بهطور کلی تجربهی من در این شرکت خیلی ناخوشایند بود. گروهی از همکاران با رفتاری ناپسند و پر از خودبرتربینی کار میکردند، بهویژه مدیر سئو که نامبردن از او باعث شرمساری است. این افراد با تهدید و فشار سعی میکردند از من و تیم امتیاز بگیرند؛ مثلا میگفتند اگر ده دقیقه دیرتر به کار شروع کنید، فورا جریمه میشوند. آنها دائما با هر مشکلی در گروه حضور پیدا میکردند و با لحن منتگذاشتن به کارمندان میگفتند حقوق ثابت میگیرند و باید خیلی خوب کار کنیم در غیر این صورت نویسندههای خارج از شرکت با مبالغ بالاتر برای ما خواهند نوشت. حقوق پایه بر اساس نرخهای وزارت کار بود و پرداختها هم خیلی بدون نظم انجام میشد؛ گاهی بهروز نبودن یا تاخیری دو ماهه در پرداختها وجود داشت و گاهی تا ۷۵ روز هم طول میکشید. من خودم هم تنها یک ماه پس از قطع همکاری با پیگیری دقیق، تسویه دریافتم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت همکاران سیستم فرهنگ سازمانی بسیار خوبی دارد و برخورد بین پرسنل بسیار خوب است اما خب پس از مدت بسیار کمی بعد از ورود متوجه فشار زیاد کاری و عدم دریافت حقوق مکفی میشوید و از شما انتظار اضافه کاری میرود ولی در قبال آن پولی به شما پرداخت نمیشود و از طرفی پیشرفت کاری نخواهید داشت زیرا به عنوان برنامه نویس فقط کپی پیست میکنید بنابراین پیشنهاد من این است هیچ وقت بیشتر از یکسال در این شرکت نمانید اما اگر دنبال کارمند بودن هستید جای مناسبی میباشد اما قید پیشرفت را بزنید
محیط شرکت سمی هست همه با هم دشمن هست من تو تیم آقای علی مقدس زاده بودم. ایشان متاسفانه پرسنل خودشو مرتب تحقیر میکنه و با هم مقایسشون میکنه رفتارهاشون مناسب نبود و توقعات به نظر نابه جا داشتن کار تیمی و همدلی تو این شرکت وجود نداره و همه یکجوری با هم بد برخورد میکنند. یعنی فرهنگ سازمانی شرکت این طور هست. وقتی مشکلی پیش میومد همه گردن هم مینداختن و یک محیط سمی و بدی وجود داشت. علی مقدس زاده ما رو مجبور میکرد تا 9 شب تو شرکت بمونیم که طبیعتا کارایی افراد از شدت خستگی پایین میاد. حقوق هم کم بود و واقعا دیگه ارزش موندن نداشت. واقعا ای کاش تو این شرکت نمیرفتم.
خیلی بد بعد از چند روز تصمیم گرفتم بیام بیرون واقعا افتضاح و بی ادبن نگاه بالا ب پایین دارند و حالم ازشون بهم میخوره.واقعا اگه یه بمب داشتم مینداختم تو ساختمان روز اول!
سلام دوستان میخوام تحربمو از فعالیت در کار گزاری آگاه براتون به اشتراک بذارم مورد اول اینکه تو آگاه هر قسمت به نوع خاص خودش اداره میشه و خودمختاره مثلا کالسنتر کرج یه دنیای دیگه هست که ربطی به آگاه نداره یا ویستا سامانه آگاه و یا سایر موارد فقط تنها چیزی که مشترک هستن اینکه سیاست پرداخت حقوق حداقل مبلغ هستش و صحبت از حقوق یه تابو و خط قرمز حساب میشه ، از کالسنتر کرج براتون بگم تقریبا ۱۵۰ تا نیرو داره ماهانه ۴۰ نفر خروجی داره که مدام در حال جذب نیرو هستن مدیریت پادگان طوره مدیر یه بت هستش که باید پرستیده بشه اینجوری دوست داره شرط میبندم حالتون بد بشه از اینهمه تملق سیستمی دارن که یه عده کم سن و سال که از اینجا رونده از اونجا مونده رو دور خودشون جمع کردن بهشون بهایی دادن فراتر از تصور خود اونا دادن تا وفادارانه کار کنن برای مجموعه و چرخ رو بچرخونن شما فرض کن معتبر بشه گدا ، این موارد رو تشریح کردم بدونید خروجی ماهانه ۴۰ نفر فقط بخاطر حجم کار نیست بیشتر بخاطر رفتار های کودکانس نداشتن آموزش های لازمه و عقده گشایی آدمای بیسواده بطور مثال شما برای مرخصی باید کلی دلیل بیاری دلشون بسوزه شاید در سال از ۳۰ روز استحقاق ۱۰ روز استفاده کنی و مابقی میسوزه و مبلغی پرداخت نمیشه طبق رویه من درآوردی ، به صورت تیم بندی اداره میشه در روز حداقل ۷ ساعت با تلفن یک ریز صحبت کنی و بیشتر این مکالمات بازاریابی برای کارگزاری هستش که در روز کلی حرف رکیک یاد میگیری برای دستشویی رفتن باید اجازه بگیری یک دقیقه دیر بیای سرکار برخورد زشتی باهات میشه انتظارات خیلی بالایی دارن اگر هم خیلی خوب باشی و عذرتون مبخوان اضافه کار اجباریه ولی پولشون نمیدن میگن کار خودت عقب مونده حتی پول پارکینگ هم ازت میگیرن نگاه از بالا به پایین هست مدام دار حال اتو گرفتنن و از حداقل چیزی که گیرشون بیاد برای زدنت استفاده میکنن حتی یک دقیقه تاخیر اصلا دنبال نیروی متخصص و کارآمد نیستن دنبال آدمای میگردن که مثل خودشون باشن هیچ وقت یادم نمیره که یکی از همکارا که نیروی خیلی خوب و کار بلدی بود باردار شد و به بدترین شکل باهاش رفتار کردن و اخراج شد ، در کل جدا از آگاه مرکز تماس آگاه جای خوبی برای توقف نیست پیشرفت نداره هیچ تخصصی بهت اضافه نمیشه چیزی رو بهت آموزش میدن که فقط به درد آگاه میخوره گول هزینه آموزش هم نخورید که یه دروغه . امیدوارم موفق باشید.
در محیطی ناسالم کار میکردم که فضای آن به شدت مسموم بود و از نگاه بالا به پایین مدیران تغذیه میشد. مدیران به کارمندان با رفتار تحقیرآمیز و توهینآمیز و با نگاهی سرافکنده اما هدفدار نگاه میکردند و زبان نامناسب و رکیک بین همکاران رایج بود. به حریم خصوصی افراد بیاحترامی میشد و گاهی تعرضی غیرحرفهای به حریمها صورت میگرفت. مدیران ناکارآمد اغلب بر پایه رابطه خانوادگی یا دوستی با مدیرعامل منصوب میشدند و دانش لازم را در حوزه مربوطه نداشتند. انتظار برای ماندن در شرکت بیشتر از ساعات کاری بود، در حالی که اضافهکاری یا کار مرتبطی ارائه نمیشد و حقوق و مزایا هم به اندازه کافی نبود. از کارمندها سفتههای سنگین اخذ میشد بدون ارائه سند قرارداد یا کپی از سفتهها با عنوان حسن انجام کار، و برخی پروژههای کافی برای یادگیری نیروها در بازار کار وجود نداشت.
انتشارات خیلی سبز جای مناسبی برای یک کارشناس نیست. برعکس ظاهر جذاب و پویایی که از خودشون نشون میدند به هیچ عنوان ارزشی برای افراد قائل نیستند. روز مصاحبه که دقیقه بعد از یک ساعت معطلی به من گفتند که به فلان ساختمون مراجعه کنید و اونجا مصاحبه بشید. بعد از استخدام هم اصلا اهمیت نداره که چقدر قوی عمل کنید و چه دستاوردی داشته باشید. کافیه مدیر بالادستی (که خیلی هاشون اصلا شباهتی به مدیر ندارند) از شما خوشش نیاد. منابع انسانی این سازمان اسمش اشتباهه، کلا منابع هر چی باشه انسانی نیست. کافیه یک مدیر میانی و سرپرست به همون دلیل که گفتم از شما خوشش نیاد و بگه ایشون نباشه. حتی سوال نمی پرسند که جریان چیه و بدون دلیل می گند خداحافظ. دلیل هم بپرسید می گند ما باید هوای مدیرامون رو داشته باشیم و این حرفا. در کل مدتی که تو خیلی سبز بودم جزء بدترین تجربه های کاری من بود.
من دوسال در شرکت هیوا کار کردم و چون مجبور بودم شهر دیگه ای برم دیگه نتونستم کارم رو ادامه بدم ولی اگه برگردم عقب بازهم هیوا رو بزای کار انتخاب میکنم♥️این مدت بهترین تحربیات کاری رو داشتم.بهمون موضوعات مختلف تحصیلی رو اموزش میدادن و در مورد همون موضوع مشاوره میدادیم و همیشه مسئول اموزش کنارمون بود که موردی رو اشتباه به مشترک توضیح ندیم چون خیلی براشون مهم بود.محیط کارمون واقعا نظم داشت و رعایت مسائل اخلاقی خیلی مهم بود و ارتباط خوبی بین مسئولین و مشاورا بود.فقط حجم اطلاعاتی که باید یاد میگرفتیم بخاطر مدل کارمون گسترده بود که با برنامه ریزی قابل حل بود.همیشه حقوقا به موقع پرداخت میشد و تلاش مشاور همیشه قدردانی میشد.
من از بچگی دانش اموز سفیر بودم و بعد ۵سالی مدرس و مترجم و تولیدمحتواگر سفیر شدم. با اینکه به زعم حقوق کم مدیر فرهنگی نشد که واقعا ادامه بدم اما حقیقا محیط به این منظمی، دوستانه و جذاب هیچ جای ایران پیدا نمیشه. حقیقتا به شخصیت تو اهمین داده میشه و همه چیز صرفا برای پیشرفت تو و در نهایت پیشرفت موسسه طراحی شده و تو حس پله بودن بهت دست نمیده.
این شرکت یک حجره ی کوچیکه تو بازاره که تو خیابون جامی بناش کردن! من موردی و کوتاه میگم چون داستان اگر بخوام بگم تا صد سال میشه نوشت: ۱.قراردادها سه ماه سه ماه تمدید میشه و امنیت شغلی صفره. حتی اگر شما مورد تمدید قرار بگیرید، اون جو اول ماه که نصفیو میریزن بیرون(که قبلا هم بهشون اعلام نشده بود) و اون بغض خداحافظیا و شوک شدن سرماه واقعا افتضاحه!!! ۲. شما باید اضافه کاری بمونی، نمونی مدیرت میگه اا سرویست اومد که داری سروقتت میری و مسخره میکنه، این درحالیه که اگر سروقت نیای، نه سر خودت بلکه سرهمه داد و فریاد میشه. ۳.برای شادی کارمندا عروسک میارن و اهنگ میذارن و عکس و فیلماشونو ازین کار جذابشون میگیرن و وقتی عکسا تموم شد، همه باهم تشریف میبرن. ۴. وقتی هر مدیری از هر بخشی میاد "باید" بلند شی وگرنه تذکر میگیری. اگر طبقه ی اول باشی که محل جلساته،باید روزی ۱۰بار بلند شی. ۵. اگر پست اعتراضی تو لینکدین بذاری، تو ایشالله ماشالله بهت میگن پاک کن، اگرم بله چشم قربان گو نبودیو بازم ادامه دادی اخراجی. ۶. برای همه چی قانون هست و قانونا هرروز عوض میشه، همونطور که وظایف هرروز عوض میشه. کارتون کاملا بستگی به مود مدیر و مدیرعتمل داره. ۷.مرتب تکرار میشه که یه سفره ای پهنه که اگر نون بیاد توش به همه میرسه، جدا از توهین امیز بودن این موضوع، همین عزیزان وقتی ارتقا حقوقت که قرار بود ۷۰۰ هزار تومن باشه و الان ۵۰۰ هزتر تومن شده تو قرارداد، بهت میخندن میگن بابا حالا با ۲۰۰ تومن که پولدار نمیشی و میخندن بهت و شوخی شوخی پولتم نمیدن. ۸.بیمه وزارت کار رد میشه که بی دلیله! ۹.مرتب با دوربین رد میشی، فرداش دونه دونه حرکاتی که کردیو باید جواب پس بدی مثلا چرا بیشتر از ۱۰ دقیقه با بغل دستیت حرف میزنی (همزمانم کار میکنی) ۱۰. ناهار هرکس پشت میزشه و اجازه ندارید باهم بشینید بخورید و حرف بزنید، زمان میگیرن که از ۱۵ دقیقه بیشتر نشه. یروز قانون میاد ظرفاتونو حق ندارید خودتون بشورید و برید سمت سینک، یروز میگن باید برید خودتون بشورید، یروز میگن باید اصلا ببرید خونه (یعنی در این حد شما برده اید) ۱۱. اگر مدیر عصبانی شه و به یکی حرفای زشت بزنه یا وسایل کسیو از رو میزش پرت کمه زمین، هیچ مشکلی نیست ولی اگر کارمندی توهین به خودشو نپذیره، و اعتراضی در حد یک جمله هم بکنه، قطعا اخراج میشه. ۱۲.بعد از اخراج شدن/استعفا دادم، اجازه ورود به طبقات و دیدن همکتراتو نداری، حتی نمیتونی خودت بری منابع انسانس برای گرفتن مدارک. نگهبان پایین انقد منتظرت نگهت میداره تا یکی بیاد. ۱۳. این حجره ی بزرگ پر از آدماییه که میانو میرن، اگر جان سخت باشی و بتونی تحمل کنی قطعا مدیر میشی چون ادمای زیادی نمیتونن دووم بیارن. ۱۴.سفته ازتون میگیرن.
برای مصاحبه رفتن با انتظارات بالایی به شرکت نرمافزاری هلو نشسته بودم، اما برخی اظهار نظرها از طرف تیم مقابل برایم غیرمنطقی بود. انتظار داشتم با نام و سابقهای که نشان از حرفهای بودن دارد، رفتاری حرفهایتر ببینم. در یکی از گفتوگوها بابت اینکه رزومه را از جابینجا فرستادهام سوال کردند و من هم توضیح دادم که اگر آگهی در جابینجا منتشر شده بود، رزومهام را آنجا فرستادهام و... نتیجه نهایی مصاحبه را دریافت نکردم.
در شرکت سه کلیک به من گفتند نباید با همکاران ارتباط دوستانهای خارج از محیط کار داشت، فقط باید همدلی کاری باشه و رابطهای بیرون از شرکت برقرار نشود. دلیلشان این بود که شاید در آینده بخواهند با من ترفیع بدهند و آن دوست همکار بتواند جلوهای ناخوشایند به کار بزند و روی عملکرد هر دو اثر منفی بگذارد. نکته دیگر این بود که حقیقی برای زمان استراحت ناهار یا امتیازات مشابه نیست و تا ساعت پایان کار معمولا به انجام تسکها اهمیت میدهند تا اینکه به ناهار برسند. به خاطر همین، تا ساعات کاری تا پایان انجام تسکها ترجیح میدهند و ناهار دیر یا حتی نخورده باقی بماند.
دو سالی را که اینجا گذراندم تجربهای بود پر از نکتههای مختلف. فضای شرکت دوستانه بود و صاحب کسبوکار به خاطر رفاه کارکنان تا حدی تلاش میکرد. اما مشکل اصلی اینجا این بود که مدیریت در اکثر کارها دخالت میکرد و عملا هیچ کاری بدون تأیید ایشان انجام نمیشد. از قبل میدانیم که گاهی کارها اشتباهاند یا تشخیص درستشان مشخص نیست، اما چون مدیریت میگفت باید انجام شود، مجبور بودیم که به آن مسیر ادامه بدهیم. نکته دیگر اینکه گروهی از همکاران سالها با ما بودند، در حالی که افراد زیادی هم بودند که بهسرعت شرکت را ترک میکردند.
رویای پیوستن به تیم BI در شرکتی با نام رستافن همچنان برای من مشخص است و نکتهای که بیش از هر چیز به چشم میخورد، طولانی شدن فرایند و رفتارهای نامتعارف برخی از مسئولان است. در جریان مصاحبه برای موقعیت BI developer، حدود سه ماه درگیر مراحل مختلف مصاحبه بودم و هر بار تنها یک گام جلو میرفتیم. به نظر میآمد که فرایند استخدام برای آنها به پایان رسیده، حتی حقوق پیشنهادی هم مطرح شد؛ اما در نهایت هیچ تماسی از سمتشان دریافت نکردم. در تماسی که با یکی از مسئولان داشتم، گفتند که گزینههای دیگر هم بررسی میشوند و اطلاع میدهند، هرچند برخی از این قولها با حقیقت همسو نبودند. به نظر میرسید که وعدههای مبالغ حقوق بالا برای جلب توجه من و کنار زدن سایر گزینهها به کار میآید تا من را در چنبر تصمیمگیری نگه دارند. از دید همکاران دیگر، به نظر میرسد که این روند در فرایند استخدامشان تکراری است و به نوعی طرحی برای نگه داشتن نامزدها در مسیر استخدام است. در خصوص روال مصاحبه باید بگویم برخوردشان محترمانه و حرفهای بود، اما رفتارهای انجامشده با من بهگونهای بود که حس کردم اصلا با شرایط واقعی و انتظارات من همسو نیست.
مصاحبهای که تجربهاش را دارم خیلی غیرعادی بود. گویا جلسه با گوگل میت برگزار شد و بیش از بیست دقیقه هیچکس حضور نداشت تا من را تأیید کند؛ وقتی تماس گرفتم یادشان آمد جلسه دارند و تاخیر جلسه به حدود بیست و پنج دقیقه رسید. طبق ایمیلی که قبلا فرستاده بودند قرار بود سه نفر مدل مصاحبهکننده حضور داشته باشند، اما تنها یک آقا آمد که نامش در لیست سه نفر نبود و اصلا در ایمیلها هم به نامش اشاره نشده بود. طبق توضیحات ایمیلی که ارسال شده بود، جلسه باید یک ساعت طول بکشد، اما ایشان گفتند فقط بیست و پنج تا سی دقیقه وقت داریم. فقط از من خواستند درباره تجربه و رزومهام صحبت کنم و گفتند هیچ سؤالی مطرح نمیکنند و تنها شنوندهاند. از من پرسیدم ایشان چند ماه است در شرکت هستند و کارشان کنترل پروژه است، توضیح دادند که کارشناس کنترل پروژه هستند که میخواهند با من مصاحبه کنند. در پایان گفتند نظر من را به منابع انسانی منتقل میکنند بدون انجام مصاحبه تخصصی یا روانشناسی یا ارزیابی وسیعتر. دو روز بعد هم ایمیل آمد و گفت نتیجه ارزیابی به دلیل سوابق کاری و حرفهایام با پوزیشن ما همخوانی ندارد. من در زمینه مدیریت پروژه و مدیریت محصول ده سال سابقه دارم، اما بدون مصاحبه تخصصی و احتمالا با نگاه سطحی از ظاهر یا نحوه صحبت، ارزیابی شدم. اگر سوابق من مناسب نبود چرا رزومه برای مصاحبه تأیید شد، اگر مناسب بود چطور بدون مصاحبه تخصصی متوجه شدند که تجربه کاری ندارم؟ اگر قصد ارزیابی شخصیت و رفتار من را داشتند چرا مصاحبه منابع انسانی انجام نشد؟ روانشناسی سؤال نکردند؟ فقط حدود یک ربع از سوابق کاریام گفتم و همین کافی شد تا نتیجه بدهند؟ قطعا سوالاتی که میتوانست پررنگ باشند، پرسیده نشدند. واقعا تجربهای عجیب بود و به نظر میرسید معیارهای ارزیابی به طور قابل توجهی سادهگیرانه یا ناقص بود.
برای من مشخص شد که فرایند مصاحبه با این شرکت در واقع خیلی سریع و بهطور آنلاین آغاز شد. پس از فرستادن رزومه، از طرف واحد منابع انسانی تماس گرفتم و زمان مصاحبه بهصورت اسکایپی تعیین شد. نخستین جلسه مصاحبه که جنبه فنی داشت، حدود یک ساعت طول کشید و در پایان گفتند در صورت تأیید پس از بررسی، یک تسک برای من ارسال میشود. حدودا یک ساعت بعد تسک در گروه اسکایپی منتشر شد؛ پروژهای کامل از پنل ادمین که لزومی به رعایت زمان نداشت اما پیادهسازی تعدادی جنبه پیچیده هم داشت که به نظر من حرفهای نبود. من کار را انجام داده و تحویل دادم. از من خواسته شد که کد را برایشان ارسال کنم، اما تمایلی به این روند نداشتم و بهجای آن چند مورد را بهصورت انتخاب مسئول فنی برایشان فرستادم و کل پروژه را آنلاین در اختیارشان گذاشتم تا بتوانند بررسی کنند. در حین مصاحبه با این شرکت همزمان با شرکتهای دیگری در حال مصاحبه بودم و اغلب آنها را پذیرفته بودم؛ به همین دلیل دوست داشتم روند کار زودتر پیش برود. چند روز بعد با پیگیری خودم معلوم شد که باید یک جلسه حضوری با منابع انسانی بگذارم که برگزار شد و گفتند دو روز دیگر نتیجه را اعلام میکنند؛ با وجود این، پس از دو روز خبری نشد و دوباره پیگیری کردم و گفتند باید جلسه دیگری با مدیر فنی تیم انجام دهم، که باز هم حضوری بود و باعث تأخیر دیگری شد. پس از این جلسه نیز قول دادند که تا فردا نتیجه را اعلام میکنند، اما سه روز گذشت و همچنان پاسخی نگرفتم. احساس کردم رفتار تیم نسبت به من محترمانه نیست، به ویژه اینکه اگر تمایل به همکاری نداشتند هم میشد صریح اعلام کنند. در رابطه با مسائل مالی و مزایا که با مسئول منابع انسانی مطرح کرده بودم، برخی نکات واضح بود و برخی دیگر مبهم: - بیمه بهطور کامل تأمین میشود یا میشود رد کرد؟ پاسخ روشن نبود. - در انتهای سال تنها عیدی وجود دارد که برابر با دو پایه حقوق وزارت کار است. - سنوات وجود ندارد و در عوض مالیات و حق بیمه از فرد کسر میشود یا نمیشود واضح نبود. - بستههای تشویقی یا هدایای مناسبتی بهطور منظم نیست و گاهی ممکن است داده شود. - پاداش فصلی وجود ندارد. - وعده ناهار و صبحانه داده نمیشود. - نحوه محاسبه حقوق به صورت ساعتی بود اما با وضعیت تماموقت، که برای من عجیب بهنظر میرسید. - ساعات کاری از شنبه تا چهارشنبه از هشت تا چهار و پنجشنبه تا ظهر بودند؛ در صورت تمایل میشد پنجشنبه را نیامد و ساعات را در طول هفته جابهجا کرد. همچنین از یکی از دوستان که در آنجا کار میکردم شنیدم که بهنام بچهها بدون اطلاع آنها از بانک رسالت برای شرکت وام گرفتهاند. در نهایت به نظر من گزینههای دیگر کاری ممکن است برایم مناسبتر باشند.
در 3 سال گذشته که به صورت دورکار برای این شرکت مشغول به کار هستم، تا بحال نشده که حقوق را با تاخیر پرداخت کند ولی ما چون دورکار هستیم معمولا شرکت ها بدقول هستند. از مدیریت مالی خوب این شرکت ممنونم.
از همان ابتدای ورودم نگاه های بالا به پایین برای من آزار دهنده بود .بعد از دوره آزمایشی به طرز کاملا نمایشی این رفتار تغییر کرد.رسما بچه ها تشویق میشدند به شو آف و بزرگ جلوه دادن کارها .به راحتی میشنیدی که افرادی پشت سر دیگران حرف میزنند . فریموورک بخش core banking هم طوری طراحی شده که عملا دولوپر ها تبدیل میشدند به coder و هیچ رشدی در اونجا با حجم بالای تسکهای بی ارزش (از لحاظ فنی) ممکن نیست. بسیار کوتوله پرور بودند و برای اسکیل آپ فقط موارد پیشنهادی خودشون که بسیار هم معمولی بود رو پیشنهاد میدادند. مدیر پروژه در داتین اجازه داشت انواع برچسب های شخصیتی و روانی رو به نیروهاش بزنه و حتی دوره هم برای رفع اون برچسب پیشنهاد میداد که که اگر در اون دوره شرکت نمیکردیم، نمره منفی در اسکیل آپ فردی منظور میکرد. دقیقا نظام ارباب و رعیتی رو به خوبی پیاده میکردند. روابط فامیلی اونجا بسیار زیاد بود و کسانی که اهل رابطه نبودند، به خاطر وجود مافیا به شدت از لحاظ روحی اذیت میشدند. فرهنگ سازمانی بسیار پایین بود . هر روز با شروع کار احساس میکردم یک دور بازی مافیا شروع شده و دائما با رفتار های غیر انسانی بعضی از افراد تیم غافلگیر میشدم. داتین جای ترسناکی بود و من افول انسانیت رو اونجا به چشم خودم دیدم . متاسفم برای مدیران داتین ...
شرکتی که به خاطر ارتباطش با بیمه مرکزی درآمدزایی میکند، به نظر میرسد انتظارهای شغلی را خیلی روشن نکرده باشد. در اینجا فضای شرکت به روال مدیر عامل تبدیل به محلی برای حضور افراد آشنا و کمسواد برای برخی کارها شده است و معاونت مالی و اداری نیز به چشم حرمسرایی میماند که در آن افراد کاربلد کم پیدا میشود. اوضاع به گونهای است که ممکن است در آنجا بسیاری از کارمندان برای پرکردن ساعات خالی خود از کارهایی مثل تماشای فیلم، بازی، خوابیدن، مطالعه یا انجام کارهای دیگر استفاده کنند. پرداخت حقوق به طور قابل توجهی با تاخیر انجام میشود و اگر چه گاهی هدایای مناسبتی نیز ارائه میشود، اما تاخیرها آنقدر طولانی است که برنامهریزی زندگی را دشوار میکند. شرکت در پارک فناوری پردیس واقع است و رفتوبرگشت در ایام زمستان تا حدودی مشکلساز است. به طور کلی محیط شرکت چندان دلچسب نیست و اگر با دوستان یا افراد آشنای مدیر عامل نباشید، ورود به شرکت توصیه نمیشود.
من برای کارآموزی سئو رفتم مصاحبه برخوردشون واقعا افتضاح بود یه آقای بی جون با چشمای نیمه باز و به شدت پررو رو گذاشتن برای مصاحبه، اگه ببینیدش واقعا دلتون میخواد بهش فحش بدید، والا یه مقدار انسان بودن هم بد نیست
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.