مرحله اول یه سری سوالات کلی و دو تا سوال ساده الگوریتمی پرسیدن. مصاحبه کننده یه سری نکات رو یادداشت می کرد که من می تونستم ببینم چی می نویسه و این حس جالبی نداشت. از پذیرایی در حد یه لیوان آب هم هیچ خبری نبود. اینجا گفتن نتیجه رو حداکثر یه هفته دیگه بهت خبر میدیم و البته ۱۰ روز طول کشید یک هفتهشون. مصاحبه دوم دیزاین بود و یه مساله کلی مطرح کرد و پرسید که دیزاین ها رو چطوری می چینی. توی این مصاحبه هم که بیش از یک ساعت طول کشید یک لیوان آب توی اتاق پیدا نمی شد. بعد اینجا گفتن حداکثر یه هفته دیگه بهت خبر میدیم. که البته بعد دو هفته خبر دادن. توی مصاحبه سوم بیشتر از این صحبت شد که چرا فکر می کنی تپسی ممکنه به دردت بخوره و از تجربه ها و اینا پرسیدن و این که چه زمانی می تونی حضور داشته باشی. حتی مصاحبه کننده به من گفت که بهت توصیه می کنم زودتر بیای. و گفت که نتیجه رو «حتما» اول هفته بعد بهت میگم. الان چند ماه گذشته و هنوز نتیجه رو نگفتن 🙂 به نظرم بهتره با افرادی که اینقدر بدقول هستن(کافیه توی همین تجربه ها ببینید چند نفر رو مثل من سرکار گذاشتن) همکاری نکنید. تپسی به شدت از مشکل مدیریت منابع انسانی رنج می بره. دلیلش هم مشخصه چون هنوز نتونسته برای خودش شخصیت قائل باشه. فقط تونسته خودش رو به عنوان رقیب اصلی شرکت دیگه مطرح کنه.
آخرین تجربهها
وقتی رسیدم شرکت نزدیک ۱۰ دقیقه ای منتظر بودم تا یه آقایی که گویا برنامه نویس ارشد اندروید بودن اومدن و منو هدایت کردن به یه اتاق شیشه ای. اول از خودش گفت که کی هست و … . فقط من یکم تعجب کردم چون گفت ۲ سال سابقه اندروید داره و هد اندروید تپ سی شده. شروع کرد از روی رزمه من خوندن و یه سری سوال در مورد رزومه من پرسید و من بهش جواب دادم. که هیچ کدوم از سوال ها مربوط به اندروید و برنامه نویسی اندروید نبودن! توی مدت ۴۰ دقیقه مصاحبه که بیشتر حاشیه بودش، دوتا سوال از من پرسیدن یکی لیک مموری بود و یکی هم در مورد RX Java. که اول از من پرسیدن RX Java بلد هستی منم گفتم با چه چیزهایی کار کردم و نهایتا یه سوال از من در موردش پرسیدن که خیلی بر ام جالب بود چون دقیقا اون چیزی رو که گفتم کار نکردم رو از من پرسیدن! و نمی دونم ولی بنظر من خیلی کار بی مفهومی بود این کار. در نهایت نمی دونم چرا ولی حتی با من در مورد نحوه رفت و آمد بعد از استخدام هم صحبت کردن کلی راهنماییم کردن. و گفتن هفته آینده برای ادامه فرایند باهام تماس میگیرن ولی خبری نشد.
یکی از بهترین شرکت های که واسه مصاحبه رفته بودم برخورد فوق العاده آدم های بسیار با شخصیت و خوش برخورد روند مصاحبه فوق العاده مثل شرکت های اروپایی مصاحبه اول فریم ورک بود و سوالات خیلی استاندارد و متناسب پرسیدن . مصاحبه دوم که کلا الگوریتم بود . خیلی با این حال کردم تنها جایی بود که تمرکزشون رو الگوریتم بود به جای تکنولوژی … شرکت مشخص بود که دیسیپلین داره و من واقعا حال کردم ! عالی عالی
مرحله اول صحبت تلفنی با واحد منابع انسانی بود. خیلی مثبت و مشتاق برای جذب نیرو بودن. گفتن ولی ۴ ۵ مرحله داره مصاحبه مون. مرحله اول مصاحبه انلاین با نفری که همین پوزیشن بود اما قصد ترک شرکت رو داشت داشتم. کلا خوب بود سوال های عمومی بعد هم یک کیس. که به نظر خودم نسبتا خوب جواب دادم. بعد چند روز تماس گرفتن اون پوزیشن نه ولی برای پوزیشن های دیگه میخوان با مدیر دیگه یی مصاحبه شم چون پتانسیل داشتم. دوباره مصاحبه انلاین ست شد. این مرحله فردی که مصاحبه میکرد خیلی خودشو برتر میدید باز هم کیس مطرح کرد. منم شروع کردم به حل، اما اینبار خیلی غیر منطقی کیس رو طوری پیچوند که نتونستم جواب خوبی پیدا کنم. به نظرم هدفش همین بود چون حتی نمیتونست روش حل و منطق خودش رو توضیح بده برای مسئله اما روش من رو اشتباه میدونست. و اخر مصاحبه هم پرسیدم که الان من رو رد کردین گفت بله. البته گفت که نباید اینو میگفته. به نظرم بیشتر مصاحبه ها فرمالیته هستش. تا اینکه واقعا نیرو بخوان
مجموعا ۴ مصاحبه فنی داشت پروسه که به دلیل اپیدمی کرونا سه تای اول روی اسکایپ برگزار شد و فقط آخری حضوری بود. تمام مصاحبه ها فنی بودند و بیشتر تمرکز مصاحبه کنندگان روی بررسی تجربیات قبلی من بود و کمتر جزئیاتی از این نقش در کل مصاحبه ها مطرح شد. تکیه مصاحبه کنندگان در این مصاحبه ها بیشتر بر فریم ورک های چابک و نقش هایی که در آنها داشته ام بود و در حین پروسه مشخص شد که تجربه ناموفقی که در کار کردن با agile coach قبلی داشته اند آنها را تشویق کرده به سمت مدیریت پروژه کلاسیک بروند با این فرق که یک فرد با پیشینه فنی را پای کار بگذارند تا از مدیران محصول و تیم های فنی بتواند حساب کشی انجام بدهد. متاسفانه هر چه به انتهای پروسه نزدیکتر شدیم تمایلم برای قبول شغل کمتر شد چون بر خلاف انتظارم تپ سی را یک استارتاپ در حال حرکت به سمت شرکت های ساختاریافته کلاسیک درک کردم. در یکی از مراحل که در قسمت خودم اجازه طرح سئوال داشتم در خصوص فلسفه تعریف این نقش صحبت کردم و معلوم شد که دوستان به دلیل تجربه ناموفق همکاری با یک agile coach تصمیم گرفته اند به سمت کنترل پروژه کلاسیک و اینها بروند. در مصاحبه آخر هم که با ارشدترین فرد در حوزه محصولات تپ سی برگزار شد من سعی کردم بفهمم که openness ای برای بهبود فرایند در این نقش وجود دارد که مشخصا mind set مصاحبه کننده که در واقع قرار بود رئیس مستقیم من هم باشد اساسا با این مقولات بیگانه به نظر میرسید. به نظرم قبل از اقدام برای شغل مشخصی قبلا از کسانی که در آنجا کار کرده اند و یا مشغول به کارند پرس و جو داشته باشید و اگر دنبال کسب تجربه های شگفت انگیز در دنیای چابک هستید با اپلای کردن برای این تیم مدیریتی وقت تان را تلف نکنید ویژگیهایی که براشون مهم بود: گوش به فرمان بودن ـ تنها چیزی که من از نوع هدایت فرایند احساس کردم که پاشنه آشیل درخواست همکاری ام هم شد
مرحله اول منابع انسانی و سوالات کلی و روانشناسی بود – اینجا به شرکت علاقه مند شدم مرحله دوم که خیلی هم معطل شدم و توی این کرونا همه ش واهمه داشتم که مریض نشم ( اکثر کارکنان مرکز تماس ماسک نداشتند یا ماسک را زیر چونه هاشون زده بودند!) – اینجا از بودن م در پشت درب انتظار مصاحبه پشیمون شدم!! سوالات تکراری در باره سوابق کاری و درسی – سوالات شخصی هم پرسیدند درباره علایق و سلایق و وقت آزاد چه می کنی ….. خیلی اصرار داشتند اگر با سوپروایزرت به مشکل بخوری چی می کنی ؟ از اول انگار میدونستند مشکلات میخواد بوجود بیاد درباره شرکتهای قبلی خیلی دوست داشتند بدانند و برعکس علاقه ای به توضیح شون نداشتم – فکر کنم می شناختند مدیران قبلی ام را. در نهایت چون تعداد نفرات معطل شده زیاد بود مصاحبه زودتر از انتظارم تموم شد . نکاتی که من خودم در زمان انتظار تا دعوت بشم به مصاحبه در اتاق شون از نیروهای اونجا شنیدم و دلیل اصلی شد دیگه دنبال جواب ش هم حتی نروم ( به احترام وقتی که گذاشته بودند ، پا نشدم برم!) – هنوز هم جوابی ندادند و این مثل اینکه عرف براشون و بچه هاشون گفتند چیز تازه ای نیست. نکات برای کسانیکه می خواهند بروند مصاحبه پشتیبانی تپسی: – با نیروهای مرکز تماس قرارداد یک یا دو ماهه می بندند ( حتی نیروهای قدیمی هم نمی دونستند که آخر ماه هستند یا قرارداد شون تمدید نمیشه ) – بچه ها می گفتند مدیر مرکز تماس این قانون رو پیاده کرده تا کسی شورش نکنه ! – این باعث شده بود ( از قول خودشون) در حین کار اکثرا دنبال شغل دیگری باشند و یا عده ای هم در حال معامله در بورس اوراق بهادار در حین کار باشند. ( سوء استفاده از منابع شرکت همیشه نشون میده که اوضاع داغون ه ) – مدیرعامل شرکت به بچه های کال سنتر گفته بدلیل اینکه کرونا اومده و اوضاع مالی مون خوب نیست – فعلا پاداش ی تعلق نمیگیرد و فقط حقوق پایه پرداخت میشه – خیلی ها از این موضوع ناراحت بودند و می گفتند چون می خواهند بروند توی بورس باید نشون بدهند سود داریم و هزینه ها رو کم کرده اند!!!! . جالب این بود که چهارطبقه ساختمان شون در بزرگراه ستاری رو اجاره کرده بودند ولی پاداشی برای کسانیکه کار می کردند در نظر گرفته نشده بود. – از بجه هاشون شنیدم که درصد ابتلا به کرونا بدلیل عدم ضد عفونی درست و حسابی و رعایت استفاده از ماسک و شیلد خیلی بالاست ولی این موضوع رو ازبقیه پنهان کرده اند و کسانی بودند که بیمار بودند و خودشون قضیه رو پنهون کرده اند و مجبورشون کردند که سر کار بیایند. ترسیدم من هم که تازگی جراحی بینی داشته ام ( تصادف کردم!) ، اینجا کرونا بگیرم. بیخیال شدم آخرش و رفتم فرداش یک شرکت دیگه که نزدیک خونه مون بود مصاحبه و از همون دم درب ش ضدعفونی و تب سنج و … داشت بصورت دورکاری مشغول بکار شدم. ویژگیهایی که براشون مهم بود: سربزیر بودن و مطیع تام بودن – خیلی دلشون میخواست بدونند آخرین بار کی عصبانی شدم – میخواستم بگم وقتی فهمیدم که نیروهاتون رو مثل برده باهاشون برخورد می کنید.
من مرحله ی اول مصاحبه رو رفتم. منابع انسانی شون ساعت ۱۲:۳۳ دقیقه شب ایمیل زد بهم که فردا صبح ساعت ۱۰ مصاحبه ی الگوریتمی داری! ایمیل ش هم اسپم شده بود و من اصلا ندیده بودم ایمیل رو. این از این. حتی اگر ایمیل رو میدیدم باز نیاز داشتم یه مروری روی مباحث الگوریتم و ساختمان داده بکنم که اصلا فرصتی نشد. اما فرایند مصاحبه ش رو دوست داشتم. گرچه بدون آمادگی رفته بودم و انتظار داشتم سوالاتی در مورد تجربیات قبلیم و نود جی اس بپرسن ولی سوالات الگوریتمی در حد سوالات ACM و المپیاد پرسیدن. من با کمک مصاحبه کننده تقریبا خوب پیش رفتم و جواب دادم. یک ساعت پای تخته داشتم لاگ می گرفتم کامپلکسیتی حساب میکردم! خب خیلی طبیعیه که تو باینری سرچ و مرج سورت و هش مپ و اینا رو وقتی مرور نکرده باشی خیلی یادت نیاد. با این وجود من خوب پیش رفتم و به زور به ۵ سال پیش رجوع کردم و یه چیزایی یادم اومد از اینا. توصیه ام اینه که حتما روی مباحث الگوریتمی مسلط باشی کامل و چندتا سوال مرور کرده باشی بعد بری. ویژگیهایی که براشون مهم بود: یکی گفته بود آب نیاورده بودن. برای من چایی هم آوردن ! :)) ولی مصاحبه کننده گفت حتی اگر نظرمون منفی باشه باز بهتون خبر میدیم که خبری ندادن. البته آخرش ازش پرسیدم گفتم چطور بود مصاحبه ام؟ گفت نه خیلی عالی بود نه بد بود. حالا باید فکر کنم ببینم چطوره. به نظر خودم که اوکی بودم نمی دونم توقعاتشون خیلی بالاس یا شاید ملت خیلی خفنن چه بدونم :))
بعد از اتمام مصاحبه دوم متوجه شدم مصاحبه سه مرحله دار. مرحه اول کاملا اماده بودم و بعد از رائه رزومه به مرکز مراجعه کردم . مصاحبه اول توسط یکی از مدیران منابع انسانی انجام شد. که کاملا تایم کاری رو توضیح دادن و درباره کارم توی این سه سال توضیح دادم . طبق اگهی سایت jabinja و سایت خود شرکت ساعات کاری بین ۲تا۲۲.۴تا۲۴وو۴ شیفت عصر بود .که من باتوجه به همون زمان رزومه ارسال کرده بودم .ولی اون زمانی که من فراخونده شدم به سازمان گفتن ساعت کاری ( زمان خالی برای پست مرکز تماس فعلا شیفت ۱تا۲۱) و با توضیحات مسئول منابع انسانی کسانی مه ساعت ۲۲ به بعد از شرکت خارج میشن هزینه ایاب و ذهاب دارن. و ایشون تاکید کردن که تا هر زمان بخوایم میتونیم اصافه کار داشته باشیم که از این حق بهره ببریم .همون روز به من گفتن فردا ۱۰ صبح بیام برای مصاحبه دوم .دوتا خانم که مسئول و سوپروایزر بخش call center بودن. که دوباره روند دیروز تکرار شد . و وقتی ازشون پرسیدم درباره اضافه کار گفتن که به شما تعلق نمیگیره و هر زمان بخوایم اضافه کاری به شما محول میشه پس از حق ایاب و ذهاب برخوردار نخواهید بود ..من به حالت تعجب گفتم که دیروز خانمی که مصاحبه میکردن تاکید داشتن که میشه اضافه کار داشت که گفتن ما به امور بخش خودمون بیشتر مسلط هستیم ..پخش منابع انسانی ریز ماجرا رو نمیدونن. نتیجه بعد از رفت و امد این شد که بعد از صحبت با مسئوا منابع انسانی بعد از اینکه از پیش اون خانم ها برگشتن گفتن که رفتار شما بد بوده و ردتون کذدن. در صوذتی که من گفتم میت.ونم باهاشون صحبت کنم و بگم رفتار من اصلا این طوری نبود .گفتن جلسه دارن و شما اولین نفر هستین که میگین تیم مصاحبه کننده چنین و چنان… در نهایت شرکتی با دیسیپلین خوب بود که متاسفانه در انتخاب بعضی از مصاحبه کننده ها اشتباه کردن . شغل موردد نظرتون حتتما مطالعه کنید. تمام بند ها و قسمت هاش.. و اگر میتونید در حین مصاحبه (در صورت امکان)کاملا انعطاف پذیر باشین چون ممکن گفته اشون طی چندین مصاحبه تغییر کنه..موفق باشین .
روز مصاحبه حدود سه ساعت کلی ادم رو منتظر نگه داشتن بعد از مصاحبه اول زنگ زدن برای مصاحبه دوم رفتم و همون سوالات تکراری پرسیدن !!!!! و گفتن زنگ میزنن و در مصاحبه سوم کلا همه حرفایی که تو مصاحبه اول زدن رو نقض کردن و بعد اینکه سه روز وقتمو گرفته بودن یه شغل جدید و با شرایط داغون بهم معرفی کردن و تازه گفتن که برای مصاحبه چهارم زنگ میزنن !!!!! والا وزارت دفاع انقد مصاحبه نداره ، من رد کردم و بهشون گفتم که کارشون دور از انسانیته بهتر بود این شغل مسخره رو از اول میگفتن که من وقتمو حروم نکنم واقعا افتضاح بود جلسه اول کاملا معیارها و شغلتون رو با فرد مصاحبه گر فیکس کنین وگرنه یک هفته پاستون میدن بهم و در اخر بی نتیجه میمونید
من سه مرحله مصاحبه شدم، مرحله اول که تلفنى بود و حدودا ٧ دقیقه طول کشید و مصاحبه بعدى هم با خودشون بود اما از طریق اسکایپ بود و سوالات زیادى پرسیده شد و تقریبا ۴۵ دقیقه تا یک ساعت طول کشید و مصاحبه بعدى با مدیر منابع انسانى بود که سوالات کاملا با مرحله قبل متفاوت بود و چالشى بود. نتیجه رو هم از طریق واتس اپ ارسال کردند ، درسته پذیرفته نشدم اما یکى از مصاحبه هایى بود که لذت بردم.
سه مرحله مصاحبه داشتم، که دوتا اسکایپی بود و آخری حضوری، سوالات تو هر مرحله به نسبت خوبی تکراری بود. هر سه مرحله تاخیر زیادی داشت، (مصاحبه دوم رو که یادشون رفته بود کلندر کنن و تا وقتی من شاکی شدم متوجه نشدن که یه مصاحبه ای میس شده، بعدش عذرخواهی کردم.) مصاحبه حضوری ۴۵ دقیقه تاخیر داشت، هیچ کس برای راهنمایی یا استقبال نیومد، از آدمایی که می دیدم راهنمایی میگرفتم، در نهایت هم گفتن با توجه به هزینه آنبوردینگ من حاضر نیستن بیشتر از حقوق فعلیم به من پرداخت کنن. بعد دو هفته از آخرین مصاحبه هم کارشناس منابع انسانی از کنار سیستمش رد میشد که یه وویس داخل واتساپ برام ارسال کرد که رد شدم.
من چهار بار برای مصاحبه رفتم که سری ماقبل آخر با مدیر عملیات شرکت (نفر دوم) شرکت بود و مراحل پیشتر مصاحبه توسط مدیران میان رده برگزار شده بود و تا اینجا همه چیز عالی و فضای مصاحبه خیلی دوستانه و با احترام بود. اما آخرین مصاحبه با عزیزی بود که متاسفانه اومده بودند که ایراد بگیرند و از ثانیه اول مکالمه مشخص بود در نهایت چه خروجی از روند مصاحبه خواهند داشت. خودتون باشید و از تجربیاتتون بگیدو خودتون رو آماده کنید که بعضی مصاحبه ها چالشی میشه
کلا درباره شخصیت پرسیدن و نوع همکاری تیمی. دو نفر بودن و یکی یکی سوال میکردن. اصلا دوستانه نبود و به جای اینکه استرست رو کم کنن همش استرس وارد میکردن. بیشتر سوالا رو از روی استرس زیاد نتونستم ذهنیتمو بیان کنم. اصلا خودشونو معرفی نکردن که کدوم قسمت هستن. از سوالای پایه و فنی اصلا چیزی نپرسیدن. مصاحبه کنندشون حرفه ای نبود. در اصل بعدا فهمیدم اونی که مصاحبه گرفته طراح شون بوده توی شرکت. اصلا منابع انسانی نبوده. بعدشم اگر قراره طراح شون سوال بپرسه چرا شخصیتی میپرسه. فنی بپرسه!!!!! یه چیز جالب هم تا ۳ هفته منتظر بودم ج بدن که اصلا حتی یه ایمیلم ندادن که پذیرفته شدم یا نه. خودمم ایمیل دادم جوابگو نبودن نری بهتره. وقتی یاد گرفتن برای مصاحبه غیر فنی(مصاحبه شخصی و روانشناختی) نیروی انسانی رو اوردن برای انجام مصاحبه نه نیروی فنی رو اونوقت برو 🙂 ویژگیهایی که براشون مهم بود: فقط سوالای روانشناسی ، تیمی و شخصیتی
کمتر از یک هفته بعد از ارسال رزومه با بنده تماس گرفتن و قرار مصاحبه ست شد. در روز مصاحبه پس از تماس با بنده مصاحبه با یک نفر شروع شد. مصاحبه کننده اعلام کرد که یک نفر دیگر نیز باید به مصاحبه ملحق شود ولی تا زمان آمدن شخص دوم, مصاحبه را شروع کنیم. فرد دوم پس از نیم ساعت از زمان شروع جلسه به جلسه مصاحبه ملحق شد و تنها با اعلام اینکه جلسه قبلی بیشتر طول کشیده شروع به صحبت کردن (بدونه عذرخواهی و یا رفتار مناسب تری). به دلیل اینکه ایشان نیم ساعت در جلسه نبودن تقریبا از صبحت های انجام شده با اطلاع نبودن که مسئله منجر به پرسیدن سوالات تکراری و در نتیجه طولانی و خسته کننده شدن جلسه می شد.
مصاحبه دو مرحله داشت. توی جلسه اول مدیر منابع انسانی شرکت، مدیرفنی محصول و مدیر محصول حضور داشتند. در مورد تحصیلاتم و اینکه چه درس هایی گذروندم سوال کردند. در مورد سابقه کاری و چالش هایی که داشتم و برخورد من در چالش ها صحبت کردیم. پرسیدند چقدر در مورد دیجیتال مارکتینگ میدونی. دیگه… در مورد مهاجرت هم سوال شد و بیان نقطه ضعف ها و نقطه قوت هام. من هم چندتا سوال در مورد محصول کردم و بهم گفتن توی فضای استارت آپ گونه قراره کار کنیم. در نهایت قرار شد اگر اوکی بودن برای من یک پروژه بفرستن. بعد از یکی دو روز پروژه فرستاده شد و قرار بود که محصول رو به لحاظ رقبا و یوآی – یوایکسی بررسی کنم. حدود یک هفته بررسی کردم و نتایج رو فرستادم ( البته این بین با یکی از اکانت منیجرها جلسه داشتم تا سوالات و ابهام هایی که برام پیش اومده بود رفع بشه) یکی دو روز بعد از فرستادن پروژه یک جلسه دیگه با همون افراد به جز مدیر منابع انسانی داشتیم که من چیزایی که نوشته بودم رو توضیح دادم. بعد اخر جلسه در مورد حقوق سه ماه آزمایشی صحبت کردیم. مدیرفنی بیشتر کانسرن های فنی و عملی داشت و مدیر محصول بیشتر به دانش و توانایی های نرم توسعه محصول توجه داشت. خوب خودش رو معرفی کنه؛ از توانایی هاش توی چالش های کاری اش بگه؛ مشتاق یادگیری و تعامل باشه. در مورد شرایط کاری دقیق مذاکره کنه و شفاف همه چیز رو مشخص کنه. خودشو دست کم نگیره ویژگیهایی که براشون مهم بود: این که شخصیتی انعطاف پذیر و تعاملی داشته باشن، اشتیاق به یادگیری
واقعا یکی از بدترین شرکت هایی که می تونید کار بکنید این شرکت هستش. جلسه اول با حدود نیم ساعت تغییر شروع شد و فردی که قرار بود با من مصاحبه کنه بدون هیچ عذرخواهی این موضوع را عادی جلوه داد. در طول مصاحبه سوالات سختی پرسیده نشد ولی با توجه به سابقه کم کاری من یک نگاه از بالا به پائینی وجود داشت. از کلیات فضای تبلیغات آنلاین از من سوال شد و من هم با توجه به آشنایی که داشتم این موارد رو کامل توضیح دادم. هم چنین در مورد این که چه کارا کردم و تحصیلاتم چیه. اما جلسه دوم با مدیر واحد مدیااد بود که باز هم با تاخیر بود و سوالاتی که مطرح میشد خیلی سطحی و پیش پاافتاده بود. بعد از این موضوع به من گفتند با توجه به سابقه کم کاری که داری باید چند ماه به صورت کارآموزی کار کنی و تمام تلاشتو بکنی تا بعد از این در مورد جذب شما تصمیم گیری کنیم. منم با توجه به شرایط اون موقع قبلول کردم و یک ماه اونجا مشغول شدم و واقعا یکی از بدترین تجربههای من بود. این شرکت فقط از بیرون قشنگه و استارتاپی به نظر میاد. ولی در داخل افرادی اونجا هستند که کوچک ترین درکی از فضای حرفهای و تیم بودن ندارند و استارتاپ بودن را فقط در داشتن پی اس فور و ماگ می بینن. با توجه به این که این که من تازه وارد شرکت شده بودم لازم بود یه سری چیزا رو بدونم. وقتی از اون فرد که داخل تیم ما بود می پرسیدم اصلا به این سوالات جواب نمی داد و می گفت در داخل مقاله من در سایت بخون. سعی می کرد که بگه همه چیز جدیه ولی فرق جدی با حرفه ای بودن رو نمی دونست. کلا سطح دغدغهها در این شرکت خیلی کوچیکه و همش دنبال این هستند که ببینند شرکت رقیب چی کار میکنه! به نظرم در کل این تیپ شرکتها فقط از بیرون قشنگ به نظر میان و گول ظاهر این شرکتها را نباید خورد چون داخلش واقعا چیزی بهت اضافه نمیکنه! نقطه قوتی واقعا در این تیم ندیدم و اگر واقعا فضای بازار تبلیغات آنلاین رقابتی تر بود این تیپ شرکتها اصلا نمیتوانستند سهمی از بازار داشته باشند.
مرحله اول hr که گفته بود دو روزه خبر میدیم اما یک هفته طول کشید خبر بدن. مرحله دوم فنی که به نظر همه چیزهایی که میخواستن وجود داشت اما در آخر قبول نشدم بدون توضیح واضحی! بنظرم بچه ها خوب و اکثرا دانشجو بودن و محیطش بیشتر برای دانشجوها خوبه. سوالهای فنی هم نشون میداد که خودشون سردرگم هستن و فقط فهرست وار میپرسیدن بنظرم مشکل مدیریتی داشت و افراد شایسته تری باید برای مصاحبه و تشخیص در نظر گرفته بشن. در آخر هم سوال پرسیدن چقدر طول میکشه که کد محصولی که داریم رو بخونی! که از مطرح کردن این سوال میشه خیلی چیزهارو فهمید چراکه کدهای مختلف معماریهای متفاوت و اسکیل پروژه ها و کیفیت کد ملاک هست برای خواندن کد و همینطوری ندیده این سوال رو پرسیدن خیلی چیزهارو مشخص میکنه راجع به تیم مصاحبه و نحوه کار در شرکت. درصورت قبول شدن هم به دلیل جو شلوغ شرکت تمایلی به انجام کار در اون محیط نداشتم. نهار با خودتون هست. اگر دانشجو هستید احتمالا مناسب هست. اضافه کار ندارن. به نظر یکم بی نظم میاد. برای تجربه کاری احتمالا خوب هست. صبحانه میدادن
مرحله اولش با تیم فنی بود که قرار بود باهاشون کار کنم بیشتر راجب کارشون پروژشون توضیح دادن اونقد مصاحبش فنی نبود بیشتر در حد آشنایی بود مرحله دومش این بود بهم یه پروژه دادن انجام بدم منم تو یه نصف روز انجام دام براشون فرستادم مرحله سومش مصاحبه با معاونت فنی بود که راجب کار و شرکت و اینا صحبت کردیم کلا مصاحبه خیلی روالی هستش … معمولی باشه خودش باشه
مصاحبهی خوبی بود، آزمون تستی برنامه نویسی استانداردی داشت و میتونستم از خونه انجام بدم. یک مصاحبه مهارتهای ارتباطی و تیمی هم داشتن که قشنگ بود 🙂 توی انتخاب فرصت شغلی هم دستم رو باز گذاشتن و میتونستم بین چندتا تیم انتخاب کنم.
مصاحبه من در دو مرحله انجام شد: در مرحله اول یک نفر با من مصاحبه کرد که خیلی خوش رفتار و وقت شناس بودن و در کل مصاحبه خوبی بود. حسم این بود که بیشتر میخواست ببینه به فرهنگ مجموعه میخورم یا نه و اینکه اصلاً آدمی هستم که میخوام رشد کنم یا نه.
مرحله اول یه سری سوالات کلی و دو تا سوال ساده الگوریتمی پرسیدن. مصاحبه کننده یه سری نکات رو یادداشت می کرد که من می تونستم ببینم چی می نویسه و این حس جالبی نداشت. از پذیرایی در حد یه لیوان آب هم هیچ خبری نبود. اینجا گفتن نتیجه رو حداکثر یه هفته دیگه بهت خبر میدیم و البته ۱۰ روز طول کشید یک هفتهشون. مصاحبه دوم دیزاین بود و یه مساله کلی مطرح کرد و پرسید که دیزاین ها رو چطوری می چینی. توی این مصاحبه هم که بیش از یک ساعت طول کشید یک لیوان آب توی اتاق پیدا نمی شد. بعد اینجا گفتن حداکثر یه هفته دیگه بهت خبر میدیم. که البته بعد دو هفته خبر دادن. توی مصاحبه سوم بیشتر از این صحبت شد که چرا فکر می کنی تپسی ممکنه به دردت بخوره و از تجربه ها و اینا پرسیدن و این که چه زمانی می تونی حضور داشته باشی. حتی مصاحبه کننده به من گفت که بهت توصیه می کنم زودتر بیای. و گفت که نتیجه رو «حتما» اول هفته بعد بهت میگم. الان چند ماه گذشته و هنوز نتیجه رو نگفتن 🙂 به نظرم بهتره با افرادی که اینقدر بدقول هستن(کافیه توی همین تجربه ها ببینید چند نفر رو مثل من سرکار گذاشتن) همکاری نکنید. تپسی به شدت از مشکل مدیریت منابع انسانی رنج می بره. دلیلش هم مشخصه چون هنوز نتونسته برای خودش شخصیت قائل باشه. فقط تونسته خودش رو به عنوان رقیب اصلی شرکت دیگه مطرح کنه.
وقتی رسیدم شرکت نزدیک ۱۰ دقیقه ای منتظر بودم تا یه آقایی که گویا برنامه نویس ارشد اندروید بودن اومدن و منو هدایت کردن به یه اتاق شیشه ای. اول از خودش گفت که کی هست و … . فقط من یکم تعجب کردم چون گفت ۲ سال سابقه اندروید داره و هد اندروید تپ سی شده. شروع کرد از روی رزمه من خوندن و یه سری سوال در مورد رزومه من پرسید و من بهش جواب دادم. که هیچ کدوم از سوال ها مربوط به اندروید و برنامه نویسی اندروید نبودن! توی مدت ۴۰ دقیقه مصاحبه که بیشتر حاشیه بودش، دوتا سوال از من پرسیدن یکی لیک مموری بود و یکی هم در مورد RX Java. که اول از من پرسیدن RX Java بلد هستی منم گفتم با چه چیزهایی کار کردم و نهایتا یه سوال از من در موردش پرسیدن که خیلی بر ام جالب بود چون دقیقا اون چیزی رو که گفتم کار نکردم رو از من پرسیدن! و نمی دونم ولی بنظر من خیلی کار بی مفهومی بود این کار. در نهایت نمی دونم چرا ولی حتی با من در مورد نحوه رفت و آمد بعد از استخدام هم صحبت کردن کلی راهنماییم کردن. و گفتن هفته آینده برای ادامه فرایند باهام تماس میگیرن ولی خبری نشد.
یکی از بهترین شرکت های که واسه مصاحبه رفته بودم برخورد فوق العاده آدم های بسیار با شخصیت و خوش برخورد روند مصاحبه فوق العاده مثل شرکت های اروپایی مصاحبه اول فریم ورک بود و سوالات خیلی استاندارد و متناسب پرسیدن . مصاحبه دوم که کلا الگوریتم بود . خیلی با این حال کردم تنها جایی بود که تمرکزشون رو الگوریتم بود به جای تکنولوژی … شرکت مشخص بود که دیسیپلین داره و من واقعا حال کردم ! عالی عالی
مرحله اول صحبت تلفنی با واحد منابع انسانی بود. خیلی مثبت و مشتاق برای جذب نیرو بودن. گفتن ولی ۴ ۵ مرحله داره مصاحبه مون. مرحله اول مصاحبه انلاین با نفری که همین پوزیشن بود اما قصد ترک شرکت رو داشت داشتم. کلا خوب بود سوال های عمومی بعد هم یک کیس. که به نظر خودم نسبتا خوب جواب دادم. بعد چند روز تماس گرفتن اون پوزیشن نه ولی برای پوزیشن های دیگه میخوان با مدیر دیگه یی مصاحبه شم چون پتانسیل داشتم. دوباره مصاحبه انلاین ست شد. این مرحله فردی که مصاحبه میکرد خیلی خودشو برتر میدید باز هم کیس مطرح کرد. منم شروع کردم به حل، اما اینبار خیلی غیر منطقی کیس رو طوری پیچوند که نتونستم جواب خوبی پیدا کنم. به نظرم هدفش همین بود چون حتی نمیتونست روش حل و منطق خودش رو توضیح بده برای مسئله اما روش من رو اشتباه میدونست. و اخر مصاحبه هم پرسیدم که الان من رو رد کردین گفت بله. البته گفت که نباید اینو میگفته. به نظرم بیشتر مصاحبه ها فرمالیته هستش. تا اینکه واقعا نیرو بخوان
مجموعا ۴ مصاحبه فنی داشت پروسه که به دلیل اپیدمی کرونا سه تای اول روی اسکایپ برگزار شد و فقط آخری حضوری بود. تمام مصاحبه ها فنی بودند و بیشتر تمرکز مصاحبه کنندگان روی بررسی تجربیات قبلی من بود و کمتر جزئیاتی از این نقش در کل مصاحبه ها مطرح شد. تکیه مصاحبه کنندگان در این مصاحبه ها بیشتر بر فریم ورک های چابک و نقش هایی که در آنها داشته ام بود و در حین پروسه مشخص شد که تجربه ناموفقی که در کار کردن با agile coach قبلی داشته اند آنها را تشویق کرده به سمت مدیریت پروژه کلاسیک بروند با این فرق که یک فرد با پیشینه فنی را پای کار بگذارند تا از مدیران محصول و تیم های فنی بتواند حساب کشی انجام بدهد. متاسفانه هر چه به انتهای پروسه نزدیکتر شدیم تمایلم برای قبول شغل کمتر شد چون بر خلاف انتظارم تپ سی را یک استارتاپ در حال حرکت به سمت شرکت های ساختاریافته کلاسیک درک کردم. در یکی از مراحل که در قسمت خودم اجازه طرح سئوال داشتم در خصوص فلسفه تعریف این نقش صحبت کردم و معلوم شد که دوستان به دلیل تجربه ناموفق همکاری با یک agile coach تصمیم گرفته اند به سمت کنترل پروژه کلاسیک و اینها بروند. در مصاحبه آخر هم که با ارشدترین فرد در حوزه محصولات تپ سی برگزار شد من سعی کردم بفهمم که openness ای برای بهبود فرایند در این نقش وجود دارد که مشخصا mind set مصاحبه کننده که در واقع قرار بود رئیس مستقیم من هم باشد اساسا با این مقولات بیگانه به نظر میرسید. به نظرم قبل از اقدام برای شغل مشخصی قبلا از کسانی که در آنجا کار کرده اند و یا مشغول به کارند پرس و جو داشته باشید و اگر دنبال کسب تجربه های شگفت انگیز در دنیای چابک هستید با اپلای کردن برای این تیم مدیریتی وقت تان را تلف نکنید ویژگیهایی که براشون مهم بود: گوش به فرمان بودن ـ تنها چیزی که من از نوع هدایت فرایند احساس کردم که پاشنه آشیل درخواست همکاری ام هم شد
مرحله اول منابع انسانی و سوالات کلی و روانشناسی بود – اینجا به شرکت علاقه مند شدم مرحله دوم که خیلی هم معطل شدم و توی این کرونا همه ش واهمه داشتم که مریض نشم ( اکثر کارکنان مرکز تماس ماسک نداشتند یا ماسک را زیر چونه هاشون زده بودند!) – اینجا از بودن م در پشت درب انتظار مصاحبه پشیمون شدم!! سوالات تکراری در باره سوابق کاری و درسی – سوالات شخصی هم پرسیدند درباره علایق و سلایق و وقت آزاد چه می کنی ….. خیلی اصرار داشتند اگر با سوپروایزرت به مشکل بخوری چی می کنی ؟ از اول انگار میدونستند مشکلات میخواد بوجود بیاد درباره شرکتهای قبلی خیلی دوست داشتند بدانند و برعکس علاقه ای به توضیح شون نداشتم – فکر کنم می شناختند مدیران قبلی ام را. در نهایت چون تعداد نفرات معطل شده زیاد بود مصاحبه زودتر از انتظارم تموم شد . نکاتی که من خودم در زمان انتظار تا دعوت بشم به مصاحبه در اتاق شون از نیروهای اونجا شنیدم و دلیل اصلی شد دیگه دنبال جواب ش هم حتی نروم ( به احترام وقتی که گذاشته بودند ، پا نشدم برم!) – هنوز هم جوابی ندادند و این مثل اینکه عرف براشون و بچه هاشون گفتند چیز تازه ای نیست. نکات برای کسانیکه می خواهند بروند مصاحبه پشتیبانی تپسی: – با نیروهای مرکز تماس قرارداد یک یا دو ماهه می بندند ( حتی نیروهای قدیمی هم نمی دونستند که آخر ماه هستند یا قرارداد شون تمدید نمیشه ) – بچه ها می گفتند مدیر مرکز تماس این قانون رو پیاده کرده تا کسی شورش نکنه ! – این باعث شده بود ( از قول خودشون) در حین کار اکثرا دنبال شغل دیگری باشند و یا عده ای هم در حال معامله در بورس اوراق بهادار در حین کار باشند. ( سوء استفاده از منابع شرکت همیشه نشون میده که اوضاع داغون ه ) – مدیرعامل شرکت به بچه های کال سنتر گفته بدلیل اینکه کرونا اومده و اوضاع مالی مون خوب نیست – فعلا پاداش ی تعلق نمیگیرد و فقط حقوق پایه پرداخت میشه – خیلی ها از این موضوع ناراحت بودند و می گفتند چون می خواهند بروند توی بورس باید نشون بدهند سود داریم و هزینه ها رو کم کرده اند!!!! . جالب این بود که چهارطبقه ساختمان شون در بزرگراه ستاری رو اجاره کرده بودند ولی پاداشی برای کسانیکه کار می کردند در نظر گرفته نشده بود. – از بجه هاشون شنیدم که درصد ابتلا به کرونا بدلیل عدم ضد عفونی درست و حسابی و رعایت استفاده از ماسک و شیلد خیلی بالاست ولی این موضوع رو ازبقیه پنهان کرده اند و کسانی بودند که بیمار بودند و خودشون قضیه رو پنهون کرده اند و مجبورشون کردند که سر کار بیایند. ترسیدم من هم که تازگی جراحی بینی داشته ام ( تصادف کردم!) ، اینجا کرونا بگیرم. بیخیال شدم آخرش و رفتم فرداش یک شرکت دیگه که نزدیک خونه مون بود مصاحبه و از همون دم درب ش ضدعفونی و تب سنج و … داشت بصورت دورکاری مشغول بکار شدم. ویژگیهایی که براشون مهم بود: سربزیر بودن و مطیع تام بودن – خیلی دلشون میخواست بدونند آخرین بار کی عصبانی شدم – میخواستم بگم وقتی فهمیدم که نیروهاتون رو مثل برده باهاشون برخورد می کنید.
من مرحله ی اول مصاحبه رو رفتم. منابع انسانی شون ساعت ۱۲:۳۳ دقیقه شب ایمیل زد بهم که فردا صبح ساعت ۱۰ مصاحبه ی الگوریتمی داری! ایمیل ش هم اسپم شده بود و من اصلا ندیده بودم ایمیل رو. این از این. حتی اگر ایمیل رو میدیدم باز نیاز داشتم یه مروری روی مباحث الگوریتم و ساختمان داده بکنم که اصلا فرصتی نشد. اما فرایند مصاحبه ش رو دوست داشتم. گرچه بدون آمادگی رفته بودم و انتظار داشتم سوالاتی در مورد تجربیات قبلیم و نود جی اس بپرسن ولی سوالات الگوریتمی در حد سوالات ACM و المپیاد پرسیدن. من با کمک مصاحبه کننده تقریبا خوب پیش رفتم و جواب دادم. یک ساعت پای تخته داشتم لاگ می گرفتم کامپلکسیتی حساب میکردم! خب خیلی طبیعیه که تو باینری سرچ و مرج سورت و هش مپ و اینا رو وقتی مرور نکرده باشی خیلی یادت نیاد. با این وجود من خوب پیش رفتم و به زور به ۵ سال پیش رجوع کردم و یه چیزایی یادم اومد از اینا. توصیه ام اینه که حتما روی مباحث الگوریتمی مسلط باشی کامل و چندتا سوال مرور کرده باشی بعد بری. ویژگیهایی که براشون مهم بود: یکی گفته بود آب نیاورده بودن. برای من چایی هم آوردن ! :)) ولی مصاحبه کننده گفت حتی اگر نظرمون منفی باشه باز بهتون خبر میدیم که خبری ندادن. البته آخرش ازش پرسیدم گفتم چطور بود مصاحبه ام؟ گفت نه خیلی عالی بود نه بد بود. حالا باید فکر کنم ببینم چطوره. به نظر خودم که اوکی بودم نمی دونم توقعاتشون خیلی بالاس یا شاید ملت خیلی خفنن چه بدونم :))
بعد از اتمام مصاحبه دوم متوجه شدم مصاحبه سه مرحله دار. مرحه اول کاملا اماده بودم و بعد از رائه رزومه به مرکز مراجعه کردم . مصاحبه اول توسط یکی از مدیران منابع انسانی انجام شد. که کاملا تایم کاری رو توضیح دادن و درباره کارم توی این سه سال توضیح دادم . طبق اگهی سایت jabinja و سایت خود شرکت ساعات کاری بین ۲تا۲۲.۴تا۲۴وو۴ شیفت عصر بود .که من باتوجه به همون زمان رزومه ارسال کرده بودم .ولی اون زمانی که من فراخونده شدم به سازمان گفتن ساعت کاری ( زمان خالی برای پست مرکز تماس فعلا شیفت ۱تا۲۱) و با توضیحات مسئول منابع انسانی کسانی مه ساعت ۲۲ به بعد از شرکت خارج میشن هزینه ایاب و ذهاب دارن. و ایشون تاکید کردن که تا هر زمان بخوایم میتونیم اصافه کار داشته باشیم که از این حق بهره ببریم .همون روز به من گفتن فردا ۱۰ صبح بیام برای مصاحبه دوم .دوتا خانم که مسئول و سوپروایزر بخش call center بودن. که دوباره روند دیروز تکرار شد . و وقتی ازشون پرسیدم درباره اضافه کار گفتن که به شما تعلق نمیگیره و هر زمان بخوایم اضافه کاری به شما محول میشه پس از حق ایاب و ذهاب برخوردار نخواهید بود ..من به حالت تعجب گفتم که دیروز خانمی که مصاحبه میکردن تاکید داشتن که میشه اضافه کار داشت که گفتن ما به امور بخش خودمون بیشتر مسلط هستیم ..پخش منابع انسانی ریز ماجرا رو نمیدونن. نتیجه بعد از رفت و امد این شد که بعد از صحبت با مسئوا منابع انسانی بعد از اینکه از پیش اون خانم ها برگشتن گفتن که رفتار شما بد بوده و ردتون کذدن. در صوذتی که من گفتم میت.ونم باهاشون صحبت کنم و بگم رفتار من اصلا این طوری نبود .گفتن جلسه دارن و شما اولین نفر هستین که میگین تیم مصاحبه کننده چنین و چنان… در نهایت شرکتی با دیسیپلین خوب بود که متاسفانه در انتخاب بعضی از مصاحبه کننده ها اشتباه کردن . شغل موردد نظرتون حتتما مطالعه کنید. تمام بند ها و قسمت هاش.. و اگر میتونید در حین مصاحبه (در صورت امکان)کاملا انعطاف پذیر باشین چون ممکن گفته اشون طی چندین مصاحبه تغییر کنه..موفق باشین .
روز مصاحبه حدود سه ساعت کلی ادم رو منتظر نگه داشتن بعد از مصاحبه اول زنگ زدن برای مصاحبه دوم رفتم و همون سوالات تکراری پرسیدن !!!!! و گفتن زنگ میزنن و در مصاحبه سوم کلا همه حرفایی که تو مصاحبه اول زدن رو نقض کردن و بعد اینکه سه روز وقتمو گرفته بودن یه شغل جدید و با شرایط داغون بهم معرفی کردن و تازه گفتن که برای مصاحبه چهارم زنگ میزنن !!!!! والا وزارت دفاع انقد مصاحبه نداره ، من رد کردم و بهشون گفتم که کارشون دور از انسانیته بهتر بود این شغل مسخره رو از اول میگفتن که من وقتمو حروم نکنم واقعا افتضاح بود جلسه اول کاملا معیارها و شغلتون رو با فرد مصاحبه گر فیکس کنین وگرنه یک هفته پاستون میدن بهم و در اخر بی نتیجه میمونید
من سه مرحله مصاحبه شدم، مرحله اول که تلفنى بود و حدودا ٧ دقیقه طول کشید و مصاحبه بعدى هم با خودشون بود اما از طریق اسکایپ بود و سوالات زیادى پرسیده شد و تقریبا ۴۵ دقیقه تا یک ساعت طول کشید و مصاحبه بعدى با مدیر منابع انسانى بود که سوالات کاملا با مرحله قبل متفاوت بود و چالشى بود. نتیجه رو هم از طریق واتس اپ ارسال کردند ، درسته پذیرفته نشدم اما یکى از مصاحبه هایى بود که لذت بردم.
سه مرحله مصاحبه داشتم، که دوتا اسکایپی بود و آخری حضوری، سوالات تو هر مرحله به نسبت خوبی تکراری بود. هر سه مرحله تاخیر زیادی داشت، (مصاحبه دوم رو که یادشون رفته بود کلندر کنن و تا وقتی من شاکی شدم متوجه نشدن که یه مصاحبه ای میس شده، بعدش عذرخواهی کردم.) مصاحبه حضوری ۴۵ دقیقه تاخیر داشت، هیچ کس برای راهنمایی یا استقبال نیومد، از آدمایی که می دیدم راهنمایی میگرفتم، در نهایت هم گفتن با توجه به هزینه آنبوردینگ من حاضر نیستن بیشتر از حقوق فعلیم به من پرداخت کنن. بعد دو هفته از آخرین مصاحبه هم کارشناس منابع انسانی از کنار سیستمش رد میشد که یه وویس داخل واتساپ برام ارسال کرد که رد شدم.
من چهار بار برای مصاحبه رفتم که سری ماقبل آخر با مدیر عملیات شرکت (نفر دوم) شرکت بود و مراحل پیشتر مصاحبه توسط مدیران میان رده برگزار شده بود و تا اینجا همه چیز عالی و فضای مصاحبه خیلی دوستانه و با احترام بود. اما آخرین مصاحبه با عزیزی بود که متاسفانه اومده بودند که ایراد بگیرند و از ثانیه اول مکالمه مشخص بود در نهایت چه خروجی از روند مصاحبه خواهند داشت. خودتون باشید و از تجربیاتتون بگیدو خودتون رو آماده کنید که بعضی مصاحبه ها چالشی میشه
کلا درباره شخصیت پرسیدن و نوع همکاری تیمی. دو نفر بودن و یکی یکی سوال میکردن. اصلا دوستانه نبود و به جای اینکه استرست رو کم کنن همش استرس وارد میکردن. بیشتر سوالا رو از روی استرس زیاد نتونستم ذهنیتمو بیان کنم. اصلا خودشونو معرفی نکردن که کدوم قسمت هستن. از سوالای پایه و فنی اصلا چیزی نپرسیدن. مصاحبه کنندشون حرفه ای نبود. در اصل بعدا فهمیدم اونی که مصاحبه گرفته طراح شون بوده توی شرکت. اصلا منابع انسانی نبوده. بعدشم اگر قراره طراح شون سوال بپرسه چرا شخصیتی میپرسه. فنی بپرسه!!!!! یه چیز جالب هم تا ۳ هفته منتظر بودم ج بدن که اصلا حتی یه ایمیلم ندادن که پذیرفته شدم یا نه. خودمم ایمیل دادم جوابگو نبودن نری بهتره. وقتی یاد گرفتن برای مصاحبه غیر فنی(مصاحبه شخصی و روانشناختی) نیروی انسانی رو اوردن برای انجام مصاحبه نه نیروی فنی رو اونوقت برو 🙂 ویژگیهایی که براشون مهم بود: فقط سوالای روانشناسی ، تیمی و شخصیتی
کمتر از یک هفته بعد از ارسال رزومه با بنده تماس گرفتن و قرار مصاحبه ست شد. در روز مصاحبه پس از تماس با بنده مصاحبه با یک نفر شروع شد. مصاحبه کننده اعلام کرد که یک نفر دیگر نیز باید به مصاحبه ملحق شود ولی تا زمان آمدن شخص دوم, مصاحبه را شروع کنیم. فرد دوم پس از نیم ساعت از زمان شروع جلسه به جلسه مصاحبه ملحق شد و تنها با اعلام اینکه جلسه قبلی بیشتر طول کشیده شروع به صحبت کردن (بدونه عذرخواهی و یا رفتار مناسب تری). به دلیل اینکه ایشان نیم ساعت در جلسه نبودن تقریبا از صبحت های انجام شده با اطلاع نبودن که مسئله منجر به پرسیدن سوالات تکراری و در نتیجه طولانی و خسته کننده شدن جلسه می شد.
مصاحبه دو مرحله داشت. توی جلسه اول مدیر منابع انسانی شرکت، مدیرفنی محصول و مدیر محصول حضور داشتند. در مورد تحصیلاتم و اینکه چه درس هایی گذروندم سوال کردند. در مورد سابقه کاری و چالش هایی که داشتم و برخورد من در چالش ها صحبت کردیم. پرسیدند چقدر در مورد دیجیتال مارکتینگ میدونی. دیگه… در مورد مهاجرت هم سوال شد و بیان نقطه ضعف ها و نقطه قوت هام. من هم چندتا سوال در مورد محصول کردم و بهم گفتن توی فضای استارت آپ گونه قراره کار کنیم. در نهایت قرار شد اگر اوکی بودن برای من یک پروژه بفرستن. بعد از یکی دو روز پروژه فرستاده شد و قرار بود که محصول رو به لحاظ رقبا و یوآی – یوایکسی بررسی کنم. حدود یک هفته بررسی کردم و نتایج رو فرستادم ( البته این بین با یکی از اکانت منیجرها جلسه داشتم تا سوالات و ابهام هایی که برام پیش اومده بود رفع بشه) یکی دو روز بعد از فرستادن پروژه یک جلسه دیگه با همون افراد به جز مدیر منابع انسانی داشتیم که من چیزایی که نوشته بودم رو توضیح دادم. بعد اخر جلسه در مورد حقوق سه ماه آزمایشی صحبت کردیم. مدیرفنی بیشتر کانسرن های فنی و عملی داشت و مدیر محصول بیشتر به دانش و توانایی های نرم توسعه محصول توجه داشت. خوب خودش رو معرفی کنه؛ از توانایی هاش توی چالش های کاری اش بگه؛ مشتاق یادگیری و تعامل باشه. در مورد شرایط کاری دقیق مذاکره کنه و شفاف همه چیز رو مشخص کنه. خودشو دست کم نگیره ویژگیهایی که براشون مهم بود: این که شخصیتی انعطاف پذیر و تعاملی داشته باشن، اشتیاق به یادگیری
واقعا یکی از بدترین شرکت هایی که می تونید کار بکنید این شرکت هستش. جلسه اول با حدود نیم ساعت تغییر شروع شد و فردی که قرار بود با من مصاحبه کنه بدون هیچ عذرخواهی این موضوع را عادی جلوه داد. در طول مصاحبه سوالات سختی پرسیده نشد ولی با توجه به سابقه کم کاری من یک نگاه از بالا به پائینی وجود داشت. از کلیات فضای تبلیغات آنلاین از من سوال شد و من هم با توجه به آشنایی که داشتم این موارد رو کامل توضیح دادم. هم چنین در مورد این که چه کارا کردم و تحصیلاتم چیه. اما جلسه دوم با مدیر واحد مدیااد بود که باز هم با تاخیر بود و سوالاتی که مطرح میشد خیلی سطحی و پیش پاافتاده بود. بعد از این موضوع به من گفتند با توجه به سابقه کم کاری که داری باید چند ماه به صورت کارآموزی کار کنی و تمام تلاشتو بکنی تا بعد از این در مورد جذب شما تصمیم گیری کنیم. منم با توجه به شرایط اون موقع قبلول کردم و یک ماه اونجا مشغول شدم و واقعا یکی از بدترین تجربههای من بود. این شرکت فقط از بیرون قشنگه و استارتاپی به نظر میاد. ولی در داخل افرادی اونجا هستند که کوچک ترین درکی از فضای حرفهای و تیم بودن ندارند و استارتاپ بودن را فقط در داشتن پی اس فور و ماگ می بینن. با توجه به این که این که من تازه وارد شرکت شده بودم لازم بود یه سری چیزا رو بدونم. وقتی از اون فرد که داخل تیم ما بود می پرسیدم اصلا به این سوالات جواب نمی داد و می گفت در داخل مقاله من در سایت بخون. سعی می کرد که بگه همه چیز جدیه ولی فرق جدی با حرفه ای بودن رو نمی دونست. کلا سطح دغدغهها در این شرکت خیلی کوچیکه و همش دنبال این هستند که ببینند شرکت رقیب چی کار میکنه! به نظرم در کل این تیپ شرکتها فقط از بیرون قشنگ به نظر میان و گول ظاهر این شرکتها را نباید خورد چون داخلش واقعا چیزی بهت اضافه نمیکنه! نقطه قوتی واقعا در این تیم ندیدم و اگر واقعا فضای بازار تبلیغات آنلاین رقابتی تر بود این تیپ شرکتها اصلا نمیتوانستند سهمی از بازار داشته باشند.
مرحله اول hr که گفته بود دو روزه خبر میدیم اما یک هفته طول کشید خبر بدن. مرحله دوم فنی که به نظر همه چیزهایی که میخواستن وجود داشت اما در آخر قبول نشدم بدون توضیح واضحی! بنظرم بچه ها خوب و اکثرا دانشجو بودن و محیطش بیشتر برای دانشجوها خوبه. سوالهای فنی هم نشون میداد که خودشون سردرگم هستن و فقط فهرست وار میپرسیدن بنظرم مشکل مدیریتی داشت و افراد شایسته تری باید برای مصاحبه و تشخیص در نظر گرفته بشن. در آخر هم سوال پرسیدن چقدر طول میکشه که کد محصولی که داریم رو بخونی! که از مطرح کردن این سوال میشه خیلی چیزهارو فهمید چراکه کدهای مختلف معماریهای متفاوت و اسکیل پروژه ها و کیفیت کد ملاک هست برای خواندن کد و همینطوری ندیده این سوال رو پرسیدن خیلی چیزهارو مشخص میکنه راجع به تیم مصاحبه و نحوه کار در شرکت. درصورت قبول شدن هم به دلیل جو شلوغ شرکت تمایلی به انجام کار در اون محیط نداشتم. نهار با خودتون هست. اگر دانشجو هستید احتمالا مناسب هست. اضافه کار ندارن. به نظر یکم بی نظم میاد. برای تجربه کاری احتمالا خوب هست. صبحانه میدادن
مرحله اولش با تیم فنی بود که قرار بود باهاشون کار کنم بیشتر راجب کارشون پروژشون توضیح دادن اونقد مصاحبش فنی نبود بیشتر در حد آشنایی بود مرحله دومش این بود بهم یه پروژه دادن انجام بدم منم تو یه نصف روز انجام دام براشون فرستادم مرحله سومش مصاحبه با معاونت فنی بود که راجب کار و شرکت و اینا صحبت کردیم کلا مصاحبه خیلی روالی هستش … معمولی باشه خودش باشه
مصاحبهی خوبی بود، آزمون تستی برنامه نویسی استانداردی داشت و میتونستم از خونه انجام بدم. یک مصاحبه مهارتهای ارتباطی و تیمی هم داشتن که قشنگ بود 🙂 توی انتخاب فرصت شغلی هم دستم رو باز گذاشتن و میتونستم بین چندتا تیم انتخاب کنم.
مصاحبه من در دو مرحله انجام شد: در مرحله اول یک نفر با من مصاحبه کرد که خیلی خوش رفتار و وقت شناس بودن و در کل مصاحبه خوبی بود. حسم این بود که بیشتر میخواست ببینه به فرهنگ مجموعه میخورم یا نه و اینکه اصلاً آدمی هستم که میخوام رشد کنم یا نه.