهم پیشنهادی بدهم، هر جا آقای کبیری حضور دارند مکان نسبتا مناسبی است و در پروژههای بعدی شرکت، فکر میکنم همکاری با ایشان را توصیه کنم.
در شرکت ویستا سامانه آسا آزمایشی برای تحلیلگر کسبوکار بودم اما خروج از اونجا برایم تصمیمی بود که به مرور زمان شکل گرفت. قبل از ورود تصویر مثبتی از شرکت داشتم و بعد از رفتن، اوضاع کمی متفاوت شد. هرگز پشیمان از ترک آنجا نبودم. وقتی از شرکت خارج شدم، 거의 کل دپارتمان ما که شامل یازده نفر بود، دچار ناراحتی شد و چند نفر دیگر نیز همین حس را داشتند. من دکترای IT را از دانشگاه تهران دارم و حدود ده سال در زمینه مدیریت پروژههای نرمافزاری فعالیت میکنم تا سابقه کارم روشن باشد. میخواهم مشخص کنم که تجربهام در ارتباط با مواردی که میخواهم مطرح کنم راستی است. دلایل اصلی که به وقوع این وضعیت منجر شد چند مورد بود: اول اینکه مدیر منابع انسانی رفتار بازداری داشت و با واژهها و عباراتی که نشان میداد روانشناس است، با من برخورد میکرد اما به واقع نقش مدیریتی برای تعامل با افراد را به عهده داشت. قرارداد اولیه سه ماه بود اما به صورت ماه به ماه و بهطور شبیه کارگرها قراردادهای بیثبات نوشته میشد؛ در ابتدا قرار بود سه ماه باشد، سپس به یک سال برسد و این اختلافهای زمانی منجر شد که از ماه دوم به دنبال کار باشم. جالب اینکه حتی در پایان سه ماه که به طور غیرمنظم به چهار ماه رسید، دوباره قرارداد سه ماهه تمدید میشد که این امر طنز تلخ وضع را نشان میداد. دوم اینکه نتوانستم ارتباط موثری با مدیر دپارتمان تحلیل برقرار کنم؛ شاید تقصیر از من بود یا او. وقتی با مدیرت ارتباط برقرار نمیشد کار جلو نمیرفت. او درگیر کارهای پروژههای متعدد بود و زمانی برای شناخت من نمیداشت. برای مثال میگفت فلان چیزی را گفتهام و چرا انجام ندادهام در حالی که به من نگفته بود و وقتی من میگفتم گفته نشده، با لحن تند آن را رد میکرد و من ابزار کافی برای اثباتش نداشتم. به جای استفاده از سیستم مدیریت وظایف، کارها به صورت شفاهی مطرح میشد و من برای خود یک ترلو داشتم که با آن کارها را ثبت میکردم. این وضعیت باعث میشد که به جای اینکه یک سیستم مدیریت وظیفه وجود داشته باشد، کارها سرنخوار و به صورت رو در رو مطرح شوند و من برای پیگیری به شدت مشکل داشتم. به خاطر مثال دیگری، یک بار صبحانه را عقب افتاده دیدم و برای رفتن به جلسه در ساعت هشت، تنها ده دقیقه وقت داشتم. با لحنی تند پرسیدند که کجا هستم در حالی که دو نفر دیگر از جلسه نیز عقب مانده بودند و یکی از همتیمیها با هشت و بیست دقیقه به جلسه رسید؛ این تفاوت زمانی برای من بسیار ماندگار شد. چیز دیگری که اذیتم کرد این بود که کل کار من به عنوان تحلیلگر تنها به نگارش مستندات خلاصه میشد؛ البته تحلیلها را خودشان انجام میدادند و من تنها باید مستند میکردم. از کارم لذت نمیبردم. سومین نکته این بود که در طول حضور چهار ماههام، تیم فنی را حتی یک بار هم ندیدم؛ کرونا نیز در این مسیر دخیل بود. پروژهای که روی آن کار میکردم طی دویست و چهار روز نزدیک به هیچگاه منتشر نشد و جلسات فنی و نشستهای روزانه بهطور نامنظم برگزار میشدند. از نظر فنی بار زیادی احساس نمیشد، با این حال میگفتند هر نکته را باید تحلیل و مستندسازی کنیم تا به تیم فنی داده شود، در حالی که در محیطی مانند شارپ خیلی از مسائل باید در جلسات حل شوند و نیاز به مستندسازی افراطی نبود. بعد از چهار ماه با وجودی که نظرشان برای ادامه همکاری بود، من تمامی این
من تجربهای ناامیدکننده از شرکت سان دارم که هنوز هم ذهنم را درگیر میکند. ورود و خروج کارکنان در سال اول کار مشخص نبود و اضافهکاری هم وجود نداشت. پس از مدت کوتاهی و گذراندن کارهای فراوان و نصب سرورها در شهرستانهای مختلف، مدیر اصفهانی گفت که بابت هر شهری که به دلیل کار برای این پروژه رفتم، دونهای بیست تومان پاداش میگیرم. آن حرف برایم خیلی تاثیر منفی داشت و اعصابم را خراب کرد؛ سرانجام پس از شش ماه از شرکت رفتم و با زحمت خیلی توانستم تا نصف حقم را بگیرم. جاهایی که کار میکردم، تعدادی از همکاران واقعا استعدادهای برجستهای بودند که اکثرشان راهی آمریکا شدند. هیچ مزایای مشخصی وجود نداشت و تنها کاری که انجام میدادیم، فشار کاری بیوقفه بود و هیچ امیدی به آینده نبود. در آن بازه زمانی فقط دو بار پاداش گرفتم و آن هم دو پاداش وزارت کار بود که بهطور کامل وصول شد. مدیریت شرکت خیلی سختگیر و بیرحم بود و خدمات رفاهی یا حمایتی در اختیار کارکنان نبود.
من تجربهای از کار با گروه نوآوری فناوری اطلاعات ارنیکا دارم که بازنمایی کامل جو شرکت را در برمیگیرد، اما به گونهای تازه و طبیعی بازنویسی شده است. اگر شما تازهکار باشید، کار در این شرکت میتواند به شما کمک کند؛ اما وقتی سطح مهارت شما متوسط یا حرفهای است، امکان رشد محدود میشود و شرایط بهقدری دشوار میشود که خودتان ترجیح میدهید ترک کنید. رفتارهای هیجانی و واکنشهای شدید مدیریتی زیادی را تجربه میکنم که باعث قطع همکاری غیر حرفهای با همکاران میشود. به طور کلی منابع انسانی برای من شاهد ارزش زیادی ندارد و حقوقها بهوقـته نبوده یا با تاخیر به دست میرسد و بعضا نسبت به استاندارد بازار کمتر است. مدیران دیدگاهی نامتعارف و گاهی بیتوجه به بازخورد کارکنان دارند و زمان کافی برای پرسنل نمیگذارند. آنها اغلب مغرور هستند و به هیچ انتقادی پاسخ نمیدهند و به همکاران نگاه بدبینانهای دارند.
سلام، تجربهای که از فرست کوئست دارم اینه که من محمدرضا هستم و بیش از شش سال سابقه کار دارم؛ از این مدت، تقریبا دو سالی است که در این شرکت فعالیت میکنم و واقعا راضیام. محیط کار سالم، روابط دوستانه و فضای آرامی که وجود دارد، از جمله عوامل اصلی رضایت من هستند. فرهنگ سازمانی خوب، مدیران با رفتار حرفهای و توجه به افراد تیم همواره باعث شده احساس کنم در مسیر یادگیری و پیشرفت قرار دارم. نکتهای که به نظر من منفی میرسد، به دلیل شرایط کرونا مربوط به قراردادهای کوتاهمدت است؛ با این حال صادقانه باید بگویم مدیریت همواره تلاش کرده راههای جدیدی برای کارآفرینی و پروژههای تازه پیدا کند تا قراردادها بسته شوند.
سالها پیش، در سالی که دقیقا به یاد ندارم، وارد این شرکت شدم و به مدت یک سال هم بهصورت پارهوقت و هم تماموقت مشغول به کار شدم. اولین نکته این است که روند بررسی رزومه برای من خیلی طولانی بهنظر میرسید. برخورد برخی از همکاران با توهین و تمسخر همراه بود، هرچند دو یا سه نفر همکار با رفتاری خوشبرخورد نسبتا خوب بودند که باعث میشد محیط کمی انساندوستانهتر به نظر برسد، اما فضای کلی شرکت اصلا مطلوب نبود. از لحاظ حقوقی، پرداختها بهموقع انجام میشد و اخبار مربوط به پاداشها یا عیدی در روزهای مشخصی منتشر میشد که واقعا نکته مثبت محسوب میشد. نکته دیگر اینکه در برخی بحثها حتی اگر حق با شما بود، نفرات تازهکار یا با تجربه کمتر غالبا به سمت محکومشدن میرفتند و این برای من تجربهای ناخوشایند بود. در زمان حضور من، ظرفیت تیم بهطور دقیق تعریفشده نبود و تنها افراد بهصورت بدون برنامهریزی یا با حجم کار بالا پر میشدند. ولی در آن دوران، برای کارآموزان ناهار رایگان و صبحانه هم فراهم بود و نیروها از شرکت برای وعدههای غذایی نیمهزینه دریافت میکردند که این تا حدودی به عنوان امتیاز درنظر گرفته میشد.
تجربهای که از کار در این شرکت دارم، به من این واقعیت را ثابت کرد که محیط کاری بسیار مناسبی است. با وجود اینکه از مدیریت برخی بخشها نواقصی احساس میشد، تیم فنی بسیار با دانش و از نظر انعطافپذیری فوقالعاده بود و همواره کمک حال همدیگر بودیم. من تجربه کردم که بچههای زرینپال در طول مدت حضورم یکی از بهترین محیطهای کاری را برای خود سامان داده بودند.
در ابتدای ورودم به دفتر مرکزی شهاب انرژی صبح، موقعیتی را تجربه کردم که به من آرامش و فضای کار خاموشی از تنش را نشان میداد. رفتار حرفهای مدیریت، احترام متقابل میان مدیران و همکاران، و پرداخت حقوق بهموقع از جمله ویژگیهایی بود که نظر مرا جلب کرد. آزادی عمل در انجام وظایف، همکاری خوب و روان گروهی از دیگر نکات مثبت این شرکت بود. با وجود اینکه دستمزدهای چشمگیر نبود، مدیران با توجه به حجم کار و فضای کاری موجود سعی میکردند شرایط عادلانه و مناسبی برای کارکنان فراهم کنند. وقتی من استخدام شدم، آشنایی زیادی با نرمافزار سپیدار و حوزه کاریش نداشتم اما با آموزش و فرصتهایی که در اختیارم قرار گرفت، خیلی سریع با وظایف و محیط سازگار شدم. به دلیل شرایط اقتصادی، مدیران تصمیم به واگذاری کارخانه گرفتند و من هم از مجموعه جدا شدم. اگرچه مدت همکاری من کوتاه بود، اما روزهای خوب کاری که در آنجا گذشتم هرگز از ذهنم نمیرود. نام شرکت به فرآیند صبح تغییر یافت و اداره آن حالا به عهده یک هلدینگ معتبر است. امید دارم چرخه تولید محصولات این شرکت که نتیجه تلاشهای سالها و تلاش همکاران بود، همواره در حرکت باشد و هیچ نیروی کارى بیکار نماند.
باورت نمیکنم که چقدر این شرکت میتواند برای من فضای کاری مثبتی فراهم کند، زیرا محیطش پر از پویایی و رو به جلو بودن است. ناوش یکی از گزینههای عالی برای افرادی است که دنبال محیطی فعال و با رشد روزافزون هستند. با اینکه تنها سه سال از تأسیسش میگذرد، این شرکت با تمامی دستگاههای دولتی مرتبط با برنامههای خود همکاری و هماهنگی مستمر دارد و این امر به ندرت در شرکتهای تازهکار دیده میشود؛ نشان از توان مدیریتی بالاست که سازمان را به خوبی هدایت میکند. در این مجموعه، فضای کار متفاوت و دوستانه است و همه کارمندان کنار هم هستند تا به اهداف شرکت برسند.
من در کنار همکارانم با وجود تازهوارد بودن به شرکت، فرصت یادگیری را بهطور عملی تجربه کردم و از بستر مهیا برای پیشرفت بهره بردم. در این محیط، امکان همکاری با تیمها بدون داشتن تجربه قبلی یا مدرک خاص وجود داشت و بهمرور بهتدریج مهارتها را از طریق کار یاد گرفتم. لازم به ذکر است که شرکت همچنان نسبت به شرکتهای نوپا، قراردادهای گستردهای با ارگانهای دولتی و شهرداریها دارد؛ تجربه همکاری با این ارگانها معمولا با تاخیر در پرداخت مطالبات همراه است و این موضوع، برنامهریزی مالی را سختتر میکند و به تبع آن بر پرداخت بهموقع حقوق اثرگذار است. با این حال برای من اولویت با پیشرفت و آموزش بود و این مسئله برایم مشکلی ایجاد نکرد.
ممکنه تعجب کنید که در حوزه IT چنین شرکتی وجود دارد.... مدیرانی باسابقه کم و تخصص کم یا تخصص های غیرمرتبط برای واحدها و تیم های مختلف استخدام میشوند و مدام هم عوض می شوند::: با عوض شدن مدیران، ساختار شرکت یا تیم ها و سیاستها عوض میشود. من این چهارسال فقط برای پروژه خودمان پنج مدیر پروژه دیده ام و میدانم همین اوضاع برای پروژه ها و واحدهای دیگر هم هست. در این مدت دو مدیر عامل هم برای شرکت دیده ام. یک هفته پیش، مدیر عامل شرکت در یک برخورد بسیار عجیب با یکی از برنامه نویسان دعوای لفظی عجیبی سر موضوعی بی اهمیت به راه انداخت و او را جلوی چشم همه اخراج کرد و با داد و فریاد به منشی واحد گفت: "این اخراجه! از فردا حق ورود به شرکت رو نداره!!! اثر انگشتش رو حذف کنید!" البته بعد از چند روز با وساطت بقیه آن بنده خدا را سرکار برگرداندند. با ورود این مدیرعامل جو شرکت مسموم و ترسناک شده است. منابع انسانی شرکت و رسیدگی به کارمند(به جزبیمه تکمیلی) صفر است، حتی وضعیت خدمات و بهداشت شرکت اصلا مناسب نیست...... ممکن است اول کار بخاطر کثیفی سرویس بهداشتی سرخورده شوید! حتی اگر موقع نقل و انتقالات بین ساختمان ها آمدند و به شما گفتند "باید سر میز و صندلیها را خودتان بگیرید و بین طبقات جابجا کنید." اصلا متعجب نشوید! چون این اتفاق افتاده تکنولوژی مورد استفاده خیلی خیلی قدیمی است و اصلا قابل توصیه نیست. ساختمان شرکت هم همینطور...... ساعت کاری شرکت 8تا5 است البته چهارشنبه ها8تا4 است و پنح شنبه ها و جمعه ها یا تعطیلات هم اگر به شما نیاز باشد باید بیایید. اگر صبح حتی نیم ساعت هم دیر بیایید باید مرخصی رد کنید به همین دلیل بعد مدتی مانده مرخصی همه منفی است، شناوری اصلا ندارند و به زمان ورود و خروج خیلی حساسند. فقط میتوانید 4 روز در ماه مرخصی اول وقت بزنید!! اصلا سیستم ورود و خروج به شما اجازه ثبت بیشترش را نمیدهد.پس بیشتر از4 روز دیر بیایید کسری حقوق میخوریدوجریمه میشوید.فعلا حدود چهار ماه است که اضافه کاری ممنوع شده با دورکاری از اساس مشکل دارند. اوایل کرونا(ماه فروردین) حدود یکماه دورکاری نوبتی گذاشتند که آنهم وابسته به این بود که شانس بیاورید و به شما مودم برسد. در این 9 ماهه تعداد زیادی از کارمندان کرونا گرفته اند و شرکت هم اخیرا فقط حدود 2 ماه اخیر آنهم نوبتی و برای تیم های محدودی دورکاری گذاشته است و الان که تهران از وضعیت قرمز خارج شده و وضعیتش نارنجی شده دورکاری لغو شده است از طرفی شرکت برای دوران کرونا قدرت خرید مودم به قدر کافی را ندارد تا کارمندان را دورکاری بفرستد و برای دورکاری مودم لازم دارید و تعدادی مودم نوبتی بین کارمندان میچرخد و هر کس مودم نداشته باشد دورکاری نمی رود. منت زیادی بابت دورکاری سرتان میگذارند. مودم هم مدام قطع می شودیا آنتن نمیدهد پس اگر مودم نوبتی به شما تعلق بگیرد و کاری داشته باشید احتمالا دوباره به شرکت می روید. جلسات دورکاری را از طریق اینترنت شما برگزار میکنند و شرکت هیچ هزینه ای برای استفاده شما از اینترنت شخصی تان برایتان واریز نمیکندو حق رفت وآمد آن روزها را هم از حقوقتان کسر می کند.......اگر کرونا بگیریدحقوق نمیگیرید و بایدبروید از بیمه استعلاجی بگیرید چندین بار پیش آمده که هیچ اطلاعی نمیدهند و کارمند را دم عید تعدیل میکنند یا قراردادش را تمدید نمیکنند خلاصه توجه به حقوق انسانی و شخصیت کارمند در این شرکت خیلی پایینه... هرسال خیلی کارمندان استعفا میدهند و مدام نیروی جدید می آید! موقع استعفای نیروها، شرکت، هیچ تلاشی برای حفظ آنها یا تغییر نظرشان نمی کند. اگر سیگاری هستید و در ساختمانهای خاصی ازین شرکت کار میکنید وضع سختی تجربه خواهیدکرد چون مدیرعامل جدید شرکت با سیگار مشکل دارد و این را وقت مصاحبه به شما نمیگویند، پشت بام را قفل میکنندو باید انگشت خروج بزنیدو بروید خیابان سیگار بکشیدو مرخصی رد کنیدوشاید حتی بیرون ساختمان هم به شما گیر بدهند!!!!! در مصاحبه وعده های زیادی میدهند که اصلا عمل نمیشودو نیرو را برای جذب فریب میدهند و طوری با اعداد حقوقتان بازی میکنند که گیج شویدو متوجه حقوق واقعیتان نشوید::::: افزایش حقوق سالانه نرخی است که دولت هر سال اضافه میکند و بیشتر نیست. بعد از یک سال اگر شرایط داشتید وام(به مبلغ 25 میلیون تومان) هم به شما میدهند و از شما قبل از وام چک میگیرند. وعده وام مسکن هم درمصاحبه میدهند که رویش حساب نکنید! این وام بعد از دو سال مشمولتان میشود که هیچ فرقی با وام مسکن اوراقی نداردو باید مثل وام مسکن اوراقی کلی پول بدهید اوراق بخرید فقط یک مقدار کم سودش کمتر است و اگر بخواهید قطع همکاری کنید باید حتما حتما تسویه کنید و روز قطع همکاری را سررسید همه قسطهای وامتان میکنند و از آن روز جریمه تعلق میگیرد پس بهتر است به جای اینکه شرکت را واسطه کنید خیلی راحت وام مسکن اوراقی عادی را خودتان از همان بانک مسکن بگیرید. هیچ کسی برای این وام اقدام نمیکند. پس در حد وعده مصاحبه است.موقع اعیاد مهم هم معمولا 250 یا 500 تومان میدهند که در سال سه_چهار بار است و 22بهمن یک پایه حقوق میدهندو تولد کارت هدیه صدهزارتومنی میدهند.غیر اینها پاداشی ندارد حتی اگر ازدواج کنید هدیه نمیگیرید بیمه تکمیلی بعد از دوره سه ماهه آزمایشی تعلق میگیرد. کار در این شرکت را فقط به کسانی توصیه میکنم که سابقه کاری شان در فیلدشان صفر است این روزها یک میز فوتبال دستی در پشت بام گذاشتند وچونکه اکثرا پشت بام قفل است(اگر هم قفل نباشد باران و برف میآید)امکان استفاده ندارید و یا موقعیت آن جوری جلوی چشم است که مدام مدیران کنترلتان میکنند و یا توپش را برمیدارندو نمی توانید سراغش بروید بچه ها اغلب باهم صمیمی و گرمند. بعضی تیم ها هم جلسات آموزشی بین خودشان میگذارند که البته ما نداریم.
به عنوان یکی از کارمندان فرست کوئست، تجربهای واقعی از کار با این شرکت دارم که میخواهم به شیوهای تازه و طبیعی بازگو کنم. با رویکردی صادقانه سعی میکنم فضای واقعی کار را منعکس کنم، گاهی با تلخی اما همیشه با احترام به واقعیتها. من افشین هستم و به راستگویی پایبندم؛ گاهی دیدگاههایم صریح است و شاید برای بعضیها دشوار باشد، اما ترجیح میدهم با حقیقت روبهرو شوم تا با دروغ شیرین. وقتی مخالف چیزی باشم، بیپرده و بدون تعارف نظر میدهم، حتی اگر مدیرم باشد. برخوردهای همکارانم نشان میدهد که داشتن نقد بیپرده از هیچکس دریغ نمیشود، به ویژه وقتی فیدبک سازنده باشد و نه تخریب. بههرحال از این رویکرد حرفهای خود رضایت دارم. در مورد فرست کوئست هم نظرهای کلی من این است: ۱- شرکت کوچکی است با رویاهای بزرگ. ۲- ایدهها محدود به مدیریت نیستند و هر ایدهای که از دل افراد بیرون بیاید، ارزشمند است و معمولا برای بررسی با هم جمع میشویم. ۳- اگر به فرست کوئست پیوستید، بدانید که قبل از ورود ارزیابیهای متعددی روی شما انجام شده و با تناسب کافی به پروژههای بزرگ و مهم سپرده میشوید. ۴- در شرایط تحریم، بیماری و بحرانهای اخیر، مدیریت به جای فرار از مسئولیت، راهکارهایی برای حفظ نیروها پیدا کرده تا نیروهای با تجربه از خروج بازنگردد و تا کنون هم تا حدی موفق بوده است. ۵- در فرست کوئست خوب بودن اهمیت زیادی دارد؛ این نکته فقط از جانب مدیران نیست بلکه همکاران هم بیش از همکار بودن، به عنوان دوستانی برای شما میمانند. ۶- همه با انگیزه همکاری میکنند و در کنار هم کار میسازند؛ وقتی کمکی بخواهی، معمولا لبخند پاسخ میشنوی و در دسترس هستند. ۷- در فرست کوئست رفتوآمد یا عملکرد شما به شکل علنی کنترل نمیشود و دستگاه حضورغیاب هم وجود ندارد؛ این به این باور برمیگردد که افراد قابل اعتماد و با احتراماند و اعتماد متقابل، حس خوب همکاری را تقویت میکند. ۸- تجربه من از همکاری با مدیریت بسیار مطلوب است؛ باور دارم هیچ تلاشی برای رضایت من کارمند انجام نمیدهند و قابل اعتماد هستند (این را با تجربه میگویم). اگر بخواهم از جنبههای مثبت صرف نظر کنم، ناگزیر تنها یک نکته را مطرح کنم که شاید به اندازه سایر موارد، روشن نباشد: با توجه به اتفاقهای سال ۹۸ و گسترش بیماری، شرکتهای گردشگری با فشارهای اقتصادی مواجه شدند. فرست کوئست مدیرانی با تدبیر دارد و در چنین شرایطی تلاش میکند نیروها را حفظ کند؛ قراردادها گاهی کوتاهتر میشوند اما تمدید میشود و این وضعیت ممکن است در روزهای پایانی دورههای کاری احساس ناامنی شغلی را القا کند. در کل از همکاری با این شرکت رضایت زیادی دارم؛ همکاران خوبی دارم و مدیران با فهم و انسانیت برخورد میکنند. امیدوارم شما هم روزی تجربه همکاری مثبتی با فرست کوئست را داشته باشید.
در این شرکت وضع مدیریت و منابع انسانی بهشدت آشفته بود و بهوضوح مشخص بود که تلاش میکردند از هر طریق حقوق کارکنان را پایمال کنند. بندهای عجیبی مثل دریافت سفته حامل و عقد قراردادهای صوری وجود داشت که در تسویه برای مناقصه، کمتر از حد سنوات به کارکنان پرداخت میشد. نظارت مستمر با دوربینها هم وجود داشت و متأسفانه نهادهای نظارتی هم توجهی به این رفتارها نشان نمیدادند. من حدود یک سال در این شرکت بودم و تجربه کاریم بهشدت ناخوشایند بود؛ چیزهایی دیدم که باورکردنی نبود و در نهایت با مبلغ کمتری از آنچه انتظار داشتم تسویه شدم. به طور کلی شرکتی بسیار آشفته که به هیچکس توصیه نمیکنم درش کار کند.
من فکر میکنم دو سال کارکردن کافی است تا اصول اولیه برنامهنویسی را یاد بگیرم و برای کسانی که سابقه کاری ندارند، یک سابقه ایجاد شود. مدیران اغلب تخصص نرمافزاری ندارند و اگر مثل من هر روز برای نوشتن کد تلاش کنید، بازخورد مثبتی دریافت نمیکنید. حقوق هم بر مبنای سیستم عملکردی تعیین میشود که به ندرت به صد در صد میرسد و حتی همین حقوق نسبتا کم هم آخر ماه باقی ماندهای برایتان باقی نمیگذارد.
سالها پیش با این شرکت همکاری میکردم و تجربهام از آنجا اینطور بود که تمام ابزارها و قراردادهای مرتبط با پروژههای جدید بیمارستانی در دسترس بود و از جنبه فنی، نسبتا خوب عمل میکردند، هرچند رفتارهای غیررسمی و پیچیدهای هم وجود داشت. در زمان خودشان در برخی مواقع قراردادها تغییر کرد و حقوق عدهای که از امضای قرارداد جدید سرباز زده بودند، پرداخت نشد. سفته هم گرفته شده بود و این مسئله خیلی خصوصی و حساس بود. در نهایت از شرکت جدا شدم و خداحافظی کردم. چیزی که در این تجربه دیدم این بود که پرداخت حقوق بهطور نامشخص و با تاخیر صورت میگرفت؛ گاه ماهی یکدهم، گاه بیستم یا بیستوهفتم هر ماه بود. به نظر میآمد که جذب نیروهای شهرستانی بیشتر مورد توجه قرار میگرفت. چند وقت قبل به یک بیمارستان خصوصی رفتم و با آنها همان تجربه را مقایسه کردم؛ به نظر میرسد سیستم مشابهی در آنجا وجود ندارد. اگر به دنبال یادگیری هستید، بهتر است کد را بخوانید و به دنبال مستندات نباشید؛ نکته مهمی وجود ندارد.
شرکت به معنای واقعی از کارکنانش بیگاری میکشه با حقوق بسیار پایین تر از سطح بازار . در مورد قرارداد که 50 میلیون سفته البته چند سال پیش الان احتمالا بیشتر شده، اون هم در وجه مدیر عامل بدون اینکه قید کنن برای تضمین کار هست با تاریخ اعتبار 5 سال ازتون میگیرند.در حال حاضر هم به هیچکدوم از کارمنداشون که استعفا دادن سفته هاشونو ندادن . همچنین همیشه توی اگهی هاشون میزنن اموزش میدیم در صورتی که هیچ اموزشی در کار نیست در واقع یه نفر رو میخان که r&d کنه براشون دانش ماژولهایsap که دانشش رو ندارن و براشون مستند کنه و خودش هم پیاده سازی کنه و پشتیبانی هم بکنه تنها اموزششون اینه که چهارتا کتاب 500 صفحه ای بهتون میدن میگن خودت بخون یادیگیر .منت هم میگذارن سرکارمنداشون که همین که شما توی فضای شرکت تنفس میکنید و از امکانات استفاده میکنید خودش برای شما مزیته. تا اونجایی ک میدونم تعداد زیادی از کارمنداشون از ایران رفتن به خاطر اینکه بازار sap رو این شرکت قبضه کرده و اگر از شرکت ناراضی باشن توی ایران جای دیگه ای برای کار ندارند. در مورد حقوق هم میگن توانایی پرداخت بیشتر نداریم درصورتی که برای استقرار sap پولهای کلانی از شرکتها میگیرندو برای کوچکترین چیزی هزینه اضافی از شرکتها میگیرند. در مورد بیمه هم من بعدا که لیست بیمه رو دیدم متوجه شدم روزهای زیادی رو پرداخت نکردند. در مورد همکاران هم اکثرشون فکر میکنن میخاین جلشون رو بگیرید و دانششون رو به هیچ عنوان منتقل نمیکنن و رقابت منفی زیادی وجود داره. شرکت هم تا حد ممکن سعی میکنه ادم های درون گرا رو استخدام کنه که بتونه راحت کنترل کنه و براش دردسر نشن
باورم نمیشه چقدر این تجربه ناامیدکننده بود؛ به طرز ناباورانهای حقوقامون به سادگی نادیده گرفته شد و تا حدودی حقوق پایه زیر سوال رفت. بیمه به صورت کامل از حقوق پایه کسر میشد و سه ماه اول هم مشخصا از حقوق جدا میگرفتند، بدون وجود قرارداد روشن؛ اگر هم قرارداد رو ببندند با مبلغ پایین. در طول همکاری، نه تنها با دوربین کنترل میشدیم بلکه صدای کارمندان نیز شنود میشد. ارتقای شغلی و نرخ حقوق ارتباطی به تواناییها و عملکرد فردی نداشت و مدیریتی بیکفایت با بیدانشی پروژه رو به مردود شدن کشاند. تقریبا نه ماهی میشه که با این شرکت قطع همکاری کردم و هنوز تسویه حساب نشده. محیط کار به شدت نامناسب و آلوده بود، به طوری که حتی روی میز بچهها هم محدودیتهای عجیبی وجود داشت؛ رفت و آمدها و رفتارها به شکل ناخوشایندی اجرا میشد. تجربه کلی خیلی منفی بود و توصیهای به این شرکت ندارم.
مدت تقریبی سه سال در این مجموعه به عنوان کارمند خدمت کردم و در دو نقش مختلف تجربیات متنوعی کسب کردم. به طور کلی، نسبت به خیلی از شرکتهای خصوصی وضعیتی نسبتا پایدارتر و با ثباتتری دارم مشاهده میکردم. این شرکت بزرگ با بیش از هزار نفر پرسنل، کارها را به شکل گستردهای به صورت سیستماتیک، اتوماتیک و با پیروی از آییننامهها انجام میدهد. حقوق به اندازهای که فکر میکردم بالا نیست، اما مسائل مالی به موقع انجام میشود و تا کنون شاهد اخراج بیدلیل یا مشکلات غیرمنطقی برای کارمندان نبودم. با این حال، مشکل اصلی این است که آینده شغلی روشن و مسیر ارتقاء واضحی وجود ندارد و پیشرفت شغلی با نرخ نسبتا کم اتفاق میافتد.
برای مدتها فکر میکنم بزرگترین مشکل این سازمان، سبک مدیریتی و حالت انفعالی حاکم بر آن است. در گذشته شرکت خدمات انفورماتیک به عنوان یکی از شرکتهای نسبتا خوب شناخته میشد، اما پس از چند سال که در اینجا کار میکنم، متوجه شدم چه ضربههایی به همکاران وارد میشود. حقوق برخی مدیران به شدت بالاتر از سطح تخصصی برنامهنویسان است و به واسطة این تفاوت سطح حقوق، نمایندهای از دیوان عدالت اداری در شرکت حضور دارد تا دریافتیها را کنترل کند. در نتیجه سالهای زیادی است که حتی دستمزد اضافی خارج از چارچوب قانونی را هم مشاهده نمیکنم و وضعیتی که قبلا در مصاحبهها و عرف شرکت گفته میشد، اکنون فراموش شده است. یکی از فریبهای بزرگ این است که پایه حقوق درخواستی را به افراد نمیدهند و میگویند تا هفتاد درصد از مبلغ درخواستی را میپردازند و باقی را به عنوان کارانه تا میانه ماه پرداخت میکنیم، اما این تنها یک بازی بافقط به ظاهر درست است. با وجود درآمد مناسب شرکت، همواره سعی میشود با تاخیر در پرداختها و تبلیغ حذف کارانه، به تدریج کارانه را محو کنند؛ و این احتمالا به دلیل دستمزدهای بالا برای مدیران است. مدیرانی که اگر برای مصاحبه به شرکتهای دیگر بروند، به سختی معادل شغل معمولی پیدا خواهند کرد. از وعدههای دیگر استخدام برای کاهش دستمزد و پایه حقوق، وعده پرداخت بهرهوری هر سه ماه یکبار بود. اما بهرهوری سالهاست پرداخت نشده و هیچ اقدام جدی هم در این باره دیده نمیشود. نگاه بیپاسخ به مدارک تحصیلی پرسنل در شرکتی که شعارش این است: آینده تو بساز، از دیگر مشکلات است که شرکت را با شرکتهای سطح دو یا سه مقایسه میکند. ارتقای تحصیلی کارکنان تاثیری در حقوق دریافتی ندارد و سالهاست همکاران فنی و متخصص با ارتقای تحصیلی تنها به صورت محدود در پروژهها استفاده میشوند. اغلب همکاران فنی در مجموعههای دیگر به عنوان مشاور فعالیت دارند زیرا این شرکت توان استفاده از تجربههای جدید و نوآور را ندارد. اگر از مدیران سؤال کنید، قطعا تأیید میکنند که صدها ایده از همکاران در حوزه توسعه کسبوکار گرفته شده اما هیچ نتیجهای از آنها مشاهده نمیشود. این ایدهها تنها جمعآوری میشود بدون تقدیر، پاداش یا بازخورد معمولی. مشکلات فراوانی وجود دارد و در تجربههای بعدی با شما بهاشتراک میگذارم. به مدیران توصیه میکنم روند انفعال جاری، نادیده گرفتن حقوق کارکنان و بیتوجهی به رشد و ارتقای آنان را دوباره ارزیابی کنند و به امور معیشتی کارکنان هم توجه بیشتری نشان دهند.