بسیار بسیار شرکت تخ***می نیایید که بدبخت میشید. بزرگترین مشکل این شرکت از نظر بنده، ضعف مدیریت و مدیریت منفعل این شرکت است. اولا که خیلی شلوغ و بی نظم بود همه چی. بعد هم که فرم دادن بهم پر کردم یه آقایی اومدن با من مصاحبه کردن که من متوجه نشدم سمتشون چیه !! کلی سوالای هوش از من پرسیدن که به نظرم لازم نبود! سوالای فنی هم که پرسیدن خیلی سطحی و کم بود در حد ۲-۳ تا !! آخر مصاحبه هم سر حقوق به توافق رسیدیم تقریبا آخرم معلوم نشد چی شد همین الانم که ۲ ماه گذشته هیچ خبری ندادن!! حدسم اینه که حقوق پایین بگه. اگه خیلی دوست داره توی این شرکت کار کنه البته!
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
یک شرکت به شدت بد و غیر حرفه ای. مدیران فنی به شدت بی سواد هستنند. متاسفانه از بی دانش ترین ادم ها در این شرکت استفاده شده. چرا که نصف بیشترشون به خاطر روابط و پارتی در این شرکت مشغول به کار هستند... البته درستش اینه بگیم مشغول خواب و استراحت و برخی فعالیت های خاص دیگه هستن!!!! جای دیگه ای بهشون کار نمیدن و کجا بهتر از آرمان. پارتی داشته باشی میمونی چندین سال، نداشته باشی خودت با پای خودت فرار میکنی از اونجا. سطح حقوق ها به شدت پایین. فضای سمی. هرچی بهتون میگن به عنوان آپشن های شرکت همش دروغ و شو هست. خودتون رو گرفتار همچین جا و ادمایی نکنید.
یه بنده خدایی زنگ زدند که رزومه شمارو در فلان سایت دیدیم و چندتا سوال کوتاه پرسیدند از جمله اینکه مدرک تحصیلیتون چیه! کارشناسی ارشد دارین دیگه! (واقعا برنامه نویس لزومی داره ارشد داشته باشه!) از این چشم پوشی کردم و منتظر این بودم که زمان تعیین کنند برای مصاحبه که با کمال تعجب گفتند برین تو سایت ما رزومتونو در فلان جای سایت آپلود کنید! (مگه شما رزومه منو ندیدین دیگه چرا من باید دوباره کاری کنم) که منم دیگه خدافظی کردمو الان چند ماهیه که رفتم رزوممو آپلود کنم :) واقعا چطوری دولوپر میگیرین، معما شد برام.
من بعد از تماس نیروی انسانی شرکت که چندباری تماس گرفتن تصمیم گرفتم برای مصاحبه برم. دو نفر درب ساختمان حراست بودند که اصلا از تایم مصاحبه خبر نداشتن و حاضر نبودن تماس بگیرند و هماهنگ کنند . و برخورد بسیار بدی داشتند. بعد از تماس و کلی معطلی تصمیم گرفتم باهاشون مصاحبه نکنم و برگردم همیشه کسی که میذارن جلوی در نماینده شرکته و برخوردش نشون دهنده این هست که اون شرکت چقدر بینظم میتونه باشه
خلاصه میگم: روند کارها: تکراری و بسیار کند تکنولوژی : بسیار قدیمی مبلع دریافتی: باندبازی و هیج ربطی به میزان تخصص شما نداره مدیران: بسیار بسییار ناکارآمد . این بخش بدترین قسمت کارتون هست. چون باید به مدیران بی سواد توضیح بدین. اونایی موفقن که دروغگو هستن حجم کار: بسیار بالا با دورکاری حتی جمعه هم براتون نمیذارن حق هیج اظهار نظری هم قطعا ندارید
متاسفانه اکثر نقاط ضعفی که در مورد این شرکت تو این 5 سال اخیر می شنوید و میخونید حقیقت داره. من خودم نزدیک به 2 سال اونجا انرژی گذاشتم به خاطر حاشیه هاش سعی کردم فقط مشغول کارم باشم، اما به این نتیجه رسیدم که در بهترین حالت اونجا بودن درجا زدن هست حداقل از نظر فنی. بیشتر مشکلاتش به خاطر انتصاب مدیر عامل دستوری هست که چون نتیجه نمی گیرند یا دولت عوض میشه، تند تند عوض میشه و بعد به خاطر خروج تقریبا تمام متخصصص های با ارزش قبلی شرکت در چند سال اخیر هست. اگر تازه کار هستید و میخواهید یک سری کلمات یاد بگیرید و تحمل هم دارید، بد نیست.
امروز با چه وضعیتی تو یک متر برف مرخصی گرفتم برم مصاحبه. نیم ساعت زودتر رفتم تو ماشین یکی از بچهها آماده شدم تو اسکایپ که حضرات بیان. دونفر اومدن مصاحبه اول بسم الله گفتن لبتابت کو؟عزیزم مصاحبه شونده کف دستشو بو کرده باید با لبتاب بیاد؟ بعدشم بدون ۱ کلمه عذرخواهی فرمودن ما وقتای آزادمونو به خانم فلانی اعلام میکنیم بهتون بگن.اینجوری فایده نداره. خانم فلانی هم که حاجی حاجی مکه. یعنی حتی نیومد تو جلسه مصاحبه. خداروشکر که پرونده اسنپ کامل برای من بسته شد. یکم خوب بود اگه رسم مهمان نوازی و ادب رو رعایت میکردید. ملت همه مثل شما ریموت نیستن تو جای گرم و نرم بشینن پشت لبتاب و بعد با هرهر و کرکر جلسه و ترک کنن.
سلام من قبلا توی این شرکت کار میکردم . باید بگم از نظر فشار کاری یکی از بدترین شرکت ها هست. حجم بسیار زیاد کار به شما وارد میشه. افراد با شما به ظار صمیمی هستند ولی قدیمیتر ها شما رو به جمع خودشون راه نمیدن. شرکت خانوادگی هست و افراد به دو دسته ی خودی و غیر خودی تقسیم میشن. تیم من با تیم اقای جعفری تعامل زیادی داشت و به جرات میشه گفت اقای جعفری یکی از بهترین مدیران اونجا هست. با دانش مهربان و شوخ طبع . به موقع جدی و دقیق و حساس به کار. به راحتی توی تیم پشت سر همدیگه حرف میزنن. با حقوق کم از شما انتظار سینیور بودن رو دارن. توی حرفاشون ، محترمانه به شما توهین میکنن.به شما حس ناکافی بودن میدن. از رشد شما حمایت نمیکنن و فقط انجام تسک ها براشون مهمه. فقط میخان کار خودشون پیش بره . بهتون میگن تایم مطالعه شخصی دارین ولی عملا تایمی براتون نمیمونه و فقط براشون انجام کار خودشون مهمه. اسم بزرگی داره چون شرکت ثروتمندیه اما بعضی از فرهنگ هاشون کاملا مذخرفه. جلسات زیاد دارن که خروجی زیادی نداره. ارتقای دانش شما اهمیت چندانی براشون نداره و فقط شعار میدن. تجربه ی بدی نیست
من در پوزیشن برنامه نویس با این شرکت همکاری می کردم اولش خیلی قول ها می دادند ولی در طول اون چند وقتی که با مجموعه همکاری کردم حتی به یه دونه اش هم عمل نشد به دلیل مدیریت ضعیف بعضی از پروژه ها به نتیجه درستی نمی رسید یا نصف رها می شد یا با بی برنامگی بعد از کلی کار کنسل میشدن حقوقش هم از جاهای دیگه کمتر بود چون کلا پایه پرداختی ها کم بود تشویقی یا مناسبتی هم نداشتیم موارد عجیب و حاشیه دارم هر زیاد داشت مـثلا یکی از اونا این بود که شرکت دارای چند ساختمون بود یکیش که ما بودیم اوضاع داخلیش بدنبود همکارای واحد ماهم نسبتا خوب بودن ولی ساختمان اصلی و قدیمیش که چند متر با ما فاصله داشت داخلش مثل پادگان بود جوش هم کاملا با بخش ما فرق داشت خانم های داخل اونجا همه چادری بودن ساختمان ما ولی آزاد بود. مدیرانش هم اولویت اولشون کار نبود بیشتر حاشیه بود شرکت بیشتر برای تازه کارها مناسب بود تا برای افراد با سابقه...
شرکت تبیان را تجربه کردم و حالا با یادآوریاش احساس میکنم بسیار ناامید شدم. همیشه این طرز تفکر وجود داشت که سازمانهای دولتی یا حاکمیتی پر از بینظمی و کارمندانی بیکفایتی هستند، در حالی که شرکتهای خصوصی را جای کسانی میدانند که نتیجهی تلاششان حقوق و مزایای متناسب میبرد. اما این شرکت چیزی بود که میشد گفت ترکیبی از همهی اینهاست: گویی شتر گاو پلنگی است که تنها بدیهای همهی دستهبندیها را یکجا جمع کرده است. این مجموعه تحت نظر یک نهاد حاکمیتی قرار داشت و به نظر میرسید اولویتهای اصلی آن در جای دیگر بود تا توسعهی واقعی شرکت. گمان میکنم برخی افراد با پارتیبازی و رانت دور هم جمع شده بودند تا پروژهای مانند تاسیس مرکزی با رویکرد بنیادین را راهاندازی کنند تا از رانتهای دولتی بهره ببرند. بخش فنی که من در آنجا بودم یکی از بدترین تجربههای کاری من بود. شرکت به معروفترین کارگذاریهای بازار سرمایه خدمات ارائه میکرد و درآمد خوبی داشت، اما در بخش فنی که من کار میکردم، نیرو بیشتر به عنوان نگهبان یا خدماتی حقوق میگرفت تا یک تیم فنی واقعی. از لحاظ هدایا و مناسبتها هم هیچ حمایتی نبود، اما برای مراسم مذهبی انرژی زیادی صرف میشد. مدیران همگی بهنظر میرسید که بر پایهی رانت و آشناییهای خانوادگی یا دوستانه انتخاب شدهاند. قرار بود دورهای از جابینجا استفاده شود، اما آن هم به خاطر وجود افراد بیکار اطرافشان بود. برای پیشرفت در آنجا باید فقط دنبال جایگاه پاچهخواری بود، هر چند این هم محدود بود چون شاید مدیران احساس خطر میکردند که طرفی شاخ شود. از نظر دانشی هیچ چیزی اضافه نمیشد چون سیستمشان ده سال پیش بود و تغییری در آن نبود. چیزی هم به من آموزش داده نمیشد چون خودشان تجربهکاری داشتند. فضای کار هم پر از حاشیهسازی و رفتارهای ناپایدار بود؛ در تیم چیزهایی مانند همدستیهای غیررسمی وجود داشت و به راحتی نمیشد فهمید حقوق چگونه محاسبه میشود؛ سه عدد مختلف میدیدم: وجه واریزی از SMS، فیش حقوقی و سابقه بیمه، و آخرش هم برای سنوات، کفهی حقوق را به سمت پایین میکشیدند. برای خانمها هم حجاب اجباری بود و وقتی کارمندان میرفتند، جلوی شرکت چادر را از سر برمیداشتند تا نشان دهند که این فشار از روی اجبار است. ماه رمضان هم در شرکت الزامی بود و روزهداری در محل کار بهاجبار وجود داشت. افطاری برای کارمندان ارائه نمیشد، با این وجود رعایت میشد. زیارت عاشورا و نماز جماعت هم معمول بود. خلاصه اینکه آنجا را میتونم بهعنوان یک شرکت دولتی با تجهیزات و روشهای قدیمی توصیف کنم؛ اگر به آنجا وارد شوید، تجربهی کاریتان به یکی از بدترینها تبدیل میشود. اگر مرد هستید، بهتر است وارد امریه نشوید؛ این کار فقط برای آشنایان است و شاید برای شما همانند سربازی بهتر باشد تا تجربهی امریه در آنجا.
شرکت مالتینا تجربهای پرتنش برای من بود که در طول مدت حضورم خیلی چیزها دیدم و حس کردم. Erz هر روز با فشارهای مدیریتی و نفسی خانوادگی مواجه بودیم؛ ادارهها توسط دو برادر اداره میشد و یکی از آنها رفتارهای ناپایدار و گاهی دیکتاتورگونهای داشت که معمولا اگر روزی حالت رو به راه نبود، کارمندان را بهسادگی اخراج میکردند. در دورهای مادامالعمر، همکاری خواهر مدیر هم نقش مدیر منابع انسانی، رهبر تیم و ناظر رفتار کارکنان را ایفا میکرد. در سال اخیر بیش از هفتاد درصد اعضای تیم فنی تغییر کردند یا ترجیح دادند شرکت را ترک کنند. مدیران به هر چیزی نظر میدادند و ممکن بود پشت سیستم بیایند و به من امر کنند آن کار را انجام بدهم؛ انگار فکر میکردند نابغهای هستند که اطرافشان را با وجود ضعف درک از واقعیت محاصره کردهاند. با این حال، اغلب فهمیدم که میبایست مراقب رفتار و گفتارمان باشیم چون مدیران و اقوام نزدیک آنان ارزشگرا هستند و رفتار مناسب و بحثهای حفاظتی درباره حجاب هم در نظر گرفته میشد. آنها با دقت بیشتری ما را زیر نظر داشتند و اگر مثلا در حیاط بیرون رفتنمان طول میکشید، برایمان مشکلاتی ایجاد میشد. روزی یکی از همکاران پشتیبانی به دلیل واکنش نسبت به توییتر درباره حادثهای که به مهسا امینی مربوط میشد با حالت ناراحتکنندهای اخراج شد. به خاطر تجربهام، به شدت توصیه میکنم کسانی که قبلا در مالتینا کار میکردند با من تماس بگیرند تا درباره فضای کار آنجا مطمئن شوند. امیدوارم در آینده هر ظلم و بیاخلاقی که از مدیران و اقوام نزدیک آنان سر میزند برای فرزندانشان اتفاق بیفتد.
باعث شدن مدیران فنی از شرکت برن ، از آن پس باعث شد تیم فنی هم یکی یکی هم استعفا بدن و برن ، نه بیمه درست حسابی داره نه مزایا داره و نه اضافه کاری پرداخت میشه ، مسول منابع انسانی هم هر سری بخاطر بیمه تکمیلی بچه هارا دست به سر میکرد ، و میگفت به نفعتونه بیمه تکمیلی نشید مدیر عامل توقع داره همه جی دون باشی ولی در مقابل اون هیچ تشویقی برات در نظر نمی گیره بعد از استعفا هم دیدگاهشان نسبت بهت تغییر می کنه از دوربین تمام حرکاتشان با صدا کنترل و صبط میکنن حتی دست شویی رفتنتون به هر حال به دشمنم هم برای کار کردن پیشنهاد نمیدم
خیلی از دوستان در مورد منابع انسانی این شرکت نقدهایی داشتند که به نظر من تو شرکت بانی مد منابع انسانی حداقل در زمانی که من حضور داشتم از نزدیک میدیدم که کاره ای نیست و مدیرعامل با تحکم مواردی که دلخواهش بود رو داخل شرکت پیاده سازی میکرد. از لحاظ زمان صرف کردن ناهار، میزان زیرنظر گرفتن پرسنل خیلی بالا بود به این صورت که اگر دختری با پسری بیشتر از چند بار ناهار رو باهم میل می کردند سریعا موضوع پیگیری میشد که ممکنه باهم رابطه ای داشته باشند. به شدت در مورد پرداخت حقوق ها و تاخیر افتادنش که گاها تا 20 روز هم طول می کشید گفته میشد که تیم ها فعالیتی برای فروش نداشته اند و طبیعتا حق اعتراض به پرداخت نشدن حقوق را ندارند. ایجاد حواشی برای پرسنل و اتیکت زدن تیمی و فردی بسیار رواج داشته داخل این شرکت و بچه های تیم ها باید فقط کار می کردند. سیستم کی پی آی که از سمت هولدینگ مادر به بانی مد تزریق شده بود به صورت دلخواه و با اعمال نظر شخص مدیر عامل به تیم ها تعلق می گرفت. زندگی شخصی پرسنل اهمیت خاصی نداشت و به هر قیمتی (چه با تحقیر، چه با تهدید) باید کار انجام میشد. به شدت هم برند کارفرمایی بدی دارند و همیشه میترسند که افراد توی لینکدین یا جاهای دیگه ازشون بعد از خروج بد بگن.
زمانی که من وارد شرکت شدم همه نیرو ها داشتن میرفتن کلا با همه بد رفتاری میکنن شرکت کاملا خاله زنکی اداره میشه و مدیران شرکت هیچی بلد نیستن و شوآف میکنن و به شکل اتوبوسی اومدن و میرن اصلا جای مناسبی برای کار کردن نیست
در این شرکت شغلم رو به عنوان بکاند دولوپر شروع کردم و حدود دو سال هم همونجا کار کردم. هر جایی عیبی داره و هیچ سازمانی بیعیب نیست، اما واقعیت اینه که فضای کاری اینجا کلی مثبت بود. تا الان با شرکتهای بزرگ و کوچک زیادی مواجه شدم، اما کمتر جایی دیدم که چنین توجهی به نیروها بشه. هر سه ماه یکبار جلسات بازخورد برای تکتک اعضا برگزار میشود و در حضور مدیران مربوطه درباره مشکلات و مسائلمون صحبت میکنیم؛ کاری که خیلی از شرکتها انجام نمیدهند. اینجا سلسلهمراتب خیلی خشک نیست و میتونم به راحتی مشکلاتم رو مطرح کنم. اضافهکاری و پاداش بهطور مشخص وجود نداره، اما برای مناسبتهای مختلف هدیه میگیرم؛ کارت هدیه روز مرد و روز زن، پک شب یلدا، پکهای عیدانه و چیزهای مشابه. با این هدایا، با وجود مقدار ناچیز نقدی، حس ارزشمند بودن منتقل میشود. ساعتهای کاری شناور است و از روز اول به بیمه تکمیلی دسترسی پیدا میکنم. شرکت به بازیهای تیمی اهمیت میدهد و برای تیم امکانات بازی و دستگاههای مختلف رو فراهم کرده است. از نظر تکنولوژی در بخش بکاند آزادی عمل زیادی دارم و همیشه سعی شده تا از جدیدترین فناوریهای موجود استفاده شود؛ در نتیجه پتانسیلهای رشد و پیشرفت وجود دارد.
مصاحبه فنی رو قبول شدم و به یک مصاحبه با سی تی او دعوت شدم به صورت حضوری که به آنجا رفتم اصلاً باورم نمیشد که همچین مصاحبهای برگزار کنند توی یک اتاق کوچک من رو نشوندن وسط و دور تا دورم منابع انسانی سرپرست تیم مورد نظر و سی تی او و یک خانم دیگه ای اصلاً مثل اتاق بازجویی مدیر فنی شروع کرد و اصلاً یک مدلی حرف میزد واقعاً تعجب کرده بودم مثلاً توی مصاحبه برگشت گفت دلیل بیرون اومدنتون از شرکت قبلی چی بوده و من دلیلم رو گفتم بعد شروع کرد به گفتن اینکه نه دلیل اصلیتان را بگید بعد رو کرد به بقیه برگشت گفت حالا ایشون که نمیخوان ما بریم از شرکت قبلیشون استعلام بگیریم ما که این کارو نمیکنیم خودشون دلیل اصلی رو میگن دلیل اصلیتون این نیست !!!، یا مثلاً یه خانم دیگه میپرسید و من خب جواب میدادم شروع میکرد تو قیافه رفتن و همون جا میگفت وای من فکر میکردم اینو بگین و ی مثال میزد !!!خیلی غیر حرفهای حرف میزدن واقعاً برام عجیب بود، من که وسطهای مصاحبه از خودم عصبانی و ناراحت شده بودم و اصلاً نمیدونستم دیگه دارم چی میگم و چه جوری جوابشون رو میدم ولی واقن کاش ی جایی بود به ادما یاد میدادن چجوری مصاحبه کنن
برای مصاحبه به این شرکت رفتم و در نگاه اول حس میکردم فضای خوبی داره، اما کمکم رفتار مصاحبهکننده دچار نگرانی شد. ابتدا فردی که قرار بود با من گفتوگو کند، اعلام کرد وقتش محدود است و جلسه برای او پیش آمده؛ پس فرد دیگری را معرفی کردند تا من با او صحبت کنم. این تغییر ناگهانی و نبود هماهنگی اولیه باعث شد احساس کنم به کارجو تا حدی بیاحترامی میشود. راوی با فرد جدید تماس برقرار کرد و برخوردش کمی سرد بود؛ گویا دنبال نکات منفی میگشت و نگاهش بالابالا بود. تجربه از نظر حرفهای بودن هم قابل قبول نبود. بعد از مصاحبه، پروفایل او را در لینکدین بررسی کردم و دیدم که تجربهی چندانی در آن پوزیشن ندارد و رفتار او با من همراه نبود. بهطور کلی رفتار تیم مصاحبه حرفهای بهنظر نمیرسید.
از هر لحاظ افتضاح فقط وقت تلف کردنه کار کردن توی این شرکت اگر بخوام با جزئیات بگم از بدی های شرکت یه کتاب میشه من ۱سال حدودا کار کردم و هنوز بعد از گذشت ۹ماه هنوز تسویه ام رو دریافت نکردن و اصلا چشم آب نمیخوره که بخوان تسویه بدن
من کار کردن در اسنپ فود رو دوست داشتم. یه سری مزایایی میدن که به زندگی رنگ و بو میده. مثلا کمک هزینه سفر و ورزش داره شرکت. اینکه شرکت به این چیزا اهمیت میده به نظرم قشنگه. رفتار بچه ها توی تیم صمیمی عه و مدت زمان حضور تو شرکت برات لذت بخشه. به نظرم یکم اوایل شاید سخت باشه به خاطر اینکه روند آنبوردینگ یکم کنده. یکی از دغدغه هایی که خیلی حس میشه الان رفت و آمد میتونه باشه چون پارکینگ نیست در ساختمان زعفرانیه و جای پارک راحت گیر نمیاد.
شما اصن نحوه کار این شرکت برای سایتای خودشون رو ببین الان یه صفحه تخفیف عید زدن توش منتظر رو نوشتن منظر شما هستیم🤣 بعد 3تا سایت دارن، تو تابان قیمتای طراحی سایت از 12 شروع میشه تو اون دوتا از 10 تیم ما تابان و میبینی میگی چقدر زیادن بعد تیم ما اون یکی سایتشون تغییر نکرده ریسپانسیو داغون متنا جاستیفای نیست هدینگ ها یه اندازه نیست همون صفحه طراحی سایتشون که بهش مینازن رو بینید متوجه میشید بعد اینا میتونن سایت شمارو مدیریت کنن وقتی سایت خودشون اینه؟ قطعا نه خیلی سادس واقعا بریم پروژه هاشون رو بررسی کنیم متوجه میشیم حتی الان خودشون گذاشتن تو صفحه نمونه کارا مثلا پروژه تیج یدونه لندینگ دارن ساک پارچه ای نگا چجوری محصول گذاشتن اون پایین. هر سطر یه عکس بدون هیچی. بعد خب اون بالاییه چیه ؟ سرعت پروژه هاشون افتضاح یا مثلا طراحی سایتاشون اولا که هیچکدوم بهینه نیستن دوما نصفشون اس اس ال ندارن! دوما همه مشکل امنیتی دارن یا حتی آگهی استخدامشون که پر از اشتباه و غلط و ابزار های منسوخ شدس. دوستان من به عنوان یک شخص حرفه ای که حداقل 8 سال توی این حوزه دارم کار میکنم میگم. این شرکت از نظر دانشی صفره. فقط چیزایی رو بلدن که تو سطح اینترنت هست و علم فهمیدنشون رو دارن. نه بهشون پروژه بدید نه برید اینجا کار کنید در هر صورت باخت دادید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.