برای این موقعیت با من تماس گرفتند، اما رفتار منابع انسانی خیلی حرفهای به چشم نمیخورد و فهم ایشان از فرایند مصاحبه هم چندان روشن نبود. هنگام تماس در حال رانندگی بودم و چند بار تأکید کردم که شرایط مناسبی برای صحبت ندارم، اما بدون هماهنگی قبلی یا پرسش دربارهی زمان مناسب، سوالات فنی بسیاری مطرح شد. وقتی پرسیدم آیا این مصاحبه فنی است، گفتند که مصاحبهی فنی جداگانه خواهد بود. با وجود توضیحهای مکرر من دربارهی وضعیت رفت و برگشت رانندگی و کمبود تمرکز، باز هم سوالها ادامه پیدا کرد و هر بار گفته میشد این آخرین سؤال است، اما باز پرسشهای بیشتری مطرح میشد. من احترام گذاشتم و پاسخ گفتم، اما به نظر میرسد ارزیابی فنی باید با هماهنگی قبلی و در زمانی مشخص انجام شود تا داوطلب بتواند با آرامش پاسخ بدهد. انتظار میرود واحد منابع انسانی به شرایطی که داوطلب اعلام میکند احترام بگذارد، بهخصوص وقتی فرد در حال رانندگی است و ادامه گفتوگو میتواند خطرآفرین باشد. نکتهی جالب این بود که بعد از این تماس طولانی، حتی یک پیگیری یا دعوت برای مصاحبهی فنی انجام نشد. این تجربه برای من نشان از بینظمی در فرایند جذب و استخدام این شرکت داشت.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من بیش از بیست سال بهعنوان همکار و پیمانکار با شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی همکاری داشتهام و در نه ماه اخیر نیز فرصت حضور و همکاری نزدیک در این مجموعه را یافتهام، و اکنون برخی از تجربیات و مشاهدات خود را بازگو میکنم. این شرکت با داشتن بیش از هزار و پانصد تا دو هزار نفر نیروی متخصص در سراسر کشور، بهعنوان یک نام معتبر و تأثیرگذار در حوزه پشتیبانی ابزارهای پرداخت شناخته میشود. حضور کارشناسان کاربلد، پشتیبانان پرتلاش و مدیران جوان، با انگیزه و آگاه در کنار معاونتهای توانمند منابع انسانی، مالی، فناوری اطلاعات، طرح و برنامه و عملیات، فضای سازمانی پویا و حرفهای مبتنی بر تعامل و همافزایی را شکل داده است. طی بیش از دو دهه فعالیت، این مجموعه همواره جایگاه مناسبی در صنعت پرداخت داشته و با اتکا به سرمایه انسانی خود از چالشهای متعدد عبور کرده و مسیر رشد و توسعه را ادامه داده است. از منظر توسعه فردی نیز، این مجموعه بستری ارزشمند برای جوانانی که به کار وارد هستند، تجربههای حرفهای، فراگیری فرآیندهای سازمانی و اجرای ایدهها و طرحهای نوآورانه را فراهم میآورد. ای کاش کسانی که در فضای مجازی درباره دیدگاهها و تجربههای خود صحبت میکنند، علاوهبر نقدها و دغدغهها، به واقعیتها، دستاوردها و نقاط قوت سازمان را نیز منعکس کنند. همچنین پاسخگویی و بررسی نقدها و گلایهها باید در محیطی تعاملی و سازنده صورت گیرد تا امکان پاسخگویی فراهم شود. با وجود شرایط دشوار اقتصادی کشور و گاه بحرانهای شدید، این شرکت با تکیه بر همدلی کارکنان و تدبیر مدیران نهتنها از کاهش نیرو پرهیز کرده، بلکه موفق شده مأموریتهای جدید و مسئولیتهای گستردهتری را در حوزه پشتیبانی تجهیزات سختافزاری شعب بانکها در سراسر کشور به عهده بگیرد. امروزه نیز با وجود دفاتر و نمایندگیهای متعدد در سطح کشور، شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی همچنان محیطی مساعد برای رشد، یادگیری، کسب تجربه و پرورش استعدادهای جوان و علاقهمندان به حرفهمند در این حوزه محسوب میشود.
در شرکت تایگر تجربهای از دوران کار به عنوان CTO طبقه چهارم دارم که با وجود همهی ابهامات، هدفم این است که به حقیقت برخورد و احساساتم با آن فرد نزدیک شوم. من هیچ قضاوتی نسبت به خوب یا بد شرکت ندارم؛ تنها نکتهای که با او مطرح شد این بود که نوشته بودم من به کافور نیاز دارم و من هم گفتم که کاری را انجام دادهام ولی هزینهاش را پرداخت نکردم. اگر سوءتفاهمی پیش آمده باشد یا ناراحتیای ایجاد شده باشد، حتما تماس بگیر تا پرداخت را انجام دهم و هر نتیجهای که برایت به وجود آمده از دلت در بیاورم. من همیشه اعتقاد دارم که با دیگران Unterschiedی ندارم و با همه مثل خودم رفتار میکنم؛ من را میشناسی و شمارهات را هم داری، پس با من تماس بگیر تا در گفتوگوهایمان به نتیجهای برسیم.
من اهل تبریز هستم و تجربهام از شرکت فناوران اطلاعات ستاک را هماکنون با صداقت بازگو میکنم. محیط کار در این شرکت به شدت بی structured و بدون ساختار است و اکثر همتیمیها به طور اجباری مجبور به حضور در محل کار هستند. برخی به خاطر درآمد کوتاهمدت، برخی هم به دلیل وضعیت دانشجویی یا خدمت وظیفه، به تدریج پس از اتمام تعهداتشان از شرکت جدا میشوند و به زندگی شخصیشان بازمیگردند. پیشنهاد نمیکنم برای کار به اینجا فکر کنید حتی اگر شرایطتان سخت باشد. تنها مزیت محسوس برای من شیر آبهای بود که در بخش مزایا ذکر شده بود.
زیر بار این شرکت کار میکنم و تجربهام را اینطور بازگو میکنم: آگهیهای استخدامیشان را بهطور منظم میبینم؛ هر روز بین بیست تا سی آگهی منتشر میکنند، و از این موضوع بچشم میخورد که مدت دوام نیروها در شرکت خیلی کم است و اکثر همکاران به سرعت از جایگاهشان جدا میشوند. از لحاظ فنی شرایط جالب نیست؛ به رغم اینکه چیزی که یاد میگیریم معمولا فراموش میشود و هر چه هم که بلد باشی، انگار خسته میشوی از فراموشی. فضای کاری چندان پیشرو نیست و فضا نسبتا سمی است. مزایا نسبتا کماند و در عین حال نکات منفی بیشتری دارند و حتی مزایا هم در حال کوچکتر شدن است. امیدوارم شرکت توسN به خودش بیاید و مسائل فنی و کار را بهتر مدیریت کند.
در وطن زرین، تجربهای تیره و ناامیدکننده برایم رقم خورد. محیط کار بهشدت نامطلوب بود و با وجود تلاشهایم، رفتارهای غیرقابل قبول و ناکارآمدیهای زیادی مشاهده شد. شیوههای مدیریتی غیرشفاف و فشارهای پی در پی باعث شد احساس بیاعتمادی و ناامیدی در من ایجاد شود. برخلاف آنچه انتظار داشتیم، شرایط به گونهای بود که کارمندانی که ضعف نشان میدادند به مشکلی برخورد میکردند و نتیجهای روشن و منصفانه نبود. در نهایت هم وضعی پیش آمد که باقیماندهی تیم با سردرگمی و بیثباتی روبهرو شد.
شرکت سنجش افزار آسیا را از تجربهای ناخوشایند میکاوم که در آن منابع انسانی به نظر نامنظم و بیثبات میآیند. شرایط استخدامشون هم گاهی به شکل سردرگمی پیش میره؛ گاهی آگهی شغلی رو منتشر میکنن، و فردا همون آگهی رو میبندن یا دوباره منتشرش میکنن و این چرخه دوباره تکرار میشه. وقتی تماس میگیرم و میپرسن که میتونم برای مصاحبه بیام، با پاسخ مثبت موافقت میکنم، اما وعدهای برای تماس بعدی داده نمیشه و دوباره خبری از ارتباط نمیگیرن. به نظر میرسد مشکلاتی وجود داره. یک کارمند جوان برای تماسها فرستادن که شاید تجربهای نداشت و نمیدونست چه باید بکنه. در چنین شرایطی داخل شرکت با وجود این مدیریت منابع انسانی، اوضاع چه طور خواهد بود؟
به نظر من خیلی از افراد به خاطر حقوق پایینتر از میزان انتظارشان از شرکت جدا میشوند، نه اینکه واقعا تمایل به ترک کارشان نداشته باشند. اما رفتار نا مناسب با کارمندان و مدیریتی که به اندازه کافی از مجموعه حمایت نمیکند، خیلی زود تصمیم به ترک را به ذهن میآورد. درست همان تجربه در اینجا اتفاق میافتد: منابع انسانی کمکم نابود میشود و گویی دو تا سه نفر بیشتر نیستند که به جای همدلی و هماهنگی، به حریمها و رفتارهای ناقص و نامناسب میپردازند؛ به طور خاص فردی با نام م.ز رزومه را بدون دقت ارسال میکند و برای واحدی نامناسب میفرستد. این سطح از بیمسؤولیتی گاه تا حدی بیسوادی در فرآیندها جلوه میکند که لازم است برای هر درخواست، جداگانه توضیح داده شود. شرکت بسیار پرمخاطرهای است، فضای کار بههمریخته و روابط ناسالم در میان همکاران زیاد دیده میشود؛ به همین دلیل در برخی بخشها دوربینها چندان مشخص نیستند. وقتی وارد شرکت میشوی، پوشش برخی از همکاران به شدت نامناسب است و لحظهای به اشتباه وارد مجموعهای که تصور میکنی در بانک میباشی میافتی.
برای من منابع انسانی خیلی بیکارا بود. چیزی که ازش میخواستم این بود که وقتی آگهی میذارند، رزومهها را دقیقا بررسی کنند و به کارجویان پاسخ بدهند؛ ولی اغلب فقط آگهیها را تمدید میکردند و هیچ بازخوردی ارائه نمیدادند. وقتی هم مصاحبهای میخواستیم تنظیم کنیم، یا با تأخیر تماس میگرفتند یا کنسل میکردند و عملا فرصت مشخصی برای برنامهریزی نبود. انگار تنها کاری که انجام میدادند این بود که آگهی را منتشر کنند و بقیهاش را رها کنند. اگر نیرو جذب شده بود، هیچ توضیحی ارائه نمیشد و فرایند به صورت منظم دنبال نمیشد.
شرکت طرفه نگار برای من محیطی بسیار ناسالم و غیردقیق بود و سطح کار هم سطح پایینی داشت. مدیران به نظرات و توانمندیها اهمیتی نمیدادند و بیشتر کسانی که سابقه چاپلوسی و زیرآب زدن داشتند، برگزیده میشدند و تا پایان کار همانجا میماندند. اگر کسی قصد داشت جایگاهشان را تغییر بدهد، به نحوی زیرآبش را میزدند و نتیجه را میدیدم. نمونهی روشنش آقای موث و همکارانش بودند. هیچ نظم و چارچوبی وجود نداشت. هر چه بیشتر کار میکردم، سهمم بیشتر میشد و بالعکس هر چه کمتر کار میکردم، کمتر پاداش میگرفتم یا حتی ارتقا نمیکردند. در برخی بخشها افراد قدیمی با گفتار توهینآمیز و تمایلات حاشیهساز حضور داشتند و برای اذیت دیگران تلاش میکردند تا کار بکشند. مجموعهای از نیروهای پشتیبانی بدون سابقه میخواستند تا تا حد امکان از آنها کار بکشند، انگارهشان این بود که حقوق دارند و به ظاهر امنیت شغلی هم دارند. برای بخش برنامهنویسی هم تعدادی دانشجو بودند که تحت عنوان کارآموزی با حقوق کم اما بهظاهر برای این کار جذب میشدند تا بهعنوان نیروهای کار رشد بدهند.
به خاطر فضایی که در شرکت حکمفرمایی مدیریتی ناپایدار داشت، تصمیم گرفتم قرارداد را ترک کنم. در دوران همکاری با دی رایانه نوین، با مشکلاتی روبهرو شدم که نشان میداد سطح سرپرستی جایگاه مناسبی ندارد. سوءتفاهمهای مداوم، کمبود شفافیت در ارتباطات و کمهمسازی بین واحدها موجب بیاعتمادی و ناپایداری محیط کار شد. این عوامل نهتنها کیفیت کار را کاهش داد، بلکه رضایت شغلی را پایین آورد و فشار کاری را برای تیم بالا برد و در نهایت منجر به پایان همکاری شد.
کار کردن در این شرکت را با وجود تلاشهای pribadi من، به خاطر مشکلات مدیریتی در سطح میانی به شیوهای مطلوب تجربه نکردم. رفتارهای گاهی غیرشفاف، تصمیمگیریهای سلیقهای و نبود یک رویکرد واحد در مدیریت تیم، منجر به نارضایتی و ابهام در میان همکاران شد. با این وضعیت، بسیاری از افراد دربارهی وظایف و انتظارات خود سردرگم میشدند و این ابهام به مرور بر کارایی تیم اثر منفی گذاشت و روی همکاری من هم تاثیر گذاشت.
در شرکت سروشان، به دلیل کمبود هماهنگی و شفافیت در سطح مدیریتی، جو تیمی به تدریج تحت فشار قرار گرفت و انگیزهها کم شد. فضای کار از حد حرفهای فاصله گرفت و برخی رفتارها از طرف تیم برتر به شکل حاشیهسازی، پیگیری نکردن به موقع مشکلات و پشتیبانی ناکافی از همکاران نمود پیدا کرد. نتیجه این وضعیت، کاهش روحیه و افزایش استرس روانی بود و ادامهی همکاری برای من دشوار شد.
در این شرکت، متوجه شدم که نقش مدیران میانی تا چه حد میتواند بر فضای کار اثر بگذارد. متأسفانه رفتارهای نادرستی از سوی برخی سرپرستان وجود داشت، مثل برداشت نادرست از عملکرد افراد یا انتقال ناقص اطلاعات به سطح مدیریت بالا. این مشکلات به تدریج باعث بیاعتمادی و سوءتفاهم بین کارکنان شد و در نتیجه روحیه تیمی کاهش یافت و در نهایت به جایی رسید که ادامه همکاری برای من میسر نبود.
همواره وجود چالشهای مدیریتی در سطح سرپرستی تأثیر زیادی روی تجربه من گذاشت. انتقال نادرست اطلاعات، نبود شفافیت در تصمیمگیریها و ایجاد فضای بیاعتمادی میان اعضای تیم باعث شد هماهنگی کاهش پیدا کند و تمرکز کاری کم شود. با مرور زمان این وضعیت محیط کار را فرسوده کرد، انگیزه را پایین آورد و کیفیت کار را متاثر کرد تا جایی که ادامه همکاری برای من ممکن نبود.
در این شرکت با محیطی همراه با چالشهایی روبهرو شدم که بیشتر ریشه در سبک مدیریتی داشت. بعضی رفتارها که از نظر حرفهای قابل دفاع نبودند، مثل ارائه نادرست اطلاعات، کم شفافیت در تصمیمگیریها و ایجاد فضای بیاعتمادی بین تیم، باعث کمشدن هماهنگی و تمرکز کار شد. به مرور، فشار کاری فرسودهکننده شد، انگیزه را کاهش داد و روی کیفیت کار تاثیر گذاشت؛ به همین دلیل ادامه همکاری برای من ممکن نبود.
با وجود تکیه بر فضای حرفهای حاکم بر شرکت، شکستهای ارتباطی در سطح سرپرستی به چشم میخورد و نبود راهبرد درست در انتقال اطلاعات، برخوردهای گاه غیرحرفهای و پرتنش بودن محیط باعث شد که در بلندمدت احساس رضایت از کار کاهش یابد و نهایتا تصمیم به پایان همکاری گرفته شود.
وقتی وارد این شرکت شدم، فهمیدم که نبود چرخه مدیریت صحیح در سطح سرپرستی میتواند جو کار را به کلی تحت تاثیر قرار بدهد. رفتارهای غیرحرفهای و ایجاد حاشیهها منجر به کاهش انگیزه تیم شد و در نتیجه برای من دیگر امکان همکاری وجود نداشت.
در این شرکت، حضور یک مدیر میانی ناکارآمد توانست جو کار را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهد و روند کار را با مشکل مواجه کند. با وجود شرایط موجود، رفتارهای نامناسب از طرف سرپرست باعث شد فضایی سالم برای کار کردن وجود نداشته باشد و همکاری من پایان یابد.
شرکت ماورانت همیشه برای من تجربهای پر فراز و نشیب بود. یکی از سرپرستان بخش با ایجاد فضایی ناسالم و حاشیهساز، بر محیط کار فشار زیادی وارد میکرد و باعث بیاعتمادی بین اعضا میشد. رفتارهای دوگانه و انتقال نادرست اطلاعات به مدیریت زمینهساز سوءتفاهمهای مکرر بین همکاران شد و در نتیجه روحیه تیمی به مرور کاهش یافت. به جای تمرکز روی وظایف و توسعه، بیشتر انرژی به حاشیهسازیها و تنشهای غیرضروری اختصاص پیدا میکرد. در نهایت این شرایط به خروج من از شرکت انجامید و احساس میکنم این تصمیم بیش از هر چیز نتیجه فضای کار ایجاد شده توسط این مدیر بود تا عملکرد واقعی من. امیدوارم مدیران میانی در چنین مجموعههایی بیش از پیش به رفتار و اثر آنها توجه کنند، زیرا نقش آنها در سلامت محیط کار و نگهداشت نیروها خیلی حیاتی است.
برای این موقعیت با من تماس گرفتند، اما رفتار منابع انسانی خیلی حرفهای به چشم نمیخورد و فهم ایشان از فرایند مصاحبه هم چندان روشن نبود. هنگام تماس در حال رانندگی بودم و چند بار تأکید کردم که شرایط مناسبی برای صحبت ندارم، اما بدون هماهنگی قبلی یا پرسش دربارهی زمان مناسب، سوالات فنی بسیاری مطرح شد. وقتی پرسیدم آیا این مصاحبه فنی است، گفتند که مصاحبهی فنی جداگانه خواهد بود. با وجود توضیحهای مکرر من دربارهی وضعیت رفت و برگشت رانندگی و کمبود تمرکز، باز هم سوالها ادامه پیدا کرد و هر بار گفته میشد این آخرین سؤال است، اما باز پرسشهای بیشتری مطرح میشد. من احترام گذاشتم و پاسخ گفتم، اما به نظر میرسد ارزیابی فنی باید با هماهنگی قبلی و در زمانی مشخص انجام شود تا داوطلب بتواند با آرامش پاسخ بدهد. انتظار میرود واحد منابع انسانی به شرایطی که داوطلب اعلام میکند احترام بگذارد، بهخصوص وقتی فرد در حال رانندگی است و ادامه گفتوگو میتواند خطرآفرین باشد. نکتهی جالب این بود که بعد از این تماس طولانی، حتی یک پیگیری یا دعوت برای مصاحبهی فنی انجام نشد. این تجربه برای من نشان از بینظمی در فرایند جذب و استخدام این شرکت داشت.
من بیش از بیست سال بهعنوان همکار و پیمانکار با شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی همکاری داشتهام و در نه ماه اخیر نیز فرصت حضور و همکاری نزدیک در این مجموعه را یافتهام، و اکنون برخی از تجربیات و مشاهدات خود را بازگو میکنم. این شرکت با داشتن بیش از هزار و پانصد تا دو هزار نفر نیروی متخصص در سراسر کشور، بهعنوان یک نام معتبر و تأثیرگذار در حوزه پشتیبانی ابزارهای پرداخت شناخته میشود. حضور کارشناسان کاربلد، پشتیبانان پرتلاش و مدیران جوان، با انگیزه و آگاه در کنار معاونتهای توانمند منابع انسانی، مالی، فناوری اطلاعات، طرح و برنامه و عملیات، فضای سازمانی پویا و حرفهای مبتنی بر تعامل و همافزایی را شکل داده است. طی بیش از دو دهه فعالیت، این مجموعه همواره جایگاه مناسبی در صنعت پرداخت داشته و با اتکا به سرمایه انسانی خود از چالشهای متعدد عبور کرده و مسیر رشد و توسعه را ادامه داده است. از منظر توسعه فردی نیز، این مجموعه بستری ارزشمند برای جوانانی که به کار وارد هستند، تجربههای حرفهای، فراگیری فرآیندهای سازمانی و اجرای ایدهها و طرحهای نوآورانه را فراهم میآورد. ای کاش کسانی که در فضای مجازی درباره دیدگاهها و تجربههای خود صحبت میکنند، علاوهبر نقدها و دغدغهها، به واقعیتها، دستاوردها و نقاط قوت سازمان را نیز منعکس کنند. همچنین پاسخگویی و بررسی نقدها و گلایهها باید در محیطی تعاملی و سازنده صورت گیرد تا امکان پاسخگویی فراهم شود. با وجود شرایط دشوار اقتصادی کشور و گاه بحرانهای شدید، این شرکت با تکیه بر همدلی کارکنان و تدبیر مدیران نهتنها از کاهش نیرو پرهیز کرده، بلکه موفق شده مأموریتهای جدید و مسئولیتهای گستردهتری را در حوزه پشتیبانی تجهیزات سختافزاری شعب بانکها در سراسر کشور به عهده بگیرد. امروزه نیز با وجود دفاتر و نمایندگیهای متعدد در سطح کشور، شرکت مهندسی سیستم یاس ارغوانی همچنان محیطی مساعد برای رشد، یادگیری، کسب تجربه و پرورش استعدادهای جوان و علاقهمندان به حرفهمند در این حوزه محسوب میشود.
در شرکت تایگر تجربهای از دوران کار به عنوان CTO طبقه چهارم دارم که با وجود همهی ابهامات، هدفم این است که به حقیقت برخورد و احساساتم با آن فرد نزدیک شوم. من هیچ قضاوتی نسبت به خوب یا بد شرکت ندارم؛ تنها نکتهای که با او مطرح شد این بود که نوشته بودم من به کافور نیاز دارم و من هم گفتم که کاری را انجام دادهام ولی هزینهاش را پرداخت نکردم. اگر سوءتفاهمی پیش آمده باشد یا ناراحتیای ایجاد شده باشد، حتما تماس بگیر تا پرداخت را انجام دهم و هر نتیجهای که برایت به وجود آمده از دلت در بیاورم. من همیشه اعتقاد دارم که با دیگران Unterschiedی ندارم و با همه مثل خودم رفتار میکنم؛ من را میشناسی و شمارهات را هم داری، پس با من تماس بگیر تا در گفتوگوهایمان به نتیجهای برسیم.
من اهل تبریز هستم و تجربهام از شرکت فناوران اطلاعات ستاک را هماکنون با صداقت بازگو میکنم. محیط کار در این شرکت به شدت بی structured و بدون ساختار است و اکثر همتیمیها به طور اجباری مجبور به حضور در محل کار هستند. برخی به خاطر درآمد کوتاهمدت، برخی هم به دلیل وضعیت دانشجویی یا خدمت وظیفه، به تدریج پس از اتمام تعهداتشان از شرکت جدا میشوند و به زندگی شخصیشان بازمیگردند. پیشنهاد نمیکنم برای کار به اینجا فکر کنید حتی اگر شرایطتان سخت باشد. تنها مزیت محسوس برای من شیر آبهای بود که در بخش مزایا ذکر شده بود.
زیر بار این شرکت کار میکنم و تجربهام را اینطور بازگو میکنم: آگهیهای استخدامیشان را بهطور منظم میبینم؛ هر روز بین بیست تا سی آگهی منتشر میکنند، و از این موضوع بچشم میخورد که مدت دوام نیروها در شرکت خیلی کم است و اکثر همکاران به سرعت از جایگاهشان جدا میشوند. از لحاظ فنی شرایط جالب نیست؛ به رغم اینکه چیزی که یاد میگیریم معمولا فراموش میشود و هر چه هم که بلد باشی، انگار خسته میشوی از فراموشی. فضای کاری چندان پیشرو نیست و فضا نسبتا سمی است. مزایا نسبتا کماند و در عین حال نکات منفی بیشتری دارند و حتی مزایا هم در حال کوچکتر شدن است. امیدوارم شرکت توسN به خودش بیاید و مسائل فنی و کار را بهتر مدیریت کند.
در وطن زرین، تجربهای تیره و ناامیدکننده برایم رقم خورد. محیط کار بهشدت نامطلوب بود و با وجود تلاشهایم، رفتارهای غیرقابل قبول و ناکارآمدیهای زیادی مشاهده شد. شیوههای مدیریتی غیرشفاف و فشارهای پی در پی باعث شد احساس بیاعتمادی و ناامیدی در من ایجاد شود. برخلاف آنچه انتظار داشتیم، شرایط به گونهای بود که کارمندانی که ضعف نشان میدادند به مشکلی برخورد میکردند و نتیجهای روشن و منصفانه نبود. در نهایت هم وضعی پیش آمد که باقیماندهی تیم با سردرگمی و بیثباتی روبهرو شد.
شرکت سنجش افزار آسیا را از تجربهای ناخوشایند میکاوم که در آن منابع انسانی به نظر نامنظم و بیثبات میآیند. شرایط استخدامشون هم گاهی به شکل سردرگمی پیش میره؛ گاهی آگهی شغلی رو منتشر میکنن، و فردا همون آگهی رو میبندن یا دوباره منتشرش میکنن و این چرخه دوباره تکرار میشه. وقتی تماس میگیرم و میپرسن که میتونم برای مصاحبه بیام، با پاسخ مثبت موافقت میکنم، اما وعدهای برای تماس بعدی داده نمیشه و دوباره خبری از ارتباط نمیگیرن. به نظر میرسد مشکلاتی وجود داره. یک کارمند جوان برای تماسها فرستادن که شاید تجربهای نداشت و نمیدونست چه باید بکنه. در چنین شرایطی داخل شرکت با وجود این مدیریت منابع انسانی، اوضاع چه طور خواهد بود؟
به نظر من خیلی از افراد به خاطر حقوق پایینتر از میزان انتظارشان از شرکت جدا میشوند، نه اینکه واقعا تمایل به ترک کارشان نداشته باشند. اما رفتار نا مناسب با کارمندان و مدیریتی که به اندازه کافی از مجموعه حمایت نمیکند، خیلی زود تصمیم به ترک را به ذهن میآورد. درست همان تجربه در اینجا اتفاق میافتد: منابع انسانی کمکم نابود میشود و گویی دو تا سه نفر بیشتر نیستند که به جای همدلی و هماهنگی، به حریمها و رفتارهای ناقص و نامناسب میپردازند؛ به طور خاص فردی با نام م.ز رزومه را بدون دقت ارسال میکند و برای واحدی نامناسب میفرستد. این سطح از بیمسؤولیتی گاه تا حدی بیسوادی در فرآیندها جلوه میکند که لازم است برای هر درخواست، جداگانه توضیح داده شود. شرکت بسیار پرمخاطرهای است، فضای کار بههمریخته و روابط ناسالم در میان همکاران زیاد دیده میشود؛ به همین دلیل در برخی بخشها دوربینها چندان مشخص نیستند. وقتی وارد شرکت میشوی، پوشش برخی از همکاران به شدت نامناسب است و لحظهای به اشتباه وارد مجموعهای که تصور میکنی در بانک میباشی میافتی.
برای من منابع انسانی خیلی بیکارا بود. چیزی که ازش میخواستم این بود که وقتی آگهی میذارند، رزومهها را دقیقا بررسی کنند و به کارجویان پاسخ بدهند؛ ولی اغلب فقط آگهیها را تمدید میکردند و هیچ بازخوردی ارائه نمیدادند. وقتی هم مصاحبهای میخواستیم تنظیم کنیم، یا با تأخیر تماس میگرفتند یا کنسل میکردند و عملا فرصت مشخصی برای برنامهریزی نبود. انگار تنها کاری که انجام میدادند این بود که آگهی را منتشر کنند و بقیهاش را رها کنند. اگر نیرو جذب شده بود، هیچ توضیحی ارائه نمیشد و فرایند به صورت منظم دنبال نمیشد.
شرکت طرفه نگار برای من محیطی بسیار ناسالم و غیردقیق بود و سطح کار هم سطح پایینی داشت. مدیران به نظرات و توانمندیها اهمیتی نمیدادند و بیشتر کسانی که سابقه چاپلوسی و زیرآب زدن داشتند، برگزیده میشدند و تا پایان کار همانجا میماندند. اگر کسی قصد داشت جایگاهشان را تغییر بدهد، به نحوی زیرآبش را میزدند و نتیجه را میدیدم. نمونهی روشنش آقای موث و همکارانش بودند. هیچ نظم و چارچوبی وجود نداشت. هر چه بیشتر کار میکردم، سهمم بیشتر میشد و بالعکس هر چه کمتر کار میکردم، کمتر پاداش میگرفتم یا حتی ارتقا نمیکردند. در برخی بخشها افراد قدیمی با گفتار توهینآمیز و تمایلات حاشیهساز حضور داشتند و برای اذیت دیگران تلاش میکردند تا کار بکشند. مجموعهای از نیروهای پشتیبانی بدون سابقه میخواستند تا تا حد امکان از آنها کار بکشند، انگارهشان این بود که حقوق دارند و به ظاهر امنیت شغلی هم دارند. برای بخش برنامهنویسی هم تعدادی دانشجو بودند که تحت عنوان کارآموزی با حقوق کم اما بهظاهر برای این کار جذب میشدند تا بهعنوان نیروهای کار رشد بدهند.
به خاطر فضایی که در شرکت حکمفرمایی مدیریتی ناپایدار داشت، تصمیم گرفتم قرارداد را ترک کنم. در دوران همکاری با دی رایانه نوین، با مشکلاتی روبهرو شدم که نشان میداد سطح سرپرستی جایگاه مناسبی ندارد. سوءتفاهمهای مداوم، کمبود شفافیت در ارتباطات و کمهمسازی بین واحدها موجب بیاعتمادی و ناپایداری محیط کار شد. این عوامل نهتنها کیفیت کار را کاهش داد، بلکه رضایت شغلی را پایین آورد و فشار کاری را برای تیم بالا برد و در نهایت منجر به پایان همکاری شد.
کار کردن در این شرکت را با وجود تلاشهای pribadi من، به خاطر مشکلات مدیریتی در سطح میانی به شیوهای مطلوب تجربه نکردم. رفتارهای گاهی غیرشفاف، تصمیمگیریهای سلیقهای و نبود یک رویکرد واحد در مدیریت تیم، منجر به نارضایتی و ابهام در میان همکاران شد. با این وضعیت، بسیاری از افراد دربارهی وظایف و انتظارات خود سردرگم میشدند و این ابهام به مرور بر کارایی تیم اثر منفی گذاشت و روی همکاری من هم تاثیر گذاشت.
در شرکت سروشان، به دلیل کمبود هماهنگی و شفافیت در سطح مدیریتی، جو تیمی به تدریج تحت فشار قرار گرفت و انگیزهها کم شد. فضای کار از حد حرفهای فاصله گرفت و برخی رفتارها از طرف تیم برتر به شکل حاشیهسازی، پیگیری نکردن به موقع مشکلات و پشتیبانی ناکافی از همکاران نمود پیدا کرد. نتیجه این وضعیت، کاهش روحیه و افزایش استرس روانی بود و ادامهی همکاری برای من دشوار شد.
در این شرکت، متوجه شدم که نقش مدیران میانی تا چه حد میتواند بر فضای کار اثر بگذارد. متأسفانه رفتارهای نادرستی از سوی برخی سرپرستان وجود داشت، مثل برداشت نادرست از عملکرد افراد یا انتقال ناقص اطلاعات به سطح مدیریت بالا. این مشکلات به تدریج باعث بیاعتمادی و سوءتفاهم بین کارکنان شد و در نتیجه روحیه تیمی کاهش یافت و در نهایت به جایی رسید که ادامه همکاری برای من میسر نبود.
همواره وجود چالشهای مدیریتی در سطح سرپرستی تأثیر زیادی روی تجربه من گذاشت. انتقال نادرست اطلاعات، نبود شفافیت در تصمیمگیریها و ایجاد فضای بیاعتمادی میان اعضای تیم باعث شد هماهنگی کاهش پیدا کند و تمرکز کاری کم شود. با مرور زمان این وضعیت محیط کار را فرسوده کرد، انگیزه را پایین آورد و کیفیت کار را متاثر کرد تا جایی که ادامه همکاری برای من ممکن نبود.
در این شرکت با محیطی همراه با چالشهایی روبهرو شدم که بیشتر ریشه در سبک مدیریتی داشت. بعضی رفتارها که از نظر حرفهای قابل دفاع نبودند، مثل ارائه نادرست اطلاعات، کم شفافیت در تصمیمگیریها و ایجاد فضای بیاعتمادی بین تیم، باعث کمشدن هماهنگی و تمرکز کار شد. به مرور، فشار کاری فرسودهکننده شد، انگیزه را کاهش داد و روی کیفیت کار تاثیر گذاشت؛ به همین دلیل ادامه همکاری برای من ممکن نبود.
با وجود تکیه بر فضای حرفهای حاکم بر شرکت، شکستهای ارتباطی در سطح سرپرستی به چشم میخورد و نبود راهبرد درست در انتقال اطلاعات، برخوردهای گاه غیرحرفهای و پرتنش بودن محیط باعث شد که در بلندمدت احساس رضایت از کار کاهش یابد و نهایتا تصمیم به پایان همکاری گرفته شود.
وقتی وارد این شرکت شدم، فهمیدم که نبود چرخه مدیریت صحیح در سطح سرپرستی میتواند جو کار را به کلی تحت تاثیر قرار بدهد. رفتارهای غیرحرفهای و ایجاد حاشیهها منجر به کاهش انگیزه تیم شد و در نتیجه برای من دیگر امکان همکاری وجود نداشت.
در این شرکت، حضور یک مدیر میانی ناکارآمد توانست جو کار را به طور قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهد و روند کار را با مشکل مواجه کند. با وجود شرایط موجود، رفتارهای نامناسب از طرف سرپرست باعث شد فضایی سالم برای کار کردن وجود نداشته باشد و همکاری من پایان یابد.
شرکت ماورانت همیشه برای من تجربهای پر فراز و نشیب بود. یکی از سرپرستان بخش با ایجاد فضایی ناسالم و حاشیهساز، بر محیط کار فشار زیادی وارد میکرد و باعث بیاعتمادی بین اعضا میشد. رفتارهای دوگانه و انتقال نادرست اطلاعات به مدیریت زمینهساز سوءتفاهمهای مکرر بین همکاران شد و در نتیجه روحیه تیمی به مرور کاهش یافت. به جای تمرکز روی وظایف و توسعه، بیشتر انرژی به حاشیهسازیها و تنشهای غیرضروری اختصاص پیدا میکرد. در نهایت این شرایط به خروج من از شرکت انجامید و احساس میکنم این تصمیم بیش از هر چیز نتیجه فضای کار ایجاد شده توسط این مدیر بود تا عملکرد واقعی من. امیدوارم مدیران میانی در چنین مجموعههایی بیش از پیش به رفتار و اثر آنها توجه کنند، زیرا نقش آنها در سلامت محیط کار و نگهداشت نیروها خیلی حیاتی است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.