در شرکت پارس فناوران مبتکر، تجربهی من به عنوان Backend Programmer روایت میشود. فضا نور مناسب داشت و ساعات کار نسبتا کم و شناور بود، هرچند برای کوچکترین تاخیر هم جریمه در نظر میگرفتند و این موضوع جو کار را آرام و ساکت نگه میداشت. اما ضعفها محسوس بود: حقوق به موقع پرداخت نمیشد و تاریخ دقیق پرداختها بعد از گفتگو با واحد مالی و مدیریت مجموعه مشخص نبود. استفاده از فناوریها بهروز نبود و حتی گیت هم بهدرستی استفاده نمیشد، که نشان از کمبود پیشرفت و بهروزرسانی در کار داشت. جلسات تیمی وجود نداشت و اسکرام مستر هم به کار نمیگرفتند. فضا خشک و رسمی بود و خبری از تلاش برای ایجاد انرژی مثبت یا حضور تیم منابع انسانی نبود. مسئولیتهایی به من محول میشد که در قرارداد تعریف نشده بود، مثل ارتباط تلفنی با مشتری به جای تیم پشتیبانی یا درگیر بودن تیم فنی با جلسات خارج از شرکت. در فرایند استخدام قولهای زیادی داده میشد که محقق نمیشد و بهطور میانگین، حضور افراد در شرکت حدود یک سال بود. قراردادها هم به صورت سفته بسته نمیشدند و بهمحض پایان همکاری، حقوق و مزایا بهطور شفاف محاسبه نمیشد و هزینهی مرخصیهای استفادهنشده پرداخت نمیشد؛ نتیجه این وضعیت، عدهای از همکاران را به فکر اقدام قانونی میانداخت. به گفتهی من، با وجود برخی نکات مثبت در فضا و محیط کار، نقصهای ساختاری و عدم قطعیت در پرداختها و هماهنگیهای تیمی موجب تجربهای ناخوشایند شد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در یک سالی که در عصر فناوری دانش کار کردم، چیزهای زیادی دیدم که اکثر دوستان هم باهاش آشنا هستند. اما میخواهم تجربهای را بازگو کنم که برای من پیش آمد، قبلش خوبه کمی از فضای واحد فنی بگویم: فضای کار خیلی قدیمی است، سطح دانش نسبتا پایین است و مدیریتی که به این بخش اهمیت چندانی نمیدهد، باعث میشود اوضاع فنی مطلوب نباشد. نکتهای که برای من اتفاق افتاد این بود که هنگام آغاز همکاری سفتهای از من گرفتند و قرار بود سه ماه پس از پایان قرارداد سفته را پس بدهند. این اتفاق اما یک سال طول کشید و طی این مدت من چندین بار تماس گرفتم تا سفته را تحویل بگیرم، اما میگفتن که سفتهها در دست مدیران است و هنوز تصمیمی نگرفتهاند؛ با این گفتهها از تماسهای بعدی مطمئن میشدن و میگفتند که بهزودی خودشان خبر میدهند. در نهایت، با فشار مداوم من، پس از یک سال سفته را دادند. اما از جایی که تجربه خوب بود هم صحبت کنم: در پایان سال به کارکنان پاداشی پرداخت شد که هرچند مقدارش کم بود، اما مزهاش برای من هم شیرین بود.
به طور کلی حس کردم محیط کار ارزشمند بود اما نقاط ضعف مشخصی هم وجود داشت که باعث شد تجربهام چندوجهی باشد. در ابتدای کار، رفتار همکاران همدل و دوستانه بود و فضای کاری با نظافت مناسب و نور کافی همراه بود؛ همچنین ساعات شناور ورود و خروج از حدود هشت و نیم تا نه بود. از نظر من این فاکتورها فضای کار را قابل تحمل و مطلوب میکرد. با این حال از نظر رشد علمی احساس میکردم پیشرفتی نمیکنم چون غالبا کارها تکراری بود و فرصت یادگیری جدیدی ایجاد نمیشد. یکی از دغدغهها این بود که علاوه بر وظایف اصلی باید کارهای دیگری هم انجام میدادم، مثل ارتباط با مشتری و شرکت در جلسات پروژه، که این موضوع گاهی بین وظایف اصلی گم میشد و تعادل کار را به هم میزد. همچنین انتظار داشتند بدون آموزش، به تسلط بر پروژهای که از قبل نوشته شده بود دست یابم که این برای من واقعا گزینهای نیست. برخورد برخی همکاران نیز کاملا حرفهای نبود و این موضوع تجربه کاری را تحت تأثیر قرار داد. به طور مالی هم مشکلساز بود؛ به جز سه چهار ماه، حقوق به موقع پرداخت نمیشد و تسویه حساب کامل هم به دلیل درگیریهای شخصی فرصت پیگیری کافی را به من نمیداد. نتیجه این روند بیشتر حس ناامیدی از عدم ثبات در مسائل مالی و نبود حمایت آموزشی بود.
برای کسی که تازهکار بودم و انتظار حقوق بالا نداشتم، ورود به این شرکت تجربهای بود با چالشهای زیاد و درسهای مهم. شروع کار با حقوقی پایین نسبت به توقعاتم بود و تصور میکردم پاداش و کارانه مناسبی وجود دارد، در حالی که قرارداد با حقوقی کمتر از دو میلیون بود و تنها با این تصور که مزایای جانبی خوب دارد قرارداد را امضا کردم. موقع جذب، عنوان مدیر استان به من سپرده شد و مسئولیت نظارت بر نمایندگان سه استان به عهدهام گذاشته شد، اما پاداش و کارانه خاصی وجود نداشت و مبلغ نهایی بسیار پایین بود. در طول فرایند مصاحبه به مسئولان شرکت گفتم که دانشجو هستم و نمیتوانم دو روز در هفته حضور فیزیکی داشته باشم؛ این موضوع را با مدیر مستقیم هم در میان گذاشتم. اما پس از یک ماه تصمیم گرفته شد که با شرایط من کنار نمیآیند و من درخواست جابه جایی داخل واحد به بخش پشتیبانی را دادم که نیاز به حضور دائم ندارد و مدیر مربوطه از این جابهجایی پشتیبانی را تأیید کرد. در فاصلهای که منتظر هماهنگی با منابع انسانی برای زمان جابهجایی بودم، تماس گرفتند و گفتند نمیخواهند همکاری کنند. در این موقعیت، مدیر مستقیم من با من صریحا دروغ گفت و من را در یکی از دشوارترین شرایط مالی قرار دادند. شرکت بیمه تامین اجتماعی و بیمه تکمیلی دارد و حقوق نسبتا بههنگام پرداخت میشود. در ابتدای کار به آموزش اهمیت میدادند و برای حداقل یک ماه به صورت پیوسته دورههای آموزشی با ساعات طولانی داشتیم که باعث میشد دانش عمیقی از صنعت پیدا کنم. استفاده از اکسل و ورد برای کارمندان هر سه ماه بررسی میشود تا از تسلطشان اطمینان حاصل شود. امکان درخواست دورههای آموزشی مختلف وجود دارد و همیشه کلاسهای جدید برگزار میشود که مثبت است. به طور کلی، در صنعت اینترنت نسبت به رقبا نسبتا قوی بنظر میرسد. مسیر حرفهای من خیلی طولانی بود؛ به عنوان ساکن کرج، ساختمان شاتل در الهیه تهران بود و روزانه حدود ۵۰ کیلومتر رفت و برگشت طی میکردم. صبحها ساعت ۵:۵۰ در سرویس مینشستم و تا ساعت ۲۰:۰۰ خونه نبودم و زندگی اکثرا در مسیر میگذشت. برای کسی که تجربه کاری صفر دارد و انتظاری از حقوق بالا ندارد، و اگر خانهاش شمال تهران است مناسب است و بس.
من دو ماه کنار این شرکت به عنوان برنامهنویس همکاری داشتم و در طول این مدت با برخوردهای نامتعارف زیادی مواجه شدم. حقوقها به صورت بسیار دیررس پرداخت میشد و اغلب یک ماه یا بیشتر عقب میافتاد. برای تاخیرها جریمهی سنگین در نظر میگرفتند و از هر کارمند بابت هر دقیقه تاخیر هفت برابر حقوق کسر میکردند. مرخصیها دو روز بود و گاه پنجشنبه هم به عنوان یک روز کامل محاسبه میشد. حقوق پایه را به شکل نامطمئن و به صورت ناقص ارائه میکردند و اگر هم پرداخت میشد، با کاهشی ناعادلانه بود. ساعات کاری از حد مجاز رسمی فراتر میرفت و نهار را از ساعات کار کسر میکردند، با وجود این Still ساعات کار از قوانین وزارت کار بیشتر بود. اگر کاری باقی میماند باید در محل کار میماندم تا انجام بدهیم اما اضافهکاری معمولا وجود نداشت. وقتی مدیر وارد میشد، همه باید ایستاده با او برخورد میکردند وگرنه به سختی واکنش نشان میدادند. در صورت عقد قرارداد، سفته میگرفتند و نسخهای از قرارداد به کارمند ارائه نمیکردند. هرگونه اعتراضی درباره حقوق یا مسائل دیگر به سرعت با تهدید یا اخراج پاسخ داده میشد و به کارمند اجازه نمیدادند تا مشکل را پیگیری کند؛ با لفظهایی که میگفتند به خروج از شرکت و عدم دریافت بیمه بیکاری منجر میشد. همچنین تمامی محیط با دوربین تحت نظارت بود و با بلندگوها تذکر میدادند. تماسهای بخش بازاریابی به واحد برنامهنویسها بود و از این تیم انتظار داشتند پاسخ بدهند. رفتار مشابهی با کارفرمایان و مشتریان هم وجود داشت: قراردادها با نصف و نیمه بسته میشدند و پول گرفته میشد اما کار تحویل نمیدادند یا به صورت مشاجرهای روبهرو میشدند. در نهایت تهدیدها را به طرق مختلف عملی میکردند؛ اگر کسی سفته داشت به آن استناد میکردند و در غیراینصورت بسته به شخصیت و خانوادهی فرد، او را تهدید میکردند و دربارهی او تهمت میزدند.
من حدود یک سال است که در شرکت آتروان فعالیت میکنم و تجربهام را اینطور به اشتراک میگذارم از نخستین روزی که به عنوان نیروی جونیور وارد شدم، با راهنمایی و پشتیبانی همکاران و حمایتی که از مدیریت دریافت کردم، به سرعت رشد کردم و به موفقیتهای اولیه رسیدم. در آغاز کار ما در مرکز فناوری دانشگاه امیرکبیر مستقر بودیم و اکثر اعضای تیم، دانشجو یا فارغالتحصیلان این دانشگاه بودند؛ با گذر زمان رشد شرکت، جابهجایی به ساختمانی مستقل صورت گرفت و نیروهای تازهای هم به جمع ما اضافه شدند. جو کار در شرکت آتروان دوستانه و صمیمی است و تیمهای سختافزار و نرمافزار به خوبی با هم همکاری میکنند و همواره تلاش میکنند تا به پیشرفت یکدیگر کمک کنند.
در نهایت با وجود تمامی وعدههای جذب، احساس میکنم کار در این شرکت به شکل یک کار فریلنسری پیش میرفت که کارفرما همواره بالای سرمان بود و موقعیت کار را به هم میزد. مدیران با بیاحترامی و درگیری همراه بود و این رفتار، انگیزهام را تضعیف میکرد. بخش اداری به شکل سنگین در کار فنی دخالت میکرد و این دخالتها فضای کار را برایم ناخوشایند میکرد. خلاقیت و دیدگاههای من از جانب مدیریت ارج نهاده نمیشد و به نظرم هیچ ارزشی در ارائه نظرهایم وجود نداشت. وقتی مشکلات شرکت را به مدیر منتقل میکردم، پاسخ منجر به پوزخی میشد و حس میکردم حرفهای نبودم. در اینجا تنها مسئولیت بر عهدهی من بود و شرکت نسبت به من تعهدی ندارد؛ حتی پرداخت حقوق هم چندان قطعی نبود و بهجای پول، امور دیگر در اولویت بود. برای تحقیر، مدیران هیچ تلاشی دریغ نمیکردند؛ گاهی کارها را به سادگی به عهدهی من میگذاشتند یا با ادعاهای ناکارآمدی به من میگفتند که با کامپیوتر آشنا نیستم. سیستم مدیریتی آنها به گونهای طراحی شده بود که کادر اداری مدام به من میگفتند ساکت باشم و جایم را خالی کنم. شرکت وعدههای زیادی برای جذب میداد اما به هیچکدام بهطور رسمی عمل نمیکرد؛ چون ساختار به این صورت بود که هیچکس برای بیش از یک سال در شرکت ماندگار نمیشد تا سنوات به دست آید و معمولا افراد در همان یک سال هم ترک میکردند. به همین دلیل هیچکس در این شرکت طولانیمدت سابقه ندارد.
شرکت یسنا را تجربه کردم. در واقع همانطور که بهدنبالش بودم، کار به عنوان برنامهنویس وب شروع شد و با چیزهای عجیبی روبهرو شدم. حقوق به صورت روزانه دقیق مشخص نبود و به صورت دو بخش پرداخت میشد: بخشی پایه که همان مقدار توافق اولیه بود و بخش دیگری که کنار گذاشته میشد. در دو تا سه ماه ابتدایی، حدود هفتاد درصد حقوق را میدادند و میگفتند دوره آزمایشی است. مدیران از این که در شرکت حرف بزنی و نظراتت را بیان کنی خوشحال نبودند و میگفتند فقط باید تمام روز به کدنویسی بپردازی. برای ناهار آشپزهای شرکت غذا میدادند، اما پول آن از حقوق کم میشد. فضای شرکت جوان بود و چای و کیک رایگان ارائه میدادند. به طور کلی فرصتهای بهتر هم وجود داشت، اما گزینه مناسبی هم به نظر میرسید.
در این جا همکاران افرادی هستند که واقعا حرفهای و متخصصاند و تا حد ممکن به من کمک میکنند، بدون هیچ توقعی و با صمیمیت زیادی. همواره توان حل مسائل من در برخورد با چالشهای کاری به شدت افزایش پیدا میکند. روی ایدهها حمایت میشود و فقط در صورتی که خوب رویشان کار کرده باشید، امکان یادگیری وجود دارد؛ به شکل خلاصه، یاد میگیرید که چگونه طرحی را به سرمایهگذار ارائه بدهید. نمیتوانم بگویم شرکت از همه نظر عالی است، اما قطعا میتواند سکوی پرتابی برای رشد باشد.
من مدتی حدود یک سال و نیم در شرکت رایان مبین ایرسا مشغول به کار هستم و این تجربه رو به شکل جدیدی بازگو میکنم. در ابتدای کار، وجود چند تیم قوی و مدیران اجرایی با تجربه و باانرژی، به همراه فضای باز برای رشد برای هر کدوم از اعضا، از نکات مثبت قابل توجهه. با این شرکت در طول سالها هر شش ماه حقوق بهطور منظم براساس پیشرفت فردی، فعالیت و نقش افراد در پروژهها افزایش پیدا میکنه، حتی بدون اینکه از من درخواست شود. تو قرارداد هم به صورت رسمی روی پاداش و سهم در تولید تاکید شده و اگر نقشمو در توسعه محصولی با فروش خوب احساس کنم، میتونم انتظار پاداشی فراتر از معمول داشته باشم. همکاری و رفاقت بین همکاران به گونهایه که ذهنیت زیرآب زنی یا رفتارهای منفی در فرهنگ سازمانی جایی نداره. مدیریت و مالک شرکت افراد با تجربه و کارکشتهای هستند که برای رشد شخصی و توسعه فردی ما ارزش قائلاند. فقط کافیست خواهان پیشرفت باشید و هر همکاری لازم با شما انجام میشه. از ابتدای شیوع کووید ۱۹، با همکاری کامل مدیریت، کل تیم دورکار شد و تجهیزات لازم از جمله لپ تاپ، کیس و مانیتور برای همه فراهم شد تا کار بدون وقفه ادامه پیدا کنه. جلسات پیشرفت شخصی و رفتارشناسی بهصورت داوطلبانه برگزار میشه و آموزشهای فنی با همکاری همکاران با تجربهتر انجام میگیره. در موارد حادثه یا مشکلات مالی و بیماریها، پشتیبانی لازم مثل وام و مرخصی ارائه میشه تا فشارها کم بشه. روشهای تولید نرمافزار مثل اسکرام و مفاهیم اجایل بهطور واقعی اجرا میشه و هر روز به بهبودش تلاش میشه. زبان انگلیسی جدی گرفته میشه و با توجه به تلاش شرکت برای حضور در بازارهای بینالمللی، جلسات زیادی به زبان انگلیسی برگزار میشه که خودش به رشد من کمک میکنه. نقاط منفی؟ قرارداد کاری بهصورت ساعتی بسته شده و اگرچه حقوق بهطور نسبی افزایش پیدا میکنه، اما در این نوع قرارداد خبری از سنوات و عیدی معمول نیست. هرچقدر کار کنید، درآمد همون مقدار ثابت خواهد بود، هرچند برنامههایی برای تبدیل قراردادها به قالبی مشابه قراردادهای سایر شرکتها وجود داره؛ اما تا سال ۱۳۹۹ غالبا همین قراردادهای ساعتی برای اکثر کارمندان برقرار بود.
در محیطی کار میکنم که از تکرار بیوقفه دور است و با اجرای چند پروژه متفاوت، ایدههای نو به جریان کار میآیند. فضای کاری به شدت دوستانه است و این نکته یکی از نقاط قوت شرکت محسوب میشود. به خاطر سطح مطلوب مدیریت و شرایط ساده، از سختگیریهای بیدلیل دیگر شرکتها خبری نیست و به راحتی میتوانم مرخصی بگیرم. امنیت شغلی را به میزان فعالیتی که انجام میدهم مرتبط میدانم و احساس میکنم وابستگیاش به نتیجههای کاری دیده میشود.
شرکت دادهپرداز پویای شریف محیطی آرام و منظم دارد؛ از همان ابتدا به من قولی واقعی داده شد و به آن عمل شد، بدون دبه و بدون وعدههای بیاساس. اکنون حدود شش ماه است که اینجا کار میکنم و از حضورم رضایتمندم. حقوق هم برایم مهم است و هرچقدر بهبود پیدا کند خوشحالتر میشوم. برای من خوب است که از خانه غذا نمیآورم و صبحانهام معمولا نان تازه با پنیر است و از این بابت راضیام. هنوز عقد قرارداد کامل نشده و باید ببینم که در پایان قرارداد حقوق چگونه خواهد بود. اتوماسیون اولیه کار کمی سخت بود اما حالا بهخوبی کار میکند و از مالیات هم خبری نیست که نسبت به حقوق کم شود. شرکت دارای چند تیم مستقل است که با هم همکاری میکنند و پروژههای بزرگ و خوبی را به انجام میرسانند. افراد با تجربه و سابقه طولانی در اینجا حضور دارند. مدیران شرکت هر هفته جلسه میگذارند، اما خروجی مشخصی از این جلسات وجود ندارد.
برای من حقیقتا تجربهای طولانی بود. در مدت یک سال، با تاخیرهای پی در پی برای حقوق مواجه شدم و حقوقها به صورت منظم واریز نمیشد. پرداخت حقوق به دو بخش صورت میگرفت و گاهی به دلیل مسائل مالیاتی این تقسیمبندی اتفاق میافتاد. وقتی کسی بدهی یا وامی داشت، باز هم قسطها عقب میافتاد و تاخیری وجود داشت. هر حسابداری که میآمد، معمولا بعد از حدود شش ماه دیگر حاضر نمیشد؛ دلیلش هم به نظر میرسید مدیریت ضعیف شرکت باشد. در زمان تسویه حساب هم مشکلات زیادی وجود داشت و کارمندان با ناراحتیهای متعددی روبرو میشدند.
نزدیک به دو سال هست که در این شرکت مشغول به کار هستم. خب من قبل از اینجا توی 3 شرکت دیگه کار کرده بودم و میتونم با قطعیت بگم که از هر 3 شرکت قبلی من بهتر هست. نکته ی خوبی که تو این شرکت دیده میشه ارزش و احترامی هست که از سمت مدیریت های ارشد به پرسنل داده میشه. بر خلاف شرکت های قبلی که اکثرا مدیرعامل ها بی سواد و از خود متشکر بودن، در داده ورزی سداد، مدیریت ها دست افراد با تجربه و کار درست داده شده. این شرکت همچنین حقوق و مزایای نسبتا خوبی داره، البته متاسفانه با ابر تورم بسیار وحشتناک سال 1399، هرچقدر هم که حقوق بگیری باز هم احساس میکنی زیر خط فقر داری زندگی میکنی ولی خب این مشکل رو نمیشه به پای شرکت نوشت. بر خلاف شرکت های قبلی من که در اونها منابع انسانی و بخش مالی هر روز به دنبال راهی برای ضدحال زدن به کارمندا میگشتن، در داده ورزی سداد به دنبال این هستن که به پرسنل خدمات واقعی داده بشه. مثل ساعت کاری منعطف، امکان دورکاری در زمان کرونا و دادن پاداش به دلیل حسن انجام کارها.
تجربه خوبی بود و من خیلی پیشرفت کردم به لحاظ فنی ولی علاقه به رشد غیر فنی تو مجموعه اشون نداشتم برای همین کار شخصی خودمو شروع کردم. به دوستان دیگه هم توصیه میکنم اگه خواستن تو این شرکت جای رشد زیاد فنی هست
من مدت هفت ماه توی این مجموعه کار کردم، که نه اسمش شرکت بود نه آژانس و… شرایط کاری به شدت غیرحرفهای و خانوادگی برخورد میکرد؛ افراد تصمیمگیر معمولا از اقوام و دوستای نزدیک مدیرعامل بودند و به نظرات دیگران توجهی نداشتند. ریسکهای مالی و پرداختیها هم مسئلهساز بود؛ آنها حسابی برای تسویه با افراد که استعفا دادهاند تعلل میکردند و معمولا از حد مقرر فراتر میرفتند. مشکلاتی در بخش مالی وجود داشت؛ مدیر مالی که سالخورده و بازنشسته است، از قوانین جدید به اندازهی کافی مطلع نبود و دیدگاه خودش در پرداختها غالب بود. وقتی به اداره کار شکایت کردم، با وجود حکم قطعی، گفتند باید به دادگاه مراجعه کنم و با مأمور بیایم؛ بیش از یک سال است که درگیر این روندم و هنوز نتیجهای نگرفتهام. این محیط فقط انگیزه را از بین میبرد؛ دانش و فناوری به اندازه کافی در آن وجود ندارد و کارکنان از لحاظ اخلاقی هم وضعیت مطلوبی ندارند. رفتار همکاران بسیار بیادب است؛ آنها در شبکههای اجتماعی شما را دنبال کرده و توهین میکنند، اگر بخواهی برای استخدام اقدام کنی، به بدترین وجه دربارهات صحبت میکنند و همه چیز را به مسائل اخلاقی نسبت میدهند. مدیریت هم سطحی و خودخواه است؛ دیدگاهی کوتاهمدت نسبت به کسب و کار و پرسنل دارد و پشت سر هم دنبال سود است؛ از فروش بیبطمن و پشت دوربین کنترل میکند و با ترساندن از طریق شنود، سعی میکند افراد را تحت کنترل نگه دارد. نگاهش تا حد زیادی ماشینی و به نیروی کار سرد است. مزایا یا امتیازات قابل توجهی وجود نداشت؛ حتی اضافهکار، عیدی یا سنوات، حقوق هم بر اساس میل مدیر مالی و با بیسوادی او پرداخت میشد. و از همه مهمتر، تعهداتش نسبت به کارکنان پایبند نبود. به همه توصیه میکنم برای اپلای اقدام نکنید
من حدود یک سال است که اینجا مشغولم و تجربهام را با شما در میان میگذارم، با اینکه هم نقاط مثبت دارم و هم نکات قابل توجهی که باید مد نظر باشد. منفیها زیاد هستند؛ محیط کار به شدت رسمی و تا حدی شبیه سازمانی دولتی است. قوانین employer نیمهدولتی حکم میکند که پوشش باید مطابق قوانین کشور باشد، ساعات نهار با همکاران زن جدا است، پوشیدن شلوار جین مجاز نیست و اضافهکاری طبق حقوق پایه محاسبه میشود. ارتباط میان بخشهای دیگر با واحد فناوری اطلاعات نسبتا خوب نیست و گاهی با آیتی مشکلاتی دیده میشود. مرخصیها کمی محدودترند و اگر جمعه یا چهارشنبه مرخصی بگیرید، دو روز برایتان محاسبه میشود. برای استخدام هم فرایند سختی وجود دارد که به اندازهی عبور از چندین مرحله است و آزمایشهای مختلفی از جمله اعتیاد و سوپیشینه و چکهای دیجیتالی و سفته لازم است. اما نکات مثبت هم هست: فضای کار بسیار دوستانه و صمیمی است و برای پیشرفت یک برنامهنویس فوقالعاده میتواند باشد. اضافهکار اضافی بهطور دقیق محاسبه میشود و اگر کسی قوانین شرکتهای دولتی را تحمل کند، فرصتهای خوب برای پروژههای جالب وجود دارد. مدیریت تیم آیتی با شما همدلی میکند و برای پیشرفت، دورههای آموزشی ارائه میدهد. در روز حمل و نقل کارت هدیه میدهند و بیمه تکمیلی و تامین اجتماعی فراهم است که امکان بیمهی اعضای خانواده را هم میدهد. در کدنویسی هم از شما حمایت میکنند؛ مدیر بخش آیتی بهطور منظم جلسات دوستانهای برگزار میکند و در کنار شماست. به طور کلی مکان مناسبی است، اما بسته به دید و تحمل شما نسبت به محدودیتهای قوانین دولتی، ممکن است تجربه متفاوتی داشته باشید. اگر دنبال پیشرفت و پروژههای چالشی هستید و مشکلی با چارچوبهای سختگیرانه ندارید، میتوانید به آنجا فکر کنید.
من تجربه مدتی که اونجا بودم رو میگم نقاط ضعف: مدیریت بد و غیرقابل تحمل کسرکارای بی دلیل و زیاد توهر ماه سنواتتم ک پایه میدن جریمه های الکی.کارت هدیه اینام تعریف نشدس. موقع تسویه هم که یک کمی تیغتون میزنن مگه اینکه بری اداره کار که بخاطر پانصدهزار کسی تاالان نرفته دردسرش زیاده ، قوانینش هرکی هرکیه ،شهر هرت رو شنیدین؟وب وان همونه رفتار بدبا کارمند، روزکارگرشما کارمندین روز کارمند شما کارگر فقط یادتون باشه اگه الان وب وان هستین حتما قبل بیرون اومدن از شرکت درخواست عدم ادامه همکاری بنویسید و مهر شرکت بخوره وگنه به مشکل برمیخورین. تو یک ماه همیشه یکی دوتا کارمند عوض میکنه. حقوقا رو بخاطر فرار مالیاتی تو دوتا،پارت پرداخت میکنن، و روزشم مشخص نیست ،یکبار دهم پرداخت میشه یکبار ۱۵هم،تازه اونم پارت اولش اضافه کارم کمتر از یک ساعت کار حساب نمیشه ولی کسر کار یک ثانیم محاسبه میشه اون ماهایی که ۳۱روزن ،اون یک روز اضافه رو پایه حساب میکنن برات ولی ی سری نقاط مثبتم داره مرخصی راحت میده تایم نهارت زیاده برای یک نفر مبتدی جای خوبیه برای پیشرفت اگه نقاط ضعف بالا براش مهم نباشه
از تجربهی خودم میخواهم بگویم که کارکنان و فضای کاری اینجا من را واقعا ناامید کرد. در طی سالهایی که دارم کار میکنم، چنین محیطی را کمتر دیدهام و از شرایطی که وجود داشت بسیار ناراضی بودم. رفتارهای توهینآمیز و فشارهای بیمورد، جو کاری را به شدت منفی میکرد و احساس میکردم که به عنوان فردی با ارزش دیده نمیشوم. فضای کار از لحاظ بهداشتی هم مناسب نبود و نظافت به طور جدی نادیده گرفته میشد. در آن واحد کوچک و بدون تهویه مناسب، بیش از ده نفر کار میکردند که در دوران شیوع کرونا خطرناک به نظر میرسید. از تجربهام نتیجه میگیرم که چنین مشکلاتی میتواند اثرات منفی زیادی بر روی روحیه و انگیزه بگذارد.
اولین تجربه کاری من در حوزه نرمافزار خیلی خوب بود؛ تا به الآن پنج شرکتی که کار کردم را تجربه کردم و اینجا بیشترین آرامش را داشتم. واقعیت این است که در این شرکت هر کس مسیر رشد خودش را پی میگیرد و هیچکس نیست که جلوی تو را بگیرد. همچنین هیچکس نبوده که برایم مزاحمت ایجاد کند یا فشار روانی وارد کند. بنیان این شرکت بر دوستی، تعهد و اعتماد است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.